<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زهرا &#187; جالب انگیزناک</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/category/attractive/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 11 Feb 2012 14:56:09 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>احساس کردم باید یه چیز زیبا رو داغون کنم</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/11/fight-club/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/11/fight-club/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 15:01:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11069</guid>
		<description><![CDATA[* اولش میخواستم این پست رو اینطوری شروع کنم: «یه فیلمی امروز دیدم به اسم فایت کلاب...» و بعدا که رفتم سرچ کنم و بهش لینک بدم دیدم فیلم بسیار شناخته شده و معروف و پر جایزه ای هست بنابراین منطقا باید بنویسم: بالاخره امروز فایت کلاب رو دیدم. بگذریم، فیلم ساخت ۱۹۹۹ هست و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* اولش میخواستم این پست رو اینطوری شروع کنم: «یه فیلمی امروز دیدم به اسم <a href="http://www.imdb.com/title/tt0137523/">فایت کلاب.</a>..» و بعدا که رفتم سرچ کنم و بهش لینک بدم دیدم فیلم بسیار شناخته شده و معروف و پر جایزه ای هست بنابراین منطقا باید بنویسم: بالاخره امروز فایت کلاب رو دیدم. بگذریم، فیلم ساخت ۱۹۹۹ هست و از اونجائیکه بسیار خوش ساخت و معروف هست، قاعدتا اکثر شما باید تا الان دیده باشید و اینکه من الان ندیدم اصلا چیز عجیبی نیست چون کلا از نظر فیلم بینی از همه دنیا عقبم:دی خلاصه این فیلم به نظر من در زمره فیلمهای خیلی خوب هست.</p>
<p>* بگذریم از ظهر که فیلمه رو دیدم دارم به آدمی که شخصیت اول فیلم تو ذهنش ساخته بود فکر میکنم. یا بعبارتی آدمی که شخصیت اول فیلم گاهی بهش تبدیل میشد. ممکنه بار اول که آدم فیلم رو ببینه با خودش فکر کنه این یک آدم دیگه از خود سازی در ذهن و عمل کردن به صورت اون تا به این حد اغراق آمیز (یعنی طوری که فرد متوجه نشه این خودش بوده) هیچوقت اتفاق نمی افته. به نظر منم نمی افته ولی در حد خفیفش چرا.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://hilobrow.com/wp-content/uploads/2011/10/fc_end.jpg" alt="فایت کلاب" width="399" height="224" /></p>
<p>* خیلی از مواقع ما آدمها مختلفی درون خودمون داریم. قبلا نوشته بودم درباره <a href="http://zahra-hb.com/1387/08/the-girls-my-inside/">زنهای درون خودم </a>(یعنی من این فیلمو ندیده بودم این پستو نوشتم ها:دی) من فکر میکنم همه آدمها کم و بیش آدمی درون خودشون دارن که در ناخودآگاه ازش فرمان میبرن. مثلا تصور کنید وقتی دارید برای صحبت کردن در مورد یه مسئله ای توی جمع با خودتون کلنجار میرید یا گاهی اوقات که خیال می کنید من الان میرم بالا و اینها رو میگم و اینجوری خوب میشه که خوب این کلنجاره اغلب نتیجه ای هم نداره وشما بالا نمی رید و حرف نمی زنید یا اگه میرید حرف میزنید چیزی نمیشه که تو ذهنتون بود.</p>
<p>* ممکنه  خیلی به دستورات اون آدم ناخودآگاه توجه کنید ولی دقیقا همون نشید، اما حتما ازش فرمان-بری داریم و یه جورهایی فکر می کنیم اون آدمه از ما قویتر هست و شایدم خیلی دوست داریم مثل اون باشیم، جالب اینجاست که این آدمه در همه زمینه ها قوی هست و در ذهن ما اینطوری هست که همه ازش فرمان میبرن و تسلیمشم هستن:) همیشه هم اون آدم رو از نظر معیارهای ظاهری و روحی بالاتر از خودمون تصور می کنیم (تو فیلم هم اینطوریه)</p>
<p>* حالا خوب من فیلم رو به آدم درون تقلیل دادم اما فیلم مفاهیم عمیقتری از اینهام داره. فیلم یک فیلم ضد مصرف گرایی هست، فیلمی هست برای آدمهایی که همه چیزشون رو از دست دادن و فکر میکنن به آخر خط رسیدن. فیلم کلا ضد مدرنیت و جنبه های ظاهری مدرنیت هست. شما وقتی وارد خونه تایلر داردن میشی، کم کم از همه وسایل مدرن فاصله میگیری. خلاصه برای آدم ضد مدرنی مثل من فیلم خیلی خوب بود (البته که تایلر داردن اواخر فیلم یه آنارشیست خطرناک میشه و خوب تا اون حد ضدیت رو هم باید کنترل کرد).