چرا وبلاگ نمی نویسیم؟!

* الان نگاه کردم دیدم از آخرین پستم نزدیک یک ماه میگذره. یعنی اصلا فاصله بین اکثر پستهای اخیر من همینقدری هست. یه زمانی اگه هر روز وبلاگمو آپدیت نمی کردم و یا مثلا ۲-۳ روز فاصله می افتاد، حس بدی پیدا میکردم و انگار یه کرمی تو وجودم بود که هی میگفت آپدیت کن، آپدیت کن! ولی الان اینطوری نیست و هرزچندگاهی فقط یادم میاد که وبلاگه سوت و کور شده، فقط یه کم دلم میسوزه، همین.
از طرفی فقط من این وضعیت رو ندارم. بین وبلاگهایی که دنبال میکنم وضعیت همینه، اکثرا چند هفته به چند هفته آپدیت میشن و فقط تک و توکی هستن که هنوز منظم محتوا تولید می کنن.

* دیروز داشتم با یکی از وبلاگنویسها سر این پست تغییر فرم تولید محتوا به بازنشر محتوا حرف میزدم. ایشون میگفت ببین اون موقع که شبکه های اجتماعی نبود، چالشهای بین وبلاگنویسها ممکن بود به تولید محتوا منجر بشه، بحثهای وبلاگی، حرکات دسته جمعی وبلاگی بر سر نوشتن روی یه موضوع خاص ولی الان محاله چنین چیزی بشه. به شخصه فکر میکنم دلیل اصلیش عدم چالش نیست، بلکه چالشها و تضادها و نظرات مخالف کماکان وجود داره ولی به علت زیادی ابراز شدن دیگه آدم تمایلی به بحث طولانی (که طبعا باید تو وبلاگ نوشته بشه) نداره.

* ما تو دنیای واقعی هیچوقت نمیتونیم اونقدری خودمون رو ابراز کنیم که در دنیای مجازی می تونیم. فرض کنید در دنیای واقعی با شخصی ارتباط دارید، شما شبها خونه خودتون هستید و روزها هم سرکارتون. اون شخص هم همینطوره. و خیلی کم پیش میاد که بخواید باهاش بحثی کنید، یا ببینید نظرش در مورد فلان واقعه چیه؟! مگه اینکه مهمونی ای جایی چیزی پیش بیاد و یا تلفنی. ولی در دنیای مجازی اینطوری نیست، شما هرلحظه کافیه فقط آنلاین بشید و نظرات اون شخص رو راجع به چیزهای مختلف ببینید، نتهاش رو، فیدهاش رو، عکسهاش رو، نظرات سیاسی، اجتماعی و یا مذهبیش رو. ممکنه در وهله های اول منجر به چالش ۲ طرفه بشه، اما بعد از مدتی “رویه” براتون تکراری و قابل حدس میشه. از طرفی میدونید که چنین چیزی نمود واقعی (یعنی در دنیای حقیقی) نداره و فقط اینجاست که شخص مدام نظراتش رو در معرض دید میذاره و اینم میدونین که چنین نظراتی در مورد شخص منجر به کنشی در دنیای واقعیش نمیشه. بعبارتی فرد اگه اینقدر در عذابه که الان نباید پای اینترنت بشینه اصلا! به قول خواهرم “حرص مجازی!”

* از طرفیم راجع به یه موضوع اونقدر محتوا هست که حالا به قول معروف کسی نظر ما رو نپرسه :دی

* اینطوری میشه که موضوعات زیادی پیش میاد ولی هیچ کدوم آدم رو ترغیب نمی کنن در موردش بنویسه. ممکنه بگید روزمره نویسها چطور؟ خوب برای اونها هم مکان جایگزین پیدا شده که راحت بنویسن. وقتی فلان اتفاق رو میشه در غالب چند توئیت نوشت، دیگه حس نوشتن به وبلاگ پیش نمیاد و اینکه فکر نمیکنه چندان جذابیتی برای افراد داشته باشه. البته غیر از وبلاگهای روابطی. یعنی اینهایی که از تربیات و روابط جدیدشون به جزئیات مینویسن که اینجور وبلاگها همیشه طرفداران خودشون رو دارن.

