<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زهرا &#187; اجتماعی</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/category/social/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 25 May 2012 12:12:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>رد شدن از خطوط قرمز</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 18:00:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[قاطی پاتی]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11287</guid>
		<description><![CDATA[* حالا که ددلاین پروژه ام سر رسیده هوس وبلاگ نوشتن به سرم زده. باور کنین از آخرین موقعی که تا الان وبلاگ نوشتم، کلی روزا وبگردی میکردم و کلیم موضوع تو ذهنم بود ولی وقتی اومدم پای اینترنت به کلی از ذهنم پریدن. یه چیز دیگه هم هست به اسم اعتماد به نفس انتشار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* حالا که ددلاین پروژه ام سر رسیده هوس وبلاگ نوشتن به سرم زده. باور کنین از آخرین موقعی که تا الان وبلاگ نوشتم، کلی روزا وبگردی میکردم و کلیم موضوع تو ذهنم بود ولی وقتی اومدم پای اینترنت به کلی از ذهنم پریدن. یه چیز دیگه هم هست به اسم اعتماد به نفس انتشار دادن پست. وقتی که دیر به دیر مینویسی، موقع زدن این دگمه استرس میگیری.</p>
<p>* این چیزی که میخوام بگم نمیدونم سانتی مانتال هست یا معمولی. اما میگم. همونقدر که روشهای افسرده شدن آدم زیاده، روش در اومدن از افسردگی هم زیاده. چه افسردگیش موقتی باشه چه دائم. مثلا اینکه یکی ممکنه با کتاب خوندن خودش رو نجات بده، یکی با قرآن خوندن، یکی با راه رفتن و گریه کردن و تخلیه شدن، یکی با مسافرت، یکی پیدا کردن یه دوست جدید ، درددل کردن، درمان دارویی و یکی هم همه یا چند تا از این روشها. اما نکته مهم تو همه افسردگیها اینه که فرد از طرف اطرافیان حمایت بشه، هرچقدر اشتباه خودش بوده باشه، هرچند اخلاقش اون موقع درست نباشه، اما افسردگی طوریه که طرف اختیار اعمالش دست خودش نیست. باید تشویقش کرد بالاخره &#8220;بخواد&#8221; و یکی یا چند تا از روشهای بالا رو انتخاب کنه. تجربه ثابت کرده تا طرف نخواد که از این حال در بیاد نمیشه براش کاری کرد.</p>
<p>* من همش فکر میکنم جای یه درس مهم تو درسهای دوره دبیرستان و دانشگاهمون حس میشه. حالا نمیدونم اسمش باید چی باشه ولی واقعا ما یه عالمه سوال بیجواب داریم که نمیدونیم چطور باید براشون توضیح پیدا کنیم. مجموعه سوالاتی که نسبت به خودمون، سرنوشتمون، دنیای اطرافمون، ارتباط وقایع با هم. شاید به سادگی بشه گفت درس زندگی حتی. مشکل اینجاست که حتی نمیدونیم کجا و چطور باید براشون دنبال جواب باشیم. اینکه یاد نگرفتیم چطور بریم سراغ پیدا کردن جوابها از سوالاشم بدتره. من خودم الان یه معمای زنده ام:دی</p>
<p>* هیچ چیز بهتر از یک محبتی که به شخص حس ارزشمند بودن بده، ممکنه اونو متحول نکنه. حتما دیدین آدمهایی که با شما جنگ بی پایان دارن. منظورم <a href="http://zahra-hb.com/1388/10/heartbroken-old-rival/">این مدل رقابتی هست که اینجا نوشتم</a>. حالا چه توی جمع باشه چه خصوصی، اینجور آدمها همیشه سعی میکنن حال طرف مقابل رو یه جوری بگیرن. ۲ تا از واکنشهایی که من بارها امتحان کردم و جواب داده، یکیش تحقیر متقابله و دیگری محبت خالص. تحقیر متقابل که خوب غیراخلاقیه اما وقتی میبییی شخص همه خط قرمزها رو رد کرده، باید بهش ثابت کرد مزه رفتارش چطوریه. و محبت خالص یعنی اینکه واقعا بفهمی فرد چرا اینقدر اغراق آمیز داره دشمنی میکنه و با تحقیر شدن شما خوشحال میشه. همین که بفهمی و درباره رفع ریشه اش بهش کمک کنی، حتی بهش بفهمونی که &#8220;فهمیدمت&#8221;، کم کم نرم میشه.</p>
<p>* از اینا بگذریم<a href="http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/"> وضعیت فضای مجازی بازم تو حالت این قرار ثابت گرفته</a>:) گرچه هربار ممکنه سوژه فرق کنه اما کلیت ماجرا اینه: یه تابوشکنی صورت گرفته. عده ای حس میکنن به مقدسات و ارزشهای اونها توهین شدن و عده ای هم به طور ثابت تقبیح میکنن که چرا اصولا شما مقدسات دارید که بهش توهین بشه؟ یا حالا گیرم داشته باشید، چرا حس توهین دارید خب؟ مثل ما باشید، ریلکس و لذت ببرین، گیرم که از بالا تا پائین به ارزشهای شما توهین شده باشه. یعنی بازم توقع میره همه مون موافق اون حرکت باشیم و خوب اگه مخالفیم باید خودمون رو اصلاح کنیم چون رفتارمون &#8220;موافق&#8221; اونا نیست. این الگو رو تو فضای مجازی همیشه توی ذهنتون داشته باشید تا خدای نکرده از چشم جمیع روشنفکران ایران نیفتید. حالا اینبار مخالفت اینطوریه که قاعدتا انتظار میره احساس توهین به مقدسات شدگی نکنید و نکته مهمتر اینکه کلا توهین به مقدسات امری بی معنیه. علت اینکه کالت مقابل اصولا &#8220;مقدساتی&#8221; نداره و معتقده شمام باید اینطوری باشید. اگه نیستید که خوب اشتباه شماست. تمرین کنید باشید! <em>این نسخه ای که عزیزان روشنفکر برای تمامی انواع تابوشکنیها برای شما خواهند پیچید</em>. شمام هیچوقت نخواهید فهمید چرا همیشه این شمائید که باید بخاطر اونا تغییر کنید، کوتاه بیائین و چرا عزیزان یکبار حرکت متقابلی رو شروع نمیکنن که کمی در جایگاه شما باشن؟</p>
<p>* چند روز پیش یه خبر دیدم که در<a href="http://gizmodo.com/5909961/kodak-had-a-secret-weapons+grade-nuclear-reactor-hidden-in-a-basement"> زیرزمین یکی از مجموعه های شرکت کداک در نیویورک یک راکتور هسته ای پیدا شده است</a>، واقعا داشتم با خودم فکر میکردم اگه این موضوع مربوط به ایران میشد، الان نه تنها اون شرکت و کل محصولاتش تحریم شده بودن که هزاران سخنرانی و تهدید علیه ایران داشتیم که ای وای یه جای جدید پیدا شد و دولت به دور از آژانس داره پنهانکاری میکنه و بمب میسازه و یه چند تا قطعنامه سازمان ملل و  آه و ناله اسرائیلیها و آمریکائیها. ولی خوب می بینین که اصولا کسی با این خبر برخورد امنیتی نمیکنه و صرفا چند تا وبلاگ آی تی بهش پرداختن، جایی بولد نشده.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/">درباره عکس حذف شده خبرگزاری مهر</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/">آیا موافق بودن نوعی اظهار نظر نیست؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/">من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/09/humiliating-or-offensive-effect/">کارکرد تحقیر یا توهین</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتقاد داشتن</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/believe/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/believe/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 13:12:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[درددل]]></category>
