هاپویی که باگ نرم افزاری هست!

* روزهایی که ماشین نمیارم (بعبارتی اکثر روزها:دی) باید از این پل هوائیه تا محل کارم رو پیاده برم. تو این مسیر یه کوچه هم هست. همیشه خدا وسطهای این کوچه یه خانم نسبتا جوان رو می بینم که سگش رو آورده که هوا بخورده. البته من حدس میزنم که اینطوری باشه. چون دقیقا طرفای ۸:۳۰ هر روز میبینمش که قلاده سگش رو گرفته و داره با صدای بلند با سگش حرف میزنه که چه بکنه و چه نکنه. گاهی اوقات تهدیدش میکنه، گاهی اوقات داره یه چیزی براش تعریف میکنه. سگش هم خیلی بامزه است. یعنی از این هاپوهای قدکوتاه  هست که خیلی پشم دارن، بطوریکه روی چشماشونم گرفته و سفید رنگ هستن.

* خلاصه امروز که داشتم می رفتم، خانمه یه دفعه قلاده سگه از دستش در رفت و سگه به سرعت سمت من شروع به دویدن کرد. منم که اصولا از حشرات گرفته تا موش و گریه و سگ و کلا از هر نوع جک و جونوری میترسم:D در اون لحظه به قدری شوکه شده بودم که نمیدونستم واکنش صحیح چیه. همیشه میترسیدم که نکنه قلاده از دست خانمه در بره و اینبار واقعا در رفته بود. خانمه که رنگ پریده من رو دید، با صدای بلند داد زد: “بـــــــــاگ، بــــــــاگ اگه یه قدم دیگه جلوتر بری، امروز نمیبرمت پارک!” با همین یه جمله سگه سرعتش رو کم کرد و با هاپ هاپی که بیشتر شبیه یه زوزه افسرده بود، کم کم از من فاصله گرفت و خانمه دوباره موفق شد قلادش رو به دست بگیره.

* بعد اومد جلو که از من عذرخواهی کنه. برگشت گفت که “باگ خیلی دختر خوبیه و اینا، نمیدونه چرا امروز کولی بازی در آورده!” :دی منم از اونجائیکه یه باگ بیشتر تو عمرم نشناختم و شاخکهام هم نسبت به اصطلاحات مهندسی نرم افزار حساسه برگشتم گفت: چرا اسمشو گذاشتین باگ؟ میدونین معنیش چیه؟ خانمه با قیافه کاملا جدی برگشت گفت: آره باگ یعنی حشره ولی در مهندسی کامپیوتر یه اصطلاحه که به خطاهای برنامه نویسی گفته میشه. کلی ذوق کردم، بهش گفتم: شما مهندس کامپیوترین؟ گفت آره. من و شوهرم تو یه شرکت باهم کار می کردیم و همونجا باهم آشنا شدیم. اونم مهندس کامپیوتره. این اسم رو هم اون روی سگمون گذاشته. بس که هم از سگ بدش میاد، هم از باگ نرم افزاری، اسم سگمون رو گذاشت: باگ:)

* گفتم آخه سگت ماده است. اقلا نمیذاشتی این اسم رو روش بذاره. گفت: ای خانم مشکل شوهرم فراتره. ایشون کلا فکر میکنه جنس ماده باگ خلقت هست:دی

۲۸ نظر

  1. diox ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۰:۰۶ ب.ظ

    “کلا فکر میکنه جنس ماده باگ خلقت هست ” خیلی بامزه بود

  2. بابک خرم دین ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۰:۱۵ ب.ظ

    درود
    من در وبلاگم درباره آزادی در زرتشت و مسیحیت نوشتم لطفا” آن مطالب را بخوانید و با دیدگاه خود آن را کامل کنید.
    با تشکر[گل]

  3. Maryam, Me & Myself ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۰:۲۸ ب.ظ

    چه دختر بانمکی بود (-:

    ضمنا: از هرچی بدت بیاد سرت میاد

  4. آرمان ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۰:۵۳ ب.ظ

    این جمله آخرت منو یاد حرف احمدی ن‍ژاد انداخت که گفته بود زن بهترین هدیه خدا به بشریته !

