<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زهرا &#187; بحث های بودار</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/category/bahsaaye-bodar/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 11 Feb 2012 14:56:09 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 09:37:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11053</guid>
		<description><![CDATA[* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته یکیش قدیمیه و مرتبط و این یکی با اسم: کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته ی<a href="http://habil.ir/weblog/390">کیش قدیمیه</a> و مرتبط و این یکی با اسم: <a href="http://habil.ir/weblog/815">کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید</a>، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته.</p>
<p>* قبلا تو این مطلب <a href="http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/">سبک زندگی به مثابه یک رسانه </a>نوشته بودم که:</p>
<blockquote><p>احساس میکنم جمهوری اسلامی در بازتولید گفتمان خودش (بعبارتی سبک زندگی) <strong>دچار نوعی سطحی زدگی شده</strong>. از همه خطرات موجود که بگذریم (تحریمها، تهاجم فرهنگی، فعالیت رسانه های مخالف علیه اش و …) اینها رو برای این میگم که شاید در اوایل انقلاب ما بیشتر در معرض خطرات فیزیکی بودیم تا خطرات فرهنگی. میخوام بگم با وجود همه این خطراتی که باهاش مواجه هست، اما رفتار فرهنگی و تولید سبک زندگیش به نوعی هست که گویا دچار نوعی <em><strong>عجله، مدیریت غیر دلسوز و بازی دلخواه تو زمین حریف</strong></em> شده، بعبارتی برای اینکه مخاطب رو به خودش جذب کنه، گاها همانند رقیب بازی میکنه که به زعم من اینکار خیلی خطرناکه!</p></blockquote>
<p>* صبح توی ماشین داشتم <a href="http://snd.tebyan.net/1383/06/bahmane-khonin.wma">بهمن خونین جاویدان</a> رو گوش می دادم. اگه از من بپرسن بهترین محصولات فرهنگی انقلاب ما چیا هستن من همون سروده های انقلابی و سروده های زمان جنگ رو که بعدها و در مناسبتها شنیدیم رو مثال میارم و احساس میکنم بعد از اون ما مدام دچار عقبگرد شدیم و نتونستیم چیزی تولید کنیم که به مذاق نسلهای بعد از انقلاب خوش بیاد، نه اقلا بدش نیاد و اینقدر هم به سخره نگیره فرد اول انقلاب مملکت رو.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/11/135244_338.jpg" alt="جمله امام خمینی" width="424" height="309" /></p>
<p>* یاد وبلاگ دانشطلب به خیر اونجا که پوسترپرستی رو نقد کرده بود. چیزی که الان وضعیت مملکت بهش دچاره. از سربازان کپی کار جنگ نرمش بگیر که سختشونه تولید فکر کنن، تا مسئولین فرهنگی مملکت. همه دچار نوعی کارهای &#8220;فرمایشی&#8221; شدن. دهه فجر وقتی میاد، به صورت فرمایشی همایش ها و بزرگداشتها و تزئینها و سخنرانیهای مسئولین فرهنگی شروع میشه و بعد این ۱۰ روز هم اینا جمع میشه و دوباره روی میاریم به همون روش قبلی. انگار کسی نیست به مسئولین فرهنگی کشور بگه، اگه میخواید این انقلاب رو حفظ کنید، شیعه رو گسترش بدید، تنها چاره اش مدیریت دلسوزانه است. آقاجان کار فرهنگی در زمینه فرهنگی رو فقط و فقط بدید به کسی که واقعا دلسوزی داره برای اینکار. ممکنه اصلا وارد نباشه، کار اجرایی هم نکرده باشه، اما چون دلسوز قضیه است خودش پیدا میکنه با چه کسانی کار کنه و چطوری کار کنه. چقدر باید گند بخوره تا بیدار بشید؟</p>
<p>*هیچ چیز و واقعا هیچ جیز به اندازه ماجرایی که اخیرا و به بهانه بزرگداشت امام خمینی اتفاق افتاد، نمیتونست باعث تمسخر ایشون تو این فضا بشه. از دیشب تا الان دارم به اون مثل بر زمینت می زند نادان دوست فکر میکنم. اگه اینکارو چند تا بچه مدرسه ای و به مناسبت تئاترها و نمایشهای تو مدرسه شون انجام میدادن آدم اینقدر دلش نمیسوخت که اونهمه آدم با اونهمه امکانات و حیف و میل بودجه و با ژستهای تصنعی.</p>
<p>* فرای همه اینها سمبل پرستی و بازی دلخواه تو زمین حریف هستش. از نگاه فرمایشی به فرهنگ و هنر پرهیز کنید. از نگاه مدرن پرهیزتر. جمهوری اسلامی خیلی از مواقع برای مقابله با خطراتی که باهاشون مواجه هست، همون روشها رو علیه مخالفین به کار میگیره که این در دراز مدت خطرش رو متوجه خودش میکنه. گاها برای تبلیغ خودش به همون روشها دچار شده که باز هم باعث میشه خودش رو زیر سوال ببره. از جمله شعارهای انقلاب پرهیز از تجملگرایی و توجه به قشر مستضعف بود. چطوری میشه با دادن چنان شعارهایی، اینطور رفتارها رو توجیه کرد؟ با این ریخت و پاشها؟ و از همه بدتر انجام نمایش های توخالی مثل واقعه دیروز که پیام خاصی ندارن که هیچ، بیشتر باعث انبساط خاطر مخالفان ایشون میشه.</p>
<p>* تیتر پست <a href="http://www.irdc.ir/fa/content/8866/default.aspx">جمله از امام خمینی </a>هست.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/">سبک زندگی به مثابه یک رسانه</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/why-i-consider-introduced-women-ministers-a-positive-move/">چرا معرفی وزرای زن را یک حرکت مثبت میدانم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>32</slash:comments>
<enclosure url="http://snd.tebyan.net/1383/06/bahmane-khonin.wma" length="1018324" type="audio/wma" />
		</item>
		<item>
		<title>نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 11:52:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>
		<category><![CDATA[لباس]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11016</guid>
		<description><![CDATA[* خوب بحمدالله سوژه جدید فضای مجازی هم جور شده و در کسری از ثانیه کل فضای مجازی رو در بر گرفت و خوب طبعا مخالفین و موافقین زیادی هم داشت و بازهم طبعا قابل پیش بینی بود که چه کسانی موافق حرکت هستن و چه کسانی مخالف این حرکت. و بازهم قابل پیش بینیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خوب بحمدالله سوژه جدید فضای مجازی هم جور شده و در کسری از ثانیه کل فضای مجازی رو در بر گرفت و خوب طبعا مخالفین و موافقین زیادی هم داشت و بازهم طبعا قابل پیش بینی بود که چه کسانی موافق حرکت هستن و چه کسانی مخالف این حرکت. و بازهم قابل پیش بینیه که منه نوعی واکنشم به این ماجرا چیه.</p>
<p>* به نظر من از اونجائیکه حرکت یک حرکت عمومی و فرد انجام دهنده یک چهره عمومی هست، این حق رو داریم که درباره اش حرف بزنیم و نظر بدیم و نظر دادن هم همیشه موافق بودن نیست که موافقین محترم طبق معمول تو سر ما میکوبن که زن مالک بدن خودش هست و شما نمیتونی درباره اش حرف بزنی و خودش هست و راضیه و شما هم باش. من اتفاقا مشکلم دقیقا با همین استدلال نخ نمای زن مالک بدن خویش هست، هستش. فرضا گیریم صحیح باشه، مگه به لحاظ اخلاقی بازم انسان مختاره هرکاری با بدن خودش بکنه و کسی چیزی نگه؟</p>
<p>* واضحه که من یه آدم با بک گراند مذهبی هستم بنابراین اصل مخالفت من با این قضیه یک مخالفت بر مبنای استدلال دینی هست اما به نظر من برهنگی چیزی نیست که فقط بشه از منظر دینی نقدش کرد و اونو بیشرمانه دونست بلکه عرف هم همینو میگه و از اون مهمتر اخلاق. این عرف هم فقط مخصوص شرق نیست. اگه الان یه هنرپیشه غربی هم تماما لخت بشه، واکنشها همینقدر شوکه خواهد بود. منظور اینجا واکنشهای عمومی و عامه مردمه واضحه که روشنفکران طبق معمول براشون پدیده ای عادی هست و از مام خواهند خواست که باکلاس باشیم و با این پدیده  کاملا عادی برخورد کنیم! حالا منظر تکلیف گرایی اخلاقی به کنار که به ما میگه محجوب باشیم و من نمیدونم چطوری میشه از منظر اخلاق که طبیعتا نسبی نیست و جهان شمول هست اینکارو توجیه کرد!</p>
