انطباق با شرایط زندگی

* به نظر من آدم میتونه خودش رو با هر طور زندگی ای وفق بده، یا بهتر بگم آدم میتونه بر اساس درآمدش طوری زندگی کنه که ازش لذت ببره. نمیگم مواردی نیست که آدم  رو کلافه میکنه اما مواردی هم هست که طرف زندگیش رو طوری تنظیم میکنه که کم نیاره. مثل همین آقای باغبونی که در مرکز ما کار میکنه. و یا همین آبدارچی ما که به نظرم زندگیش یه جورهایی از همه ماها شادتر و با صفاتر هست.

* این آبدارچی مرکز ما فقط ۲۹ سالش هست ولی چند روز پیش شیرینی تولد سومین فرزندش رو هم آورد، در حالیکه طوری خوشحال بود که انگار بعد سالها صاحب اولین فرزند شده. آقای همکار پارتیشن بغلی به شوخی یا نمیدونم جدی برگشت گفت که نمیدونم با این اوضاع اقتصادی چطوری جرات میکنی صاحب بچه بشی؟ اونم سه تا؟!

* بعد آقای آبدارچی شروع کرد به تعریف از زندگی خودش. اینکه دیپلم که گرفت رفته بود تو یه باغ اناری در یزد کارگری کنه، باغ مال یه آدم پولدار بزدی بود که سرکارگر قبلیش ظاهرا ازش دزدی میکرد. ایشون ماجرا رو به صاحب باغ اطلاع میدن و اون آدم اخراج میشن و خودش میشه سرکارگر. ولی خوب اون کار روزمرد بود و اون رو قانع نمیکرد. بنابراین اومد تهران، تو یه رستورانی شروع به کار کرد. هیمنجا عاشق دختر یکی دیگه از کارگرهای رستوران شد و ازدواج کرد. بعد توسط یکی از مشتریهای رستوران با یک اداره دولتی آشنا شد و چون بیمه میشد، قبول کرد که بیاد. اولش خونه شون اجاره ای بود بنابراین خیلی بهش سخت میگذشت، شروع کرد به مشتری یابی برای محصولات باغ انار اون آدم یزدی. طبعا انار در تهران گرونتر از یزد فروخته میشه و اینطوری سود زیادی میکرد و صاحب باغ هم راضی بود. کم کم اینطوری تونست پول قسط اول خرید خونه اش رو جور کنه، البته الان یه زیرزمین رو خریده ولی در یک منطقه خوب. با این پول میتونست در مناطق پائینتر یه خونه بزرگتر و به اصطلاح روی زمین بخره ولی میخواست به محل کارش نزدیک باشه.

* میدونین در خلال حرفهای اینها چی برام جالب بود؟ اینکه آقای همکار که پست خیلی بهتری داره و طبعا حقوق بهتری (بالای یک و نیم میلیون) با تعجب میگفت که ای ول بابا. من هنوزم نتونستم خونه بخرم با این حقوق. زندگی خیلی سخته و این حرفها. مثلا میگفت یه مهمونی که بذاری خرجش اینقدر میشه، نمیشه که سفر نرفت، وسایل خونه رو که نمیشه عوض نکرد، بالاخره شما با یکسری آدم رفت و آمد داری که زندگیتو می بینن.

* من داشتم با خودم فکر میکردم، آقای آبدارچی حتما توی دلش میگه ما با اینجور آدمها معاشرت نمی کنیم. کسانی که باهاشون معاشرت داریم، مثل خودمونن. زندگی ساده، صفای بیشتر و آرامشی که توی اینجور زندگیها هست و ما طعمش رو نمی چشیم…

۳۹ نظر

  1. امیر ۱۳۹۰-۰۱-۱۷، ۹:۳۸ ب.ظ

    سلام سال خوب داشته باشید من نوشهر زندگی میکنم

  2. سید محمود بنی هاشمی ۱۳۹۰-۰۱-۱۷، ۱۰:۱۹ ب.ظ

    خب دیگه چیه مگه؟همش زندگی که پول نیست!به خدا خود انگیزه و عشق به آدم ثروت میده و با داشتن این فاکتورهای مثبت می شه به خیلی چیزای فراتر از این ها هم رسید اینا که چیزی نیست

  3. رز سیاه ۱۳۹۰-۰۱-۱۷، ۱۰:۴۱ ب.ظ

    ای آجی
    بعضی ها میخوان بگن وضعشون خوب برای همین زندگی رو به خودشون زهر مار میکنن ولی یه سری با زمونه زندگی میکنن و کیف دنیا هم میکنن …

  4. مریم ۱۳۹۰-۰۱-۱۷، ۱۱:۰۱ ب.ظ

    نکته خوبی رو گفتی زهرا.

  5. س-ر ۱۳۹۰-۰۱-۱۷، ۱۱:۲۳ ب.ظ

    “زندگی،
    سخت ساده است
    و پیچیده نیز هم”

    واقعیت اینه که بسته به خواست آدما، زندگی می تونه ساده باشه یا سخت.

  6. ح.ن ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۱:۱۹ ق.ظ

    لایک

  7. az on adamam ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۵:۴۵ ق.ظ

    malome b t daste dar kheyli alageh dari aksare kalamati k estefade mikoni mesle tabaan entebag tori tamesh intori mantageh manateg gest estelah taraf………………………..bazam begam? hamegi t ba daste hastan mishe goft t daste dar sahme b 3zai dar veblaget dare.ja dare az hamegiye t haye daste dar b khatere komaki k dar neveshtane veblaget mikonan tashako va gadrdani b amal biari masalan b eftekhare t daste dar esme veblageto az zahra b tahra tahgir bedi albate bayad movazeb bashi dastash ziadi bozorg nabashe chon ye vagt mibini mikhore to kalat az ini k hasti chiz tar mishi

  8. فاقد بیمه و شغل ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۵:۵۵ ق.ظ

    زندگی در ایران چقدر خوبه همه چیز خوبه پول نفت در سر سفره زهراست پس همه چیز خوبه

  9. من ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۸:۳۱ ق.ظ

    الان در قالب این داستان داری برای جهاد اقتصادی تبلیغ میکنی ؟؟؟کدوم اداره دولتی حقوق بالای ۱٫۵ به کارمند میده ؟؟؟؟؟؟ من که دکتری دارم رسمی هستم رییس اداره هم هستم توی یک اداره خوب. پارتی هم دارم. با کلی انواع مزایا دارم ۱۱۰۰ میگیرم وگرنه حکم من زیر ۸۰۰ تومنه

    زهرا Reply:

    چقدر شما ساده اید قربان
    اینجا بالای اینهم دارن میگیرن
    یه سری هم به نفت و سازمانهای تابعه اش بزندی
    اونجا لیسانس بالای یک و نیم میگیره.

  10. غلامرضا ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۹:۴۷ ق.ظ

    بابا وزارت نفت. بابا حقوق بالای یک و نیم میلیون:دی

  11. لیلی ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۱۰:۰۲ ق.ظ

    ممنون که توی پست قبل بهم جواب دادی…

  12. من ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    سرکار خانوم شما ساده هستین که ما رو ساده فرض کردید. اولا شرکت نفت مخابرات تامین اجتماعی و….. شرکت نیمه دولتی هستن اصلا اداره نیستن.همه ادارات در همه جا از قانون مدیریت خدمات کشوری بطور یکسان پیروی میکنن که تاپ ترین حالات حقوق کارمند غیر مدیرش میشه من تازه من جز مدیران میانی محسوب میشم.البته بجز قوه قضاییه و وزارت اطلاعات که حقوق اونا بحثش جداست حالا شما تو کدوم داری کار میکنی من نمیدونم

    زهرا Reply:

    والا من حال و حوصله متلکهای شما رو نداریم، هرچی میخواید فرض کنید.
    بله من وزیر اطلاعات هستم
    در ثانی حقوق مال یکه کارمند رده بالای اینجا بود
    محض اطلاع اینجا تا ۳ تومن هم میگیرن یعنی طرف حتی اگه روزی تبدیل به آبدارچی بشه بازم حقوقش ۳ تومن هست
    تازه این چیزی نیست مشاور اینجا ساعتی اقلا ۶۰ هزارتومن میگیره
    حالا هرچه دلتون میخواد بنده فرض کنید ولی دوستان من معتقدن که حقوق ما بسیار پائینه و اونها به مراتب حقوق های بالاتری میگیرن
    الله علم

  13. هادی ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۱:۰۴ ب.ظ

    خدا…
    اونه که تقدیر آدمها رو رقم می زنه.اون هیچ وقت بندگان صالح خودشو از یاد نمی بره.اون باغبون شاید مدرک و پول آنچنانی مداشته باشه ولی شاید خدا رو داشته که الان همه چی داره.
    موفق باشید
    یا علی

  14. بیرونی ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۱:۳۳ ب.ظ

    قانون خاصی در همه‌جای جهان وجود دارد. اگر فقیرید و می‌خواهید ثروت شما افزایش پیدا کند با فردی در طبقه‌ی اقتصادی‌ی خودتان ازدواج کنید. بعد با هم پله‌های اقتصادی را بالا بروید

  15. رامین ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۲:۱۷ ب.ظ

    حق با شماست
    منم همیشه میگم اونایی که زندگی ساده ای دارن خیلی از ما خوشحال تر و سر زنده ترن
    ولی خدایی نکرده یکی وضع خوبی داشته باشه و زمین بخوره اون زندگی وحشتناکی داره

  16. رامین ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۲:۱۹ ب.ظ

    در مورد حقوق هم یک چیزی بگم
    البته من تهران نیستم
    حقوق اینجا بین ۱٫۵ تا ۱۰ میلیون تومن هست
    البته ما نیمه دولتی هستیم
    ولی فکر کنم شما زیاد در جریان بعضی حقوقها نیستین

  17. احمد ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۲:۵۳ ب.ظ

    طبق معمول نوشته ای زیبا

  18. یکی ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۴:۴۰ ب.ظ

    بارک الله دختر باخدا بارک الله…
    من به عنوان یک پسر مجرد،از جمله ی دلایل اصلی ام برای مجرد موندن همین خاله بازی هایی است که توی ازدواج از ب بسم الله تا آخرش وجود داره هست.صحبتهائی نظیر اونچه همکارتون می فرمایند که”بالاخره شما با یکسری آدم رفت و آمد داری که زندگیتو می بینن.”کفر منو در می یاره.
    زندگی ما خیلی ساده است.نه تختی،نه میزنهارخوری،نه ماشین ،نه LCD , نه هزارتا چیز دیگه.امسال بعد۲۷ سال زندگی پدر و مادرم، مبل خریدیم که البته واسه من که -با کمی تسامح و تساهل-چندان خوشحال کننده نبود.اصلا” برخلاف خیلی از هم سن وسالام که برای کم نیاوردن جلوی دوستاشون پدر ومادر مجبوربه خرج و مخارج می کنن من اینجور نیستم.از تهوع آورترین قسمت های عیددیدنی های امسال و کلا” دید و بازدیدهای اخیر همین بحث های مزخرفی است که رد و بدل می شه.نمی دونم تمایلم به سادگی ببن مایه ی فکری داره یا فقط بابت اعتیاد به زندگی ساده خودمونه.من حاضرم بابت چیزی که خودم احساس نیاز می کنم کرور کرور پول خرج کنم اما یه سوزن هم از روی چشم و هم چشمی نخرم.از چشم وهم چشمی متنفرم متنفرم…
    روح مرحوم عین صاد شاد باشه که می گفت-نقل به مضمون-:آدمی که رشد نداره خودشو به تنوع ها مشغول می کنه”
    شرمنده که این نظر من گویا واسه خودش شقشقیه ای شد.
    خوشحال می شم که سر بزنی به وبلاگم مخصوصآ این پست
    http://www.boradeha.blogfa.com/post-87.aspx
    راستی یک باردیگه هم پرسیدم:شما زهرا حسنی بکیاری؟

  19. matin ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۵:۳۳ ب.ظ

    من باهات موافقم. من فکر می کنم آدم با یه نگرش درست و با یه مدیریت درست میتونه هم خیلی پیشرفتکنه هم از زندگیش لذت ببره. منظورم این نیست که اصلا فقیر نداریم و فقر و نداری معنا نداره نه. به طور کلی دارم می گم. آدمی که برای پولش و اولویت ها و هدفش نتونه برنامه ریزی و هدف مشخصی داشته باشه، ۱۰ میلیون هم که بگیره بازم ته ماه نشده میگه کم اوردم…

  20. morteza ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۷:۱۷ ب.ظ

    بله نام خدا
    چند صفحه نوشته بودین دیگه نمیاد به هر حال مثل اینکه پستهای بنده حذف می شوند ونیز برخیمطالب شما رونمی تونم بخونم و جواب بدم چون تو صفحه کاری بنده باز نمیشند شاید اونهم بهخاطر استفاده شما از برنامه ئخاصی هست بههر حال ازاین حقوقو این جورچیزازیاد مطلبی گیرم نمیاد از کسیخوشم بیاد بدون توجهبه این مسائبل پاپیش میزارم و پیش میرم البته با برنامهریزی هر چه باداباد

  21. اس دی ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۸:۰۳ ب.ظ

    فرمده اید که”
    یه سری هم به نفت و سازمانهای تابعه اش بزندی
    اونجا لیسانس بالای یک و نیم میگیره.”
    به عنوان یک دانشگاه نفتی که طبیعتا” جمع کثیری از دوستاش تو مجمعههای نفتی هستند و خودش هنوز استخدام نشده عرض کنم که وسط دریا و روی سکو هم اولش این همه که فرمودید نمی دن.طبق یه آماری که دو سه سال پیش داشتم وزارت نفت تو ده تا نهاد دولتی حقوق بگیر اول هم نیست.به مسئولین تو اتق نشین هم کار ندارم ولی کاش یک بار یکی دو هفته تشریف می بردیدبه مناطق عملیاتی نفتی تا می دید که ملت دارند پول خون و جون و دوری از خانواده رو می گیرند.ایام عزت مستدام!

  22. وحیدجون ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۹:۴۴ ب.ظ

    سلام کاری ندارم کی چقدر میگیره .اصلأ منظور حرف چیزه دیگست چرا شلوغش میکنید.بنده کارمند وزارت امورخارجه ام وحقوق آبدارچی وزارتخانمون ماهی ۸۶۰تومنه .این بابای آبدارچی زهراخانم واقعأ دلش خوشه وزندگیشو میکنه وزندگی رو از یک دریچه دیگه نگاه میکنه که ماها اکثرأ نمیتونیم فکرشم بکنیم زندگی سختی داره ولی میگذره مهم اینه که چطور ازش استفاده کنیم.وچیزدیگه ای که میخواستم بگم اینه که بعد ۹ماه مأموریت برگشتم ایران وسلام مخصوصی دارم خدمت زهراخانم امیدوارم که مارو فراموش نکرده باشن .خیلی خوشحالم اومدم به وبلاگت تا عرض ادبی کرده باشم آخرین کامنتی که گزاشتم برات راجعبه مجمعه عروسی بود که توشمال برسرمیگرن یادش بخیر چقدر دلم تنگ شده بود .قسمت نشد ازدواج کنیم وپرچم مجردی هنوز بالاست .اسمهای بچهارو نگاه میکردم اکثرشون جدیدن خدمت همگی سلام عرض میکنم دوستدار همگی شما وحید جون.

  23. وحیدجون ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۹:۵۱ ب.ظ

    امیدوارم نظرات دروبلاگ قرار بگیره.

  24. علی ۱۳۹۰-۰۱-۱۸، ۱۱:۲۳ ب.ظ

    سلام زهرا جان. عیدت مبارک.
    دوتا چیز:
    اول اینکه بدک نیست یه دکمه ی لایکی به اشتراک گذاری ای چیزی زیر این پستات بزنی. آدم زورش میاد یه ساعت اطلاعات پر کنه تا بتونه یه نظر بده.
    دومیش . . . دومیش . . . ولش کن خودت چطوری! :دی

  25. محمد حسین ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۱:۴۳ ق.ظ

    سلام زهرای عزیز
    تا حدودی بات موافقم ولی با نوشته ی زیرم موافقم که میشه پارادوکس :)
    نظر خودت چیه؟
    http://fullnet.ir/1389/08/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7/

  26. سیامک + ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۱۱:۱۶ ق.ظ

    چه فرقی می کنه!!بحث سر این نیست که چقدر حقوق می دن.
    بنده ی خدا داره می گه می شه با ساده زندگی کردن بهتر زندگی کرد.
    اتفاقا دیشب زن داییم با بچه هاش اومده بودن خونمون واسه عید دیدنی!ساعت ۹٫۳۰ شب! خود داییم سر کار بود .تو کارگاه.به خانمش گفته بود شما برید من خودم میام.
    درآمدشون خیلی خوبه ولی اصلا آرامش ندارن .زن داییم همش گلایه می کرد که همش داریم می دوییم.هر چی پول در میآرن خرجهای الکی می کنند در حالی که اجاره نشین هستند!مثلا سه تا ماشیند دارن.پسر شون هر روز با ماشین میره دانشگاه خارج شهر با بنزین لیتری خدا تومن!مامان بابایش هم همیشه نگران هستند که تو جاده تصادف نکنه.در صورتی که می تونه مثل خیلی ها با سرویس دانشگاه بره. کلی از این خرج های الکی و غیرضروری دارن.
    کلا زندگی سخت شده.مثلا اون موقع پدر بزرگ و مادر بزرگ هامون ۸ تا۱۰ بچه بزرگ می کردن ولی الان بزور از پس ۲ یا ۳ تا بر می آند.دیگه نو عروس و داماد ها هم که یکی رو هم نمی تونن بزرگ کنند یا بچه ی بدبخت خونه مامان بزرگشه یا مهد کودک!
    آقای احمدی نژاد هم هزار بار تبلیغ کنه که کارخانه ی جوجه کشی راه بیندازید کسی گوش نمی ده.مگه شما فکر می کنید مردم به حرف خاتمی گوش دادند کنترل جمعیت انجام شد؟نه خودشون دیدن که نمی تونن.
    حالا کار از تشویق به بچه دار شدن گذشته!باید تبلیغ کرد ،ازدواج کنید….

  27. وحیدجون ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۱:۴۰ ب.ظ

    جمعه نظرات تعطیله ؟

  28. غزاله ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۳:۱۲ ب.ظ

    خوشبختی از نوع نگاه افراد به زندگی به وجود میاد نه از دارایی هاشون

  29. علیشان ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۶:۱۶ ب.ظ

    سلام زهرا خانم
    من با نظر شما موافقم ولی شریک زندگی که اینجوری نیست اون یه چیزای دیگه ای میخواد که باید براش فراهم کنی چون وظیفه مرد تامین زندگی هست ولی اگه همه مثل این آقا فکر بکنن خوبه ما که از فردامون خبر نداریم نمیدونم کارمون سرجاش هست یا نه با یه موضوعی رو هواس ما امنیت شغلی و آینده نداریم برا همین مجبوریم برای آینده تلاش کنیم

  30. کانون وبلاگ نویسان فتح ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۶:۵۳ ب.ظ

    اظهار نظر نه به کام شهدا ، نه به کام مردم ! فقط به عشق استاندار

    پشت پرده هجمه رسانه ای علیه سردار غیب پرور در استان فارس

    kanoonFATH.blogfa.com

  31. ... ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۹:۱۳ ب.ظ

    با این وضع اینترنت ممکلت و قوانین! جرایم رایانه ای و خصوصا این اواخر،
    فی لت ر کامل وردپرس و بلاگر،
    مگه بشه همین کار رو کرد،
    نشت وبلاگ تو یا وبلاگ دختر ترشیده رو خوند.

  32. ... ۱۳۹۰-۰۱-۱۹، ۹:۱۷ ب.ظ

    wowwwwwwww
    ثبت شد؟!!!
    دیگه به شرط تایید نیست؟!!!!!!!!!!!!!!
    آفتاب از یه ور دیگه در آومده یا خواب نما شدی؟
    غیرمنتظره بود. خیلی….

  33. ناشناس ۱۳۹۰-۰۱-۲۰، ۹:۳۷ ب.ظ

    به نام خدا
    این جنگ حقوق ها رو کمی روشن تر بفرمایید تا ما هم روشن شیم !
    حقوق پایه همه سازمانهای دولتی و و شرکت های وابسته به دولت همه یکسان هست و همین طور سقف اضافه کاری ها هم همین طور ! می ماند ماموریت ها که آن هم تقریبا محدود و ثابت است حالا می ماند تشویقی ها و نیز انتشار مقاله و شرکت در همایش ها و نمی دام ازاین جنگولک بازی ها که اون هم باز تقریبا محدود و ثابت است می ماند فعالیت های خارج از مجموعه یا به نوعی شبیه به این که از این منظر می توان یک مقداری تغییراتی را ایجاد کرد مثلا فردی در یک پروژه ای مشارکت می کند اسمش هست ولی عملا کار را دربیرون و یا در داخل مجموعه انجام می دهد که دراین زمینه حقوق ها پرش دارد
    خانم اچ بی باید بگویند که از کدام رویه ها در مجموعه شان استفاده می کنند !
    البته نوچشمی بودن هم به این اضافه می شود
    -عضو حراست هستند یا نه !
    -عضور بسیج هستند یا نه !
    -رزمنده و ِا ازاده هستند یا نه !
    -میدیر هستند یا نه !
    -ترجمه می کنند یا نه !
    -مقاله در خارج از کشور ارایه میدهند یا نه !
    و هزاران حقوق بیار کار نه کن زیاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  34. رزا ۱۳۹۰-۰۱-۲۲، ۸:۵۹ ق.ظ

    چرا اینقدر چرت وپرت تحویل بنده خدا میدهید.درسته که حقوق پایه وسقف اضافه کاریها یکسان است.اما بعضی شرکتهای صنعتی ازجمله شرکتی که من در آن کار میکنم دارای آیتم های دیگری هم هستندکه با قوانین خودشون به حقوق پرسنل اضافه می کنند.مثل امتیازتولید که تا سقف ۵۰۰۰۰۰ تومن هم میرسد وماهانه به همه اعم ازمدیر وکارگر و آبدارچی داده میشود.پس چیز عجیبی نیست.

  35. ناصحین89 ۱۳۹۰-۰۱-۲۴، ۱:۲۹ ق.ظ

    می‌بینی! خلق الله چه اندازه فهمیده هستند…در بند نقش ایوان مانده اند…اون میگه حقوق این قدر این میگی اونقدر…
    والله از قدیم گفتند مرد اگه زنش زنیت داشته باشه به همه جا می‌رسه..عمده بدبختی این مردها بابت زنهای ولخرجشونه..این از این…(البته اگه مرد جربزه و همیت داشته باشه با یه تشر حله..ولی خدا در و تخته رو خوب به هم جوش میده تا سمساری محل و متخصص پوست و زیبایی و و مبل فروشی حال کنند)
    دوم الان دست کم چند نفر رو می‌شناسم در همین تهران خودتون که در کل ده سال قبل بالای چهل میلیون خرج عوض کردن ماشین و موبایل کردن…چیزی حدود ده میلیون خرج عوض کردن مبلمان کردند…بالای سه چهار میلیون خرج جابه جایی اثاث کردن…بالای دو سه میلیون خرج انواع و اقسام کرمهای لک بر کردن ..ولی هنوز مستاجرند..هنوز به جای سوار مترو شدن می‌پرند روی ترک اتولشون…و بنزین هفتصد تومانی می‌سوزونند..بعد می خوان مثل مردم ژاپن و اسکاندیناوی در رفاه باشند…اینه که ما اینیم…

  36. ناشناس ۱۳۹۰-۰۱-۲۹، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    برای شما متاسفم که اینقدر در عالم وهم زندگی می کنی. من واقعیت داستانی را که نوشتی رو می دونم و باید بگم که خیلیش بافته ذهن بیمارت بود.

  37. ابوالفضل ۱۳۹۰-۰۱-۳۱، ۱۱:۰۷ ب.ظ

    سلام
    نظر که خوشبختانه زیاد داری. معمولا حوصله ندارم نظر بدم!! :)
    اما مطلب رو که خوندم چون خیلی قشنگ بود و باهاش موافقم ، دلم نیومده نظر نداده و تشکر نکرده از اینجا برم….
    ممنون