</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/01/our-series-their-series/">سریال های ما و سریال های اونها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/10/the-butterfly-effect-movie/">فیلم اثر پروانه ای</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/07/a-big-secret-movie/">یک راز بزرگ</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/princess-soltaneh-book/">شاهزاده خانوم سلطانه</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/care-practice/">تمرین مراقبت</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/11/fight-club/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسلمانی برای یک ماه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/03/muslim-for-a-month/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/03/muslim-for-a-month/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Jun 2011 07:53:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10695</guid>
		<description><![CDATA[* یک بنیادی در ترکیه به نام Muslim for a Month وجود داره که توسط توسط فعالان صلح و علمای اسلامی استانبول یه برنامه یک ماهه اجرا می کنه برای غیر مسلمانها که بیان و شرکت کنن و برای یک ماه تمرین مسلمانی کنن. در طول این ماه فرایضی مثل نماز و روزه و سایر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یک بنیادی در ترکیه به نام <a href="http://www.muslimforamonth.com/about/about-muslim-for-a-month.html">Muslim for a Month</a> وجود داره که توسط توسط فعالان صلح و علمای اسلامی استانبول یه ب<a href="http://www.muslimforamonth.com/programs.html">رنامه یک ماهه </a>اجرا می کنه برای غیر مسلمانها که بیان و شرکت کنن و برای یک ماه تمرین مسلمانی کنن. در طول این ماه فرایضی مثل نماز و روزه و سایر فرایض اسلام رو بهشون یاد میدن و اونا رو تو برنامه های جمعی مسلمونها شرکت میدن. در طول این یک ماه شرکت کنندگان از خوردن الکل و گوشت خوک و به طور کلی خوراکیهای حرام منع میشن ولی سیگار کشیدن آزاده.<br />
این بنیاد گفته که هدفشون از بین بردن شکاف بین مسلمونها و غرب هست و همینطور معرفی اسلام به دنیای بیرون.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://images.alarabiya.net/4b/b6/640x392_70045_152908.jpg" alt="" width="294" height="176" /></p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR2kw22kaP1fpjQPkjNbdJZDkLhawPu1OVsuIPu7ZWPiTi2DI2B" alt="" /><img src="http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTSz1JPpdDjZTIOe6xq93Ybi1Hx1XZbyqSpLBp2T4Ctq9vRee-V" alt="" width="113" height="108" /></p>
<p>* پانوشت: این <a href="http://www.facebook.com/MuslimforaMonth?sk=wall">صفحه فیس بوک این بنیاد</a> هست. حتما <a href="http://www.facebook.com/MuslimforaMonth?sk=photos">عکسها </a>و برنامه هاشون رو ببینید که بیشتر درباره نوع آموزششون توضیح دادن. جدای از هر چیزی، به نظر من ایده شون خیلی خیلی جالب بود و حتی میشه تو سایر زمینه ها هم اجرا کرد که یه مفهوم رو به شکلی که هست و کاملا داوطلبانه به افراد دیگه آموزش داد :)</p>
<p>* <a href="http://www.guardian.co.uk/travel/2011/apr/21/muslim-for-month-istanbul-turkey">توضیحات بیشتر</a></p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/about-burning-quran/">جمهوری اسلامی در قرن 21 کتاب سوزی راه انداخته است</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/06/the-poor-islam-and-muslims/">این اسلام و مسلمانان بیچاره!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/princess-soltaneh-book/">شاهزاده خانوم سلطانه</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/07/gold-and-copper-movi/">از کیمیای مهر تو زر گشت روی من</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/fast-food-religion/">دین به مثابه فست فود!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/03/muslim-for-a-month/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تو ایران چند نفر هم اسم شما هستند؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/02/how-many-people-in-iran-have-your-name/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/02/how-many-people-in-iran-have-your-name/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 May 2011 12:08:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[سایت]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[وبگردی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10654</guid>
