۱۳۸۹-۰۶-۱۱
رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟
* یک نظرسنجی ای رو الان توی رویترز دیدم که با اینکه جهت دار نتایجش درج شده بود اما حقیقت بزرگی رو از توش میشه در آورد که به نظر من قابل تعمیم هست. توی این نظرسنجی نزدیک ۵۰% آمریکائیها گفتن که به کمپانی های بزرگی مثل اپل، گوگل و مایکروسافت بیشتر از شبکه های اجتماعی مثل توئیتر (۸%) و فیس بوک (۱۳%) اعتماد دارند و نکته جالبتر اینکه درصد اعتماد اونها به رسانه های سنتی شون پائینتر از همه اینها بوده. بعبارت دیگه میشه برای این نظرسنجی این تیتر رو گذاشت که آمریکائیها به فیس بوک و توئیتر بیشتر از رسانه های سنتی شون اعتماد دارند
*حالا چرا اینو نوشتم؟ ببینید ما در وب۲٫۰ مفهومی داریم به اسم کاربر-محتوا. بعبارتی در حال حاضر در دنیای مجازی این کاربران عادی (و بنابراین قابل اعتمادتر) هستند که بیشترین محتوا رو تولید می کنند. حجم بالای توئیتها، فیدها، ویدئوهایی که آپلود میشن و … اینا همه نشون دهنده مشارکت کاربران عادی در تولید محتوا هست. (بگذریم که بعضیا “به ظاهر” عادی هستن)
* آیا وبلاگها جز شبکه های اجتماعی (social network) هستن؟ خیر. ما رسانه های اجتماعی (social media) داریم که ۷ گروه هستن و شبکه های اجتماعی (مثل فرندفید، فیسبوک و توئیتر…) از زیر مجموعه های اون هستن. وبلاگها جز رسانه های اجتماعی هستن. اینکه آیا تولید محتوا در وبلاگها به طور کلی کاهش یافته به نظر من حرف درستی هست. چون محتوایی که کاربران سابقا در رسانه های سنتی تر تولید میکردن، در رسانه های اجتماعی پخش شده. علتش هم سرعت، سهولت استفاده و امکانات بالای شبکه های اجتماعی نسبت به مدلهای سنتی ترشون هست.
* موبایل: من فکر میکنم اینترنت روی موبایل علت دیگر کاهش تولید محتوا در رسانه های سنتی و به تبع اون افزایش محتوا در شبکه های اجتماعی باشه. مثال میزنم. اون موقع که مترو آتش گرفت من در مترو بودم و گوشی اصلیم مشکل داشت و با یه گوشی ساده تر فقط توئیت کردم که مترو آتش گرفت. ۲-۳ ساعت بعدش که رسیدم خونه این پست خاطره آتش سوزی در متروی تهران رو نوشتم. اگه همون موقع گوشی اصلیم دستم بود، طبیعتا فوری یه عکس میگرفتم و با جزئیات بیشتر میذاشتم توی فرندفید و وقتی میرسیدم خونه دیگه حس نوشتن وبلاگ نبود چون فکر میکردم خیلیایی که اکانت منو دنبال میکنن، دیگه دیدنش و تکراری شده. پس یه علت اطلاع رسانی سریعتر هست.
سابقا وقتی واقعه ای رخ میداد، شما باید صبر میکردی تا زمانی که به اینترنت وصل بشی و درباره اش بنویسی. اون موقع شبکه ها هم کمتر بودن. بنابراین تولید محتوا به چشم می اومد. در حالیکه الان براحتی میتونی از کل جزئیات واقعه توئیت بنویسی یا عکس بگیری یا حتی ویدئوی همزمان.

