لینکدونی

وبلاگ من فیلتر شده؟

سلام
الان داشتم کامنتای مطلب قبلی رو می خوندم دیدم یکسری نوشتن که وبلاگ من فیلتر شده؟! حقیقتش یه خورده نگران شدم و بیشتر از اون غصه ام گرفت و متعجب شدم که این وبلاگ در پیت من اصلا چی داره که بخواد فیلتر بشه؟!!! خیلی دلم میخواد جناب سانسورچی دوباره اینجا رو بخونه و جواب بده؟!!!
جدی جدی فیلتر شده وبلاگم؟ میشه بپرسم از کجا وبلاگ منو میبینین؟ و اینترنتتون از کجاست؟ مرسی اگه جواب بدین

چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!

* اینهایی که دارم این پاپین کپی می کنم بخشهایی از وبلاگ خانومی به نام خرس قهوه ای هست که من امروز وبلاگش رو خوندم و خیلی خوشم اومد. اون درددل کرده که چرا ماها اکثرا چادریها رو تحقیر می کنیم؟! من به شخصه چه به چادری و چه غیر چادری احترام میگذارم و معتقدم که نباید از روی ظاهر آدما قضاوت کرد. اونقدر متنش صادقانه و رک و راست بود که دلم نیومد همه اشو نذارم. حالا خرس قهوه ای چی نوشته:
«همین می شه که آدم خسته می شه. همین می شه که آدم دل زده می شه. آدم دلش می خواد بره یه جایی که مردمش از روی ظاهر قضاوت نکنن. دلش می خواد همه ی زندگیش و بریزه گوشه یه چمدون و بزنه به چاک! بره اونجایی که معیارشون برای سلام های گرمشون یا خم شدن تا نوک شصت پاشون٬ مارک لوازم ارایش خانومه یا مدت ریش مرده نباشه! حالم بهم می خوره از همه نگاه هایی که با تحقیر به آدم دوخته می شن. نگاه هایی که از بالان! من دلم گرفته…من دلم از سردی همه این مردم گرفته. بذار بگم. چه فرقی می کنه اگه چار نفر به خاطر این که واقعیت خرس قهوه ای یه دختر چادریه دیگه اینجارو نخونن؟! به همون جهنمی که این روزا همه رو حواله می کنم همونجا!
من یه دخترم. من یه دختر مسلمونم. من یه دختر مسلمون چادری ام. من یه دختر مسلمون چادری اجتماعی ام. من یه دختر مسلمون چادری اجتماعی شیطونم. من یه دختر مسلمون چادری اجتماعی شیطون درس خونم. من یه دختر مسلمون چادری اجتماعی شیطون درس خون با یه عالمه آرزو و ایده و فکر توی کلمه م ام! اصلاْ مهم نیس من کیم. قبل از اینکه همه اینا باشم من یه آدمم! یه آدم که حق زندگی داره٬ حق انتخاب داره٬ حق داره اونجوری که دوست داره فکر کنه٬ راه بره٬ حرف بزنه٬ لباس بپوشه…
من موندم متعجب! اینهمه آدم با ادعای روشنفکری٬ با ادعای جستجو برای آزادی. مگه آزادی چیه؟ مگه آزادی شامل آزادی افکار نمی شه؟ آزادی انتخاب؟ ما مثلاْ الآن خیلی فرق داریم با فلان کشور که حق تحصیل رو از دخترای مسلمون می گیرن؟ که روسری از سرشون می کشن؟ که به اعتقاداتشون٬ به باوراشون توهین می کنن؟ چه فرقی داریم؟! من با تو ام! با تویی که فروشنده ی یک فروشگاه باکلاس توی بالاشهری! تویی که اگه یه مشتری چادری بیاد توی فروشگاهت نادیده می گیریش! یا اصلاْ راش نمی دی یا اگه اومد تو جوری جوابشو می دی که زودتر شرشو کم کنه! من با تو ام! استاد عزیز این مملکت! که معیارت برای سنجش دانش یه دانشجو قوس کمرشه و رنگ لباش! که اگه دانشجوی چادری سر کلاست داشته باشی هیچوقت توجهی بهش نشون نمی دی حتی اگه بهترین دانشجوی عمرت باشه!