		<description><![CDATA[* این قسمت سایت ثبت احوال خیلی جالب بود. یک کار جالبی که سایت ثبت احوال کشور کرده اینه که به شما میگه چند نفر هم اسم شما در ایران وجود داره، وارد این لینک که که شدید اسم خودتون رو وارد کنید و بعد اینتر بزنید. نتیجه ای که میاد اولا معنی اسمتون رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* <a href="http://www.sabteahval.ir/Default.aspx?tabid=65">این قسمت سایت ثبت احوال</a> خیلی جالب بود. یک کار جالبی که سایت ثبت احوال کشور کرده اینه که به شما میگه چند نفر هم اسم شما در ایران وجود داره، وارد <a href="http://www.sabteahval.ir/Default.aspx?tabid=65">این لینک</a> که که شدید اسم خودتون رو وارد کنید و بعد اینتر بزنید. نتیجه ای که میاد اولا معنی اسمتون رو میگه و دوما اینکه چند نفر با اسم شما در ایران وجود دارند.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset0/NameDic.gif" alt="" width="411" height="159" /></p>
<p>* مثلا برای اسم خودم &#8220;زهرا&#8221; نتایج اینها اومد:</p>
<p>(عربی) ۱- (در قدیم) روشن و درخشان؛ ۲- (اَعلام) از لقبهای حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر اسلام(ص). + ( فاطمه.</p>
<p>و فراوانی:۲۶۴۵۵۸۶ نفره.</p>
<p>* خیلی جالب بود. یعنی در ایران بالای ۲ میلیون و ششصد هزار نفر اسمشون زهرا هست. این یعنی اینکه اگه جمعیت ایران رو ۷۰ میلیون نفر فرض کنیم، تقریبا از هر ۷ نفر، یه نفر اسمشون زهرا هست:) جالبه که فراوانی فاطمه از زهرا بیشتر بود (بالای سه میلیون و هشتصد)</p>
<p>* راستی اون کیبردی که هست، اگه روی یه حرفش کلیک کنین، تمامی اسامی موجودی که با اون حرف شروع میشن رو براتون میاره، اگه اسمتون معنی داره و در آمار نیست رو هم میتونین از همینجا وارد کنین (معنیش رو)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/deep-web/">وب نامرئی یا اینترنت ژرف چیست؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/15-fantastic-firsts-on-the-internet/">15 مورد از برجسته ترین اولین های اینترنت </a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/internet-2009-in-numbers/">اینترنت در سال 2009، به روایت اعداد</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/rarely-seen-steve-jobs/">عکسهایی از استیو جابز که کمتر دیده ایم</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/02/how-many-people-in-iran-have-your-name/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>49</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دست بالای دست بسیار است! :)</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/02/the-very-top-is-available/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/02/the-very-top-is-available/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 May 2011 18:26:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[روابط]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[پسر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10615</guid>
		<description><![CDATA[* برادر یکی از دوستای من از این پسرهاست که اعتماد به نفسشون سر به فلک میزنه و طبعا احساس دخترکشی بالایی هم دارن. بعد این هرچی که داره عملا دوست دخترهای متنوعش براش خریدن، از گوشیهای مختلف تا نت بوک و انواع لباس و ادکلن و غیره. یعنی اینها رو دروغ نمیگه ها. خواهرش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* برادر یکی از دوستای من از این پسرهاست که اعتماد به نفسشون سر به فلک میزنه و طبعا احساس دخترکشی بالایی هم دارن. بعد این هرچی که داره عملا دوست دخترهای متنوعش براش خریدن، از گوشیهای مختلف تا نت بوک و انواع لباس و ادکلن و غیره. یعنی اینها رو دروغ نمیگه ها. خواهرش قسم میخوره که لپتاپشو یکی از همین دخترها براش خریده. حالا خوب تا یه حدی هست ولی این خیلی دیگه اغراق میکنه و کلا باعث شده یه جوری نگاهش به دخترها تحقیرآمیز هم باشه. مثلا نمیشه توی جمعی باشه و از به اصطلاح مخ زنی ها و تیغ زنی هاش! چیزی نگه و اینکه دخترها وقتی عاشق ایشون میشن چقدر راحت &#8220;خر&#8221; میشن و &#8230;</p>