<p>* فکر کنم قبلا هم گفتم که استدلال زن مالک بدن خویش هست و اینکه <a href="http://zahra-hb.com/1390/06/personal-or-socia/">حجاب در حوزه شخصی معنا داره</a> چقدر کلیشه ای و پارادکسیکال هست. جایی که همین روشنفکران از قانون منع نقاب و حجاب در مجامع عمومی و مدارس غرب دفاع میکنن؛ و یاد شون میره که زن محجبه و نقابدار هم مالک بدن و چهره خودش هست؛ معنی نداره دربرابر لخت شدن همین استدلال رو بپذیریم. گویا یکسری عزیزان فقط وقتی زنها لخت میشن یادشون میاد که زن مالک بدن خودش هست و زن محجبه مالک بدن خودش نیست و بلکه باید تابع قوانین اجتماعی کشور تابعش باشه! در این زمینه برای اینکه کمیت توجیهشون هم بالا باشه از امنیت هم نام میبرن و گویا فقط حجاب هست که امنیت روانی، اجتماعی کشورها رو به خطر میندازه و لخت شدن چنین کارکردی نداره! در نظر اینها زن محجبه باید تاوان تمامی اشتباهات اینور و اونوری ها رو بده چون انتخابش این بوده. انگار که مثلا <a href="http://zahra-hb.com/1389/03/hijab-not-discovered-by-islamic-republic/">اختراع جمهوری اسلامی ایران هست</a> یا واقعا حجاب امنیت یه کشوری رو به خطر میندازه!</p>
<p>* من نمیدونم از کی برهنگی و دفاع از اون شد نماد مدرنیت و روشنفکری. به این ترتیب نه تنها انسانهای اولیه مدرنتر از ما بودن که ما برای روشنفکر به نظر اومدن و مدرن بودن، هی باید لختتر و بی حیاتر بشیم. لااقل اگه نمیشیم، باید در برابر حرکات اینطوری و اون دختر مصری واکنش مدافعانه و موافق بگیریم. به شخصه اصلا کاری با عمل انجام شده ندارم و بعید میدونم غیر از همون وجه بیزینسی (تبلیغاتی) طرف هدف دیگه ای داشته باشه. به هرحال ایشون در حالیکه به <a href="http://sokhand.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html">اوج موفقیت هنری</a> در ایران رسیده بود و بالاترین جوایز رو از جشنواره های دولتی هم برده بود برای اونچه که پیشرفت! نامید از کشور خارج شد و طبعا زندگی در اونجا خرجش بیشتر از اینجاست. بیشتر نحوه استدلال موافقین برام عجیبه. یه عده طوری حرف میزنن که انگار ایشون عضو بسیج یا سپاه قدس جمهوری اسلامی بوده که حالا این حرکتش تو دهنی به نظام باشه! یا چمیدونم ایشون ایران که بود ادعا کرده بود فاطمه زهرا الگوش هست که حالا نقض قرض کنه.</p>
<p>* از اون خنده دارتر استدلال کسانی هست که فکر میکنن اینطور روشهای انقلابی و رادیکال در عصر حاضر جواب بده و از اون به عنوان تابوشکنی و شیرزن هم نام میبرن. یه زمانی برای شیرزن بودن باید در جبهه میجنگیدی ولی گویا الان در نظر روشنفکران وطنی به درآوردن لباس در انظار عمومی تقلیل پیدا کرده! فراموش نکنیم که دقیقا چند روز بعد از لخت شدن دختر مصری، اخوان المسلمین یا همون سلفی های مصری (اسلام گرایان افراطی) در مصر به قدرت رسیدن و غیر از اینکه اون حرکت یه شوک بود، و در همون حد ارزیابی میشه، دستاورد دیگه ای نداشت (البته غیر از برای سوژه که مطمئنا الان زندگی بهتری از دید غرب-گرایانه و شهرت داره).</p>
<p>* منظورم اینه که چنین حرکتی هیچ نقشی در تابوشکنی نداره. همونقدر که در شکستن حجاب اجباری نخواهد داشت و همونقدر که هیچ آزادی ای برای زنی در داخل کشور به وجود نمیاره! و همونقدر هم تاثیری در وااسلاما سر دادن کسی نداره. یعنی لخت شدن یکی در یه کشور آزاد، اساسا غیر از شوکه کردن، هیچ تاثیری به حال زنان وطنیش نخواهد داشت، که اگه در داخل هم بود هم نداشت. حالا شما فرض کنید چند نفر دیگه هم به تقلید لخت شدن، آیا از منظر عمومی لخت شدن یه عده به آزادی و احقاق حقوق بقیه کمکی میکنه؟ اونم در جامعه ای که مبنایی مذهبی داره و خیلیا هستن کسانی که محجبه بودن براشون انتخاب و آزادی محسوب میشه.</p>
<p>* جنبه استراتژیکی این حرکت به کنار که راحت زمینه دمونایز کردن رو فراهم میاره. بعبارتی جایی که فرد در فیلمی بازی کرده که کارگردانش (به گفته خودشون) در حال حاضر زیر ذره بین نظام هست و تازه هم جایزه گرفتن، و خانه سینماش در شرف تعطیلیه، غیر از داغ کردن این شعله و تاثیر منفی، تاثیر دیگه ای نداره. حالا سوژه معتقده که حامی جنبش اجتماعی ضد دولتی هم هست. خوب الان با این حرکت چه کمکی به این جنبش میکنه که اعضاش در داخل کشور از راه امام و مردم سالاری دینی حرف میزنن؟ غیر از دادن بهانه بیشتر به مخالفین؟</p>
<p>* و در پایان اینکه خواهشا هی نیاین اینجور مواقع تا یکی مخالفت کرد، متحجر بخونیدش، با برچسب زدن کاری درست نمیشه که هیچ، الان کلاهتون رو قاضی کنید، چند درصد به اشتراک گذارندگان و بینندگان این عکس واقعا خواهان آزادی زنان و دارای خواسته های فمنیستی هستن؟ انگیزه واقعی درصد بالایی از اینها که در حال حاضر این بدن لخت براشون سوژه شده فکر می کنین چی باشه؟ اصلا فکر میکنین چنین عکسی واقعا چه پیامی داره؟ و فکر میکنین چند درصد با نگاه خریدارانه عکس رو سوژه کردن؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/why-we-scorn-chadori-girls/">چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/they-are-iranian-too-and-have-election-right-like-others/">این دخترا هم ایرانی اند و به اندازه ما حق رای دارند</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-and-bihijab-women-uses/">اهمیت دافها و بی حجابها برای تبلیغات انتخاباتی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/05/this-artificial-girls/">این دخترهای مصنوعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/02/student-hijab-ut/">هتك حرمت از یك دختر دانشجو در دانشگاه تهران </a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>147</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سبک زندگی به مثابه یک رسانه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 11:58:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10962</guid>
		<description><![CDATA[* من خیلی چیزها تو ذهنم هست که بیام اینجا و بنویسم و اینقدری که با خودم میگم فکر کنم سر فرصت بنویسم، هیچوقت نمینویسم. این شد که تصمیم گرفتم وقتی با چیزی درگیری زیادی داشتم بالاخره بیام بنویسمش. فوقش ملت میان میگن اینجاش اشکال داره یا ناقصه، لزوما مطلب وبلاگی که مقاله روزنامه نیست:دی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* من خیلی چیزها تو ذهنم هست که بیام اینجا و بنویسم و اینقدری که با خودم میگم فکر کنم سر فرصت بنویسم، هیچوقت نمینویسم. این شد که تصمیم گرفتم وقتی با چیزی درگیری زیادی داشتم بالاخره بیام بنویسمش. فوقش ملت میان میگن اینجاش اشکال داره یا ناقصه، لزوما مطلب وبلاگی که مقاله روزنامه نیست:دی</p>
<p>* یه مطلبی که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده بود نوشتن درباره تاثیر محیط و یا سبک زندگی روی آدم هست. جرقه ای که باعث شد این مطلب رو بنویسم پست بسیار خوب <a href="http://epicbaz.com/?p=189">عقلانیت مونترالی</a> هستش. تو پست نویسنده زندگی شخصی به نام علی ش رو میگه که من دلم نمیاد هیچ بخشیش رو خلاصه کنم و توصیه میکنم همونجا بخونین و بعد تغییر سبک زندگیش یا به قول نویسنده تبدیل به یک شهروند خوب و مطیع شدن نتیجه عالی زیر رو میگیره:</p>
<blockquote><p>سبک زندگی به مثابه یک رسانه، عقلانیت، ارزشهای فرهنگی و گفتمان سیاسی صاحبان آن نوع سبک زندگی را به مصرف کنندگان به شکل نرم تحمیل می کند. بنابراین سبک زندگی نه تنها خنثی نیست بلکه لایه بیرونی ارزشهای فرهنگی اجتماعی و سیاسی یک جامعه رو نمایندگی می کند. هر ساختار سیاسی و حکومتی تنها زمانی می تواند به معنی واقعی کلمه متفاوت عمل کند و نقش جایگزینی خود را ایفا کند، که توانسته باشد سبک زندگی مطابق با آرمانهای خود را ابتدا تبیین و بعد محقق کرده باشد</p></blockquote>
<p>* چیزی که من میخوام بگم نقد این متن نیست فقط یک سری درددل و استثنا هست اونم فقط بخاطر خط آخر همون نوشته.<br />
یکی از چیزهایی که در طول زندگیم بارها شاهدش بودم ایدئولوژیک شدن آدمها بوده. منظورم اینجا به هیچ عنوان تغییرات ۱۸۰ درجه ای آدمها نیست ها. به هیچ عنوان هم تغییر مشی سیاسی افراد مد نظر نیست. منظورم دقیقا شدت و ضعف ایدوئولوژیک بودن آدمهاست.</p>
<p>* بذارید مثلا خودم رو مثال بزنم که تا چند سال پیش آدمی بودم با عقاید مذهبی و سیاسی معمولی که چندان اهمیتی به تبلیغ چیزی که بودم نمی دادم. (کاری به خوب یا بد بودن عقیده ندارم) منظور من اینه که آدمی رو فرض کنید که نماز و روزه اش رو میخونه و دینش کلا تو حوزه خصوصی اش هست. چندان توجهی به اخبار دنیا نداره و تو یه دنیای سطحی برای خودش زندگی میکنه مثل همه همسن و سالانش. گرایش سیاسیشم بر اساس اطرافیانش و گرایش اکثریت اونها انتخاب میکنه. و حالا شما فرض کنید همین آدم کنار فردی قرار بگیره که در زندگی ایدئولوژیک هست. نه تنها عقیده ای داره که به روشهای زیادی اجراش هم میکنه. مثلا یه دختر زنجانی دانشگاه شما که وقتی جایی زلزله میشه، یه تیم تشکیل میده میرن اونجا برای کمک. در عین حال درسش هم خوب هست، سخنران موفقی هم هس تو مناظرات قوی عمل میکنه، از نظر مذهبی هم فرد قوی ای هست به این صورت که در چیزی که قبول داره مطالعه کرده و شما هر پارادکسی که براش تعریف کنی این آدم براش جوابی داره.</p>
