من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید

* هابیل ۲ تا مطلب خیلی خوب نوشته درباره این قضایایی مقوایی. که البته یکیش قدیمیه و مرتبط و این یکی با اسم: کمی و حداقل کمی شعور داشته باشید، مطلب جدیدش هست و هرچی که لازم بود رو گفته. یعنی همه غرهایی که لازم بود بعنوان مقدمه اولین این پست بزنم رو هابیل نوشته.

* قبلا تو این مطلب سبک زندگی به مثابه یک رسانه نوشته بودم که:

احساس میکنم جمهوری اسلامی در بازتولید گفتمان خودش (بعبارتی سبک زندگی) دچار نوعی سطحی زدگی شده. از همه خطرات موجود که بگذریم (تحریمها، تهاجم فرهنگی، فعالیت رسانه های مخالف علیه اش و …) اینها رو برای این میگم که شاید در اوایل انقلاب ما بیشتر در معرض خطرات فیزیکی بودیم تا خطرات فرهنگی. میخوام بگم با وجود همه این خطراتی که باهاش مواجه هست، اما رفتار فرهنگی و تولید سبک زندگیش به نوعی هست که گویا دچار نوعی عجله، مدیریت غیر دلسوز و بازی دلخواه تو زمین حریف شده، بعبارتی برای اینکه مخاطب رو به خودش جذب کنه، گاها همانند رقیب بازی میکنه که به زعم من اینکار خیلی خطرناکه!

* صبح توی ماشین داشتم بهمن خونین جاویدان رو گوش می دادم. اگه از من بپرسن بهترین محصولات فرهنگی انقلاب ما چیا هستن من همون سروده های انقلابی و سروده های زمان جنگ رو که بعدها و در مناسبتها شنیدیم رو مثال میارم و احساس میکنم بعد از اون ما مدام دچار عقبگرد شدیم و نتونستیم چیزی تولید کنیم که به مذاق نسلهای بعد از انقلاب خوش بیاد، نه اقلا بدش نیاد و اینقدر هم به سخره نگیره فرد اول انقلاب مملکت رو.

جمله امام خمینی

* یاد وبلاگ دانشطلب به خیر اونجا که پوسترپرستی رو نقد کرده بود. چیزی که الان وضعیت مملکت بهش دچاره. از سربازان کپی کار جنگ نرمش بگیر که سختشونه تولید فکر کنن، تا مسئولین فرهنگی مملکت. همه دچار نوعی کارهای “فرمایشی” شدن. دهه فجر وقتی میاد، به صورت فرمایشی همایش ها و بزرگداشتها و تزئینها و سخنرانیهای مسئولین فرهنگی شروع میشه و بعد این ۱۰ روز هم اینا جمع میشه و دوباره روی میاریم به همون روش قبلی. انگار کسی نیست به مسئولین فرهنگی کشور بگه، اگه میخواید این انقلاب رو حفظ کنید، شیعه رو گسترش بدید، تنها چاره اش مدیریت دلسوزانه است. آقاجان کار فرهنگی در زمینه فرهنگی رو فقط و فقط بدید به کسی که واقعا دلسوزی داره برای اینکار. ممکنه اصلا وارد نباشه، کار اجرایی هم نکرده باشه، اما چون دلسوز قضیه است خودش پیدا میکنه با چه کسانی کار کنه و چطوری کار کنه. چقدر باید گند بخوره تا بیدار بشید؟

*هیچ چیز و واقعا هیچ جیز به اندازه ماجرایی که اخیرا و به بهانه بزرگداشت امام خمینی اتفاق افتاد، نمیتونست باعث تمسخر ایشون تو این فضا بشه. از دیشب تا الان دارم به اون مثل بر زمینت می زند نادان دوست فکر میکنم. اگه اینکارو چند تا بچه مدرسه ای و به مناسبت تئاترها و نمایشهای تو مدرسه شون انجام میدادن آدم اینقدر دلش نمیسوخت که اونهمه آدم با اونهمه امکانات و حیف و میل بودجه و با ژستهای تصنعی.