		<category><![CDATA[دوست]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11275</guid>
		<description><![CDATA[* یکی از بدیهای درس خوندن در دانشگاه دولتی که از منظر عام دانشگاه تاپ نامیده میشه اینه که اغلب همکلاسیهای شما یکسال بعد فارغ التحصیلی دیگه ایران نیستن و هرکدوم تو یه جای عالم پراکنده ان. اونایی که از ایران میرن غالبا سه دسته میشن. یا کلا اعتقاداتشون رو از دست میدن، یا به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یکی از بدیهای درس خوندن در دانشگاه دولتی که از منظر عام دانشگاه تاپ نامیده میشه اینه که اغلب همکلاسیهای شما یکسال بعد فارغ التحصیلی دیگه ایران نیستن و هرکدوم تو یه جای عالم پراکنده ان. اونایی که از ایران میرن غالبا سه دسته میشن. یا کلا اعتقاداتشون رو از دست میدن، یا به صورت نرم از دست میدن یعنی مثلا طرف هنوز اعتقاد داره که مسلمونه و خدا رو قبول داره ولی به رسوم و سنن مسلمانی پایبند نیست و یه عده قلیلی هم هستن که هنوز اعتقاداتشون رو کامل دارن (ولو با تغییرات اندکی).</p>
<p>* من یه دوستی داشتم که زمانی که ایران بود مادرش رو از دست داد و خوب اون موقع هنوز مذهبی بود و برای خودش اعتقاداتی داشت. وقتی از ایران رفت کلا اعتقاداتش رو از دست داده بود. یعنی چطور بگم اولش تردید داشت و بعدا گفت که طی مطالعاتی که داشته به این نتیجه رسیده که خدا وجود نداره و طبعا بهتره برای آخرتی که وجود نداره، دنیاش رو جهنم نکنه. ما خیلی باهم بحث نمیکردیم. فقط از حال هم خبردار میشدیم.</p>
<p>* پریشب فهمیدم چند روزیه فیس بوک نیست، رفتم دیوارش دیدم، ملت هی تسلیت نوشتن. یه کم که خوندم فهمیدم حدودا ۱۵ روزه که پدرشو از دست داده. از اونجائیکه میدونستم که حتما ایران اومده، زنگ زدم خونه شون که حالشو بپرسم. اصلا تعریفی نداشت و خیلی ناامید و افسرده به نظر میرسید. منم برام تسلیت گفتن خیلی خیلی سخته. اونم تازه تسلیت فوت پدر که دیگه خیلی وحشتناکه، پدری که نقش مادر هم براش داشت.</p>
<p>* یه کم با هم حرف زدیم و گفت که چقدر حالش بده و چقدر دلش میخواد دوباره پدرش رو ببینه. بهش گفته بودن پدرش مریضه و وقتی اومده بود ایران ۲ روز بعد پدرش فوت میکنه. تو این ۲ روز پدرش تو کما بود. و خوب هیچ خداحافظی ای هم باهم نداشتن. آخرین باری که حرف زدن، پدرش مریض نبود و عادی حرف زده بودن، همین براش عقده شده که بتونه دوباره با پدرش حرف بزنه، ت<a href="http://zahra-hb.com/1390/12/make-sure-you-do-not-see-her-again/">صور اینکه دیگه هیچوقت نمیبیندش </a>براش وحشتناکه.</p>
<p>* دل دل کردم، نمیدونستم که بگم یا نه؟ گفتم میدونم که اعتقاد نداری، اما بعدا احتمالا دوباره می بینیش. چطور بگم برای آروم کردنش گفتم و اصلا قصد نداشتم در این مورد بحث کنیم. برگشت گفت میدونی چیه زهرا؟ من وقتی دین داشتم، یعنی اعتقاد داشتم، همیشه یک مرجع برای پناه آوردن داشتم، حتی اگه بهش پناه نمیبردم ولی تحمل مصیبت برام آسونتر بود. وقتی مادرم فوت کرد، هنوز اعتقاد داشتم دنیای پس از مرگی هست و دوباره میبینمش، ولی الان قبولش سختتره برام. گفت اون موقع راحتتر با اون مصیبت کنار اومدم، گفت که تحمل مشکلات زندگی، وقتی که دیندار بودم برام خیلی راحتتر بود. گفت که البته الان نمیتونه براش دلیل عقلانی پیدا کنه ولی مطمئن بود اون موقع راحتتر با زندگی کنار می اومد.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/how-much-close-to-us/">چقدر بهمون نزدیکه...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/">گاهی اوقات کلمات همه منظور رو نمی رسونن!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/12/make-sure-you-do-not-see-her-again/">وقتی که مطمئن شدی دیگه نمی بینیش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/12/life-courses/">دوره های زندگی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/09/iran-s-people-2/">از کدام مردم حرف میزنیم؟</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/believe/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درباره عکس حذف شده خبرگزاری مهر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 12:46:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11255</guid>
		<description><![CDATA[* چند روز پیش داشتم از یکی از میدانهای تهران رد میشدم. میدان یکجایی که بالای شهر مینامیم قرار گرفته بود. من خیلی تشنه ام بود و دنبال جای پارک بودم که ماشین رو بذارم که برم آب معدنی خنک بخرم که دیدم دست مردم از این لیوانهای یکبار مصرف آب طالبی خنک هست. طبعا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* چند روز پیش داشتم از یکی از میدانهای تهران رد میشدم. میدان یکجایی که بالای شهر مینامیم قرار گرفته بود. من خیلی تشنه ام بود و دنبال جای پارک بودم که ماشین رو بذارم که برم آب معدنی خنک بخرم که دیدم دست مردم از این لیوانهای یکبار مصرف آب طالبی خنک هست. طبعا وقتی اون تعداد مردم دستشون هست، آدم حدس میزنه که یکی نذری چیزی داده. پیاده که شدم دیدم نذری نیست. سمت راست میدون یه چادر (حالا شایدم پارچه) مشکی زدن و توش دارن قرآن و نوحه پخش میکنن و چند نفر آقا و خانم با ظاهر مذهبی اونجا نشستن و آب طالبی هم مقرش اونجا بود.</p>
<p>* من دیدم اکثرا اینطوریه که مثلا دوست دختر، پسرها در حالیکه دست همو گرفتن و با همون ظاهر قرتیانه وارد چادره میشن و آب طالبیه رو میگیرن و بیرون میان. اولش گفتم خدایا میدونم ماه محرم که نیست، شهادت کدوم امام هست که اینقدر مراسم گرفتن؟ آب طالبی رو که گرفتم یواشکی از خانمی که اونجا بود پرسیدم و اونم خیلی با مهربونی انگار که میخواد به من اموزش بده برگشت گفت: دخترم فاطمیه هست، شهادت حضرت زهرا. راستش من اصلا یادم نمی اومد که قبلا در تهران (یا شهر دیگه ای) اینقدر عزاداری برای فاطمیه دیده باشم.</p>
<p>* داشتم میگفتم که وقتی خانمه برام تعریف میکرد وسط حرفش گفتم اوکی اوکی و یادم اومد تو فرندفید قبلا سرش دعوا بود و یه سری میگفتن باید زودتر عزاداری رو شروع کنیم و این حرفا. منظورم این بود که میدونستم خانمه میخواد چی بگه (ولی اون شاید فکر کرد منم خبر ندارم حالا بر اساس هر فاکتوری در ظاهر یا شایدم سوالم). اصلا اینها رو برای چی تعریف کردم؟ بخاطر <a href="www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1585537">این عکس مهر</a> که حذف شد و من راستش بخاطر دلایلی که دارم با حذفش مخالف بودم.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/04/786413_orig.jpg" alt="مهر" width="359" height="239" /></p>