  5. م.ح ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    سلام و احسنت
    قلم عالی ای دارید خیلی خوشم اومد و خندیدم(اخه سخت میخندم)
    و خوشحالم که یکی شما رو حک کرد که من سایت زیباتون رو بشناسم ولی مغرور نشی ها دی:
    خوب و موفق باشی

  6. ناشناس ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۱:۱۶ ب.ظ

    خیلی عالی بود.
    احسنت بر شما که مهندس نرم افزار خوبی هستی :دی

  7. abbas ۱۳۸۹-۰۵-۲۴، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    سلام
    سایت خیلی خوب و مفیدی درست کردی دوست من
    خسته نباشی
    وبلاگ آدمای گنده مایل به تبادل لینک با شماست
    در صورت تمایل متقابل ما را با نام زندگینامه دانشمندان لینک کنید
    و خبر دهید تا با نام درخواستی لینک شوید
    سبز باشی
    adamayegonde.persianblog.ir
    pagerank 4

  8. یه نفر ناشناس و گذری ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۱۲:۴۳ ق.ظ

    بسم ا..
    باگ ها دو نوع اند :
    آنهایی که فقط به درد تخریب میخورند و در اصطلاح باعث Crash برنامه شده و کار دیگری از دستشان خارج نیست .
    و آنهایی که قابلیت تبدیل به کد مخرب (Exploit) را دارند و میتوانند تمامی پروتکشن های امنیتی حافظه در لینوکس و ویندوز را به نوعی Bypass کنند .

    هر چقدر فکر می کنم ، می بینم که واقعا زن ها همین جوری اند . در هر حالت باگ اند و وقتی آنها را وصله (patch ) می کنی ، تازه میفهمی مثل پتج های ماکروسافت تازه سوراخ های جدیدی در تو ایجاد کرده اند .

    بگذریم . مهم نیست . خیلی از زن ها هم همانند باگهایی هستند که حتی اگر اکسپلوییت شوند ، سطح دسترسی ای که ایجاد میکنند در حد guest است ، نه بیشتر ، و نگران کننده نیستند .

    همین و بس .

  9. پیر فرزانه ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۱۱:۱۶ ق.ظ

    اون خانم هم باید یک سگ نر می آورده و اسمش را می ذاشته ویروس. این به آن در .

  10. میترا ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۱۱:۳۴ ق.ظ

    سلام! دیروز رفته بودم کتابفروشی و کتاب جنس ضعیف اوریانا فالاچی رو خریدم کتاب جالبیه هر چند با دید یه انسان غربی در مورد زنها به خصوص زنهای مسلمون نوشته شده نکته هایی که این کتاب میخواست مخاطب رو به اون برسونه و خب خودم هم تا حدودی به بعضی هاشون رسیده بودم جالب بود مثلا این که خیلی از زنها ممکنه برای اون چیزی که تو امریکا بهش قدرت و آزادی زنها می گن حسرت بخورند اما خود فالاچی به این حقیقت رسیده که قدرت و غرور زنها در اونجا باعث شده تا مردها ازشون بترسن
    و از اون چیزی که همیشه یک زن در اعماق قلبش به اون نیاز داره محروم باشند یعنی یک تکیه گاه محکم و یه انسان وفادار به نام مرد.. فالاچی در این کتاب به قول خودش از کرور کرور زنهای مطلقه و تنهایی می گه که در کنج آپارتمانهای منهتن نیویورک و بوستن از تنهایی دارن دق می کنند و کار رو وسیله ای کردن برای پر کردن همه نداشته هاشون..هر چند از ستم و حشتناکی که فرهنگ مردسالار در پاکستان بر زنها به اسم شریعت میره گفته یا جزو اشیا بودن زنان در هند کتاب ۴۰ سال پیش نوشته شده ولی به نظرم نوع تنهایی و تحقیر و استثمار زنها تنها یک شکل مدرنتر پیدا کرده.میترا ام تو اف

  11. آقامعلم ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۱:۳۱ ب.ظ

    سلام.وبلاگتون زیباست با داستانها وحکایتها وخاطرات واقعیه دیگرتون زیباترم خواهد شد.پیشنهاد میکنم هفته دیگه یه سر به وبلاگم بزنین.بد نیست!

