لینکدونی

وبلاگستان، بالای شهر، پائین شهر!

* یکی از چیزهایی که من ازش بیزارم اینه که هی بخوام پست بدم که از خودم دفاع کنم و یا پستهای قبلیم رو توضیح بیشتر بدم. اینبار اما فکر کنم باید خیلی شفافتر توضیح بدم، مثل اینکه خیلیا در مورد من دچار سوء تفاهم شدن! طوریکه با اطمینان کامل اینطوری تحقیرم می کنن که: زهرا اچ بی تا به حال مفاهیمی مثل “آزادی”، “حقوق انسانی” و حقوق بشر به گوشش نخورده!

* چنین اطمینانی رو هم از دو تا پست با مخالفت کورکورانه با اعدام، مخالفم و پست سه سوال راجع به اعدام اخیر نتیجه گیری کردند و پیش خودشون فکر کردن آره الان هر کسی رو جلوی زهرا اچ بی دار بزنی، ککش هم نمی گزه، چون صد در صد این مفاهیم رو نه شنیده، و نه ازش سر در میاره و نه لابد هیچ گونه احساس انسانی در این بشر هست!

* من فکر میکنم توی این ۲ تا پست خیلی شفاف نظرم رو گفتم! من با اعدام مخالفم صد در صد! ولی با استفاده ابزاری از این مفاهیم برای مظلوم جلوه دادن معدوم مخالفم! خیلیا به بهانه مخالفت با اعدام، سعی دارن این کسی رو که اعدام شده، مظلوم جلوه بدن. تمام حرف من این بود که برادر من با اعدام مخالف هستی باش، اما منصفانه! دلیلی نداره به خاطر مخالفت با اعدام یک تروریست رو تا حد یک فعال مدنی و روزنامه نگار و وبلاگ نویس بی خطر، مظلوم جلوه بدی واضحه؟! تو میتونی بگی من با اعدام مخالفم، حالا طرف هرکسی که میخواد باشه، یک تروریست، یک قاتل، یا یک متجاوز! ولی نمیتونی به خاطر تحت فشار گذاشتن، و تهیه کردن خوراک برای رادیو فردا و بی بی سی، بگی در ایران یک روزنامه نگار و یا یک فعال مدنی اعدام شد! این آقا در حین اینکه فعال مدنی بود، عضو جندالله هم بوده. تیتر میزنی، متن مینویسی، کامل بنویس تا خواننده رو گمراه نکنی.

* چرا اتفاقا مفاهیمی مثل آزادی و حقوق بشر و حقوق انسانی به گوش من خورده. اما من بلد نیستم در جهت اهداف سیاسیم ازش استفاده کنم. بلد نیستم ازشون سوء استفاده کنم. من بلد نیستم با کلمات بازی کنم! من نمیتونم کسی رو عضو یک گروهک تروریستی بوده، رو به بهانه مخالفت با اعدام، مظلوم جلوه بدم! من میگم با اعدام این شخص هم مخالفم، امای تو خواننده بدون این کسی که صرفا ازش به عنوان وبلاگ نویس و روزنامه نگار نام میبرن در اصل چه کسی هست؟

* از نظر من اون کسی که از یک تروریست دفاع می کنه، چیزی از مفاهیم حقوق انسانی نمیدونه. اون کسی که بلد نیست چطور منصفانه مخالفت کنه، چیزی از مفاهیم حقوق بشری نمیدونه. چون حتی نمیدونه داره از کسی دفاع میکنه که مستقیم و یا غیر مستقیم، حقوق انسانهای زیادی رو زیرپا گذاشته. به همین دلیل من میگم داره شعار میده! چون میدونه چیزی که داره ازش دفاع میکنه اصلا و ابدا مهم نیست مهم اون هدف سیاسی ای هست که پشتش خوابیده، به همین خاطر من سوال اول رو مطرح کردم.