<p>* ما هیچوقت ایام فاطمیه رو نمیتونیم مثل محرم برگزار کنیم، چون اولا محرم یک ماه هست و خیلی از مردم از قبل درباره اش خبر دارن و آماده میشن در ثانی اغلب مردم ایران حالا از هر قشری و طیفی برای این ماه احترام قائلن ولی در مورد فاطمیه هیچوقت نمیتونه اونطوری بشه. ثانیا فاطمیه تا جایی که من میدونم حدود یک هفته هست و این یک هفته یه جورایی بسته به ماه قمری متحرک هست و جای ثابتی توی تقویم نداره. یعنی خیلی ها ازش خبر ندارن و براش آماده نمیشن، مثل خود من که تازه ادعا دارم مذهبی هم هستم.</p>
<p>* ثالثا و مهمتر: ما کشوری هستیم که واقعا از نظر قومیت و مذهب و سلایق متفاوت هستیم. منظورم اینه که برای این دخترهایی که تو این عکس هستن و یه جورایی بولد شدن چند حالت میشه متصور بود. ممکنه یکی باشن مثل من که خیلی خبردار نشدن که اصلا عزاداری ای چیزی هست و شاید فکر کردن مراسم ختم یکی هست یا اینکه نه اصلا خبر دارن ولی عزادار نشدن و یا نخواستن بشن. هیچ کدوم از اینها واقعیت اغراق آمیزی از فضای کشور نیست و هردوتاش به نظر من یه واقعیت ساده هستن. مگه ما چقدر معرفی از الگوهای دینی مون داریم و چقدر تونستیم برای جوان امروز بازنماییش کنیم که اونها رو بشناسه و برای تولد و شهادتشون احترام قائل باشه؟ واقعا صدا و سیما و نهادهای فرهنگی ما چقدر در مورد این ایام اطلاع رسانی کردن؟</p>
<p>* رابعا، فرضا همه اینها به کنار، آیا با حذف این عکس این واقعیت از جامعه محو میشه؟ یا صرفا برای یک کسانی محو میشه؟ تو این عکس یک سری دارن عزاداری میکنن و ۲ نفر بدون توجه به عزاداری (حالا عمدی یا غیرعمدی) دارن بحث میکنن، واقعیتی که ممکنه در ماه محرم کمتر در جامعه ببینیم اما برای ایام فاطمیه یا اصلا ایام شهادت/وفات بقیه امامان به نظر یک عکس کاملا معمولی هست و من به شخصه روی دلایل حساسیتی افرادی که موافق حذف این عکس بودن، قانع نشدم.</p>
<p>* خامسا، ما واقعا تنبلیم. اگه همین ۲ تا خانم با همین ظاهر، در حالیکه تو فکر بودن یا اشک میریختن، شاید جز عکسهایی بود که ما بعنوان تاثیرگذاری ایام زیاد تو شبکه ها پخش میکردیم، ولی الان فکر میکنیم باید حذف بشه. چرا؟ چون ما الگوها رو درست معرفی نکردیم. ما درست اطلاعرسانی نکردیم. ما در زمینه آموزش دینی مون تنبل هستیم و در عین تنبلی میخوایم همه جنبه داشتن باشن و مثل ما فکر کن و با دلایل ما قانع بشن که مثل ما رفتار کنن، خوب این اتفاق اینطوری نمی افته. این آدم در معرض محتوای مخالف زیادی هست و شما برای اینکه روش تاثیر بذاری عمل کمتری انجام دادی. نباید چنین انتظاری ازش داشته باشی. صرف زندگی کردن در یک جامعه اسلامی، از فرد یک دیندار نمیسازه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/there-is-no-compulsory-in-religion/">لا اکراه فی الدین</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/why-we-scorn-chadori-girls/">چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/09/iran-s-people-2/">از کدام مردم حرف میزنیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-and-bihijab-women-uses/">اهمیت دافها و بی حجابها برای تبلیغات انتخاباتی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا موافق بودن نوعی اظهار نظر نیست؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 15:31:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11064</guid>
		<description><![CDATA[* یه چیزی قبلا توی وبلاگم نوشته بودم درباره اینکه گول موافقین اینترنتی رو نخورید. یادمه اون موقع بخاطر کامنتهای این پست گلشیفته نوشته بودمش. منتها چون از موضوع گذشته بود پستش هم نکردم. حالا هم بخاطر این دارم درباره اش مینوسم که حتما میدونین که کمپینی با عنوان دوستی مردم ایران و اسرائیل! تو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه چیزی قبلا توی وبلاگم نوشته بودم درباره اینکه گول موافقین اینترنتی رو نخورید. یادمه اون موقع بخاطر <a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">کامنتهای این پست گلشیفته </a>نوشته بودمش. منتها چون از موضوع گذشته بود پستش هم نکردم. حالا هم بخاطر این دارم درباره اش مینوسم که حتما میدونین که کمپینی با عنوان دوستی مردم ایران و اسرائیل! تو فیس بوک اومده و یه سری روشنفکران ایرانی دارن باهاش موافقت میکنن و تشویق میکنن که بهش بپیوندیم. روزی که من رفتم دیوار این کمپین رو ببینم که چه خبره <a href="http://hamseh.ir/1391/01/06/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7/">این پست این وبلاگ</a> روی دیوار این کمپین بود. من راستش خیلی تعجب کردم. اولش فکر کردم ادمین داره نظرات مخالف رو هم میذاره، بعد دیدم از اکانت نویسنده پست هست. یه چند ساعتی فکر کنم این پست روی دیوار بود و کم کم لحن دوستان داشت از حالت روشنفکری به فحاشی میگرائید که پست از دیوار حذف شد. گویا حتی کمپین دوستی هم همه مردم ایران رو در برنمیگیره و فقط مردمی از ایران رو در نظر میگیره که موافقن و اسرائیل رو دوست دارن!</p>
<p>* از ادمین این صفحه که نمیشه انتظار داشت فکر منافع اسرائیل نباشه و اون پست رو حذف نکنه، من روی صحبتم با ایرانیهایی هست که زیر اون فید یا تو فیدای خودشون بدون اینکه دلیلی بیارن که کجای اون پست (یا پستهای مشابه) ایراد داره، از چنین اظهار نظرهایی ابراز تاسف کرده بودن. اینم بگم من با برچسبهایی که تو پست هست مشکل دارم (شخصا ترجیح میدم این برچسبها رو اینقدر راحت خرج نکنم) ولی: تو اینترنت ۹۹ درصد مواقع وقتی طرف میگه تو چرا داری درباره این موضوع نظر میدی یا حق قضاوت/انتقاد نداری، منظورش اینه که چون با این موضوع مخالفی، حق نداری بیانش کنی وگرنه خود گوینده بارها درباره اون موضوع به انحاء مختلف حرف میزنه و مصره که همه مون ببینیم که چقدر موافقه.</p>
<p>* زمانی از استدلال به شما چه مربوطه یا این روش خودشه یا تاسف از نوشته تون استفاده میشه که با جریان مد نظر اونها موافق نیستید، اگه شما موافق باشید حق دارید اظهار نظر کنید و اونها هم بخوبی بازتاب میدن و اگه مخالف باشید خیر. بر همین مبنا به منتقد گفته میشه در فلان موضوع تو نباید دخالت کنی و چون من موافقم اینقدری هم حق دارم که به تو بگم مخالفت نکن. جالب اینجاست که خود همین موافقین در جایی که منفعت ایجاب میکنه چنان با موضوعی مخالفت میکنن و بایکوت و یا دیوسازیش میکنن که روی حضرت هیتلر سفید میشه. نظر موافق و بحث کردن درباره علت موافقت هم نوعی نظر دادن و دخالت در اون موضوع هست که تو خودت رو مجاز میدونی.</p>
