لینکدونی

خانومه: من مهندس الکترونیکم

* همه ما دکترها و مشاورین خوبی هستیم به خصوص تا زمانی که واسه خودمون مشکلی پیش نیومده باشه. اقلا من که اینطوریم. وقتی کسی براش مشکلی پیش میاد و میاد پیش من و با من درددل می کنه همچین مشاور و همدم خوبی براش میشم که مطمئنم اون مدت اصلا غمهاشو فراموش میکنه و تازه براش راه حل هم میدم. اما درست همون زمانی که همون مشکل حالا با درجاتی خفیفتر و یا شدیدتر واسه من پیش میاد همه حرفها و راه حلهایی که به دیگران می دادم رو فراموش می کنم و به عبارتی کم میارم! البته خوشبختانه و یا بدبختانه من آدمیم که میتونم سریع خودم رو ریکاوری کنم!!!

* خواهرم دیروز زنگ زده بود داشت اندر احوالات کلاس نهضت رفتن مامان بزرگم که الهی قربونش برم، افاضاتی می کرد. وقتی ازش پرسیدم که چه خبر گفت که مامان میگه مامان بزرگ همه کلاساشو منظم میره. وقتی هم پرسیدم حالا چیزی یاد گرفته که بنویسه؟ میگه بچم تا حرف دال رو یاد گرفته ولی اکثرا مخشاشو اشتباه می نویسه و حروف رو با هم قاطی می کنه. تنها کلمه ای که بدون اشتباه می نویسه زلیخا هست (یعنی اسم خودش) تازه اونم بلت نیست بخونه که چی نوشته فقط خواهرم اینا بهش یاد دادن که انگار داری در سایز کوچیکتر نقاشی می کنی اینطوری اسمتو بنویس. از الان منتظرم مامان بزرگم همه حروف رو یاد بگیره و با سوات شه و بهش نامه بنویسم که جوابمو بده. خدا رو چی دیدین شایدم چت کردن و وبلاگ نوشتن رو هم بهش یاد دادم که بیاد وبلاگ بسازه. حالا من بیشتر از مامان بزرگم ذوق وزده ام

* من از این سریال امپراطور دریا خیلی خوشم میاد. چون تقریبا غیر قابل پیش بینی هست. ولی حیف که به احتمال خیلی زیاد قسمت عشقولانه این سریال حذف شده. به خصوص خیلی دلم میخواست تکلیف اون سکانسی رو بدونم که گونگ بوک (هنرپیشه نقش اول) برای تجارت کردن میخواست بره یه جای خیلی دور (تبت) و رفته بود نزدیک خونه جانکوار (؟) معشوقش ولی روش نمیشد بره تو و دم در داشت بیهوا و مظطرب قدم میزد و از طرف دیگه جانکوار هم دلش میخواست باهاش خداحافظی کنه و یا ببیندش ولی چون قبلا بهش جواب رد داده بود نمیتونست و در همین حین رقیب گونگ بوک داشت اونها رو می پایید. من خیلی دلم میخواست بدونم که آیا روش شد بره خداحافظی کنه یا نه؟!!
حالا حتما میگین این دخترا چقدر خاله زنکن. ولی خوب هر چی که دلتون میخواد بگین :دی من از این سریال خوشم میاد و از اون سکانس هم خیلی خوشم اومد.