<p>* حدود ۴ ماه پیش تو الهیه با یه دختری آشنا شده بود که دختره بهش گفته بود که از خونواده پولداری هست و الخ. و اتفاقا کلی براش هدیه و اینها هم خریده بود، نمونه اش گالکسی تب و کلی لباس و عطرهای گرون قیمت. حالا این گاهی اوقات که خسته بوده، یا مست بوده، ماشین رو میداده دوست دختره برونه.</p>
<p>* حدودا ۲ ماه پیش بود که خواهرش گفت که برادرش گفته یه شب که داشته با دختره از مهمونی می اومده، خیلی مست کرده بوده و اینها، دختره میگه بذار من پشت فرمون بشینم، اینم قبول میکنه. تا یه جایی میرسن که دختره میگه سیگارش تموم شده و برو سیگار بخر برام، من میرم یه ذره جلوتر اینجا جای بدیه برای پارک و تو تاریکی دید نداره میترسم از پشت بهمون بزنن. حرکت کردن پسره به سمت دکه همانا و پا روی گاز گذاشتن دختره همان! اینم چون فکر میکرده، حالا داره میره چند ۱۰ متر جلوتر پارک کنه به روی خودش نیاورده. بعد ۵ دقیقه که میاد میبینه ای بابا ماشینش نیست و دختره هم نیست!</p>
<p>* بعد دختره یه ساعت بعد، بهش زنگ و اس ام اس میزنه که خنگول میخواستم بترسونمت، عزیزم. فردا بیا ماشین رو بگیر. همین طوری چند روز اینرو سرکار میذاره که امروز حالش بده و نمیتونه بیاد، فردا اینجا طرحه و نمیتونه بیاد و&#8230; و بعد گوشی خاموش!:) اینهم میبینه ای بابا اینطوری به ماشینش نمیرسه، از دختره هم خبری نیست، تازه بعد ۴ روز گزارش سرقت میده به پلیس.</p>
<p>* خلاصه تحقیقات پلیس شروع میشه و اینها خودشونم کلی جستجو میکنن، به نتیجه نمیرسن. تا اینکه همین یک هفته پیش، بهشون میگن که مدارک ماشینشون یه جایی توی شهرستان طبس پیدا شده. اینام میرن دنبالش و بعد کلی بدبختی، میدونین ماشین رو کجا پیدا میکنن؟ بله، تو وسایل ضبط شده از قاچاقچی ها! ظاهرا یه گروه از قاچاقچی ها رو که گرفته بودن، اموالشون رو ضبط کردن و ماشیناشونم تو پارکینگ بوده، ماشین اینام در حالیکه یه پلاک دیگه داشت اونجا پیدا میشه. جالبتریش اینکه یکی از قاچاقچی ها اعتراف میکنه که دختره یکی از اقوامشون هست و کلا کارش همینه، یعنی جور کردن وسایل نقلیه از این طریق برای امور دزدی و قاچاق، چون اینها احتیاج داشتن که مدام ماشین عوض کنن، تا تحت تعقیب نباشن.</p>
<p>* خلاصه گفتم که حواستون باشه :D</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/12/its-happen-but/">آری شود، ولیک ...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/can-i-talk-to-you/">ببخشید خانم میشه چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/you-should-talk-to-me-now/">تو الان باید با من حرف بزنی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/to-restor-to-life-the-girl/">چطور میشه این دختر رو به زندگی برگردوند؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/such-a-perso/">اینطور آدمیم من! :)</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/02/the-very-top-is-available/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>37</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سبد کتاب در اتوبوس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/02/book-bag-on-the-bus/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/02/book-bag-on-the-bus/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Apr 2011 12:48:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10605</guid>
		<description><![CDATA[* چند روز پیش سوار اتوبوس هفت تیر بودم. قسمت خانمها نسبتا خلوت بود و حوصله ام سر رفته بود. دیگه این بازی موبایلم هم تو گوشیم نیست که ۲۴ ساعته بشینم باهاش بازی کنم. دنبال راهی میگشتم که تو این ترافیک خودم رو مشغول کنم که چشمم افتاد به این سبد کتاب توی اتوبوس. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* چند روز پیش سوار اتوبوس هفت تیر بودم. قسمت خانمها نسبتا خلوت بود و حوصله ام سر رفته بود. دیگه <a href="http://zahra-hb.com/1388/11/you-should-talk-to-me-now/">این بازی موبایلم </a>هم تو گوشیم نیست که ۲۴ ساعته بشینم باهاش بازی کنم. دنبال راهی میگشتم که تو این ترافیک خودم رو مشغول کنم که چشمم افتاد به این سبد کتاب توی اتوبوس. توش کتابهای زیادی نبود، و البته کتابهای کوچکی هم بودن، اگه دقت کنین خود سبدش هم کوچیک هست. مثلا کتاب داستان و راستان مطهری بود و یه کتاب دیگه که برای بچه ها بود و اسمش رو الان یادم نیست.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.pardissoft.com/BlogImages/SabadKetabeShahr2.jpg" alt="" /></p>