* فرای همه اینها سمبل پرستی و بازی دلخواه تو زمین حریف هستش. از نگاه فرمایشی به فرهنگ و هنر پرهیز کنید. از نگاه مدرن پرهیزتر. جمهوری اسلامی خیلی از مواقع برای مقابله با خطراتی که باهاشون مواجه هست، همون روشها رو علیه مخالفین به کار میگیره که این در دراز مدت خطرش رو متوجه خودش میکنه. گاها برای تبلیغ خودش به همون روشها دچار شده که باز هم باعث میشه خودش رو زیر سوال ببره. از جمله شعارهای انقلاب پرهیز از تجملگرایی و توجه به قشر مستضعف بود. چطوری میشه با دادن چنان شعارهایی، اینطور رفتارها رو توجیه کرد؟ با این ریخت و پاشها؟ و از همه بدتر انجام نمایش های توخالی مثل واقعه دیروز که پیام خاصی ندارن که هیچ، بیشتر باعث انبساط خاطر مخالفان ایشون میشه.

* تیتر پست جمله از امام خمینی هست.

۳۴ نظر

  1. استفتاء از فقها ۱۳۹۰-۱۱-۱۳، ۳:۰۳ ب.ظ

    سال آینده امام مقوایی به چی تبدیل میشه؟

  2. ایرانیهای ۱۳۹۰-۱۱-۱۳، ۳:۵۲ ب.ظ

    جای بحث زیاد داره خواستم یه چیزی بگم دچار خود سانسوری شدم ! ):

  3. حسین ۱۳۹۰-۱۱-۱۳، ۴:۵۷ ب.ظ

    متاسفم براشون

  4. صفورا ۱۳۹۰-۱۱-۱۳، ۶:۳۱ ب.ظ

    حالا من شنیدم امام کسی بود که وقتی در قم به زیارت می رفت دور بقعه می گشتند و آرام دستی برای تبرک می زد ایشون حتی در زیارت هم اهل زیاده روی نبودن و این کاری که اینها کردن واقعا بی احترامی به شخصیت امام و سبک کردنشون هست چون از طرز زیارتشون مشخص هست که چه وقاری داشتن و حتی مخالفین ایشان هم نمی تونستن ابهت و بزرگیشون را نادیده بگیرن واقعا داریم به چه سمتی می ریم؟
    ایشون یک روحانی واقعی و قابل احترام بودند که همانندشون الان نداریم قابل احترام حتی برای منی که زیاد مذهبی نیستم

  5. ابراهیم ۱۳۹۰-۱۱-۱۳، ۱۰:۲۰ ب.ظ

    متاسفانه مسئولین فرهنگی ما اصلا فکر فرهنگی ندارن یا فکرشون کار نمی کنه . فقط شعار می دن حالا دیگه دارم شعار زده می شم . کارهای فرهنگی که می کنن از ۱۰ تا کار ضد فرهنگی بدتره .

  6. سید مهدی ابراهیمی ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۱۲:۰۰ ق.ظ

    این کار توهین به امام نیست؟!

  7. Hassan Jahan ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۱۲:۱۶ ق.ظ

    خوشحالم که این فهم دارد بین بچه ها و عقلای قوم گسترش پیدا می کند اما واقعیت اینست که ما یا آن مثلا عقلا هیچ نقشی در سیاست گذاری اصلی کشور ندارند و همه ی این حرف ها در حد مقالات مجلات توقیف شده و کتاب هایی که هیچکس نمی خوانندشان باقی می ماند و حداکثر آقایان با چند سخترانی فرمایشی سر و ته قضیه را هم می آورند.

    خیلی وقت است دارم فکر می کنم این بلاهت از کجا آمده است؟
    چه طور می شود این فضای یاس آور را شکست؟
    چه طور می شود موج درست کرد و… طرحی نو درانداخت…

  8. ناشناس ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۱۰:۳۷ ق.ظ

    khalaayegh har che laayegh!
    in mellate khorafe parast har chi bebinnad baazam kame!

    bot parasti ke shaakho dom nadaare! yek omr be shive haaye dige tajrobe kardand, inam roosh! emaam moghavvaei :)))
    ensaafan dameshun garm . hamin yekbaar az yek emaam khosham umad:)))

  9. قاسم ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۸:۰۲ ب.ظ

    شما انتظار نداشته باشید سرباز از هر نوعش تولید کند. تولید فکری کاری ساده نیست و اولین پیشنیاز آن داشتن آزادی‌ی فکر است که این چیز کوچک را نمی‌توان به سرباز داد. سرباز باید گوش به فرمان باشد که بر اساس تعریف نمی‌تواند تولید کننده‌ی فکر گردد