* دیروز توی یک تولیدی. من رفتم یه شلوارو که خریده بودم کوتاه کنم و یه دختر خانومی زودتر از من وارد شدن که اونم میخواست شلوارشو کوتاه کنه. آقای تولیدی هم یه پسر جوان هست.
آقاهه خطاب به دختر خانوم: ببین خانوم من واسه کوتاه کردن شلوار ۳ هزارتومن می گیرم از الان گفته باشم که مثل یه هفته پیش داد و بیداد نکنی (من توی دلم: ملت چه پولدارن یه هفته پیش شلوار گرفته بازم الان اومده گرفته)
دخترخانوم (با عشواتی فراوان): حافظه تون خوبه جناب ولی در این مورد اشکالی نداره اون شلوارو ۱۴ تومن گرفته بودم زورم می اومد ۲ تومن هم واسه کوتاه کردنش بدم اما این یکی قیمتش ۴۶ تومنه پس اشکالی نداره ۳ تومن هم واسه کوتاه کردنش بدم (من توی دلم: عجب استدلالی خدا یه عقلی به این بده یه پولی به ما!!!)
آ: ولی من حواسم جمع بود. اون یکی هم جنسش دقیقا مثل همین بود ضمن اینکه من اون موقع هم از اول باهاتون تا کرده بودم اما کل تولیدی رو گذاشتین رو سرتون!!!
د: نه آقا من مطمئنم که حق با منه و شما اشتباه می کنین!!!
آ: من اینهمه شاهد اینجا دارم شما با چه اطمینانی می گین حق با شماست!!!
د: بعله! چون من مهندس الکترونیکم و اشتباه نمی کنم (من:   )
توی دلم یاد حرف احمدی نژاد افتادم که من مهندسم و تحلیل می کنم. جدا بعضی از آدما چه اعتماد به نفس دارررررن!!! من هنوزم وقتی توی خیابونی صفی کسی سن منو اشتباه حدس میزنه و فکر می کنه من دبیرستانیم!!!! زیرش نمیزنم که بگم نه بابا فارغ التحصیل شدم. این یکی راه به راه فکر کنم به همه می گفت.

آگهی برای یک سرپناه

* خواهش می کنم اگه در کرمان هستید حتما به این زوج کمک کنید. عکس خودش گویاست. برای بزرگتر دیدن عکس روش کلیک کنین.

            

* از اینجا

مقایسه با دیگران صحیح است؟

* چرا همه عالم و آدم پینگ میشن الا من؟ ای کاش این باگ بلاگرولینگ هر چه سریعتر رفع بشه. آدم دلش میسوزه. سرویس خوبیه. بعید میدونم رقیب خاصی هم داشته باشه.

* هر وقت به مامانم میگم از شرایط فعلیم ناراضیم و احساس میکنم به هیچ جایی نرسیدم (یا اقلا جاهایی که دلم میخواست) میگه نه تو نباید ناشکری کنی. دختر فلانی رو ببین که چقدر از تو بدتره و یا فلان دوست دوران دبیرستانتو ببین اینا نصف تو هم نمیشن.
با اینکه شاید حرفای بالا به آدم اعتماد به نفس بده و باعث بشه آدم خدا رو شکرگزار باشه اما حقیقتش اینه که من فکر می کنم این مقایسه عمیقا صحیح نیست و حتی در دراز مدت باعث پس رفت آدم میشه. از طرف دیگه اگه همیشه خودمون رو با افراد بالاتر از خودمون مقایسه کنیم اینبار بیشتر ضربه میخوریم چون ممکنه اعتماد به نفس و یا حتی عزت نفسمون رو از دست بدیم
خوب حالا با توجه به شرایط بالا یعنی نباید با دیگران مقایسه بشیم؟ همیشه فقط خودمون رو با خودمون بسنجیم؟ راستش به نظر من اینهم غلطه. چون به هر حال ما در اجتماع بین همکارانمون و همکلاسی هامون هستیم و گاها ناچار و ناخواسته در معرض قضاوت دیگران هستیم و از اون مهمتر اینکه در اجتماع شرایطی پیش میاد که باید گاها از بین چند نفر بهترینها رو انتخاب کنن و توی اینجور مواقع هست که واسه اینکه بهمون ثابت بشه بهمان ظلم نشده ناچاریم خودمون رو با دیگران مقایسه کنیم. منظور از اجتماع در اینجا یک اجتماع منصف هست و نه جاهایی مثل برخی از سیستم های ارزیابی در ایران که معیارهاشون بیشتر حول محور روابط هستش!!!
پس همیشه این فرض وجود داره که مورد مقایسه، مقایسه کننده، شرایط مقایسه و … به هرحال یکی از اینها منصفانه نباشه. در اینصورت یعنی نباید مقایسه بشیم؟

