دختر همسایه بالایی

* یکی از اتفاقاتی که هر روز و هر موقع که من و یا هر شخص دیگه ای روی در خونه مون کلید میندازیم این مکالمه است:
خانوم همسایه بالایی: کیه؟
پسر/دختر و یا شوهرش: زهرا خانومه (جالبه که همیشه این خانوم رو به انتهای اسم من می چسبونن  ) و یا برادر زهرا خانومه! و یا پدر و مادر زهرا خانوم اومدن! حتی اگه در روز ۱۰ بار برم بیرون و بیام تو بازم چنین مکالمه ای شنیده میشه!
فکر کنم اینا دوربینی، سنسوری چیزی به در خونه ما چسبوندن! شایدم با ماهواره ای، گوگل ارسی چیزی دارن در خونه ما رو می پان!!!

* ها گفتم دختر همسایه! اون دختر همسایه ای که قبلا توصیف کردم روبرویی ماست. اما این یکی که الان وصف حالشو میخوام بنویسم همسایه بالایی ماست که شاهکاری است که دومی ندارد. ایشان ۲۸ ساله هستند و لیسانس یکی از رشته های هنری رو از دانشگاه رودهن دارن و صد البته که هنرمندی بس بزرگ هم هستند. چون باباشون حدودا ۲ یا ۳ میلیون فقط خرج پول پیانوی ایشون رو فرمودن و ایشون هم لطف می کنن دارن یاد میگیرن البته ادل کردن که ۵ شنبه ها و جمعه ها که من بیکارم و قصد دارم تا ۱۱ بخوابم از ۵ صبح شروع به نواختن تمرینهای پیانو ای شان بنمایند :دی

حالا اصلا میخواستم یه چیز دیگه تعریف کنم. (با لهجه دوم بخونید) یک روز ما به خانه مان نشسته بودیم و داشتیم تخمه مان را میخوردیم که یک دفعه تیلیفینمان زنگ زد و یه شماره ناشناس افتاد. ما هم گوشی را برداشتیم و گفتیم کیسته؟ که دیدم دختر همسایه بالائی مان هست! البته اولش یه خورده جا خورد که صدای منو شنید ولی بعدش به خودش اومد و گفت که یه سوال در مورد کامپیوترش داره! (ظاهرا قبلا به داداشم گفته بوده که ما تازه کامفیوتر خریدیم و میشه شماره تون رو بدید که هر وقت سوال داشتیم از شما بپرسم؟ داداش منم که توی این چیزا آی کیوش نمیرسه نگرفته فکر کرده لابد شماره منو میخواد ورداشته شماره منو داده بود!) آقا هیچی. دختر همسایه محترم شروع به تعریف درباره مشکل کامپیوتریش کرد:

دختر همسایه: ببین زهرا جون کامپیوترم کاملا مثل مال دوستمه! مال اون یه جوریه که میشه توش هر چی دلمون خواست بنویسیم! مثلا شعر یا داستان!  ولی با مال من نمیشه!
من: خوب حتما یا ورد رو باز کرده یا نودپد! بالاخره یه ادیتوری رو باز کرده!
د: نه اتفاقا من دیدم چیکار می کنه همه اون کارا رو کردم ولی کامپیوترم نمی نویسه!
من: خوب شاید کیبردت مشکل داره و یا مراحل رو درست انجام ندادی!
د: نه همه چیز درسته کیبردمم کار میکنه ولی نمی نویسه!
آقا منو نمی گی! ۴ ساعت وایستادم براش از احتمال read only بودن و permission ها و سایر احتمالات عجیب و غریب حرف زدم که دیدم من و من میکنه و آخرشم خداحافظی کرد! دور روز بعد دوباره زنگ زد که میخواد نت های موسیقیایی که به ذهنش میرسه رو توی کامپیوترش بنویسه ولی هر کاری می کنه نمیشه! این دفعه دیدم چاره ای نیست پاشدم رفتم بالا خونه شون و گفتم که هر جا که میخواد بنویسه رو باز کنه و اونجا بنویسه که ببینیم مشکل چیه؟! خوب مراحل اینطوری شروع شد که ایشون کامپیوترش رو روشن کردن و وقتی صفحه دسکتاپ اومد دیدم گفتن همین جا! گفتم همین جا یعنی چی؟!   گفت الان اینجا شروع به نوشتن کنم نمی نویسه! من که مطمئن نبودم چی دارم می شنوم و میبینم گفتم هر چی که میگین انجام بدید! که دیدم با کمال تعجب در حالیکه مونیتورش داشت صفحه دسکتاپ رو نشون می داد شروع به نوشتن کرد!
البته من سعی کردم خونسرد باشم و تعجب عمیق و غریبم رو نشون ندم. ظاهرا دوستش از قبل ورد رو باز کرده بوده و ایشون فکر کرده دوستش کاری نکرده و هویجوری روی دسکتاپ شروع به نوشتن کرده!
بعدش کاشف به عمل آوردم که ایشون اصلا روی کامپیوترش ورد نصب نشده و این حرفا. وقتی هم یهش گفتم سی دی آفیس رو دارین؟ برگشت گفت ما یه عالمه سی دی فیلم داریم هر چی دلت بخواد! یعنی توی اینها هست؟! دیدم اینطوری فایده نداره یه چند جلسه واسش کلاس گذاشتم و این حرفا
نا گفته نماند که به محض اینکه یاد گرفت از دوستش درباره چت و اینترنت هم شنیده بود و اونم میخواست یاد بگیره! اوایل که واسش آی دی درست کردم واسه اینکه یاد بگیره آی دی خودم رو بهش دادم و فرت فرت در تمامی ساعات پی ام می فرستاد. تا اینکه یه مدت دیدم جیم فنگ شده! وقتی ازش پرسیدم فرمودن که من (یعنی بنده) یه چیزهایی رو نمیدونم و دوستش بهش یاد داده که بره توی این چت رومها. حالا دیگه باقیش رو خودتون حدس بزنین!

این بود انشای من درباره دختر همسایه بالایی

۵ نظر

  1. saeed ۱۳۸۶-۰۸-۲۹، ۴:۵۶ ب٫ظ

    تو این سایت شما همه چیز هست الا فوتبال و مطالب اون،حالا تعد مدتها که یه تیم شمال(ملوان)تونسته جزو ۳تیم اول جدول لیگ برترباشه،خبری از شما نیست.مطالب شما خیلی می تونه به اونا کمک کنه.حداقلش اینه که خیلی از غیر فوتبالی ها هم متوجه می شن و تازه خودتم فوتبالی میشی.

  2. زهرا ۱۳۸۶-۰۸-۲۹، ۵:۴۶ ب٫ظ

    آره والا واقعی بود.

    راستش من خیلی وقته اصلا توی مد فوتبال نیستم فقط هرزچندگاهی گوش می کنم که ببینم پرسپولیس صدر نشین هست یا نه؟ همین طور هم منچستر یونایتد

    باقی تیمها رو خیلی دنبال نمی کنم الا اینکه دلم میخواد استقلال به دسته دو سقوط کنه :دی

  3. ماهو ۱۳۸۶-۰۸-۲۹، ۷:۰۰ ب٫ظ

    سلام خانمی
    آره دو تا لینک هست. البته من خودم از این لینکا استفاده میکنم ز
    رسما دانسجو هستم ولی اینا هم کمک میکنه بخصوص کویزاش
    http://www.churchillhouse.com
    http://www.openlearningcenter.com من تو این سایت رسما بان می خونم . ببینش :)
    چند تا لینک دیگه هم هست فردا می زارم تو وبلاگم

  4. maakaan ۱۳۸۶-۰۸-۲۹، ۸:۰۵ ب٫ظ

    خوب از این جور آدم ها زیادن! نگفته بودی که شمال شهر می شینی!؟!

  5. علیرضا ۱۳۸۶-۰۸-۲۹، ۸:۱۴ ب٫ظ

    من که اصلا اعصاب ندارم به کسی آموزش بدم، تازه من آستانه عصبانیت و جوش آوردنم پایینتر هم هست.
    در ضمن مثل اینکه قرمزته!!