<p>* شما موافق دوستی ایران و اسرائیل در شرایطی هستی که غزه چند ساله که تحت محاصره هست و مردم تحت همون رژیم مزبور نمیبیننش و طی این مدت به کسانی چون ایهود باراک و نتانیاهو هم رای دادن، چپ و راست ایران رو تهدید به جنگ حتی اتمی میکنن، دانشمندان کشور ما رو میکشن، الان تحت تحریمهای شدید اقتصادی توسطشون هستیم، هیچ اقدام عملی برای رفع اینها هم نمیکنن، اگه اینا رو نمیخوای ببینی، اشکالی نداره، این وسط چرا حق نمیدی کسی بخواد ببینه و نظر تو رو قبول نداشته باشه و بخواد که بقیه هم نظرشو ببینن؟ با این دیده شدنه چه مشکلی داری؟</p>
<p>* به همین ترتیب تو خیلی موضوعات دیگه، شخص/اشخاصی که بای دیفالت موافق هستن و ما از قبل هم میدونیم چنین خواهد بود، خودشون رو مالک این فضا میدونن و چنان پای مطالب موافق به به و چه چه و مخالفین رو به حاشیه میکشونن اونم با ژستهای خود در جایگاه حق بین و قاضی القضات که هی برای آدم سوال پیش میاد که خوب اگه موضوع اینقدر شخصیه، پس تو چرا داری دخالت میکنی؟  و اگه نیست من چرا مخالفت نکنم؟ چه چیزی تعیین میکنه که موضوعی &#8220;قابل مداخله&#8221; فقط توسط موافقین باشه؟ چرا فکر میکنین فقط نظر موافق شما رو باید بقیه ببینن؟! آیا حاضرید تمرینهای آزادی بیانی که ازش دم میزنید، شامل حال ارزشهای مخالفینتون هم بشه؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/">جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر! </a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تولید و توزیع علم به زبان فارسی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/production-and-publishing-of-knowledge-in-persian-language/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/production-and-publishing-of-knowledge-in-persian-language/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Mar 2012 10:38:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[سایت]]></category>
		<category><![CDATA[علمی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=9926</guid>
		<description><![CDATA[* از نظر اطرافیان من مهندس نرم افزار شخصی هست که یا خوب بلده تو گوگل (البته بعضیاشونم نمیدونن اصولا چنین ساینی هست) سرچ کنه و چیزی که اونا میخوان رو پیدا کنه  و یا اینکه بلد باشه ویندوز ایکس پی نصب کنه. اگه ویروس کش نصب کنه که حتما فوق لیسانس داره. * در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* از نظر اطرافیان من مهندس نرم افزار شخصی هست که یا خوب بلده تو گوگل (البته بعضیاشونم نمیدونن اصولا چنین ساینی هست) سرچ کنه و چیزی که اونا میخوان رو پیدا کنه  و یا اینکه بلد باشه ویندوز ایکس پی نصب کنه. اگه ویروس کش نصب کنه که حتما فوق لیسانس داره.</p>
<p>* در همین راستا چند روز پیش دوست خواهرم با مامانش اومده بودن اینجا. البته مامانش رو برای این آورده بود که اون بگه تا من حتما قبول کنم. یعنی پیش خودش فکر میکرد سرچ کردن حتما کار پیچیده ایه و یکی باید خواهش کنه:) حالا چون موضوعش مربوط به پزشکی و اینا بود و یه طورهایی نمیشه اینجا نوشت مثلا فرض کنیم میذاریم مبحث ایکس.</p>
<p>* مبحث ایکس چندان هم مبحث پیچیده ای نبود که در موردش مطلب یا مقاله فارسی پیدا نشه. ولی شما فکر میکنین نتیجه سرچ چند صفحه اول گوگل چی بود؟ درست حدس زدید. انواع و اقسام سایتهای اسپم و تبلیغاتی که البته همین سرچ هم در تایتلشون بود یا بعضا نبود و خوب اگه طرف تجربه نداشت می نشست دونه دونه شو باز میکرد. متاسفانه فیلتر مناسبی هم برای نیاوردن اینجور سایتها نداریم.</p>
<p>* از سایتهای اسپم که رد میشدیم، نهایت میرسیدیم به چند تا وبلاگ و یا مقاله ناقص که از هیچکدوم از اونها نمیشد استفاده کامل کرد، طوریکه فرد بتونه تحقیقش رو کامل کنه. تازه اینجا بود که من فهمیدم با وجود این سایتهای تبلیغاتی و اسپمینگ، نه تنها جستجوی کلمات فارسی تو گوگل داره به افتضاح کشیده میشه که اصلا ما واقعا تو انتشار علوم مختلف به زبان فارسی تو گوگل باهاش مشکل داریم.</p>
<p>* جالب اینجاست که اگه همون موضوع رو به انگلیسی سرچ میکردی، کلی مقاله و مطلب درست و حسابی در موردش پیدا میشد. دو حالت داره: یا ما واقعا در زمینه تولید علم کمبود داریم که به نظر من چندان نداریم یا اینکه تو انتشارش در جاهای عمومی و طوری که افراد بتونن ازش استفاده کنن مشکل داریم. که به نظرم بیشتر دومی اومد. فقط نگاه به آی تی و فناوری اطلاعات نکنید. واقعا تو موضوعات دیگه فقر مطلب به زبان فارسی هست.</p>
<p>* من قبول دارم که مسائلی مثل کپی رایت و اینا هست و خیلیها ممکنه تحقیق رو به اسم خودشون تموم کنن برای همین من فکر میکنم ای کاش میشد مثلا یه سایتی بود که مقالات و اختراعات علمی رو به زبان فارسی فهرست میکرد و کلا یه مرجعی در این زمینه بود (منظورم مثاله به صورت کامل هست ها، الان اینهایی که بود اکثرا فقط چکیده مقاله رو داشتن). فوقش اینه که به اساتید آموزش بدن برن تو فلان سایت مرجع سرچ کنن ببین فلان مقاله تکراری هست یا نه، دیگه نباید به این صورت جلوش گرفته بشه یا اینقدر تنوع سایتها در این زمینه کم باشه.</p>
<p>* و باز هم وبلاگها و قدرت وبلاگها رو دست کم نگیرید. در همین موضوع یا لااقل از طریق وبلاگ یکی فهمیدیم روش کار کرده و بهش ایمیل زدیم که اگه ممکنه تحقیقش رو به ما هم بده و یا اینکه طرف گفته بود از چه متدی استفاده کرده و چطور به نتیجه رسیده که خوب بازم به دوست خواهرم کمک کرد. من فکر میکنم تقریبا بار اعظم تولید محتوا به زبان فارسی یه جورهایی به دوش وبلاگنویسها هست بازم:)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/08/people-are-alone/">مردم چقدر تنها شدن...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/music-harmony/">تفاهم موسیقیایی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/redirection-of-obama-s-site-to-hillary/">ریدایرکت شدن سایت اوباما به سایت هیلاری کلینتون!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/deep-web/">وب نامرئی یا اینترنت ژرف چیست؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/15-fantastic-firsts-on-the-internet/">15 مورد از برجسته ترین اولین های اینترنت </a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/production-and-publishing-of-knowledge-in-persian-language/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتابخانه فاطمه ها</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/12/little-bookstore/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/12/little-bookstore/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Mar 2012 14:52:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11121</guid>