<p>* طبعا در مواجهه با یک محیط یا فرد قوی، یه سری دفع میشن یه سری جذب. نظر من اینه که اگه سیستم یا فردی که الگو هست قوی باشه و از نظر معیارهای روز قوی باشه، مطمئنا قدرت جذب آدمهای خاکستری بیشتری رو داره. خاکستری در اینجا افراد غیر ایدئولوژیک هستن. یعنی شما فرد رو تبدیل به کسی کنی که حرفهای تو رو بزنه و اطرافیانش رو به روشی سوق بده که تو میخوای باشن.</p>
<p>* حالا اصلا چرا اینو نوشتم؟ تنها نقد من به متن اینه که احساس میکنم جمهوری اسلامی در بازتولید گفتمان خودش (بعبارتی سبک زندگی) دچار نوعی سطحی زدگی شده. از همه خطرات موجود که بگذریم (تحریمها، تهاجم فرهنگی، فعالیت رسانه های مخالف علیه اش و &#8230;) اینها رو برای این میگم که شاید در اوایل انقلاب ما بیشتر در معرض خطرات فیزیکی بودیم تا خطرات فرهنگی. میخوام بگم با وجود همه این خطراتی که باهاش مواجه هست، اما رفتار فرهنگی و تولید سبک زندگیش به نوعی هست که گویا دچار نوعی عجله، مدیریت غیر دلسوز و بازی دلخواه تو زمین حریف شده، بعبارتی برای اینکه مخاطب رو به خودش جذب کنه، گاها همانند رقیب بازی میکنه که به زعم من اینکار خیلی خطرناکه!</p>
<p>* ما وقتی میخوایم از تاثیر سبک زندگی حرف بزنیم، طبعا برامون نسل جدید مطرح هستن. بیاین صادقانه فکر کنیم. غیر از راه حل انسداد که به نظر من راه حل موقتی هست و کلی جایگزین داره، و راه حل تولید فله ای، چقدر کار مفید تو حوزه فرهنگ انجام دادیم؟ رسانه ها، صدا و سیما، هنر، بازار کتاب توی اینها چقدر موفق بودیم؟ آیا واقعا اینا اون تاثیرگذاری مد نظر کشور رو تا الان داشتن؟ شما همین الان بخوای به یه دختر نوجوان زن از منظر اسلام رو آموزش بدی هنوز هم باید کتابهای مطهری رو معرفی کنی. ما هنوزم تو تولید الگویی که بتونه همون حرفها رو به زبان روز بازتولید کنه، دچار مشکل هستیم. نه اینکه اصلا نباشه، دچار نوعی سطحی شدن و حتی فراموشی شدیم تو این مورد.<br />
من با نویسنده کاملا موافقم. سبک زندگی، سیستم و محیط تاثیر خیلی زیادی روی چیزی که فرد تبدیل خواهد شد، میذاره، فقط و فقط به شرطی که فاکتورهای تاثیرگذاری و اقناع فرد رو داشته باشن. البته فکر میکنم منظور نویسنده این باشه که اگه علی ش ایران بود، طبعا مواد فرهنگی بیشتری در اختیارش بود تا تبدیل به یه آدم روزمره خنثی نشه که در این مورد بحثی نیست.</p>
<p>* <strong>پانوشتها</strong>:<br />
<strong> ۱-</strong> متن رو از زبان کسی بخونید که چندان پیگیر برنامه های صدا و سیما نیست و نمیدونه آیا اخیرا کار محتوایی قوی انجام شده یا نه؟<br />
<strong> ۲-</strong> بازم متن رو از زبان کسی بخونید که با انسداد رسانه ها مخالفه و معتقده باید فضای رسانه ای باز باشه و قابل نقد (غیر از معدودی که هرکاری کنی بازم غرب براشون عزیزه!)<br />
<strong>۳-</strong> هرنوع تقطیع و دستکاری در متن و استفاده از این مطلب در<a href="zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/"> رسانه های راصد </a>حرام است.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/">من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/heterogeneous-belt/">آن کمربند ناهمگون!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/such-a-perso/">اینطور آدمیم من! :)</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Nov 2011 08:37:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[انسانیت]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[درددل]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سایت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10939</guid>
		<description><![CDATA[* یه چند روزی هست که تو جمع اقوام قرار گرفتم و به قول معروف از دنیای مجازی کنده شدم و دارم تو دنیای حقیقی زندگی میکنم. دنیایی که آدمهاش به زعم من نسبت به وقایع و بیرحمیهای دوروبرشون خیلی حساستر از ما هستن و احساساتشون غیر اغراق-آمیز و به قول معروف واقعیه. * یه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه چند روزی هست که تو جمع اقوام قرار گرفتم و به قول معروف از دنیای مجازی کنده شدم و دارم تو دنیای حقیقی زندگی میکنم. دنیایی که آدمهاش به زعم من نسبت به وقایع و بیرحمیهای دوروبرشون خیلی حساستر از ما هستن و احساساتشون غیر اغراق-آمیز و به قول معروف واقعیه.</p>
<p>* یه زمانی خیلی دلم برای همکلاسیهام تنگ میشد. چه همکلاسی های دانشگاه و چه همکلاسی های دبیرستان. منظورم مقاطعیه که به وضع فعلیمون نزدیکن. بعد نمیدونین که، گاهی اوقات ساعتها می نشستم گریه میکردم. نمونه اش همین پست <a href="http://zahra-hb.com/1388/02/where-are-you-girls/">کجائید دخترا؟ </a>شما نمیدونین که اونروز که اون پست رو نوشتم چقدر حالم بد بود. اعتراف میکنم بعضی روزها از اینکه دیگه جمعمون مثل گذشته نبود، بدجوری غصه میخوردم. ناراحت میشدم که چرا نرفتم برای دکترا بخونم که بازم تو این دانشگاه اون دانشگاه ببینمشون.</p>
<p>* بعدها دیگه خیلی کم اینطوری شدم. منظورم از بعدها زمانیه که عضو فیس بوک شدم. اونجا راحت همه همدیگه رو اد کردیم و من میدیدم که فلانی ازدواج کرده، عکسهای ازدواجش بود. فلانی با فلانی رابطه داره و عکساشون بود. بیساری بچه دار شده، عکسهای تولد بچه اش بود، فلانی در فلان دانشگاه پذیرش گرفته، آلبوم عکس فارغ التحصیلی مون بود و روی دیوارها می دیدی که وضعیتشون چیه، دارن چیکار میکنن، احساسشون چیه و &#8230; اینطوری که آدم از آدمها خبردار میشه و همینکه فکر میکنه وضعشون خوبه، یه کم حالش بهتر میشه.</p>
<p>* تا اینکه یه زمانی با یکی از دخترا حرف زدم. منظورم همین دختره است که <a href="http://zahra-hb.com/1389/12/its-happen-but/">سارا این بلا رو سرش آورد</a>. اینم تو فیس بوکش همینطوری بود. تا زمانی که بعد ۲-۳ ماه فیس بوکش رو پاک کرد و وقتی توی چت ازش پرسیدم که چی شده، برام نوشت که خیلی وقت بود با شوهرش مشکل داشته، اون ۲ پهلو حرف زدنهاشم برای همین بود و اصلا اینکه الان دیگه از شوهرش جدا شده و اون عکسها و خاطرات و کامنتها تو فیس بوک اذیتش میکرده و برای همین پاکش کرد. اونروز بارها انگار یکی یه پارچ آب سرد ریخته باشه پشتم، هی فکر میکردم اوه چقدر با این بیچاره شوخی میکردیم، غافل از اینکه دیگه چیزی بینشون نیست و &#8230;</p>
<p>* اومدم بیام همینو بگم که ما تو دنیای مجازی همیشه با برشی از زندگی آدمها مواجه هستیم و بسته به عرفی که شخص خبر دهنده رعایت میکنه، همیشه/اغلب در معرض یه نوع قضاوت برشی از اون قضیه هستیم. اینکه در مورد آدمها و روابطشونه خیلی ساده است. خیلی از مواقع اگه هوشمندی به خرج بدی ممکنه از این یکسویه نگری و یا نگاه برشی در بیای و فکر کنی که پیچیدگی بیشتر از اینه اما در یه سری مواقع اینطور نیست و به تدریج در مورد اونها بی تفاوت و یا شایدم بیرحم میشیم. دیدین وقتی کسی زیاد عاشقه طوریکه مجنونه، اغلب میگن عشقش به همون سرعت فروکش میکنه و واقعا می بینید بعد از مدتی که فروکش میکنه؟ بیاد بیارید که در سالهای قبل به طور مثال برای اعدام دلارام چه حجم مطلب در وبلاگستان تولید شد؟ و در نظر بگیرید از ابتدای امسال چند اعدام در کشور انجام شده و چه تعداد متن/فید/واکنش تولید شده؟ حکایت فضای مجازی همینه که بازخوردها روند منطقی رو به ازای وقایع ندارن و بعد از مدتی که از مد میفتن، بکل فراموش میشن.</p>