<p>* کتابها اکثرا پاره و پوره شدن بودن و مشخص بود ملت خیلی در نگهداریشون دقت نکردن، شایدم تو شلوغی و جمعیت افتادن بودن زیرپا و له شده بودن. اما به هرحال به نظرم این طرح خوبی اومد. من اولش فکر کردم جدیده، بعدا که اومدم خونه سرچ کردم دیدم این طرح قدیمیه. یعنی مربوط به سال ۸۵ و اینها مشه، ولی خوب من تازه دیدم چون خیلی از وسایل نقلیه عمومی استفاده نمیکنم، حداقل در ساعتی استفاده نکردم که اتوبوس خلوت باشه و چشمم به این سبدها افتاده باشه.</p>
<p>* <a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=419443">اینطوری که خبرگزاری مهر نوشته</a> این طرح مال شهرداری تهران هست و اینکه خیلی از سبدها همون روز اول از کتاب خالی شده بودند&#8230; :( اما من فکر میکنم بشه که مثلا هرکی کتابی رو که خونده و دیگه بهش احتیاجی نداره رو توی یکی از این جاهای عمومی امانت بذاره که هرکی دلش خواست برداره و استفاده کنه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-recreations/">تفریحات سالم انتخاباتی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/02/book-fair/">از نمایشگاه کتاب تهران</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/02/crash-with-bride-car/">تصادف با ماشین عروس!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/07/impaction-loop/">لوپ گیر افتادن</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/04/my-driving-and-accident/">سپر به سپر پیغامه!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/02/book-bag-on-the-bus/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>27</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قلمی که رنگش را از طبیعت میگیرد!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1390/02/color-picker-pen/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1390/02/color-picker-pen/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Apr 2011 15:11:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[IT]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[رباتیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10594</guid>
		<description><![CDATA[* نمیدونم با ابزار edydropper تو فتوشاپ کار کردین یا نه؟ با این ابزار میتونین یه رنگی رو از روی تصویر انتخاب کنین بعدش همون رو به جای دیگه ای از تصویر منتقلش کنین و همرنگش کنین، اینطوری میتونین تصاویر رو روتوش کنین یا اگه رنگ یه قسمت رفته، با استفاده از رنگ خونه های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* نمیدونم با ابزار edydropper تو فتوشاپ کار کردین یا نه؟ با این ابزار میتونین یه رنگی رو از روی تصویر انتخاب کنین بعدش همون رو به جای دیگه ای از تصویر منتقلش کنین و همرنگش کنین، اینطوری میتونین تصاویر رو روتوش کنین یا اگه رنگ یه قسمت رفته، با استفاده از رنگ خونه های مجاور بازسازیش کنین.</p>
<p>* حالا یه طراح کره ای به اسم جینسو پارک یه قلمی طراحی کرده که همین کارو تو دنیای واقعی میکنه. این قلم رنگ طبیعتی که باهاش در تماسه رو اسکن میکنه و فورا برای طراحی استفاده می کنه. نحوه کارشم اینطوریه که سنسور رنگ، اون رو تشخیص میده و با رنگهای ذخیره شده در حافظه اش مطابقت میده، حتی در صورت لزوم رنگهای موجود با همدیگه ترکیب میشن تا رنگ اسکن شده رو تشخیص و بلافاصله در نقاشی استفاده کنن.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://designyoutrust.com/wp-content/uploads/2011/03/unnamed_28urf4ur0s.jpg" alt="" width="319" height="201" /></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://designyoutrust.com/wp-content/uploads/2011/03/unnamed_dcjgqx9d35.jpg" alt="" width="309" height="195" /></p>
