من واقعا بدجنسم؟!

* دیروز توی ترافیک ماشین کناریم چند بار به من اشاره کرد که شیشه ام رو بکشم پائین. اولش فکر کردم قصد مزاحمت داره، اما وقتی اصرار کرد، خواهرم گفت حالا با یه شیشه پائین کشیدن چیزی نمیشه. وقتی اینکارو کردم پرسید: خانم میدونم که ماشینتون فندک داره، میشه لطفا بزنین کنار من بیام سیگارم رو آتش کنم؟ مردد بودم که بزنم کنار یا نه؟ با خودم گفتم: حالا تو ماه رمضونی میخواد تو ملا عام سیگار بکشه؟ دوباره یه نگاه کردم بهش دیدم یه پسر تقریبا ۲۸-۲۹ ساله است. خیلی خسته و کلافه به نظر میرسید. گفتم جهنم! خواهرم که هست، فندک رو خودم در میارم بهش میدم، دیگه فوق فوقش میتونه فندک رو بدزده که اونم مهم نیست منکه سیگاری نیستم. خواهرم گفت برای چی راهنما زدی؟ میخوای وایستی؟ گفتم آره دلم براش سوخت، ظاهرا از چیزی ناراحته، چیزی نمیشه. خواهرم اصرار که اگه کیف ما رو بدزده یا چمیدونم ضبط ماشین رو برداره یا بلایی سرمون بیاره و… ولی دیدین آدم به یکی اعتماد میکنه و فکر میکنه اینکاره نیست؟ نگه داشتم و پسره اومد و فقط سیگارش رو آتش کرد و تشکر کرد و رفت.

* تا شبش خواهرم با من جر و بحث میکرد که این چه کاری بود تو کردی؟ حالا این به این بهانه کاری میکرد، میخواستی چیکار کنی و … بعدشم برگشت گفت: زهرا تو زیادی خوش قلب هستی، این آخرش به ضررت تموم میشه. از این حرفش ناراحت شدم. یعنی یک جورهایی توش مسئولیت بود. من خوش قلبم؟ حقیقتا نه! همین چند وقت پیش یکی بود که اذیتم کرده بود. واقعا یه چندوقتی شبها کابوس میدیدم و خیلی ناراحت شده بودم. تا اینکه طی این یکی دو روز پیش فهمیدم که یه مشکلی براش پیش اومده و ناراحته. راستش در کمال بدجنسی فکر میکردم داره تاوان بلایی که سر من میاره رو می کشه. حتی فکر میکردم خوبه یه مدت ناراحت باشه تا بفهمه چی بر سر من آورده چون من کاریش نداشتم و علت گیر بیخودیش رو به خودم نمی فهمیدم. ولی واقعیت اینجاست که این از بدقلبی من هست. آدم زمانی میتونه بفهمه که خوش قلب هست یا نه که بلایی سر به اصطلاح دشمنانش بیاد وگرنه تو حالت عادی که همه خوش قلبن و آدم مصیبت کسی رو نمیخواد. آدم زمانی میتونه به این سوال جواب نزدیک به درستی بده که تو این موقعیت قرار بگیره. گاهی اوقات خیلی از خودم می ترسم. همین.

۳۱ نظر

  1. امیر حسین ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۱:۴۶ ب.ظ

    نمیدونم چی بگم در مورد اعتمادت!!!ولی باید بیشتر مواظب باشیم تو این دورو زمونه!!!

  2. abbas ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۲:۰۳ ب.ظ

    سلام
    سایت خوبی درست کردی دوست من
    خسته نباشی
    وبلاگ آدمای گنده مایل به تبادل لینک با شماست
    در صورت تمایل متقابل ما را با نام زندگینامه دانشمندان لینک کنید
    و خبر دهید تا با نام درخواستی لینک شوید
    سبز باشی
    adamayegonde.persianblog.ir
    pagerank 4

  3. دکتر خودم ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۲:۲۰ ب.ظ

    من خُ میدونم تو بدجنسی :))
    بعد نشونه‌ش هم این که من تو رو به بازی وبلاگی دعوت کردم ولی تو شرکت نمیکنی :
    http://porpot.blogsky.com/1389/06/13/post-118
    بعد اسمایلی بلاگفا + اسمایلی سواستفاده از اوضاع :))

