کابوسهای علمی-تخیلی

این چند روزه اینقدر کابوسهای علمی تخیلی می بینم که گاهی اوقات فکر می کنم نویسندگان این ژانر حتما کابوس زیاد می دیدین و اومدن کابوسهاشون رو به صورت کتاب نوشتن. جالبترین بخشش اینه که اکثر کابوسهای من دنباله دار هستن. ولی واقعا عذاب دهنده هستن. یعنی توی خواب ترس و خستگی زیادی بهم تزریق میشه. نکته عجیبتر اینه که توی خوابهام شبیه خودم نیستم، مثلا دختری که به جای منه موهاش کوتاهه یا یه کم تپل هست و قدش بلنده علیرغم همه این صفات متضاد، من ولی یه جوری انگار مطمئنم که خودمم!

بیشتر کابوسهای من اینطوریه که دارم با یه پرنده غول آسا که خاصیت جادویی داره میجنگم. اغلب موقعیتهای من هم توی بیابونی هست که توش فقط یه درخته و این پرنده روشه. حتی به طور آگاهانه توی خواب میخوام سمت این درخته نرم ولی نمیشه و همیشه باید با این پرندهه بجنگم. اغلب هم اون من رو شکست میده. هرچقدر هم که من به خودم نیرو تزریق کنم بی فایده است. مثلا دیشب من رفتم از طبقه ۱۱هم یه ساختمون نامشخص توی تهران یه ماده ای برداشتم و دوباره برگشتم تو بیابون پرندهه. این ماده من رو تکثیر می کرد و بنابراین بهتر میتونستم با این پرندهه بجنگم. الان یادم نیست به چه تعداد تکثیر شده بودم ولی پرندهه خوب کلافه شده بود:D هرچند آخرش تونست یه معجونی رو توی هوا دود کنه و نسخه های قلابی من رو از بین ببره و من رو شکست بده، اما خب تا همونجاشم خیلی مبارزه نفس گیری بود.

صبح به خواهرم میگفتم دیشب توی خواب دیدم که تکثیر شدم، اونم برگشت گفت: خدا رو شکر که تو خواب بوده، همین یه دونتم زیادیه :))

۳۸ نظر

  1. گروهبان فلفلی ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۰:۴۵ ق.ظ

    من الان توی یه نعلبکی پر رازم!
    من الان برای همه کس و هیچ کسم!

    انگاه که گروهبان بیست سال داشت زادگاهش را رها نکرد!
    چون ترسو بود و مانند سگ از خود میترسید!
    منتظر رسیدن اب دهانی رحمت وار از دور و بر خود بود!
    اه تو چه راست میگویی ای گروهبان!
    ای فلفلی!
    ای مرد تنهای شب!
    ای کسی که به تو کسی محل سگ نمیگذارد!
    ای کسی که روزها و شب ها بر تو کابوس وار میگذرد!
    تو شده ای کابوس دردناک دیگران!
    تو را باید کشت!
    همان گونه که چنگیز خان بزرگ میگفت=
    احمقها را باید کشت!
    اری حق با چنگیز خان بود احمقها را باید کشت!
    اهای نیچه شلاقم را بیاور!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اهای نیچه ان گرز اهنین را همراه ان شلاقم بیاور!
    بیا و مرا بکوب!
    بیا و بکوب تا جانم از لای انگشتان پایم بیرون ببر!
    بیا و جانم را بدر !
    بیا ….بیا که تو برای کشتن و دریدن من ستم کش افریده شده ای!
    .
    .
    .
    .
    .

    اری این چنین گفت زرتشت!(گروهبان فلفلی سابق .زرتشت فعلی!)

  2. 20 ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    اللهم اشف کل مریض

  3. مجنون ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۱:۲۳ ق.ظ

    به جای اینکه شما روزه رو بگیرین روزه شما رو گرفته گویا
    :))

  4. رضا ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۱:۴۴ ق.ظ

    عجب ذهن خلاقی

  5. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    اوایلش اینجوریه… زیاد نگران نباش :)

  6. Maryam, Me & Myself ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

    ((: دست من رو از پشت بستی که ((:

    آیت الکرسی بخون قبل از خواب.

    پست آخر بلاگ م رو لطفا بخون و جواب بده. اگه لینک کنی که ممنون میشم.

  7. غلامرضا ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    فکر کنم فیلم ماتریس رو تازگی ها دیدی که این ایده تکثیر تو ذهنت اومده مستر اندرسون:دی

  8. فغافلغ ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۲:۵۲ ب.ظ

    غفغافاغ

  9. سیدعلی ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۲:۵۸ ب.ظ

    فکر کنم این خواب دیدنها مسری باشه! منم دیشب یک خواب دیدم شب های قبلش هم خواب های مختلف که خواب های تخیلی ام تازه بهترینهاشون هستن :)

  10. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱:۰۲ ب.ظ

    با سلام
    این خوابهای شما با خواب های کسانی که در زندان با حضرت یوسف هم بند بودند خیلی شبیه است به هر حال روزهای نجات شما نزدیک است انشاء الله …….
    این عقابی هم که دیدید همان کلاغ ها هستند و این که تکثیر شده اید معنی اش این است که شما یک دل نیستید
    در درگه ما دله باش

