ملت این زن، خانم نیست، آقاست :O

* خوب الان وقتشه که راجع به اون خانم دوجنسی توی اتوبوس که قول نوشتنشو دادم، بنویسم:

* فکرشو بکنین که دیروز آخرین روز تعطیلی بود و طبق معمول وقتی یه تعطیلی میشه کل تهران به سمت شمال سرازیر میشه، واسه همین موقع رفت و برگشت همواره ترافیک وحشتناکی تا قبل از اتوبان تهران-قزوین هست، به طوریکه یه ساعاتی بخشهایی از جاده تهران به گیلان رو یکطرفه می کنن. حالا تصور کنین تو اون ترافیک وحشتناک بودیم و هوای ولوویی که توش بودیم به شدت دم کرده بود که یوهو صدای فریاد یه دختر خانمی از دو ردیف عقبتر ما بلند شد!

* من اولش فکر کردم قضیه مزاحمته، همه سریع برگشتن، دختره از جاش بلند شد و رفت به سمت جلوی اتوبوس و با داد و فریاد میگفت: اینی که کنار من نشسته خانم نیست، آقاست! بلند شدم نگاه کردم دیدم نه بابا طرف واقعا خانمه! با همه ظرافتهای زنونه، حتی آرایش هم داشت و موهاش رو مش کرده بود. قیافه بدی هم نداشت ولی طفلک چون همه برگشته بودن سمتش حسابی سرخ شده بود:(

خلاصه دختره رفت جلو و داد و بیداد کرد شاگرد راننده پا شد اومد سمت مثلا خانمه و باهاش یه صحبتهایی کرد که من کامل نشنیدم. این خانمی که کنار من نشسته بود، معلم آبجی جوجوهه من بود، برگشت از شاگرده پرسید آقا مشکل چیه؟ اونم با صدای بلند گفت اون خانم، در حقیقت آقا هم نیستن، ایشون خودشون میگن دو جنسی هستن! بعدش با صدای بلندتر خطاب به کل اتوبوس گفت که یکی از آقایون بیاد جای این دختر خانم بشینه تا ایشون بره پیش خانمتون! از بد حادثه هیچکدوم از زنها اجازه نمیدادن شوهراشون برن پیش اون خانمه بشینن! یعنی هم خانمای اتوبوس میترسیدن خودشون برن، هم اینکه نمیذاشتن شوهراشون برن! آخرش این خانم معلمی که کنار من نشسته بود برگشت از من عذرخواهی کرد و گفت که ملت چقدر درکشون پائینه، انگار اون بنده خدا خودش این مشکلو به وجود آورده که اینطوری باهاش برخورد میشه، بعدش رفت که پیش اون خام دو جنسی بنشینه!

من خیلی خوشحال شدم، دلم میخواست دختره ای که داد و بیداد میکرد بیاد کنار من بشینه، چون میخواستم ازش بپرسم که از کجا فهمید که اون آقاست؟ چون اصلا از ظاهرش چیزی معلوم نبود (خوب فضولیه دیگه نمیشه کاریش کرد:دی) که از شانس بد من دختره گفت نه من میترسم اون اطراف بشینم، یه جایی اون جلوها به من بدید! از بدشانسی تعداد خانم تک تو اتوبوس کم بود و شاگرد راننده با خواهش و تمنا همون ردیف اول، یه دونه از این زنهایی که چارچنگولی شوهرشون رو چسبیده بودن رو راضی کرد که ای بابا شرایط استثنائیه، حالا ۲ دقیقه از بغل شوهرتون بیاین بیرون! دختره رفت ردیف اول نشست و یه خانم جدیدی اومد پیش من نشست! همین که نشست برگشت گفت: «باید بریم خدا رو شکر کنیم که ما رو سالم و درست و حسابی آفریده، من تحملشو ندارم»…

* همین که خدا رو شکر گفت یاد یه داستانی افتادم که دبیر ادبیاتمون گفته بود: یه بار به یک نفر خبر میدن که کل بغداد آتش گرفته! میگه ای وای بدبخت شدیم این دیگه چه وضعیه؟ بعد بهش میگن نگران نباش خونه تو سالمه! میگه وای خدایا هزاران بار شکرت… یه عاقلی بهش میگه: این شکرت از اون کفر قبلی بدتر بود! کل یه شهر داره میسوزه و اینهمه آدم داغدارن، اونوقت تو خوشحالی که فقط خونه خودت سالم مونده؟!

