<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زهرا &#187; وبلاگستان</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/category/weblog-world/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 11 Feb 2012 14:56:09 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>کارکرد تحقیر یا توهین</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/09/humiliating-or-offensive-effect/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/09/humiliating-or-offensive-effect/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 11:34:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10982</guid>
		<description><![CDATA[* به نظر من جو غالب آدمها تو فضای مجازی خاکستری هست. منظور من از فضای مجازی جاهایی مثل فقط گوگل ریدر، فرندفید توئیتر و امثالهم نیست. اگه مثلا رسانه ها رو به ۲ بخش سنتی و جدید تقسیم کنیم و رسانه های اجتماعی و شبکه های اجتماعی رو جز رسانه های جدید در نظر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* به نظر من جو غالب آدمها تو فضای مجازی خاکستری هست. منظور من از فضای مجازی جاهایی مثل فقط گوگل ریدر، فرندفید توئیتر و امثالهم نیست. اگه مثلا رسانه ها رو به ۲ بخش سنتی و جدید تقسیم کنیم و رسانه های اجتماعی و شبکه های اجتماعی رو جز رسانه های جدید در نظر بگیریم و مثلا فرومها و انجمن ها و چت روم ها رو جز رسانه های سنتی در نظر بگیریم، به نظر من جو غالب فضای مجازی تو رسانه های سنتی هستن. مثلا شما همین الان نگاه کنید نهایتا ۱۰ هزار کاربر فرندفید فارسی زبان می بینید. چند برابر از این تو توئیتر و گوگل پلاس هستند و چند صد برابر این توی فیس بوک.<br />
طبعا آماری که توی ذهن من هست دقیق نیست. یعنی نمیدونم واقعا چند تا کاربر فارسی زبان توی فیس بوک داریم. اگه لایک پیجهای معروف رو در نظر بگیریم گاها تا نزدیک یک میلیون هم دیده شده. فرض کنیم همه به سیاست علاقه ندارن، یا از اون پیجها خوششون نمیاد و اینکه حالا کاربرهای چند اکانته و فیکها و امثالهم رو بذاریم فکر کنم یه آمار حدودی میرسیم (واضحه که آمار حدودی که تو ذهن من هست حداقل یکی ۲ میلیون هست، سقفش رو نمیدونم!)</p>
<p>* از طرفی طبق آمار تعداد کاربران اینترنت تو ایران نزدیک ۲۰ میلیون هست. بازم اگه آمار کافی نت هارو (که چندین کاربر در نظر گرفته میشن) با فاکتورهایی مثل سرعت اینترنت و نظایر اون رو کنار هم بذاریم، تنها نتیجه ای که میشه گرفت اینه که غالب کاربران اینترنت تو ایران دارن تو رسانه های سنتی میچرخن و شاید خیلی درگیر این بحثهای ما نمیشن یعنی از دنیای اینور شاید خیلی باخبر نیستن (اگه این فرض رو بذاریم که در این فرومها بیشتر محتوای سرگرمی و زرد و نهایتا تکنولوژیکی هست تا مثلا سیاسی و اجتماعی. لااقل حدس من اینطوریه)</p>
<p>* حالا اصلا چرا اینا رو گفتم؟ :دی به نظر من تا حد زیادی میشه گفت بیشتر اون قشری که از رسانه های سنتی استفاده میکنن خاکستری هستن نه به این معنی که سیاسی-مذهبی نیستن ها به این معنی که سیاست و دینشون بیشتر تو حوزه خصوصی هست. حالا فرض کنید یکی از همین آدمها وارد فضای رسانه های جدید بشه که به زعم من رادیکالتر یا پررنگتر از اون بقیه هستن لااقل میشه گفت بحثهای تند و تیز  و تعامل بیشتری تو اونها صورت میگیره. فکر می کنین نتیجه چی میشه؟</p>
<p>* طبعا این آدم مطابق سلیقه اکثر ماها میخواد تو جمع پذیرفته بشه و این اصلا چیز بدی نیست. فرض کنید تو این حین یه رفتار تند و تیز یا تحقیری از یه کالتی ببینه (ارزشی ها، سبزها، آتئیست ها) و اصلا هر کسی که شما فکرش رو بکنید.  طبعا این آدم گرایشش به سمت و سوی مخالف بیشتر خواهد بود. مخصوصا اینکه باید در نظر بگیریم کسانی که اموراتشون تو حوزه اجتماعی نیست (فعال نیستن) چندان از نظر ایدئولوژیک پخته نیستن که علیرغم هرنوع تحقیری کماکان به اون ساختار وفادار باشن و نه اینکه رفتار چند تا آدم رو به یک ساختار تعمیم بدن.</p>
<p>* نمیدونم چقدر منظورم رو رسوندم که رفتارهای تحقیرآمیز یا رادیکال چقدر میتونه در دفع آدمهای خاکستری موفقیت آمیز عمل کنه. بعبارتی اگه شما به آئینی وفادار باشید ولی رفتارهای افراطی نشون بدید، اونقدری که برای اون آئین مضر هستید یه دشمن شما نمیتونه مضر باشه. بنابراین اگه قصد گسترش و یا تبلیغ چیزی که هستین رو دارین، شرط اول قدم اونه که از هر نوع تحقیر، سرکوفت، خود را در جایگاه حق مطلق نشاندن، دیگری را باطل فرض کردن، خود باکلاس بینی و نظایر اون پرهیز کنید. مخصوصا مقایسه مخالفتون با اقشار سطح پائین دقیقا نتیجه عکس رو داره. چون اغلب افرادی که در زندگیتون خواهید دید حقیقتا متعلق به اقشار متوسط یا رو به پائین هستن.</p>
<p>* خلاصه اینکه خیلی مهمه شما دارید در حوزه فردی رفتار می کنین یا اجتماعی. یعنی فقط الان قصدت اینه که فلانی رو تحقیر کنی و بعدش لذت ببری که چقدر خوبی و کاملی و یا اینکه نه قصدت اینه که فلانی رو هم جذب کنی که مثل خودت فکر کنه، در اون صورت خیلی از تحقیرهایی که می بینیم دیگه تو فضای مجازی رخ نمیده. فکر کنم قبلا هم نوشتم که شما مادامیکه تحقیر میکنی و به ارزشهای یک فرد توهین میکنی، اون رو همیشه در وضعیت مبارزه قرار میدی و فردی که در وضعیت مبارزه با شما هست، مطمئنا اصلا گوش نمیکنه و براش هم مهم نیست که چی میگید.</p>
<p>* حالا این متن به معنای این نیست که من با فحش دادن یا تحقیر، مخالف باشم ها (این ادا و اطوارها اصلا به من نمیاد:دی) اتفاقا برعکس،  یه سری آدمها ترول هستن، طرف برای شما که هیچ برای خودش هم شانی قائل نیست، اساسا از بحث با شما قصد نتیجه گیری منطقی ندارن و صرفا میان که مچی بگیرن، چیزی بگن که ناراحت یا تهدیدتون کنن، بس که می بینید شستشوی ذهنی شده یا منفعتا ترجیح میده اونطوری فکر کنه (نه لزوما منفعت مادی) از قضا یه جاهایی تحقیر و لحن تند خیلی بهتر از مدارا جواب میده. منتها تشخیصش با خودتون که در دراز مدت به چی فکر می کنید؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/02/international-network/">یک بحث چند ملیتی در فرندفید</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/they-are-iranian-too-and-have-election-right-like-others/">این دخترا هم ایرانی اند و به اندازه ما حق رای دارند</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/09/humiliating-or-offensive-effect/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Nov 2011 08:37:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[انسانیت]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[درددل]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سایت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10939</guid>