<p>* <a href="http://designyoutrust.com/2011/03/24/color-picker-pen-by-jinsu-park/">منبع بهمراه عکسهای بیشتر</a>:)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/02/plants-watering-watcher/">ربات محافظ برای آبیاری گیاهان</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/glass-globe-doorknob/">دستگیره شیشه ای</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/translator-glasses-lets-you-see-what-other-people-are-saying/">عینکی که ترجمه می کند</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/meet-the-robots-that-learn-to-lie/">رباتهایی که یاد گرفته اند، دروغ بگویند!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/ibn-sina-robot-is-joining-facebook/">ربات ابن سینا عضو فیس بوک می شود!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1390/02/color-picker-pen/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شما به «مامان» چی میگید؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/12/how-do-you-say-mom/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/12/how-do-you-say-mom/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Feb 2011 19:27:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[از دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[کودک درون]]></category>
		<category><![CDATA[کودکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10070</guid>
		<description><![CDATA[* یه روز آقا بُزه که بسیار جهان دیده و دانا بود تصمیم می گیره بچه های تمام حیوانات جنگل را جمع کنه و خواندن و نوشتن یادشون بده. وسط جنگل، کنار برکه ای که کمتر درخت داشت را مناسب دید و همانجا کلاسش را دایر کرد. بچه ها با شوق و علاقه هر روز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه روز آقا بُزه که بسیار جهان دیده و دانا بود تصمیم می گیره بچه های تمام حیوانات جنگل را جمع کنه و خواندن و نوشتن یادشون بده. وسط جنگل، کنار برکه ای که کمتر درخت داشت را مناسب دید و همانجا کلاسش را دایر کرد.</p>
<p>بچه ها با شوق و علاقه هر روز به مدرسه می رفتند و مشق هایشان را همیشه به موقع انجام می دادند. بعداز چند ماه خواندن را یاد گرفتند و مدتی بعد حروف الفبا را هم می توانستند بنویسند. یه روز آقا بُزه که خیلی از پیشرفت کارش راضی و خوشحال بود گفت بچه های عزیز امروز می خواهم که یکی یکی بیایید پای تخته و بنویسید «مادر».</p>
<p>توله خوک رفت و نوشت : خوو<br />
غیر از آقا بُزه همه خندیدند.<br />
توله پلنگ نوشت: میو<br />
باز هم بچه ها خندیدند<br />
بُزغاله نوشت: بع<br />
بره نوشت: مع<br />
گوساله نوشت: مووو<br />
توله گرگ نوشت: هوووو<br />
خلاصه تمام کلاس به نوبت کلمه مادر را رو تخته نوشتند و هربار هم بقیه بچه ها خندیدند.<br />
آقا بزه دستی به ریش دراز پروفسوری اش کشید و رو به بچه ها که هرکدومشون فکر میکرد بقیه غلط نوشتند گفت: آفرین بچه های عزیزم، به همه تان نمره بیست می دهم. چون همه تان کلمه «مادر» را به زبان خودتان درست نوشتید.</p>
<p>*<a href="http://www.shomaliha.com/madar.html"> بمناسبت روز جهانی زبان مادری</a> (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C">۲۱ فوریه</a>)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/let-me-remember/">بذار یادم بیاد...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/engineer-s-day/">دفتر خاطرات:)</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/iranian-proverbs-for-children/"> دعوا سر لحاف ملا بود :)</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/discovering/">کشف کردن </a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/i-should-explore-your-bags/">باید کیفهای همه تون رو بگردم!</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/12/how-do-you-say-mom/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Change We Can Believe In!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/11/change-we-can-believe-in/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/11/change-we-can-believe-in/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Feb 2011 12:48:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10378</guid>