* اگه به شخص من باشه، من با اعدام همین آقای مهرنهاد هم مخالفم! به خاطر اینکه اعدام حکم برگشت ناپذیریه! اما در عین حال کتمان نمیکنم که این آقا تروریست بوده! به خاطر اینکه با اعدام مخالف هستم، دلیلی نمیبینم این آقا رو بی گناه جلوه بدم! واضحه؟!!! هردوتای اون متنهای من هدفشون همین طوری بود! میگم درسته این آقا اعدام شده، اما با دروغگویی و شانتاژ خبری، سوء استفاده نکنید! همه جرمهاش رو بیان کنید. اگه به خاطر اینها میخواین به من تهمت بزنین، بزنین!

* شمال شهر وبلاگستان! عجب اصطلاحی! میشه لطف می کنین بگین ساکنان شمال شهر وبلاگستان کیا هستند؟ اپوزوسیون و یا گردانندگان تلویزیونهای لس آنجلسی؟! پائین شهر که صد در صد یکی از ساکنینش زهرا اچ بی هست. آقاجان شما حق نداری حالا که دو روزه رفتی کانادا ۴ تا خبر راجع به حقوق بشر فرمالیته غرب پسند، خوندی، به مردم کشورت توهین کنی و فکر کنی هر کسی که مثل تو فکر نمی کنه، چیزی از مفاهیم انسانی و یا حقوق بشری به گوششون نخورده! نه اتفاقا ایرانیها مردمان بسیار با شعوری هستند. تو حق نداری براشون حکم صادر کنی که مثل تو فکر کنن! حقوق بشر اونطوری نیست که در غرب بیان میشه! در شرق هم همین طور! اصلا همه این مفاهیم با سیاست آلوده شدن! درد من اینه که باید حواسمون جمع باشه تحت تاثیر هجوم رسانه ای این الفاظ قرار نگیریم و از این لوث ترشون نکنیم.
چرا فکر می کنین هر کسی که توی ایران هست، منبع خبریش صرفا صدا و سیمای جمهوری اسلامی هست؟! و این فقط صدا و سیمای ماست که روش تاثیر میذاره؟! من به شخصه جز کسانیم که هر هفته ممکنه فقط یکبار تلویزیون رو روشن کنم حتی! مثل اینکه منم برگردم بگم افکار کمانگیر و نوشته هاش بدجوری تحت تاثیر فاکس نیوز هست!
جناب کمانگیر معتقدن که اونها در اقلیت هستند! در حالیکه همه شون از پستهای همدیگه به به و چه چه می کنن و کسی اینقدر ناراحتشون نمی کنه! معلومه هنوز شناخت درستی از وبلاگستان ندارند! شایدم خودشون رو به اون راه میزنن. حالا منتظر میشیم ببینیم نوشته کدومیک از ما بیشتر شیر میشه و لینک داده میشه و ازش تشکر میشه! اونوقت ایشون که صاحب دیدیش هم هستن، بهتر میتونن تصمیم بگیرن، اکثریت با کی هست! چون چیزی که در وبلاگستان در اقلیت هستن و مدام هم توهین هایی مثل توهین های ایشون و صد بار بدتر میشنون همین ماهائیم که به انواع و اقسام تهمت ها هم محکوم میشیم! ظاهرا ایشون خبر ندارن که فحش دادن و توهین کردن به زهرا اچ بی، یکی از اصول محبوبیت در وبلاگستان هست! توصیه میکنم ایشون به جای گیر دادن به تیترهای روزنامه های تندرویی چون کیهان و فارس نیوز و سوتی گرفتن از اونا، کمی بیشتر وبلاگهای فارسی رو بخونن.

