رکود وبلاگستان فارسی: امری طبیعی یا غیر طبیعی؟

* یک نظرسنجی ای رو الان توی رویترز دیدم که با اینکه جهت دار نتایجش درج شده بود اما حقیقت بزرگی رو از توش میشه در آورد که به نظر من قابل تعمیم هست. توی این نظرسنجی نزدیک ۵۰% آمریکائیها گفتن که به کمپانی های بزرگی مثل اپل، گوگل و مایکروسافت بیشتر از شبکه های اجتماعی مثل توئیتر (۸%) و فیس بوک (۱۳%) اعتماد دارند و نکته جالبتر اینکه درصد اعتماد اونها به رسانه های سنتی شون پائینتر از همه اینها بوده. بعبارت دیگه میشه برای این نظرسنجی این تیتر رو گذاشت که آمریکائیها به فیس بوک و توئیتر بیشتر از رسانه های سنتی شون اعتماد دارند

*حالا چرا اینو نوشتم؟ ببینید ما در وب۲٫۰ مفهومی داریم به اسم کاربر-محتوا. بعبارتی در حال حاضر در دنیای مجازی این کاربران عادی (و بنابراین قابل اعتمادتر) هستند که بیشترین محتوا رو تولید می کنند. حجم بالای توئیتها، فیدها، ویدئوهایی که آپلود میشن و … اینا همه نشون دهنده مشارکت کاربران عادی در تولید محتوا هست. (بگذریم که بعضیا “به ظاهر” عادی هستن)

* آیا وبلاگها جز شبکه های اجتماعی (social network) هستن؟ خیر. ما رسانه های اجتماعی (social media) داریم که ۷ گروه هستن و شبکه های اجتماعی (مثل فرندفید، فیسبوک و توئیتر…) از زیر مجموعه های اون هستن. وبلاگها جز رسانه های اجتماعی هستن. اینکه آیا تولید محتوا در وبلاگها به طور کلی کاهش یافته به نظر من حرف درستی هست. چون محتوایی که کاربران سابقا در رسانه های سنتی تر تولید میکردن، در رسانه های اجتماعی پخش شده. علتش هم سرعت، سهولت استفاده و امکانات بالای شبکه های اجتماعی نسبت به مدلهای سنتی ترشون هست.

* موبایل: من فکر میکنم اینترنت روی موبایل علت دیگر کاهش تولید محتوا در رسانه های سنتی و به تبع اون افزایش محتوا در شبکه های اجتماعی باشه. مثال میزنم. اون موقع که مترو آتش گرفت من در مترو بودم و گوشی اصلیم مشکل داشت و با یه گوشی ساده تر فقط توئیت کردم که مترو آتش گرفت. ۲-۳ ساعت بعدش که رسیدم خونه این پست خاطره آتش سوزی در متروی تهران رو نوشتم. اگه همون موقع گوشی اصلیم دستم بود، طبیعتا فوری یه عکس میگرفتم و با جزئیات بیشتر میذاشتم توی فرندفید و وقتی میرسیدم خونه دیگه حس نوشتن وبلاگ نبود چون فکر میکردم خیلیایی که اکانت منو دنبال میکنن، دیگه دیدنش و تکراری شده. پس یه علت اطلاع رسانی سریعتر هست.
سابقا وقتی واقعه ای رخ میداد، شما باید صبر میکردی تا زمانی که به اینترنت وصل بشی و درباره اش بنویسی. اون موقع شبکه ها هم کمتر بودن. بنابراین تولید محتوا به چشم می اومد. در حالیکه الان براحتی میتونی از کل جزئیات واقعه توئیت بنویسی یا عکس بگیری یا حتی ویدئوی همزمان.