نظر شخصی من اینه که باید بشیم. به نظرم این مورد یک نوع trade off هست. یعنی یکسری مزایا داره و یکسری معایب و بسته به نتیجه ارزیابی خودتون از نقاط منفی یا مثبتش باید تصمیم بگیرین که میخواین در معرض چنین ارزیابی هایی قرار بگیرین یا نه؟ به نظر من اگه میخواین از نظر شخصی و شخصیتی رشد کنین حتما جواب مثبت بدین. منظورم از رشد شخصی رشد تحصیلی و کاری و اینجور چیزاست و رشد شخصیتی یعنی رشد اجتماعی (اعتماد به نفس، مورد اعتماد بودن و …). اگر در مورد خودتان شناخت کافی و منطقی و واقع گرا داشته باشید حتی اگر در این مقایسه ها پیروز نشید بازم به رشد خودتون کمک کردین البته به شرطی که به خودتون و زحماتی که کشیدین ایمان کامل داشته باشید. برای مثال اون دانش آموزی که تو یه خونه محقر روستایی و یا کمترین امکانات زندگی کرده و پدر و مادرش سواد ندارند و کشاورز هستند اگه توی دانشگاه استان محل سکونتش قبول بشه نباید خیلی خودش رو دست کم بگیره که چرا نفر اول کنکور نشده یا چه میدونم فلان دانشگاه در تهران قبول نشده. حقیقت اینه که شرایط مقایسه در این حالت صحیح نیست. یعنی در حقیقت نیازی نیست این آدم خیلی خودش رو دست کم بگیره. و یا اگه فردی هستید که علیرغم همه شایستگی هاتون سمتی که در فلان اداره دولتی دارید بسیار سطح پائینه ولی فلان فرد فقط به خاطر اینکه ننه و باباش کاره ای بودن در سن ۱۴ سالگی شده کارمند رسمی وزارتخونه بازم نباید از دست خودتون ناراحت باشید. واقعیت اینه که در این حالت مقایسه کننده فرد منصفی نبوده و اصلا سیستم ارزیابی غلطه
مسئله بعدی نیاز مداوم به اثبات شدگی هست! به نظر من واقعا خیلی لازم نیست فرد مداوما در تلاش باشه که خودش رو اثبات کنه. باور داشته باشیم که اونی باید و برحقه و قدر اینها رو میدونه خودش می فهمه. اونی هم که نباید و یا نمیتونه و نمیخواد بفهمه اگه خودمون رو به درو دیوار هم بزنیم کارساز نخواهد بود. پس بهتره خودمون باشیم و با ارزشهای خوب خودمون زندگی کنیم.

از وبلاگ سماموس: * از من به تو نصیحت: لذت بردن از زندگی را جزو TODOهایت قرار نده
//TODO: Please implement it right now
public void EnjoyYourLife()
{
}

هرزنامه ها+ رباتهای دنیای وب

* مراقب افکارت باش که گفتارت می شود
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
مراقب رفتارت باش که عادت می شود
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود
(امام على)

* امروز تصمیم گرفتم یه مطلب جدی درباره آی تی بنویسم که ثابت کنم مهنس نرم‌افزار هستم و رو دست این آمپول زنهای آی تی نویس بلند شم و اجازه ندم بپرن وسط امورات مهندسی کامفیوتر. بخشیش رو از یه تحقیقی که قبلا نوشتم کپی کردم. پس مشمول قانون کپی لفت میشه

* خیلی جالبه! هر روز یه عالمه ایمیل واسه من میاد که فلان شاهزاده توی ماداگاسگار و یا یه کشور پرت دیگه میخواد ارثیه اش رو بده به من! و یا توی فلان قرعه کشی برنده فلان قدر میلیون دلار شدم!!! (اگه اینا واقعی بودن تا حالا ثروت بنده از بیلی گیتس جون هم بیشتر بود!!!) اگه تازه ایمیل دار شدید خواهشا اصلا به اینجور ایمیلها وقعی ننهید (درست نوشتم؟ ثقیل حرف زدن رو خیلی بلت نیستم) اینجور ایمیلها البته خیلی بعیده که حاوی اسکریپتهایی باشند که کوکی ها و یا سایر اطلاعات حساس شما رو بدزدند (هر چند که احتمالش صفر نیست) ولی ممکته افراد ساده لوح تحت تاثیر قرار بگیرند. باور کنین هیچ شاهزاده ای در دنیا وجود نداره که داراییش رو برای شما به ارث گذاشته باشه و لازم باشه که شما Claim کنید! و یا هیچ قرعه کشی وجود نداره که بدون اینکه درش شرکت کرده باشید و اسمش رو شنیده باشید شما رو برنده اعلام کنه! فقط اینکه من تعجب می کنم آیا اینها از این طریق سود می کنند؟ یعنی واقعا هستند کسانی که باور کنن که برای مراحل قانونی یه پولی به حساب اینا واریز کنند؟!!!