* جالبتر اینکه که به تعداد کامنت گذاران من هم گیر دادن! یکی نیست به این ساکنان خیالی شمال شهر بگه، برادر من تو باید از خوانندگانت عذرخواهی کنی که شعورشون رو دست کم گرفتی و بدون هیچ توضیحی اون عبارت در سوگ مهرنهاد رو حذف کردی! باید منطقا مینوشتی، آقا من اشتباه کردم! فهمیدم این آقا کاره ای بوده و کارهایی کرده! همچین بیگناه هم نبوده. به جای اینکه بشماری ببینی چند نفر از پرشین بلاگ و یا بلاگفا برای من کامنت گذاشتن! و من هنوزم مات و متحیرم که آیا اهمیت داره؟! از نظر من هرکسی در هر جایی که وبلاگی مینویسه و نظرش رو میگه محترمه! چه پرشین بلاگ باشه چه بلاگفا چه بلاگ اسپات و اصلا هرجای دیگه! همه این وبلاگها انسانهای محترمی هستند و حق دارن حرف بزنن، ضمن اینکه من نمیتونم محتوای کامنت همه رو کنترل کنم، فقط میتونم فحشها رو حذف کنم، اینکه کسی کامنت میذاره به من سر بزن، به من لینک بده، مشکل من نیست!

* نمیفهمم چرا اینقدر تصورتون از من بد و منفیه! منم مثل همه آدما وقتی عکسهای اعدام رو می بینیم حالم بد میشه. نمیدونم خفاش شب رو یادتونه یا نه؟ الان یادم نیست اون داستان مال کی بود؟ تنها چیزی که اینه که بابا با تحکم تمام میخواست من اون صحنه رو نبینم و منو از اتاق بیرون کرد ولی من کنجکاو شدم و از لای در دیدم. یادمه وقتی اخبار ساعت ۲ تلویزیون صحنه اعدام رو نشون داد و وقتی زیر پای اعدامی خالی شد و برای آخرین بار چهره اش رو نشون دادن علیرغم اینکه به من گفته بودن که اون خیلی آدم بدی بوده و چند زن رو کشته و طبیعتا ازش متنفر شده بودم، ولی خوب یادمه اون لحظه خیلی حالم بد شد، یک لحظه قلبم ریخت و از خودم پرسیدم: اگه قاضیه اشتباه کرده باشه چی؟! یعنی واقعا مرد؟! حتی یکی دو روز با یادآوری همون صحنه نمیتونستم غذا بخورم.

هنوزم وقتی کسی میگه اعدام من یاد اون صحنه می افتم. تنها صحنه اعدامی که توی زندگیم دیدم. واضحه اعدام حکم تلخی هست. اینم واضحه که فقط در ایران نیست که آدمها رو اعدام می کنن منتها اعدام در کشورهای مختلف به شیوه های مختلفی انجام میشه (مثل شوک الکتریکی، اتاق مجازات، ریختن ماده سمی در فضای بسته ای که متهم هست و …). به خصوص در مورد قتل عمد، حتی میشه گفت با اعدام مجرم، مقتول زنده نمیشه و حتی گمان نمی کنم مقداری از داغ خانواده مقتول هم کاسته بشه…

* فکرشو بکن اول صبحی بیای و با عصبانیت مجبور بشی همچین چیزیو بنویسی! دارم فکر میکنم چه کسانی دم از حقوق بشر و حقوق انسانی و دموکراسی میزنن! تعریف اینها کاملا مشخص شد: یا همراه من میشی، هرچی من میگم تائید میکنی، یا اگه با من مخالفی و کلیه نظرات بنده رو صد در صد تائید نمی کنی، تو یک پائین شهری هستی که چیزی به اسم حقوق انسانی به گوشت نخورده و وبلاگ و کامنتهای چیپی داری و بلاگفائیها و پرشین بلاگیها واست کامنت میذارن! عوضش واسه من هرکی کامنت میذاره همه دات کامی و وردپرسی و باکلاسن و شمال شهری هستن! تو باید تغییر کنی و مثل من بشی! به به! اینست تعریف حقوق انسانی و آزادی و مخصوصا دموکراسی. امیدوارم شما خواننده محترم هم این معنی رو فهمیده باشی!