* رکود وبلاگستان فارسی:
یکی از چیزهایی که در مورد رکود وبلاگستان فارسی بیان میشه، مسئله خودسانسوری و امنیت هست که بنظر من تا حدی هم درسته هم غلطه! درست بودنش که اظهر من الشمسه اما غلط بودنش برای اینه که به نظر من کاربران در دنیای امروز باید بدونن که وبلاگ، توئیتر، فرندفید و کلا اکانتهاشون به منزله هویتشون هست و همونطور که در دنیای واقعی باید از خودشون مواظبت کنند در دنیای مجازی هم همینطوره. اگه نگاهی به سر تیترهای حوادث خارجی بیندازین، توش پره از خبرهایی که فلانی به خاطر یک پست توئیتر دادگاهی شد، یا فلان استاد دانشگاه به خاطر شوخی نژادپرستانه در فیس بوکش از کار اخراج شد و حداقل یکی ۲ نمونه رو من در همین وبلاگ ترجمه کردم (فیس بوک و تویئتر) اینکه آیا توجیه مناسبی هست یا نه رو نمیدونم. مسئله اینجاست که الان دولتها قوانین جرایم رایانه ایشون رو روی فضای مجازی سفت و سختتر گرفتن و چیزی که امنیت ملی یا گاها سایبرتروریسم مینامند رو جدی گرفتن. پس این یه مسئله کلی هست. حالا اینکه بیایم بگیم ما به خاطر این پست نمیزنیم و کاری نکنیم، بیشتر بهانه گیری هست. وبلاگ یک رسانه شخصی هست و توش میشه راجع به مسائل مختلفی اظهار نظر کرد، حالا فرض کنین نتونیم سیاسی بنویسیم، بقیه موضوعات رو چطوری توجیه میکنیم؟ وبلاگ خبرگزاری نیست هرچند میشه این استفاده رو هم ازش کرد.

* پس علت رکود در وبلاگستان فارسی چیه؟
من فکر میکنم علاوه بر تاثیر شبکه های اجتماعی چند تا عامل دیگه تاثیر داشتن:
۱-    محتوا زدگی (سیاست زدگی) واقعیت اینجاست که فضای وبلاگستان متاثر از فضای سیاسی کشور تا چند وقت پیش خیلی سیاسی بود طوری که آدم جرات نمیکرد پست مدل دیگه ای بنویسه و علت رکود وبلاگهای آی تی فکر میکنم همین بوده. فارغ از محتوای کلی من فکر میکنم غلبگی یک نوع محتوا هم عامل اصلی بوده. شما بیشتر یکنوع مطالب رو میبینید و وبلاگستان فاقد تنوع هست.
برای فهم بهتر نگاهی به لیست وبلاگهایی که وبلاگنویسا برای روز جهانی وبلاگها معرفی کردن بندازید! بیشتر شبیه نون قرض دادن هست. شما نمی بینی یکیشون به ۲ تا وبلاگ مخالف هم لینک داده باشه و بگه بابا جان اینها رو هم بخونید. حرفاشون متفاوته ولی خوب باید ببینیم که تخیلی تحلیل نکنیم! همه همون وبلاگهایی رو معرفی کردن که قبلا هم بهشون لینک میدادن و بازنشر میکردن. حالا ببین در جوابش چه دلایل “نگاه از بالائیانه ای” و “رفتار خود را ندیدانه ای” تحویل هم میدیم.

۲-    بمباران خبری: علاوه بر سیاست زدگی فکر میکنم برای رکود توی این مقطع خاص بمباران خبری هم دلیل خوبی باشه. توی یکسال اخیر ما مدام اخبار خوندیم و شنیدیم. واقعیت اینجاست که من فکر میکنم یکنوع خستگی (فارغ از اینکه گرایش چی داریم) در وجود همه ما هست

۳-    پذیرش در جمع، لایک و بازنشر و حلقه دوستان: چه بخواین چه نخواین من فکر میکنم بیشتر متنهای وبلاگی تحت تاثیر این شده. نگاهی به تیترهایی که انتخاب میشه، منطق مطالب، نوع مطالبی که روی بورس هست و… وبلاگنویسها از خودشون فاصله گرفتند. طرف مینویسه که لایک بگیره و مطلبش شر بشه و لینک داده بشه. این لزوما چیز بدی نیست فقط فرهنگ مصرف گرایی رو بیشتر گسترش میده.