۴۰ نظر

  1. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۸:۴۶ ق.ظ

    خوب برای هرکسی درک این مساله راحت نیست.
    یادمه یکی از مریضای عمه و بابام! (هردو پزشکن!) اینطوری بود. قرار بود که تغییر جنسیت بده. عمه شدیدا اصرار داشت که من باهاش دوست بشم از اون موقع که دختر بود تا وقتی که پسر میشه حداقل یه دوست براش باقی مونده باشه! بگذریم دوست شدیم. اون موقع دختر خوبی بود! بعدش هم پسر خوبی شد! فکر کنید اگه یه دختر بعد از چندماه پسر بشه چه شخصیت جالب و نازی پیدا میکنه.

    خودش یکم (اونطوری که ظاهرش نشون میداد) با این قضیه مشکل داشت دوست نداشت پسر بشه اما کم کم داشت تغییر میکرد. صداش بین صدای دختر و پسر بود…


    حس فضولی من گل کرده بدونم این خانومه چطور این قضیه رو فهمیده؟ شاید از صدا، شاید هم حرکت خاصی انجام داده؟!؟!؟

    بگذریم اول!

  2. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۸:۵۲ ق.ظ

    پست قبل رو الان خوندم.

    میدونی برای من که شدیدا آدم درونگرا و خیالپردازی هستم و عاشق ماجرا. این جمله که گفتی به آدما نگاه میکنی و برای هرکدوم داستانی تو ذهنت تصور میکنی خیلی جالب بود. دقیقا عین من.
    اما من برعکس شما زندگی رو تو جاهای غریب و شلوغ دوست دارم. اینجورجاها به من انرژی میده. درسته هر آدمی باری از غم رو حمل میکنه. باری از رازها که شاید به هیچکس تو عمرش نگفته باشه.

    وای من از اینکه رازهایی دارم که به هیچ کس تو عمرم نگفتم هم انرژی میگیرم…

    انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!(ته جوگیر شدن)

  3. مسافر ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۹:۳۲ ق.ظ

    سلام و عجب!

  4. mosafer ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۹:۵۳ ق.ظ

    baradare man pezesheke, mige ye moredi mesle in khanum ya agha dashtim ke har maah vase moayene bayad miumad, gharar bud jarahi beshe, mige har mah ye juri miumad, yebar ba pusheshe zanane ye bar mardane! azash porsidam chera injuri mikoni, mige bargasht goft ke aghaye 2ktor ! be har hal tanvo ham laazeme ;) 1

  5. پریناز ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۹:۵۷ ق.ظ

    تو شهر ما هم یکی هستش که همینطوره. یه روز که از کنارش رد شدیم دیدیم داره با دووتا دختره حرف می زده. دخترا بهش می گفتن نه این کارو نکم . همینطوری خوبی. ولی اون می گفت نه اذیتم می کنن.(آیکون ناراحتی)

  6. پریناز ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۹:۵۸ ق.ظ

    راستی اون رو از آرایش روی صورتش فهمیدیم که این مدلی!(۲ جنسیتی)

  7. نازنین ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱۰:۱۴ ق.ظ

    ولی خداییش بیچاره خانومه چه اعصابی ازش خرد شده‌ها. باز خوبه روش شده و اومده گفته. اگه من بودم تا مقصد فکر میکردم نکنه دارم اشتباه میکنم و صدام در نمیومد. میشه لینک من رو هم اضافه کنید.

  8. مریم ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    واقعا” خاک بر سر اون دختر که همچین کاری با اون بنده خدا کرده. خب اون هم آدمه حالا خدا یک مدل دیگه خلقش کرده که متفاوت با بقیه است ترس واسه چی؟ من نمی فهمم؟ امیدوارم یک بار هم یکی آبروی خودش رو جلوی اینهمه آدم ببره تا حالش جا بیاد.
    خیلی دلم سوخت من نمی فهمم مردم ما کی میخوان یک کم شعور پیدا کنن!

  9. محمد ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    سلام
    واقعا اگر راست گفته باشی داستان جالبی بوده
    کاشکی منم اونجا بودم

    ۱ سر هم به من بزن
    اگر موافق بودی تبادل لینک هم انجام بدیم

  10. مریم - صندوقک ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    ما باید حالا حالا ها رو فرهنگمون کار کنیم تا یاد بگیریم باهم چطور رفتار کنیم.

