<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زهرا &#187; بحث های بودار</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/category/bahsaaye-bodar/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 25 May 2012 12:12:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>درباره عکس حذف شده خبرگزاری مهر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 12:46:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11255</guid>
		<description><![CDATA[* چند روز پیش داشتم از یکی از میدانهای تهران رد میشدم. میدان یکجایی که بالای شهر مینامیم قرار گرفته بود. من خیلی تشنه ام بود و دنبال جای پارک بودم که ماشین رو بذارم که برم آب معدنی خنک بخرم که دیدم دست مردم از این لیوانهای یکبار مصرف آب طالبی خنک هست. طبعا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* چند روز پیش داشتم از یکی از میدانهای تهران رد میشدم. میدان یکجایی که بالای شهر مینامیم قرار گرفته بود. من خیلی تشنه ام بود و دنبال جای پارک بودم که ماشین رو بذارم که برم آب معدنی خنک بخرم که دیدم دست مردم از این لیوانهای یکبار مصرف آب طالبی خنک هست. طبعا وقتی اون تعداد مردم دستشون هست، آدم حدس میزنه که یکی نذری چیزی داده. پیاده که شدم دیدم نذری نیست. سمت راست میدون یه چادر (حالا شایدم پارچه) مشکی زدن و توش دارن قرآن و نوحه پخش میکنن و چند نفر آقا و خانم با ظاهر مذهبی اونجا نشستن و آب طالبی هم مقرش اونجا بود.</p>
<p>* من دیدم اکثرا اینطوریه که مثلا دوست دختر، پسرها در حالیکه دست همو گرفتن و با همون ظاهر قرتیانه وارد چادره میشن و آب طالبیه رو میگیرن و بیرون میان. اولش گفتم خدایا میدونم ماه محرم که نیست، شهادت کدوم امام هست که اینقدر مراسم گرفتن؟ آب طالبی رو که گرفتم یواشکی از خانمی که اونجا بود پرسیدم و اونم خیلی با مهربونی انگار که میخواد به من اموزش بده برگشت گفت: دخترم فاطمیه هست، شهادت حضرت زهرا. راستش من اصلا یادم نمی اومد که قبلا در تهران (یا شهر دیگه ای) اینقدر عزاداری برای فاطمیه دیده باشم.</p>
<p>* داشتم میگفتم که وقتی خانمه برام تعریف میکرد وسط حرفش گفتم اوکی اوکی و یادم اومد تو فرندفید قبلا سرش دعوا بود و یه سری میگفتن باید زودتر عزاداری رو شروع کنیم و این حرفا. منظورم این بود که میدونستم خانمه میخواد چی بگه (ولی اون شاید فکر کرد منم خبر ندارم حالا بر اساس هر فاکتوری در ظاهر یا شایدم سوالم). اصلا اینها رو برای چی تعریف کردم؟ بخاطر <a href="www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1585537">این عکس مهر</a> که حذف شد و من راستش بخاطر دلایلی که دارم با حذفش مخالف بودم.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/04/786413_orig.jpg" alt="مهر" width="359" height="239" /></p>
<p>* ما هیچوقت ایام فاطمیه رو نمیتونیم مثل محرم برگزار کنیم، چون اولا محرم یک ماه هست و خیلی از مردم از قبل درباره اش خبر دارن و آماده میشن در ثانی اغلب مردم ایران حالا از هر قشری و طیفی برای این ماه احترام قائلن ولی در مورد فاطمیه هیچوقت نمیتونه اونطوری بشه. ثانیا فاطمیه تا جایی که من میدونم حدود یک هفته هست و این یک هفته یه جورایی بسته به ماه قمری متحرک هست و جای ثابتی توی تقویم نداره. یعنی خیلی ها ازش خبر ندارن و براش آماده نمیشن، مثل خود من که تازه ادعا دارم مذهبی هم هستم.</p>
<p>* ثالثا و مهمتر: ما کشوری هستیم که واقعا از نظر قومیت و مذهب و سلایق متفاوت هستیم. منظورم اینه که برای این دخترهایی که تو این عکس هستن و یه جورایی بولد شدن چند حالت میشه متصور بود. ممکنه یکی باشن مثل من که خیلی خبردار نشدن که اصلا عزاداری ای چیزی هست و شاید فکر کردن مراسم ختم یکی هست یا اینکه نه اصلا خبر دارن ولی عزادار نشدن و یا نخواستن بشن. هیچ کدوم از اینها واقعیت اغراق آمیزی از فضای کشور نیست و هردوتاش به نظر من یه واقعیت ساده هستن. مگه ما چقدر معرفی از الگوهای دینی مون داریم و چقدر تونستیم برای جوان امروز بازنماییش کنیم که اونها رو بشناسه و برای تولد و شهادتشون احترام قائل باشه؟ واقعا صدا و سیما و نهادهای فرهنگی ما چقدر در مورد این ایام اطلاع رسانی کردن؟</p>
<p>* رابعا، فرضا همه اینها به کنار، آیا با حذف این عکس این واقعیت از جامعه محو میشه؟ یا صرفا برای یک کسانی محو میشه؟ تو این عکس یک سری دارن عزاداری میکنن و ۲ نفر بدون توجه به عزاداری (حالا عمدی یا غیرعمدی) دارن بحث میکنن، واقعیتی که ممکنه در ماه محرم کمتر در جامعه ببینیم اما برای ایام فاطمیه یا اصلا ایام شهادت/وفات بقیه امامان به نظر یک عکس کاملا معمولی هست و من به شخصه روی دلایل حساسیتی افرادی که موافق حذف این عکس بودن، قانع نشدم.</p>
<p>* خامسا، ما واقعا تنبلیم. اگه همین ۲ تا خانم با همین ظاهر، در حالیکه تو فکر بودن یا اشک میریختن، شاید جز عکسهایی بود که ما بعنوان تاثیرگذاری ایام زیاد تو شبکه ها پخش میکردیم، ولی الان فکر میکنیم باید حذف بشه. چرا؟ چون ما الگوها رو درست معرفی نکردیم. ما درست اطلاعرسانی نکردیم. ما در زمینه آموزش دینی مون تنبل هستیم و در عین تنبلی میخوایم همه جنبه داشتن باشن و مثل ما فکر کن و با دلایل ما قانع بشن که مثل ما رفتار کنن، خوب این اتفاق اینطوری نمی افته. این آدم در معرض محتوای مخالف زیادی هست و شما برای اینکه روش تاثیر بذاری عمل کمتری انجام دادی. نباید چنین انتظاری ازش داشته باشی. صرف زندگی کردن در یک جامعه اسلامی، از فرد یک دیندار نمیسازه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/there-is-no-compulsory-in-religion/">لا اکراه فی الدین</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/why-we-scorn-chadori-girls/">چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/09/iran-s-people-2/">از کدام مردم حرف میزنیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-and-bihijab-women-uses/">اهمیت دافها و بی حجابها برای تبلیغات انتخاباتی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا موافق بودن نوعی اظهار نظر نیست؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 15:31:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11064</guid>
		<description><![CDATA[* یه چیزی قبلا توی وبلاگم نوشته بودم درباره اینکه گول موافقین اینترنتی رو نخورید. یادمه اون موقع بخاطر کامنتهای این پست گلشیفته نوشته بودمش. منتها چون از موضوع گذشته بود پستش هم نکردم. حالا هم بخاطر این دارم درباره اش مینوسم که حتما میدونین که کمپینی با عنوان دوستی مردم ایران و اسرائیل! تو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه چیزی قبلا توی وبلاگم نوشته بودم درباره اینکه گول موافقین اینترنتی رو نخورید. یادمه اون موقع بخاطر <a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">کامنتهای این پست گلشیفته </a>نوشته بودمش. منتها چون از موضوع گذشته بود پستش هم نکردم. حالا هم بخاطر این دارم درباره اش مینوسم که حتما میدونین که کمپینی با عنوان دوستی مردم ایران و اسرائیل! تو فیس بوک اومده و یه سری روشنفکران ایرانی دارن باهاش موافقت میکنن و تشویق میکنن که بهش بپیوندیم. روزی که من رفتم دیوار این کمپین رو ببینم که چه خبره <a href="http://hamseh.ir/1391/01/06/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7/">این پست این وبلاگ</a> روی دیوار این کمپین بود. من راستش خیلی تعجب کردم. اولش فکر کردم ادمین داره نظرات مخالف رو هم میذاره، بعد دیدم از اکانت نویسنده پست هست. یه چند ساعتی فکر کنم این پست روی دیوار بود و کم کم لحن دوستان داشت از حالت روشنفکری به فحاشی میگرائید که پست از دیوار حذف شد. گویا حتی کمپین دوستی هم همه مردم ایران رو در برنمیگیره و فقط مردمی از ایران رو در نظر میگیره که موافقن و اسرائیل رو دوست دارن!</p>