* اینا نظرات و تجربیات شخصی من بود، و اصرار هم ندارم که تعمیم بدم. به شخصه راه حلی هم براش پیدا نمیکنم غیر از اینکه فرهنگ مصرف گرایی رو تقبیح کنیم. مثلا من تو گودرم یه سری خارجی دنبال میکنم و یه سری ایرانی رو. میانگین شرد آیتمز این ۲ گروه اصلا قابل مقایسه نیست و حتی اگه چند هفته نیام سراغ گودر، برای اون خارجی ها نهایت میشه ۳۰۰-۴۰۰ آیتم در حالیکه در مورد دوستان ایرانیم شاید هر فرد به تنهایی اینقدری بشه شایدم بیشتر. اینهایی که گفتم بد یا خوب نیست. قصدم ارزشگذاری نیست.

۲۰ نظر

  1. ارمیا برزین گوینده و خبرنگار ۱۳۹۰-۰۵-۲۸، ۱:۲۷ ب.ظ

    دروووووووووووووود

  2. داوود اسی ۱۳۹۰-۰۵-۲۸، ۲:۱۷ ب.ظ

    سلام
    مر۳۰
    جالب بود استفاده کردیم….
    دوست داشتی اینطرف ها هم بیا ، خوشحال میشیم…
    اگه هم با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن…
    شاد باشی….
    [خنده]

  3. kaghaz ۱۳۹۰-۰۵-۲۸، ۲:۱۸ ب.ظ

    سلام
    به نظر من وبلاگ نویسی یک انگیزه می خواد که تداوم داشته باشه
    اوایل تاسیس یک وبلاگ آدم انگیزه زیاد داره ( مثل الان خودم ) اما بعد از یه مدت همه چیز عادی میشه ، تعداد زیاد بازدید ،کامنت ها و … هیچ کدوم دیگه اونقدر که باید آدم رو قلقلک نمی کنه
    باید وقت بزاری ، هزینه هم بکنی ، خودت رو در معرض نقد قرار بدی و … همه اینها انگیزه می خواد یک انگیزه پایدار
    تازه برای یک وبلاگ خوب باید دست تنها به اندازه شیش نفر وقت و انرژی بزاری

    وبلاگ های خارجی درآمد دارند ، مخاطبشون هم بین المللی است و کلا فاز فرق می کنه

    درکل باید بگم وبلاگ نویسی در ایران یک هدف خوب نیاز داره یک هدف که خودش به تنهایی کلی انگیزه ایجاد کنه

    ( کلی حرف دارم نمی دونم کدوم رو بگم ! )

    ممنون

  4. حاجی دموکراتیوس پیسکولوسکی ۱۳۹۰-۰۵-۲۸، ۳:۲۳ ب.ظ

    سلام حاجی ،
    من چندبار به خاطر سرویس های ضعیفی که وجود داشته توی سیستم های مجانی وبلاگ ، جا به جا شدم ! این شاید اعصاب آدم رو خورد میکنه !
    به هر حال ، حاجی جون ، فیس بوک یا هر شبکه ی اجتماعی دیگری ، نمیتونه جای یک دفتر مشق رو بگیره …
    زت زیاد . حاجی

  5. shaqayeq ۱۳۹۰-۰۵-۲۸، ۴:۳۲ ب.ظ

    paraghraphe akhareto yani chi? man motevaje nashodam ke share item 300-400 v .. yani chi. ..

    khob bastegi be hadafe adam az neveshtan dare

    age hadaf bahs v challenge v tolid e mohtava bashe v … be moro hesse baghie kam she, khob ro baghie ham asar mizare ..

    shoma ham intori shode ,, bi taesir nist, az noe blog haye ke follow mikoni.. v khodet ham eshare kardi ke onha ham kam dige minevisan.