<p>* فرض کنید من کسی هستم که اخبار به روز رو تا جایی که مورد علاقه ام هست شر میکنم. طبعا نگاه هر شخص به اخبار تا حد زیادی خود-کالتی هست. خیلی خیلی نادر هستن و یا وجود ندارن کسانی که بیطرفانه منتشرش میکنن. بنابراین در مورد حوادث ولو منفی یا مثبت، غالبا میدونیم شیوه انتشارمون چیه و یا حتی میدونیم آیا این خبر مورد توجه فلانی و بیساری خواهد بود یا نه؟ گاهی اوقات حتی ته دلمون میگیم: الان میدونم اینو چقدر با آب و تاب میگن یا شلوغش میکنن. همین ها به نظرم باعث یک نوع بی تفاوتی نسبت به وقایع منفی میشه. شما میدونی که واکنشها در اینجا اغلب منفعت-گرایانه ست، که چون فلانی منفعت (نه لزوما مادی) از این موضوع میبره روش مانور میده و میدونی که بیساری هم چون منفعت (نه لزوما مادی) از فلان موضوع نمیبره، بهش اهمیت نمیده. بیشتر نوعی ذوق زدگی از انتشار و حتی وقوع یک واقعه منفی در یک کالت می بینین و در سمت مقابل هم سرخوردگی و نه انتقاد سازنده. حتی حتی به نظر من کسانی که بیشتر دنبال اخبار منفی میرن برای اینکه به جهت اونچه که آگاهی یا اطلاعرسانی نامیده میشه، منتشرش کنن، هم دچار این نوع بی تفاوتی میشن البته اگه بیرحم نشده باشن!</p>
<p>* مدتها بود میخواستم درباره این بنویسم که چقدر بازتاب اغراق آمیز و یا زیاد یک واقعه منفی میتونه نقش عکس ایفا کنه. اصلا شاید برای همینه که انتقاد یک حزب اللهی از اصولگراها و یا انتقاد یک سبز از اصلاح طلبها باعث انعکاس بیشتر اون مطلب در دل مخالفینشون میشه. جدای از تاثیرگذارتر بودن مهمترین دلیلش همینه که فکر میکنیم با نوعی دیگه واکنش مواجه شدیم، بعبارتی نگاهی نو و یا عکس العمل غیرقابل انتظار. بگذریم که متاسفانه سایتهای چیپی مثل دیگربان با تیترزنی ها و برشهای ناجوانمردانه مطالب انتقادی و یا دست بردن جهت دار توی اونها، باعث شدن در این سمت خود-انتقادی کمتر بشه. بارها دیدم که میگن دلمون میخواد درباره فلان چیز بنویسیم اما از ترس سوء استفاده اینجور سایتها نمینویسیم، از دردسرهایی که اینجور سایتها برای برخی افراد درست کردن بگذریم! بعلاوه من فکر میکنم اینجور سایتها یک نوع فست فود سیاسی هستن. فرد شاید باید در برخی مطالب تعمق کنه از اونچه که نویسنده مد نظر داشته، ولی با یک تیتر تحریک آمیز و ذوق کنانه و یا یک مقدمه &#8220;بیا اینو بپذیر که منظور نویسنده این بوده&#8221; مواجه میشه که نه تنها اصل مطلب از بین میره که در حد یک کل کل بعد از مسابقه فوتبال و یک مطلب برای دلخوشکنکی تقلیل پیدا میکنه.</p>
<p>* خلاصه کارکرد خیلی از اخبار و حتی انتقادات با اغراق هایی که اینجا هست، از بین رفته. نه تنها در منِ نوعی با این طرز تفکری که می بینید، من فکر میکنم در سمت و سوی مخالف هم این بی تفاوتی و تنازل بحث ها به کل کل های فوتبالی مانند، بیداد میکنه، چیزی که کارکرد موقتی داره و فقط در لحظه فرد رو پیروز میدان میکنه، اونوقت دیگه نگاه فرد نگاهی تحلیلی و دراز مدت نخواهد بود.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/outside-world/">دنیای بیرون از اینجا!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/internet-addicts-get-first-us-treatment-clinic/">راه اندازی اولین کلینیک ترک اعتیاد اینترنت در آمریکا</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آدم های قابل پیش بینی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Apr 2011 21:08:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خشم زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[دوست]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10567</guid>
		<description><![CDATA[* یکی از بدیها (شایدم بدیهیات) فضای مجازی اینه که آدم یه مدت که توش باشه، حساب کار دستش میاد. منظورم این نیست که مثلا همه رو میتونه کنترل کنه ها نه، منظورم اینه که دیگه رویه، و سلایق و از همه مهمتر اینکه واکنشهای بقیه دستش میاد و اینطوریه که بعد از یه مدت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یکی از بدیها (شایدم بدیهیات) فضای مجازی اینه که آدم یه مدت که توش باشه، حساب کار دستش میاد. منظورم این نیست که مثلا همه رو میتونه کنترل کنه ها نه، منظورم اینه که دیگه رویه، و سلایق و از همه مهمتر اینکه واکنشهای بقیه دستش میاد و اینطوریه که بعد از یه مدت همه چیز برای آدم بیش از حد تکراری و بدیهی میاد.</p>
<p>* مثال بزنم؟ فرض کنید الان پشتیبانی از کتاب جعفرخان به فرنگ می رود، روی مد باشه، (و هرچند که مثلا محتوای کتاب ربط نداشته باشه ولی یک هو جناحی هم بشه) فارغ از واکنشهای مسلمی مثل صفحات فیس بوکی و فرندفیدی و بالاترینی و دعوت به مشارکت در اونها و دیدن ثابت و لاانکار لیست دوستانتون در اونها، برای شما راحت قابل پیش بینی میشه که چه افرادی باهاش مخالف یا موافقن و حتی حدودا در وبلاگها، وب سایتها یا شبکه هاشون چه مینویسن؟ در اغلب مواقع محاله وبلاگنویسان معروفی که میشناسید وظیفه خودشان ندونن که به این فضا بپیوندند. مثلا شبدر خان که وبلاگنویس معروفی هم هست، حتما و حتما یک پست خواهد نوشت که وای کتاب جعفرخان به فرنگ میرود چقدر بینظیره و از خوندنش تحت تاثیر قرار گرفته. یعنی آرزو به دلم موند که یکسری از این لیدرها یا ابر-شخصیتهای فضای مجازی با یه دونه از این نوع مواردی که مد میشن، محض رضای خدا مخالف باشن (منظور علاقه به کتاب جعفرخان به فرنگ می رود نیست ها، منظور این جو هست)</p>
<p>* حالا از این جالبتر اینکه اگه حوصله این مدل واکنشها رو نداشته باشی، باید جواب دوست و آشنا رو هم بدی، مثلا فلان هم دانشگاهیت تو رو به cause حمایت از کتاب جعفرخان به فرنگ می رود، دعوت میکنه و وقتی عضو نمیشی، در کمال تعجب زیر سوالت میبره و این حتی ممکنه باعث بشه فلان همکلاسیت کل رفتارت رو بررسی کنه و به این نتیجه برسه که داری شبیه مزدورها و کودت.اچی ها و حالا خوب طرف نمیخواد مستقیم بگه ولی خوب بیشرفها! رفتار میکنی.<br />
فکر کن همین چند روز پیش یکی از دوستان مطلب یه وبلاگنویس معروفی که شجریان رو نماد هنر و مردانگی و شجاعت (و حالا دقیقا عین صفات متعالی رو یادم نیست) به من نشون داد و گفتم که سلیقه ایه، من اصلا از شجریان خوشم نمیاد، نمیدونین چه دعوایی شد، آخرش گفتم بابا من اصلا نمیتونم با موسیقی سنتی ارتباط برقرار کنم این مشکل شجربان و ناظری و الخ و بلخ نیست!</p>
<p>* جدا چرا همه تون اینقدر شبیه همید؟ آقا یکی تون بیاین بگین از این کتاب جعفرخان به فرنگ می رود خوشتون نیومده. یعنی همه بلا استثنا یکطوری می اندیشید و سلیقه هاتون دقیقا عین همه؟ چرا همه تون بد آمدنها و خوش آمدنهاتون کالتی هست؟ مثلا یکی تون از همین معروفها بیاد در صفحه اش بنویسه، از جعفرخان به فرنگ می رود خوشش نیومده و یه کتاب معمولی بوده، چه اتفاقی بر سر آرمانها و شرافت در جهان خلقت می افته دقیقا؟!</p>
<p>* به نظر من چشم و هم چشمی و تمایل به دیده شدن و همراه جماعت بودن در دنیای مجازی به مراتب بیشتر از دنیای واقعی هست، در دنیای واقعی شما ممکنه در حد یک مکالمه از دوستت بپرسی کتاب جعفرخان به فرنگ می رود رو خونده یا نه و نظرش چی بوده و تمام، اینطوری نیست که دوستت مجبور باشه همیشه کتاب رو همراش داشته باشه که ببینی ای ول اینم آدم کوووولیه و باماست، ولی در دنیای مجازی اینطوری نیست، مطالب وبلاگی شما، صفحات پیوست شده شما، فیدهای شما، توئیتهای شما و علایق شما در پروفایل تون دیده میشه و این میشه که افراد تمایل بیشتری به من در شمار بیشتری هستم و علایق جذابتری دارم، قرار دارن، برای همین متاسفانه از اینجور رویه ها اجتنابی نیست. معروفترها هم که میدونن بیشتر توی چشم هستن و بنابراین هیچگاه نباید از الگو اسوه بودن، بیان پائین.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>31</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Mar 2011 17:59:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه بهترین وبلاگهای فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10511</guid>
		<description><![CDATA[* خوب حتما میدونین که بالاخره نامزدهای مسابقه وبلاگی دویچه وله معرفی شدن. یادمه چند وقت پیش وقتی که من تو گودر نوشتم اصولا سیستم این مسابقه دورهمی هست، آقای کمانگیر برام کامنت گذاشتن که حرف میزنیم. حالا فکر کنم وقتشه که کمی واقعا حرف بزنیم. من کاری به بقیه بخشهای این مسابقه ندارم ولی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خوب حتما میدونین که بالاخره <a href="http://thebobs.dw-world.de/en/nominations/?cat=11">نامزدهای مسابقه وبلاگی دویچه وله</a> معرفی شدن. یادمه چند وقت پیش وقتی که من تو گودر نوشتم اصولا سیستم این مسابقه دورهمی هست، آقای کمانگیر برام کامنت گذاشتن که حرف میزنیم. حالا فکر کنم وقتشه که کمی واقعا حرف بزنیم. من کاری به بقیه بخشهای این مسابقه ندارم ولی بخش بسیار جالب جایزه ویژه حقوق بشر به شدت توجه منو جلب کرد. در این بخش وبسایت توانا کاندید معرفی شده که احتمالا سابق بر این <a href="http://hatefkhaledi2.persiangig.com/image/balaftarin.jpg">تبلیغش رو در بالاترین</a> دیده بودید (عکس از <a href="http://kharchangzadeh.com/?p=4199">اینجا</a>)</p>