<p>* از ادمین این صفحه که نمیشه انتظار داشت فکر منافع اسرائیل نباشه و اون پست رو حذف نکنه، من روی صحبتم با ایرانیهایی هست که زیر اون فید یا تو فیدای خودشون بدون اینکه دلیلی بیارن که کجای اون پست (یا پستهای مشابه) ایراد داره، از چنین اظهار نظرهایی ابراز تاسف کرده بودن. اینم بگم من با برچسبهایی که تو پست هست مشکل دارم (شخصا ترجیح میدم این برچسبها رو اینقدر راحت خرج نکنم) ولی: تو اینترنت ۹۹ درصد مواقع وقتی طرف میگه تو چرا داری درباره این موضوع نظر میدی یا حق قضاوت/انتقاد نداری، منظورش اینه که چون با این موضوع مخالفی، حق نداری بیانش کنی وگرنه خود گوینده بارها درباره اون موضوع به انحاء مختلف حرف میزنه و مصره که همه مون ببینیم که چقدر موافقه.</p>
<p>* زمانی از استدلال به شما چه مربوطه یا این روش خودشه یا تاسف از نوشته تون استفاده میشه که با جریان مد نظر اونها موافق نیستید، اگه شما موافق باشید حق دارید اظهار نظر کنید و اونها هم بخوبی بازتاب میدن و اگه مخالف باشید خیر. بر همین مبنا به منتقد گفته میشه در فلان موضوع تو نباید دخالت کنی و چون من موافقم اینقدری هم حق دارم که به تو بگم مخالفت نکن. جالب اینجاست که خود همین موافقین در جایی که منفعت ایجاب میکنه چنان با موضوعی مخالفت میکنن و بایکوت و یا دیوسازیش میکنن که روی حضرت هیتلر سفید میشه. نظر موافق و بحث کردن درباره علت موافقت هم نوعی نظر دادن و دخالت در اون موضوع هست که تو خودت رو مجاز میدونی.</p>
<p>* شما موافق دوستی ایران و اسرائیل در شرایطی هستی که غزه چند ساله که تحت محاصره هست و مردم تحت همون رژیم مزبور نمیبیننش و طی این مدت به کسانی چون ایهود باراک و نتانیاهو هم رای دادن، چپ و راست ایران رو تهدید به جنگ حتی اتمی میکنن، دانشمندان کشور ما رو میکشن، الان تحت تحریمهای شدید اقتصادی توسطشون هستیم، هیچ اقدام عملی برای رفع اینها هم نمیکنن، اگه اینا رو نمیخوای ببینی، اشکالی نداره، این وسط چرا حق نمیدی کسی بخواد ببینه و نظر تو رو قبول نداشته باشه و بخواد که بقیه هم نظرشو ببینن؟ با این دیده شدنه چه مشکلی داری؟</p>
<p>* به همین ترتیب تو خیلی موضوعات دیگه، شخص/اشخاصی که بای دیفالت موافق هستن و ما از قبل هم میدونیم چنین خواهد بود، خودشون رو مالک این فضا میدونن و چنان پای مطالب موافق به به و چه چه و مخالفین رو به حاشیه میکشونن اونم با ژستهای خود در جایگاه حق بین و قاضی القضات که هی برای آدم سوال پیش میاد که خوب اگه موضوع اینقدر شخصیه، پس تو چرا داری دخالت میکنی؟  و اگه نیست من چرا مخالفت نکنم؟ چه چیزی تعیین میکنه که موضوعی &#8220;قابل مداخله&#8221; فقط توسط موافقین باشه؟ چرا فکر میکنین فقط نظر موافق شما رو باید بقیه ببینن؟! آیا حاضرید تمرینهای آزادی بیانی که ازش دم میزنید، شامل حال ارزشهای مخالفینتون هم بشه؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/">جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر! </a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هدفی که با تندروی نقض می شود</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/about-filtering/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/about-filtering/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 12:25:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[سانسور]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11176</guid>
		<description><![CDATA[* آدمی که به تعطیلات بره و چند روز اینترنت داشته باشه کم کم با دنیای مجازی بیگانه میشه، یعنی سرعت وقایع، خبرها و تغییرات فیدها واقعا به قدری هست که آدم با اینجا غریبه بشه که البته این غریبه شدن با اینترنت اصلا چیز بدی نیست مخصوصا اینکه سری به روستاها و شهرهای کوچک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* آدمی که به تعطیلات بره و چند روز اینترنت داشته باشه کم کم با دنیای مجازی بیگانه میشه، یعنی سرعت وقایع، خبرها و تغییرات فیدها واقعا به قدری هست که آدم با اینجا غریبه بشه که البته این غریبه شدن با اینترنت اصلا چیز بدی نیست مخصوصا اینکه سری به روستاها و شهرهای کوچک بزنید می بینید همه چقدر دارن زندگی میکنن و دغدغه های واقعی دارن و ماها چقدر بیچاره ایم(احتمالا ۲ هزارمین باریه که اینو مینویسم)</p>
<p>* به غیر از چند روز اول که اینترنت داشتم، تنها چیزی که از دنیای مجازی شنیدم فیلترشدن اینجا بود. یه ۲ هفته ای هست که اینجا فیلتر شده. الان چندمین باری هست که اینجا فیلتر میشه در حالیکه خوب تو سایت ساماندهی هم ثبت شده. سایت ساماندهی بدون اینکه حتی یه ایمیل به من بزنه و بگه کدوم مطلب مشکل داره، اینجا رو فیلتر کردن، شاید باور نکنید که من هنوز نمیدونم دقیقا بخاطر کدوم مطلب که نه، کامنتهای(!) کدوم مطلب فیلتر شدم:)  مسئول فیلترینگ هم در تماس تلفنی نمیدونست کدوم مطلب فقط میگفتن که کامنتها مطلب مال ۲-۳ سال پیش بوده و اینکه تا الان ۷-۸ بار دستور فیلترینگ این وبلاگ اومده! گویا قضیه خیلی فوری فوتی بوده و طبق مکالمه تلفنی ای که داشتم باید سریعتر این جرثومه فساد فیلتر میشد:دی</p>
<p>* نکته دردناک قضیه اینجاست که فقط یه لحظه تصور کنید اگه میزبانی این وبلاگ روی یه سرور وطنی بود، من باید بخاطر کامنتی که یکی دیگه نوشته، پای یه مطلبی که مال چند سال پیش هست دستور پاکسازی محتوای مجرمانه! میگرفتم و کل آرشیو این وبلاگ پاک میشد و از روی اینترنت محو میشد، اتفاقی که همین الان برای وبلاگهایی که روی سرورهای داخلی هستن، متاسفانه داره می افته و خوب طبعا این یه جوری مشتری پروندن هم برای اونها هست.</p>
<p>* راستش اصلا انگیزه ای برای رفع فیلتر اینجا ندارم و اصلا امید هم ندارم که اگه به گفته خودشون برم اداره ارشاد و تعهد کتبی بدم چیزی حل بشه، این وبلاگ در سایت ساماندهی ثبت بوده و مطمئنا باید قبل از فیلترینگ به من تذکر میدادن و منهم بدون شک مطلب رو پاک میکردم ولی اینکارو نکردن. متاسفانه با روندی که دوستان در پیش گرفتن، دارن ثبت در ساماندهی رو هم لفظی و لوث میکنن.  من قبلا هم در جایی دیگه برای پرونده قطور خلافهای این وبلاگ! تعهد کتبی داده بودم و بنابراین فکر نمیکنم رفتن به اداره ارشاد چیزی رو حل کنه مگه اینکه شاید لازم باشه برای وبلاگنویسی اولش به تمامی <a href="http://www.teribon.ir/archives/38007">ادارات مرتبط با فیلترینگ </a>بریم و جدا جدا تعهد بدیم!:)</p>
<p>* چند روز پیش داشتم یه لپتاپ تازه رو تست میکردم. کم کم فیلترشکن رو باید یکی از ابزارهای اتصال به اینترنت دونست چون بدون اون چی رو میشه دید؟ خداییش انگار اینترنت نداشتم. گویا همه این چیزها رو ظاهرا باید طبیعی فرض کنیم، در دسترس بودن اینهمه فیلترشکن واقعا غم انگیزه، یه زمانی شما قادر بودی یه نوجوان رو از دیدن مثلا فلان سایت غیراخلاقی منع کنی ولی الان هر بچه ای با وارد شدن به اولین چت روم یا انجمن اینترنتی، تبلیغ وی پی ان و پراکسی و امثالهم میبینه و خوب شما نمیتونی کنترل کنی که چی میبینه بس که راحت در دسترسه.</p>