  10. سپیده ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۹:۱۳ ب.ظ

    خب چرا نظر منو پاک کردی…یکی مثله من هم خندش می گیره ….کلن همه چی مقوا بود یعنی؟همین بود؟

  11. مقوایی ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۹:۱۵ ب.ظ

    مشکل ما و همینطور نویسنده اینه که همیشه دنبال غیرت، مردانگی یا به قول این نوشته دلسوزی تو انجام وظایف تو هر سطحی هستیم. فوتبال و ورزشمونم همینطوریه.آخه دلسوزی چه معیاری داره؟! چطور میشه دلسوزی رو سنجید؟ چطور میشه اندازه غیرت رو معیار زد؟ اصلا تو ادبیات سیاست یا کسب و کار غیرت چه معنایی می ده! چه مکانیزم اجرایی برای دلسوزی و این جور حرفای معنوی تو عالم اجرا و سطح کلان می خواهید ارائه کنید..حرفتون مثل ارجاع به فلان حدیث و فلان روایته. تو سطح کلان کار کردن احتیاج به داشتن معیار سنجش عملکرد داریم. من برای دلسوزی نمی تونم معیاری پیدا کنم. یه چیزیه رو هوا، فقط یه حرف قشنگه! بهتر نیست که افراد زبده در راس کار قرار بگیرن و معیار سنجش کار اونها و خط مشی توسط یک سری قوانین معین و مدون معلوم باشه که اونها (مدیران) رو فقط در چارچوب پیشرفت سوق بده؟ اینجوری هر مدیر با کیفیتی میشه یک آبجکت از کلاس مدیریت حرفه ای و موثر که می تونه تو اون حیطه نقششو به خوبی بازی کنه. حالا بیا یه مدیر دلسوز بنویس بیار بذار اونجا کار کنه! دلسوزی رو نمیشه کد زد. کدشم زدی ساخت یافتست، معلوم نیست یک جا دیگه هم مدیر دلسوز نوشتی مثل قبلیه کار کنه. چون معیاری واسه دلسوزی نداریم. نمی دونم واقعا تا کی می خوایم متافیزیکی به قضایا نگاه کنیم..

  12. یک جراح ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

    سلام به صورت اتفاقی به پست ” قاتل در بیمارستان ” برخوردم
    http://zahra-hb.com/1390/07/killer-in-hospita
    زیاد با نظر این همکارمون موافق نیستم . به نظرم خواسته شما رو بپیچونه . من تا حدودی با سیستم زندان آشنام

  13. سمیه ۱۳۹۰-۱۱-۱۴، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    سلام عزیز من بخش هایی از وبتو خوندم بیشتر اون جایی نظرمو جلب کرد که تو دانشگاه به خانومی هتک هرمت شده بودارزش اخراج و اینها رو داشت اگه اون خانومی یه خورده جسارت والبته هنر رزمی داشت و بلند میشد سر استادشو میکوبید به دیوار ایییییییی خدا دلم مییخواد الان اون استادو ببینم و جلوی همه تف کنم به ….اصلا…بد جور عصبی ام….

  14. امیر آقا گل باغا ۱۳۹۰-۱۱-۱۵، ۴:۴۲ ق.ظ

    همه چیز طبق “مزرعه حیوانات” پیش میره

  15. مصطفی نصیری ۱۳۹۰-۱۱-۱۵، ۱۰:۳۸ ق.ظ

    سلام زهرا خانوم..من خیلی چیزا نوشتم ولی همشو پاک کردمو ارسال نکردم..به جاش این شعر رو از مرحوم آقاسی مینویسم که واقعا در شان بسیاری از مسولان و نمایندگان و وزرای سازمانهای مختلفه