  11. noghteh sare khat ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱:۰۸ ب.ظ

    salam
    vay az daste in melat ..dige shoresho dar avordand,bichare gonahii
    rasti az koja fahmidid az shoma goftam?yekami shock shodam vaghti comenteton ro didam dar majmo eradat

  12. چشم شیدا ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱:۳۳ ب.ظ

    دلم سوخت واسه بنده خدا

  13. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱:۳۵ ب.ظ

    اتفاقا همین دوسه روز پیش بود داشتیم با یه بنده خدایی راجع به این قضیه حرف میزدیم که چرا با این بندگان خدا اینجوری برخورد میکنن چرا هیچ وقت نمیتونیم با درست با این قضیه کنار بیایم و بفهمیم این بندگان خدا دست خودشون نبوده که اینجوری آفریده شدن

  14. نون وا ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۲:۰۷ ب.ظ

    بسیار تاسف خوردم ، ولی چیزی که برام سواله اینه نهایتا ایشون میتونست فکر کنه کنار یه آقا نشسته ، نشستن کنار یک مرد گناه کبیرست؟!

  15. شقایق ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۲:۴۳ ب.ظ

    متاسفم متاسفم برای این همه نادونی و نفهمی و خودخواهی. وقتی میگیم دوجنسی یعنی آدمی که ظاهرا شبیه یک جنس و لی آ ل ت تن ا س لیش مربوط به جنس دیگه ای هستش که با ظاهر شخص همخونی نداره. این یه جور نقص تولده مثل آدمهایی که معلول یا نابینا متولد میشن یا دوقولوهای بهم چسبیده چطوریه که دلمون واسه اونا میسوزه (البته این دلسوزی هم کار مسخره ایه) ولی از این مدلیاش می ترسیم!!! این جور برخوردا فقط توی یه کشوری مثل ایران هست نه هیچ جای دیگه. این بندگان مظلوم و معصوم خدا از طرف خونواده هاشون هم طرد میشن دیگه از مردم عامی و نادون و البته “مسلمان ن ن ” ایران چه انتظاری میشه داشت؟

  16. پدرام ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۲:۵۸ ب.ظ

    احتمالا دختره دکتر بوده و تست « ترمان – مایلز » را روی فرد مورد بحث انجام داده بوده و این موضوع را کشف کرده . احتمالا هم تازه دکتر شده بوده و وقتی به این حقیقت پی برده شوک شده و ترسیده . کارش درست نبوده که طرف را خورد کرده جلوی بقیه ولی خب شاید واقعا ترسیده چون بعضی از این افراد دوجنسیتی ممکن مشکلات خاصی هم برای بقیه داشته باشن .

    رضا تهرانی راد Reply:

    با نظر شما کاملا مخالفم
    اون بنده خدا که حالا بگیم دوجنسی بوده میخواسته چه مشکلی رو تویه جمع برای اون خانوم به وجود بیاره؟؟؟
    اتفاقا این جور ادما از انسانهای عادی و طبیعی بی ازار ترن درسته ترسیده اما نباید جار میزد که اروم باید به راننده میگفت جاشو عوض کنه حتی جوری که خود طرف نفهمه

  17. موسوی ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۹:۱۰ ب.ظ

    با سلام
    با مطلب ‹‹ قصه تصویری خاتمی و انتخابات دهم›› (طنز) به روزم.

  18. kkamrad ۱۳۸۷-۰۸-۵، ۱۰:۵۴ ب.ظ

    چی بگم والا!:(

  19. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۶، ۱:۴۸ ق.ظ

    میشه به بلاگ رولتون من رو هم اضافه کنید؟

    من الان ۲ ساله شما رو لینک کردم. چه تو وبلاگ قدیم و چه جدید.

  20. yasaman ۱۳۸۷-۰۸-۶، ۱۲:۱۹ ب.ظ

    نمیدونی چقدر دلم برای اینجور ادمکها میسوزه. فکرشو بکن بین زمین و اسمونن. دیگه چه ترسی داشته یارو تو اتوبوس که نمیتونسته بخورتش! راستی اون گیاه وبلاگ نویس رو هم خوندم خیلی جالب بود.