		<description><![CDATA[* یه چند روزی هست که تو جمع اقوام قرار گرفتم و به قول معروف از دنیای مجازی کنده شدم و دارم تو دنیای حقیقی زندگی میکنم. دنیایی که آدمهاش به زعم من نسبت به وقایع و بیرحمیهای دوروبرشون خیلی حساستر از ما هستن و احساساتشون غیر اغراق-آمیز و به قول معروف واقعیه. * یه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه چند روزی هست که تو جمع اقوام قرار گرفتم و به قول معروف از دنیای مجازی کنده شدم و دارم تو دنیای حقیقی زندگی میکنم. دنیایی که آدمهاش به زعم من نسبت به وقایع و بیرحمیهای دوروبرشون خیلی حساستر از ما هستن و احساساتشون غیر اغراق-آمیز و به قول معروف واقعیه.</p>
<p>* یه زمانی خیلی دلم برای همکلاسیهام تنگ میشد. چه همکلاسی های دانشگاه و چه همکلاسی های دبیرستان. منظورم مقاطعیه که به وضع فعلیمون نزدیکن. بعد نمیدونین که، گاهی اوقات ساعتها می نشستم گریه میکردم. نمونه اش همین پست <a href="http://zahra-hb.com/1388/02/where-are-you-girls/">کجائید دخترا؟ </a>شما نمیدونین که اونروز که اون پست رو نوشتم چقدر حالم بد بود. اعتراف میکنم بعضی روزها از اینکه دیگه جمعمون مثل گذشته نبود، بدجوری غصه میخوردم. ناراحت میشدم که چرا نرفتم برای دکترا بخونم که بازم تو این دانشگاه اون دانشگاه ببینمشون.</p>
<p>* بعدها دیگه خیلی کم اینطوری شدم. منظورم از بعدها زمانیه که عضو فیس بوک شدم. اونجا راحت همه همدیگه رو اد کردیم و من میدیدم که فلانی ازدواج کرده، عکسهای ازدواجش بود. فلانی با فلانی رابطه داره و عکساشون بود. بیساری بچه دار شده، عکسهای تولد بچه اش بود، فلانی در فلان دانشگاه پذیرش گرفته، آلبوم عکس فارغ التحصیلی مون بود و روی دیوارها می دیدی که وضعیتشون چیه، دارن چیکار میکنن، احساسشون چیه و &#8230; اینطوری که آدم از آدمها خبردار میشه و همینکه فکر میکنه وضعشون خوبه، یه کم حالش بهتر میشه.</p>
<p>* تا اینکه یه زمانی با یکی از دخترا حرف زدم. منظورم همین دختره است که <a href="http://zahra-hb.com/1389/12/its-happen-but/">سارا این بلا رو سرش آورد</a>. اینم تو فیس بوکش همینطوری بود. تا زمانی که بعد ۲-۳ ماه فیس بوکش رو پاک کرد و وقتی توی چت ازش پرسیدم که چی شده، برام نوشت که خیلی وقت بود با شوهرش مشکل داشته، اون ۲ پهلو حرف زدنهاشم برای همین بود و اصلا اینکه الان دیگه از شوهرش جدا شده و اون عکسها و خاطرات و کامنتها تو فیس بوک اذیتش میکرده و برای همین پاکش کرد. اونروز بارها انگار یکی یه پارچ آب سرد ریخته باشه پشتم، هی فکر میکردم اوه چقدر با این بیچاره شوخی میکردیم، غافل از اینکه دیگه چیزی بینشون نیست و &#8230;</p>
<p>* اومدم بیام همینو بگم که ما تو دنیای مجازی همیشه با برشی از زندگی آدمها مواجه هستیم و بسته به عرفی که شخص خبر دهنده رعایت میکنه، همیشه/اغلب در معرض یه نوع قضاوت برشی از اون قضیه هستیم. اینکه در مورد آدمها و روابطشونه خیلی ساده است. خیلی از مواقع اگه هوشمندی به خرج بدی ممکنه از این یکسویه نگری و یا نگاه برشی در بیای و فکر کنی که پیچیدگی بیشتر از اینه اما در یه سری مواقع اینطور نیست و به تدریج در مورد اونها بی تفاوت و یا شایدم بیرحم میشیم. دیدین وقتی کسی زیاد عاشقه طوریکه مجنونه، اغلب میگن عشقش به همون سرعت فروکش میکنه و واقعا می بینید بعد از مدتی که فروکش میکنه؟ بیاد بیارید که در سالهای قبل به طور مثال برای اعدام دلارام چه حجم مطلب در وبلاگستان تولید شد؟ و در نظر بگیرید از ابتدای امسال چند اعدام در کشور انجام شده و چه تعداد متن/فید/واکنش تولید شده؟ حکایت فضای مجازی همینه که بازخوردها روند منطقی رو به ازای وقایع ندارن و بعد از مدتی که از مد میفتن، بکل فراموش میشن.</p>
<p>* فرض کنید من کسی هستم که اخبار به روز رو تا جایی که مورد علاقه ام هست شر میکنم. طبعا نگاه هر شخص به اخبار تا حد زیادی خود-کالتی هست. خیلی خیلی نادر هستن و یا وجود ندارن کسانی که بیطرفانه منتشرش میکنن. بنابراین در مورد حوادث ولو منفی یا مثبت، غالبا میدونیم شیوه انتشارمون چیه و یا حتی میدونیم آیا این خبر مورد توجه فلانی و بیساری خواهد بود یا نه؟ گاهی اوقات حتی ته دلمون میگیم: الان میدونم اینو چقدر با آب و تاب میگن یا شلوغش میکنن. همین ها به نظرم باعث یک نوع بی تفاوتی نسبت به وقایع منفی میشه. شما میدونی که واکنشها در اینجا اغلب منفعت-گرایانه ست، که چون فلانی منفعت (نه لزوما مادی) از این موضوع میبره روش مانور میده و میدونی که بیساری هم چون منفعت (نه لزوما مادی) از فلان موضوع نمیبره، بهش اهمیت نمیده. بیشتر نوعی ذوق زدگی از انتشار و حتی وقوع یک واقعه منفی در یک کالت می بینین و در سمت مقابل هم سرخوردگی و نه انتقاد سازنده. حتی حتی به نظر من کسانی که بیشتر دنبال اخبار منفی میرن برای اینکه به جهت اونچه که آگاهی یا اطلاعرسانی نامیده میشه، منتشرش کنن، هم دچار این نوع بی تفاوتی میشن البته اگه بیرحم نشده باشن!</p>
<p>* مدتها بود میخواستم درباره این بنویسم که چقدر بازتاب اغراق آمیز و یا زیاد یک واقعه منفی میتونه نقش عکس ایفا کنه. اصلا شاید برای همینه که انتقاد یک حزب اللهی از اصولگراها و یا انتقاد یک سبز از اصلاح طلبها باعث انعکاس بیشتر اون مطلب در دل مخالفینشون میشه. جدای از تاثیرگذارتر بودن مهمترین دلیلش همینه که فکر میکنیم با نوعی دیگه واکنش مواجه شدیم، بعبارتی نگاهی نو و یا عکس العمل غیرقابل انتظار. بگذریم که متاسفانه سایتهای چیپی مثل دیگربان با تیترزنی ها و برشهای ناجوانمردانه مطالب انتقادی و یا دست بردن جهت دار توی اونها، باعث شدن در این سمت خود-انتقادی کمتر بشه. بارها دیدم که میگن دلمون میخواد درباره فلان چیز بنویسیم اما از ترس سوء استفاده اینجور سایتها نمینویسیم، از دردسرهایی که اینجور سایتها برای برخی افراد درست کردن بگذریم! بعلاوه من فکر میکنم اینجور سایتها یک نوع فست فود سیاسی هستن. فرد شاید باید در برخی مطالب تعمق کنه از اونچه که نویسنده مد نظر داشته، ولی با یک تیتر تحریک آمیز و ذوق کنانه و یا یک مقدمه &#8220;بیا اینو بپذیر که منظور نویسنده این بوده&#8221; مواجه میشه که نه تنها اصل مطلب از بین میره که در حد یک کل کل بعد از مسابقه فوتبال و یک مطلب برای دلخوشکنکی تقلیل پیدا میکنه.</p>
<p>* خلاصه کارکرد خیلی از اخبار و حتی انتقادات با اغراق هایی که اینجا هست، از بین رفته. نه تنها در منِ نوعی با این طرز تفکری که می بینید، من فکر میکنم در سمت و سوی مخالف هم این بی تفاوتی و تنازل بحث ها به کل کل های فوتبالی مانند، بیداد میکنه، چیزی که کارکرد موقتی داره و فقط در لحظه فرد رو پیروز میدان میکنه، اونوقت دیگه نگاه فرد نگاهی تحلیلی و دراز مدت نخواهد بود.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/outside-world/">دنیای بیرون از اینجا!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/internet-addicts-get-first-us-treatment-clinic/">راه اندازی اولین کلینیک ترک اعتیاد اینترنت در آمریکا</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Sep 2011 16:29:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فرندفید]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[نوستالژی]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پست]]></category>