  6. 30R03 ۱۳۹۰-۰۵-۲۹، ۵:۳۶ ق.ظ

    ای ول به خواهرتون! من در پست قبلی نظری دادم که تا الان که همه رو تائید کردین تائید شد. والا بلا آدم نظرات قبل و بعد نظر تائید نشده ی خودش رو می دید و شاخ در می آورد و یا قشنگترش حرص مجازی…ولی الان به خاطر فکرای بد اون موقع معذرت می خوام(البته با استدلال قبل و بعد کذا حق داشتم) و با تائید نشدن نظر بدبختم(البته شاید خسرو و شیرین درکار بود :دی) باخواندن آرشیوتون نمودار سینوسی از خوب بد زشت عالی در ذهنمان مجسم میشد.

  7. e.sh ۱۳۹۰-۰۵-۲۹، ۱۲:۰۹ ب.ظ

    چه عجب!!!!!!!!!!!!
    خوب یعنی می خواید تعطیلش کنید؟
    حیفه ولی:-(((((

  8. عماد ۱۳۹۰-۰۵-۲۹، ۴:۳۸ ب.ظ

    سعی می کنیم بنویسیم. البته بیشتر!

  9. *.* ۱۳۹۰-۰۵-۲۹، ۵:۰۸ ب.ظ

    سلام زهرا خانم
    نکته ای که به نظر من میرسه در مورد اینکه چرا وبلاگ نویسی طرفدار کمتری داره و حتی پیش کسوتهایی مثل حضرت عالی هم کمتر می نویسن، اینکه
    اولا وبلاگ ها یک فضای یک طرفه اند. یعنی افرادی (وبلاگ نویس ها) مطالبشان را در مورد چیزی (هرچه خوششان بیاید) می نویسند و افراد دیگر فقط در پیرو صحبت های آنها نظر می دهند که البته خیلی وقت ها وبلاگ نویس ها هم جوابی به آنها نمی دهند و نوشته هردو هم در یک سطح نیست و کلا رابطه به صورت ۲ طرفه نیست.
    دوما داشتن وبلاگ به نظر مهارت هایی را می خواهد که هر کسی ندارد (چه فنی و چه نگارشی)
    سوما از زمانی که شبکه های اجتماعی فراگیر شده اند به نظر دو مورد بالا را ساده تر کرده (به علاوه اینکه شبکه های اجتماعی امکانات دیگری را هم در اختیار افراد می گزارند) و افراد تمایل بیشتری به آن نشان می دهند. همین ها به نظر باعث کمتر نوشتن شده باشند.

  10. استشهادی ۱۳۹۰-۰۵-۲۹، ۷:۲۲ ب.ظ

    سلام. یعنی مخواد تعطیل شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه خدای من

  11. هادی ۱۳۹۰-۰۵-۳۰، ۴:۳۲ ق.ظ

    سلام زهرا خانوم خیلی وقت بود نبودین.
    به نظر من وضعیت روحی خود نویسنده هم خیلی تاثیر داره ،و همچنین دوره سنی که درش قرار دارن ،واسه خیلی ها کارشون انقدر اهمیت پیدا می کنه که به خاطرش قید خانواده رو می زنن چه برسه به فضای مجازی ،خوب حجم ورودی به فضای مجازی هم زیاده و کم سن و سال ها با انرژی بیشتری میان جلو.با این مسئله هم موافقم که جذب توی جامعه های مجازی خیلی زیاد شده و میان جای بسیاری از فعالیت های وبلاگی رو می گیرن.به نظر من اونجا باید جایی باشه برای باز نشر محتوای سایت ها و وبلاگ ها.چون به نظر من وبلاگ به نوشته هویت می ده.
    راستی خوشحال می شم بیاین اینجا عضو شین afsaran.ir
    یا علی

