سوتی های برنامه های تلویزیونی

* فکر میکنم مهمترین نکته اخلاقی که به جرات میتونم بگم تا حالا توی زندگیم هیچ انحرافی ازش نداشتم قضیه رعایت حلال و حرام هست. من اعتقاد دارم که اگه کسی ۱۰ تومان از راه حرام بدست بیاره ۱۰۰ تومان از زندگیش کم میشه. حالا منظورم دقیقا ۱۰ برابر نیست ولی اعتقاد دارم چندین برابرش رو به طریقی از دست میده. حالا ممکنه این از دست دادن مادی باشه و یا معنوی…

* از اینجا به پائین همش سوتی های برنامه های تلویزیونی خیلی بامزه هستند:
* چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم !
یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده !

* توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم !

* برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده !

* یه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم ” تست قرمز ” هست … خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه …فقط یه نکته ای هست … این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه … هیچ پرسش نامه ای وجود نداره …!

* یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس …! مرا ببوس … اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.

* یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!

* یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ می‌خواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.

* یه خاطره دیگه از عمو پورنگ (یه صدای دخترونه)
– الو ؟
– الو ؟
– سلام
– سلام
– خوبی
– مرسی . عمو پورنگ ؟
– جانم ؟
– من خیلی دوستتون دارم
– منم خیلی دوستت دارم عزیزم . اسمت چیه ؟
– کتایون
– کتایون ؟ خوبی ؟
– بله
– کتایون ؟ من ازت سوال می پرسم . تو بگو کتایون . باشه ؟
– باشه
– کی از همه بهتره ؟
– کتایون
– کی تو کارا به مامان کمک می کنه ؟
– کتایون
– کیه که مامان دوستش داره ؟
– کتایون
– کیه که بابا وقتی از در میاد ماچش می کنه ؟
– مامان

*  همین ۵ شنبه بازی پرسپولیس – ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !!

۳۱۰ نظر

  1. امیر جعفری ۱۳۸۹-۰۲-۱۴، ۱:۳۰ ب.ظ

    ممنونم. خیلی خوب بود

  2. mom ۱۳۸۹-۰۲-۲۶، ۱۱:۱۸ ب.ظ

    زن با با

  3. mom ۱۳۸۹-۰۲-۲۶، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    تو ……. خر چپه شو

  4. پسر خوب وباحال ۱۳۸۹-۰۲-۲۶، ۱۱:۲۹ ب.ظ

    ایمیلتو بنویس کمی گپ بزنیم

  5. mom ۱۳۸۹-۰۲-۲۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ

  6. ناشناس ۱۳۸۹-۰۳-۳، ۲:۵۳ ب.ظ

    M/.CG F

  7. ناشناس ۱۳۸۹-۰۳-۳، ۲:۵۴ ب.ظ

    بیضه

  8. امیر ۱۳۸۹-۰۳-۹، ۱۱:۱۵ ب.ظ

    اگه اینجا هستید جواب بدین ممنونتو
    ن میشم

  9. mohammad ۱۳۸۹-۰۳-۱۲، ۴:۵۲ ب.ظ

    khob bod

  10. المیرا ۱۳۸۹-۰۳-۱۵، ۵:۵۱ ب.ظ

    نظر هایی که بی ادبانه هستن را حذف کن شخصیت وبلاگت خیلی پایین میاد و این نشون میده چه قشری از جامعه بیشتر به وبلاگت سر میزنن.