		<category><![CDATA[گذشته]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10790</guid>
		<description><![CDATA[* اینجا رو باز کردم که درباره ۱۰ سالگی وبلاگستان بنویسم. صادقانه اولش پسورد وبلاگم رو یادم رفته بود. اما خوب هیچوقت خود وبلاگ و لطفی که به من کرده رو یادم نمیره. یه چیزهایی هست که هرچقدر ازشون بگذره آدم یادشون نمیره. مثلا خاطرات اون اوایل وبلاگستان و کلا فضای مجازی رو. گاهی اوقات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* اینجا رو باز کردم که درباره <a href="http://www.persianblogsday.com/">۱۰ سالگی وبلاگستان</a> بنویسم. صادقانه اولش <a href="http://twitter.com/#!/zahrahb/status/111824194827853824">پسورد وبلاگم رو یادم رفته بود</a>. اما خوب هیچوقت خود وبلاگ و لطفی که به من کرده رو یادم نمیره. یه چیزهایی هست که هرچقدر ازشون بگذره آدم یادشون نمیره. مثلا خاطرات اون اوایل وبلاگستان و کلا فضای مجازی رو. گاهی اوقات فکر میکنم کم کم اینترنت داره گنده میشه و یه چیزهایی توش از دست میره. کاش یکی بیاد یه کتابی بنویسه که چطور کم کم محتوای روزمره عادی و وبلاگها وارد فضای مجازی شدن و کم کم آدمها باهم آشنا شدن. فکر میکنم قبل اون آشنائیها بیشتر برمیگشت به چت روم ها و یا شایدم فرومها. اینایی که نوشتم رو مطمئن نیستم برای همین فکر میکنم کاش یکی درباره اش بنویسه.</p>
<p>* تا جایی که یادم میاد یه کتاب و یا شایدم اولین کتابی که در این مورد نوشته شد، کتاب <a href="http://www.ketab.ir/desktopHomePage.aspx?TabID=3564&amp;Alias=ketab&amp;Lang=fa-IR&amp;BookID=414160&amp;site=ketab">وبلاگستان شهر شیشه ای </a>بود که من هیچوقت نخوندمش. اون کتاب قرار بود، برخی محتوای یه سری از وبلاگها رو به انتخاب خودشون بذاره، مثلا هرکی یکی ۲ تا پستش رو انتخاب و فرستاده بود اون کتاب به اهتمام وحید قاسمی تهیه شده بود. یه کتاب دیگه هم بود که دارمش و مربوط به وبلاگ نوشی و جوجه هایش بود. هیچوقت یادم نمیره وقتی تو نمایشگاه کتاب دنبالش گشتم و به این رسیدم چقدر ذوق کردم که چیزی در دنیای اینترنت بوده که من نمودش رو تو دنیای واقعی دیدم:)</p>
<p>* البته اون موقع قرار و مدارهای وبلاگی و آدمها اینطوری طبقه بندی شده و به قول معروف دسته بندی شده نبود. اینقدر کوچیک بود که تند تند قرار میذاشتن و اکثرا هم همدیگه رو میدیدن. مسل اول وبلاگنویسها اکثرا کسانین که در مراسم مختلف همدیگه رو دیدن، تا اینکه بعدها کلا موضوع فرق کرد و خب طبعا به ملایمت روزهای اول نبود هیچوقت&#8230; اگه دقت کنید من زیاد نقد داشتم به فضای وبلاگستان فارسی، اما همیشه دوست داشتم که اینجا باشم و بنویسم. نه فقط بخاطر اینکه جور دیگه ای محتوا رو باید دید، یا مثلا با نوشته های ما چیزی عوض میشه، بلکه بخاطر اینکه واقعا نفس نوشتن گاهی اوقات آدم رو تسلی میده. حتما شده وقتی موضوعی شما رو ناراحت کنه، حس می کنید <strong>باید</strong> در موردش بنویسید.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://blognevesht.persiangig.com/persianblogsday/persianblogsday-455x130.jpg" alt="quran" width="357" height="102" /></p>
<p>* عنوان پست رو گذاشتم وقتی وبلاگ نبود چیکار میکردیم؟ شاید اگه چند سال پیش بود به جد میگفتم اوه واقعا سخت میشد. مگه میشه آدم رو از وبلاگش جدا کنن؟ اما الان دیگه جوابم به اون سختی نیست. یعنی خوب کلی شبکه جایگزین براش اومده که اگرچه اون نمیشه ولی کارکرد اون رو به نوعی دارن. شما تصور کنید اوایل که فیس بوک اومده بود ادیتورش چقدر محدود بود، نمیشد هم متن بنویسی، هم لینک بدی و هم عکس بذاری (مثل یه پست وبلاگی) الان راحت اینکارو میکنی. به همین ترتیب شبکه هایی مثل فرندفید و توئیتر. اوایل ادیتور و امکانات ساده ای داشتن اما برای اینکه افراد بیشتری رو جذب کنن و یا اونهایی که هنوز تو دنیای وب ۱٫۰ بودن رو جذب کنن، هی امکاناتشون رو بیشتر کردن این شد که ما جذب اونا شدیم و وبلاگامون مهجور موندن.</p>
<p>* حالا فقط به ادیتور نیست. مثلا الان یکسری دارن توی گوگل ریدر نت و بعبارتی پستای وبلاگی مینویسن، هرچند ادیتور نت های گوگل هنوز ساده است ولی احتمالا اونم به زودی امکاناتشو بیشتر میکنه که فرای کدنویسی فرد راحت بتونه محتواشو اونجا بذاره، یعنی بیشترش همونطوری که قبلا نوشتم برمیگرده به شدت و سرعت رشد تعامل. یعنی مثلا در شبکه ها هرکدوم حلقه دوستانی رو به سلیقه انتخاب کردیم (که در وبلاگ چنین اختیاری نداریم) و وقتی چیزی مینویسیم بلافاصله متوجه واکنش اونها میشیم (که بازم در وبلاگ چنین چیزی نداریم). قبلا در این باره <a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">مفصل نوشتم&#8230;</a></p>
<p>* اما یه چیزیکه دلم میخواد بگم اینه که هیچکدوم از اینها به مانایی وبلاگ ها نیستن. وقتی مطلبی رو در وبلاگ مینویسید اونقدر سرعت فیدها ویا پستهای شما و دیگران بالا نیست که گم بشه و دیده نشه. شاید این هنوز مهمترین مزیت وبلاگ هست. حتما شده که مطلب خوبی دیدید و ته دلتون گفتید اینو دیگه حتما میذارمش تو وبلاگ. یا راجع به این تو وبلاگم مینویسم. این همون تفاوت وبلاگ با اوناست :) جاهایی مثل شبکه های وب دویی اونقدر سرعت فیدها بالاست که مطالب خوب شاید راحت دیده نشن. راستی اینم هست که اگه وبلاگ نبود الان شبکه های وب ۲ئی اون جذابیت رو برامون نداشتن. بعبارتی ما اومدیم تو اونها که با وبلاگنویسای محبوبمون بیشتر یا نزدیکتر تعامل داشته باشیم. پس نذاریم این تعامل باعث بشه به کل اصل موضوع رو فراموش کنیم. اولش رونوشت به خودم:دی</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/death-in-virtual-world/">مرگ در دنیای مجازی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/03/modified-form-of-content-production/">تغییر فرم تولید محتوا به بازنشر محتوا</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا وبلاگ نمی نویسیم؟!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/05/why-do-not-write-blogs/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/05/why-do-not-write-blogs/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Aug 2011 08:21:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10755</guid>
		<description><![CDATA[* الان نگاه کردم دیدم از آخرین پستم نزدیک یک ماه میگذره. یعنی اصلا فاصله بین اکثر پستهای اخیر من همینقدری هست. یه زمانی اگه هر روز وبلاگمو آپدیت نمی کردم و یا مثلا ۲-۳ روز فاصله می افتاد، حس بدی پیدا میکردم و انگار یه کرمی تو وجودم بود که هی میگفت آپدیت کن، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* الان نگاه کردم دیدم از آخرین پستم نزدیک یک ماه میگذره. یعنی اصلا فاصله بین اکثر پستهای اخیر من همینقدری هست. یه زمانی اگه هر روز وبلاگمو آپدیت نمی کردم و یا مثلا ۲-۳ روز فاصله می افتاد، حس بدی پیدا میکردم و انگار یه کرمی تو وجودم بود که هی میگفت آپدیت کن، آپدیت کن! ولی الان اینطوری نیست و هرزچندگاهی فقط یادم میاد که وبلاگه سوت و کور شده، فقط یه کم دلم میسوزه، همین.<br />