* لینکهای مرتبط:
۱- پدیده ای به نام زهرا اچ بی و اهمیت او برای وبلاگستان
۲- خون به خون شستن محال آمد محال
۳- مهرنهاد قرار بود، شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد
۴- در دفاع از زیباکلام و در نقد آستین پر اشک وبلاگستان
۵- زیباکلام در الجزیره
۶- یعقوب مهرنهاد وبلاگنویس نبوده است

* و در آخر اینکه من این پست رو در حال عصبانیت محض نوشتم! ممکنه برخی جاهاشو بعدا ویرایش کنم. الان اصلا حالم خوب نیست! شرمنده. همین…

نتایج جدید پس از خواندن وبلاگهای IT

* آقا ما این چند روزه لال نشده بودیم، بیشتر ساکت بودیم تا ببینیم جریانات اخیر وبلاگنویسی به چه سمتی هدایت میشه؟ و اما نتایج مشاهدات ما پس از خواندن وبالیگ IT که این روزها بیشتر روی بورس هستند:

اخیرا در ایران، زندان جدید التاسیسی داریم به نام بلاگفا!!! این زندان که بسی هولناکتر از زندان های گوآنتانامو و آلکاتراس می باشد، توسط زندان بانی به نام علیرضا شیرازی مدیریت می شود.
او که فردی … (فحاشی ها سانسور شده است) تمامی زندانیان خویش را مجبور کرده است که تا ابد در حبس بمانند و از زندان بلاگفا خارج نشوند.
این فرد خاطی و معلوم الحال ظاهرا به زندان بسنده نکرده است و در تهیه و تدارک مقدماتی جهت جدایی طلبی می باشد زیرا که برخی اطلاعاتی در دست دارند که می پندارند، او به فکر حکومت کردن نیز می باشد!!!

* پانوشت:
این بحث، میتونست بحث خوبی بشه، اگه به صورت حرفه ای اداره می شد و اگه افراد سعی می کردن دلایل فنی شون رو بنویسن، الان یه بحث حرفه ای تمام عیار (بعد از مدتها) در وبلاگستان می داشتیم! اما الان دیگه لوث و تبدیل به لگدپراکنی و فحاشی شده! آخرش من توی حسرت نقدهای منصفانه توی وبلاگستان موندم. (بلاگفا فراموش نشوی، از نظر من منصفانه تر از بقیه بوده) یعنی آرزو به دل موندم، بحثی فراگیر بشه و توش طرفین بحث، منصفانه و به دور از هوچی گری، موضوعی رو نقد کنند و شخصیت کسی رو زیر سوال نبرند! درسته عنوانهای دهن پر کن باعث جلب ویزیتور بیشتر میشه و شاید در موقع داغ بودن بحثی، خیلی محبوبیت میاره، اما باور کنید، شیوه منصفانه بحث این نیست. این شیوه ممکنه دل خیلیا رو بشکنه! اگه روی این موضوع تاکید دارم، به خاطر اینه که بارها توی موقعیت مشابهی بودم، طوریکه توی دو سه مورد به قدری ناراحت شدم که حتی دلم خواسته قید وبلاگنویسی رو بزنم و به طور کامل وبلاگم رو دیلیت کنم تا خیال همه راحت بشه.