  12. اروین ۱۳۹۰-۰۵-۳۱، ۳:۴۳ ق.ظ

    بله دیگه به خاطر همین دیر به دیر آپ شدنت یه عزیزى مثل منو از دست دادى!
    ولى من انقدر معرفت داشتم که برگردم …..
    ههه
    سلامى نو خدمت همگان

  13. حبیب ۱۳۹۰-۰۵-۳۱، ۹:۵۱ ق.ظ

    حیفه.
    من هرچندروز یکبار چک میکردم وبتونو ولی چیز جدیدی توش نمیزاشتین
    از طرفدارای قدیمی نوشته هاتون هستم ولی همیشه بی صدا میومدم و میرفتم

  14. *.* ۱۳۹۰-۰۵-۳۱، ۲:۱۵ ب.ظ

    نکته ای دیگه هم که باید اضافه بشه اینکه ممبینیم بعضی نظرات مثل همین قبلیه که من گذاشتم تایید نمی شه یا شاید آخر سر تایید شه! (مشکل کجاست؟)

  15. کربلا ۱۳۹۰-۰۵-۳۱، ۵:۰۴ ب.ظ

    فکر می کنم یکی از دلایل عدم رغبت به تولید محتوا در قالب وبلاگ ها این باشه که حداقل توی کشور ما سرعت انجام کارها به طوری بالا رفته که هر کسی باید به فکر شغل سوم خودش باشه تا تولید محتوا و به همین خاطر هم هست که رونق توییت و امثالهم در جوامع مجازی رو شاهدیم.
    البته در همه دنیا (حداقل از ظاهر امر پیداست) این سرعت در انجام امور دیده میشه ولی توی کشور ما به جهت اینکه کشوری در حال توسعه هستیم نیاز به فعالیت بیشتر و کار بیشتر در فضای واقعی هست و من شاید فرصت کوتاهی پیدا کنم تا گشتی در فضای سایبر بزنم و نهایت بتوانم بازنشر داشته باشم.
    احساس می کنم فرهنگ تولید محتوا به صورت تخصصی باید غنی تر شود یعنی هرکسی بنابه تخصص و حرفه خودش حتی بقال و بزاز و نجار از تجربیات و خصوصیات حرفه خودشون بنویسند.

  16. یک علی ۱۳۹۰-۰۶-۴، ۱۲:۴۳ ب.ظ

    یه دلیل دیگشم اینه که به قولی دست زیاد شده .
    اون قدیما که فیس بوکو گوگل پلاس و این کوفتو زهر مارا نبود . مثه بچه آدم میومدیم وبلاگ می‌نویشتیم بعد چند تا نظر که برامون میومد کلی خوشحال میشدیم . یعنی تمرکز طرف یه جا بود . ولی الان خودمو میگم از وقتی اومدم فیس اصلا وقت نمی کنم برم سراغ وبلاگ .

  17. یه کسی ۱۳۹۰-۰۶-۸، ۱:۰۲ ق.ظ

    تو همون ننویس به خدا.

  18. لیلی ۱۳۹۰-۰۶-۱۲، ۱۲:۰۵ ب.ظ

    خوشحالم که دوباره اومدی
    کم کم واقعا داشتم نگرانت می شدم

  19. هاشمی ۱۳۹۰-۰۶-۱۳، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    سلام مطالب جالبی داری ولی نگذارهرکسی نظراتش رونریزه تو وبلاگت از جمله اون نامه عاشقانه امام که هر کس وناکسی اومده نظر داده ووبلاگت را خراب کرده ایشاله موفق باشی وخوش بگذره ضمنا عیدت هم مبارک -سری بزنی ممنون میشم

  20. saz ۱۳۹۰-۰۶-۱۶، ۱۰:۴۳ ق.ظ

    سلام
    وقعا جالبه من هم چند ماهی هس که هیچی ننوشتم
    تازه جالبتر اینه که وقتی به لینکام گا کردم دیدم بیشترشون دیگه اصلا کامنت نمیذارن
    امیدوارم تو همینطور دمه بدی
    موفق باشی
    در پناه حق