معامله با خدا

* بین من و خدا معاملات جالبی صورت گرفته. یک جاهایی من چیزهایی رو که دوست داشتم ولی احساس کردم که واقعا خدا نمیخواد و به صلاحم نیست رو ول کردم. بعد دیدم، واقعا دیدم که در جای دیگری توی زندگیم جبران شده. یک جاهایی هم برعکس. من خیلی خواستم و تلاش کردم ولی خدا نصیبم نکرده. از این دست نصیب نکردن ها و شکست ها که دوباره باید از نو تلاش کنی. چیزی که “ظاهرا” همش ضرره (حالا مادی و یا معنوی) و ما مسلمانها امتحان الهی می نامیم. از این دست معامله های خاموش توی زندگیم زیاد پیش اومده. دیگه دستم اومده که چه موقع باید اصرار کنم و چه موقع باید رها کنم و دست بکشم.

* توی اون فیلم راز که از شبکه ۴ پخش شد، مدام میگفتن که اگه بخواین و اگه واقعا با تمام قواتون چیزی رو بخواین، بهش می رسین. ولی همیشه اینطوری نیست. گاهی اوقات هست که یه چیزی رو واقعا میخواین و از اونجائیکه دانش ما محدوده و از آینده خبر نداریم، فکر می کنیم خیلیم برامون عالی هست ولی رخ نمیده. اصلا بیشتر امتحانهای خدا همینطوری هست. یعنی چیزی رو شما واقعا میخواین. از ته قلبتون توی همه دعاهاتون میخواین ولی بهش نمی رسید. بعد یکروزی، یک جایی، یک واقعه ای به شما نهیب میزنه که دیدی چقدر خوب شد، فلان اتفاق تو زندگیت رخ نداد؟

* میخواستم بگم که الان تو نقطه ای هستم که وقتی به گذشته فکر می کنم میبینم ۹۰ درصد این چیزهایی که من از خدا میخواستم صحیح نبود و الان خوشحالم که خدا به دعاهای من توجهی نکرد و رخ نداد:) اون ۱۰ درصد هم شاید در آینده معلوم شدن و یا شایدم هیچوقت نفهمم که حکمتشون چی بود ولی از اونجایی که به این راه اطمینان دارم، میدونم یه دلیلی توش هست. فقط میمونه چیزهایی که همیشه به صلاح آدم هستن ولی رخ نمیدن. علت اینها رو باید یه جاهای دیگه جستجو کرد که فعلا ایمان من بهشون قد نمیده.

* خلاصه اینکه به قول ماه مهربان:

معامله با خدا… به اون سادگی ها که فکر می کردم نیست. با اینکه سود توش قطعیه، ولی اطمینان بهش یه خورده آدم رو درگیر میکنه. اما یه چیزیش که کاملا نقده و میشه حس کرد، آرامشیه که به آدم میده.

۳۵ نظر

  1. یک شیرفروش ۱۳۸۸-۱۱-۲۸، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    همه شو قبول دارم زهرا
    n بار برام اینا پیش اومده و به درست بودن راهش پی بردم
    مدتی میشه که دیگه از خواست خدا ناراحت نمیشم
    به قول خودت همش خوب در میآد آخرش

  2. آسا ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۰۱ ق.ظ

    درسته زهرا خانوم. آرامش همه چیه تو این دنیا

    آسا Reply:

    خیلی خوب گفتین

    آسا Reply:

    کافیه از خودمون بپرسیم: من از این دنیا چی می خوام؟

    آسا Reply:

    ولی آیا درسته اسمشو معامله بگذاریم. خدا نیازی به معامله با ما نداره. ای کاش بشه یه اسم دیگه به جاش آورد

  3. فرشته ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    آرره زهرا جون ……

    من پسری رو دوست داشتم ، به خدا هم اصرار کردم ……..ولی الان خیلی خوشحالم که دعام مستجاب نشد ….چون بعد ها فهمیدم اونقدر که من فکر میکردم خوب نیود و ضعف های اخلاقی بزرگی داشت ….. خدایا شکرت

    الان دیگه هرچی خدا بگه …من محکم میگم چشــم ، خدای من …

    در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم …. حکم آنچه تو فرمایی ، لطف آنچه تو اندیشی …..