<p>* طبیعیه وقتی تقاضا  زیاد باشه تولید و انتشار این ابزارها هم بیشتر میشه. فیلترینگ در ایران داره اصل هدفش رو با تندروی زیر سوال میبره. تمام شبکه های اجتماعی و سرویسهای وبلاگنویسی خارجی فیلترن. اینا ساده ترین ابزارهای دست یک وبگرد معمولی هستن. حتی ارزشی ترین ارزشی ها هم دارن از فیلترشکن برای انجام ساده ترین وبگردیهاشون استفاده میکنن و خوب وقتی فیلترشکن داری، حتی محتوایی که در حالت عادی دلت نمیخواست رو هم مجبوری ببینی، در اون صورت نفس فیلترینگ چه اهمیتی داره؟ واقعا به هدفش رسیده؟</p>
<p>* شکی ندارم که از این مطلب سوء استفاده زیادی خواهد شد بنابراین تصریح میکنم: من آدمی نیستم که تغییر کنم، اینهم اتفاقی نیست که اولین بار برای اینجا افتاده باشم، میخوام بگم من در روش خودم، اعتقاداتم و منشی که دارم با این چیزها تغییری نمیدم، که از قضا همه انتقادات قبلی ای که هم داشتم برای تغییر همین چیزها بوده، ولی خداییش یه فکری به حال اینهمه نارضایتی عمومی حتی از جانب ارزشی ها به این روند سفت و سخت فیلترینگ بکنید.  شما حتما تو شبکه ها هم رصد می کنین و حتما دیدید چه خبره.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/how-to-be-a-popular-blogger/">تجربیات وبلاگنویسی یا چگونه وبلاگنویس محبوبی شویم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/thoroughbred-weblogs/">وبلاگهای اصیل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/blogs-are-also-growing-like-their-writers/">وبلاگها هم مثل آدمها بزرگ میشن! :)</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/">این چنین پرده برانداخته ایی، یعنی چه؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/avoiding-permlink-fil-in-feedburner/">جلوگیری از فیلتر شدن لینک مطلب در فیدبرنر</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/about-filtering/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا تحریم انتخابات را بی فایده می دانم؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/12/iran-majlis-selection/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/12/iran-majlis-selection/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Mar 2012 08:16:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[اصول گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11096</guid>
		<description><![CDATA[* من آدمیم که نمیتونم نسبت به اطرافم و اتفاقاتش بی تاثیر باشم. منظورم اینه که نمیتونم خودم رو به ندیدن بزنم و فکر کنم من نمیتونم بر محیط اطراف خودم تاثیر بذارم. چندوقت پیش یکی از دوستانم میگفت اگه الان دوره شاه بود تو حتما دستگیر میشدی، چون حجم کارهایی که برای تبلیغ چیزهایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* من آدمیم که نمیتونم نسبت به اطرافم و اتفاقاتش بی تاثیر باشم. منظورم اینه که نمیتونم خودم رو به ندیدن بزنم و فکر کنم من نمیتونم بر محیط اطراف خودم تاثیر بذارم. چندوقت پیش یکی از دوستانم میگفت اگه الان دوره شاه بود تو حتما دستگیر میشدی، چون حجم کارهایی که برای تبلیغ چیزهایی که قبول داری انجام میدی، خیلی بالاست. البته این به معنای این نیست که نظام حاکم رو صد در صد قبول دارم. نه از قضا انتقادهای زیادی بهش دارم، منتها شرایط ایجاب میکنه که در بعضی موارد سکوت کنیم. اگه کشور در برابر اینهمه تهدید به جنگ داخلی و خارجی نبود، اگه تحریمهای زیاد نبود و اگه شرایط واقعا آرامتر بود و اینقدر رادیکال نبود، خیلی از ما ارزشی ها منتقدان جدی تری بودیم منتها نمیشه وقتی اون شرایط برقراره شما هم زیر فشار بذاری، اگه بخوام نپیچونم ساده ترش اینه که نمیخوام منبع اون تهدیدها و تحریمها سوء استفاده کنه که البته نمیشه هم گفت که نمیکنه. وقتی یک فید ساده یا پست وبلاگی فلان آدم ارزشی میره زیر ذره بین و با آب و تاب درباره اش حرف زده میشه، طبعا آدمهای اون کالت کم کم انتقادهای خودشون رو سانسور میکنن. تقیه/سکوت به معنی عدم وجود نیست.</p>
<p>* این مقدمه رو گفتم فقط برای اینکه بنویسم چرا میخوام تو انتخابات شرکت کنم. همه ما میدونیم که چه جمهوری اسلامی و چه دشمنانش همیشه سعی کردن انتخابات رو نوعی رفراندوم فرض کنن و از روی تعداد مشارکت کنندگان و کسانی که رای بالا آوردن نتیجه بگیرن که آیا مردم راضی هستند یا دنبال تغییر هستند. پس تا اینجا یکیش میشه همون آمار مشارکت که به زعم من دلیل مهمی نیست (چون همیشه هست و همیشه هرکس تفسیر به رای میکنه)</p>
<p>* میمونه ساختار و چینش آدمهایی که رای میارن که برام خیلی مهمه. برای من خیلی مهمه که افرادی که اصلحش میدونم حتما رای بالایی بیاره، چون سعی میکنم آدمهایی رو انتخاب کنم که فقط یه آدم نیستن، برای خودشون یه جریانن. ممکنه بگید تو یک رای بیشتر نداری. نه اصلا اینطوری فکر نمیکنم چون فعالیتهای خودم رو محدود به روز انتخابات نمیکنم که فقط همون یک رای  باشه. من از قبل از برگزاری انتخابات، شده یک ماه قبلش حتی برای دوستانم، همکارانم، جمع فامیل یا هرجایی که هستم چیزی رو که میگم تبلیغ میکنم. شده حتی در یک جمع بیربط و شده حتی اگه تنها آدمی باشم که اینطوری فکر میکنم و حتی شده خودم رو ضایع کرده باشم که در یک چنان جمعی اون حرفو زده باشم و شده حتی بهم گفته باشن اصلا بهت نمیاد ولی خوب من دلایل خودم رو برای تغییر اطرافم دارم و برای این تغییر دادنه معتقدم آدم باید هزینه بده.</p>
<p>* اگه بخوایم رو راست باشیم ساختار قدرت تو کشور ما واقعا بسته و سفت و سخت هست. علاوه بر دلایلی که تو مقدمه نوشتم، واقعا تو بدنه قدرت انعطاف چندانی نسبت به مخالفین یا منتقدین دیده نمیشه، ممکنه قدرت دلایل خودش رو داشته باشه، مثل همون دخالت خارجی اما در هرصورت به نظرم این یک نقطه ضعف هست. اگه شما به مخالف آزادی عمل بدی و از دور برش ناظر باشی بهتر از بگیر و ببندی هست که باعث میشه مخالف به فعالیت زیرزمینی روی بیاره و از دید شما پنهان. حالا اصلا نمیخوام خیلی این مسئله رو باز کنم یعنی خیلی هم ربطی به این پست نداره.</p>
<p>* بیشتر میخوام بگم در چنین ساختاری تنها راه تغییر یا اعتدال اینه که روی جایی که دستتون بازه مانور بدید که یکیش همین انتخاباته. علیرغم همه موانع موجود اینجا جاییه که افراد میتونن نظرشون رو بگن و اگه کاری کنن که تعداد زیادی با اونا هم نظر باشن اونوقت دیده میشن. یکی از اشتباهات تحریم کننده ها اینه که انتخابات رو روز انتخابات میبینن، درست برخلاف خود جمهوری اسلامی که از مدتها قبل تمام زمینه ها رو براش فراهم میاره ولی مخالفینش توجهی ندارن و فقط میگن تحریم که نتیجه اش بی عملی و انفعاله. صادقانه ها شما حتی اگه در انتخابات شرکت نکنید، جمهوری اسلامی اونقدر زرنگ هست که برای خودش اپوزوسیون سازی کنه، چون همیشه یه تعداد هستن که خودشون رو اصولگراتر میدونن و هرکی تو اون دایره نبود طبعا میشه اپوزوسیون:دی ممکنه بگید بی نظر بودن هم خودش یه نظره ولی خوب شنیده نمیشه! شما میخواید شنیده بشه و تغییری رخ بده، در اونصورت اگه کاری نکنید یعنی به وضعیت فعلی راضی هستید.</p>