اولا که موضع اکثریت توی این بحث، مشخص نیست! خیلیا همینجوری پابرهنه پریدن وسط بحث! با چه چیزی مشکل دارین؟! با شخصیت علیرضا شیرازی؟! با سرویس بلاگفا؟! با انحصاری بودن این سرویس؟! با اینکه وب دوئی نیست؟! آیا این سرویس مشکلات ذاتی زیادی داره؟! آیا کاربرانی که از این سرویس استفاده می کنن، با هفت تیر تهدید شدن که استفاده کنن؟! آیا اصلا فرقی میکنه کاربر با چی وبلاگ مینویسه؟! آیا وردپرس حقیقتا بهترین سرویسه و می ارزه اینقدر جارو جنجال به پا شه؟! آیا اصلا شیوه اعتراض همینه که با بدترین کلمات سرویس و مدیر سرویسی رو محکوم کنیم؟ آیا کسی از وردپرسی شدن کس یا کسانی نون میخوره؟! قبلا با چه سرویسهایی کار کردین؟! آیا سرویسی وجود داره که از همه کاملتره باشه؟! هدف از این بحث چیه؟! نتیجه بحث چی باشه، مطلوب محسوب میشه؟!

تا حالا دیگه فکر کنم همه مون مشترک فید بسیاری از وبلاگهای آی تی خارجی هستیم! تا حالا از این بحثها جایی دیدین؟! که با هم دعوا کنن آقا بیا بلاگر، آقا ام تی جیزه! آقا وردپرس بهتره! آقا بلاگ اسپات اخه! من که ندیدم! بابا هرکی هر سرویسی که دوست داره استفاده می کنه، حالا میخواد اپن سورس باشه، کلوز سورس باشه! من میتونم شیوه خودم رو به صورت مسالمت آمیز تبلیغ کنم و از کاربران بخوام و بهشون توصیه کنم که از این شیوه تبعیت کنن، و دلایل خودم رو برای تبلیغ اون سرویس، بگم و بنویسم که چرا فکر میکنم، اون سرویس بهتره، اختیار با کاربر هست که کدوم رو انتخاب کنه! نه اینکه هرطوری که آزادم راجع به بقیه بنویسم و فحاشی کنم و از عبارات عجیب و غریب برای کوبیدن چیزی استفاده کنم! بابا ول کنید این بحث ها رو! مطمئن باشید، همیشه تبلیغ بهتر از تخریب جواب میده!

یک پست خوشمزه

* این پست رو فقط برای تنوع میذارم چون از این بحث واقعا خسته شدم به قول مولانا:
رستم از این بیت و غزل، ای شه و سلطان ازل     مفتعلن، مفتعلن، مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر                  پوست بود، پوست بود، درخور مغز شعرا

* این عکسهایی که در زیر می بینین، همه شون از انواع و اقسام موارد غذایی ساخته شدن:) برای بزرگتر دیده شده، روی خود عکس کلیک کنین. فقط من موندم کی دلش میاد اینا رو بخوره؟ :دی اولین عکس یه گیتار هست که از مواد غذایی ساخته شده:

* این یکی هم یه لپتاپ هست که روش ویندوز ایکس پی نصب شده و کلش از غذاهای ژاپنی درست شده. جدا اون موسه با نمک نیست؟:)

* سومین عکس که من بیشتر از همه خوشم میاد، یه باغچه هست. جالبه بدونین توی این باغچه هه، همه گلها به غیر از لاله و نرگس زرد، از سفیده تخم مرغ آب پز درست شدن. لاله های نارنجی و وسط نرگس ها هم از هویج؛ لاله های قرمز رو از فلفل قرمز درست کردن. گلبرگای  نرگس و بالهای پروانه هم از کدو درست شدن:

* بقیه عکسها رو هم میتونین اینجا ببینین:)

آیا فیدبرنر واقعا هک شده است؟!

* خداییش این تکنیکی رو که میخوام معرفی کنم رو ازش سوء استفاده نکنین ها. من صرفا میخوام اطلاع رسانی کنم که حواسمون به آمارهای واقعی باشه

* بخوایم رو راست باشیم باید بگیم هرکسی دوست داره که تعداد مشترکین فیدش زیاد بشه. یه زمانی این خوشحالی مال زیاد شدن ویزیتورهای سایت بود، اما الان دیگه Counter ها خیلی ارزشی ندارن و این تعداد مشترکین فید یک سایت هست که به نوعی یک سایت رو ارزشگذاری می کنه.