<p>* حالا سری به این سایت که خودش رو آموزشکده الکترونیکی برای جامعه مدنی ایران نامیده میزنیم. در بخش <a href="http://www.tavaana.org/about.jsp">درباره ما</a> خوشبختانه همه چیز صادقانه اومده ولی با پارادکس توجه شما رو به بخشی که قرمز کردم جلب میکنم. یعنی در بالای توضیحات نوشته همکاری با سازمانهای غیر دولتی مثل خانه آزادی! و در بخش پائینی نوشته بودجه اش رو وزارت خارجه آمریکا تامین میکنه:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://zahrahb.persiangig.com/image/tavana2.jpg" alt="" width="532" height="77" /></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://zahrahb.persiangig.com/image/tavaana1.jpg" alt="" width="542" height="78" /></p>
<p>* همانطور که میدونین خانه آزادی قبلا یه سایتی داشت به اسم <a href="http://gozaar.org/">گذار </a>که متعلق به تیم محسن سازگارا بود، این وب سایت بعد از مدتی فعالیتش رو متوقف کرد و بجاش این سایت توانا اومده و همه عواملشم همون عوامل گذار هستن. بعبارتی دیگر آرش کمانگیر که خودشم با خانه آزادی همکاری میکنه، در بخش جایزه ویژه حقوق بشر! سایتی رو معرفی کرده که متعلق به تیم سازگارا هست و بودجه مالیشم داره از طرف وزارت خارجه آمریکا پرداخت میشه. انشاءالله که مبارکه. راستی در بخش <a href="http://www.tavaana.org/casestudies.jsp">تجربه ها</a> میتونین انواع و اقسام انقلابات بدون خشونت! <a href="http://tavaana.org/viewcasestudy.jsp?restrictids=nu_repeatitemid&amp;restrictvalues=2071502000341267127938356">حتی مخملی </a>رو ببینید. ضمنا یه صفحه ای هم داره که <a href="http://www.tavaana.org/video.jsp">مصاحبه هایی </a>شده با پیشگامان فعالیت سیاسی و اجتماعی در جهان که در بخش گفتگوها میتونین بخونین. الحمدالله جمع همه فعالین حقوق بشری ایران جمعه:) محسن سازگارا، فریبا داوودی مهاجر، آرشام پارسی و حتی نیک آهنگ کوثر!!</p>
<p>* راستی گفتم بالاترین؟ کجای کارید که بالاترین هم کاندید شده. کاندید گروه بهترین استفاده از فن‌آوری برای فعالیت اجتماعی:) و اصلا هیچکدام از اینها به رابطه مهدی یحیی نژاد و کمانگیر و دویچه وله و اینها ربطی نداره و کاملا اتفاقیه. واقعا چه کسی میتونه منکر بشه که بالاترین چه تاثیر شگرفی بر فعالیت اجتماعی در ایران نداشته؟!</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/">به طور خلاصه درباره وقایع اخیر فضای مجازی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/source-of-analysis-internet-or-society/">منبع تحلیل: اینترنت یا متن جامعه؟!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به طور خلاصه درباره وقایع اخیر فضای مجازی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Mar 2011 19:42:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه بهترین وبلاگهای فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10439</guid>
		<description><![CDATA[* خیلی وقته که مطابق باقی وبلاگنویسها راجع به مسائل روز نمینویسم، واقعیت اینجاست که واقعا نوشتن سخت شده است. اما یکسری چیزها هست در مورد همین فضای مجازی که دلم میخواد به صورت گذرا هم که شده بهشون اشاره کنم. * اولیش جریان اعتراض وبلاگنویسان ارزشی به اون فیلم توهین به فائزه هاشمی بود. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خیلی وقته که مطابق باقی وبلاگنویسها راجع به مسائل روز نمینویسم، واقعیت اینجاست که <a href="http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/">واقعا نوشتن سخت شده است</a>. اما یکسری چیزها هست در مورد همین فضای مجازی که دلم میخواد به صورت گذرا هم که شده بهشون اشاره کنم.</p>
<p>* اولیش جریان اعتراض وبلاگنویسان ارزشی به اون فیلم توهین به فائزه هاشمی بود. سلسله مطالبی که (<a href="http://habil.ir/weblog/337">+</a>،<a href="http://www.ahestan.ir/?p=7855">+</a>،<a href="http://ab_o_atash.persianblog.ir/post/367/">+</a>،<a href="http://www.teribon.ir/archives/41710">+</a>،<a href="http://1sama.wordpress.com/2010/08/21/etiquette/">+</a>،<a href="http://rouzegar.wordpress.com/2011/02/27/moralvalue/">+</a>،<a href="http://basijjahani.blogfa.com/post-380.aspx">+</a>،<a href="http://www.google.com/reader/item/tag:google.com,2005:reader/item/2778b55500151c97">+</a>) یکسری دوست دارن از اون بعنوان ریزش نام ببرن، در حالیکه واقعیت اینجاست که این ریزش نیست، (البته یه نظریه هست که میگه همیشه ارزشیها ریزش دارن و مخالفینشون رویش!) این همون چیزی هست که شما نمی بینید و علاقه هم ندارید که ببینید و هربار که فید مخالفی چیزی میزنیم، فوری یکسری وقایع ثابت رو پیراهن عثمان می کنید، و اصلا اجازه هیچ نقد درون گفتمانی رو هم نمی دید. کاری که از انتخابات پارسال به اینور، لاریجانی، افروغ و بعضا مطهری و توکلی و خیلیهای دیگه کردن و می کنن و در همین وبلاگستان هم خیلیها مخالف برخورد خشن با مخالفین بودند. اما متاسفانه اینها نادیده گرفته میشه ولی اصرار دارند که امثال <a href="http://ghadiany.ir/1389/5385">حسین قدیانی</a> رو بعنوان تنها نماینده این سیستم معرفی کنن. در حالیکه قدیانی و امثال سعید تاجیکی که در فیلم فائزه هست، نمونه کسانی هستن که برای امنیت ملی خطر دارند و هر حزب اللهی وظیفه اش هست ازشون برائت بجویه. اینها کسانی اند که از خشونت، رجزخوانی و تحریک مردم با هرشیوه ای ولو اینقدر غیراخلاقی و منافی آموزه های دینی لذت میبرن و همین خطرناک بودن طرز تفکرشون رو میرسونه. امیدوارم امثال <a href="http://ghadiany.ir/">حسین قدیانی</a> روزی متوجه بشه که چقدر داره علیه نظام فعالیت می کنه و دفاع بد همیشه از حمله بدتره.</p>
<p>* دومی <a href="http://www.chehre89.com">مسابقه وبلاگی چهره ۸۹</a> هست که یک مسابقه برای معرفی چهره های برتر وبلاگستان فارسی است. البته منظورش از چهره، خوشگلی و اینها نیست بلکه وبلاگی منظورش هست:) <a href="http://www.chehre89.com/about.html">اینجا </a>توضیح داده که چطوری میتونین در این مسابقه شرکت کنید و رای بدید. رای من ضمن احترام به باقی وبلاگنویسان به ترتیب اینها هستند:<br />
۱- <a href="http://shbesf.persianblog.ir/">نقد فرهنگ </a>۲ (یک ایرانی مسلمان شیعه که در انگلستان فعالیت می کند و من عاشق پستهای فرهنگی اش هستم) &#8211; <a href="http://daneshtalab.com/">دانشطلب </a> (بعلت صراحت در مناظرات سیاسی بین الوبلاگی) ۳- <a href="http://rahomah.blogspot.com/">راه و ماه</a> ۴- <a href="http://7saay.blogfa.com/">سعی </a>(این ۲ وبلاگ روزمره می نویسند اما من از دیدشان نسبت به وقایع اجتماعی خوشم میاد)<a href="http://7saay.blogfa.com/"> </a>۵- <a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/">چهار دیواری</a> ۶- <a href="http://bamdadi.com/">بامدادی </a>(اینها هردو وبلاگنویسان سبز هستند اما مستقل و با انصاف)<a href="http://bamdadi.com/"> </a>۷- <a href="http://habil.ir">هابیل</a> (انصاف در برابر مخالف) ۸- <a href="http://shahrzaad.wordpress.com/">شهرزاد</a> (که اصلا نیازی به معرفی ندارد :دی تنها وبلاگ شاخصی که این بین به انگلیسی مینویسد)<br />
حالا حتما میگین من که ۵ نفر رو نمیتونم انتخاب بدم، چطور ۸ نفر رو انتخاب کردم؟ من هنوز رای ندادم و محدودیتهاش رو نمیدونم ولی خوب من یه ایمیل در یاهو دارم و یکی هم در جیمیل :دی</p>