  21. آزی ۱۳۸۷-۰۸-۶، ۳:۲۱ ب.ظ

    واقعا از کجا فهمیده ؟ شاید خودش درد دل کرده بیچاره که آروم شده اونم نامردی نکرده رسواش کرده

  22. کویریات ۱۳۸۷-۰۸-۶، ۶:۰۹ ب.ظ

    خیلی عصبانی شدم از دست اون دختره. من دوستی داشتم با همین مشکل… و خیلی مدت درگیر این مسئله و اینجور آدم ها بودم مطمئنم اگه جای اون دختره بودم خودم می رفتم کنار اون خانم/آقا می نشستم… خیلی کارش بد بود… کسی مگه مشکل کس ه دیگه رو جار می زنه! بی تربیت!

  23. محمد ۱۳۸۷-۰۸-۹، ۱:۰۳ ق.ظ

    ملتی که عقلشون به گوششونه اونم گوشی که فقط به روی اقدس خانوم و اصغر بقال بازه… انتظار بیشتر از این ازشون نمیره…! به عبارت دیگه:
    ملت عاشق که خط و ربط نداند / ملت تو ما شدیم کورش والا

  24. جامه بزرگ ۱۳۸۷-۰۸-۹، ۹:۵۰ ب.ظ

    روزی روزگاری مردی برای خرید به بازار می رود به دکان مرغ فروشی مراجعه می کند واز فروشنده میخواهد که یک مرغ چاق وچله به او بدهد فروشنده نیز یک خروس چاق وچله برای خریدار می اورد .خریداراز اینکه فروشنده برایش یک خروس چاق وچله آورده بود خوشحال میشود.خروس را میخرد با خوشحالی به خانه می برد در بین راه به این فکر بود که حالا خانمش از این خرید او خوشحال میشود وحسابی تحویلش می گیرد.به خانه می رسد وخروس را به خانمش می دهد خانم به محض دیدن خروس دنبال چادرش می گردد وچادرش را سراسیمه پیدا می کند وبه سر می کند وبه همسرش میگه شما چرا خروس خریده اید .این خروس به من نامحرم است نمی دانم روزها که شما منزل نیستید من چه کار کنم که یک نامحرم در منزل هست مرد ساده از این بابت خوشحال میشود که وای عجب خانمی دارد که حتی از خروس هم شرم می کند .تصمیم می گیرد خروس را پس بدهد دوان دوان به دکان فروشنده مراجعه می کند وحاضر میشود زیر قیمت خروس را پس بدهد اما فروشنده علت را می پرسد او نیز علت را می گوید فروشنده می گوی برو که او از همه بی حیا تر است حالا جریان خانمی که به بنده ی خدای دو جنسی اعتراض کرده بود نیز از همین قماش هست

    رضا تهرانی راد Reply:

    دقیقا موافقم با نظرت

  25. حامد ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۱۲:۳۴ ب.ظ

    سلام
    اینکه اون دختره از کجا فهمیده اون دوجنسیه برام خیلی سواله

  26. سعید ۱۳۸۷-۱۰-۷، ۱۱:۵۲ ق.ظ

    با سلام.

    یادمان باشد:

    خداوند هیچ چیز را بی حکمت نیافریده.

  27. رسول ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۱۲:۵۳ ق.ظ

    کارخوبی نکرده لو داده

  28. بهزاد ۱۳۸۷-۱۰-۲۹، ۹:۵۱ ب.ظ

    سلام…خوبی؟

    وبلا گت عالیه من دنبال همچین وبلاگی هستم اگه میشه بمن هم سر بزن و خوشحال میشم لینکم کنی تا لینک ات کنم

    بای دوست عزیز

  29. رضا تهرانی راد ۱۳۸۷-۱۰-۳۰، ۹:۰۰ ق.ظ

    سلام به همه دوستان
    مطلب جالبی بود ولی کاش موقع پیاده شدن از اون دختر خانوم میپرسیدین از کجا فهمیده
    باید بگم اون اقا یا خانوم دوجنسی نبوده شاید تی اس بوده چون دو جنسی به کسایی گفته میشه که از نظر اندام جنسی هم اندام مردانه و هم زنانه رو داشته باشن که در بدو تولد یا بلوغ شناخته میشن و دولت به راحتی اجازه عمل و تغیر به یک جنست رو میده و ما کسانی رو نداریم که بزرگ بشن اما هنوز دوجنسی باقی مونده باشن خب خانواده های ایرانی رویه این موضوع حساسن و به محض دیدن این مشکل دو جنسی زود برای درمان بچه شون اقدام میکنن پس ایشون دوجنسی نبوده
    و اقایی که گفتن مایکل جکسون ۳۰ میلیون خرج کرده که دو جنسیتی بشه حتما خوب خبرا بهش نمیرسه چون مایکل نه دوجنسی بوده نه دو جنسی شده فقط بینی شو برداشته که الان جاش پرتز میذاره و اینکه پوستشو سفید کرده همین
    ممنون از لطفتون