    زهرا Reply:

    خیلی بامزه بود کامنتت:)) کلی خندیدم. مرسی

  11. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱:۱۹ ب.ظ

    وقتی به جرم خوش خدمتی به رژیم منحوس اسلامی به زندان افتادی کابوس هم خواهی دید
    به وقتش

  12. Mohammad ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱:۳۷ ب.ظ

    جدیدا فیلم Alice in Wonderland رو ندیدی که ؟

  13. یک دوست خیرخواه ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱:۴۲ ب.ظ

    خوبه به اسم مذهب یه سری بندگان خدارو دود خودت جمع کردی و چرت و پرت براشون میبافی.
    اگه ادعای یه دختر مذهبی داری که شک دارم، یذره از مذهب و اسلام ودین وقرآن و شهدا وائمه که حداقل به درد بخوره نه این که شام زیاد خوردی و خواب مسخره دیدی و اونارو برا ما تعریف کنی.
    یه مقدار به خودت وشخصیتت فکذ کن نه به خاطر خودت بلکه به خاطر مذهبی که داری!!!!!

    اینارو به خاطر این بهت گفتم که بدونی داری چه کار میکنی!

  14. آمون ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۲:۴۴ ب.ظ

    :)))
    سلام
    خیره انشاءالله

  15. Hamid ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۲:۴۵ ب.ظ

    این خواب از این جهت که یادت مونده قطعا تعبیر داره که حتی طبقه ۱۱ هم یادت مونده عددش:
    با توجه به این که با صفت مو بلند بودن و کوتوله بودنت و اینا که میگی جور در نمیاد این نشون میده که اولا اعتماد به نفست صفره واسه همین تو خوابم از ریخت خودت حالت بهم خورده (و شاید همچنین فرشته خواب هم تحمل قیافه و هیکل قناصتا نداشته)
    که البته همش به خاطر اعتماد به نفس صفرته!

    بیابان نمایانگر ایران الانه و اون درختم نماینگر همون دوزار روشن فکری که بعد این همه جنایت زنده موندند تو این ۱۰۰ سال!و اون پرنده تنها مبارز باقیمانده(فکر کنم همون سیمرغ باشه)
    .شهر تهران هم مثل زمان مشروطه خواهان با تمام مدرن بودنش نسبت به بیابان.چیزی نیست جز مرکز جور و فساد.
    تو هم کاسه لیس اون شهری که همتون مغزاتون عین همه و واسه همین در خواب به یه شکل بودید چون در واقعیت فقط فرقتون اینه که قیافه هاتون فرق داره.
    با اینکه زور می زنید بگید ما ملت ایرانیم و تعدادتون را مصنوعی می بردی بالا اما دیدی که در مقابل اون پرنده تاب نیوردید.

  16. یه نفر گذری ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۳:۴۶ ب.ظ

    بسم ا..
    دلم برای غول بیچاره میسوزه . از کجا معلوم که قضیه بر عکس نبوده . یعنی تو و تمامی کلونی های خودت رفتید و به این آقا غوله ( خانم که ۱۰۰% غول نمیشه ، ما ها همیشه بدبختیم ) و سرزمینش تجاوز نکردید . اون الان داره دفاع می کنه ؟

  17. sayeh ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۴:۳۰ ب.ظ

    خواب باحالی بود.خیلی خوشم اومد.یه جورایی عاشق هیجانم!

  18. سمیرا ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۴:۵۷ ب.ظ

    اگر حقیقت شد خبرش را به من هم بده لطفا!

  19. آشناس ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۵:۱۴ ب.ظ

    طالعت هست بلند که من امروز شما رادیدم!

    تعبیر ۱- دخترم، اون درخت بختته! ( همون شوور!) که یک جوان یه لا قبا است و نه از مال دنیا نه از فضایل دیگه بهره ای ندازه!
    یک مانع دوست داشتنی (مثلا عقل خودت- اگر از اجاره درآورده باشی- یا مامانت اینا) جلوی اینکه به سمت اون بری رو میگیرند.(همون پرنده هه).

    تعبیر۲- اون درخت ، این وبلاگ بی خاصیتت شماست که جز وقت تلف کردن حاصل دیگه ای نداره!
    پرنده هه ام این کامنت گزاران محترم هستند که بعضی هاشون فرصت پیدا کنن چشماتو در میارن:-)

    تعبیر۳-شبها قبل از خواب جیش کن، اینقدر بهت تو خواب فشار نیاد!

  20. meta ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۵:۴۱ ب.ظ

    حاضرم در کشتن اون پرنده کمکت کنم فقط خواهشا تکثیر نشو.
    نکنه اون دختر واقعا خودت نیستی !!!

    میشه مشخصات کاملتری از اون دختر و البته اون پرنده بدی؟

  21. حامد ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۶:۵۳ ب.ظ

    من هنوز نمی دونم کسایی که تو خوابشون کشته میشن خوابشون چطوری ادامه پیدا می کنه .
    ضمنا کسایی از این خوابا می بینن که از اون فیلما دیده باشن نه کسایی که از اون فیلما می سازن از این خوابا می بینن.