من با تو ام! تو که توی این مملکت زندگی می کنی و وقتی از کنار یه زن چادری رد می شی خودتو انقدر می کشی کنار که خدای نکرده آلوده نشی از تماس باهاش! همچین نگاش می کنی که انگار اون از ناف داهات اومده و تو نسل اندر نسلت شاه و شاهزاده بودن! با تو ام! با تویی که فکر می کنی هم کلاسی چادریت ارزش ارتباط برقرار کردن و دوستی رو نداره! توی که فکر می کنی همه چادری ها یه سری آدمای خشکه مذهبن که از شادی هیچی نمی فهمن و مهم ترین مسئله زندگیشون عقب افتادن وقت نمازشونه! کسایی ان که از هیچی سر در نمیارن. نه از سیاست٬ نه از جامعه و روابط آدما٬ نه از سلیقه و رنگ و آب!
فکر می کنی اون دختر چادری که همسن توه دوست نداره قرتی بگرده؟ دوست نداره شلوار کوتاه بپوشه و مچ سفید پاهاشو به همه نشون بده؟ دوست نداره مانتوی تنگ بپوشه که چشم همه مردا دنبالش باشه؟ دوست نداره هفت قلم نقاشی کنه صورتشو همه حظ کنن از دیدن چشمای شهلاش؟ دوست نداره عطری بزنه که وقتی از توی یه کوچه رد می شه تا یه ساعت بعدش کوچه بوی عطرش و بده؟ دوست نداره با کلاس بازی در بیاره با پسرای هم کلاسیش دست بده؟ دوست نداره ناخوناش و مانیکور کنه ناخون مصنوعی بذاره هر روز یه جور نقاشیش کنه؟ فکر می کنی دوست نداره موهاش و مش کنه بریزه تو صورتش٬ یه شال بندازه روی سرش که هر نسیمی همون یه تیکه پارچه رم از سرش برداره؟ مگه یه دختر چادری گرمش نمی شه؟ تابستون و نمی فهمه؟؟ یعنی حالیش نیست یه روسری کوچیک چقدر خنک تر از مانتو و مقنعه و چادره؟!
به خدا می فهمه! همه اینا رو می دونه. دلشم می خواد. کی بدش میاد از خوشگل بودن؟ از توی چشم بودن؟ اونم برای یه دختر که زیبا دوستی توی خونشه. توی وجودشه. ولی اعتقادش این نیست. درست یا غلطش پای خودش. همونطور که درست و غلط کسی که به این چیزا اعتقاد نداره پای خودشه. من حرفم این نیس که همه بیاین بشیم خواهران زینبیه! به کسی هم توهین نکردم و نمی کنم. خیلی از دوستای من اصلاْ چیزی به اسم حجاب رو قبول ندارن. حرف من یه چیز دیگه س.
من می گم اون دختر چادری یه آدمه! باهاش مثه آدم برخورد کنیم!
من دیگه یه دختر نوجوون نیستم که بخوام با این برخوردا از چیزی که دوسش دارم برگردم. اما چرا٬ خانوم٬ آقا٬ چرا دل اون نوجوون دل نازک رو می لرزونی با نگاهت؟ چرا تحقیرش می کنی که برگرده از هرچی خدا و پیغمبره. خود این مذهبی نماها به اندازه کافی گند زده ن به واقعیت ماها. تو رو خدا شماها نمک نشین به این زخم! چند سال پیش٬ وقتی من خودم نوجوون بودم٬ اوضاع نمی گم خیلی خوب بود. اما لااقل از الآن خیلی بهتر بود! لااقل ۲ جا پیدا می شد که به خاطر چادری که سرت بود بهت احترام بذارن. یه جور نگاه مودبانه تحویلت بدن. الآن اگه مسخره ت نکنن٬ کسی دیگه تحویلتم نمی گیره! من اون احترام و نمی خوام.
من رفتار عادی با یه شهروند و می خوام. با یه همشهری. با یه ایرانی. با یه آدم! سخته…به خدا خیلی سخته. جوون باشی٬ شادابی سن ات رو داشته باشی٬ خواسته ها و آرزوهای همه هم سن و سالاتم داشته باشی اما خودت و به خاطر اعتقاداتت از یه سری چیزا محروم کنی. حالا از اون سخت تر اینه که یه نموره شیطونم باشی٬ بچه راحت و اجتماعی ای هم باشی٬ هرکسی هم بهت نزدیک شده باشه همیشه پیشت مونده باشه چون دوست داشته٬ دلسوز همه باشی خودت٬ همه رو به یه چشم نگاه کنی٬ بین دوستات فرق نذاری٬ اونوقت باهات اینجوری تا کنن! قربانی یه پیش داوری احمقانه ت بکنن!
دلم بد سوخته…بد!!»