۲۱ نظر

  1. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۲:۰۵ ب.ظ

    ببین من نمی دونم علت رکود در وبلاگستان فارسی چیه
    ولی علت باز نشدن gmail و yahoo mail طبیعیه ؟

  2. امیر مهرانی ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۲:۰۸ ب.ظ

    این جمله در این نوشته به نظرم خیلی کلیدیه: “کاربران در دنیای امروز باید بدونن که وبلاگ، توئیتر، فرندفید و کلا اکانتهاشون به منزله هویتشون هست”

  3. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۲:۲۳ ب.ظ

    پیام انقـلاب ما، دوسـتی، صلـح و برادریسـت
    …تکبیر: مرگ بر اینا، مرگ بر اونا، مرگ بر

  4. ادامس خرسی ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۳:۱۳ ب.ظ

    سلام
    هنوز مزه نوشته هایی که توش برامون به زبان ساده برخی مسائل رو توضیح می دادید تو دهنمه اینه که اول همه اومدم از شما بپرسم می شه برا ماهایی که نمی دونیم بگید “لایک ” یعنی چی و کار بردش چیه ؟

  5. هم ولایتی ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۳:۳۲ ب.ظ

    مجموعه اینترنتی مذهبی کشف الیقین با فضایی دلپسند و دوستانه پذیرای شما عزیزان است .

    در صورت تمایل می توانید ثبت نام نموده ما را از مطالب زیبایتان بهره مند سازید .

    موفق باشید

    طرح ختم قرآن ماه مبارک رمضان : http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=585&action=lastpost

    طرح هزار هزار صلوات در ماه مبارک رمضان : http://forum.msadra.ir/thread-586-post-2519.html#pid2519

  6. توران ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۳:۳۷ ب.ظ

    آنقدر از ایمیل های مردم می ترسن که تا هر مناسبتی پیش میاد ایمیل ها رو می بندن. بعد میگن ما آزاد ترین ملت دنیاییم !!!!!!

  7. ت ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۳:۴۰ ب.ظ

    آنقدر از ایمیل های مردم می ترسن که تا هر مناسبتی پیش میاد ایمیل ها رو می بندن. بعد میگن ما آزاد ترین ملت دنیاییم !!!!!

  8. ت ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۳:۴۱ ب.ظ

    بعد میگن این خانم نماینده ج.ا نیست
    هست این خانم خود نمایندشون در وبلاگستان فارسیه وگرنه بجای این حرفا می نوشت چرا آزاد ترین کشور دنیا !!!!!!! ای میل ها رو بسته

  9. مریم ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۵:۳۸ ب.ظ

    به نظرم یکی از چیرایی که خییل مهم بود و ننوشتی فیل ترینگ خیلی از سایت ها و سرویس های وبلاگ نویسی رایگانه.خود من الان مدت هاست نمی تونم یه پست درست و درمون بنویسم که لاقل خودم ازش راضی باشم.

  10. مایا ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۵:۵۰ ب.ظ

    یه دلیل دیگه هم داره که ننوشتی و به نظر من خیلی مهمه اونم تنبلی جوان ها هست! که دوست دارن وقت خودشون رو گوگل ریدر، فرندفید و … هدر بدن و اصلا علاقه ای به تولید محتوا ندارند …
    یا در غیر این صورت علاقه بسیار زیادی به کپی کاری دارند. از موقعی که سایت مایا رو راه انداختم هر مقاله ای که نوشتم سری در چند سایت یا … کپی شد …

    در کل راحت طلب هستند قشری که از اینترنت استفاده می کنند

  11. مریم بانو ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۶:۰۵ ب.ظ

    اینجا بیشتر آنچه هستند باشند نمی نویسند اینکه آنچه آرزو دارند باشند یا آنچه دوست دارند نشان دهند که هستند می نویسند .

  12. علی ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۶:۲۵ ب.ظ

    شما که انتقاد می کنی می گی “شما نمی بینی یکیشون به ۲ تا وبلاگ مخالف هم لینک داده باشه” خوب شروع کن خودت یک پست بزن ۲ تا از وبلاگهای مخالفتو داخلش معرفی کن اول خودت انجام بده بعد به دیگران گیر بده

  13. جوون ساده روستایی ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۷:۱۰ ب.ظ

    نوشته جالبی بود برای روز بلاگستان فارسی (۱۶ شهریور)
    این نوشته بعد از مدتها دوباره منو به اینجا کشوند .
    درباره معرفی کردن وبلاگهای روز جهانی بلاگ باید بگم خیلی موافق نیستم و تا جایی که گذری نگاه کردم اینچنین نبود. و خودمم هم موقع نوشتن پست به مناسب روز جهانی بلاگ تلاش داشتم که اینگونه نباشد. هر چند ک از دید خودم زیاد نشد.