از طرفی فقط من این وضعیت رو ندارم. بین وبلاگهایی که دنبال میکنم وضعیت همینه، اکثرا چند هفته به چند هفته آپدیت میشن و فقط تک و توکی هستن که هنوز منظم محتوا تولید می کنن.</p>
<p>* دیروز داشتم با یکی از وبلاگنویسها سر این پست <a href="http://zahra-hb.com/1390/03/modified-form-of-content-production/">تغییر فرم تولید محتوا به بازنشر محتوا </a>حرف میزدم. ایشون میگفت ببین اون موقع که شبکه های اجتماعی نبود، چالشهای بین وبلاگنویسها ممکن بود به تولید محتوا منجر بشه، بحثهای وبلاگی، حرکات دسته جمعی وبلاگی بر سر نوشتن روی یه موضوع خاص ولی الان محاله چنین چیزی بشه. به شخصه فکر میکنم دلیل اصلیش عدم چالش نیست، بلکه چالشها و تضادها و نظرات مخالف کماکان وجود داره ولی به علت زیادی ابراز شدن دیگه آدم تمایلی به بحث طولانی (که طبعا باید تو وبلاگ نوشته بشه) نداره.</p>
<p>* ما تو دنیای واقعی هیچوقت نمیتونیم اونقدری خودمون رو ابراز کنیم که در دنیای مجازی می تونیم. فرض کنید در دنیای واقعی با شخصی ارتباط دارید، شما شبها خونه خودتون هستید و روزها هم سرکارتون. اون شخص هم همینطوره. و خیلی کم پیش میاد که بخواید باهاش بحثی کنید، یا ببینید نظرش در مورد فلان واقعه چیه؟! مگه اینکه مهمونی ای جایی چیزی پیش بیاد و یا تلفنی. ولی در دنیای مجازی اینطوری نیست، شما هرلحظه کافیه فقط آنلاین بشید و نظرات اون شخص رو راجع به چیزهای مختلف ببینید، نتهاش رو، فیدهاش رو، عکسهاش رو، نظرات سیاسی، اجتماعی و یا مذهبیش رو. ممکنه در وهله های اول منجر به چالش ۲ طرفه بشه، اما بعد از مدتی &#8220;رویه&#8221; براتون تکراری و قابل حدس میشه. از طرفی میدونید که چنین چیزی نمود واقعی (یعنی در دنیای حقیقی) نداره و فقط اینجاست که شخص مدام نظراتش رو در معرض دید میذاره و اینم میدونین که چنین نظراتی در مورد شخص منجر به کنشی در دنیای واقعیش نمیشه. بعبارتی فرد اگه اینقدر در عذابه که الان نباید پای اینترنت بشینه اصلا! به قول خواهرم &#8220;حرص مجازی!&#8221;</p>
<p>* از طرفیم راجع به یه موضوع اونقدر محتوا هست که حالا به قول معروف کسی نظر ما رو نپرسه :دی</p>
<p>* اینطوری میشه که موضوعات زیادی پیش میاد ولی هیچ کدوم آدم رو ترغیب نمی کنن در موردش بنویسه. ممکنه بگید روزمره نویسها چطور؟ خوب برای اونها هم مکان جایگزین پیدا شده که راحت بنویسن. وقتی فلان اتفاق رو میشه در غالب چند توئیت نوشت، دیگه حس نوشتن به وبلاگ پیش نمیاد و اینکه فکر نمیکنه چندان جذابیتی برای افراد داشته باشه. البته غیر از وبلاگهای روابطی. یعنی اینهایی که از تربیات و روابط جدیدشون به جزئیات مینویسن که اینجور وبلاگها همیشه طرفداران خودشون رو دارن.</p>
<p>* اینا نظرات و تجربیات شخصی من بود، و اصرار هم ندارم که تعمیم بدم. به شخصه راه حلی هم براش پیدا نمیکنم غیر از اینکه فرهنگ مصرف گرایی رو تقبیح کنیم. مثلا من تو گودرم یه سری خارجی دنبال میکنم و یه سری ایرانی رو. میانگین شرد آیتمز این ۲ گروه اصلا قابل مقایسه نیست و حتی اگه چند هفته نیام سراغ گودر، برای اون خارجی ها نهایت میشه ۳۰۰-۴۰۰ آیتم در حالیکه در مورد دوستان ایرانیم شاید هر فرد به تنهایی اینقدری بشه شایدم بیشتر. اینهایی که گفتم بد یا خوب نیست. قصدم ارزشگذاری نیست.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/death-in-virtual-world/">مرگ در دنیای مجازی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/03/modified-form-of-content-production/">تغییر فرم تولید محتوا به بازنشر محتوا</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/05/why-do-not-write-blogs/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تغییر فرم تولید محتوا به بازنشر محتوا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/03/modified-form-of-content-production/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/03/modified-form-of-content-production/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 May 2011 12:33:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فرندفید]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10662</guid>
		<description><![CDATA[* دیروز توی تاکسی این ۲ نفری که کنار من نشسته بودن، داشتن درباره یه کاربر گوگل ریدری حرف میزدن، یعنی یه جورهایی پشت سرش حرف میزدن، به اینکه چقدر مشکوکه و اینا و از هر ۲ طرف شر میکنه و اینکه کجاها لایکاشو دیدن. حالا من از جزئیات مکالمه دیگه چیزی نمیگم ولی با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* دیروز توی تاکسی این ۲ نفری که کنار من نشسته بودن، داشتن درباره یه کاربر گوگل ریدری حرف میزدن، یعنی یه جورهایی پشت سرش حرف میزدن، به اینکه چقدر مشکوکه و اینا و از هر ۲ طرف شر میکنه و اینکه کجاها لایکاشو دیدن. حالا من از جزئیات مکالمه دیگه چیزی نمیگم ولی با خودم فکر میکردم که دنیا چقدر کوچیکه، هیچوقت فکر نمیکردم یه روز توی تاکسی کلمه &#8220;گودر&#8221; رو بشنوم، قبول کنین خیلی فرق میکنه با دنیای واقعی. تلاشهای من برای اینکه بفهمم خودشون کین هم بی ثمر. البته تلاشی که نمیکردم غیر از فال گوش وایستادن با تک تک سلولهای بدن! :دی</p>
<p>* راستش میخواستم اصلا یه چیز دیگه بنویسم. امروز با یکی از دوستام حرف میزدیم بر سر اینکه چقدر وبلاگستان منفعل شده در حالیکه وبلاگنویسها هنوز هم هستن و هر روز میبینیمشون. قدیما اگه یکی وبلاگشو آپدیت نمیکرد، مدتها خبری ازش نداشتیم مگه اینکه بهش ایمیل بزنیم، اما الان شبکه های اجتماعی هستن. یعنی اینکه اکثر وبلاگها دیگه آپدیت نمیشن و خیلی از وبلاگنویسهای معروف با اینکه آنلاین هستند و بروز، ولی وبلاگهاشون سوت و کور شده. واضحتر بگم مثلا طرف روزی اقلا ۲۰ تا فید در توئیتر، فیس بوک و یا گوگل ریدرش شر میکنه ولی دریغ از یه خط وبلاگ. حالا خودمم همینطوریم، بیشتر علاقه داریم مطالب تولید شده رو به اشتراک بذاریم.</p>
<p>* واقعیت اینجاست که من فکر میکنم فرم تولید محتوا هر روز تغییر میکنه. اگه یه روز وبلاگنویسی روشی برای تولید محتوا بود، الان شبکه های اجتماعی غالبا همون کارکرد رو دارن، ولی چرا فرد بجای وبلاگ سعی میکنه مثلا در فرندفید یا فیس بوکش بنویسه؟ جدای از اینکه اونها همون امکانات (به طور مثال اتچ کردن مالتی مدیا) رو دارن، مهمترین چیز قابلیت مباحثه رودررو هست. تصور من اینه که غالبا فکر میکنن وبلاگ اون قابلیت گفتگوی رو در رو را نداره.</p>