  4. حسام ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۰۶ ق.ظ

    خداحفظت کنه. اما من همیشه تو این معامله دغل کردم

  5. مهرداد ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    از چار چیز مگذر گرعاقلی و زیرک
    امن و سراب بی غش معشوق و جای خالی.

    مهرداد Reply:

    شراب!

  6. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۳۱ ق.ظ

    این مورد هم در زندگی من خیلی محسوس بوده موارد اون هم زیاده مسائلی که من چند سال یک موهبت می دانستم الان احساس می کنم چه چقدر کوته فکر بوده ام و چقدر در سطح پایین پرواز میکردم و وقتی کم کم چهره واقعی همین هایی که خیلی خوب قضاوت شان کرده بودم دیدم به حکمت خدا بیشتر از پیش پی بردم که در جهالت های بزرگی غرق بودم و همین طور خدا را در نزدیکی خودم وقتی دیدم و خودم را آزمودم دیدیم که نه ! من باید حالا حالا ها باید راه برم و رسیدن سهل ممتنع هست و در عین اینکه خیلی نزدیکی! خیلی هم دوری ! از جایی می رسد که من اصلا فکرش را هم نکرده بودم و از جایی خوردم که اصلا به مخیلیه خودم هم نرسیده بود .
    ما از خود چیزی نداریم اگر هم ما اسمشو معامله می گذاریم در حقیقت به بازی بچه ها با بزرگترها شبیه است
    پدر و مادربرای بچه شان چیزی می خرند و بچه هم فکر می کند واقعا مال اوست و چنان احساس مالکیت دارد که لحظه ای از او دور نمی شود حتی پستان مادر را فکر می کند مال خودش هست و وقتی کسی بخواهد حتی به شوخی به آن نزدیک شود زودی می پرد به آغوش مادر و پستان مادر را می چسبد
    و پدر مادر برای دور کردن بچه از اسباب بازی هایش آنها را از بچه شان می خرند و بچه هم آن می فروشد و واقعا فکر می کند که آن ها را فروخته است و پدر مادر هم خوشحال هستند که بچه شان کمی آرام شده است .
    حالا معامله با خدا از این منظر قابل طرح است و الا مملوک چگونه می تواند به مالک چیزی را بفروشد ! ؟
    دید محدود ما و استدالال های ناشی از این دید محدود است چالش ایجاد می کند و الا اگر کسی خدایی را ببیند و او را ناظر بر اعمال خود ببیند هیچ وقت به اعمال مبتنی بر قوانین شرعی تردید نمی کند و سطح بالای معرفت است که ما را همیشه نجات میدهد من در زمینه زندگی شخصی این رویداد را خیلی محسوس دیدم و هر جا از یک نگاه بالا دستی به مسائل نگاه کردم مسائل خیلی راحت برای من حل شده اند ! حتی گاهی اوقات فکر میکردم فلان مورد برای ازدواج خیلی خوب است مثلا ظاهرش ؛ خانواده اش ؛ خصوصیات خودش بعد که اتفاقاتی افتاد که دیدم نه خانواده اش خوب هستند و نه ظاهرش همچین خوب است و خصوصیاتش هم چندان ایمانی نیست ! از این موارد خیلی اتفاق افتاده است و الان وقتی به اینها فکر می کنم به سادگی خودم تاسف می خورم حتی در این زمینه من رفتم حرم حضرت معصومه و جمکران و زیارت عاشورا خواندم و سوره یاسین قرائت کردم و از خدا خواستم چهره کسی را که من با او دنیا و آخرتم تامین می شود به من نشان دهد و خدا هم نشان داد و از آن روز یک آرامش عجیبی در خودم احساس می کنم و دیگر به هر کس که صد قلم آرایش کرده باشد فکر نمی کنم می دانم که این چهره آن چهره که در حرم دیدم نیست !
    اما یک موردی هست که نه خانواده اش و نه ظاهرش منو نگرفته بلکه روابطی که بین ما بوجود آمده است مانع انصراف من شده است حتی حاضرم با دو نفر ازدواج کنم اما او را با این شرایط راها نکنم ! مگر اینکه او برود ازدواج کند ! و تکلیف از من ساقط شود!