* این بالائی ها حرف خرس قهوه ای عزیزم بود که امیدوارم دیگه هیچگاه توی زندگیش تحقیر نشه و اینقدر دلش نشکنه. حالا یک سوال:
تا حالا شده واقعا این کارو بکنین؟! منظورم اینه که با حرکاتتون، حرفاتون و یا حتی نگاهتون یه خانوم چادری رو تحقیر کنید؟! کسائی رو می شناسید که اینطوری باشند؟ فکر می کنید انگیزه اصلیشون از تحقیر چادری ها چی باشه؟!

من تو را دوست خواهم داشت

* روز زن مبارک. امیدوارم که ما خانمها هر چه بیشتر از پیش خودمون رو بشناسیم و قدر خودمون رو بدونیم و برای خودمان ارزش قایل بشیم. شعر پائینی رو که خیلیم زیباست یکی از خوانندگان توی کامنت نوشته بود که تقدیم می کنم به مامان خوبم و همه مامانها و خانمهای دنیا:-)

* به نظرم میاد اکثر شماهام اینطوری باشید که مادرتون و حتی اقوام مادری رو بیشتر از پدری دوست داشته باشید:) انگار آدم یه احساس دیگه ای نسبت به مادرش داره و دوستیش نسبت به والدین در مورد مادرش اصلا یه جور دیگه است. این مسئله فقط توی ایران نیستا. چندی پیش یه خبر خوندم که توی آمریکا مردمانش توی روز پدر مجموعا یه چیزی حدود چند میلیار دلار کمتر از روز مادر هدیه خریده اند:-)
البته بر همگان واضح و مبرهن هست که همچین چیزی اصلا و ابدا به معنای مظلومیت آقایان نیست :دی

* خبر روز: هم میهن توقیف شد! دلایل توقیف هم میهن از زبان مرتضوی
نتیجه گیری ریاضوی: قوچانی احتمالا دیگه رکورد دار شده!

* وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
معمار شوم
آنگاه
تمامی جهان را همچون بامی
بر فراز دستان تو
ستون خواهم کرد

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
پزشک شوم
آنگاه
با عطر تو
نوشدارویی خواهم ساخت
بر تمام دردهای جهان
و آنگاه به سلامتی شان
با لب های تو
بر گونه های شادی تمام کودکان جهان
بوسه خواهم زد

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
یکروز با چتر گیسوان تو
از آسمان آرزوهایت
پروازی کنم بر آستان زمین
[زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است ]
و آنگاه
خواهم دوید تا مرزهای درونت
و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو
پنهان خواهم شد

اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم
در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم
من تو را دوست خواهم داشت…

پیشنهاد برای هدیه روز مادر

* دیشب تو برنامه سینما ماورا فیلم بسیار آموزنده و جالب راز (The Secret) محصول ۲۰۰۶ استرالیا رو نشون داد. من توصیه می کنم که هر طور شده این فیلم مستند رو تهیه و مشاهده کنید. فقط اینو بگم که موضوع فیلم درباره مدیریت مثبت ذهن هست.

* این چند روزه همش دارم فکر می کنم روز مادر چی واسه مامانم بگیرم. ولی چیز خاصی به ذهنم نمیرسه. اگه ایده خوبی توی این زمینه دارین حتما بهم بگید. چون من وقتش رو هم دارم. خود روز زن نمیتونم برم شمال و احتمالا با چند روز تاخیر خدمت مامان جونم میرسم. حالا ازتون خواهش می کنم که اگه تا حالا با هدیه خاصی مامانتون، یا خانومتون و یا مامان خانومتون (این یکی فکر کنم شاهکاره) رو غافلگیر کردید حتما اینجا بنویسید. اگه دوست داشتید با یه اسم و یا ایمیل الکی بنویسید ولی فکر می کنم دونستنش برای بقیه میتونه جالب باشه. به خصوص برای ما خانومهای مجرد که توی این روز اگه محل کارمون و بابامون چیزی بهمون ندن به شدت سرمون بی کلاه میمونه :دی!
هدیه گرفتن هم میتونه یکی از انگیزه های قوی برای ازدواج باشه ها:دی.

با گرگها می رقصند!

* دیشب بین خواب و بیداری زدم کانال دو که با تعجب دیدم صحنه رقص یه عده ای هست! یعنی یه عده داشتن با تمام شادی و قوا بریک می زدن اونم رقص ایرانی! جالبه که صدای کیل و فریادای خانومام می اومد!!! اولش فکر کردم من متوهم شدم اما دیدم واقعا درسته و زیرش زده: با گرگها می رقصند!  و چند ثانیه بعد هم ادامه اخبار ۲۰:۳۰ رو نشون داد!!!
زنگ زدم به شیوا که آیا درست دیدم یا نه؟ اونم گفت که آره! خبرنگاره متن خبر رو اینطوری خونده:
نمایندگان پارلمان اروپا با برخی از منافقین جشن گرفتن و دارن می رقصن، ببینین…
و بعدشم از اونجایی که من دیدم :-)
 حالا یه سوال:
اصلا طبق قوانین بین المللی کمک به دشمنان دولتها جایز هست یا نه؟ مثلا تا جایی که من میدونم اکثر کشورها میدونن که گروه منافقین دشمن جمهوری اسلامی هستن ژس چطوری آشکارا می تونن بهشون کمک کنن؟! مثلا همین پارلمان اروپا و یا آمریکا؟!

* یه سوال دیگه:
توی بعضی از وبلاگها لیست بلاگ رولینگشون فیلتر نشده! چرا واسه من فیلتر شده؟ و چکار کنم و یا از چه کدی استفاده کنم که مشمول فیلتر نشه؟! مرسی