  22. شرلوک هلمز ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۷:۴۰ ب.ظ

    نتیجه:
    لاغری ، کوتاهی، موهات بلنده ، کله پاچه دوس داری ….

  23. محمد رضا ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۹:۳۹ ب.ظ

    آقا کسی می دونه حداقل سیستم مورد نیاز برای این بازی که زهرا گفت، چیه ؟

    با کارت ۵۱۲ و رم ۲ گیگ اجرا می شه ؟

  24. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۰:۵۱ ب.ظ

    j

  25. ت ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۰:۵۲ ب.ظ

    هیچ انسانی این همه جزئیات رو از خوابش به یاد نمیاره و مشخصیه که داری قصه سرهم بندی میکنی که فقط ۴ تا مثل خودت رو به وبلاگت جذب کنی تا تاییدت کنند و کمی اعتماد به نفس از کف رفته ات رو بهت برگردونن
    البته یک گروه از آدما جزئیات خواب رو به یاد میارن اونهایی که مشکلات حاد روانی دارن و داستان خواب رو بعد از خواب مونتاژ میکنن اسم علمی ش رو نمی دونم برو نزد روانشناس بالینی
    البته سید علی هم می تونه بهت کمک کنه هرچی باشه خلیفه مسلمینه

  26. حسن ۱۳۸۹-۰۶-۷، ۱۱:۳۰ ب.ظ

    هی این خوابتون بیشتر فانتزی بود تا علمی-تخیلی.

  27. zahra ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۱۲:۱۱ ق.ظ

    salam! khobi? bebin man jaste gorikhte matlabata mikhonam ama nemidonam chi shod alan yeho yadam oftad ina azat beporsam! to ahle clasaye erfan va kherad va zendegi hasti?
    age hasti va mikhai beri khbaram kon! yejaye khob soragh daram! inam begam ina vase in goftam chon kheili vaghta hesat va neveshtehat shabihe man mishe! on kelas beman komak kard!

  28. مهرناز ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۸:۱۵ ق.ظ

    این روزها هری پاتر نگاه نکردی؟

  29. ساراخانم ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۱۰:۴۲ ق.ظ

    سلام.. یادم باشه حتما واسه بابای زینب ف دعا کنم..البته امیدوارم دیر نشده باشه

  30. غزاله ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۱۰:۵۶ ق.ظ

    فکر کنم خوابت اقتباسی از کارتون دیجیمون بوده

  31. reza20 ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۱۲:۳۶ ب.ظ

    فک کنم داری میمیری

  32. منصور ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۱۲:۵۴ ب.ظ

    باید بگم که این خواب خیلی شبیه به بازی شرکت Blizzard (وارکرافت)مخصوصا یکی از Map های بازی به نام Dota که تحقیق کنید خوبه مخصوصا اونجا که ایلیژن از خودت ساختی :دی

    در هر حال باید اون درخت رو بکنی و بعدش بکنی تو پلک اون پرنده تا بمیره چون فقط همونجاش آسیب پذیر هست

    از فردا هم میری مرحله بعد ، نمیگم با چه Boss هستی تا لذتش از دست نره
    فقط یادت باشه پرنده هرو کشتی Save کن تا دوباره فردا نری بجنگی باهاش که بکشتت!!

  33. dohtare khub ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۴:۵۹ ب.ظ

    zahra salam mishe emaileto be man beD

  34. dokhtare khub ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۵:۰۵ ب.ظ

    nakone fek karD khodeti ke moshakhasate kamel tar mikhay!na meta?

  35. پریزاد ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۹:۱۸ ق.ظ

    احتمالا شما جدیدا فیلم زیاد نمی بینین؟

  36. MJA ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۲:۴۰ ب.ظ

    منم خواب های علمی تخیلی زیاد میبینم . و با اینکه حسابی دلهره داره اما به شدت لذت بخشه .

  37. آیت ا... العظمی ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    السلام العلیکم
    یاد خاطرات حوزه افتادم
    یادش بخیر روزای اول حوزه بود میرفتیم پای منبر استادامون
    میدیدیم هر کدومشوون یه چیزی میگن اکثرا با همدیگه تناقض داشتم. یه روز خدا رحمتش کنه از استادم آقای … پرسیدم داستان چیه چرا اینجوریه …منبع برای حرفاتون دارین
    اولش داشت می پیچوند ما رو من گفتم حاجی زکی ! خودتی!
    بعدش نطقش عوض شد و گفت بین خودمون بمونه هر چی به فکرمون خطور کنه به هم می بافیم پای منبر میگیم و روزایی که منبر داریم شب قبلش مثل خرس می خوریم تا شب هر چی خواب قرو قاطی و علمی و تخیایه ببینیم گفت این توهمات پای منبر به ما ایده میده….
    بین خودمون بمونه ها
    ما هم از اون به بعد که فهمیدیم داستان چیه پیشرفت کردیم…

    دامم برکاته