    ولی در مجموع این نوشته بدل نشست :)

    رکود بلاگستان فارسی رو قبول دارم از دید یک خواننده و نه وبلاگ نویس (چون نیستم) و دلایلت هم بجا بود و البته میتونست مورد های دیگری هم به آن اضافه شود.

    بزار بگم که نوشته های خودتم دیگه مثل قبل نیست (این احساس من میتونه اشتباه باشه)
    باید قبول کنیم که به گفته تو اوضاع کشور خیلی تاثیر داره و روی این رکود تاثیر زیادی داشته.

  14. جوون ساده روستایی ۱۳۸۹-۰۶-۱۱، ۷:۱۸ ب.ظ

    به دوستان منتقد بسته شدن ایمیل و… :
    دوستان همه ما یه دیدگاه خاصی داریم و خودمم هم بارها اعلام کرده ام که از لحاظ دید کلی خیلی با بانو زهرا متفاوتم و شاید در بسیاری از موارد برعکس باشیم
    ولی نوشته هایش رو میخوندم. و به عنوان یک انسان آزاد حق اظهار نظر کردن دارند ایشون ، همانند همه ما :)

    من فکر نمیکنم که هیچکس از دوستداران اینترنت از این وضع راضی باشند و خواستار اینگونه اعمال باشند و فکر نمیکنم که چون زهرا با برخی از سیاسیتهای حکومت موافق است پس مهر تایید به تمام کارهاشون زده باشه.
    و این آزادترین کشور دنیا تصدی اینترنتش دست زهرا نیست ها :دی

  15. آیت ا... العظمی ۱۳۸۹-۰۶-۱۲، ۱:۴۷ ق.ظ

    السلام علیکم
    از نظر این حقیر والا مقام! بهتره (یعنی واجب شرعیه ) که تمام سایتها بدون بررسی فیلتر بشن. به جز سایت ما البته (http://www.howzeh-qom.com).
    بعد دونه دونه کسایی که میخوان سایتشون از فیلتر در بیاد به واحد IT حوزه علمیه سایتشون رو معرفی کنن ما طلبه های مجربی تربیت کردیم که میتونن اونا رو بررسی کرده و فتوی بدن که فیلتر بمونه یا باز بشه این دقیقا شبیه همون نصب سیستم نصب ISA سرور فوق العاده secure عمل میکنه و کاملا علمی و عملیه. من به عنوان تز آیتلهیم ازش دفاع میکنم و ارائه میدمش. فقط کسی دانشگاه آمریکایی سراغ نداره من میخوام Brain Drain بشم برم اونجا جوونایی رو که رفتن ارشاد کنمشون.

    دامم برکاته
    صلوات ختم کن

  16. آیت الله ۱۳۸۹-۰۶-۱۲، ۹:۵۶ ب.ظ

    شما به جرم تشویش اذهان عمومی وبلاگستان فارسی و بدبین کردن مردم به نظام مقدس وب فارسی محارب شناخته شده و محکوم به اعدام هستید.

  17. سید احسان تقوی ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۱۱:۰۵ ق.ظ