  4. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۲:۳۰ ب.ظ

    با سلام
    یک بار گفتم که تو خواب تکثیر شدی معنی اش هم همین کارها تون نه شما به یه نفر در تظاهر به روزه خواری کمک می کنی در حالی که نمی دونی واقعا اون می تونه روزه شو باطل کنه یا نه ! مثلا مسافر هست یا یه چیز دیگه و همین طور به مصرف یه عامل زیان بخش در جامعه کمک کردی ! یعنی مصرف سیکار زیان اور است اما شما به مصرف اون مدد رسوندی ! و همین طور ذهن خواهر تون رو الکی مشغول کردی و کلی وقت خودتون رو هم با بت این کارها تلف کردی که باز زیان بخش هستمی بینید اون چهره تکثیر شده این کارها تون هست باید
    در درگه ما دل یک دله کنی !
    بلاخره اصول انسانی خوب است اما به نظر من حد و مرز دارد ! اینجا نه جان کسی در خطر بود و نه اگر اون اقا یه سیگار نمی کشید دق می کرد و نه هیچ چیز دیگر !
    می بینید این تضاد ها در ضمیر ناخود آگاه شما جمع می شود و در شب ها به صورت کابوس با شما درگیر ی بوجود می آورد.

  5. مهرداد ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۲:۳۱ ب.ظ

    خانم زهرا!
    مشکلتان این است که مسلمان هستید اما در بند فقه اسلام نیستید! لذا درد اسلام شده اید…نه شما بلکه بسیاری چون شما!

    مولا علی صلوات ا…وسلامه علیه از سلام کردن به زنان جوان پرهیز می کرد اما شما آتش ساز سیگار کشیدن این و آن شده ای آن هم در ماه مبارک رمضان!!!!

    چه بگویم که هر چقدر بگویم در شخصیت امثال شما که مصلحت های متوهمانه ی عقل و فهم خود را به اسلام ترجیه می دهید تاثیر نخواهد گذاشت!!!

    والسلام علی من اتبع الهدی.

  6. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۲:۳۵ ب.ظ

    برای شما بیش از اندازه خوبی و نمی دونی که باید خوبی رو به کسی بکنی که اجر و ثواب اون صدرصد به خودت برگردد

  7. po0ya ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۳:۰۲ ب.ظ

    خیلی چیزارو مردمان نمی فهمن این که بیش از حد کوچیکه در مقابلشون .

    تازه جالب اینجاس که همون کسایی که احساس می کنن می فهمن هم تهش می فمن نمی فهمیدن که به یه سری می گفتن نفهم ( البته اگه واقعا بفهمن ) !!!

  8. مایا ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۳:۱۷ ب.ظ

    به نظر من خوبه که دنیا رو اینطوری می بینی …
    اما مثلا می تونستی یه دقیقه با موبایلت فیلم بگیری بدون اینکه بفهمه، یه دقیقه پلاک ماشینش رو یادداشت کنی تا دیگه خیالت راحت باشه
    توی خارج از کشور وسط راه ( بین دو تا شهر تو بزرگراه ) مردم نا خودآگاه خیلی وحشت می کنند اگه کسی کاری باهاشون داشته باشه

  9. اشکـ+ـان ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۳:۴۰ ب.ظ

    خوش قلبی خیلی خوبه. اشکالی نداره که بعضی ها نگران بشن. طبیعیه. ولی خودتون باید حواستون باشه خوش قلبی رو با “ساده بودن” اشتباه نکنین!
    مهربونی یه چیزه سادگی یه چیز دیگه.
    :)

  10. ستاره** ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۳:۴۶ ب.ظ

    سلام ،میدونی منم همین فکر رو میکنم ،میگن خوبم ولی خودم میدونم که نیستم
    اینم برام یه جور درگیری فکری شده!!

  11. نیما همایونفر ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۳:۴۸ ب.ظ

    سلام یادمه تو تیر ماه زیر یکی از مطلبای شما به نام( تحجر یا امل بودن اصلا” چیزه بدی نیست ) یا یه همچین چیزی یه سوال نوشته بودم در رابطه با اون ۱۰۳ تا نظر که شدن۸۸ تا ولی خبری از جواب از طرف شما نبود به هر حال من با جواب ندادن شما هم جوابی که باید میگرفتم رو گرفتم این نظر رو هم واسه این نوشتم که بهتون بگم تا الان فکر میکردم بقیه زود در رابطه با شما زود قضاوت میکنن ولی الان بعد از ۲ ماه صبر کردن فکر مکنم تا یه حدی راس میگفتن در هر حال واسه خودم متاسفم که بدون شناخت وقتمو یه جای تو اینترنت تلف کردم که واسه ادما ارزش قایل نیستن امیدوارم اشتباه قضاوت کرده باشم خدا حافظ

  12. ستاره** ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۳:۵۴ ب.ظ

    زهرای عزیز من کار شما رو تحسین میکنم ما اینجا برگ باز جویی توی دست نداریم که مردم رو تفتیش عقاید کنیم! اون لحظه شاید اون آدم وسیله ای باشه برای شناخت خودمون که واقعا درباره آدمهای اطرافمون چطور قضاوت میکنیم ، واگر به اسلام وپیامبر بزرگوار باشه ایشان منبع مهربانی بودند و با اخلالق نیکو دیگران رو هدایت میکردند( درجواب کسایی که ندای واسلاما سر دادن!!!!!)