<p>* انتخابات فقط روز رای گیری نیست که رای شما یک نفر تاثیر داشته باشه. از هر انتخابات باید برای دوره بعد درس بگیرید و فکر کنید که باید چیکار کنید و این دفعه چطوری تبلیغ کنید که ذهنها به طرف شما متمایل بشه، در اونصورت شما یک رای نیستید. شما تونستید تعداد زیادی رو متقاعد کنید که مثل شما و به آدمهای شما رای بده. دلایل فرعی دیگه ام خود قوانینه که مجلس تصویب میکنه. نظارش بر عملکرد وزرا، رییس جمهور و امثالهم. (تغییر در این پست هر نوع تغییریه که تو ذهن شماست منظورم چه ارزشی چه سبز و غیره)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/source-of-analysis-internet-or-society/">منبع تحلیل: اینترنت یا متن جامعه؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/govermental-tv-and-election/">مناظره انتخاباتی، صدای و سیمای دولتی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/12/iran-majlis-selection/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>68</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 09:37:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11053</guid>
		<description><![CDATA[* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته یکیش قدیمیه و مرتبط و این یکی با اسم: کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته ی<a href="http://habil.ir/weblog/390">کیش قدیمیه</a> و مرتبط و این یکی با اسم: <a href="http://habil.ir/weblog/815">کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید</a>، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته.</p>
<p>* قبلا تو این مطلب <a href="http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/">سبک زندگی به مثابه یک رسانه </a>نوشته بودم که:</p>
<blockquote><p>احساس میکنم جمهوری اسلامی در بازتولید گفتمان خودش (بعبارتی سبک زندگی) <strong>دچار نوعی سطحی زدگی شده</strong>. از همه خطرات موجود که بگذریم (تحریمها، تهاجم فرهنگی، فعالیت رسانه های مخالف علیه اش و …) اینها رو برای این میگم که شاید در اوایل انقلاب ما بیشتر در معرض خطرات فیزیکی بودیم تا خطرات فرهنگی. میخوام بگم با وجود همه این خطراتی که باهاش مواجه هست، اما رفتار فرهنگی و تولید سبک زندگیش به نوعی هست که گویا دچار نوعی <em><strong>عجله، مدیریت غیر دلسوز و بازی دلخواه تو زمین حریف</strong></em> شده، بعبارتی برای اینکه مخاطب رو به خودش جذب کنه، گاها همانند رقیب بازی میکنه که به زعم من اینکار خیلی خطرناکه!</p></blockquote>
<p>* صبح توی ماشین داشتم <a href="http://snd.tebyan.net/1383/06/bahmane-khonin.wma">بهمن خونین جاویدان</a> رو گوش می دادم. اگه از من بپرسن بهترین محصولات فرهنگی انقلاب ما چیا هستن من همون سروده های انقلابی و سروده های زمان جنگ رو که بعدها و در مناسبتها شنیدیم رو مثال میارم و احساس میکنم بعد از اون ما مدام دچار عقبگرد شدیم و نتونستیم چیزی تولید کنیم که به مذاق نسلهای بعد از انقلاب خوش بیاد، نه اقلا بدش نیاد و اینقدر هم به سخره نگیره فرد اول انقلاب مملکت رو.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/11/11/135244_338.jpg" alt="جمله امام خمینی" width="424" height="309" /></p>
<p>* یاد وبلاگ دانشطلب به خیر اونجا که پوسترپرستی رو نقد کرده بود. چیزی که الان وضعیت مملکت بهش دچاره. از سربازان کپی کار جنگ نرمش بگیر که سختشونه تولید فکر کنن، تا مسئولین فرهنگی مملکت. همه دچار نوعی کارهای &#8220;فرمایشی&#8221; شدن. دهه فجر وقتی میاد، به صورت فرمایشی همایش ها و بزرگداشتها و تزئینها و سخنرانیهای مسئولین فرهنگی شروع میشه و بعد این ۱۰ روز هم اینا جمع میشه و دوباره روی میاریم به همون روش قبلی. انگار کسی نیست به مسئولین فرهنگی کشور بگه، اگه میخواید این انقلاب رو حفظ کنید، شیعه رو گسترش بدید، تنها چاره اش مدیریت دلسوزانه است. آقاجان کار فرهنگی در زمینه فرهنگی رو فقط و فقط بدید به کسی که واقعا دلسوزی داره برای اینکار. ممکنه اصلا وارد نباشه، کار اجرایی هم نکرده باشه، اما چون دلسوز قضیه است خودش پیدا میکنه با چه کسانی کار کنه و چطوری کار کنه. چقدر باید گند بخوره تا بیدار بشید؟</p>
<p>*هیچ چیز و واقعا هیچ جیز به اندازه ماجرایی که اخیرا و به بهانه بزرگداشت امام خمینی اتفاق افتاد، نمیتونست باعث تمسخر ایشون تو این فضا بشه. از دیشب تا الان دارم به اون مثل بر زمینت می زند نادان دوست فکر میکنم. اگه اینکارو چند تا بچه مدرسه ای و به مناسبت تئاترها و نمایشهای تو مدرسه شون انجام میدادن آدم اینقدر دلش نمیسوخت که اونهمه آدم با اونهمه امکانات و حیف و میل بودجه و با ژستهای تصنعی.</p>
<p>* فرای همه اینها سمبل پرستی و بازی دلخواه تو زمین حریف هستش. از نگاه فرمایشی به فرهنگ و هنر پرهیز کنید. از نگاه مدرن پرهیزتر. جمهوری اسلامی خیلی از مواقع برای مقابله با خطراتی که باهاشون مواجه هست، همون روشها رو علیه مخالفین به کار میگیره که این در دراز مدت خطرش رو متوجه خودش میکنه. گاها برای تبلیغ خودش به همون روشها دچار شده که باز هم باعث میشه خودش رو زیر سوال ببره. از جمله شعارهای انقلاب پرهیز از تجملگرایی و توجه به قشر مستضعف بود. چطوری میشه با دادن چنان شعارهایی، اینطور رفتارها رو توجیه کرد؟ با این ریخت و پاشها؟ و از همه بدتر انجام نمایش های توخالی مثل واقعه دیروز که پیام خاصی ندارن که هیچ، بیشتر باعث انبساط خاطر مخالفان ایشون میشه.</p>
<p>* تیتر پست <a href="http://www.irdc.ir/fa/content/8866/default.aspx">جمله از امام خمینی </a>هست.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/">سبک زندگی به مثابه یک رسانه</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/why-i-consider-introduced-women-ministers-a-positive-move/">چرا معرفی وزرای زن را یک حرکت مثبت میدانم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
<enclosure url="http://snd.tebyan.net/1383/06/bahmane-khonin.wma" length="1018324" type="audio/wma" />
		</item>
		<item>
		<title>نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 11:52:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>
		<category><![CDATA[لباس]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11016</guid>
		<description><![CDATA[* خوب بحمدالله سوژه جدید فضای مجازی هم جور شده و در کسری از ثانیه کل فضای مجازی رو در بر گرفت و خوب طبعا مخالفین و موافقین زیادی هم داشت و بازهم طبعا قابل پیش بینی بود که چه کسانی موافق حرکت هستن و چه کسانی مخالف این حرکت. و بازهم قابل پیش بینیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خوب بحمدالله سوژه جدید فضای مجازی هم جور شده و در کسری از ثانیه کل فضای مجازی رو در بر گرفت و خوب طبعا مخالفین و موافقین زیادی هم داشت و بازهم طبعا قابل پیش بینی بود که چه کسانی موافق حرکت هستن و چه کسانی مخالف این حرکت. و بازهم قابل پیش بینیه که منه نوعی واکنشم به این ماجرا چیه.</p>
<p>* به نظر من از اونجائیکه حرکت یک حرکت عمومی و فرد انجام دهنده یک چهره عمومی هست، این حق رو داریم که درباره اش حرف بزنیم و نظر بدیم و نظر دادن هم همیشه موافق بودن نیست که موافقین محترم طبق معمول تو سر ما میکوبن که زن مالک بدن خودش هست و شما نمیتونی درباره اش حرف بزنی و خودش هست و راضیه و شما هم باش. من اتفاقا مشکلم دقیقا با همین استدلال نخ نمای زن مالک بدن خویش هست، هستش. فرضا گیریم صحیح باشه، مگه به لحاظ اخلاقی بازم انسان مختاره هرکاری با بدن خودش بکنه و کسی چیزی نگه؟</p>