<p>* یه مثال: همین الان ممکنه شما موضوع مهمی رو بخواید به دوستتون خبر بدید، حتی اگه ایمیل بزنید، حتما باز یه تلفن یا اس ام اسی بهش میزنید که بگید ایمیل زدم که چنین و چنان. یعنی هنوزم جای اینها پر نشده. شبکه های اجتماعی به نظرم چنین کارکردی پیدا کردن، بگذریم از اینکه تولید محتوا توی اونها سریعتر هم هست. یعنی بجای نوشتن در وبلاگی که ایمپرت شده در شبکه ها، شما مستقیم مطلبت رو اونجا میذاری. حالا فرق نمیکنه شب یا روز، پشت سستمی یا حتی موبایل. اینطوریه که فرد با اینکه هر روز تعداد ساعت بالایی آنلاینه ولی ممکنه چند روز در وبلاگش چیزی ننویسه مگه اینکه مطلب به دلیلی خیلی مهم تر باشه. الان حتی خبرگزاریها هم به اکانتهای اشخاص استناد میکنن حتی در همین ایران خودمون.</p>
<p>* یه چیز دیگه هم هست و اونم فرم معروف شدن افراده. در قدیم فرد حتما باید وبلاگی میداشت که کلی روش کار میکرد، مثلا اینور و اونور کامنت میذاشت یا بهش لینک میدادن و امثالهم که معروف بشه ولی الان دیگه مهم نیست. شما همین الان کاربران معروفی رو میشناسید که وبلاگ ندارن، اصلا هویتی ندارن و صرفا بخاطر اکانت گوگل ریدرشون یا فیس بوک و توئیتر و یا فرندفیدشون معروف شدن. در قدیم شما کلی کامنت از وبلاگهای معروف داشتید و یا لینک ولی الان میبینید اصلا چنین چیزی وجود نداره و شاید خودتونم مدتهاست برای کسی کامنت وبلاگی نذاشتید در حالیکه ممکنه زیر فیدش برید و کلی هم بحث کنید.</p>
<p>* اصلا نمیدونم چنین روندی خوبه یا نه؟ قلبا بعنوان کسی که به وبلاگ وفادار هست (حالا درسته دیر به دیر آپدیت میکنه) دلم نیمخواد چنین اتفاقی بیفته.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/death-in-virtual-world/">مرگ در دنیای مجازی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/redirection-of-obama-s-site-to-hillary/">ریدایرکت شدن سایت اوباما به سایت هیلاری کلینتون!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/03/modified-form-of-content-production/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>51</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاثیر مبارزات سایبری</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/01/slacktivism/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/01/slacktivism/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Mar 2011 18:27:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10526</guid>
		<description><![CDATA[* بعضی اصطلاحات رو نمیدونم چطوری به فارسی ترجمه کنم. یکیش مثلا همین Slacktivism هست که اینجا خوندم. معنیش به سادگی میشه: &#8220;Slacktivism&#8221; is an apt term to describe feel-good online activism that has zero political or social impact * نویسنده داره درباره مبارزین سایبری صحبت میکنه، یعنی نسل جدید تنبلی که تمام مبارزه شون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* بعضی اصطلاحات رو نمیدونم چطوری به فارسی ترجمه کنم. یکیش مثلا همین Slacktivism هست که <a href="http://neteffect.foreignpolicy.com/posts/2009/05/19/the_brave_new_world_of_slacktivism">اینجا </a>خوندم. معنیش به سادگی میشه:</p>
<blockquote><p>&#8220;Slacktivism&#8221; is an apt term to describe feel-good online activism that has zero political or social impact</p></blockquote>
<p>* نویسنده داره درباره مبارزین سایبری صحبت میکنه، یعنی نسل جدید تنبلی که تمام مبارزه شون در حد کلیک یا تایپ هست، یعنی عضو شدن در یک گروه در فیس بوک یا توئیت کردن درباره موضوعی، امضا کردن پتیشنی و یا حالا خیلی همت کنن نوشتن یک پست وبلاگی. نویسنده میگه مبارزین سایبری که به نظر خودشون خیلی هم دارن مبارزه میکنن عملا تاثیر خیلی کمی (در حد صفر) در دنیای سیاسی اجتماعی واقعی دارن چون حاضر نیستن هزینه هایی مثل تحصن، مبارزه، دستگیری و یا شکنجه رو بپردازن. نویسنده در ادامه به بهانه های مبارزین سایبری هم برای انتخاب این نوع مبارزه اشاره میکنه که حالا ما از ترس همینها خواندنش رو بر عهده خودشون واگذار میکنیم:) پاراگراف سوم</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://zahrahb.persiangig.com/image/623260_orig.jpg" alt="" width="415" height="274" /></p>
<p>* توجه کنین که مثلا فیلم جدایی نادر از سیمین در یک جشنواره دولتی که یکی از داورانش حسن عباسی! بوده شرکت داشته و برنده کلی جایزه منجمله بهترین فیلم شده. همین مبارزین سایبری ما تحریم این داور و اون داور و این کارگردان و اون کارگردان رو زمان برگزاری جشنواره تبلیغ میکردن، حالا اینو برای این موج جدید تحریم اخراجیها و دعوت به دیدن جدایی نادر از سیمین که ظاهرا فازی جدید در مبارزات سقوط نظام هست نوشتم. من هیچکدام از این فیلمها رو ندیدم و اصلا نمیخوام در مورد بد یا خوب بودنشون صحبت کنم، ولی این صفحه تحریج اخراجیها رو که در فیس بوک دیدم و نظرات عجیب و غریب ملت رو پاش، بیش از پیش یاد این عکس اصغر فرهادی در بازگشت از آلمان افتادم که هیچکدام از مبارزین سایبری ما حاضر نشدن از پشت مانیتورهاشون بلند بشن و برن استقبال این بیچاره در فرودگاه که اینطوری نباشه. البته که از ارزشهای آقای فرهادی چیزی کم نمیشه و نخواهد شد، بحث بر سر هیاهوی بسیار برای هیچ هست.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/">آدم های قابل پیش بینی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/internet-addicts-get-first-us-treatment-clinic/">راه اندازی اولین کلینیک ترک اعتیاد اینترنت در آمریکا</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/01/slacktivism/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به طور خلاصه درباره وقایع اخیر فضای مجازی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Mar 2011 19:42:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه بهترین وبلاگهای فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10439</guid>
		<description><![CDATA[* خیلی وقته که مطابق باقی وبلاگنویسها راجع به مسائل روز نمینویسم، واقعیت اینجاست که واقعا نوشتن سخت شده است. اما یکسری چیزها هست در مورد همین فضای مجازی که دلم میخواد به صورت گذرا هم که شده بهشون اشاره کنم. * اولیش جریان اعتراض وبلاگنویسان ارزشی به اون فیلم توهین به فائزه هاشمی بود. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خیلی وقته که مطابق باقی وبلاگنویسها راجع به مسائل روز نمینویسم، واقعیت اینجاست که <a href="http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/">واقعا نوشتن سخت شده است</a>. اما یکسری چیزها هست در مورد همین فضای مجازی که دلم میخواد به صورت گذرا هم که شده بهشون اشاره کنم.</p>