* خوب این تا اینجا فهمیدیم که زیاد شدن تعداد مشترکین فید یک سایت خیلی وسوسه کننده است میخواین تعداد مشترکین فیدتون ظرف یک شبانه روز زیاد بشه؟ اونم به هر تعداد دلخواهی که شما بخواین؟ اینکار اخیرا به راحتی صورت میگیره (هر چند که کار اخلاقی ای نیست، توصیه می کنم متن جالب problogger رو در این مورد بخونین) ولی ظاهرا خیلی از سایتها برای نشون دادن اعتبارشون اینکارو کردن، و حتی خیلی از سرویس های جدید، برای اینکه نشون بدن، مشترکین زیادی از اونها استفاده می کنن، مشترکین جعلی ایجاد کردند، طوری که دیگه صداش در اومده.

آیا فیدبرنر هک شده؟ و یا میشه فیدبرنر رو در مورد تعداد مشترکین گول زد؟ بله کاملا ممکنه! اینجا یک ویدئو هست که مراحل کار رو نشون میده. طرف ثابت کرده که مشترکین فیدش ۴۵ تا بیشتر نبوده و صرفا با کپی پیست، موفق شده تعدادشون رو ظرف فقط یک شبانه روز، به بیشتر از ۲۵۰۰ تا برسونه.

* تمام چیزی که برای این کار احتیاج دارید یک اکانت در سایت Netvibes هست. یعنی اولش، در سایت Netvibes یه اکانت بگیرین. بعدش یک فایل OPML ایجاد کنین. ایجاد این فایل هم خیلی ساده است (میتونین از وبلاگهایی که در گوگل ریدرتون مشترکشون شدین یه فایل OPML بگیرین، گوگل ریدر این کار رو به صورت خودکار انجام میده). حالا تنها چیزی که احتیاج دارین اینه که در اون فایل OPML، باقی مشترکها رو پاک کنین و به جاش هر تعداد بار که بخواین، لینک به فید وبلاگتون رو کپی و پیست کنید. سپس در Netvibes لاگین کنین.  Add content و سپس add feed رو بزنین و در لینک پائینی اون فایل OPML رو import کنین و بعدشم بخوابید تا فردا صبح که بیدار شدین منتظر نتیجه باشید
عجله نکنین :دی برای اینکه جواب بده، باید یک شبانه روز صبر کنید تا ببینین که چقدر مشترکین فیدتون زیاد شدن:)

منبع

* حالا سوال اینجاست آیا نت ویبس هک شده یا فیدبرنر؟ برخیا معتقدن این مشکل از نت ویبس هست و نه فیدبرنر! اما از اونجائیکه اعتبار سایتی مثل فیدبرنر خیلی بالاست و به عنوان اولین مرجعه کاونتر فید معرفی شده، میشه گفت این مشکل از فیدبرنر هست. چون به نوعی میشه با تکرار یک فید گولش زد. در حقیقت این فیدبرنر هست که باید از یک فیدخوان خاص، آدرسهای فید رو به صورت یکتا (unique) شمارش کنه. هرچند که نمیشه باگ نت ویبس رو هم نادیده گرفت:)

* Steve Olechowski (موسس فیدبرنر) و Franck Mahon (از نت ویبس) گفتن که دارن سعی می کنن این باگ رو به نوعی برطرف کنن که اینطور کارای تبلیغی روی آمار واقعی تاثیر نداشته باشه. فکر میکنم بعد از برطرف کردن این باگ، آمار خیلی از سایتها باید جالب باشه:)

* این باگ البته چیز تازه ای نیست. قبلا هم به نوعی دیگه گزارش شده بوده. تک کرانچ در دسامبر ۲۰۰۶ یه پست زده بوده راجع به یک سرویس جدیدی اومده به اسم pageflakes که boing boing تعجب کرده بوده که چطور یک دفعه نزدیک به ۲ میلیون مشترک از این سرویس استفاده کرده بودند و خوب این آمار خیلی مشکوک بوده. البته اون مشکل بعدها توسط فیدبرنر حل شد.

