۱۳۸۹-۰۵-۲۴
هاپویی که باگ نرم افزاری هست!
* روزهایی که ماشین نمیارم (بعبارتی اکثر روزها:دی) باید از این پل هوائیه تا محل کارم رو پیاده برم. تو این مسیر یه کوچه هم هست. همیشه خدا وسطهای این کوچه یه خانم نسبتا جوان رو می بینم که سگش رو آورده که هوا بخورده. البته من حدس میزنم که اینطوری باشه. چون دقیقا طرفای ۸:۳۰ هر روز میبینمش که قلاده سگش رو گرفته و داره با صدای بلند با سگش حرف میزنه که چه بکنه و چه نکنه. گاهی اوقات تهدیدش میکنه، گاهی اوقات داره یه چیزی براش تعریف میکنه. سگش هم خیلی بامزه است. یعنی از این هاپوهای قدکوتاه هست که خیلی پشم دارن، بطوریکه روی چشماشونم گرفته و سفید رنگ هستن.
* خلاصه امروز که داشتم می رفتم، خانمه یه دفعه قلاده سگه از دستش در رفت و سگه به سرعت سمت من شروع به دویدن کرد. منم که اصولا از حشرات گرفته تا موش و گریه و سگ و کلا از هر نوع جک و جونوری میترسم:D در اون لحظه به قدری شوکه شده بودم که نمیدونستم واکنش صحیح چیه. همیشه میترسیدم که نکنه قلاده از دست خانمه در بره و اینبار واقعا در رفته بود. خانمه که رنگ پریده من رو دید، با صدای بلند داد زد: “بـــــــــاگ، بــــــــاگ اگه یه قدم دیگه جلوتر بری، امروز نمیبرمت پارک!” با همین یه جمله سگه سرعتش رو کم کرد و با هاپ هاپی که بیشتر شبیه یه زوزه افسرده بود، کم کم از من فاصله گرفت و خانمه دوباره موفق شد قلادش رو به دست بگیره.
* بعد اومد جلو که از من عذرخواهی کنه. برگشت گفت که “باگ خیلی دختر خوبیه و اینا، نمیدونه چرا امروز کولی بازی در آورده!” :دی منم از اونجائیکه یه باگ بیشتر تو عمرم نشناختم و شاخکهام هم نسبت به اصطلاحات مهندسی نرم افزار حساسه برگشتم گفت: چرا اسمشو گذاشتین باگ؟ میدونین معنیش چیه؟ خانمه با قیافه کاملا جدی برگشت گفت: آره باگ یعنی حشره ولی در مهندسی کامپیوتر یه اصطلاحه که به خطاهای برنامه نویسی گفته میشه. کلی ذوق کردم، بهش گفتم: شما مهندس کامپیوترین؟ گفت آره. من و شوهرم تو یه شرکت باهم کار می کردیم و همونجا باهم آشنا شدیم. اونم مهندس کامپیوتره. این اسم رو هم اون روی سگمون گذاشته. بس که هم از سگ بدش میاد، هم از باگ نرم افزاری، اسم سگمون رو گذاشت: باگ:)
* گفتم آخه سگت ماده است. اقلا نمیذاشتی این اسم رو روش بذاره. گفت: ای خانم مشکل شوهرم فراتره. ایشون کلا فکر میکنه جنس ماده باگ خلقت هست:دی