<p>* اولیش جریان اعتراض وبلاگنویسان ارزشی به اون فیلم توهین به فائزه هاشمی بود. سلسله مطالبی که (<a href="http://habil.ir/weblog/337">+</a>،<a href="http://www.ahestan.ir/?p=7855">+</a>،<a href="http://ab_o_atash.persianblog.ir/post/367/">+</a>،<a href="http://www.teribon.ir/archives/41710">+</a>،<a href="http://1sama.wordpress.com/2010/08/21/etiquette/">+</a>،<a href="http://rouzegar.wordpress.com/2011/02/27/moralvalue/">+</a>،<a href="http://basijjahani.blogfa.com/post-380.aspx">+</a>،<a href="http://www.google.com/reader/item/tag:google.com,2005:reader/item/2778b55500151c97">+</a>) یکسری دوست دارن از اون بعنوان ریزش نام ببرن، در حالیکه واقعیت اینجاست که این ریزش نیست، (البته یه نظریه هست که میگه همیشه ارزشیها ریزش دارن و مخالفینشون رویش!) این همون چیزی هست که شما نمی بینید و علاقه هم ندارید که ببینید و هربار که فید مخالفی چیزی میزنیم، فوری یکسری وقایع ثابت رو پیراهن عثمان می کنید، و اصلا اجازه هیچ نقد درون گفتمانی رو هم نمی دید. کاری که از انتخابات پارسال به اینور، لاریجانی، افروغ و بعضا مطهری و توکلی و خیلیهای دیگه کردن و می کنن و در همین وبلاگستان هم خیلیها مخالف برخورد خشن با مخالفین بودند. اما متاسفانه اینها نادیده گرفته میشه ولی اصرار دارند که امثال <a href="http://ghadiany.ir/1389/5385">حسین قدیانی</a> رو بعنوان تنها نماینده این سیستم معرفی کنن. در حالیکه قدیانی و امثال سعید تاجیکی که در فیلم فائزه هست، نمونه کسانی هستن که برای امنیت ملی خطر دارند و هر حزب اللهی وظیفه اش هست ازشون برائت بجویه. اینها کسانی اند که از خشونت، رجزخوانی و تحریک مردم با هرشیوه ای ولو اینقدر غیراخلاقی و منافی آموزه های دینی لذت میبرن و همین خطرناک بودن طرز تفکرشون رو میرسونه. امیدوارم امثال <a href="http://ghadiany.ir/">حسین قدیانی</a> روزی متوجه بشه که چقدر داره علیه نظام فعالیت می کنه و دفاع بد همیشه از حمله بدتره.</p>
<p>* دومی <a href="http://www.chehre89.com">مسابقه وبلاگی چهره ۸۹</a> هست که یک مسابقه برای معرفی چهره های برتر وبلاگستان فارسی است. البته منظورش از چهره، خوشگلی و اینها نیست بلکه وبلاگی منظورش هست:) <a href="http://www.chehre89.com/about.html">اینجا </a>توضیح داده که چطوری میتونین در این مسابقه شرکت کنید و رای بدید. رای من ضمن احترام به باقی وبلاگنویسان به ترتیب اینها هستند:<br />
۱- <a href="http://shbesf.persianblog.ir/">نقد فرهنگ </a>۲ (یک ایرانی مسلمان شیعه که در انگلستان فعالیت می کند و من عاشق پستهای فرهنگی اش هستم) &#8211; <a href="http://daneshtalab.com/">دانشطلب </a> (بعلت صراحت در مناظرات سیاسی بین الوبلاگی) ۳- <a href="http://rahomah.blogspot.com/">راه و ماه</a> ۴- <a href="http://7saay.blogfa.com/">سعی </a>(این ۲ وبلاگ روزمره می نویسند اما من از دیدشان نسبت به وقایع اجتماعی خوشم میاد)<a href="http://7saay.blogfa.com/"> </a>۵- <a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/">چهار دیواری</a> ۶- <a href="http://bamdadi.com/">بامدادی </a>(اینها هردو وبلاگنویسان سبز هستند اما مستقل و با انصاف)<a href="http://bamdadi.com/"> </a>۷- <a href="http://habil.ir">هابیل</a> (انصاف در برابر مخالف) ۸- <a href="http://shahrzaad.wordpress.com/">شهرزاد</a> (که اصلا نیازی به معرفی ندارد :دی تنها وبلاگ شاخصی که این بین به انگلیسی مینویسد)<br />
حالا حتما میگین من که ۵ نفر رو نمیتونم انتخاب بدم، چطور ۸ نفر رو انتخاب کردم؟ من هنوز رای ندادم و محدودیتهاش رو نمیدونم ولی خوب من یه ایمیل در یاهو دارم و یکی هم در جیمیل :دی</p>
<p>* سومی درباره وقایع اخیر کلا. یک موجی توی فضای مجازی هست برای شبیه سازی. مثلا شبیه سازی وقایع مصر یا لیبی و تونس به ایران و یا شبیه سازی سران کشور به سران اونها. و البته جالبیش به اینه که در مورد دوم هربار شبیه سازیها خشن تر میشه، مثلا  تا حالا مبارک و بن علی و امثالهم شده و کم مونده بگن فلانی شبیه هیتلر هست، و هرکس سعی میکنه، دیونماییش خشنتر باشه. مثلا گاهی اوقات فید طرف رو میخونی، میبینی اوه این چقدر جملاتش نفرت باره (البته بماند که دوباره یه نظریه هست که میگه نفرت و خشونت فقط مال اینوریهاست و اونریا همه گل و بلبلند) ولی عزیزان من با دیکتاتور دیکتاتور گفتن پای شبکه های اجتماعی نه انسانی دیکتاتور می شود و نه اشخاص هدف شما (که مطمئن نیستم بشناسیدشون) به همین راحتی قانع میشن و میپذیرن که همونطوری که شما میگی هست. منظور من به طور واضح اینه که اساسا توده های مردم تا زمانی که خودشون چیزی رو حس نکنن، و تا زمانی که تنها منبع اطلاعات و روابط شما قشر متوسط به بالا و پای اینترنت باشه، وضع همینه. شماها هنوزه هنوز با وجود اینهمه زنده باد مخالف من و ایکس، دارید همین بچه های ارزشی پای اینترنت رو بلاک می کنید دیگه ببینید رفتارتون در جامعه با اقشار موسوم به پرولتاریا چه خواهد بود؟! (البته شرمنده یک نظریه دیگه میگه همه اقشار با اونوریهان و اینوریها ساندیسخوران تنهان)</p>
<p>* یه مثال ساده بزنم؟ این <a href="http://zahra-hb.com/1389/04/iran-s-people/">مطلب این مردم نازنین </a>رو که نوشتم: خلاصه حرف من این بود که ایران کشور بسیار مستقلی هست و اساسا فرمولهای سایر کشورها روش قابل پیاده سازی نیست (با ساختار فعلی) مگه اینکه بشه استحاله اش کرد، به هرحال مردم اینهمه سال زیر تحریم بودن و زندگی در شرایط سخت رو یاد گرفته اند، و حتی سرسخت ترین دشمنان جمهوری اسلامی هم به پیشرفتهای علمی ما زیربار اینهمه تحریم، اعتراف می کنند. اونوقت نتیجه چی شد؟ آرش کمانگیر به همراه دوست دختر سابقش یک مطلبی نوشت به نوعی نقد (بخوانید تمسخر) مطلب من و خوب این در شبکه ها داغ شد و خوب یادمه که یه موج مطالب هجو درباره تحریم راه افتاد و خوب یادمه که در طی یک نیمروز فقط در فرندفید ۶۲ نفر من رو بلاک کردند:)</p>
<p>* بگذریم؛ بلاک حق طبیعی شماست و مختارید مزدوران جمهوری اسلامی و کاربران ارزشی رو که از دم همه شون ماموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی هستند رو بلاک کنید، حرف منه مزدور اینه که با شبیه سازی حتی اگه عوامل شباهت ۱۰۰درصد باشه، اتفاقی نمی افته. نکته دوم اینه که اینترنت ابزاره و در نهایت این مردم هستند که باید کاری بکنند. دیگه سرکوب جمهوری اسلامی از لیبی که بدتر نیست؟ چندهزار نفر تا حالا بمباران شدن؟ شما همیشه یک قدم عقب هستید و مدام بازی می خورید. به نظر من خبر دستگیری موسوی و کروبی اصلا یه کار اطلاعاتی بود (زندان حشمتیه تقریبا در مرکز شهر هست و اصلا محلی است که ۱۰۰% در اختیار ارتش هست و نه سپاه یا وزارت اطلاعات، بنابراین اصلا نمیتونسته بازداشتگاه اینها باشه) و برای سنجش افکار و اعمال ملت در برابر این بود که اگر چنین خبری پخش بشه واکنش چه خواهد بود؟ آیا قیامتی که مبارزین سایبری از آن دم میزدند، اتفاق می افتد؟ یک نوع عملیات روانی و البته جمهوری اسلامی به جوابش هم رسید: اتفاق قابل ذکر و مهمی نخواهد افتاد.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/">جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر! </a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/">چرا نوشتن در این شرایط سخت شده است؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/02/topweblog-winners-prizes/">جوایز برندگان مسابقه بهترین وبلاگهای فارسی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>40</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبلاگنویسی و کتابفروشیهای میدان انقلاب</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/12/blogging-in-enqelab-sq-bookstores/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/12/blogging-in-enqelab-sq-bookstores/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Feb 2011 22:34:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10398</guid>