<p>* سومی درباره وقایع اخیر کلا. یک موجی توی فضای مجازی هست برای شبیه سازی. مثلا شبیه سازی وقایع مصر یا لیبی و تونس به ایران و یا شبیه سازی سران کشور به سران اونها. و البته جالبیش به اینه که در مورد دوم هربار شبیه سازیها خشن تر میشه، مثلا  تا حالا مبارک و بن علی و امثالهم شده و کم مونده بگن فلانی شبیه هیتلر هست، و هرکس سعی میکنه، دیونماییش خشنتر باشه. مثلا گاهی اوقات فید طرف رو میخونی، میبینی اوه این چقدر جملاتش نفرت باره (البته بماند که دوباره یه نظریه هست که میگه نفرت و خشونت فقط مال اینوریهاست و اونریا همه گل و بلبلند) ولی عزیزان من با دیکتاتور دیکتاتور گفتن پای شبکه های اجتماعی نه انسانی دیکتاتور می شود و نه اشخاص هدف شما (که مطمئن نیستم بشناسیدشون) به همین راحتی قانع میشن و میپذیرن که همونطوری که شما میگی هست. منظور من به طور واضح اینه که اساسا توده های مردم تا زمانی که خودشون چیزی رو حس نکنن، و تا زمانی که تنها منبع اطلاعات و روابط شما قشر متوسط به بالا و پای اینترنت باشه، وضع همینه. شماها هنوزه هنوز با وجود اینهمه زنده باد مخالف من و ایکس، دارید همین بچه های ارزشی پای اینترنت رو بلاک می کنید دیگه ببینید رفتارتون در جامعه با اقشار موسوم به پرولتاریا چه خواهد بود؟! (البته شرمنده یک نظریه دیگه میگه همه اقشار با اونوریهان و اینوریها ساندیسخوران تنهان)</p>
<p>* یه مثال ساده بزنم؟ این <a href="http://zahra-hb.com/1389/04/iran-s-people/">مطلب این مردم نازنین </a>رو که نوشتم: خلاصه حرف من این بود که ایران کشور بسیار مستقلی هست و اساسا فرمولهای سایر کشورها روش قابل پیاده سازی نیست (با ساختار فعلی) مگه اینکه بشه استحاله اش کرد، به هرحال مردم اینهمه سال زیر تحریم بودن و زندگی در شرایط سخت رو یاد گرفته اند، و حتی سرسخت ترین دشمنان جمهوری اسلامی هم به پیشرفتهای علمی ما زیربار اینهمه تحریم، اعتراف می کنند. اونوقت نتیجه چی شد؟ آرش کمانگیر به همراه دوست دختر سابقش یک مطلبی نوشت به نوعی نقد (بخوانید تمسخر) مطلب من و خوب این در شبکه ها داغ شد و خوب یادمه که یه موج مطالب هجو درباره تحریم راه افتاد و خوب یادمه که در طی یک نیمروز فقط در فرندفید ۶۲ نفر من رو بلاک کردند:)</p>
<p>* بگذریم؛ بلاک حق طبیعی شماست و مختارید مزدوران جمهوری اسلامی و کاربران ارزشی رو که از دم همه شون ماموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی هستند رو بلاک کنید، حرف منه مزدور اینه که با شبیه سازی حتی اگه عوامل شباهت ۱۰۰درصد باشه، اتفاقی نمی افته. نکته دوم اینه که اینترنت ابزاره و در نهایت این مردم هستند که باید کاری بکنند. دیگه سرکوب جمهوری اسلامی از لیبی که بدتر نیست؟ چندهزار نفر تا حالا بمباران شدن؟ شما همیشه یک قدم عقب هستید و مدام بازی می خورید. به نظر من خبر دستگیری موسوی و کروبی اصلا یه کار اطلاعاتی بود (زندان حشمتیه تقریبا در مرکز شهر هست و اصلا محلی است که ۱۰۰% در اختیار ارتش هست و نه سپاه یا وزارت اطلاعات، بنابراین اصلا نمیتونسته بازداشتگاه اینها باشه) و برای سنجش افکار و اعمال ملت در برابر این بود که اگر چنین خبری پخش بشه واکنش چه خواهد بود؟ آیا قیامتی که مبارزین سایبری از آن دم میزدند، اتفاق می افتد؟ یک نوع عملیات روانی و البته جمهوری اسلامی به جوابش هم رسید: اتفاق قابل ذکر و مهمی نخواهد افتاد.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/">جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر! </a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/">چرا نوشتن در این شرایط سخت شده است؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/02/topweblog-winners-prizes/">جوایز برندگان مسابقه بهترین وبلاگهای فارسی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>40</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مکالمه در سعادت آباد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/12/conversation-in-saadatabad/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/12/conversation-in-saadatabad/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Feb 2011 19:44:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10416</guid>
		<description><![CDATA[* امروز بعد از ظهر در یکی از خیابانهای نسبتا خلوت سعادت آباد اتفاق افتاد. من منتظر تاکسی بودم که بیام شهرک غرب. در فاصله ۱۰۰ متری من یه دختر خانمی با ظاهری نسبتا معمولی (معمولی به نسبت حال و هوای اونورا) هم وایستاده بود. از اونجائیکه اوایل بعد از ظهر یک روز جمعه بود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* امروز بعد از ظهر در یکی از خیابانهای نسبتا خلوت سعادت آباد اتفاق افتاد. من منتظر تاکسی بودم که بیام شهرک غرب. در فاصله ۱۰۰ متری من یه دختر خانمی با ظاهری نسبتا معمولی (معمولی به نسبت حال و هوای اونورا) هم وایستاده بود. از اونجائیکه اوایل بعد از ظهر یک روز جمعه بود تو اون خیابون پرنده هم پر نمیزد چه برسه به تاکسی ولی ماشینهای شخصی رد میشدن. من دیدم ماشینی برای من وای نمیسته، گفتم برم سمت اون خانمه که شاید چون ۲ نفر شدیم، یکی دلش به حال ما سوخت و نگهداشت. اینا بخشی از مکالمه های بین من و اون دختره است، البته با سان.سور و تلخیص:</p>
<p>* دختره: شمام منتظر هستی؟ خیلی وقته اینجام، مورد خوب پیدا نشده.<br />
من: آره، البته این ساعت بدی هست، احتمالا تاکسی حالا حالاها نیاد.<br />
دختره: آره، چون مشتری این ساعت بیرون نمیاد، دم غروب بیشتر در میان.<br />
من: نه بابا من همین نیم ساعت پیش از شهرک اومدم، اونجا تاکسی بود منتها اینکه تا این بالا بیان و ایناش رو نمیدونم، اکثرا وقتی مسافر پیاده کردن، سر فلان خیابون دور میزنن.<br />
دختره (به حالت نسبتا مشکوکی): مسیرت کجاست؟<br />
من: میرم شهرک غرب<br />
دختره: ناقلا فهمیدم، بعدش کجا میری؟<br />
من (با تعجب): بعنی به شما بگم دقیقا کجا میرم؟!</p>
<p>دختره: آره خوب، من که میدونم برای چی این ساعت اومدی بیرون. نترس بابا خودی هستم!!<br />
من (که تقریبا چشمام ۴ تا شده بود و تصورم از خودی فقط در حوزه سیاست و این صوبتا بود): خودی!!؟؟<br />
دختره: نم پس نمیدی! جای ثابت داری؟ (با چشمک) منظورم خونه هست!<br />
من: این چه سوالیه! معلومه هرکسی بالاخره یه جایی داره.<br />
دختره: پس در آمدت خوبه (بخشی از حرفها درباره پول دهندگان و اینا سان.سور میشود)</p>
<p>من که تازه دوزاریم افتاده بود و علت عصبانیت دختره از قرار گرفتن در جوارش رو فهمیده بودم، از اون مکان دور شدم و اونقدر پیاده رفتم پائین تا به یه ایستگاه اتوبوس رسیدم. تو مسیر همش داشتم به ظاهر دختره و سن و سالش فکر میکردم. نهایت ۲۰ سال داشت و تزئینات و آرایشات و ظاهرشم به نسبت دافهای تهران متوسط بود ولی مدل حرف زدنش اصلا به یک دختر ۲۰ ساله نمیخورد و مشخص بود از یک سن پائینی افتاده توی این خطها و اینکه میدونست مثلا کدوم نقطه شهر رو باید انتخاب کنه، مشخص بود تجربه داره درین مورد.</p>
<p>* تا الان همش قیافه دختره میاد جلوی چشمم، دیدین آدم بعضی چیزها رو از دور میشنوه و بعدا که یکبار نزدیک میبینه، انگار یه فیلمی براش تبدیل به واقعیت شده؟ یکی از چیزهایی که من هیچوقت نتونستم برای خودم هضمش کنم همینه که مثلا یه دختر ۲۰ ساله کلی براش موقعیت برای کار کردن هست، یه آدم مسن نیست که مثلا بچه داشته باشه، سواد نداشته باشه، موقعیت کاری نداشته باشه و توسل (بهانه) کنه به اجبار؟ حالا شما فرض کن اصلا یک کار سطح پائین (از نظر عرف اجتماع منظورم هست) که اگه اراده کنه میتونه توی کارش موفق بشه و مراتب ارتقا رو طی کنه، من مطمئنم که میشه و نمونه های زیادی داشتیم که خواستن شرافتمندانه زندگی کنن تا اینکه از این طریق که طرف خیال خودش رو به اصطلاح کاملا راحت کرده. برای من درکش سخته که یه آدمی توی این سن راههای دیگه رو امتحان نکرده. نگید نمیشه، من اینقدر آدم دوروبرم دیدم که محدودیت ها، فقر و فشارهای زندگی رو با اراده و ایمانشون دور زدن که این دلایل رو نمیتونم هیچ جوره قبول کنم.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/to-restor-to-life-the-girl/">چطور میشه این دختر رو به زندگی برگردوند؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/is-going-then-no-distress/">چون میگذرد غمی نیست</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/old-mothers/">آهویی دارم خوشگله...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/07/bluetooth-which-can-violate-privacy/">بلوتوثهایی که حریم خصوصی را نقض می کنند</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/remote-marriage/">ازدواج از راه دور!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/12/conversation-in-saadatabad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>45</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 Jan 2011 19:35:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[بلند فکر کردن]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10319</guid>