  7. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۵۸ ق.ظ

    به شرطی که بدونید که معامله هست نه کوتاه آمدن و نیز کمک نکردن به متخلفانی که ممکن است اگر از این میدان در بروند به دنبال تخلفات بزرگتر ی می روند همان طوری که قبلا قصد ان را داشته اند .
    خدا می خواد از حق خود دفاع کن ! از آبروی خود دفاع کن ! زیر بار ذلت نرو !
    خدا می خواد که طلب علم کن ! خدا می خواد آبرومند زندگی کن ! شریک زندگی مناسب انتخاب کن !
    خدا می خواد حقوق مادی و معنوی هر کار خود را طلب کن ! خدا می خواد نگذار آدم های متخلف در جاهای مقدس قرار بگیرند ! خدا می خواد با اعمال غیر قانونی همراهی نکن !
    خدا می خواد به دنبال زندگی سالم باش !

  8. Meta ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۲:۵۹ ق.ظ

    http://interact.stltoday.com/blogzone/the-blender/files/2008/06/redrose.jpg

    سلام

    توصیه می کنم فیلم Vantage point رو ببین
    این فیلم درک خوبی از موقعیت هائی که در زندگی باهاش طرفیم میده

    و البته سریالی جدید بر روی آنتن میره به نام FlashForward
    این فیلم فعلا تا سیزن ۱ رفته و از ۱۸ مارس دوباره شروع میشه
    توصیعه می کنم حتما ببینش
    این سریال درک خوبی از زندگی به آدم میده

    چیزی که نوشتی باعث شد تنونم حس طنزمو فعال کنم احساس می کنم از چیزی ناراحتی و داری خودتو توجیح می کنی
    احساس می کنم مشکلی وجود داره

    موفق باشی

  9. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱:۲۱ ق.ظ

    من همیشه میگم هر کس هر کاری رو که شروع کرد باید خودش تموم کنه ! من تو یه ماجرایی افتادم که اصلا در آغازش هیچ نقشی نداشتم خود پدر و مادر دختره آومدند دختر شون رو معرفی کردند و خودشان هم به خاطر چند دروغ به هم زدند و اینها هم افرادی بودند که خیلی خود را مقدس نشان میدادند و همین طور از خواستگاران این دختر بودند
    و حتی من برای یکی دو مورد که دیگران معرفی کرده بودند ؛ اقدام کردم دیدم آنها یعنی اطرافیان دختره ناراحت هستند و من مونده ام که که بلاخره اینها موافق ازدواج ما هستند یا نه !
    در حالی که ما دو نفر به هم علاقه داشتیم و همین طور شرایطی قرار دادند که به نظر من غیر واقعی بود به هر حال اگر آنها نمی خواهند دختر به من بدهند هر چه زود تر دختر شان را شوهر بدهند تا قضیه حل شود تازه اینها فکر میکنند اگر من بروم ازدواج کنم آن دختر هم میرود ازدواج می کند که من فکر نمی کنم این قضیه اتفاق بیافتد به هر حال در این قضیه معامله با خدا مفهومی دارد ؟
    مورد دیگر من پیشنهاداتی داده ام که در سطح کشور اجرایی شده است و عده ای نمی خواهند منافع مادی و معنوی این پیشنهادات را به بنده بدهند و دارند کارشکنی می کنند فکر می کنید معامله با خدا در این اینجا چیه !؟ حتی منو می خواستند بکشند و فکر می کنم مسموم شده ام توسط اینها !
    http://www.mortezashahidi2025.blogspot.com
    به بهانه های مختلف از دادن اعلام وصول و همین طور تائیدیه اجرایی شدن و یا تصویب جهت اجرایی شدن را نمی دهند حتی تلاش دارند برخی سوابق را ندهند مکاتبات با وزارت خانه هار ا نمی دهند و طول میدهند تا من خسته بشم و پیگیری نکنم
    مثلا در اینجا معامله با خدا یعنی چی ؟!