<p>* واضحه که من یه آدم با بک گراند مذهبی هستم بنابراین اصل مخالفت من با این قضیه یک مخالفت بر مبنای استدلال دینی هست اما به نظر من برهنگی چیزی نیست که فقط بشه از منظر دینی نقدش کرد و اونو بیشرمانه دونست بلکه عرف هم همینو میگه و از اون مهمتر اخلاق. این عرف هم فقط مخصوص شرق نیست. اگه الان یه هنرپیشه غربی هم تماما لخت بشه، واکنشها همینقدر شوکه خواهد بود. منظور اینجا واکنشهای عمومی و عامه مردمه واضحه که روشنفکران طبق معمول براشون پدیده ای عادی هست و از مام خواهند خواست که باکلاس باشیم و با این پدیده  کاملا عادی برخورد کنیم! حالا منظر تکلیف گرایی اخلاقی به کنار که به ما میگه محجوب باشیم و من نمیدونم چطوری میشه از منظر اخلاق که طبیعتا نسبی نیست و جهان شمول هست اینکارو توجیه کرد!</p>
<p>* فکر کنم قبلا هم گفتم که استدلال زن مالک بدن خویش هست و اینکه <a href="http://zahra-hb.com/1390/06/personal-or-socia/">حجاب در حوزه شخصی معنا داره</a> چقدر کلیشه ای و پارادکسیکال هست. جایی که همین روشنفکران از قانون منع نقاب و حجاب در مجامع عمومی و مدارس غرب دفاع میکنن؛ و یاد شون میره که زن محجبه و نقابدار هم مالک بدن و چهره خودش هست؛ معنی نداره دربرابر لخت شدن همین استدلال رو بپذیریم. گویا یکسری عزیزان فقط وقتی زنها لخت میشن یادشون میاد که زن مالک بدن خودش هست و زن محجبه مالک بدن خودش نیست و بلکه باید تابع قوانین اجتماعی کشور تابعش باشه! در این زمینه برای اینکه کمیت توجیهشون هم بالا باشه از امنیت هم نام میبرن و گویا فقط حجاب هست که امنیت روانی، اجتماعی کشورها رو به خطر میندازه و لخت شدن چنین کارکردی نداره! در نظر اینها زن محجبه باید تاوان تمامی اشتباهات اینور و اونوری ها رو بده چون انتخابش این بوده. انگار که مثلا <a href="http://zahra-hb.com/1389/03/hijab-not-discovered-by-islamic-republic/">اختراع جمهوری اسلامی ایران هست</a> یا واقعا حجاب امنیت یه کشوری رو به خطر میندازه!</p>
<p>* من نمیدونم از کی برهنگی و دفاع از اون شد نماد مدرنیت و روشنفکری. به این ترتیب نه تنها انسانهای اولیه مدرنتر از ما بودن که ما برای روشنفکر به نظر اومدن و مدرن بودن، هی باید لختتر و بی حیاتر بشیم. لااقل اگه نمیشیم، باید در برابر حرکات اینطوری و اون دختر مصری واکنش مدافعانه و موافق بگیریم. به شخصه اصلا کاری با عمل انجام شده ندارم و بعید میدونم غیر از همون وجه بیزینسی (تبلیغاتی) طرف هدف دیگه ای داشته باشه. به هرحال ایشون در حالیکه به <a href="http://sokhand.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html">اوج موفقیت هنری</a> در ایران رسیده بود و بالاترین جوایز رو از جشنواره های دولتی هم برده بود برای اونچه که پیشرفت! نامید از کشور خارج شد و طبعا زندگی در اونجا خرجش بیشتر از اینجاست. بیشتر نحوه استدلال موافقین برام عجیبه. یه عده طوری حرف میزنن که انگار ایشون عضو بسیج یا سپاه قدس جمهوری اسلامی بوده که حالا این حرکتش تو دهنی به نظام باشه! یا چمیدونم ایشون ایران که بود ادعا کرده بود فاطمه زهرا الگوش هست که حالا نقض قرض کنه.</p>
<p>* از اون خنده دارتر استدلال کسانی هست که فکر میکنن اینطور روشهای انقلابی و رادیکال در عصر حاضر جواب بده و از اون به عنوان تابوشکنی و شیرزن هم نام میبرن. یه زمانی برای شیرزن بودن باید در جبهه میجنگیدی ولی گویا الان در نظر روشنفکران وطنی به درآوردن لباس در انظار عمومی تقلیل پیدا کرده! فراموش نکنیم که دقیقا چند روز بعد از لخت شدن دختر مصری، اخوان المسلمین یا همون سلفی های مصری (اسلام گرایان افراطی) در مصر به قدرت رسیدن و غیر از اینکه اون حرکت یه شوک بود، و در همون حد ارزیابی میشه، دستاورد دیگه ای نداشت (البته غیر از برای سوژه که مطمئنا الان زندگی بهتری از دید غرب-گرایانه و شهرت داره).</p>
<p>* منظورم اینه که چنین حرکتی هیچ نقشی در تابوشکنی نداره. همونقدر که در شکستن حجاب اجباری نخواهد داشت و همونقدر که هیچ آزادی ای برای زنی در داخل کشور به وجود نمیاره! و همونقدر هم تاثیری در وااسلاما سر دادن کسی نداره. یعنی لخت شدن یکی در یه کشور آزاد، اساسا غیر از شوکه کردن، هیچ تاثیری به حال زنان وطنیش نخواهد داشت، که اگه در داخل هم بود هم نداشت. حالا شما فرض کنید چند نفر دیگه هم به تقلید لخت شدن، آیا از منظر عمومی لخت شدن یه عده به آزادی و احقاق حقوق بقیه کمکی میکنه؟ اونم در جامعه ای که مبنایی مذهبی داره و خیلیا هستن کسانی که محجبه بودن براشون انتخاب و آزادی محسوب میشه.</p>
<p>* جنبه استراتژیکی این حرکت به کنار که راحت زمینه دمونایز کردن رو فراهم میاره. بعبارتی جایی که فرد در فیلمی بازی کرده که کارگردانش (به گفته خودشون) در حال حاضر زیر ذره بین نظام هست و تازه هم جایزه گرفتن، و خانه سینماش در شرف تعطیلیه، غیر از داغ کردن این شعله و تاثیر منفی، تاثیر دیگه ای نداره. حالا سوژه معتقده که حامی جنبش اجتماعی ضد دولتی هم هست. خوب الان با این حرکت چه کمکی به این جنبش میکنه که اعضاش در داخل کشور از راه امام و مردم سالاری دینی حرف میزنن؟ غیر از دادن بهانه بیشتر به مخالفین؟</p>
<p>* و در پایان اینکه خواهشا هی نیاین اینجور مواقع تا یکی مخالفت کرد، متحجر بخونیدش، با برچسب زدن کاری درست نمیشه که هیچ، الان کلاهتون رو قاضی کنید، چند درصد به اشتراک گذارندگان و بینندگان این عکس واقعا خواهان آزادی زنان و دارای خواسته های فمنیستی هستن؟ انگیزه واقعی درصد بالایی از اینها که در حال حاضر این بدن لخت براشون سوژه شده فکر می کنین چی باشه؟ اصلا فکر میکنین چنین عکسی واقعا چه پیامی داره؟ و فکر میکنین چند درصد با نگاه خریدارانه عکس رو سوژه کردن؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/why-we-scorn-chadori-girls/">چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/they-are-iranian-too-and-have-election-right-like-others/">این دخترا هم ایرانی اند و به اندازه ما حق رای دارند</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-and-bihijab-women-uses/">اهمیت دافها و بی حجابها برای تبلیغات انتخاباتی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/05/this-artificial-girls/">این دخترهای مصنوعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/02/student-hijab-ut/">هتك حرمت از یك دختر دانشجو در دانشگاه تهران </a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>145</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سبک زندگی به مثابه یک رسانه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 11:58:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10962</guid>
		<description><![CDATA[* من خیلی چیزها تو ذهنم هست که بیام اینجا و بنویسم و اینقدری که با خودم میگم فکر کنم سر فرصت بنویسم، هیچوقت نمینویسم. این شد که تصمیم گرفتم وقتی با چیزی درگیری زیادی داشتم بالاخره بیام بنویسمش. فوقش ملت میان میگن اینجاش اشکال داره یا ناقصه، لزوما مطلب وبلاگی که مقاله روزنامه نیست:دی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* من خیلی چیزها تو ذهنم هست که بیام اینجا و بنویسم و اینقدری که با خودم میگم فکر کنم سر فرصت بنویسم، هیچوقت نمینویسم. این شد که تصمیم گرفتم وقتی با چیزی درگیری زیادی داشتم بالاخره بیام بنویسمش. فوقش ملت میان میگن اینجاش اشکال داره یا ناقصه، لزوما مطلب وبلاگی که مقاله روزنامه نیست:دی</p>
