عقده سیندرلا: تئوری ترس پنهانی زنان از استقلال

* کارتن بابا لنگ دراز رو که یادتونه؟ یکی از کارتنهایی بود که شدیدا مورد علاقه من بود و خیلیم شخص جودی ابوت شخصیت اصلی داستان رو دوست داشتم. «جودی» یه دختر  باهوشی بود که تو یه پرورشگاه بزرگ شده بود ولی یه حامی ناشناس پیدا میکنه که ازش پشتیبانی مالی می کنه طوریکه موفق میشه به مدرسه خصوصی راه یابی کنه. جودی که حامی خودش رو نمی شناسه و فقط یه بار اونو در یک نگاه از پشت سر دیده، بهش لقب «بابا لنگ دراز» میده و اغلب هم درباره زندگی روزمره و فعالیتهایش بهش نامه می نویسه.  طبیعتا مدرسه خصوصی مال پولدارهاست و جودی که تو پرورشگاه بزرگ شده، تو مدرسه خیلی سعی می کنه که فاصله فرهنگی خودش رو با جامعه دوروبرش، کم کنه.

* من به طرز عجیبی هیچوقت قسمت این کارتن رو ندیدم. علیرغم همه علاقه ای که بهش داشتم. ولی از اونجائیکه پایانش رو شنیدم خوشحال شدم که ندیدمش! نه اینکه پایان بدی بوده باشه، نه اتفاقا پایان خوبی بود، ولی من دلم میخواست این روند همیشه حفظ بشه. منظورم اینه که همیشه یه کسی توی زندگی جودی بود که هر وقت خوشحال بود یا کم آورده بود یا کلا هروقت چیزی شده بود که نیاز بود به کسی بگه، یا باهاش درددل کنه، بتونه اینکارو بکنه بدون اینکه ترسی یا شرمی چیزی مانعش بشه. اوایل بابا لنگ دراز اینطوری بود، بعدشم نامه های جودی خیلی معصومانه بود. گناه داشت خب.

* همیشه فکر میکردم این فقط من هستم که یه جودی ابوت درون خودم دارم و دلم میخواد یه همچو بابا لنگدرازی باشه. واقعیتش اینه که آدم هرچقدرم که بهش بگن خودکفا هست، ولی ناخودآگاه درون خودش دنبال یه همچین چیزی هست که از نظر مالی و روحی ساپورتش کنه. برای همین فکر میکنم اکثر زنها درونشون یک جودی ابوت دارن حتی زنهای خیلی کامل و مستقل.

* اینها رو برای این نوشتم که امروز چشمم خورد به این کتاب: عقده سیندرلا: تئوری ترس پنهانی زنان از استقلال. نویسنده کتاب خانم کولت دولینگ هست. اسم این نظریه از یکی از کارتن های دیزنی به اسم سیندرلا وام گرفته شده. در این کارتن شخصیت سیندرلا دختری هست که جذاب، اجتماعی و مودب هست اما با این حال نمیتونه شخصیتی مستقل داشته باشه. نویسنده میخواد بگه که این عقده چیزیه که از بچگی به دختربچه ها تلقین میشه و برای همین اونها هیچوقت یاد نمیگیرن که استقلال داشته باشن. سیندرلا دختر زیبای قصه ی شاه پریان منتظر سواری بود که خوشبختش کنه و از تنهایی آزادش کنه و تکیه گاهش بشه. طبیعیه که این سوار حتما باید مرد باشه!
نویسنده کتاب میگه تمایل ناخودآگاه زنها برای مراقبت شدن توسط دیگران، عمدتا بر اساس ترس از مستقل بودن هست. و هرچه زنها سنشون بالاتر میره، این تمایل در اونها بیشتر میشه، و این عمده ترین دلیل زنها برای موندن در روابط مضر و نادیده گرفتن توانائی های شخصی شون هست.

* اکثر ما زنها اینطوری بزرگ میشیم که وابسته به مرد باشیم و بدون وجود اونا احساس ترس و وحشت کنیم. به ما یاد دادن که نمی تونیم روی پای خودمنون بایستیم، آسیب پذیر، ظریف و نیازمند حمایت و حفاظت هستیم. فرقی نمیکنه یک زن چقدر باهوش و موفق هست، حتی زمانی که زنها دوست دارن آزاد و بی قید و بند باشن، بازم دوست دارن مورد حمایت و نگهداری قرار بگیرن و این بخاطر اینه که از سنین کم به دخترها گفته شده برای بهتر زنده موندن، باید حمایت بشن در حالیکه به پسرها اینطور آموزش داده نشده و به اونها گفتن که باید ریسک کنند.

۳۸ نظر

  1. میثم ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۲:۴۵ ب.ظ

    انتظار دارین از بچه‌گی به دخترا یاد بدن که سبیل بذارن و آره داداش بگن؟

  2. پیوست ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۲:۵۱ ب.ظ

    می‌بینم که به جودی ابوت حسودی‌تون شده! :دی
    فکر می‌کنی همه‌اش به تربیت و محیط بستگی داره و حداقل بخشی از اون به ذات و فطرت جنس مؤنث ربط نداره؟

    زهرا Reply:

    چرا من فکر میکنم بخش زیادیش ذاتی هست:دی خوبه توضیحات بخش اولم هست و همشم نوشتم نویسنده معتقده و الخ

  3. علی ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۲:۵۹ ب.ظ

    سلام
    شما با فرض درست بودن نظر نویسنده کتاب جلو رفتی که به نظر من نمیتونه در بهترین حالت تنها میتونه تا حدودی درست باشه

  4. kinaz ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۳:۱۱ ب.ظ

    به نظر بنده همه اش به تربیت بستگی ندارد
    و از آن گذشته این نوع مطالب آدم را یاد تفکرات فمینیستی می اندازد

    زهرا Reply:

    ای بابا:)) این دیگه از اون حرفا بود :دی

  5. رونیک ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۳:۲۷ ب.ظ

    وب قشنگی دارین …. نوع نوشتنتون زیباست ….

    احتمالا بازم سر می زنم.

    http://tajrobenik24.mihanblog.com

  6. لیلی ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۳:۳۰ ب.ظ

    فکر میکنم چون از اول خانواده ها از حضور دخترها توی اجتماع نگران هستن.از این که دیگران بهشون آسیب جسمی یا روحی بزنن.برای همین همیشه دخترها رو تشویق به همراه داشتن می کنن.

  7. Hamid ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۴:۱۳ ب.ظ

    عزیزم اینا دلیل بر این نمیشه که بخوای ترشیده بودن خودت را توجیح کنی؟
    این فلسفه بافیا را معمولا زنای مجرد و از همه جا بردیه میکنند.که این خانم هم زحمت کشیده و اون را کتاب کرده. و طرفدارانشونم از همین قماشند.

  8. آشناس ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۴:۳۰ ب.ظ

    انصافا تحلیل امروزت از خواب دیروزت چرندتر بود! به هر حال من هم لنگام درازه،هم جای باباتم! نامه ای چیزی داری بنویس :-)

  9. آرش کمانگیر ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۴:۴۹ ب.ظ

    خب . این مساله از دید یه خانم بوده و طبعا براش ترس از استقلال خانمها اهمیت داشته . موضوع اینه که در جغرافیای کشورمون ما مردها هم این ترس پنهانی و درونی شده از استقلال رو داریم. خیلی وقتها محیط زندگی و باورهایی که دارید به شما اجازه نمیده حرف از استقلال بزنید. حالا چه مرد و چه زن. از طرفی معتقدم باید بررسی بشه که چقدر استقلال؟! آیا واقعا استقلال ۱۰۰ درصدی می تونه راه حل نهایی باشه یا اینکه خودش آبستن یه سری از مشکلات آینده است؟
    ولی موافقم که در کل خانمها وابسته ترند.

  10. مارمولک ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۵:۱۷ ب.ظ

    نکنه پرسپولیسی هستی اینقدر از استقلال میترسی؟! بابا بیخیال آبستنی و این حرفا ، آبیته!

  11. me ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۵:۲۷ ب.ظ

    به نظر من این مسأله کاملاً فطری است. و دلیل سیر تاریخی نداره. یعنی بر اساس سیر تاریخ در زن ها ایجاد نشده.
    خدا زن را این جوری و مرد را تأیید طلب و صاحب قدرت آفریده و سیستم را طوری آفریده که الرجال قوامون علی النسا باشد.
    سیستم زمانی به هم می خورد که هر یک به دنبال معارضه با قانون طبیعی زندگی و سوء استفاده از امکانات اختیارات و شرایط باشد.(مثل بسیاری از ما آقایان که با سوء استفاده از امکانات خود بر زن ها سخت می گیریم. یا فطرت زنانه زن ها را پست می شمریم و کارهای آنها را کوچک. و در آخر هم انتظار داریم که آنها مرد نشوند. )

  12. زهرا قدیانی ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۵:۳۶ ب.ظ

    زهرا جان
    این نظریه که گفتی رو فمنیسم روانکاوانه بر اساس نظریات فروید مطرح کرده.

  13. آریان ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۶:۲۶ ب.ظ

    اگه من بگم پسری هستم که برای انتخاب همسر، دنبال دختری می گردم که حافظم باشه و بتونم بهش تکیه کنم و ازم حمایت و حفاظت کنه، باورت می شه؟

  14. rasol ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۷:۰۸ ب.ظ

    سلام زهرا جان خوب بود بای

  15. Ela ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۷:۲۲ ب.ظ

    Javab Be Hamid,

    Agha hamid age gharar be pishguyi kardane, labod shoam ham jozve oun pesarayi bebakhshid aghayuni hasti ha ruz ba yeki tashrif daran baed yehoyo etemad be nafs reside be arshe ala ke vay man che bahalam ke enghad havakhah daram,
    Jenabb, har la’aghal dar donyaye emruzi laaghal dar Tehran…har bani bashari age bekhad engahd khodesho vojudesho va ruhesho biarzesh koneh ke har ruz bendazatesh zire yeki….rah faravune o jadde deraz monteha baezi be khodeshun be ashghale tou khiabun ke har ki khast mitune ye lagad bezaneh negah nemikonan va mosallam be yeki mesle u hatta ejaze nemidan be shoaye 20Km ham nazdikesh beshi….oftad????

    Hamin Zahra ke khode man az mokhalefaye sarsakhte siasish hastam age mikhast be yeki mesle u ru bedeh ke alan jaye ye zendegi mostaghel va entekhab kardane dorost bayad har ruz fekro hushesho mizasht ke che juri yeki mesle u ro yekhorde agheltar o bashourtar kone….
    Roshan bud ishalla

  16. Hamid ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۷:۴۹ ب.ظ

    اولا من نه تهرانیم نه به اندازه یک ساعت در تهران زندگی کردم.
    اما قبول دارم حرفات. تو شهر رنگارنگ شما به قول یکی از رفقا دست رو هر دختری بزاری kop میکنی!چه شل حجابش چه چادریش!

    الانم ایران زندگی نمیکنم.اما اینکه اومدی مثال از تهران و دختران تهران میزنی بعدم میای بسطش میدی به همه دخترا …همینجوری ادامه میدی.بعدم وصلش میکنی به فکر من. نه تنها توهین به خودت و دختراست. بلکه نوعی سفسطه کردنه.
    فاحشه گری فقط همخوابگی با دیگران نیست!…

    اشاره کردی که با زهرا از نظر سیاسی مخالفشی.ولی من عقیده دیگه ای دارم.
    چه شما چه زهرا و چه زنان و دختران ایران از حقوق اولیه خودشونم آگاهی ندارند.واسه همین همیشه در حقوق قرون وسطایی خودتون موندید.

  17. Hamid ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۷:۵۴ ب.ظ

    be Ela

    avalan man tehraniam na be andze faghat 1 saat dar tehran zendegi kardam.
    ama harfat ra ghabol daram.to shahre rangarange shoma be ghole yeki az rofagha dast rooye har dokhtary bezary hala che shol hejabesh che chadorish Kop mikoni.

    allaanam iran zendegy nemikonam.inke umadi khosoosyate dokhtaraye tehran ra messal mizani baad bastesh midi be afkare man noee safsatast.

    eshare kardy ke az nazare syasy ba zahra mokhalefi shadid
    ama man nazare digiee daram.che to che zahra che zanane Iran hanooz az hooghooghe avalie khodetunma agahy nadaryd.vase hamine 30 sale to hoghooghe ghoroon vostaee khodetun dar ja mizanid.

    Faheshe gary faghat be tanfrooshi nist!…

  18. Ela ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۹:۲۰ ب.ظ

    to Hamid,

    Agha jan, afarin be shoma ke enghad motemadden hastiiii ba shaksiat ke hanuz be shibe ghrun vostayi be yeki ke ezdevaj nakardeh migi torshideh….mahze ettelae shoma bande dar tehran motevalled shodam ounja ham bozorg shodam vali to nafe tammaddon zendegi mikonam alan(kahreje iranam), motmaen ham bash hade’aghal vase inke ba afardi amsale u age barkhord kardam hoghughamo bedunam …ye seri kamel oun ghanun asasi mozakhrafe mamlekato ziru ru kardam hoghughamo khub midunam baladam hastam az hagham defa konam shoma negarane nabash….shoma aghaye motemmaden ke khareje irani….ye negah dorobaret bendaz bebin chand darsad ringe ezdevaj to dasteshune???? be baghigh migan TORSHIDEHHHH aghaye MOHTRAM ba CLASS ba SHAKHSIAT??? hala oun be zamme shoma torshideh ham ye negah bendazi mibini ke hichkodumeshun be har ki ye HI dad rah nemidan….ine ke be zaeme shoma hamashun TOrshideh shodan akhe ye nobari mesle u nabudeh ye ring bendaze dasteshun ye omr ba afakare ghrun vostayish asiresh koneh:))age torshidegi ine 90 khanumaye donya ba eftekhar tarjih midan torshide bashan…oun 10 darsad bezar vase ounayi ke yejurayi esteghlale maddi nadaran majburan bechasban be yeki!!

  19. محمد ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۹:۵۲ ب.ظ

    زهرا خانوم، دستت درد نکنه، یه وبلاگ زدی که همه میان و توش نظرات موافق و مخالف خودشون رو اعلام میکنن. و معمولا هم کلی مخالف داری که میخوان به هر روشی که شده(برچسب چسبوندن، مسخره کردن، نسبتهای ناروا و …) نظرات خودشون رو به کرسی بشونن. من کاری به درستی یا نادرستی نظرات شما و اونها ندارم ولی وافعا از چنین اخلاقی حالم به هم میخوره. نظیرش رو خیلی دور و برمون میبینیم…. ولی یه آدم باید خیلی روح بزرگی داشته باشه که بتونه با بزرگواری از کنار اونها رد بشه و من احساس میکنم تو یه همچین آدمی هستی. نه؟

  20. peyman ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۹:۵۴ ب.ظ

    پیمان از یزد دختر یزدی با حال و با معرفت میخوام با هاش دوست بشم

  21. Ela ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۹:۵۶ ب.ظ

    zahra… chera commente man nemiad??:(

  22. Ela ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۹:۵۷ ب.ظ

    ye comment neveshtam 1 km be hamid nemiad akhe…alan in agha hamid fekr mikoneh man meyduno khali kardama:D zud publish kon

  23. Ela ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۹:۵۸ ب.ظ

    bebin agha HAmid:Agha jan, afarin be shoma ke enghad motemadden hastiiii ba shaksiat ke hanuz be shibe ghrun vostayi be yeki ke ezdevaj nakardeh migi torshideh….mahze ettelae shoma bande dar tehran motevalled shodam ounja ham bozorg shodam vali to nafe tammaddon zendegi mikonam alan(kahreje iranam), motmaen ham bash hade’aghal vase inke ba afardi amsale u age barkhord kardam hoghughamo bedunam …ye seri kamel oun ghanun asasi mozakhrafe mamlekato ziru ru kardam hoghughamo khub midunam baladam hastam az hagham defa konam shoma negarane nabash….shoma aghaye motemmaden ke khareje irani….ye negah dorobaret bendaz bebin chand darsad ringe ezdevaj to dasteshune???? be baghigh migan TORSHIDEHHHH aghaye MOHTRAM ba CLASS ba SHAKHSIAT??? hala oun be zamme shoma torshideh ham ye negah bendazi mibini ke hichkodumeshun be har ki ye HI dad rah nemidan….ine ke be zaeme shoma hamashun TOrshideh shodan akhe ye nobari mesle u nabudeh ye ring bendaze dasteshun ye omr ba afakare ghrun vostayish asiresh koneh:))age torshidegi ine 90 khanumaye donya ba eftekhar tarjih midan torshide bashan…oun 10 darsad bezar vase ounayi ke yejurayi esteghlale maddi nadaran majburan bechasban be yeki!!

  24. سعیده ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۱۰:۳۱ ب.ظ

    چه پست جالبی
    این سوال برا م همیشه بوده که بعضی خصوصیات خانمها کدومش تحت تاثیر جامعه شکل گرفته و کدومش ذاتی تو وجودشون.
    نمیدونم جواب سوالم چجوری بکشفم.
    ولی من خودم استقلال رو خیلی دوس دارم.

  25. po0ya ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    به نظر من این مشکل بیشتر از هر چیز به شخص بر می گرده که چجوری باشه .
    همینطور که الان خیلی از پسرا هم همینطورن حتی تا جائیکه نمی تونن برای خودشون تصمیم بگیرن و بر عکس دخترایی هم هستن که اینجور نیستن ( البته کم ) ولی خوب دلیل این کم بودن به نظر من بخاطر فرهنگ حاکم بر جامعه هست نه فرهنگ شخص ، خانواده و…

  26. Hamid ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۱۲:۵۹ ق.ظ

    man nemidunam shoma chera enghadar hassyat neshun dadyd roye in loghat.
    man khodam be Liberalism eteghaad daram.
    inke mojarad hasty hich eshkal nadare va man ham angesh nadonestam.
    shoma dar kamale azadi mitunid mojarad bemunid.
    khode man ham mojarad hastam che berese ring dashte basham.

    ama tamame harfe shoma falsafe bafye vase aghydatun.man be khatere sharayete mali va ye sery moshkelatam tan be ezdevaj nemidam.
    ama shoma daliletun faghat falsafe bafy va ghayre ghabele tahamol boodane afkaretune.
    hamin zahra nemune barezeshe.ke tavasol peyda karde be takhaiolate ye nevisande.
    ya hamin khode shoma ke migyd ezdevaj akh o tof.zende bad mojarady.
    ama mibinid ke man na az mazyate mojarady sohbat kardam na goftam mojarada torshidand.

  27. حبیبه ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۳:۴۱ ق.ظ

    استقلال به نظرم خیلی خوبه واسه یه زن. اصلا توی ایران واقعا زنها نباید وابسته ی کامل مادی به کسی باشن بعد از پدر و مادرشون. ولی فکر میکنم این نیاز به وابستگی اصلا آموزشی نیست. من برعکس مادرم کاملا خواهان استقلالم ولی واقعا نیاز به حمایت هم دارم. به نظرم نیاز به تحت حمایت قرار گرفتن کاملا ذاتیه تو خانمها البته تو بعضیا بخاطر شیوه ی غلط تربیتی که تو ایران خیلی زیاده، نمود بیشتری داره. من بهش کاملا رسیدم و این اصلا نقطه ضعف نیست که در مقابلش مثلا ریسک کردن جز امتیازات پسرا قرار بگیره. اتفاقا اون ریسک کردنم همه شون ندارن یعنی جز خصوصیات ذاتی شون نیست و اکتسابیه. در کل مرسی موضوع جالبی بود.

  28. یاسین ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۶:۲۴ ق.ظ

    سلام
    ممنونم که مطلب اخیر بنده رو لینک کردین
    وبلاگ پر بیننده‌ی شما موجب شد کمی هم امار حقیقت محض تکون بخوره
    آخه من اصلا برای حقیقت محض تبلیغ نمی‌کنم

    از این که مطلب حقیر رو لایق لینک دونستید ممنونم
    اگر لایق دونستید به سایر مطالب، به خصوص اونهائی که توی منتخب الحقایق لیست کردم هم نظری بندازین

    مشتاقانه منتظر حضور مجدد شما هستم
    التماس دعا

  29. میترا ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    سلام زهرا جان.. به نظر من دو نوع عامل تو شکل گیری شخصیت زنها خیلی موثرند یکی عامل فرهنگی که مثلا افراد اجتماع چه نوع نگاهی به زن دارند که خود این عامل فرهنگی هم می تونه نشات گرفته از فاکتورهایی مثل دین و مذهب اون جامعه باشه و یا جغرافیای خاص اون کشور..عامل دوم عامل سیاسی یعنی این که در قوانین یک کشور چجوری به زنها نگاه شده مثلا این که تا صد سال پیش در هیچ کشوری از کشورهای دنیا زنها حق رای نداشتن تن آدمو می لرزونه…من وقتی وارد سوئد شده بودم اوائل از اعتماد به نفس و همه کاره بودن زنها تو امور مختلف زندگی اجتماعی برام جالبناک بود اما بعد از چند ماه احساس کردم این حالت اتکا به نفس زنهای سوئدی به قیمت از دست دادن خیلی چیزها و از جمله اون حس لطافت زنونه اشون تموم شده و این اصلا ربطی به ظرافت ظاهری بعضی از اونها نداشت..در گذشته های نه چندان دور خونه نشینی برای یه زن ارزش محسوب میشد..مردها زنهای آفتاب مهتاب ندیده رو برای ازدواج انتخاب می کردن اما الان اگر مردی بشنوه که یه دختر ۲۵ ساله به هر دلیلی غیر شاغله به چشم یه آدم بی عار و مصرفی بهش نگاه می کنه.. متاسفانه.. ولی برای این که راحتتون کنم باید بگم مردها کلا با جنس زن مشگل دارن.. اگر زنش خونه نشین و نجیب باشه بهش سرکوفت عرضه داشتن زنهای شاغل فامیل رو میزنه و اگر شاغل باشه می خواد که اون زن مافوق توانایی های یک زن رفتار کنه.. می خواد زنش تو خرجی دادن خونه و کارای بیرون و خرید مثل یه مرد پا به پای اون بیاد.. خلاصه اون مردهایی مثل بابا لنگ دراز وبقیه فقط تو داستانها و رویاهای زنونه هستن نه تو عالم واقعیت

  30. مینو ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۹:۲۶ ب.ظ

    همش هم مربوط به آموزش و اینا نیست. یه قسمت هاییش هم مربوط به طبیعت آدمه. نیاز به دوست داشته شدن و توجه دیگران یه امر ذاتیه. حتی مستقل ترین آدمها هم نیاز دارند که مورد توجه دیگران باشند. این ارتباطی به استقلال یا وابستگیشون نداره
    این حس رو یه مرد هم میتونه داشته باشه. منتها احتمالا نحوه ی بروز دادنش در خانمها بارزتره

  31. Ela ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    valla adam inja ke kasio nemishnase ru harfayi mishnave nazar midi…..

    manam fekr nemikonam zahra ta hala gofteh bashe az ezdevaj badesh miado aho ah
    manam mojarrad nistam dar zemn…aslan ham ah o ah nemigam age tarafe adam ye hamrah bashe chi behtar az hamrah shodan…..vali shoma bro jomlehato bekhun dobare baedan bebin chi gofti ke khanande bardasht chi kardeh…

  32. لیلا ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۲:۳۲ ق.ظ

    سلام/ منم همین حس رو دارم دوست دارم مورد حمایت باشم دوست داشته بشم و مورد توجه قرار بگیرم ولی بعضی وقتا از همین حس خودم حالم بهم میخوره/ همسایه ای داریم فکر کنم بالای هفتاد ساله و مجرد که از دبیران بازنشسته ی قبل از انقلاب هست تو این سن و سال داره اپارتمان سازی میکنه و هزار تا کار دیگه که زن های تو سن و سال ایشون مادربزرگ هستند و چشماشون هم نمیبنه و برا یه کار معمولی محتاج فرزند و نوه و نتیجه هستن خواستم یکی از اپارتمانهاشو برام بفروشه گفت الان قصد فروش ندارم می مونم ببینم نتیجه انتخابات چی میشه….چرا انقدر با مادر من (که کلی از اون کوچیکتره و همه ی ما نازشو میکشیم و بازم همیشه از درد پا و فشار خون و صد تا چیز دیگه دائم گله میکنه)فرق داره!!!!!! شما بگین فرقش تو این نبوده که مادر من همیشه خواسته تحت حمایت باشه و بوده ولی اون از اول فقط به خودش متکی بوده؟

  33. مریم ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۱۲:۴۰ ب.ظ

    درود بر دوست عزیز امروز بعد از مدتها سری به سایت علی رضا خدابخش زدم و با لینک مطلب شما مواجه شدم. عزیزم در مورد مطلبی که نوشته بودی که زنان همیشه به دنبال یه چتر حمایتی هستن اونم از طرف مردها فکر نمی کنم در جامعه امروزی زیاد صدق کنه البته من این موضوع رو نادیده نمی گیرم و و منکرش نمیشم چیزی هست که در جامعه وجود داره و همون طور که خودت اشاره کردی به خاطر نوع تربیتی هست که از ابتدا با دختران ما داشتند و و این حس رو از دوران کودکی بهش القا کردن و لی نازنینم هستند زنانی که بدون هیچ پشتوانه اعم از مرد شوهر و خانواده به تنهایی تمام بار زندگی رو به دوش می کشند یه نگاهی به به زنان دورو اطراف بیانداز همه و همه دارن پابه پای مردان کار می کنند و کم نیستند زنانی که به تنهایی بار زندگی رو بدوش میکشند و از هیچ کاری دریغ نکردن از کار در منازل مردم بگیر تا کار در کارخانه ها و فقط و فقط به واسطه زن بودنشون از حق و حقوق انسانی خودشون بهرمند نیستند و حتی در محیط های کار هم استثمار میشن رفیق مارکس میگه اقتصاد زیر بناست و من هم فکر می کنم تعیین کننده است و تو جامعه امروز می بینیم که زنانی که استقلال مالی بهتری دارن در همه جا پشرو هستند حتی زن کارگری که همسرش کار نمی کنه به واسطه تا مین اقتصادی که برای خانواده داره می تونه تصمیم گیرنده باشه و من فکر نمی کنم که کسی از این استقلال ترسی داشته باشه و بر عکس زنان و دختران امروز هیچ ترسی از این استقلال ندارن و همه در تلاشن برای بدست اوردن این ازادی و استقلال به امید برابری

  34. من و خودم ۱۳۸۹-۰۶-۱۲، ۷:۰۴ ب.ظ

    به اون قسمت که نوشته بودی تمام زنها جودی در درون خود با شک نگاه میکردم , چون هرچی فکر کردم درخودم جز بابالنگ دراز چیزی ندیدم. وقتی به آخر متن رسیدم و دیدم نویسنده کتاب در مورد تربیت کودکی نوشته بیشتر به فکر رفتم.
    من یکی از اون زنهای ایرانی هستم که از کودکی بهم یاد دادن از دیگران حمایت کنم , خیلی وقتها پدرم بخاطر اینکه از بچگی پدری نداشت و برادر هم نداره من رو به عنوان پدر و برادر خودش معرفی کرد. انصافا هم تا چند سال پیش همیشه پشتش بودم. اما صادقانه بگم الان خسته شدم . از مردانه رفتار کردن
    دلم میخواد شونه های باشه که یک زمانهائی بهش تکیه کنم. اونقدر به من یاد دادن که تکیه گاه باشم که تکیه کردن یادم رفته.
    حالا من رو چطوری اون نویسنده میتونه تفسیر کنه؟ این خستگی ربطی به تربیت کودکی نداره.
    آیا پسرهای ما هم به یک سنی برسند از بابا لنگ دراز بودن انصراف میدن؟
    خوشحال میشم نظر شما را بدونم

  35. نیما همایونفر ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۱۰:۱۸ ق.ظ

    یادمه تو معنی قران یه جای خوندم که خدا گفته بود (من انسان رو به بهترین وجه و حالت آفریدم )یا لا اقل مفهوم آیش این بود اینو گفتم که بگم به نظر من اینطوری بهتره چون منم به عنوان یه مرد تو حالتهای خودم میبینم که دوست داشته یاشم یکی بهم تکیه کنه و یا حامیش باشمحالا فرقی نمیکنه زنم یا مادرم یا خواهر منظورم کلا” زنهاس این تو ذات مرداس اگه دقت کرده باشی تو ذات خودت هم هست که دلت بخواد یکی هواتو داشته باشه این ربطی به کشور ما و یا زمان زندگی ما نداره در تمام ادوار زندگی این حالت بوده از طرف دیگه این یه طرفه نیست چون مردا همیشه نیاز به یه هم فکر دارن به نظرم تو تصمیم های دو نفره بیشتر اوقات تفکرات زنها منطقی تره خانوما اوصولا حکم cpuتو کامپیوتر رو دارن و قوه پردازش مغزشون۴۰ برابر آقایونه و در عوض قوه اجرای تصمیم در آقایون چند برابره

  36. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۲۱، ۸:۵۰ ب.ظ

    سلام من خونم فاز یک اندیشه کرج هست و تنها و مجرد زندگی میکنم هر خانومی که میخواد با من دوست بشه و بیاد خونم باهم عشق و حال کنیم با من تماس بگیره : ۰۹۳۶۳۶۵۷۵۴۸