* پا نوشت: جدای از اینکه بالاخره این باگ مرتفع خواهد شد، حواستون باشه، ما در وبلاگستان فارسی پروژه ای داریم به نام دیدیش که خیلی راحت نمودار پیشرفت فید افراد رو نشون میده. اینو گفتم که بگم خیلی نمیشه توی وبلاگستان فارسی از این کارا کرد :دی اگر نمودار پیشرفت فیدها رو نگاه کنید، یک پیشرفت کاملا آرام و نرمالی بوده. کلا هر وقت توی نمودارهای دیدیش، جهش و پرش عجیبی پیدا شد، بدونین احتمالا زیر سر این تکنیک بوده

سه سوال راجع به اعدام اخیر

* خوب، الان سه سوال برای من پیش اومده:
اولش: فرض می کنیم حرف شما درست، این آقا عضو جندالله نبوده، با این فرض:

۱- همونطور که میدونین و همه خبرگزاریها (میتونین سرچ کنید)، خبر رو اینطوری نقل کردند، که این ۲ نفر بودن که با هم اعدام شدن، یکی همین آقای مهرنهاد بوده و دیگری آقای عبدالناصر طاهری. اولین بار وارش این خبر رو اعلام کرد. به لینکهایی که داده توجه کنید.
مطمئنم خیلیاتون تازه اسم نفر دوم رو میشنوین! سوال من اینجاست که چرا همه، توجه شون فقط به این آقای مهرنهاد جلب شده؟ مگه اون یکی خونش کمرنگتره؟! خوب مگه اونم اعدام نشده؟ چرا همه تون فقط برای این آقا ماتم گرفتید؟ حالا اون یکی چه گناهی کرده که روزنامه نگار یا وبلاگنویس نیست که شماها بهش توجه کنین و اسم وبلاگاتون رو به نامش کنین؟ مگه شما ژشت حقوق بشری نگرفتین؟ این ۲ تا بشر با هم فرقی دارن؟ خوب هر دو اعدام شدن، مگه غیر از اینه؟! یا اینکه عنوان روزنامه نگاری/وبلاگنویسی در ایران اعدام شد خیلی دهن پرکن هست و خیلی سریع و همونطور که قابل پیش بینی بود بازتاب پیدا کرد؟

۲- توی این شرایط جنگی که آمریکا و اسرائیل ایران رو تهدید می کنن و دو طرف مشغول کری خوندن برای همدیگه هستند و هر روز یکیشون داره، موشکی، کشتی ای چیزی آزمایش می کنه و توی بحبوهه تحریم ها علیه ایران و انواع و اقسام مشکلات شرایط جنگی، و با در نظر گرفتن این موضوع که ایران به شدت زیر ذره بین قرار داره، به نظر شما جمهوری اسلامی ایران چه مرضی باید داشته باشه که یه وبلاگ نویس رو همین طوری به خاطر مخالفت اعدام کنه؟ اونم یه روزنامه نگار گمنام رو؟! قبول دارین خیلی از شماها که الان همه داغدار هستید و متن های سوزناک مینویسید، تا به حال اسم این بشر رو هم نشنیده بودین؟! یه روزنامه نگار به این گمنامی که تا حالا هیچ خطری بین المللی برای جمهوری اسلامی نداشته، چرا باید الکی به جرم روزنامه نگار مخالف بودن اعدام بشه؟! مسخره نیست؟! اونم در حالیکه تا حالا حتی یه مقاله معروفی، کتابی، سندی چیزی علیه مخالفت با جمهوری اسلامی منتشر نکرده، مگه مرض داشته بی دلیل اعدامش کنه که وجهه بین المللیشو خرابتر کنه؟!
مگه توی ایران کمن روزنامه نگارانی که با دولت مخالفن؟! الان غیر از نویسندگان و خبرنگاران کیهان و رجانیوز و فارس، من بعید میدونم خبرنگاران جای دیگه ای با دولت ایران موافق باشند، چرا پس اینهمه اعدام نمیشن؟!!! طبق استدلال شما، منطقا هر روز باید شاهد اعدام حداقل ۱۰ نفری باشیم؟ نه؟!