  10. هکر ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱:۳۵ ق.ظ

    استاد:
    عالی بود
    که کلمه ات رنگ و بو دیگر می دهد
    فألهکم اله واحد فله أسلموا وبشرا المخبتین
    حج، آیه ۳۴
    معبود شما خدای یگانه است پس تسلیم او شوید و بشارت ده به مخبتین که تسلیم اوامر حق هستند

  11. گیک ناقولا ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۴:۲۱ ق.ظ

    با حرفت کاملا مخالفم! من برعکس حرفی که می زنی تا حالا به هر چیزی که واقعا می خواستم رسیدم، و همیشه راضی بودم و از خدا سپاسگذار، من وقتی چیزی رو می خواستم خدا برام حالت های بهترش رو قرار می داد و هر روز بهتر و بهتر و بهتر می شد.
    دی وی دی همایش راز دکتر آزمندیان رو ببین! ( که خیلی می تونه کمک کنه تو قسمت خداش که یه فرمول ارائه می ده که بنظر من جبر و اختیار رو من از این طریق منطقش رو فهمیدم )

  12. مادر سپید ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۵:۲۸ ق.ظ

    زنده باد آنکس که گاهی یادی از ما میکند !
    از خجالت ما غریبان غرق دریا میکند !
    حال ما میپرسد و از مهربانی های خود !
    این دل رنجور را عطر گلها میکند !
    به قول خودت منبع sms :) مفتضحی شاعر پای خودش ! :)
    رد پایت تو وبلاگم مونده بود اومدم به دوست قدیمیم سر بزنم دیدم لینک کردی .
    وبلاگ موفق و پر خواننده ایی داری بهت تبریک میگم . از لینکی که دادی هم متشکرم .
    شاید در مواردی بعدا ازت کمک گرفتم .. امیدوارم جواب بده .. چون وبلاگم مخاطب های خاص داره و عمومی نیست … بعدا بهت خبر میدم .
    موفق تر و پاینده تر تر تر باشی . ریحانه

  13. رخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۸:۱۴ ق.ظ

    سلام

    خوش بحالتون که خدا همیشه با شماست یا شما با خدا !

    خدا که با ما قهره

    آسا Reply:

    غمگین نباش

  14. تنها ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۸:۳۲ ق.ظ

    سلام.
    درسته
    مهم اون حس آرامش هست که وقتی بهش توکل میکنی بهت میده.
    خیلی حس خوبیه.
    کاش هیچ وقت اینو فراموش نکنیم که خدا از هرکسی به ما مهربونتره
    ولی گاهی وقتا ما میشیم بنده نامهربون و فراموشکار.

  15. داریوش کبیر ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۹:۱۷ ق.ظ

    پس نتیجه این میشه خدا دوست نداره !

  16. مریم ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱۰:۳۱ ق.ظ

    ولی من خیلی باهات موافق نیستم. ما ها خیلی وقتا هم یه چیزایی میخوایم بهش هم می رسیم و بعن هم می فهمیم اشتباه کردیم و کلا خدا هم این وسط کاری برامون نکرده. حالا اینکه چیزهایی هم می خواستیم و باز بهش نرسیدم هم به خدا ربطی نداره باز. به نظرم آدمیزاد هر چیزی رو که بخواد و اراده کنه می تونه بهش برسه. به نظرم بی انصافیه که اگر ما یه جاهایی نتونستیم زندگیمون رو دست بگیریم و کنترلش کنیم یا به آرزو ها و خواسته هامون(چه به خیرمون بوده چه نبوده) نرسیدیم به حساب خدا بذاریم.

    زهرا Reply:

    راست میگی
    شاید تناقض پست من برای اینه که هنوز بین “تقدیر” ی که آیا وجود داره و برایمون مقدر شده هست و یا اینکه خودمون زندگیمون رو میسازیم شک دارم.
    میدونی منظورم چیه؟
    ساده بخوام بگم اینه که من آخرش نفهمیدم بلاهایی که سر زندگیمون میاریم دست خودمونه یا بخشی از سرنوشت ما؟ و یا اینکه در این حد هست که خدا میدونه اینکارمون میکنیم یعنی به دست خودمونه

    اینقدر عجله دارم که نفهمیدم چی نوشتم:))

    ناشناس Reply:

    با سلام
    ببینید این نوع نگرش به زندگی با نگاه قرانی و عقلانی باید سنجیده شود یعنی خدا همیشه خیر بنده شو می خواد اما ما با توجه به انواع جهل هایی که داریم و همین طور عدم تربیت همه جانبه برای خود مان مسئله ایجاد می کنیم یعنی خوب فکر نمی کنیم و به مبانی الهی عمل خود فکر نمی کنیم در نتیجه زیان می بینیم ! و اگر وقتی ما به نتایج کارمون توجه کنیم و خوب آن را تحلیل کنیم می بینیم آنچه به زیان ما شده نتیجه عدم توجه ما به کارهای خودمان و اطرافیان مان بوده است برخی از این ها کاملا محسوس است و دربرخی جاها باید زیاد غور کنیم و همین طور جستجو کنیم که ارتباطات این ها را پیدا کنیم
    مثال می زنم
    ما سرمایه مالی خودمان را خوب حفظ نمی کنیم و وقتی دزدی به خانه می آید به راحتی طلا و جواهرات را پیدا می کند و می برد و ما زیان عدم احتیاط خودمان را می خوریم
    ما به خوبی بهداشت را راعایت نمی کنیم و خیلی زود به بیماریهایی مبتلا می شویم و نتیجه عدم توجه به توصیه عقلانی رعایت بهداشت را می بینیم .
    ما در جامعه امر به معروف و نهی از منکر انجام نمی دهیم و در نتیجه اشرار در جامعه مسلط می شوند و انواع نا امنی بوجود می آید و انواع تجاوز ها شکل می گیرد و در نتیجه زن فردی مورد تعدی واقع می شود شاید به ظاهر این زن جرمی نداشته ولی اگر دقت کنیم همه مردم از جمله همین خانم در تعطیل کردن امر به معروف نقش داشته اند
    ما در جامعه امر به معروف نمی کنیم و در نتیجه ان تعطیل شدن برخی احکام شکل میگیرد و وقتی خمس و زکات و انفاق و اهدای مال نباشد برخی از اقشار امکان عمل به برخی احکام از جمله مثلا ازدواج را پیدا نمی کنند و نتیجه ان بالا رفتن سن ازدواج و همین مورد کمک موثری در فعال شدن برخی ژن ها در تولد کودکان ناقص الحلقه می شود و ما در اولین برخورد شاید نتوانیم علت ان را تشخیص دهیم ولی همه به ویژه متولین در این موضوع دخیل هستند
    اما در برخی موارد خوب عمل کردن و بهتر عمل کردن است مثلا فردی حقش است که سفر برود و یا با هزینه از مال حلال خود به امکاناتی دست یابد اما این شخص با خدا معامله می کند و نمی رود و در عوض این مبلغ را برای تقرب به خدا به فردی نیازمند واقعی و نجیب می دهد و اینجا خدا هم پاسخ در خور به او می دهد که داستان های زیادی در این زمینه ما شنیده و دیده ایم
    و یا فردی می رود با یک خانم که ممکن است مسائلی د اشته است بعد از توبه او با او ازدواج می کند و با خدا معامله می کند که در قبال نجات این زن از فساد خدا هم در جای دیگر برای او حساب باز می کند و از این نوع اقدامات زیاد داریم!

    XxX Reply:

    خدایا همه عاشقا رو به عشقشون برسون از جمله این آقا مهدی رو . آمین

    ناشناس Reply:

    تشکر میکنم از همدلی و امیدوارم تو هم به آنچه که تو دلت هست و آرزو شو داری برسی منو هم تو جشنت دعوت کن میام ! هدیه خوبی هم واست دارم !

    مریم Reply:

    راستش من فکر می کنم تمامی اتفاقاتی که برای ما می افته (چه خوب و چه بد) به خاطر عملکرد خودمونه. حتی رفتار هایی که باهامون میشه و محیطی که توش زندگی می کنیم و … یعنی همه دنیامونو خودمون می سازیم. واینکه میگی اتفاق بد به نظرم یه چیز نسبیه این “بد ” بودن. یعنی ما خیلی وقت ها به اتفاقاتی که لزوما “بد” هم نیستن معنی میدیم و اون ها رو مقارن شکست و ناکامی می دونیم. به نظرم جای شک و تردید نیست که زندگیمون رو تماما خودمون می سازیم. یعنی اگر این طور نبود که بحث “اختیار” انسان پس چی میشد؟ راستش من خوم همه راز رو ندیدم اما اون هم به نظرم همه حرفش اینکه که آدمیزاد اگر واقعا از ته دلش چیزی رو بخواد ناخوداگاه در مسیری می افته که بتونه آرزو هاش رو محقق کنه. مطمئنن یک آرزو و یک فکر خوشایند نمی تونه ما رو به اون چیزی که می خوایم برسونه. یک آرزو وقتی از ته دله که ما رو تحریک کنه و بلندمون کنه و اونقدر با خواسته ای که می خوایم اوکی باشیم که حاضر بشیم هر هزینه و هر کاری رو براش انجام بدیم. ببخشید من این رو حالا در مورد تو میگم(چون خودت تو پست مطرح کردی) اینکه به ۹۰ درصد اون چیزایی که می خواستی نرسیدی هم دقیقا یا به خاطر این بوده که واقعا از ته دل نبوده یا حاضر نشدی براشون هزینه ای رو بپردازی(اینم بگم منظور از هزینه، هزینه مادی و زمانی و .. نیست. خیلی وقت ها هزینه ها در حد تغییر رفتار شخصیتی و حاضر به طور دیگه زندگی کردن و … است). در هر صورت خیلی خوبه که همه جا فکر کنیم تنها مسئول زندگی فقط خودمون هستیم. د مورد تقدیر هم بگم که تقدیر عکس العمل همون کارها و انتخاب هایی که ما تو این جهان انجام می دیم.تقدیر دقیقا قوانین از پیش نوشته شده خدا و جهانه. مهم ما ایم که چه قدر این قوانین رو شناختیم و چقدر تونستیم با وجود این قوانین بهترین انتخاب رو برای زندگیمون داشته باشیم. ببخشید من خیلی حرف زدم. :دی

  17. مهدی ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱:۰۳ ب.ظ

    هستم این پستتو ناجور

  18. سینا ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۱:۳۶ ب.ظ

    برای من خیلی نوشته ی به موقعی بود :| :) من هم قبلاً یک نوشته در ارتباط با همین موضوع نوشتم، خوشحال میشم بخونید :

    وسوسه کفر

  19. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۳:۱۴ ب.ظ

    در مورد این فیلم راز هم خیلی به اموزه های دین اسلام نزدیک است فقط با یک اصلاح که کائنات در فیلم راز همان خدا است در دین اسلام بقیه همه اش در دین اسلام توصیه شده است حتی بهتر از گزاره های ارایه شده در این فیلم !
    نماز را و همین طور دعاها و ذکرهایی که در اسلام توصیه شده به خوبی عمل کنیم به اهداف بالا تری از این که در این فیلم گفته شده می رسیم
    امتحان کنید

  20. sara ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۹:۵۰ ب.ظ

  21. سپیده ۱۳۸۸-۱۱-۳۰، ۱۲:۲۹ ق.ظ

    باهات ۱۰۰% موافقم ننه

  22. Amer ۱۳۸۸-۱۱-۳۰، ۱:۲۳ ق.ظ

    گروهبان جان اینقدر پاچه خواری نکن !!

    به همین درجه گروهبان فلفلیت راضی باش !!

    اینقدر جای (جهنم ) ما رو هم تنگ نکن !!

    برو پیش همون اصحاب !!! بهشتیت .

  23. Amer ۱۳۸۸-۱۱-۳۰، ۱:۲۶ ق.ظ

    *** خواستن یا نخواستن مسئله این نیست ***
    ؟
    ؟؟
    ؟؟؟
    ؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟

  24. ليلي ۱۳۸۸-۱۱-۳۰، ۲:۲۳ ق.ظ

    خوشحالم که با این جدیت و اعتقاد راسخ از خدا و اعتماد کردن بهش صحبت میکنید.
    شاید بعضی ها از این که به خدا اعتقاد داشته باشند خجالت می کشند

  25. ز.ح ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۳:۵۰ ق.ظ

    سلام وبلاگ زیبایی داری. دقیقا همین مطلبی که درباره خواست خداست برا من اتفاق افتاد همه چیز آماده برا رفتن به سفر دلنشین به ایران حتی گرفتن بلیط ولی………….. نشدشاید حکمتی در آن بود.راضی به رضای خدا.