نوع دیگر هرزنامه ها اونهایی هستند که به کاربر میگن روی فلان لینک کلیک کنین تا فلان قدر سنت یا دلار به حسابتون واریز بشه! البته تا جایی که میدونم توی هند زنانی به کار گرفته میشن که توی برخی سایتها بچرخن و روی آگهی های اون سایت کلیک کنند تا مجازا آگهی دهنده فکر کنن ویزیتورهای این سایت زیاده و محل خوبی برای آگهی هست که البته سایت مذکور هم از محل درآمد چاپ آگهی کلی سود میبره. اما در حالت کلی وقتی بدون هیچ دلیل و یا خواسته ای از طرف شما چنین ایمیل هایی به اینباکستون میاد شک نکنین که هرزنامه ای بیش نیستند و حتما اونها رو به صورت اسپم گزارش کنین تا دفعات بعد بره توی بالک لیستتون.

حالا حتما میگین پس چطور اینها ایمیل من رو پیدا می کنن؟ من که تازه یه روزه ایمیل باز کردم؟ راهش ساده است. توی دنیای وب، روباتهای زیادی فعالیت می کنن که Web Bot نامیده میشن. بعضی از اونها خوش خیم و یا خوش نیت هستند (مثل موتورهای جستجو) و برخی از اونها بدخیم و یا بد نیت (مثل همینایی که ایمیلهای شما رو یافت می کنن و هرزنامه می فرستن)

* از اینجا به بعدش خلاصه مفیدی از یه تحقیقی که خودم یه زمانی نوشتم کپی می کنم:
ربات‌های دنیای وب ( عامل‌ها و اسپایدرها)، برنامه‌های نرم‌افزاری‌ای هستند که برای جمع‌آوری، تحلیل و فهرست‌بندی محتوای موجود در وب استفاده می‌شوند. این ربات‌ها توسط سازمان‌های زیادی و با اهداف مختلفی استفاده می‌شوند. برخی از این ربات‌ها عبارتند از:

  • MSNBot، Slurp، Mediabot و Googlebot ربات‌هایی هستند که برای کاربرد در موتورهای جستجو، طراحی شده‌اند. این ربات‌ها به آرامی و به دقت وب سایت‌ها را تحلیل، فهرست‌بندی و ثبت می‌کنند مانند موتورهای جستجوی گوگل، یاهو و ویندوز لایو سرچ
  • EmailSiphon و Cherry Picker ربات‌هایی هستند که برای گشتن وب سایت‌ها و یافتن آدرس‌های ایمیل طراحی شده‌اند تا ایمیل‌های حاوی آگهی‌های تبلیغاتی/هرزنامه‌ها را به آنها بفرستند.
  • بسیاری از هرز‌رباتها (SpamBots) وب‌سایت‌ها را می‌گردند تا فرم‌های ورود به سیستم را بیابند سپس از طریق آنها ایمیل‌های رایگانی را تولید می کنند تا آنها را برای وبلاگ‌ها، انجمن‌ها، ایمیل‌ها، صفحات ویکی پدیا و همچنین دفترچه‌های مهمان (GuestBooks) بفرستند تا به صورت غیر واقعی رتبه یا رنک وب‌سایتی خاصی را در موتورهای جستجو افزایش دهند.
  • برخی از ربات‌های بدخیم (اصطلاحا Screen scraper نامدارند) وظیفه بازیابی محتوای وب سایت‌ها را برعهده دارند تا آنها را روی سرور دیگری کپی کنند. اغلب این کپی‌ها برای حملات ماهیگیری استفاده می شوند. (Phishing: حمله‌ای که در آن مهاجم برای کاربر مجاز تور می‌گذارد تا ماهیگیری کند! یعنی از یک کپی از وب‌سایت مورد نظر استفاده می‌کند تا کاربر مجاز را به اشتباه وادارد و داده‌های وی را به سرقت ببرد.)
  • همچنین برخی از ربات‌های مخرب وب‌سایت‌ها را می‌گردند تا برنامه‌ها و نرم‌افزارهای مخرب را بیابند تا اطلاعات حساس موجود در آنها نظیر داده‌های کارت اعتباری و … را به دست آورند

همچنین این‌گونه ربات‌ها می‌توانند مشکلاتی را پیش روی وب مسترها و سرویس‌هایشان قرار دهند:

  • وب‌سرورها اغلب، دارای دایرکتوری‌هایی هستند که نباید فهرست‌بندی شوند.
  • برخی از سازمان‌ها ممکن است مایل نباشند که بخشها و یا تمامی وب سایتشان در نتایج موتورهای جستجو ظاهر شود.
  • وب‌سرورها اغلب دارای صفحات موقتی‌ای هستند که نباید فهرست‌بندی شوند.
  • سازمان‌ها برای کارکرد بهتر وب‌سرورشان، پهنای باند خریداری می‌کنند. ربات‌ها و اسپایدرها سودی برای آنها ندارند و پهنای باند را بی‌جهت مصرف می‌کنند.
  • اغلب ربات‌ها خوب طراحی نشده‌اند و برخی از آنها نیز برای اهداف سوء طراحی شده‌اند تا با درخواست‌های فوری و بیشمار، ترافیک زیادی را روانه یک وب سایت کنند که ممکن است باعث کاهش شدید سرعت و گاها حملات DoS فوری به یک سایت شوند و کاربران دیگر نتوانند از سرویس‌های آن استفاده کنند.
  • ربات‌ها ممکن است اطلاعاتی را کشف کنند که وب مستر ترجیح می‌دهد محرمانه بمانند یا اینکه حداقل پخش نشوند (مانند آدرس ایمیل و ..)

* اول: جدا رعایت نیم‌فاصله رو توی متن حال کردین؟ خوب مقاله‌نویسی هم شیوه‌های خاص خودش رو داره. تو وبلاگ رعایت اینا سخت و دست و پا گیره.
دوم: سعی می کنم توی مطالب بعدیم بگم که چطوری میتونین از شر رباتهای بدخیم در امان بمونین.

کلاس اروبیک + قوی کردن ماهیچه ها

* ما توی کلاس اروبیک مون یک وسیله ای داریم به نام استپ که شکلش یه چیزی توی این مایه هاست: ۱+ ۲+ ۳ ما همیشه دو شنبه ها با این وسیله کار می کنیم. کلا کلاسهای ما توی روزهای زوج هست و منم تقریبا همه اشو میرم. با این حال هنوزم وقتی دوشنبه ها میرم با استپ کار می کنیم من چند روز ماهیچه های پشت ساق پام بدجور درد می گیره! به نظر شما علتش چی میتونه باشه؟ اینم بگم که قبل از کار با استپ یه سری حرکات نرمشی کششی هم داریم!
دومین چیزی که برام خیلی سواله اینه که چرا من با اینکه منظم ورزش می کنم ولی قوی نیستم! منظورم اینه که وقتی پاش بیاد که حسابی از ماهیچه هام کار بکشم هنوزم مقدار زیادی اسید لاکتیک جمع میشه و کوفتگی و درد شدید اونم به مدت چندین روز! مثلا من یه مدت منظم استخر می رفتم و اروبیک هم که سر جاش بود با این حال وقتی همون موقع رفتیم کوه به قدری ماهیچه های پشت ساق پا و رانم درد گرفتن که من مدت دو روز حتی نمی تونستم از جام بلند شدم و با انواع و اقسام مسکن و چندین بار ماساژ دادن پام توسط بابام تونستم بالاخره بلند شم. میخواستم بدونم واقعا علتش چیه؟ اگه ورزش کمک نکنه که ما قویتر از اونایی بشیم که ورزش نمی کنن خوب پس چه فایده ای داره؟ اینم بگم که من وزنم اصلا زیاد نیست که BMI من پائینتر از حد نرمال هم هست و من اصلا هیچ نوع رژیم غذایی محدود کننده ای هم ندارم. میزان پروتئین دریافتی ام هم در طول روز یه چیزی حدود ۶۰ الی ۷۰ گرم هستش.
اینم اضافه کنم که کلاس اروبیک ما طوری هست که یه روز در هفته کار با وزنه داریم البته وزنه اش سبک هست ولی حرکاتی که باهاش انجام میدیم زیاد هست. حدودا ۱ ساعت اروبیک سرپا و سریع با وزنه و نیم ساعت هم اروبیک روی تشک که اونم با وزنه هست.

* یک پروژه علمی (واقعی است)
دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود
۱/ مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲/ یک عنصر اصلی باران اسیدی است
۳/ وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
۴/ استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵/ باعث فرسایش اجسام می شود
۶/ حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد
۷/ حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است
از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «در هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!!!