    مسلمان نمایان تکنو کرات
    رهاوردتان چیست جر منکرات
    شما گر نماینده ی مردمید
    چرا مات و مبهوت و سر در گمید
    شمایی که دین را به نان میدهید
    کجا در ره عشق جان میدهید
    نماینده گانی که از این امت اند
    خدا باور تشنه ی خدمتند
    اگر خشم دینی ملایم شود
    بر این سرزمین غرب حاکم شود
    الا ای جاهلان بی معارف
    جهالت پیشگان شبه عارف
    اگر فرهنگتان فرهنگ دین است
    چرا آهنگتان کفر آفرین است
    شما گر پیرو خط امامید
    چرا دلبسته ی میزو مقامید
    فضای باز یعنی بی حیایی
    در انزار عمومی خود نمایی
    فضای باز یعنی نانجیبی
    تضاهر سازی و مردم فریبی
    که میدان داد این نوکسیه ها را
    حمایت کرد این ابلیسه ها را
    سرافرازان برای سرفرازی
    ضرورت داد آیا برج سازی؟؟؟
    الباقی با خودتون یا حق
    یا علی روزگاران کهن, یا علی عهد نو با یک کفن

  16. جوادی ۱۳۹۰-۱۱-۱۵، ۱:۵۸ ب.ظ

    با سلام
    در کارهای فرهنگی چند چیز می بایست مد نظر قرار بگیرد:یکی اینکه آسیب ها را بشناسیم
    محلی که آسیب وارد می شود و جریانی که اسیب وارد می کند را هم بشناسیم.روشهای حل مسأله را هم به درستی پیدا کنیم ,متناسب با نوع مسأله.اگر نیت خالصانه باشد و تلاشها پیگیر و مستمر و از روی سوز دل ,عنایت الهی شاملش می شود.صبر و تحمل و پایمردی ازلوازم کار فرهنگی است چرا که طول زمان و اثرگذاری کند و مرحله به مرحله صفت فرهنگ است.گاهی اوقات می بایست بسته به شرایط زمان روشها را تغییر داد و این مستلزم هوشیاری و آگاهی از اوضاع روز و همچنین خلاقیت است.با همه اینها خلوص نیت و لطف و عنایت پروردگار است که همه کارها را به سر منزل مقصود میرساند.
    با تشکر

  17. البرز نیوز ۱۳۹۰-۱۱-۱۵، ۲:۴۶ ب.ظ

    با سلام
    مطلب شما در پایگاه خبری البرز نیوز منتشر شد.
    کد لینک:
    http://alborznews.net/fa/pages/?cid=59905

  18. لیلا ۱۳۹۰-۱۱-۱۵، ۶:۴۲ ب.ظ

    سمبل پرستی!

    نه
    سنبل پرستی

  19. محسن ۱۳۹۰-۱۱-۱۵، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    در جواب به این دوست خوبمون Match برات احساس بسیار شدید تاسف شدید میکنم

  20. ایرانی ۱۳۹۰-۱۱-۱۶، ۹:۵۲ ق.ظ

    واقعا کارشون خیلی زشت بود…خییییییلی.وای وقتی این قضیه رو شنیدم تو ۲۰٫۳۰ مخم سوت کشید از خجالت .بعد این همه آدم کله گنده واقعا خودشون خجالت نکشیدن؟؟؟!!!
    خیلی زشت بود.

  21. مقوایی ۱۳۹۰-۱۱-۱۶، ۱۰:۰۲ ق.ظ

    نظر من رو چرا نذاشتی؟ سانسور؟

  22. تازه وارد ۱۳۹۰-۱۱-۱۶، ۱۰:۴۵ ق.ظ

    خیلی می بخشید ها ولی کاری که الان شده دقیقا همون نسخه ای است که شما صادر می کنی . یعنی کارها را دادند دست یک عده که دلسوزند و وارد نیستند و فکر می کنند خودشون راهش را پیدا می کنند و مغزهای کودن دلسوز هم وقتی بخواهند ابتکار بزنند می شه همین که داریم می بینیم . حالا پیشنهاد بده یک مدت کار را بدهند دست یک عده که کار را بلدند حتی اگر دلسوز هم نباشند . فکر می کنی نتیجه اش چی می شه ؟

  23. سیاست خارجی ۱۳۹۰-۱۱-۱۶، ۹:۳۶ ب.ظ

    با مطلب:
    در آستانه انتخابات مجلس : اخلال گران اقتصادی بازار مسکن را هدف گرفته اند.
    به روزم.
    http://foreign-policy.blogfa.com/

  24. ارغند ۱۳۹۰-۱۱-۱۷، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    سلام … زیبا می نویسید … این روزها صدای طبل تو خالی از هر طرف به گوش می رسد