<p>* یه مطلبی که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده بود نوشتن درباره تاثیر محیط و یا سبک زندگی روی آدم هست. جرقه ای که باعث شد این مطلب رو بنویسم پست بسیار خوب <a href="http://epicbaz.com/?p=189">عقلانیت مونترالی</a> هستش. تو پست نویسنده زندگی شخصی به نام علی ش رو میگه که من دلم نمیاد هیچ بخشیش رو خلاصه کنم و توصیه میکنم همونجا بخونین و بعد تغییر سبک زندگیش یا به قول نویسنده تبدیل به یک شهروند خوب و مطیع شدن نتیجه عالی زیر رو میگیره:</p>
<blockquote><p>سبک زندگی به مثابه یک رسانه، عقلانیت، ارزشهای فرهنگی و گفتمان سیاسی صاحبان آن نوع سبک زندگی را به مصرف کنندگان به شکل نرم تحمیل می کند. بنابراین سبک زندگی نه تنها خنثی نیست بلکه لایه بیرونی ارزشهای فرهنگی اجتماعی و سیاسی یک جامعه رو نمایندگی می کند. هر ساختار سیاسی و حکومتی تنها زمانی می تواند به معنی واقعی کلمه متفاوت عمل کند و نقش جایگزینی خود را ایفا کند، که توانسته باشد سبک زندگی مطابق با آرمانهای خود را ابتدا تبیین و بعد محقق کرده باشد</p></blockquote>
<p>* چیزی که من میخوام بگم نقد این متن نیست فقط یک سری درددل و استثنا هست اونم فقط بخاطر خط آخر همون نوشته.<br />
یکی از چیزهایی که در طول زندگیم بارها شاهدش بودم ایدئولوژیک شدن آدمها بوده. منظورم اینجا به هیچ عنوان تغییرات ۱۸۰ درجه ای آدمها نیست ها. به هیچ عنوان هم تغییر مشی سیاسی افراد مد نظر نیست. منظورم دقیقا شدت و ضعف ایدوئولوژیک بودن آدمهاست.</p>
<p>* بذارید مثلا خودم رو مثال بزنم که تا چند سال پیش آدمی بودم با عقاید مذهبی و سیاسی معمولی که چندان اهمیتی به تبلیغ چیزی که بودم نمی دادم. (کاری به خوب یا بد بودن عقیده ندارم) منظور من اینه که آدمی رو فرض کنید که نماز و روزه اش رو میخونه و دینش کلا تو حوزه خصوصی اش هست. چندان توجهی به اخبار دنیا نداره و تو یه دنیای سطحی برای خودش زندگی میکنه مثل همه همسن و سالانش. گرایش سیاسیشم بر اساس اطرافیانش و گرایش اکثریت اونها انتخاب میکنه. و حالا شما فرض کنید همین آدم کنار فردی قرار بگیره که در زندگی ایدئولوژیک هست. نه تنها عقیده ای داره که به روشهای زیادی اجراش هم میکنه. مثلا یه دختر زنجانی دانشگاه شما که وقتی جایی زلزله میشه، یه تیم تشکیل میده میرن اونجا برای کمک. در عین حال درسش هم خوب هست، سخنران موفقی هم هس تو مناظرات قوی عمل میکنه، از نظر مذهبی هم فرد قوی ای هست به این صورت که در چیزی که قبول داره مطالعه کرده و شما هر پارادکسی که براش تعریف کنی این آدم براش جوابی داره.</p>
<p>* طبعا در مواجهه با یک محیط یا فرد قوی، یه سری دفع میشن یه سری جذب. نظر من اینه که اگه سیستم یا فردی که الگو هست قوی باشه و از نظر معیارهای روز قوی باشه، مطمئنا قدرت جذب آدمهای خاکستری بیشتری رو داره. خاکستری در اینجا افراد غیر ایدئولوژیک هستن. یعنی شما فرد رو تبدیل به کسی کنی که حرفهای تو رو بزنه و اطرافیانش رو به روشی سوق بده که تو میخوای باشن.</p>
<p>* حالا اصلا چرا اینو نوشتم؟ تنها نقد من به متن اینه که احساس میکنم جمهوری اسلامی در بازتولید گفتمان خودش (بعبارتی سبک زندگی) دچار نوعی سطحی زدگی شده. از همه خطرات موجود که بگذریم (تحریمها، تهاجم فرهنگی، فعالیت رسانه های مخالف علیه اش و &#8230;) اینها رو برای این میگم که شاید در اوایل انقلاب ما بیشتر در معرض خطرات فیزیکی بودیم تا خطرات فرهنگی. میخوام بگم با وجود همه این خطراتی که باهاش مواجه هست، اما رفتار فرهنگی و تولید سبک زندگیش به نوعی هست که گویا دچار نوعی عجله، مدیریت غیر دلسوز و بازی دلخواه تو زمین حریف شده، بعبارتی برای اینکه مخاطب رو به خودش جذب کنه، گاها همانند رقیب بازی میکنه که به زعم من اینکار خیلی خطرناکه!</p>
<p>* ما وقتی میخوایم از تاثیر سبک زندگی حرف بزنیم، طبعا برامون نسل جدید مطرح هستن. بیاین صادقانه فکر کنیم. غیر از راه حل انسداد که به نظر من راه حل موقتی هست و کلی جایگزین داره، و راه حل تولید فله ای، چقدر کار مفید تو حوزه فرهنگ انجام دادیم؟ رسانه ها، صدا و سیما، هنر، بازار کتاب توی اینها چقدر موفق بودیم؟ آیا واقعا اینا اون تاثیرگذاری مد نظر کشور رو تا الان داشتن؟ شما همین الان بخوای به یه دختر نوجوان زن از منظر اسلام رو آموزش بدی هنوز هم باید کتابهای مطهری رو معرفی کنی. ما هنوزم تو تولید الگویی که بتونه همون حرفها رو به زبان روز بازتولید کنه، دچار مشکل هستیم. نه اینکه اصلا نباشه، دچار نوعی سطحی شدن و حتی فراموشی شدیم تو این مورد.<br />
من با نویسنده کاملا موافقم. سبک زندگی، سیستم و محیط تاثیر خیلی زیادی روی چیزی که فرد تبدیل خواهد شد، میذاره، فقط و فقط به شرطی که فاکتورهای تاثیرگذاری و اقناع فرد رو داشته باشن. البته فکر میکنم منظور نویسنده این باشه که اگه علی ش ایران بود، طبعا مواد فرهنگی بیشتری در اختیارش بود تا تبدیل به یه آدم روزمره خنثی نشه که در این مورد بحثی نیست.</p>
<p>* <strong>پانوشتها</strong>:<br />
<strong> ۱-</strong> متن رو از زبان کسی بخونید که چندان پیگیر برنامه های صدا و سیما نیست و نمیدونه آیا اخیرا کار محتوایی قوی انجام شده یا نه؟<br />
<strong> ۲-</strong> بازم متن رو از زبان کسی بخونید که با انسداد رسانه ها مخالفه و معتقده باید فضای رسانه ای باز باشه و قابل نقد (غیر از معدودی که هرکاری کنی بازم غرب براشون عزیزه!)<br />
<strong>۳-</strong> هرنوع تقطیع و دستکاری در متن و استفاده از این مطلب در<a href="zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/"> رسانه های راصد </a>حرام است.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/">من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/">رد شدن از خطوط قرمز</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/heterogeneous-belt/">آن کمربند ناهمگون!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/09/lifestyle-as-a-medi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Nov 2011 08:37:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[انسانیت]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[درددل]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سایت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10939</guid>
		<description><![CDATA[* یه چند روزی هست که تو جمع اقوام قرار گرفتم و به قول معروف از دنیای مجازی کنده شدم و دارم تو دنیای حقیقی زندگی میکنم. دنیایی که آدمهاش به زعم من نسبت به وقایع و بیرحمیهای دوروبرشون خیلی حساستر از ما هستن و احساساتشون غیر اغراق-آمیز و به قول معروف واقعیه. * یه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه چند روزی هست که تو جمع اقوام قرار گرفتم و به قول معروف از دنیای مجازی کنده شدم و دارم تو دنیای حقیقی زندگی میکنم. دنیایی که آدمهاش به زعم من نسبت به وقایع و بیرحمیهای دوروبرشون خیلی حساستر از ما هستن و احساساتشون غیر اغراق-آمیز و به قول معروف واقعیه.</p>
<p>* یه زمانی خیلی دلم برای همکلاسیهام تنگ میشد. چه همکلاسی های دانشگاه و چه همکلاسی های دبیرستان. منظورم مقاطعیه که به وضع فعلیمون نزدیکن. بعد نمیدونین که، گاهی اوقات ساعتها می نشستم گریه میکردم. نمونه اش همین پست <a href="http://zahra-hb.com/1388/02/where-are-you-girls/">کجائید دخترا؟ </a>شما نمیدونین که اونروز که اون پست رو نوشتم چقدر حالم بد بود. اعتراف میکنم بعضی روزها از اینکه دیگه جمعمون مثل گذشته نبود، بدجوری غصه میخوردم. ناراحت میشدم که چرا نرفتم برای دکترا بخونم که بازم تو این دانشگاه اون دانشگاه ببینمشون.</p>