		<description><![CDATA[* امروز بعد از مدتها دوباره رفتم میدان انقلاب. برخلاف انتظار من که فکر میکنم روز تعطیل کتابفروشیها بسته باشن، اینطوری نبود و اکثرشون باز بودن. رفته بودن لیست کتابهایی که اقوام و دوست و آشنا سفارش داده بودن بخرم و از اونجائیکه ماشالا تنوع رشته هاشون زیاده من باید جاهای مختلف رو میگشتم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* امروز بعد از مدتها دوباره رفتم میدان انقلاب. برخلاف انتظار من که فکر میکنم روز تعطیل کتابفروشیها بسته باشن، اینطوری نبود و اکثرشون باز بودن. رفته بودن لیست کتابهایی که اقوام و دوست و آشنا سفارش داده بودن بخرم و از اونجائیکه ماشالا تنوع رشته هاشون زیاده من باید جاهای مختلف رو میگشتم که کتابهاشون رو پیدا کنم.</p>
<p>* من قبلا <a href="http://zahra-hb.com/1387/11/tehran-means-enghelab-square/">احساسم رو در مورد میدان انقلاب گفتم</a>. من عاشق اینم که جلوی کتابفروشیهاش پرسه بزنم و کتابها رو نگاه کنم. هرچند که اعتراف میکنم کتاب نخون هستم و به طور کلی محصولات فرهنگی اینطوری تو سبد کالاهای خریدی من همیشه در کمترین حد ممکن هستن. ولی واقعا دیدن کتابفروشیهای اونجا و حال و هوای آدمهاش یه چیز دیگه است، مخصوصا اینکه میدونی اکثرا از شهرهای دیگه اومدن. از لهجه های آدمها معلومه.</p>
<p>* اینبار یه اتفاق جالب هم افتاد. البته جالب که چه عرض کنم. توی یکی از این کتابفروشیها یه کتابی دیدم به اسم اینترنت را در دست بگیرید یا اینترنت در دستان شما یا نقل به مضمون همچین چیزی و خوب معلومه که توجه منه اینترنت باز جلب شد. کتابه رو دستم گرفتم و شروع کردم به تورق و خوندنش. تقریبا یه ۲۰ دقیقه ای بود هی مطالب کتاب رو زیررو میکردم.</p>
<p>* یه بخشهایی از کتاب مربوط به وبلاگنویسی در سرویسهای مختلف بود و نویسنده توضیح داده بود که چطوری مثلا در بلاگر قالبمون رو عوض کنیم و حتی لینک هم داده بود به وبلاگش که من اون لحظه فکر میکردم که کاش الان لپتاپی آی پدی چیزی متصل به اینترنت دستم بود که برم چک کنم وبلاگش چطوریه ولی خوب نبود و اینترنت موبایل هم تو اون منطقه خیلی کند بود، الانم یادم نمونده که لینک بدم و خوب شما هم انتظار ندارید از آدمی که آخراش همکلاسیش رو بعد از مدتها تو انقلاب دیده و باهم رفتن فری کثیف حالا یادش بمونه که لینک اون وبلاگ چی بود؟</p>
<p>* خلاصه تو اون کتابفروشیه بعد ۲۰ دقیقه کتابفروشه که انگار منو زیر نظر داشت اومد گفت: شما که خریدار نیستی، اقلا کتاب رو بذار سرجاش! گفتم آره راستش نمیخوام این کتاب رو بخرم ولی از کجا فهمیدید؟ گفت آخه این کتاب توی قفسه نبود و شما از روی میز من که داشتم میخوندمش ورش داشتی!:)) بعد بدون اینکه اجازه بده که من عذرخواهی کنم گفت: حالا از توی قفسه هم برمیداشتی با این میزان توقف معلوم بود که کتاب نمیخری. دیگه من توی حرفه ام استاد شدم، هروقت کسی به مدت زیاد توی کتابی غرق میشه بدون شک اون کتاب رو نمیخره به ۲ دلیل: یا بدلیل مثلا مالی یا کهنه بودن اون اطلاعات براش. مثلا کسی که میاد یه کتاب راجع به یه تئوری در زیست شناسی رو زیاد نگاه میکنه، معلومه خودش اینکاره است فقط میخواد ببینه کتاب چیز جدیدی براش داره یا همون اطلاعات قبلی دیده شده اش رو تائید میکنه.</p>
<p>* کتابفروشه خیلی باهوش بود. چون من همش داشتم فکر میکردم که کتاب چطور اینترنت و سرچ و وبلاگنویسی و ساختن ایمیل در جیمیل و امثالهم رو آموزش داده و آیا برای یک اینترنت باز مبتدی میتونه مفید باشه یا نه؟ یعنی خوب برای من جالب بود که کسی فکر کرده راجع به اینها باید کتاب بنویسه. اصلا تا به حال فکرشم نکرده بودم که میشه یه کتاب درباره ساختن وبلاگ در سرویسهای مختلف نوشت، به شخصه هیچوقت در این موارد از مستندات کاغذی استفاده نمی کنم وقتی که میدونم با جستجو میتونم به اطلاعات بروزتری برسم ولی فکر میکنم که جامعه مخاطبین نویسنده رو تقریبا خوب بشناسم و مشخصه که نویسنده آدم باهوشی بوده و شایدم اولین نفر که پیشقدم شده برای آموزش سرویسهای اینترنتی به فارسی کتاب بنویسه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/my-job-inconveniences/">دردسرهای شغلی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/internet-addicts-get-first-us-treatment-clinic/">راه اندازی اولین کلینیک ترک اعتیاد اینترنت در آمریکا</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/high-school-girls-and-so-forth/">دخترهای دبیرستانی، کنکور و باقی قضایا</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/journalism-rules-are-bent-in-news-coverage-from-iran/">استفاده از اخبار تائید نشده در پوشش خبری انتخابات ایران</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/11/tehran-means-enghelab-square/">تهران یعنی میدان انقلاب</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/12/blogging-in-enqelab-sq-bookstores/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>19</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا نوشتن در این شرایط سخت شده است؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Feb 2011 18:51:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خودسانسوری]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[محافظه کاری]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10381</guid>
		<description><![CDATA[* پارسال طرفای ۲۸ خرداد بود فکر میکنم که یکی از دوستام تعریف میکرد رفته بود از سوپری روبروی خوابگاهشون از این پنیرهای سفید ایرانی بخره. سابقا قیمتش ۱۲۵۰ تومن بود ولی اون روز مغازه دار گفته بود که ۱۴۵۰ میشه. دوستم میگفت وقتی اعتراض کردم که چرا بدون هیچ تغییری قیمت پنیر ظرف ۳-۴ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* پارسال طرفای ۲۸ خرداد بود فکر میکنم که یکی از دوستام تعریف میکرد رفته بود از سوپری روبروی خوابگاهشون از این پنیرهای سفید ایرانی بخره. سابقا قیمتش ۱۲۵۰ تومن بود ولی اون روز مغازه دار گفته بود که ۱۴۵۰ میشه. دوستم میگفت وقتی اعتراض کردم که چرا بدون هیچ تغییری قیمت پنیر ظرف ۳-۴ روز، دویست تومن افزایش داشته، مغازه داره برگشته بود به حالت اعتراض جواب داده بود که: خانم تو خیابونها دارن جوونهای مردم رو میکشن و اونوقت شما داری سر ۲۰۰ تومن با من چونه میزنی؟!</p>