  25. سمیه(خطاب به سرباز گمنام) ۱۳۹۰-۱۱-۱۷، ۱۰:۲۲ ب.ظ

    خطاب به سرباز گمنام ترسیدی یه آدرس بذاری؟جوابتو همین جا میدم امیدوارم بیای بخونی! وب من جای این حرفا نیست وگرنه همون جا ج میدادم!
    (جوابیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه)

    نادان عزیز من به خاطراعتقاداتم این نظر رو ندادم!هیچکس نباید به ارزش های دیگران توهین کندحتی اگر نادرست باشد هیچگاه من مسیحی را به خاطر دینش و یهودی را به خاطر ارزش هایش مورد تمسخر و توهین قرار نمیدهم حتی اگر یهودی یابی دین هم بودم همین نظررا داشتم مذهبم جای خود او حق توهین نداشت میتوانست او را اخراج کند لزومی نداشت میتوانست به خاطر عقده اش نمره ی مشروطی به وی دهد!!!امیدوارم جوابم را بخوانی چون آدرسی ندادی که جوابت را بدهم.

    چطور وقتی در جوامع غربی کسی خود را لخت کرده پا به اجتماع بگذارد من ایرانی یا هر کس دیگری حق اعتراض ندارد و اعتراض را به منظله ی بی فرهنگی وعقب ماندگی تلقی میکنید و اعتقاد دارید هر کس مسول اعمال خویش است!حال برهنگی ارزش است و حجاب ارزش نیست اگر مردم به اصطلاح پیشرفته حق انتخواب برهنگی را دارند چه طور حق انتخواب حجاب را ندارند؟چطور در ایران حجاب را زور میدانند و میگویند آزادی را صلب کرده اند اما در کشور های خودشان حجاب را ممنوع میکنند آیا این صلب آزادی نیست؟؟؟

  26. سمیه(خطاب به سرباز گمنام) ۱۳۹۰-۱۱-۱۷، ۱۰:۲۶ ب.ظ

    زهرا جان عذر میخوام دلیل این که نوشتم نادان چون ایشون اومدن تو وب من با این لحن به نظر من انتقاد کردن من نظر خودمو گفتم و انتظار تائیدی ایشون رو هم ندارم نمیدونم چرا اینقدر بهشون برخورده!!!

  27. عشوری ۱۳۹۰-۱۱-۱۸، ۱:۵۴ ب.ظ

    سلام. جالب بود. با مطلبی درباره

    “سلفیه و بیداری اسلامی” به روزم. تشریف فرما شوید.

  28. حسین ۱۳۹۰-۱۱-۱۸، ۷:۲۹ ب.ظ

    با سلام
    بنظرم فعالان فرهنگی امروز که معمولا با تابلو ارزشی سعی در شناسوندن خودشون بعنوان سوپر انقلابی دارن بیشترشون یک عده آدم بی استعداد فرصت طلبن که با شناختن دقیق از وضعیت موجود ، که هیچ صاحب عقیده ای از هر دست حاضر به دخالت در کارهای دست اندرکاران فعلی بعلت بد سابقه و مزور و ناسالم بودنشون نیست ، حداکثر استفاده رو مس کنن و هر قورباغه ای رنگ می کنن و به اسم هنر انقلاب بخورد جامعه ای میدن که تا همینجاش هم حتی مذهبی هاش بعلت سواستفاده های بیش از حد از واژه های ارزشی وقتی کسی صحبت از انقلاب و ارزشهاش میشه رسما کهیر میزنن وحتی دچار حالت .. میشن و نتیجه اون هم همین مکالماتی که تو شبکه های اینترنتی تحت نام … مقوائی میشه

  29. زارع ۱۳۹۰-۱۱-۱۸، ۱۰:۱۲ ب.ظ

    ای نام تو بهترین سر آغاز !
    سلام . وبلاگ خوبی داری . موفق باشی .