<p>* بعدها دیگه خیلی کم اینطوری شدم. منظورم از بعدها زمانیه که عضو فیس بوک شدم. اونجا راحت همه همدیگه رو اد کردیم و من میدیدم که فلانی ازدواج کرده، عکسهای ازدواجش بود. فلانی با فلانی رابطه داره و عکساشون بود. بیساری بچه دار شده، عکسهای تولد بچه اش بود، فلانی در فلان دانشگاه پذیرش گرفته، آلبوم عکس فارغ التحصیلی مون بود و روی دیوارها می دیدی که وضعیتشون چیه، دارن چیکار میکنن، احساسشون چیه و &#8230; اینطوری که آدم از آدمها خبردار میشه و همینکه فکر میکنه وضعشون خوبه، یه کم حالش بهتر میشه.</p>
<p>* تا اینکه یه زمانی با یکی از دخترا حرف زدم. منظورم همین دختره است که <a href="http://zahra-hb.com/1389/12/its-happen-but/">سارا این بلا رو سرش آورد</a>. اینم تو فیس بوکش همینطوری بود. تا زمانی که بعد ۲-۳ ماه فیس بوکش رو پاک کرد و وقتی توی چت ازش پرسیدم که چی شده، برام نوشت که خیلی وقت بود با شوهرش مشکل داشته، اون ۲ پهلو حرف زدنهاشم برای همین بود و اصلا اینکه الان دیگه از شوهرش جدا شده و اون عکسها و خاطرات و کامنتها تو فیس بوک اذیتش میکرده و برای همین پاکش کرد. اونروز بارها انگار یکی یه پارچ آب سرد ریخته باشه پشتم، هی فکر میکردم اوه چقدر با این بیچاره شوخی میکردیم، غافل از اینکه دیگه چیزی بینشون نیست و &#8230;</p>
<p>* اومدم بیام همینو بگم که ما تو دنیای مجازی همیشه با برشی از زندگی آدمها مواجه هستیم و بسته به عرفی که شخص خبر دهنده رعایت میکنه، همیشه/اغلب در معرض یه نوع قضاوت برشی از اون قضیه هستیم. اینکه در مورد آدمها و روابطشونه خیلی ساده است. خیلی از مواقع اگه هوشمندی به خرج بدی ممکنه از این یکسویه نگری و یا نگاه برشی در بیای و فکر کنی که پیچیدگی بیشتر از اینه اما در یه سری مواقع اینطور نیست و به تدریج در مورد اونها بی تفاوت و یا شایدم بیرحم میشیم. دیدین وقتی کسی زیاد عاشقه طوریکه مجنونه، اغلب میگن عشقش به همون سرعت فروکش میکنه و واقعا می بینید بعد از مدتی که فروکش میکنه؟ بیاد بیارید که در سالهای قبل به طور مثال برای اعدام دلارام چه حجم مطلب در وبلاگستان تولید شد؟ و در نظر بگیرید از ابتدای امسال چند اعدام در کشور انجام شده و چه تعداد متن/فید/واکنش تولید شده؟ حکایت فضای مجازی همینه که بازخوردها روند منطقی رو به ازای وقایع ندارن و بعد از مدتی که از مد میفتن، بکل فراموش میشن.</p>
<p>* فرض کنید من کسی هستم که اخبار به روز رو تا جایی که مورد علاقه ام هست شر میکنم. طبعا نگاه هر شخص به اخبار تا حد زیادی خود-کالتی هست. خیلی خیلی نادر هستن و یا وجود ندارن کسانی که بیطرفانه منتشرش میکنن. بنابراین در مورد حوادث ولو منفی یا مثبت، غالبا میدونیم شیوه انتشارمون چیه و یا حتی میدونیم آیا این خبر مورد توجه فلانی و بیساری خواهد بود یا نه؟ گاهی اوقات حتی ته دلمون میگیم: الان میدونم اینو چقدر با آب و تاب میگن یا شلوغش میکنن. همین ها به نظرم باعث یک نوع بی تفاوتی نسبت به وقایع منفی میشه. شما میدونی که واکنشها در اینجا اغلب منفعت-گرایانه ست، که چون فلانی منفعت (نه لزوما مادی) از این موضوع میبره روش مانور میده و میدونی که بیساری هم چون منفعت (نه لزوما مادی) از فلان موضوع نمیبره، بهش اهمیت نمیده. بیشتر نوعی ذوق زدگی از انتشار و حتی وقوع یک واقعه منفی در یک کالت می بینین و در سمت مقابل هم سرخوردگی و نه انتقاد سازنده. حتی حتی به نظر من کسانی که بیشتر دنبال اخبار منفی میرن برای اینکه به جهت اونچه که آگاهی یا اطلاعرسانی نامیده میشه، منتشرش کنن، هم دچار این نوع بی تفاوتی میشن البته اگه بیرحم نشده باشن!</p>
<p>* مدتها بود میخواستم درباره این بنویسم که چقدر بازتاب اغراق آمیز و یا زیاد یک واقعه منفی میتونه نقش عکس ایفا کنه. اصلا شاید برای همینه که انتقاد یک حزب اللهی از اصولگراها و یا انتقاد یک سبز از اصلاح طلبها باعث انعکاس بیشتر اون مطلب در دل مخالفینشون میشه. جدای از تاثیرگذارتر بودن مهمترین دلیلش همینه که فکر میکنیم با نوعی دیگه واکنش مواجه شدیم، بعبارتی نگاهی نو و یا عکس العمل غیرقابل انتظار. بگذریم که متاسفانه سایتهای چیپی مثل دیگربان با تیترزنی ها و برشهای ناجوانمردانه مطالب انتقادی و یا دست بردن جهت دار توی اونها، باعث شدن در این سمت خود-انتقادی کمتر بشه. بارها دیدم که میگن دلمون میخواد درباره فلان چیز بنویسیم اما از ترس سوء استفاده اینجور سایتها نمینویسیم، از دردسرهایی که اینجور سایتها برای برخی افراد درست کردن بگذریم! بعلاوه من فکر میکنم اینجور سایتها یک نوع فست فود سیاسی هستن. فرد شاید باید در برخی مطالب تعمق کنه از اونچه که نویسنده مد نظر داشته، ولی با یک تیتر تحریک آمیز و ذوق کنانه و یا یک مقدمه &#8220;بیا اینو بپذیر که منظور نویسنده این بوده&#8221; مواجه میشه که نه تنها اصل مطلب از بین میره که در حد یک کل کل بعد از مسابقه فوتبال و یک مطلب برای دلخوشکنکی تقلیل پیدا میکنه.</p>
<p>* خلاصه کارکرد خیلی از اخبار و حتی انتقادات با اغراق هایی که اینجا هست، از بین رفته. نه تنها در منِ نوعی با این طرز تفکری که می بینید، من فکر میکنم در سمت و سوی مخالف هم این بی تفاوتی و تنازل بحث ها به کل کل های فوتبالی مانند، بیداد میکنه، چیزی که کارکرد موقتی داره و فقط در لحظه فرد رو پیروز میدان میکنه، اونوقت دیگه نگاه فرد نگاهی تحلیلی و دراز مدت نخواهد بود.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/outside-world/">دنیای بیرون از اینجا!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/internet-addicts-get-first-us-treatment-clinic/">راه اندازی اولین کلینیک ترک اعتیاد اینترنت در آمریکا</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آدم های قابل پیش بینی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Apr 2011 21:08:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خشم زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[دوست]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10567</guid>
		<description><![CDATA[* یکی از بدیها (شایدم بدیهیات) فضای مجازی اینه که آدم یه مدت که توش باشه، حساب کار دستش میاد. منظورم این نیست که مثلا همه رو میتونه کنترل کنه ها نه، منظورم اینه که دیگه رویه، و سلایق و از همه مهمتر اینکه واکنشهای بقیه دستش میاد و اینطوریه که بعد از یه مدت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یکی از بدیها (شایدم بدیهیات) فضای مجازی اینه که آدم یه مدت که توش باشه، حساب کار دستش میاد. منظورم این نیست که مثلا همه رو میتونه کنترل کنه ها نه، منظورم اینه که دیگه رویه، و سلایق و از همه مهمتر اینکه واکنشهای بقیه دستش میاد و اینطوریه که بعد از یه مدت همه چیز برای آدم بیش از حد تکراری و بدیهی میاد.</p>