		<description><![CDATA[* فکر میکنم این توضیح به اندازه کافی، خوب و گویا باشه: کوچکترین کتابخانه در ایران، در روستای دهکهان سی کیلومتری شهرستان کهنوج از توابع استان کرمان. کتابخانه ای که فقط سه عضو دارد و هر سه نفر نامشان «فاطمه» است و به همین علت نام کتابخانه شده: کتابخانه ی فاطمه ها. * میدونید؟ من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* فکر میکنم این توضیح به اندازه کافی، خوب و گویا باشه:</p>
<blockquote><p>کوچکترین کتابخانه در ایران، در روستای دهکهان سی کیلومتری شهرستان کهنوج از توابع استان کرمان. کتابخانه ای که فقط سه عضو دارد و هر سه نفر نامشان «فاطمه» است و به همین علت نام کتابخانه شده: کتابخانه ی فاطمه ها.</p></blockquote>
<p style="text-align: center;"><img src="http://up98.org/upload/server1/02/a/14npgt18tatem5jl86.jpg" alt="کتابخانه فاطمه ها" width="411" height="308" /></p>
<p>* میدونید؟ من بیشتر عاشق عکسهاشون شدم. عاشق عکسهای این سه تا دختر که معصومیت از سر و روشون میباره. راستی<a href="http://kfatemeha.blogfa.com/"> اینم وبلاگشونه </a>که من نمیدونم خودشون مینویسنش یا کسی دیگه. وبلاگه بیشتر درباره اخبار کتابخونه شونه. اگه مطالب جدی توش نوشته نشه و اجازه داده بشه خود بچه ها از خاطراتشون بنویسن، به نظرم یه وبلاگ عالی بشه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/you-are-your-enemy/">تو با خودت هم دشمنی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/02/book-fair/">از نمایشگاه کتاب تهران</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/02/book-bag-on-the-bus/">سبد کتاب در اتوبوس</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/12/blogging-in-enqelab-sq-bookstores/">وبلاگنویسی و کتابفروشیهای میدان انقلاب</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/change-we-can-believe-in/">Change We Can Believe In!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/12/little-bookstore/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا تحریم انتخابات را بی فایده می دانم؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/12/iran-majlis-selection/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/12/iran-majlis-selection/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Mar 2012 08:16:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[اصول گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11096</guid>
		<description><![CDATA[* من آدمیم که نمیتونم نسبت به اطرافم و اتفاقاتش بی تاثیر باشم. منظورم اینه که نمیتونم خودم رو به ندیدن بزنم و فکر کنم من نمیتونم بر محیط اطراف خودم تاثیر بذارم. چندوقت پیش یکی از دوستانم میگفت اگه الان دوره شاه بود تو حتما دستگیر میشدی، چون حجم کارهایی که برای تبلیغ چیزهایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* من آدمیم که نمیتونم نسبت به اطرافم و اتفاقاتش بی تاثیر باشم. منظورم اینه که نمیتونم خودم رو به ندیدن بزنم و فکر کنم من نمیتونم بر محیط اطراف خودم تاثیر بذارم. چندوقت پیش یکی از دوستانم میگفت اگه الان دوره شاه بود تو حتما دستگیر میشدی، چون حجم کارهایی که برای تبلیغ چیزهایی که قبول داری انجام میدی، خیلی بالاست. البته این به معنای این نیست که نظام حاکم رو صد در صد قبول دارم. نه از قضا انتقادهای زیادی بهش دارم، منتها شرایط ایجاب میکنه که در بعضی موارد سکوت کنیم. اگه کشور در برابر اینهمه تهدید به جنگ داخلی و خارجی نبود، اگه تحریمهای زیاد نبود و اگه شرایط واقعا آرامتر بود و اینقدر رادیکال نبود، خیلی از ما ارزشی ها منتقدان جدی تری بودیم منتها نمیشه وقتی اون شرایط برقراره شما هم زیر فشار بذاری، اگه بخوام نپیچونم ساده ترش اینه که نمیخوام منبع اون تهدیدها و تحریمها سوء استفاده کنه که البته نمیشه هم گفت که نمیکنه. وقتی یک فید ساده یا پست وبلاگی فلان آدم ارزشی میره زیر ذره بین و با آب و تاب درباره اش حرف زده میشه، طبعا آدمهای اون کالت کم کم انتقادهای خودشون رو سانسور میکنن. تقیه/سکوت به معنی عدم وجود نیست.</p>
<p>* این مقدمه رو گفتم فقط برای اینکه بنویسم چرا میخوام تو انتخابات شرکت کنم. همه ما میدونیم که چه جمهوری اسلامی و چه دشمنانش همیشه سعی کردن انتخابات رو نوعی رفراندوم فرض کنن و از روی تعداد مشارکت کنندگان و کسانی که رای بالا آوردن نتیجه بگیرن که آیا مردم راضی هستند یا دنبال تغییر هستند. پس تا اینجا یکیش میشه همون آمار مشارکت که به زعم من دلیل مهمی نیست (چون همیشه هست و همیشه هرکس تفسیر به رای میکنه)</p>
<p>* میمونه ساختار و چینش آدمهایی که رای میارن که برام خیلی مهمه. برای من خیلی مهمه که افرادی که اصلحش میدونم حتما رای بالایی بیاره، چون سعی میکنم آدمهایی رو انتخاب کنم که فقط یه آدم نیستن، برای خودشون یه جریانن. ممکنه بگید تو یک رای بیشتر نداری. نه اصلا اینطوری فکر نمیکنم چون فعالیتهای خودم رو محدود به روز انتخابات نمیکنم که فقط همون یک رای  باشه. من از قبل از برگزاری انتخابات، شده یک ماه قبلش حتی برای دوستانم، همکارانم، جمع فامیل یا هرجایی که هستم چیزی رو که میگم تبلیغ میکنم. شده حتی در یک جمع بیربط و شده حتی اگه تنها آدمی باشم که اینطوری فکر میکنم و حتی شده خودم رو ضایع کرده باشم که در یک چنان جمعی اون حرفو زده باشم و شده حتی بهم گفته باشن اصلا بهت نمیاد ولی خوب من دلایل خودم رو برای تغییر اطرافم دارم و برای این تغییر دادنه معتقدم آدم باید هزینه بده.</p>
<p>* اگه بخوایم رو راست باشیم ساختار قدرت تو کشور ما واقعا بسته و سفت و سخت هست. علاوه بر دلایلی که تو مقدمه نوشتم، واقعا تو بدنه قدرت انعطاف چندانی نسبت به مخالفین یا منتقدین دیده نمیشه، ممکنه قدرت دلایل خودش رو داشته باشه، مثل همون دخالت خارجی اما در هرصورت به نظرم این یک نقطه ضعف هست. اگه شما به مخالف آزادی عمل بدی و از دور برش ناظر باشی بهتر از بگیر و ببندی هست که باعث میشه مخالف به فعالیت زیرزمینی روی بیاره و از دید شما پنهان. حالا اصلا نمیخوام خیلی این مسئله رو باز کنم یعنی خیلی هم ربطی به این پست نداره.</p>