		<description><![CDATA[* یه پستی تو وبلاگ راه و ماه خوندم که خلاصه اش این بود: نویسنده وبلاگ وارد یک تالار گفتگو شده بود که موضوعش درباره حجاب شیعه ها و فرق اون با حجاب سنی ها بود و چون به نتیجه نرسیده بودن، همون عبارت رو در گوگل سرچ کرده بودن و رسیده بودن به یکسری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه پستی تو <a href="http://rahomah.blogspot.com/2011/01/blog-post_19.html">وبلاگ راه و ماه </a>خوندم که خلاصه اش این بود: نویسنده وبلاگ وارد یک <a href="http://www.shiachat.com/forum/index.php?/topic/234942347-what-is-a-shia-hijab/">تالار گفتگو </a>شده بود که موضوعش درباره حجاب شیعه ها و فرق اون با حجاب سنی ها بود و چون به نتیجه نرسیده بودن، همون عبارت رو در گوگل سرچ کرده بودن و رسیده بودن به یکسری عکس که &#8220;ظاهرا&#8221; از دخترهای بالای شهر بوده (یادن نیست <a href="http://shahrzaad.files.wordpress.com/2007/11/11.jpg">این عکس ر</a>و کجا دیدم ولی یادمه که مضمونش این بود) و تصور کرده بودن حجاب شیعه ها همینه. نویسنده وبلاگ از این موضوع ناراحت شدن. (یه نمونه تناقض خیلی ساده توی این وبلاگ <a href="http://namaz-pray.blogsky.com/">نماز شد </a>که قراره برای ترویج فرهنگ نماز باشه، فقط <a href="http://s1.picofile.com/file/6278563378/3.jpg">عکس محو یک خانم</a> هست اونم در حالیکه تمرکز روی ایشون نبوده!)</p>
<p>* چند روز پیش <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1232151">خبری میخوندم</a> که وزیر ارتباطات از اینترنت پاک حرف زدند و اینکه دولت و مجلس میخوان همکاری کنن که اینترنت پاک و ناپاک رو در کشور تفکیک کنن! آقای وزیر گفتن که «با تحقق ایده اینترنت پاک، فضایی که برای کسب و کارهای کثیف و غیراخلاقی به کار می رود در کشور منتفی خواهد شد» و البته راه حلی که داده بودند وضع قوانینی برای کنترل این فضا بود که البته میشه حدس زد منظور چه قوانینی هست.</p>
<p>* یک چیزی که ما هی چند وقته میگیم و صدامون هم به جایی نمیرسه همینه که اولا ما نمیتونیم اینترنت رو صد در صد پاک کنیم چون تولید محتوا صد در صد در اختیار ما نیست ولی این موضوع رو میشه به روشهایی تعدیل کرد و این روشها مطمئنا فیل.تر.ینگ نیست، تنها راه داشتن اینترنت پاک فقط و فقط تولید محتوا هست، چیزی که متاسفانه جدی گرفته نمیشه و هرزچندگاهی با طرحهایی مثل<a href="http://weblognews.ir/?p=163"> ۱۰ هزار وبلاگ بسیجی</a>! صد هزار وبلاگ روحانی و امثالهم فقط لوث میشه.</p>
<p>* <a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/135694/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%A3%D8%B3%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-+-%D8%B9%DA%A9%D8%B3">یه مطلبی توی تابناک </a>نوشته بود که «نتیجه جستجوی واژه های محرم، عاشورا و امام حسین(ع) به زبان انگلیسی، در گوگل ایمیج، تنها تصاویر وحشتناک و خون آلود از قمه زنی هیأت های عزاداری در کشورهای پاکستان، عراق ، لبنان و &#8230; را نشان می دهد و جستجوگر خارجی که مایل به آشنایی با فلسفه این رویداد تاریخی و شخصیت امام حسین (ع) باشد، با چنین صحنه های تأسف باری روبرو می شود.&#8221; و نویسنده در ادامه نتیجه گرفته بود که: «البته نباید شیطنت گوگل را نیز در این زمینه نادیده گرفت. چرا که صرف قرار گرفتن چنین عکسهایی در چند سایت خاص، نمی تواند موجب حذف صدها عکس مربوط به عزاداری عادی در اینترنت گردد.»<br />
چند وقت پیش هم خبرگزاری فارس این مطلب <a href="http://zahra-hb.com/1388/03/national-google/">گوگل ذهن کاربرانی ایرانی را منحرف می کند</a> رو نوشته بود.</p>
<p>* مشکل ما دقیقا همینه! یعنی این برداشت که گوگل به عمد این پیشنهادات رو میده یا چمیدونم در جستجوی گوگل اون عکسها فهرست میشن. نه جانم. این شیطنت به کاربران عادی اینترنت برمیگرده. همینهایی که محتوای اینترنت رو میسازن. من قبول دارم که این سرویسها زد و بندهایی با دولتهاشون داشتن و این چیزیه که الان کمتر کسی قادره در مورد فیس بوک، توئیتر و یا گوگل تکذیبش کنه، انتظار هم نباید داشت که مثلا این سرویسها به فکر منافع ملی ما باشن؟ اما در این موارد محتوا رو میشه تا حدی کنترل کرد منتها ماها چون ذاتا تنبل هستیم و درکمون از جنگ نرم پدیده ای سطحی و در حد پیدا کردن نمادهای فراماسونری در عکسها و مکانها هست، و حاضر نیستیم محتوای مفید تولید کنیم (طبعا چون کار سختتری هست) براحتی با برچسب &#8220;صیهونیستی&#8221; همه چیز رو دمونایز می کنیم و به ادامه جنگ نرممون می پردازیم که الان اونقدر چیپ و خاله زنکی شده که عملا صلح و یا استحاله نرم هست.</p>
<p>* برادر من/خواهر من، راه مقابله با چیزهایی که ما رو ناراحت می کنند، فقط و فقط تولید محتوای مفید است. اینهمه سرویس برای وبلاگنویسی و فعالیت در شبکه های اجتماعی هست که هرکاربر میتونه رایگان استفاده کنه، ازش استفاده مفید کنید. بعد از تولید محتوا وظیفه بعدی &#8220;بازنشر اخلاقی&#8221; محتوا هست. طبعا اسپم کردن به نظر من روشی غیر اخلاقی هست. اگر محتوای مفیدی تولید بشه، طبعا کاربران شبکه های اجتماعی بازنشرش میکنن، در ۴ تا سایت پربازدید لینک داده میشه، مطلب مذکور دیده میشه، بهش استناد میشه و اینطوری وقتی رنکش بالا رفت در جستجوی گوگل و در صفحات نمایش نتیجه جستجوها در پله های بالاتری قرار میگیره و اینطوریه که طرف وقتی عاشورا رو سرچ میکنه، ۴ تا مطلب درست درباره این واقعا میبینه، پروپاگاندا علیه ایران کمتر میبینه. فعلا اونوری در این مورد زرنگتر هست و چم و خم کار رو بهتر بلد هست، اینه که با واژه های کلیدی مثل ایران، اسلام، حجاب، عاشورا، جهاد، شهادت و هرچه که ارزش هست، داره بازی میکنه و محتوای دلخواه خودش رو نمایش میده، عوضش کار ما براحتی کلیک کردن رو دگمه فیل.ترینگ هست و اخیرا که ربات هم ساخته شده و کار رو راحتتر کرده و دیگه جنگ نرم تمام عیار شده.</p>
<p>* حالا حتما میگین نمونه هایی بوده که این نتایج از فهرست حذف شده، بله من هم قبلا گفتم که در جریان حمله به کاروان فلوتیلا <a href="http://zahra-hb.com/1389/05/self-deception/">توئیتر این تگ رو با اینکه در صدر بود، به عمد حذف کرد</a>، یا این مورد که <a href="http://weblognews.ir/?p=12385">شهرزاد در مورد اکانت کاروان آسیایی غزه گفته</a>، اما اینها اولا چیزهایی نیست که معلوم نشه، دوما باعث بشه ما از تولید محتوا جا بمونیم و سوما در دراز مدت و در حجم وسیع تاثیرش رو در اینترنت نذاره و چهارما خود اونها موفق بشن همه اش رو کنترل کنن. اصلا خاصیت این فضا غیرقابل کنترل بودنش هست.</p>
<p>* مسئله بعدی زبان هست آقاجان. ما الان مطلب به زبانهای دیگه خیلی خیلی کم داریم و یا اصلا نداریم. حالا زبانهای چینی و فرانسوی و غیره و ذلک به کنار، در همین زبان انگلیسی هم مشکل داریم. همین الان برید کلمه ایران و یا اسلام رو در گوگل به انگلیسی سرچ کنید و ببینید چیها در صفحات اول دیده میشن. نمیدونم چرا اینها جدی گرفته نمیشن؟ بیایید در یک چیزی از اینها تقلید کنیم و اونهم همین تولید محتوا و بازنشر هوشمندانه اون و پرورش کاربران اینکاره است. همین الان برید یک کاربر در توئیتر بسازید و بعد از مدتی که فالورهاش زیاد شد، یک خبری کاملا واقعی از یک منبعی علیه اسرائیل توئیت کنید، و بعد ببینید چند تا کاربر به شما رپلای میزنن و جوابتون رو میدن و یا پخش میکنن که فلانی مزدور هست، بلاکش کنید، امتحان کنید خداییش.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/internet-2009-in-numbers/">اینترنت در سال 2009، به روایت اعداد</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قانع شدنی نیستید، نیازی به اثبات نیست!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/10/you-are-not-convincedableso-no-need-to-prove/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/10/you-are-not-convincedableso-no-need-to-prove/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Jan 2011 08:40:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10261</guid>