		<description><![CDATA[* عکسهای زیادی تا به حال از تظاهرات مصریها در مخالفت با دولت مبارک در اینترنت پخش شده. مثل نماز خوندنشون. یا اون عکسی که در حین تجمعات شبانه روزی شون داشتن سلمونی میکردن یا شطرنج بازی می کردن. اما بهترین عکسی که از تظاهرات مصریها تا به امروز دیدم به نظرم این عکس پائین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* عکسهای زیادی تا به حال از تظاهرات مصریها در مخالفت با دولت مبارک در اینترنت پخش شده. مثل نماز خوندنشون. یا اون عکسی که در حین تجمعات شبانه روزی شون داشتن سلمونی میکردن یا شطرنج بازی می کردن. اما بهترین عکسی که از تظاهرات مصریها تا به امروز دیدم به نظرم این عکس پائین بود:) انشاءالله که بتوانند:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://farm5.static.flickr.com/4075/5410434261_8a0b9d1864_o.jpg" alt="" width="319" height="422" /></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.flickr.com/photos/codepinkalert/5410434261/in/set-72157625962002256/">منبع</a></p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/journalism-rules-are-bent-in-news-coverage-from-iran/">استفاده از اخبار تائید نشده در پوشش خبری انتخابات ایران</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/11/we-hope-bushism-to-become-extinct-completely/">امیدواریم بوشیسم کاملا نابود بشه!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/women-in-politics-yulia-tymoshenko/">زنان دنیای سیاست: یولیا تیموشنکو</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/a-letter-to-president-obama/">یک خواهش از پرزیدنت اوباما</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/11/change-we-can-believe-in/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>42</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دخترم تو میدونی وبلاگ یعنی چی؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/11/what-is-weblog/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/11/what-is-weblog/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Feb 2011 09:44:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[تاکسی نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=10361</guid>
		<description><![CDATA[* نزدیکیهای تونل رسالت بودیم. توی ماشین من بودم و۳ مسافر دیگه که مثل راننده نسبتا مسن بودن. اینم بگم که موقع سوار شدن قبل از اینکه من چیزی بگم، مسافری که جلو نشسته بود رفت نشست عقب. از صحبتهاشون معلوم بود همکارن، یا آشنان. * خلاصه رادیوی ماشین روشن بود. مجری داشت میگفت: در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* نزدیکیهای تونل رسالت بودیم. توی ماشین من بودم و۳ مسافر دیگه که مثل راننده نسبتا مسن بودن. اینم بگم که موقع سوار شدن قبل از اینکه من چیزی بگم، مسافری که جلو نشسته بود رفت نشست عقب. از صحبتهاشون معلوم بود همکارن، یا آشنان.</p>
<p>* خلاصه رادیوی ماشین روشن بود. مجری داشت میگفت: در زمونهای قدیم اکثر خونه ها متراژشون بالابود. یعنی فکر کنید که اکثرا یه خونه ۴۰۰-۳۰۰ متری داشتن با یه حیاط بزرگ وتوی اون خونه کلی فامیل زندگی میکردن. حالا اگه مردی وسط روز میخواست بره خونه، تنها حریم خونه یه پرده نازک بود که مرد پشتش وای میستاد و یه یاالله میگفت و خانمها با شنیدنش میفهمیدن مردی داره میاد و خودشونو جمع و جور میکردن و مرد میرفت داخل سرا. مجری اضافه کرد:</p>
<p>* اما حالا چی؟ طرف یه وبلاگ داره که فقط ۵۰ تا دونه خواننده داره ولی میره براش پسورد میذاره. پسورد برای وبلاگ مثل اون یالله گفتن آقای خونه در زمانهای قدیمه.<br />
راستش ادامه شو  خوب نشنیدم چون هی با خودم فکر میکردم که منظور مجری از پسورد گذاشتن روی وبلاگ چیه؟ منظورش وبلاگهای کاملا خصوصین؟ یا یه پست خاص که صدای راننده که داشت صدای رادیوی ماشین رو کم میکرد و همزمان ازم سوال میپرسید رشته افکارمو پاره کرد: د<em>خترم تومیدونی وبلاگ یعنی چی؟ حدس میزنم فقط شما جوونا بدونین. یه چند ماهی هست ازهرکی میپرسم آقا این وبلاگ چیه، کسی نمیدونه دقیقا.</em></p>
<p>* داشتم فکرمیکردم به چه صورت بگم؟ حدس زدم که اینترنت بازنیست، اگه بود لااقل میرفت یه سرچی تو گوگل میزد، شایدم اینترنت باز بود ولی سرچ بلد نبود. بالاخره پرسیدم: با اینترنت کار کردید؟ گفت نه. فقط دیدم که یکسری صفحات هست، همکارم میره توی اینترنت خبر میخونه. یه بار فقط دیدم.</p>