<p>* بیشتر میخوام بگم در چنین ساختاری تنها راه تغییر یا اعتدال اینه که روی جایی که دستتون بازه مانور بدید که یکیش همین انتخاباته. علیرغم همه موانع موجود اینجا جاییه که افراد میتونن نظرشون رو بگن و اگه کاری کنن که تعداد زیادی با اونا هم نظر باشن اونوقت دیده میشن. یکی از اشتباهات تحریم کننده ها اینه که انتخابات رو روز انتخابات میبینن، درست برخلاف خود جمهوری اسلامی که از مدتها قبل تمام زمینه ها رو براش فراهم میاره ولی مخالفینش توجهی ندارن و فقط میگن تحریم که نتیجه اش بی عملی و انفعاله. صادقانه ها شما حتی اگه در انتخابات شرکت نکنید، جمهوری اسلامی اونقدر زرنگ هست که برای خودش اپوزوسیون سازی کنه، چون همیشه یه تعداد هستن که خودشون رو اصولگراتر میدونن و هرکی تو اون دایره نبود طبعا میشه اپوزوسیون:دی ممکنه بگید بی نظر بودن هم خودش یه نظره ولی خوب شنیده نمیشه! شما میخواید شنیده بشه و تغییری رخ بده، در اونصورت اگه کاری نکنید یعنی به وضعیت فعلی راضی هستید.</p>
<p>* انتخابات فقط روز رای گیری نیست که رای شما یک نفر تاثیر داشته باشه. از هر انتخابات باید برای دوره بعد درس بگیرید و فکر کنید که باید چیکار کنید و این دفعه چطوری تبلیغ کنید که ذهنها به طرف شما متمایل بشه، در اونصورت شما یک رای نیستید. شما تونستید تعداد زیادی رو متقاعد کنید که مثل شما و به آدمهای شما رای بده. دلایل فرعی دیگه ام خود قوانینه که مجلس تصویب میکنه. نظارش بر عملکرد وزرا، رییس جمهور و امثالهم. (تغییر در این پست هر نوع تغییریه که تو ذهن شماست منظورم چه ارزشی چه سبز و غیره)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/source-of-analysis-internet-or-society/">منبع تحلیل: اینترنت یا متن جامعه؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/govermental-tv-and-election/">مناظره انتخاباتی، صدای و سیمای دولتی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/12/iran-majlis-selection/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>68</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احساس کردم باید یه چیز زیبا رو داغون کنم</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/11/fight-club/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/11/fight-club/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 15:01:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11069</guid>
		<description><![CDATA[* اولش میخواستم این پست رو اینطوری شروع کنم: «یه فیلمی امروز دیدم به اسم فایت کلاب...» و بعدا که رفتم سرچ کنم و بهش لینک بدم دیدم فیلم بسیار شناخته شده و معروف و پر جایزه ای هست بنابراین منطقا باید بنویسم: بالاخره امروز فایت کلاب رو دیدم. بگذریم، فیلم ساخت ۱۹۹۹ هست و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* اولش میخواستم این پست رو اینطوری شروع کنم: «یه فیلمی امروز دیدم به اسم <a href="http://www.imdb.com/title/tt0137523/">فایت کلاب.</a>..» و بعدا که رفتم سرچ کنم و بهش لینک بدم دیدم فیلم بسیار شناخته شده و معروف و پر جایزه ای هست بنابراین منطقا باید بنویسم: بالاخره امروز فایت کلاب رو دیدم. بگذریم، فیلم ساخت ۱۹۹۹ هست و از اونجائیکه بسیار خوش ساخت و معروف هست، قاعدتا اکثر شما باید تا الان دیده باشید و اینکه من الان ندیدم اصلا چیز عجیبی نیست چون کلا از نظر فیلم بینی از همه دنیا عقبم:دی خلاصه این فیلم به نظر من در زمره فیلمهای خیلی خوب هست.</p>
<p>* بگذریم از ظهر که فیلمه رو دیدم دارم به آدمی که شخصیت اول فیلم تو ذهنش ساخته بود فکر میکنم. یا بعبارتی آدمی که شخصیت اول فیلم گاهی بهش تبدیل میشد. ممکنه بار اول که آدم فیلم رو ببینه با خودش فکر کنه این یک آدم دیگه از خود سازی در ذهن و عمل کردن به صورت اون تا به این حد اغراق آمیز (یعنی طوری که فرد متوجه نشه این خودش بوده) هیچوقت اتفاق نمی افته. به نظر منم نمی افته ولی در حد خفیفش چرا.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://hilobrow.com/wp-content/uploads/2011/10/fc_end.jpg" alt="فایت کلاب" width="399" height="224" /></p>
<p>* خیلی از مواقع ما آدمها مختلفی درون خودمون داریم. قبلا نوشته بودم درباره <a href="http://zahra-hb.com/1387/08/the-girls-my-inside/">زنهای درون خودم </a>(یعنی من این فیلمو ندیده بودم این پستو نوشتم ها:دی) من فکر میکنم همه آدمها کم و بیش آدمی درون خودشون دارن که در ناخودآگاه ازش فرمان میبرن. مثلا تصور کنید وقتی دارید برای صحبت کردن در مورد یه مسئله ای توی جمع با خودتون کلنجار میرید یا گاهی اوقات که خیال می کنید من الان میرم بالا و اینها رو میگم و اینجوری خوب میشه که خوب این کلنجاره اغلب نتیجه ای هم نداره وشما بالا نمی رید و حرف نمی زنید یا اگه میرید حرف میزنید چیزی نمیشه که تو ذهنتون بود.</p>
<p>* ممکنه  خیلی به دستورات اون آدم ناخودآگاه توجه کنید ولی دقیقا همون نشید، اما حتما ازش فرمان-بری داریم و یه جورهایی فکر می کنیم اون آدمه از ما قویتر هست و شایدم خیلی دوست داریم مثل اون باشیم، جالب اینجاست که این آدمه در همه زمینه ها قوی هست و در ذهن ما اینطوری هست که همه ازش فرمان میبرن و تسلیمشم هستن:) همیشه هم اون آدم رو از نظر معیارهای ظاهری و روحی بالاتر از خودمون تصور می کنیم (تو فیلم هم اینطوریه)</p>
<p>* حالا خوب من فیلم رو به آدم درون تقلیل دادم اما فیلم مفاهیم عمیقتری از اینهام داره. فیلم یک فیلم ضد مصرف گرایی هست، فیلمی هست برای آدمهایی که همه چیزشون رو از دست دادن و فکر میکنن به آخر خط رسیدن. فیلم کلا ضد مدرنیت و جنبه های ظاهری مدرنیت هست. شما وقتی وارد خونه تایلر داردن میشی، کم کم از همه وسایل مدرن فاصله میگیری. خلاصه برای آدم ضد مدرنی مثل من فیلم خیلی خوب بود (البته که تایلر داردن اواخر فیلم یه آنارشیست خطرناک میشه و خوب تا اون حد ضدیت رو هم باید کنترل کرد).</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/01/our-series-their-series/">سریال های ما و سریال های اونها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/10/the-butterfly-effect-movie/">فیلم اثر پروانه ای</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/07/a-big-secret-movie/">یک راز بزرگ</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/princess-soltaneh-book/">شاهزاده خانوم سلطانه</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1391/01/contracted-human/">آدم منقبض فشرده</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/11/fight-club/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 09:37:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11053</guid>
