۱۳۹۰-۰۵-۲۸
چرا وبلاگ نمی نویسیم؟!
* الان نگاه کردم دیدم از آخرین پستم نزدیک یک ماه میگذره. یعنی اصلا فاصله بین اکثر پستهای اخیر من همینقدری هست. یه زمانی اگه هر روز وبلاگمو آپدیت نمی کردم و یا مثلا ۲-۳ روز فاصله می افتاد، حس بدی پیدا میکردم و انگار یه کرمی تو وجودم بود که هی میگفت آپدیت کن، آپدیت کن! ولی الان اینطوری نیست و هرزچندگاهی فقط یادم میاد که وبلاگه سوت و کور شده، فقط یه کم دلم میسوزه، همین.
از طرفی فقط من این وضعیت رو ندارم. بین وبلاگهایی که دنبال میکنم وضعیت همینه، اکثرا چند هفته به چند هفته آپدیت میشن و فقط تک و توکی هستن که هنوز منظم محتوا تولید می کنن.
* دیروز داشتم با یکی از وبلاگنویسها سر این پست تغییر فرم تولید محتوا به بازنشر محتوا حرف میزدم. ایشون میگفت ببین اون موقع که شبکه های اجتماعی نبود، چالشهای بین وبلاگنویسها ممکن بود به تولید محتوا منجر بشه، بحثهای وبلاگی، حرکات دسته جمعی وبلاگی بر سر نوشتن روی یه موضوع خاص ولی الان محاله چنین چیزی بشه. به شخصه فکر میکنم دلیل اصلیش عدم چالش نیست، بلکه چالشها و تضادها و نظرات مخالف کماکان وجود داره ولی به علت زیادی ابراز شدن دیگه آدم تمایلی به بحث طولانی (که طبعا باید تو وبلاگ نوشته بشه) نداره.
* ما تو دنیای واقعی هیچوقت نمیتونیم اونقدری خودمون رو ابراز کنیم که در دنیای مجازی می تونیم. فرض کنید در دنیای واقعی با شخصی ارتباط دارید، شما شبها خونه خودتون هستید و روزها هم سرکارتون. اون شخص هم همینطوره. و خیلی کم پیش میاد که بخواید باهاش بحثی کنید، یا ببینید نظرش در مورد فلان واقعه چیه؟! مگه اینکه مهمونی ای جایی چیزی پیش بیاد و یا تلفنی. ولی در دنیای مجازی اینطوری نیست، شما هرلحظه کافیه فقط آنلاین بشید و نظرات اون شخص رو راجع به چیزهای مختلف ببینید، نتهاش رو، فیدهاش رو، عکسهاش رو، نظرات سیاسی، اجتماعی و یا مذهبیش رو. ممکنه در وهله های اول منجر به چالش ۲ طرفه بشه، اما بعد از مدتی “رویه” براتون تکراری و قابل حدس میشه. از طرفی میدونید که چنین چیزی نمود واقعی (یعنی در دنیای حقیقی) نداره و فقط اینجاست که شخص مدام نظراتش رو در معرض دید میذاره و اینم میدونین که چنین نظراتی در مورد شخص منجر به کنشی در دنیای واقعیش نمیشه. بعبارتی فرد اگه اینقدر در عذابه که الان نباید پای اینترنت بشینه اصلا! به قول خواهرم “حرص مجازی!”
* از طرفیم راجع به یه موضوع اونقدر محتوا هست که حالا به قول معروف کسی نظر ما رو نپرسه :دی
* اینطوری میشه که موضوعات زیادی پیش میاد ولی هیچ کدوم آدم رو ترغیب نمی کنن در موردش بنویسه. ممکنه بگید روزمره نویسها چطور؟ خوب برای اونها هم مکان جایگزین پیدا شده که راحت بنویسن. وقتی فلان اتفاق رو میشه در غالب چند توئیت نوشت، دیگه حس نوشتن به وبلاگ پیش نمیاد و اینکه فکر نمیکنه چندان جذابیتی برای افراد داشته باشه. البته غیر از وبلاگهای روابطی. یعنی اینهایی که از تربیات و روابط جدیدشون به جزئیات مینویسن که اینجور وبلاگها همیشه طرفداران خودشون رو دارن.
* اینا نظرات و تجربیات شخصی من بود، و اصرار هم ندارم که تعمیم بدم. به شخصه راه حلی هم براش پیدا نمیکنم غیر از اینکه فرهنگ مصرف گرایی رو تقبیح کنیم. مثلا من تو گودرم یه سری خارجی دنبال میکنم و یه سری ایرانی رو. میانگین شرد آیتمز این ۲ گروه اصلا قابل مقایسه نیست و حتی اگه چند هفته نیام سراغ گودر، برای اون خارجی ها نهایت میشه ۳۰۰-۴۰۰ آیتم در حالیکه در مورد دوستان ایرانیم شاید هر فرد به تنهایی اینقدری بشه شایدم بیشتر. اینهایی که گفتم بد یا خوب نیست. قصدم ارزشگذاری نیست.