  12. حامد ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۳:۰۷ ب.ظ

    اَ
    چه شوهر فهمیده ای داشته!

  13. ناشناس ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۳:۲۴ ب.ظ

    هاپوی قدکوتاهی که خیلی پشم دارن!!! :) منظورت تریره؟

  14. سحر (درنگ) ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۷:۴۲ ب.ظ

    خیلی باحال تعریف کردی

  15. ناشناس ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۷:۴۲ ب.ظ

    جالبه

  16. zirpoosh ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۱۰:۲۳ ب.ظ

    سلام
    بسی لایک به شوهر:)))))

  17. *.* ۱۳۸۹-۰۵-۲۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    سلام، بر زهرا خانم نازنین
    مهتاب خانم یک سئوال جالب تو پست قبلیتون کرده بودن:

    راستی ماجرای هک سایت و پست های اون به کجا رسید؟
    داریم از فضولی می ترکیم
    به هر حال یه جورایی ما این جا هر روز سر می زنیم حق آب و گل داریم
    آره دادا

    فکر کنم بعضی های دیگه هم این سئوال را داشته باشند (البته موضوع فضولی مال مهتاب خانمه!)
    به نظرم از چند ور بتون برخورده یکی اینکه بابا بلاخره شما مهندس رایانه هستید و متخصص امنیت شبکه و از این جور چیزا… طرف یک ضد حال اساسی زده! نه؟
    دوم که از اولی مهم تره موضوعی بود که نوشته بود (البته چون شاید خیلی ها نخونده باشند ما هم نمی گیم چی بوده!) اما بلاخره یک جوابی یا چیزی داشته باشه که بد نیست بقیه هم بدوند!(شایدهم بگید به شما ها چه!؟)
    البته تا بحال که به سیاست آقای ریئس جمهور عمل کردید، تا بعد چه شود!

  18. گلدختر ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۱:۱۷ ق.ظ

    سلام دوست عزیز، نویسنده وبلاگ گلدختر هستم، موجی در حمایت از قداست چادر راه انداختیم، شما نویسنده گرامی را به این موج وبلاگی دعوت کردم. باعث خوشحالی و افتخار ماست با مطالب ارزشمندتان در این موج شرکت کنید و دفاع کنید از قداست ارثی که بهتان رسیده.
    http://goldokhtar.parsiblog.com/1661639.htm

  19. پریزاد ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۸:۲۷ ق.ظ

    عجب شوهر خلاقی!!!
    ولی جدا ترسناک بوده ها…من هم از هرچی جانوره می ترسم…

  20. صندوقک ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ

    :)))))))))

  21. ساراخانم ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    به نظر من آدمایی مثل تیپ اون آقا شوهره همشون باگ هستن

  22. مریم مقنی پور ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۱:۳۰ ب.ظ

    سلام. خیلی باحال بود … :)))
    منم از iهرنوع جانوری جز انسان می ترسم !!! :-s

  23. محمد ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۱:۴۹ ب.ظ

    چه شوهر باحالی داره :)

  24. دل کوچولو ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۲:۱۰ ب.ظ

    ما که تو دنیا جز یک دل کوچولو نداریم این دل ما همیشه درد و غصه های ما رو تو خودش می ریخته اما حالا ازم خواهش کرده یک وبلاگ براش درست کنم تا حرفشو بزنه پس کمک اش کنید…دل کوچولو …

  25. اشکـ+ـان ۱۳۸۹-۰۵-۲۶، ۱۱:۰۰ ب.ظ

    :))
    چه شوهر باحالی داره :))
    از تریپ افکارش خیلی خوشم اومد!!!!!!!

  26. فشفشه ۱۳۸۹-۰۵-۲۷، ۱:۲۶ ق.ظ

    بیچاره شوهره چه ادم عقده ای بوده ها……….زورش به خانومه نرسیده رو سگه خالی کرده…اخی

  27. سید امیر ۱۳۸۹-۰۵-۲۹، ۱:۳۳ ب.ظ

    باگ ، چه اسم برازنده ای…

  28. رونیک ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۳:۲۱ ب.ظ

    متن قشنگی بود …. تا آخرش رو خوندم ….