		<description><![CDATA[* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته یکیش قدیمیه و مرتبط و این یکی با اسم: کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته ی<a href="http://habil.ir/weblog/390">کیش قدیمیه</a> و مرتبط و این یکی با اسم: <a href="http://habil.ir/weblog/815">کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید</a>، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته.</p>
<p>* قبلا تو این مطلب <a href="http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/">سبک زندگی به مثابه یک رسانه </a>نوشته بودم که:</p>
<blockquote><p>احساس میکنم جمهوری اسلامی در بازتولید گفتمان خودش (بعبارتی سبک زندگی) <strong>دچار نوعی سطحی زدگی شده</strong>. از همه خطرات موجود که بگذریم (تحریمها، تهاجم فرهنگی، فعالیت رسانه های مخالف علیه اش و …) اینها رو برای این میگم که شاید در اوایل انقلاب ما بیشتر در معرض خطرات فیزیکی بودیم تا خطرات فرهنگی. میخوام بگم با وجود همه این خطراتی که باهاش مواجه هست، اما رفتار فرهنگی و تولید سبک زندگیش به نوعی هست که گویا دچار نوعی <em><strong>عجله، مدیریت غیر دلسوز و بازی دلخواه تو زمین حریف</strong></em> شده، بعبارتی برای اینکه مخاطب رو به خودش جذب کنه، گاها همانند رقیب بازی میکنه که به زعم من اینکار خیلی خطرناکه!</p></blockquote>
<p>* صبح توی ماشین داشتم <a href="http://snd.tebyan.net/1383/06/bahmane-khonin.wma">بهمن خونین جاویدان</a> رو گوش می دادم. اگه از من بپرسن بهترین محصولات فرهنگی انقلاب ما چیا هستن من همون سروده های انقلابی و سروده های زمان جنگ رو که بعدها و در مناسبتها شنیدیم رو مثال میارم و احساس میکنم بعد از اون ما مدام دچار عقبگرد شدیم و نتونستیم چیزی تولید کنیم که به مذاق نسلهای بعد از انقلاب خوش بیاد، نه اقلا بدش نیاد و اینقدر هم به سخره نگیره فرد اول انقلاب مملکت رو.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/11/135244_338.jpg" alt="جمله امام خمینی" width="424" height="309" /></p>
<p>* یاد وبلاگ دانشطلب به خیر اونجا که پوسترپرستی رو نقد کرده بود. چیزی که الان وضعیت مملکت بهش دچاره. از سربازان کپی کار جنگ نرمش بگیر که سختشونه تولید فکر کنن، تا مسئولین فرهنگی مملکت. همه دچار نوعی کارهای &#8220;فرمایشی&#8221; شدن. دهه فجر وقتی میاد، به صورت فرمایشی همایش ها و بزرگداشتها و تزئینها و سخنرانیهای مسئولین فرهنگی شروع میشه و بعد این ۱۰ روز هم اینا جمع میشه و دوباره روی میاریم به همون روش قبلی. انگار کسی نیست به مسئولین فرهنگی کشور بگه، اگه میخواید این انقلاب رو حفظ کنید، شیعه رو گسترش بدید، تنها چاره اش مدیریت دلسوزانه است. آقاجان کار فرهنگی در زمینه فرهنگی رو فقط و فقط بدید به کسی که واقعا دلسوزی داره برای اینکار. ممکنه اصلا وارد نباشه، کار اجرایی هم نکرده باشه، اما چون دلسوز قضیه است خودش پیدا میکنه با چه کسانی کار کنه و چطوری کار کنه. چقدر باید گند بخوره تا بیدار بشید؟</p>
<p>*هیچ چیز و واقعا هیچ جیز به اندازه ماجرایی که اخیرا و به بهانه بزرگداشت امام خمینی اتفاق افتاد، نمیتونست باعث تمسخر ایشون تو این فضا بشه. از دیشب تا الان دارم به اون مثل بر زمینت می زند نادان دوست فکر میکنم. اگه اینکارو چند تا بچه مدرسه ای و به مناسبت تئاترها و نمایشهای تو مدرسه شون انجام میدادن آدم اینقدر دلش نمیسوخت که اونهمه آدم با اونهمه امکانات و حیف و میل بودجه و با ژستهای تصنعی.</p>
<p>* فرای همه اینها سمبل پرستی و بازی دلخواه تو زمین حریف هستش. از نگاه فرمایشی به فرهنگ و هنر پرهیز کنید. از نگاه مدرن پرهیزتر. جمهوری اسلامی خیلی از مواقع برای مقابله با خطراتی که باهاشون مواجه هست، همون روشها رو علیه مخالفین به کار میگیره که این در دراز مدت خطرش رو متوجه خودش میکنه. گاها برای تبلیغ خودش به همون روشها دچار شده که باز هم باعث میشه خودش رو زیر سوال ببره. از جمله شعارهای انقلاب پرهیز از تجملگرایی و توجه به قشر مستضعف بود. چطوری میشه با دادن چنان شعارهایی، اینطور رفتارها رو توجیه کرد؟ با این ریخت و پاشها؟ و از همه بدتر انجام نمایش های توخالی مثل واقعه دیروز که پیام خاصی ندارن که هیچ، بیشتر باعث انبساط خاطر مخالفان ایشون میشه.</p>
<p>* تیتر پست <a href="http://www.irdc.ir/fa/content/8866/default.aspx">جمله از امام خمینی </a>هست.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/">سبک زندگی به مثابه یک رسانه</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/why-i-consider-introduced-women-ministers-a-positive-move/">چرا معرفی وزرای زن را یک حرکت مثبت میدانم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
<enclosure url="http://snd.tebyan.net/1383/06/bahmane-khonin.wma" length="1018324" type="audio/wma" />
		</item>
		<item>
		<title>نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 11:52:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>
		<category><![CDATA[لباس]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11016</guid>
		<description><![CDATA[* خوب بحمدالله سوژه جدید فضای مجازی هم جور شده و در کسری از ثانیه کل فضای مجازی رو در بر گرفت و خوب طبعا مخالفین و موافقین زیادی هم داشت و بازهم طبعا قابل پیش بینی بود که چه کسانی موافق حرکت هستن و چه کسانی مخالف این حرکت. و بازهم قابل پیش بینیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خوب بحمدالله سوژه جدید فضای مجازی هم جور شده و در کسری از ثانیه کل فضای مجازی رو در بر گرفت و خوب طبعا مخالفین و موافقین زیادی هم داشت و بازهم طبعا قابل پیش بینی بود که چه کسانی موافق حرکت هستن و چه کسانی مخالف این حرکت. و بازهم قابل پیش بینیه که منه نوعی واکنشم به این ماجرا چیه.</p>
<p>* به نظر من از اونجائیکه حرکت یک حرکت عمومی و فرد انجام دهنده یک چهره عمومی هست، این حق رو داریم که درباره اش حرف بزنیم و نظر بدیم و نظر دادن هم همیشه موافق بودن نیست که موافقین محترم طبق معمول تو سر ما میکوبن که زن مالک بدن خودش هست و شما نمیتونی درباره اش حرف بزنی و خودش هست و راضیه و شما هم باش. من اتفاقا مشکلم دقیقا با همین استدلال نخ نمای زن مالک بدن خویش هست، هستش. فرضا گیریم صحیح باشه، مگه به لحاظ اخلاقی بازم انسان مختاره هرکاری با بدن خودش بکنه و کسی چیزی نگه؟</p>