<p>* گفتم: خوب. همکارت وقتی میخواد خبر بخونه، باید بره یکسری صفحات که بهش میگن خبرگزاری و ازطرف آدمهای خاصی نوشته میشه ولی اگه همون صفحات شخصی باشن، یعنی یکسری سرویسهای دیگه هستن که کمک میکنن هرکس بتونه یکسری صفحه برای خودش بسازه و بتونه اونجا بنویسه. چطور بگم مثل این میمونه که تو اینترنت دفترچه یادداشت شخصی بسازی.</p>
<p>* راننده گفت: یه مشکل ما با شما جوونا اینه که انگلیسی زیاد بکار میبرین تو حرفاتون. نفهمیدم چی گفتی. به چه درد میخوره دفترچه یادداشت بسازی تو اینترنت؟ خنده ام گرفت. گفتم قبلا هم این کلمه رو شنیده بودید یا الان که رادیو گفت براتون سوال شد؟</p>
<p>* گفت: ای خانم! پسر من ۲۷سالشه. فوق لیسانس هم داره. ولی بیکار هست. چند وقتیه که هی بهش میگم برو سرکار. دنبال کار بگرد، نمیره که نمیره. نشسته تو خونه ۲۴ساعته پای اینترنت. هروقتم ازش میپرسم: دلخوشیت تو دنیا به چیه؟ آخه مگه میشه مرد تو خونه بیکار بشینه؟ میگه بابا یه وبلاگ دارم که روزی ۳-۴هزار خواننده داره. تنها دلخوشیم اینترنته و وبلاگم. دلم میخواد ازش پول در بیارم. دخترم مگه میشه آدم از دفترچه یادداشت پول در بیاره؟ بعد پیرمرد نشست تا مقصد کلی غر زد که خودش علاوه بر کارمندی، مسافرکشیم میکنه ولی پسرش خیلی معتاد اینترنت شده و جوانهای امروزی هدف ندارن، و در اینترنت ول می باشند و این حرفها.</p>
<p>* البته من از آقای راننده اسم وبلاگ پسرشو پرسیدم نمیدونست. فقط میگفت یه صفحه سفید دیده از مشخصاتشم چیزی نمیدونست. ولی خیلی حیف شد. هیچکدوم از فضولیهای من به جایی نرسید. ولی خوب آقای وبلاگنویس معروفی که وبلاگت روزی ۳-۴هزار بازدید داره و بابات هم در سازمان بازرسی کل کشور کار میکنه (:دی) بابات راست میگه بابا. برو دنبال کار، که وبلاگ آب است:)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/06/persian-blogs-day/">وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/11/writing-is-so-hard-in-this-condition/">چرا نوشتن در این شرایط سخت شده است؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/depression-of-persian-bloggers-natural-or-unnatural/">رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/thoroughbred-weblogs/">وبلاگهای اصیل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/11-years-later/">یازده سال بعد: 9/9/99</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/11/what-is-weblog/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>38</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جمله سازی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1389/10/sentence/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1389/10/sentence/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Jan 2011 13:12:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[جالب انگیزناک]]></category>
		<category><![CDATA[بازی وبلاگی]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاه نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=9121</guid>
		<description><![CDATA[* یه جمله معناردار در زبان فارسی بگید که توش همه حروف الفبای فارسی باشه؟ * مثلا در زبان انگلیسی این جمله همه حروف انگلیسی رو در خودش داره (حتما موقع بازکردن یک فایل فونت در ویندوز دیدینش): The quick brown fox jumps over the lazy dog پستهای مرتبط:بازی کپی پیست چه معنای خوبی داره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه جمله معناردار در زبان فارسی بگید که توش همه حروف الفبای فارسی باشه؟</p>
<p>* مثلا در زبان انگلیسی این جمله همه حروف انگلیسی رو در خودش داره (حتما موقع بازکردن یک فایل فونت در ویندوز دیدینش):</p>
<blockquote><p>The quick brown fox jumps over the lazy dog</p></blockquote>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/02/copy-paste-gam/">بازی کپی پیست</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/07/sounds-good/">چه معنای خوبی داره</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/07/amazed/">حیران</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/05/qadr-night/">شب قدر</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/02/novelet/">داستان کوتاه</a> </li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1389/10/sentence/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