  13. آیت الله ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۴:۳۲ ب.ظ

    امیدوارم در این چند بازی اینده اقای قلعه نویی به عقیلی بازی نده تا این طوری در چند بازی پشت سر هم به خاطر خصومت شخصی تیم را شوهر نده!!!

  14. سید احسان تقوی ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۴:۵۷ ب.ظ

    سلام
    خواهرتون درست میگفته و فکر میکرده و واقعیت اینه که اسم کار شما خوش قلبی نیست!

  15. sayeh ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۵:۰۷ ب.ظ

    نظر خاصی ندارم ولی خوشبختانه یا متاسفانه منم خیلی زود به آدما اعتماد می کنم یعنی با خودم فکر می کنم همه که بد نیستن!همه رو به چشم دوست میبینم! میگن خوب نیست آدم اینطوری باشه و این جور آدما یه روزی و یه جایی لطمه می خورن.نظر تو چیه؟

  16. sayeh ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۵:۲۹ ب.ظ

    زهرا من تازه وبلاگ شما رو پیدا کردم الان که داشتم گشت می زدم تو بلاگ رل هات دیدم همشون خیلی سیاسیه.اصلا واسم جالب نبود حیف وبلاگته که سیاسیش کنی اونم چه سیاستی! از من به تو نصیحت!
    کامنتم نی ربط بود ولی دیگه جایی پیدا نکردم که بذارمش!

  17. مهرداد ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۵:۴۹ ب.ظ

    اینکار از خوش قلبی نشات نمی گیرد بلکه از بی نظمی ذهنی نشات می گیرد!

    و متاسفانه در جامعه ذهن بی نظم فراوان است.

    والسلام.

  18. غزاله ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۶:۴۶ ب.ظ

    من فکر می کنم یکی از دلایل این کارت این بوده که معمولا وقتی که آدم توی همچین موقعیتی قرار می گیره نمی تونه خیلی عقلانی فکر کنه و احساسی تصمیم می گیره. یعنی به حس ششم و احساسی که نسبت به طرف مقابلش داره اعتماد می کنه. منم معمولا وقتی کسی درخواستی ازم می کنه و منتظر گرفتن جوابه نمی تونم بلافاصله و در کسری از ثانیه عقلانی ترین تصمیم ممکن رو بگیرم

  19. رها ۱۳۸۹-۰۶-۱۳، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    حرفایی که پشتشون مسئولیت هست به منم خیلی سخت میان …

    خوش قلبی این روزا دیگه جایی نداره …همه می گن کلاهتو نگه دار باد نبره…!

    البت من خودمم مهربون خیلی وقتا اما اوشکول نیستم :D

  20. لیلی ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۱:۲۷ ق.ظ

    این از بدجنسی شما نیست
    من هم مشکل شما رو دارم
    علتش اینه که توانایی نه گفتن نداری
    هرکس باهات کار داشته باشه از وقت و کار خودت میزنی و به اون اهمیت میدی
    ضمنا کاری به نظر بعضی ها که متاسف از خوندن وبلاگت هستن نداشته باش
    من از سال ۸۲ دارم وبلاگت رو می خونم و به همه هم معرفی می کنم

  21. آیت ا... العظمی ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۳:۱۸ ق.ظ

    البته تنها انسانهای خوش قلب روی زمین در حوضه ما پیدا میشه.
    جای دیگه یافت نمی شود ما اینقدر خوشقلبیم که هیچ کسی رو در جا اعدام نمی کنیم اول ارشاد بعدا اعدام. آخه یکی به من بگه کی این کارو میکنه. اینقدر خوش قلبیم که اومدن یه سری دارن سوء استفاده می کنند. گاهی اوقات به طلاب دیگه هم میگم اینقدر زیادی مهربونی نکنن.
    یک نمونش هم وبلاگ نویسی زهرا خانمه که من تا حالا بهش گیر ندادم که وبلاگ نویسی حرامه فعلا در مرحله ارشادم اگه از وبلاگ نویسی که صد در صد فعل حرام است دست کشیدید که جستید وگرنه خودمو میزنم.

    دامم برکاته

  22. ناشناس ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۳:۵۷ ق.ظ

    سوال :حکم بازی کامپیوتری شطرنج و پاسور چیست ؟

    پاسخ مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای: اگر به نظر مکلّف، شطرنج در حال حاضر از آلات قمار محسوب نشود در این صورت بازى با آن بدون شرطبندى اشکال ندارد ولى پاسور عرفاً از آلات قمار محسوب مى‌شود و بازى با آن مطلقاً حتى بدون شرط بندى حرام است؛ و در حکم مذکور فرقی بین کامپیوتر و غیر آن نیست.