<p>* واضحه که من یه آدم با بک گراند مذهبی هستم بنابراین اصل مخالفت من با این قضیه یک مخالفت بر مبنای استدلال دینی هست اما به نظر من برهنگی چیزی نیست که فقط بشه از منظر دینی نقدش کرد و اونو بیشرمانه دونست بلکه عرف هم همینو میگه و از اون مهمتر اخلاق. این عرف هم فقط مخصوص شرق نیست. اگه الان یه هنرپیشه غربی هم تماما لخت بشه، واکنشها همینقدر شوکه خواهد بود. منظور اینجا واکنشهای عمومی و عامه مردمه واضحه که روشنفکران طبق معمول براشون پدیده ای عادی هست و از مام خواهند خواست که باکلاس باشیم و با این پدیده  کاملا عادی برخورد کنیم! حالا منظر تکلیف گرایی اخلاقی به کنار که به ما میگه محجوب باشیم و من نمیدونم چطوری میشه از منظر اخلاق که طبیعتا نسبی نیست و جهان شمول هست اینکارو توجیه کرد!</p>
<p>* فکر کنم قبلا هم گفتم که استدلال زن مالک بدن خویش هست و اینکه <a href="http://zahra-hb.com/1390/06/personal-or-socia/">حجاب در حوزه شخصی معنا داره</a> چقدر کلیشه ای و پارادکسیکال هست. جایی که همین روشنفکران از قانون منع نقاب و حجاب در مجامع عمومی و مدارس غرب دفاع میکنن؛ و یاد شون میره که زن محجبه و نقابدار هم مالک بدن و چهره خودش هست؛ معنی نداره دربرابر لخت شدن همین استدلال رو بپذیریم. گویا یکسری عزیزان فقط وقتی زنها لخت میشن یادشون میاد که زن مالک بدن خودش هست و زن محجبه مالک بدن خودش نیست و بلکه باید تابع قوانین اجتماعی کشور تابعش باشه! در این زمینه برای اینکه کمیت توجیهشون هم بالا باشه از امنیت هم نام میبرن و گویا فقط حجاب هست که امنیت روانی، اجتماعی کشورها رو به خطر میندازه و لخت شدن چنین کارکردی نداره! در نظر اینها زن محجبه باید تاوان تمامی اشتباهات اینور و اونوری ها رو بده چون انتخابش این بوده. انگار که مثلا <a href="http://zahra-hb.com/1389/03/hijab-not-discovered-by-islamic-republic/">اختراع جمهوری اسلامی ایران هست</a> یا واقعا حجاب امنیت یه کشوری رو به خطر میندازه!</p>
<p>* من نمیدونم از کی برهنگی و دفاع از اون شد نماد مدرنیت و روشنفکری. به این ترتیب نه تنها انسانهای اولیه مدرنتر از ما بودن که ما برای روشنفکر به نظر اومدن و مدرن بودن، هی باید لختتر و بی حیاتر بشیم. لااقل اگه نمیشیم، باید در برابر حرکات اینطوری و اون دختر مصری واکنش مدافعانه و موافق بگیریم. به شخصه اصلا کاری با عمل انجام شده ندارم و بعید میدونم غیر از همون وجه بیزینسی (تبلیغاتی) طرف هدف دیگه ای داشته باشه. به هرحال ایشون در حالیکه به <a href="http://sokhand.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html">اوج موفقیت هنری</a> در ایران رسیده بود و بالاترین جوایز رو از جشنواره های دولتی هم برده بود برای اونچه که پیشرفت! نامید از کشور خارج شد و طبعا زندگی در اونجا خرجش بیشتر از اینجاست. بیشتر نحوه استدلال موافقین برام عجیبه. یه عده طوری حرف میزنن که انگار ایشون عضو بسیج یا سپاه قدس جمهوری اسلامی بوده که حالا این حرکتش تو دهنی به نظام باشه! یا چمیدونم ایشون ایران که بود ادعا کرده بود فاطمه زهرا الگوش هست که حالا نقض قرض کنه.</p>
<p>* از اون خنده دارتر استدلال کسانی هست که فکر میکنن اینطور روشهای انقلابی و رادیکال در عصر حاضر جواب بده و از اون به عنوان تابوشکنی و شیرزن هم نام میبرن. یه زمانی برای شیرزن بودن باید در جبهه میجنگیدی ولی گویا الان در نظر روشنفکران وطنی به درآوردن لباس در انظار عمومی تقلیل پیدا کرده! فراموش نکنیم که دقیقا چند روز بعد از لخت شدن دختر مصری، اخوان المسلمین یا همون سلفی های مصری (اسلام گرایان افراطی) در مصر به قدرت رسیدن و غیر از اینکه اون حرکت یه شوک بود، و در همون حد ارزیابی میشه، دستاورد دیگه ای نداشت (البته غیر از برای سوژه که مطمئنا الان زندگی بهتری از دید غرب-گرایانه و شهرت داره).</p>
<p>* منظورم اینه که چنین حرکتی هیچ نقشی در تابوشکنی نداره. همونقدر که در شکستن حجاب اجباری نخواهد داشت و همونقدر که هیچ آزادی ای برای زنی در داخل کشور به وجود نمیاره! و همونقدر هم تاثیری در وااسلاما سر دادن کسی نداره. یعنی لخت شدن یکی در یه کشور آزاد، اساسا غیر از شوکه کردن، هیچ تاثیری به حال زنان وطنیش نخواهد داشت، که اگه در داخل هم بود هم نداشت. حالا شما فرض کنید چند نفر دیگه هم به تقلید لخت شدن، آیا از منظر عمومی لخت شدن یه عده به آزادی و احقاق حقوق بقیه کمکی میکنه؟ اونم در جامعه ای که مبنایی مذهبی داره و خیلیا هستن کسانی که محجبه بودن براشون انتخاب و آزادی محسوب میشه.</p>
<p>* جنبه استراتژیکی این حرکت به کنار که راحت زمینه دمونایز کردن رو فراهم میاره. بعبارتی جایی که فرد در فیلمی بازی کرده که کارگردانش (به گفته خودشون) در حال حاضر زیر ذره بین نظام هست و تازه هم جایزه گرفتن، و خانه سینماش در شرف تعطیلیه، غیر از داغ کردن این شعله و تاثیر منفی، تاثیر دیگه ای نداره. حالا سوژه معتقده که حامی جنبش اجتماعی ضد دولتی هم هست. خوب الان با این حرکت چه کمکی به این جنبش میکنه که اعضاش در داخل کشور از راه امام و مردم سالاری دینی حرف میزنن؟ غیر از دادن بهانه بیشتر به مخالفین؟</p>
<p>* و در پایان اینکه خواهشا هی نیاین اینجور مواقع تا یکی مخالفت کرد، متحجر بخونیدش، با برچسب زدن کاری درست نمیشه که هیچ، الان کلاهتون رو قاضی کنید، چند درصد به اشتراک گذارندگان و بینندگان این عکس واقعا خواهان آزادی زنان و دارای خواسته های فمنیستی هستن؟ انگیزه واقعی درصد بالایی از اینها که در حال حاضر این بدن لخت براشون سوژه شده فکر می کنین چی باشه؟ اصلا فکر میکنین چنین عکسی واقعا چه پیامی داره؟ و فکر میکنین چند درصد با نگاه خریدارانه عکس رو سوژه کردن؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/why-we-scorn-chadori-girls/">چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/they-are-iranian-too-and-have-election-right-like-others/">این دخترا هم ایرانی اند و به اندازه ما حق رای دارند</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-and-bihijab-women-uses/">اهمیت دافها و بی حجابها برای تبلیغات انتخاباتی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/05/this-artificial-girls/">این دخترهای مصنوعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/02/student-hijab-ut/">هتك حرمت از یك دختر دانشجو در دانشگاه تهران </a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>145</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