<p>* مثال بزنم؟ فرض کنید الان پشتیبانی از کتاب جعفرخان به فرنگ می رود، روی مد باشه، (و هرچند که مثلا محتوای کتاب ربط نداشته باشه ولی یک هو جناحی هم بشه) فارغ از واکنشهای مسلمی مثل صفحات فیس بوکی و فرندفیدی و بالاترینی و دعوت به مشارکت در اونها و دیدن ثابت و لاانکار لیست دوستانتون در اونها، برای شما راحت قابل پیش بینی میشه که چه افرادی باهاش مخالف یا موافقن و حتی حدودا در وبلاگها، وب سایتها یا شبکه هاشون چه مینویسن؟ در اغلب مواقع محاله وبلاگنویسان معروفی که میشناسید وظیفه خودشان ندونن که به این فضا بپیوندند. مثلا شبدر خان که وبلاگنویس معروفی هم هست، حتما و حتما یک پست خواهد نوشت که وای کتاب جعفرخان به فرنگ میرود چقدر بینظیره و از خوندنش تحت تاثیر قرار گرفته. یعنی آرزو به دلم موند که یکسری از این لیدرها یا ابر-شخصیتهای فضای مجازی با یه دونه از این نوع مواردی که مد میشن، محض رضای خدا مخالف باشن (منظور علاقه به کتاب جعفرخان به فرنگ می رود نیست ها، منظور این جو هست)</p>
<p>* حالا از این جالبتر اینکه اگه حوصله این مدل واکنشها رو نداشته باشی، باید جواب دوست و آشنا رو هم بدی، مثلا فلان هم دانشگاهیت تو رو به cause حمایت از کتاب جعفرخان به فرنگ می رود، دعوت میکنه و وقتی عضو نمیشی، در کمال تعجب زیر سوالت میبره و این حتی ممکنه باعث بشه فلان همکلاسیت کل رفتارت رو بررسی کنه و به این نتیجه برسه که داری شبیه مزدورها و کودت.اچی ها و حالا خوب طرف نمیخواد مستقیم بگه ولی خوب بیشرفها! رفتار میکنی.<br />
فکر کن همین چند روز پیش یکی از دوستان مطلب یه وبلاگنویس معروفی که شجریان رو نماد هنر و مردانگی و شجاعت (و حالا دقیقا عین صفات متعالی رو یادم نیست) به من نشون داد و گفتم که سلیقه ایه، من اصلا از شجریان خوشم نمیاد، نمیدونین چه دعوایی شد، آخرش گفتم بابا من اصلا نمیتونم با موسیقی سنتی ارتباط برقرار کنم این مشکل شجربان و ناظری و الخ و بلخ نیست!</p>
<p>* جدا چرا همه تون اینقدر شبیه همید؟ آقا یکی تون بیاین بگین از این کتاب جعفرخان به فرنگ می رود خوشتون نیومده. یعنی همه بلا استثنا یکطوری می اندیشید و سلیقه هاتون دقیقا عین همه؟ چرا همه تون بد آمدنها و خوش آمدنهاتون کالتی هست؟ مثلا یکی تون از همین معروفها بیاد در صفحه اش بنویسه، از جعفرخان به فرنگ می رود خوشش نیومده و یه کتاب معمولی بوده، چه اتفاقی بر سر آرمانها و شرافت در جهان خلقت می افته دقیقا؟!</p>
<p>* به نظر من چشم و هم چشمی و تمایل به دیده شدن و همراه جماعت بودن در دنیای مجازی به مراتب بیشتر از دنیای واقعی هست، در دنیای واقعی شما ممکنه در حد یک مکالمه از دوستت بپرسی کتاب جعفرخان به فرنگ می رود رو خونده یا نه و نظرش چی بوده و تمام، اینطوری نیست که دوستت مجبور باشه همیشه کتاب رو همراش داشته باشه که ببینی ای ول اینم آدم کوووولیه و باماست، ولی در دنیای مجازی اینطوری نیست، مطالب وبلاگی شما، صفحات پیوست شده شما، فیدهای شما، توئیتهای شما و علایق شما در پروفایل تون دیده میشه و این میشه که افراد تمایل بیشتری به من در شمار بیشتری هستم و علایق جذابتری دارم، قرار دارن، برای همین متاسفانه از اینجور رویه ها اجتنابی نیست. معروفترها هم که میدونن بیشتر توی چشم هستن و بنابراین هیچگاه نباید از الگو اسوه بودن، بیان پائین.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/discretion-of-true-to-false/">فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>30</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Mar 2011 17:59:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه بهترین وبلاگهای فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10511</guid>
		<description><![CDATA[* خوب حتما میدونین که بالاخره نامزدهای مسابقه وبلاگی دویچه وله معرفی شدن. یادمه چند وقت پیش وقتی که من تو گودر نوشتم اصولا سیستم این مسابقه دورهمی هست، آقای کمانگیر برام کامنت گذاشتن که حرف میزنیم. حالا فکر کنم وقتشه که کمی واقعا حرف بزنیم. من کاری به بقیه بخشهای این مسابقه ندارم ولی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خوب حتما میدونین که بالاخره <a href="http://thebobs.dw-world.de/en/nominations/?cat=11">نامزدهای مسابقه وبلاگی دویچه وله</a> معرفی شدن. یادمه چند وقت پیش وقتی که من تو گودر نوشتم اصولا سیستم این مسابقه دورهمی هست، آقای کمانگیر برام کامنت گذاشتن که حرف میزنیم. حالا فکر کنم وقتشه که کمی واقعا حرف بزنیم. من کاری به بقیه بخشهای این مسابقه ندارم ولی بخش بسیار جالب جایزه ویژه حقوق بشر به شدت توجه منو جلب کرد. در این بخش وبسایت توانا کاندید معرفی شده که احتمالا سابق بر این <a href="http://hatefkhaledi2.persiangig.com/image/balaftarin.jpg">تبلیغش رو در بالاترین</a> دیده بودید (عکس از <a href="http://kharchangzadeh.com/?p=4199">اینجا</a>)</p>
<p>* حالا سری به این سایت که خودش رو آموزشکده الکترونیکی برای جامعه مدنی ایران نامیده میزنیم. در بخش <a href="http://www.tavaana.org/about.jsp">درباره ما</a> خوشبختانه همه چیز صادقانه اومده ولی با پارادکس توجه شما رو به بخشی که قرمز کردم جلب میکنم. یعنی در بالای توضیحات نوشته همکاری با سازمانهای غیر دولتی مثل خانه آزادی! و در بخش پائینی نوشته بودجه اش رو وزارت خارجه آمریکا تامین میکنه:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://zahrahb.persiangig.com/image/tavana2.jpg" alt="" width="532" height="77" /></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://zahrahb.persiangig.com/image/tavaana1.jpg" alt="" width="542" height="78" /></p>
<p>* همانطور که میدونین خانه آزادی قبلا یه سایتی داشت به اسم <a href="http://gozaar.org/">گذار </a>که متعلق به تیم محسن سازگارا بود، این وب سایت بعد از مدتی فعالیتش رو متوقف کرد و بجاش این سایت توانا اومده و همه عواملشم همون عوامل گذار هستن. بعبارتی دیگر آرش کمانگیر که خودشم با خانه آزادی همکاری میکنه، در بخش جایزه ویژه حقوق بشر! سایتی رو معرفی کرده که متعلق به تیم سازگارا هست و بودجه مالیشم داره از طرف وزارت خارجه آمریکا پرداخت میشه. انشاءالله که مبارکه. راستی در بخش <a href="http://www.tavaana.org/casestudies.jsp">تجربه ها</a> میتونین انواع و اقسام انقلابات بدون خشونت! <a href="http://tavaana.org/viewcasestudy.jsp?restrictids=nu_repeatitemid&amp;restrictvalues=2071502000341267127938356">حتی مخملی </a>رو ببینید. ضمنا یه صفحه ای هم داره که <a href="http://www.tavaana.org/video.jsp">مصاحبه هایی </a>شده با پیشگامان فعالیت سیاسی و اجتماعی در جهان که در بخش گفتگوها میتونین بخونین. الحمدالله جمع همه فعالین حقوق بشری ایران جمعه:) محسن سازگارا، فریبا داوودی مهاجر، آرشام پارسی و حتی نیک آهنگ کوثر!!</p>
<p>* راستی گفتم بالاترین؟ کجای کارید که بالاترین هم کاندید شده. کاندید گروه بهترین استفاده از فن‌آوری برای فعالیت اجتماعی:) و اصلا هیچکدام از اینها به رابطه مهدی یحیی نژاد و کمانگیر و دویچه وله و اینها ربطی نداره و کاملا اتفاقیه. واقعا چه کسی میتونه منکر بشه که بالاترین چه تاثیر شگرفی بر فعالیت اجتماعی در ایران نداشته؟!</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/84-rafsanjani-88-ahmadinejad/">سال 84 رفسنجانی، سال 88 احمدی نژاد!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/12/briefly-about-the-recent-events-in-cyberspace/">به طور خلاصه درباره وقایع اخیر فضای مجازی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/cleaning-the-internet/">تفکیک اینترنت پاک از ناپاک؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/source-of-analysis-internet-or-society/">منبع تحلیل: اینترنت یا متن جامعه؟!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