		<description><![CDATA[* پست در نکوهش نقد صفر و یک که نوشتم باعث بحثهای زیادی شد که بخشیش من فکر میکنم بعلت این بود که دوستانی اصلا نمیدونستن مخاطب من کیان؟ و شاید از بحثهای مربوط به اون روم جشن محرم توی فرندفید و یا اسلام-فوبیاهای بالاترین و نه من مسلمان نیستم فیس بوک و امثالهم خبر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* پست <strong><a href="http://zahra-hb.com/1389/10/blaming-binary-criticism/">در نکوهش نقد صفر و یک</a></strong> که نوشتم باعث بحثهای زیادی شد که بخشیش من فکر میکنم بعلت این بود که دوستانی اصلا نمیدونستن مخاطب من کیان؟ و شاید از بحثهای مربوط به اون روم جشن محرم توی فرندفید و یا اسلام-فوبیاهای بالاترین و نه من مسلمان نیستم فیس بوک و امثالهم خبر نداشتن. البته نمیشه ایرادی هم گرفت چون من بدلیل عدم تبلیغ اشاره ای نکرده بودم.</p>
<p>* اما از این بحثها که بگذریم یکی از بزرگترین مشکلات ما در دیالوگ با مخالفین فکری مون در دنیای مجازی اینه که طرف فکر میکنه این ۴ تا بچه ارزشی که در فضای مجازی فعالیت می کنن، مامور وزارت اطلاعات هستن و یا شایدم بازجویان زندان اوین و یا اگه اینا نباشن حتما شکنجه گران کهریزک هستن. از نظر اینا اگه ۱۰۰ تا حرف در دفاع از اینا بزنی اهمیتی نداره، &#8220;وظیفته&#8221;ولی خدا نکنه یه بار یه مطبی بنویسی که به مذاق اینها خوش نمیاد، اونوقته که خودشون با لحنی بازجویانه، در صدد اقرار گیری از طرف مقابل میان که با ما هستی بالاخره؟ و توی این راه از مظلوم نمایی خودشون و مایه گذاشتن از دین و مذهب بگیر تا پلیس بازی و همه چیز استفاده ابزاری می کنند. اینها حتی به هم کیشان خودشونم رحم نمی کنن که یه نقدی علیه رهبرانشون بنویسن، (لابد حذف کاریکاتور نیک آهنگ رو به یاد دارید؟) بچه ارزشی ها که اساسا در دسته بندی اینها آدم؟/مسلمان؟ نیستن!</p>
<p>* این بحثهایی که اینا این چند روزه هی با استناد به اون پست من راه انداختن و هی دارن از من اقرار میگیرن که حاضری از حق ما دفاع کنی و اینا بیشتر از همه چیز منو یاد اون جمله بوش میندازه که <strong><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/either-you-are-with-us-or-you-are-with-the-terrorists/">یا با مائید یا تروریستید</a></strong>! یکی حتی زیر فید یکی از اینها کامنت گذاشته بود که مسلمانی زهرا اچ بی به خوندن ۲ رکعت نماز در روزه و حاضر نیست از حق مظلومان؟! دفاع کنه. یکی دیگه شونم امروز دیدم که نوشته این که نوشته به امام حسین افتخار میکنه، چرا نمیاد از حق مظلومان (که طبعا ما یا مبارزین جبهه ما باشن) دفاع کنه و قطعا در این موارد بیس بحث بر اینه که امام حسین هم با ماست ولی اینها نیستن. این شبیه سازیهای تاریخی در این یکسال اخیر از هر ۲ طرف به اندازه کافی روی اعصاب و روان ما راه رفته. یکی دیگه شونم بیانیه حزب مشارکت رو گذاشته بود و رونوشت داده بود به شخص بنده. توجه کنید که اقدام حزبی در برابر اقدام فردی که در کشور آقازاده نیست، لابد بنده شخص حقیقی باید بیام بسان حزب مشارکت بیانیه بدم.</p>
<p>* میدونین اصلش اینه که این لحن بازجویانه و نگاه از بالای اینا فقط یه واکنش قهری داشته باشه. من نمی فهمم این نگاه از بالای اینها، این حد از اعتماد به نفس اینها، این حد خود محق پنداری، این حد خود مظلوم پنداری اینها از کجا ناشی میشه؟ اصلا ما برای چی باید هی از طرف شما تحقیر بشیم و هی هم از حق شما دفاع کنیم؟ مهمتر: برای چی باید توی جنگ شما باشیم؟ من یادمه زمان بعد از انتخابات همینها کسانی بودن که فوری اکانتهاشون رو پرایویت کردن و چیزی که امنیت خودشون می نامیدن، هی شروع به بلاک کردن و ایگنور کردن ماها کردن. همینهایی که توی روز روشن بارها به طرفی که داره دیالوگ میکنه، میگن بابا آب در هاون کوبیدنه فایده نداره و الخ. همینها با ادبیاتی سروش گونه با غنای فراوان به طرف مقابل فحش میدن و بعد طرف مقابل رو بی ادب و ظالم میدونن، بعد میگن زهرا اچ بی تو حاضری از حق ما دفاع کنی؟</p>
<p>* برادر من، خواهر من کدوم حق؟ حق نگاه از بالا؟ حق نقد صفر و یک؟ حق تحقیر طرف مقابل؟ حق لحن بازجویانه شما بدلیل تصور محق بودن؟ حق ظالم بودن یا از ظالم دفاع کردن من بر اساس هیچ مدرکی؟ تا کی میخواین به این روش ادامه بدید؟ یکسال گذشته هنوزم تحت بمباران خبری هستید. بیائید ۴ تا نقد هم درباره خودتون و اینکه کجای کارتون اشتباه بوده بنویسید. الان من میدونم میاین مینویسید همه چیز برعکس شد (این واکنشهای کلیشه ای شما دیگه خوب دستم اومده) ولی بله واقعیت همینه که شما هم دارید از اونطرف بوم می افتید. همین رفتاری رو بارها تکرار می کنید که ازش انتقاد دارید، تنها فرق اینه که قدرتی ندارید، وگرنه در همین حدی که قدرت دارید در فضای مجازی، دارید بدترین استفاده رو علیه مخالفینتون می کنید. مطمئنا در حجم وسیعتر، بایکوتهاتون و تهمتهاتون شبیه دنیای واقعی خواهد شد.</p>
<p>* جواب روشن؟ میخواید مواضع من رو واقعا بدونید؟ این پست &#8220;<strong><a href="http://zahra-hb.com/1389/07/things-required-a-lot-patience/">جای خالی یک نفر که نیست</a></strong>&#8221; و این پست &#8220;<strong><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/">این چنین پرده برانداخته ای یعنی چه؟</a></strong>&#8221; رو که در کوران وقایع بعد انتخابات نوشتم، با دقت بخونید. لطفا تک تک کلماتش رو بخونید.</p>
<p>* قانع نشدید؟ مهم نیست. قانع شدنی نیستید، شما فقط در صورتی قانع میشید که طرف بگه بله کاملا حق با توئه و من ۱۰۰% در اشتباه می باشم! در ثانی به شخصه آدمی نیستم که خودم رو برای کسی اثبات کنم. نیازی هم به این نمیبینم که با تفکر صفر و یک شما در دسته شما قرار بگیرم. من هیچ وقت بیطرف نبودم اما هیچگاه برای من مهم نبوده که کی فکر میکنه من طرف کی ام. هرکس برای خودش ارزشها و اهدافی داره که برای اون میجنگه. همه قرار نیست در جبهه شما باشن و اگه این آزادی بیان تخیلی رو که ازش دم میزنید رو واقعا قبول داشته باشید، جبهه و جنگ هرکس براش ارزشمنده. (توجه کنید اینجا بحث افراده نه قدرتها، نیاین بهانه بنی اسرائیلی بیارید) هروقت شما حاضر شدید به طرف مقابل حق بدید، برای تفکرات طرف مقابل ارزش قائل باشید، در دیالوگ با طرف مقابل اونرو همونطوری که هست ببینید، بیجهت با برچسب ظالم و شکنجه جر بایکوتش نکنید، طرف مقابل هم اگه درصدی شعور داشته باشه، حتما به حق شما فکر میکنه، در غیر اینصورت همین ایگنور کردن و نادید گرفتن و سکوت بهترین راه حل هست. حالا میخواید شخصیت من رو با هر برچسب دلخواهی که می پسندید، در نتها و کامنتهاتون دمونایز کنید. <em><strong>فعلا که همه خوبهای زنده و مرده دنیای بای دیفالت طرف شمان و ما نیز لابد آدم بده قصه ها هستیم.</strong></em></p>
<p>* پانوشت: صادقانه خسته کردید ما رو با این جملات، دسته بندی ها و تحلیلهای کلیشه ای تون.<br />
پانوشت ۲: چون اکانتهای افراد خصوصی بود، اسم نمیبرم.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/10/blaming-binary-criticism/">در نکوهش نقد صفر و یک</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/">این قرار بود یک پست طولانی باشد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/govermental-tv-and-election/">مناظره انتخاباتی، صدای و سیمای دولتی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/10/you-are-not-convincedableso-no-need-to-prove/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>43</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