    پاسخ آیت الله وحید خراسانی: اگر با برد و باخت باشد حرام قطعی است و اگر بدون برد و باخت باشد بنابراحیتاط واجب ، حرام است و این احتیاط واجب در ترک شطرنج مورد تاکید است.

    پاسخ آیت الله مکارم شیرازی: در فرض سوال که این کار با رایانه انجام می شود اشکال ندارد.

    همچنین یکی از استادان حوزه آیت الله محقق کابلی این گونه نظر داده اند: بازی با هر آلت قمار جائز نیست؛ آلات مذکور از آلات قمار هستند.

  23. مارمولک ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۵:۴۷ ق.ظ

    ازت نا امید شدم. سیگار، تو روز روشن، تو ماه رمضون، با اون قلب ناپاک…

  24. the Success Ladder ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۷:۵۰ ق.ظ

    This is a very interesting point of view. Your blog is refreshing, but I wish one could find more content, though. I am looking forward to reading more from you. Keep up the good work. thanks.

  25. مهرناز ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۸:۰۸ ق.ظ

    این حرفت رو قبول دارم تا وقتی همه چیز خوبه همه هم خوبن… من و دوست صمیمی ام هم همینطور بودیم با هم خوب بودیم تا اینکه اون با یکی از حراستی های اداره ازدواج کرد از اونجا بود که فضولی و خبرچینی و حرف در آوردن پشت سر من و … شروع شد… انقده اینور و اونور پشت سر من چرت و پرت گفته بود که خودش دیگه نتونست تحمل کنه و واحدش رو عوض کرد و رفت… اون موقع من انقده از دستش عصبانی و ناراحت بودم که آرزو کردم بدبخت بشه…. اما یه روز که دیدم پای تلفن با شوهرش حرفش شد و رفت تو خودش دلک براش سوخت… نمی خوام بگم که من آدم خوش قلبیم چون هنوزم نتونستم بببخشمش…. دلم میخواد همون کارایی رو که با من کرده یکی با خودش بکنه….

  26. انصافی ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۹:۵۵ ق.ظ

    من هم از شما تعجب کردم تو ماه رمضون به طرف فندک دادین سیگار روشن کنه.
    به من باشد غیر ماه رمضون هم به سیگاریها فندک نمی دم، جوون باشه که اصلا و بدا!

  27. خودش ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۱:۱۶ ب.ظ

    کار خوبی کردی دخترم. اونجور که من متوجه شدم تو کلاً آدم خوش قلبی هستی. یک مقدار تفکراتت هم اصلاح بشه حرف نداری

  28. فاطی ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۳:۲۱ ب.ظ

    سلام
    به نظرمن نباید اطمینان می کردی.مخصوصا که چیز مهمی هم نمی خواسته.دیگه از این کارا نکن باچه؟

  29. نیلو ۱۳۸۹-۰۶-۱۴، ۴:۴۲ ب.ظ

    این بدجنسی نیست ولی کمی خود مداری و خود محوری است که آدم فکر کنه دیگری به خاطر کاری که با ما کرده اتفاقی براش افتاده و داره تاوان می ده. طبیعی است که بدی کردن آدم ها از یک سری از خصوصیات ریشه می گیره که همین خصوصیات در جای دیگه براشون باعث دردسر می شه و دچار مشکل می شن اما این که ما همه چیز رو به خودمون ربط میدیم یا برعکس اگه مشکلی برامون پیش بیاد فکر می کنیم آه فلانی ما رو گرفت به نظر من واقع بینانه نیست

  30. مجرد سرخوش ۱۳۸۹-۰۶-۲۱، ۹:۱۱ ب.ظ

    سلام
    قسمت اول خاطرت جزو لطیف ترین و زیباترین خاطراتی بود که این چند روزه خونده بودم. حقیقتا لطیف بود. نمیدونم چه حسی توش بود که اینقدر به من چسپید. دوباره اونو خوندم ولی نفهمیدم چی توش بود. حتی نتیجه گیری اون هم برام تازگی نداشت ولی خود خاطره و تصور اون لحظه تردیدت برای دادن فندک خیلی برام شیرین و زلال بود. آره . احتمالا همین زلالی این خاطره بود که باعث شد وبلاگ تو هم به بوکمارک ما اضافه بشه.

    کاش هم زلال میمردیم.

  31. sajad ۱۳۸۹-۰۶-۲۵، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    نفسم حالت خوبه