۳- دومش: فرض می کنیم این آقا عضو جندالله بوده، خوب حالا با یه تروریست چیکار باید کرد؟! بگیم انسانه و بذاریم آزاد بگرده؟ خوب این خطرات زیادی برای انسانهای دیگه داره، امنیت جانی انسانهای زیادی رو مورد تهدید قرار داده، حکم از نظر شما چیه؟ اگه شخصی مستقیم یا غیر مستقیم در قتل انسانهای دیگه ای نقش داشته باشه، عملیات تروریستی ای رو راهبری کرده باشه، خوب حکمش چیه؟! چه باید کرد؟ آقا اعدام بده، غیر انسانیه، درست، نحوه مجازات انسانیش رو لطفا بیان کنید.

* خارج از گود نظر دادن چقدر ساده است! اگه پدر من چاقو بخوره و کشته بشه من حاضر نیستم قاتل مجازات بشه چون من انسانم و اینکار انسانی نیست! به نظر شما نویسنده این حرف در نوشتن چنان متنی چقدر صداقت به خرج داده؟!
من الان میخوام یه فرضیه خیلی بد رو بنویسم خیلی تلخه ولی دقیقا توی صفحه حوادث جام جم چنین چیزی رو خوندم: یعنی واقعا و جدا اگه الان بهتون خبر بدن که شخصی مادر شما رو دزدیده و بعد بهش تجاوز کرده و بعدشم برای شناسایی نشدن اونو کشته و صورتش رو طوری له کرده که جسد شناسایی نشه، شما به خاطر اینکه انسان محترم و شیک و حقوق بشر دوستی هستید مانع از مجازات این آدم میشید؟! عجب! نظر شخصی من اینه که اتفاقا برعکس! باید در انسانیت کسی که تا این اندازه بی احساس و سنگدل هست، شک کرد! انسانیته که ایجاب میکنه من بخوام قاتل مجازات بشه چون عمل غیر انسانی ای رو انجام داده (مجازات در اینجا به معنی اعدام نیست! عطف به سوال سوم) شعار دادن چقدر ساده است! تا زمانی که در متن قرار نگرفتیم.

* و در پایان: استدلالی که میگه اعدام باعث میشه جرم و جنایت کمتر بشه، از نظر من فاقد اعتباره همین طور استدلالی که با توجه به جمله قبلی میگه پس اعدام بده هم فاقد اعتباره! اصلا نمیشه به همچین استدلال ضعیفی اتکا کرد و حتی مطرحش کرد! ما اینهمه جرایم برای تخلفات راهنمایی رانندگی داریم، مگه باعث شده، تخلفات کمتر بشه؟ اصلا مگه فردی که در ایران آدم میکشه از وجود قانون اعدام مگه بی خبره؟ ولی باز آدم می کشه!

* من گفتم با اعدام مخالفم هنوزم میگم هستم! به خاطر اینکه معتقدم شرایط تربیتی آدمها و جامعه باید طوری باشد که فردی تروریست نشه، آدم کش نشه، متجاوز نشه. هرچند مسخره است و ایده آل گرایی و کمال گرایی محسوب میشه، اما چیزی که ته دلمه، اینه. نمیدونم باید چیکار کرد! باید روی چی کار کرد؟ ایمان طرف رو قوی کرد؟ انسانیتش؟ فقر رو از بین برد؟ تبعیض رو؟ نمیدونم! من جامعه شناس نیستم…