* رکود وبلاگستان فارسی:
یکی از چیزهایی که در مورد رکود وبلاگستان فارسی بیان میشه، مسئله خودسانسوری و امنیت هست که بنظر من تا حدی هم درسته هم غلطه! درست بودنش که اظهر من الشمسه اما غلط بودنش برای اینه که به نظر من کاربران در دنیای امروز باید بدونن که وبلاگ، توئیتر، فرندفید و کلا اکانتهاشون به منزله هویتشون هست و همونطور که در دنیای واقعی باید از خودشون مواظبت کنند در دنیای مجازی هم همینطوره. اگه نگاهی به سر تیترهای حوادث خارجی بیندازین، توش پره از خبرهایی که فلانی به خاطر یک پست توئیتر دادگاهی شد، یا فلان استاد دانشگاه به خاطر شوخی نژادپرستانه در فیس بوکش از کار اخراج شد و حداقل یکی ۲ نمونه رو من در همین وبلاگ ترجمه کردم (فیس بوک و تویئتر) اینکه آیا توجیه مناسبی هست یا نه رو نمیدونم. مسئله اینجاست که الان دولتها قوانین جرایم رایانه ایشون رو روی فضای مجازی سفت و سختتر گرفتن و چیزی که امنیت ملی یا گاها سایبرتروریسم مینامند رو جدی گرفتن. پس این یه مسئله کلی هست. حالا اینکه بیایم بگیم ما به خاطر این پست نمیزنیم و کاری نکنیم، بیشتر بهانه گیری هست. وبلاگ یک رسانه شخصی هست و توش میشه راجع به مسائل مختلفی اظهار نظر کرد، حالا فرض کنین نتونیم سیاسی بنویسیم، بقیه موضوعات رو چطوری توجیه میکنیم؟ وبلاگ خبرگزاری نیست هرچند میشه این استفاده رو هم ازش کرد.
* پس علت رکود در وبلاگستان فارسی چیه؟
من فکر میکنم علاوه بر تاثیر شبکه های اجتماعی چند تا عامل دیگه تاثیر داشتن:
۱- محتوا زدگی (سیاست زدگی) واقعیت اینجاست که فضای وبلاگستان متاثر از فضای سیاسی کشور تا چند وقت پیش خیلی سیاسی بود طوری که آدم جرات نمیکرد پست مدل دیگه ای بنویسه و علت رکود وبلاگهای آی تی فکر میکنم همین بوده. فارغ از محتوای کلی من فکر میکنم غلبگی یک نوع محتوا هم عامل اصلی بوده. شما بیشتر یکنوع مطالب رو میبینید و وبلاگستان فاقد تنوع هست.
برای فهم بهتر نگاهی به لیست وبلاگهایی که وبلاگنویسا برای روز جهانی وبلاگها معرفی کردن بندازید! بیشتر شبیه نون قرض دادن هست. شما نمی بینی یکیشون به ۲ تا وبلاگ مخالف هم لینک داده باشه و بگه بابا جان اینها رو هم بخونید. حرفاشون متفاوته ولی خوب باید ببینیم که تخیلی تحلیل نکنیم! همه همون وبلاگهایی رو معرفی کردن که قبلا هم بهشون لینک میدادن و بازنشر میکردن. حالا ببین در جوابش چه دلایل “نگاه از بالائیانه ای” و “رفتار خود را ندیدانه ای” تحویل هم میدیم.
۲- بمباران خبری: علاوه بر سیاست زدگی فکر میکنم برای رکود توی این مقطع خاص بمباران خبری هم دلیل خوبی باشه. توی یکسال اخیر ما مدام اخبار خوندیم و شنیدیم. واقعیت اینجاست که من فکر میکنم یکنوع خستگی (فارغ از اینکه گرایش چی داریم) در وجود همه ما هست
۳- پذیرش در جمع، لایک و بازنشر و حلقه دوستان: چه بخواین چه نخواین من فکر میکنم بیشتر متنهای وبلاگی تحت تاثیر این شده. نگاهی به تیترهایی که انتخاب میشه، منطق مطالب، نوع مطالبی که روی بورس هست و… وبلاگنویسها از خودشون فاصله گرفتند. طرف مینویسه که لایک بگیره و مطلبش شر بشه و لینک داده بشه. این لزوما چیز بدی نیست فقط فرهنگ مصرف گرایی رو بیشتر گسترش میده.