    سلام
    تحلیل بسیار جالبی بود،فقط یک نکته و اونم اینه که تو فیس بوک و تویتر و … اکثر کاربران با نامهای واقعی خودشون میان و نمیشه هر خبری رو اونجا گذاشت مگر اینکه به صحت اطمینان داشته باشی!
    و اما رخوت وبلاگی در ایران:یکیش همینه که همه خسته شدن !دوم اینه که سرخورده شدیم همه،یا راهمون اشتباه بوده یا هدفمون ،اما با مخ خوردیم تو دیوار!یعنی اگه الان تمام سانسورها برداشته بشه هم طراوت قبل رو نمیتونی ببینی!مثال بارز این سرخوردگی هم تو حذف تعطیلی ۲۹ اسفند میتونی ببینی،یادتونه سری پیش که حذف شد چه غوغایی شد!الان کسی جیکش هم درنمیاد!
    و مطلب دیگه هم اینه تو ایران همه چی رو به سیاست ربط میدیم،اصلا همه چیمون از دینمون تا فرهنگمون تا ورزشمون تا سینما و …. سیاسی شده و دودستگی!پس نمیتونی بگی سیاسی ننویسین!شما ورزشت اگه برسه علی کریمی فرهنگت اگه برسی به شریفی نیا موسیقی برسی به شجریان و …. سیاسیه!تو همین قضیه ازدواج موقت ارشاد به روزنامه شرق تذکر داده چرا با فائزه هاشمی مصاحبه شده!حالا مهم نیست که مصاحبه صنفی هست یا نیست!
    زهرا خانم اینقدر هم دوطرف به هم فحش دادیم که دیگه آستانه تحمل همه هم اومده پایین و حوصله کلنجار رفتن نداریم!
    راستی من همیشه از وبلاگ تورجان میدیم آپ کردین میومدم میخوندم که الان اون فید روزانه ها و فید تورجان هم فیلتر شد!!!!
    شاد باشید

  18. یه نفر گذری ۱۳۸۹-۰۶-۱۶، ۵:۵۹ ب.ظ

    بسم ا..
    یادش به خیر . فقط همین . . .
    تو کافی نت دانشکده دوستانم زهرا می خوندن .
    آرشیو رو از دست ندید :
    http://web.archive.org/web/*/zahra-hb.com

  19. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۲۰، ۶:۰۰ ب.ظ

    توئیت و فید یعنی چی؟

  20. masoud ۱۳۸۹-۰۶-۲۲، ۲:۵۸ ب.ظ

    سلام
    وبلاگ خوب وشیرینی داری به وبلاگ ما هم سر بزن .
    اگه مایل به تبادل لینک هستی منو به نام ساوه آنلاین لینک کن وبهم خبر بده تا تو رو لینک کنم .

  21. shahab ۱۳۸۹-۰۶-۲۷، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    خیلی تحلیلی که کرده‌ای سردستی‌ست، از مواردی که مرور کرده‌ای تا استنباط‌هایی که به میان آورده‌ای. مثلا شبکه‌ی وب‌لاگ‌ها با این همه ارجاعات تودرتو و متقابل، با این همه نظام نظردهی و ارتباط متقابل مخاطب و نگارنده، امکان تنظیم ستون لینک‌های ثابت و همین‌طور تجهیز به امکان بلاگ‌چرخ و همین‌طور درست شدن حلقه‌های وب‌لاگی و تأسیس وب‌لاگ‌های گروهی، برگزاری اجتماعات برآمده از محیط وب‌لاگستان در دنیای واقعی و شواهد بسیار دیگری نشان از این دارد که وب‌لاگ یک رسانه‌ی اجتماعی و محیط وب‌لاگستان یک شبکه‌ی اجتماعی مجازی‌ست. بعد تو با یک خیر محکم ظاهرا بحث را خلاص کرده‌ای، اما …
    توجه کن که خیلی ساده چیستی «سایت‌های شبکه‌ی اجتماعی» را مانند فیس‌بوک و توئیتر و امثال آن‌ها برابرنهاد با کلیت شبکه‌های اجتماعی مجازی قرار داده‌ای و بعد هم این سررشته‌ی اشتباه را گرفته‌ای و رفته‌ای جلو. این مقابل‌گذاری وب‌لاگستان با سایت‌های شبکه‌ی اجتماعی دارد به یک اشتباه خام‌دستانه‌ی رایج میان برو بچزی که به نحوی در کار رسانه دخیل شده‌اند تبدیل می‌شود.
    بحث‌های خرده‌ریز در باره‌ی مصادیق افول و دیدگاه‌های موافق و مخالف و سیاسی‌نویسی و جرأت برای نوشتن از دیگر چیزها هم بماند برای این که قرار نیست از همه چیز به پر و پای هم بپیچیم! من که در می‌گذرم …