  30. علی ۱۳۸۷-۱۰-۳۰، ۹:۰۵ ق.ظ

    سلام
    نمی دونم چقدر راجع به این آدما می دونی که راجع بهشون نوشتی.
    نمی دونم اصلا می دونی قضیه چیه یا مثل بقیه مردم فقط یه چیز عجیب دیدی و تعریف کردی که بقیه هم تعجب کنن.
    نمی دونم اون شخص بیماریش دقیقا چی بوده اما می دونم من یه تی اسم که می خوام عمل کنم.می دونی تی اس چیه؟باید اول درباره این چیزا تحقیق کنی بعد اینجا مطلب بزاری که ملت بگن وای……..آی……….پناه ببرن به خدا.بترسن.شکر کنن.
    دوست عزیز؛ شاید آدمایی که سرشون رو مثل کبک کردن زیر برف ندونن دور و برشون چه خبره.ندونن آدمایی هستن که برای رسیدن به آرامش روحشون، همون روحی که هیچ کس نمی خواد ببینه تلاش می کنن.نه منحرفن نه بدکاره.آدمن.مثل همه آدما ولی بدشانس تر که بیمار به دنیا اومدن.
    واسه این جامعه متاسفم،واسه مردمی که ایتقدر کوتاه فکرن.کاش شما هم اول یه مختصری تحقیق می کردی بعد می نوشتی.به هر حال آدم در قبال چیزی که واسه یه ملت می نویسه مسئوله

  31. ایدا ۱۳۸۷-۱۱-۱۴، ۶:۴۳ ب.ظ

    nemidonam adam ta jay kasi nabashe nemitone ghezavat kone

  32. arash ۱۳۸۸-۰۴-۲۸، ۲:۳۷ ق.ظ

    man donbale ie khanome 2 jense hastam age kasi soraghdare in idye mane arash00009 ad kone

  33. ناشناس ۱۳۸۸-۰۵-۱، ۳:۱۶ ب.ظ

    ایا زنان دوجنسی توان حامله کردائن یا نه

  34. مهران ۱۳۸۸-۰۶-۱۲، ۳:۵۹ ق.ظ

    ایا زنان دوجنسی توان حامله کردائن یا نه khir chon notfe nadaran

  35. حسین ۱۳۸۸-۱۰-۷، ۶:۵۶ ب.ظ

    با سلام خدمت تمام دوستان گرامی

    اره واقعا
    این مسئله تو جامعه ما اصلا جا نیفتاده
    اینم یه بیماریه مثل سایر بیماری ها با کمی تفاوت
    این ها تماما قدرت خدا هستش که متاسفانه مردم جامعه ما فکر های دیگری رو تو ذهنشون می پرورانند
    در مورد داستان هم باید بگم که اون خانمه به هر حال شعور اجتماعی خودش رو نشون داده و البته حتما نمیدونه که با ابروی کسی بازی کردن چه تبعاتی هم تو این دنیا و هم تو اخرت خواهد داشت

    ایشالله تو زندگیش خیر نبینه
    چی کشیده اون ۲ جنسیه تو اون شرایط
    اگه میشه ای دیت رو هم واسم بفرست تا باهم در ارتباط باشیم
    ای دیم رو نوشتم

  36. آیدا ۱۳۸۸-۱۰-۱۰، ۲:۲۸ ب.ظ

    تشکر زهرا جان همیشه مطالبتو میخونم

  37. helen ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۲:۴۰ ب.ظ

    کاملن با شما موافقم

  38. امیر ۱۳۸۸-۱۲-۱۹، ۴:۲۸ ب.ظ

    سلام
    به نظر من دو جنسه بودن گناه نیست خدا با این کار میخواد به من و شما بفهمونه که هیچ کاری نشد نداره هواستون جمع باشه یه وقت تو چاه نیوفتید به همون خدا مسخره کردن هر کسی تو هر وضعیتی گناه داره.