  30. یارو ۱۳۹۰-۱۱-۲۰، ۳:۵۱ ق.ظ

    ۱٫ از کامنت هایی که منتشر شده اند برداشتم اینست که فقط کسانی که با تو موافقند رو تایید میکنی. احتمالاً یا خودت سانسورچی هستی و یا از روی ترس خطری که میتونه متوجه خودت بشه سانسور میکنی. پس میدونم که مطلبم رو منتشر نمیکنی و از این جهت مینویسم که اندکی به آن فکر کنی.
    ولی تاسف میخورم که اینقدر اطلاعات تاریخی شما کمه. به اعتقاد من شما ایرانی ها نمیدونید که چگونه تاریخ رو مطالعه کنید و از همین راه است که گمراه میشوید، پس به تو و دوستات توصیه میکنم اندکی skeptic باشید و اینقدر راسخ و سفت و سخت درباره آنچه که درباره ی یک موضوع تاریخی شنیده اید سخن پراکنی نکنید. باشد که، برای خودتان هم که شده ، اصلاح شوید.

  31. متین ۱۳۹۰-۱۱-۲۰، ۱:۲۹ ب.ظ

    سلام.
    راست گفتی ،تو مملکت ما کار رو به دلسوز نمیدن حتی به یه آدم متخصص هم نمیدن ،کار رو به کسی میدن که به فلان مدیر کل و… وصل باشه فقط همین ،که می بینید روز ۱۲ بهمن چقدر قشنگ آبروی نظام اسلامی رو بردند.

  32. ع.ش ۱۳۹۰-۱۱-۲۲، ۲:۴۵ ق.ظ

    خانوم شما گفتید مشکل از “مدیریت غیر دلسوز”ه اما اشکال اصلا این نیست اشکال خیلی واضح و مبرهنه اما شما وامثال شما نمیخواید قبول کنید مساله دقیقا اینه «انقلاب د…..ه شده!»اگه رو این حرف شک دارید یه بار به افراد نسل اول نگاه کنید ببینید چند تاشون الان سر کارن؟ یه مثال خیلی ساده برای ان….ف انقلاب وجود داره:عماد افروغ تو یه برنامه تلویزیونی یه جمله از بنیانگذار نظام نقل میکنه فردای اون شب تو مجلس همین نظام گفته میشه که این برنامه یا باید تعطیل شه یا از پیشگاه ملت عذر خواهی کنه!!!! شما رو این پدیده چه اسمی میذارید؟

  33. سید محمد ۱۳۹۰-۱۱-۲۸، ۳:۲۵ ق.ظ

    من یک طلبه ام
    جمله خیلی عجیب و مهمی است

  34. رزمنده ۱۳۹۰-۱۱-۳۰، ۷:۵۶ ق.ظ

    هشت سال جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق به کشور انقلابی ما سرآغاز خلق حماسه هایی شد که آتش افروزان آن انگشت حیرت به دندان گزیده و هنوز افسوس را چاشنی احساس شکست و بی مایگی خود می کنند.
    هشت سال جنگ تحمیلی که برای ایرانیان ، سال های دفاع مقدس را رقم زد ، برگ برگ صفحاتش جوهر و شرف از خون سرخ لاله صفتانی دارد که در آغوش مادران مسلمان و قهرمان پرور همین مرز و بوم بزرگ شده و کامشان را با نام حسین (ع) و عشق به شهادت برداشته بودند. شوق پرواز و دلیل راه آنها ایستادگی همسرانشان بود که مردانه صفت همپای آنها در سنگر خانه پاسدار حریم خانواده شدند تا اینک راویان سیره زنگی مردان، شوهران، برادران و پدرانی باشند که در میان ما نیستند و لبیک گویان به ندای ولی فقیه زمان ، شربت شهادت را نوشیده و در صحیفه تاریخ چون خورشید درخشان راه زندگی ما را روشن می کنند.
    امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی با درک درست این واقعیت چه زیبا فرمودند که : مطالعه وصیت نامه شهدا ثواب پنجاه سال عبادت را دارد . حال که در گنجینه عبادت با شنیدن سیره زندگی این بزرگ مردان از زبان مادران و همسران و فرزندانش باز است و به کار بستن وصیت های آنها در مسیر زندگی راه تعالی را به ما نشان می دهد ، پای گفتگوی همسر جانباز آزاده شهید معلم یدالله رحمان زاده می نشینیم تا برگ سبزی از باغ زیبای مکارم اخلاقی این شهید بزرگوار نصیبمان شود. فاطمه اصلان بیگ برایمان می گوید: