۱۳۸۹-۰۶-۹
“برخی” مداحان و تحریف تاریخ صدر اسلام!
* به نظر من مداحها همونقدر که در بازگویی داستانهای صدر اسلام نقش موثری دارن، همونقدرم میتونن نقش مخربی داشته باشن، مخصوصا اگه اهل مطالعه نباشن که متاسفانه بعضیاشون اینطورین. از اونجائی که مداحی تخصص خاصی نمیخواد و اکثرا به واسطه قابلیت اعتماد مردم اون محله مداح میشه، این میشه که گاهی اوقات چیزهایی از زبان اونها می شنویم که برای کسی که ۴ تا کتاب راجع به حوادث عاشورا و نحوه شهادت حضرت علی (این ۲ داستان معمولا در مساجد بیشتر بیان میشه، شاید من بیشتر شنیدم) خونده باشه، عجیب به نظر میاد. احساس میکنم رقابت بین همدیگه بر سر اینکه من بیشتر میتونم مردم رو به گریه در بیارم باعث بعضی از این دروغها میشه. میشه کم سوادی رو هم علت دیگه ای دونست.
* مثلا من و خواهرم دیشب مراسم قدر به مسجدی رفته بودیم که تقریبا شلوغترین مسجد این منطقه است چون جز معدود جاهایی هست که اون نماز ۱۰۰ رکعتی رو به صورت جماعت میخونن. برای همین هم مسجد بسیار شلوغ بود. قبل از نماز مداح نوحه خوند و من تقریبا داشتم از عصبانیت گر می گرفتم چون چیزهایی به واقعه عاشورا اضافه کرده بود که در افراطی ترین کتابها هم نبود! جالب اینجاست که عامه مردم اینها رو باور میکنن و متاسفانه این داستانها سینه به سینه نقل میشه. من و خواهرم هی با هم بحث می کردیم ولی دورو بر ما همه خانمها به شدت متاثر شده بودند و اشک میریختند، حتی یکیشون بیهوش شد… اونم سر شاخ و بال غلطی که مداح اضافه کرده بود. حالا اصلا اخلاقی نیست من اینجا ذکر کنم که چیا میگفت. مسئله اینجاست که داستانهایی مثل شهادت حضرت علی و امام حسین به خودی خود اونقدر تلخ هستن که اگه همون اصل داستان رو بازگو کنیم، ممکنه افراد زیادی متاثر بشن، دیگه واقعا نیازی به خالی بندی نیست.
* حالا بدش رو گفتم خوبش رو هم بگم. من بهترین خاطرات شب قدرم مربوط به مراسم کوی هست. این مراسم که در مسجد کوی پسران برگزار میشد، در نوع خودش بی نظیرترین بود. سخنرانیهای آقای امجد، مداحان خوبی که انتخاب می کردن (شاید به واسطه اینکه محیط آکادمیک بود و شایدم بخاطر پوشش تصویری صدا و سیما). اما به هرحال سعی میکردن رعایت کنند. بیشتر مواقع مداحها داستان خاصی رو نقل نمیکردن اما ادعیه رو طوری میخوندند که اکثرا متاثر میشدن طوریکه حتی من که سر این چیزها اشکم در نمیاد، اونجا حسابی گریه میکردم! یادمه که سالن پسرها مجزا بود ولی چون تمام اجرا کنندگان (غیر از روحانی ای که سمت خانمها می اومد که نماز رو به جماعت اجرا کنه) سمت آقایون برنامه اجرا میکردن و خب منبر هم سمت پسرها بود، از اونجا پوشش تصویری برای خانمها پخش میکردن و برای من جالب بود این پسرهای با تیپهای خاص رو میدیدم که اومدن نشستن و منقلب شدند و اشک میریزن.
* یه چیز بامزه هم سر این بزرگنمایی های مداحها بگم. یکی از همکاران سابق ما میگفت که هم اتاقی اردبیلیش آخر محرم میخواست بره خونه و هم اتاقیهاش رو دعوت کرده بود. میگفت اونها یه شهر کوچیک اطراف اردبیل زندگی میکردن. شب تاسوعا طبیعتا تمامی نوحه ها به زبان ترکی بود و ما چیزی نمی فهمیدیم که یکباره دیدیم مردم با صدای بلند های های گریه میکردن ولی دوست ما از شدت خنده شکمش رو گرفت و رفت بیرون. رفتم بهش گفتم فلانی قضیه چیه؟ میگه مداحه برگشته گفته: یزید برای سر امام حسین ۳۰۰ هزار تومن جایزه گذاشته بود!