<p>* حالا شده حکایت این وبلاگستان. خوب من مدتی بود چیزی ننوشته بودم و حتی به لینکدونی ام هم چیزی اضافه نکردم، بعد یه دفعه این مطلب قبلی یعنی <a href="http://zahra-hb.com/1389/11/copy-right/">کپی رایت </a>رو نوشتم و یکی توی گوگل ریدر روی این مطلبم نقل به مضمون نوشته بود که: کشور داره تیکه پاره میشه اونوقت این خواهر ارزشی نگران کپی رایته مطالبشه!!</p>
<p>* حالا البته که کشور به این راحتی تکه پاره نمیشه و این ماها هستیم که چون در تب و تاب اخبار هستیم ملتهبیم، وگرنه توی تاکسی، مترو و اتوبوس همون غرهای قبلی هست و اینکه نهایت قبض برق یا گاز یکی زیاد اومده و ۴ تا فحش به روال سابق میده و اتفاقا بقیه هم باهاش همراهی میکنن، بازم مطابق سابق. مردم دارن زندگی خودشون رو میکنن و  همونطور که قبلا گفتم، بدنه عظیمی از مردم ایران خیلی درگیر سیاست نیستن و اساسا تحت تاثیر هیچ رسانه ای نیستن و به اصطلاح خاکستری ان. <a href="http://bamdadi.com/2011/01/19/the-punishment-of-being-far-from-iran/">بامدادی یه بار نوشته بود </a>که آدمی که از ایران دور است به ناچار فقط در معرض اخبار (=موضوعات مهم) یا  مطالب نوشتاری (=بازتولیدهای انتزاعی اقلیت معدودی از افراد جامعه) قرار  می‌گیرد و هیچ اقبالی برای همگام ماندن با بدنهٔ اصلی رویدادهای جامعه  (=موضوعات غیرمهم و روزمره) ندارد، من فکر میکنم آدم اگه تو ایران هم باشه ولی خیلی توی <a href="http://zahra-hb.com/1388/08/source-of-analysis-internet-or-society/">متن جامعه نباشه</a> همین مدلی میشه.</p>
<p>* جدای از این اون مطلب قبلی من یه جور پست به آینده بود منتها تاریخش رو چون از خیلی از قبل مشخص کرده بودم، حواسم نبود که حتما این وسط یه راهپیمایی ای میشه و دوباره فضا امنیتی میشه و متن من چقدر ممکنه بیربط یا سرخوشانه به نظر بیاد! صادقانه بعد از این پست <a href="http://zahra-hb.com/1388/12/deep-web/">وب نامرئی یا اینترنت ژرف چیست</a> چندین جا اون مطلب رو <a href="http://www.google.com/search?q=%D9%88%D8%A8+%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%DB%8C+%DB%8C%D8%A7+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA+%DA%98%D8%B1%D9%81+%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F&amp;ie=utf-8&amp;oe=utf-8&amp;aq=t&amp;rls=org.mozilla:en-US:official&amp;client=firefox-a">کپی </a>کرده بودن و حتی یکی از نشریات بدون ذکر منبع گذاشته بودش و من اون موقع یعنی یکسال پیش اون پست رو نوشته بودم و گذاشته بودم که کاملش کنم برای همین بجای درفت پست به آینده کردم و چمیدونستم که در این تاریخ چی میشه! خلاصه اگه واقعا این یکی دوروزه هم مینوشتم، حتما دفاع میکردم ازش.</p>
<p>* اگه یادتون باشه اون اوایل بعد از انتخابات همه داغ بودن و بشدت وبلاگستان فعال و سیاسی بود. بعد به تدریج کم رونق شد، طوری که این <a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">بحث رکود در وبلاگستان راه افتاد</a> که البته من موافق بودم رکود وجود داره و یکسری میگفتن نه که الان همونا هم موقتا قید وبلاگنویسی رو زدن اگه دقت کنین:) بعد این اواخر تا قبل بهمن و اینها، وبلاگستان تازه دوباره رونق گرفته بود، مردم از فیلمهاشون مینویشن، از روابطشون، حالا نه مثل سابق کمتر سیاسی یا فعال، ولی به هرحال محتوای جور دیگه هم دیده میشد، ولی این وقایع اخیر باعث شد دوباره فضا امنیتی بشه و طبعا <a href="http://zahra-hb.com/1389/02/writing-with-true-authentication/">دردسرهای نوشتن با هویت واقعی</a> مخصوصا برای وبلاگنویسان قدیمی هست.</p>
<p>* حالا یکی میخواد فحش نخوره طبعا یا باید ننویسه یا باید سیاسی بنویسه و طبعا موافق جماعت مجازی که فحش نخوره. والا همین الانشم توی فرندفید و گوگل ریدر، دوباره بساط بلاک بازی راه افتاده. این <a href="http://zahra-hb.com/comments/feed/">کامنت دونی منم</a> بدون اینکه اخیرا مطلب سیاسی ای چیزی نوشته باشم، کامنتهاش همینجوری سیاسیه و بسان دیوارهای WCها ملت دارن با هم مناطره می کنن، دیگه ببین وقتی سیاسی بنویسی چی میشه؟ اونم به اون صورت که خوب تهش چی در میاد؟ این حرکات موقتی هرزچندگاهی بدون لیدر و پراکنده فایده اش چیه؟ این هزینه ها که صرف شد و این کشته ها و بازداشتی ها راضی شدید؟ اینهمه از راه دور تنور رو داغ می کنید، حواستون هست <a href="http://zahra-hb.com/1389/07/things-required-a-lot-patience/">چند خونواده داغدار میشن</a>؟ از اینطرف هم هست، تا کی میخواد بگیر و ببند و بزن و بکش باشه؟ آیا این باعث نمیشه اعتراضات زیرزمینی و غیرقابل کنترل بشه، این خونواده هایی که فرزندشون رو از دست میدن، واقعا کی جوابشون رو میده&#8230; که من بشخصه جرات نمیکنم هیچکدوم از اینها رو باز کنم.</p>
<p>* این متن فقط یک شرح وضعیت است، نه مظلوم نمایی یا ژست بیطرفی و امثالهم.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/how-to-be-a-popular-blogger/">تجربیات وبلاگنویسی یا چگونه وبلاگنویس محبوبی شویم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/thoroughbred-weblogs/">وبلاگهای اصیل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/source-of-analysis-internet-or-society/">منبع تحلیل: اینترنت یا متن جامعه؟!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>30</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کپی رایت</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/11/copy-right/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/11/copy-right/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Feb 2011 10:38:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاه نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6474</guid>
		<description><![CDATA[جدی جدی به نظر میاد، برخی ها توی این دنیای مجازی فکر میکنن که کپی رایت همون کپی پیست هست! پستهای مرتبط:ننوشتن مقاله ای در باب آسیب شناسی مشکلات دختران وبلاگنویس مشکل پاک کردن دیدگاههای قدیمی وردپرس فرعون‌ها و مصرها نوشتن با هویت واقعی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جدی جدی به نظر میاد، برخی ها توی این دنیای مجازی فکر میکنن که کپی رایت همون کپی پیست هست!</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/">ننوشتن</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/01/an-article-about-women-bloggers/">مقاله ای در باب آسیب شناسی مشکلات دختران وبلاگنویس</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/09/wordpress-old-comments/">مشکل پاک کردن دیدگاههای قدیمی وردپرس</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/05/pharaohs-and-egypts/">فرعون‌ها و مصرها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/02/writing-with-true-authentication/">نوشتن با هویت واقعی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/11/copy-right/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

