۱۳۸۹-۰۴-۱۹
احساس گناه!
* پنج شنبه وقتی داشتم میرفتم خونه ساعت حدودا ۷ غروب بود. من مطابق معمول ابتدای پل سیدخندان وایستاده بودم. وایستادن اینجا خیلی طبیعیه. چون خیلیا برای رفتن به آرژانتین یا متروی مصلی اینجا سوار تاکسی میشن. اینجا حتی سوار شدن ماشینهای شخصی هم عادیه. چون تا متروی مصلی راهی نیست آدم احساس خطر نمیکنه. ضمن اینکه جلوی متروی مصلی هم خیلی شلوغه و به فرض مثال کسی نیت بدی داشته باشه، آدم راحت میتونه بپره بیرون!
* در هر صورت یه پرایدی نگه داشت و وقتی سوار شدم راننده سوالهای عجیب و غریب میپرسید. اصلا از همون اول از مدل نگاه کردنشم خوشم نیومد ولی چون دیروقت بود و عجله داشتم سوار شدم. وسطای پل سیدخندان که رسیدم از دست یکی از سوالهاش تازه فهمیدم آقا اشتباه گرفته! نزدیک بود، از شدت عصبانیت آتش بگیرم. گفتم همینجا نگه دار. گفت اینجا نمیشه ولی مطمئن باشید من نیت بدی ندارم، انتهای پل که رسیدیم قبل از کولی بازی درآوردن من نگه داشت.
* من از شدت عصبانیت و ناراحتی داشتم اشک میریختم. اونجائی هم که وایستاده بودم جای نامتعارفی برای تاکسی سوار شدن نبود. ولی بازم کلی ماشین وا میستادن و چرند و پرند میگفتن. یکیشون که اصلا به مدت یه ربع وایستاد و معتقد بود بالاخره ناز کردن هم حدی داره! بالاخره بعد از نیم ساعت یه تاکسی اومد و سوار شدم.
* میدونین قیافه من کاملا عادی بود. حتی نوع پوشش من. من از سرکار می اومدم طبیعتا مقنعه پوشیده بودم. این مانتوی تابستونیم رو هم قبلا پوشیده بودم و اتفاقی برام نیفتاده بود. شلوارمم یه شلوار کبریتی قهوه ای رنگ بود. نه مانتو نه شلوارم هیچکدوم تنگ محسوب نمیشن. با اینحال در تمام مدتی که اونجا وایستاده بودم و وقتی ماشینی نگه میداشت پرت و پلا میگفت، من هی تو خودم دنیال عیب و ابراد بودم که ببینم چی در ظاهرا من غیر عادی و جلب توجه کننده است؟ حتی چندین بار آینه کیف پولم رو در آوردم و قیافه ام رو چک کردم! واقعیتش عذاب وجدان گرفته بودم از دست خودم!
* خونه که رسیدم اون حد از عذاب وجدانم برای خودم عجیب بود. مسئله اینجا بود که من کار اشتباهی نکرده بودم. در حقیقت کار اون آقایون اشتباه بود ولی من طبق بک گراندی که داشتم فکر میکردم که شاید ظاهر من مشکل داره، چون من زن هستم! میخوام بگم خیلی از دخترها مثل من اشتباه می کنن. واقعیت اینجاست که تو جامعه ما روی پوشش و آموزه های دینی و نجابت و حیا بیشتر روی خانمها مانور میدن. در حالیکه اگه همونقدری که روی این چیزها روی آقایون هم کار می کردن، نتیجه بهتری میگرفتیم. ما در اسلام همونقدری که داریم زنها باید به پوشش و ظاهرشون توجه کنن، مردها هم باید نگاهشون رو کنترل کنند. این البته فقط در اسلام نیست. یه مسئله اخلاقی و انسانی هست که تا وقتی کسی خودش نخواد و راضی نباشه، شما این حق رو نداری.
* قصدم از این پست این نبود که خدای نکرده به “همه ی” مردان توهین کنم. مسئله من اینجا اینه که چرا واقعا اینقدری که در رسانه ها و کتابهای ما، به خانمها دستور میدن که چکار بکنند یا نکنند، به آقایون کاری ندارند؟ به نظر من باید یکسری دستورات اخلاقی رو فاقد از اینکه متعلق به چه دینی هستند، به بچه ها آموزش داد. خیلی از ماها دستوراتی که رعایت میکنیم و بخشی از هویت ما شدن، رو در نوجوانی و بچگی یاد گرفتیم. برای همین باید چیزهایی مثل همین احترام به جنس مقابل، مثل همین کنترل نگاه و نمونه های مشابه رو در بچگی آموزش داد، به جای طرحهای بی فایده ای مثل مدل موی وزارت ارشاد برای آقایون که تهش هیچی در نمیاد!


ناشناس Reply:
تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ at ۱:۵۸ ب.ظ
هری هری مذهبی از نوع جدیدش دارد در جامعه باب می شود همون چیزی که جلال آل احمد در زمان شاه از آن اسم برده است یک چیزی شبیه لاقیدی در زمان خلوتی یا نمی دونم یه چیزی شبیه به دین من در آوردی ! چه می دونم تفریح با آزار دیگران ! قانون شکنی نا آگاهانه ! یا با آگاهی کم عمق ! یه چیزی تو مایه های ادای غربی ها رو در آوردن ! یاادعای لاتی د اشتن ! اینها نشانه های یک جامعه مریض در حوزه اخلاق هست ! در مانش هم باید دست اهل باشه والا خراب تر میشه ! اصلی ترین مشگل در حوزه فرهنگ و تعلیم تربیت غیر رسمی و همین رسمی است !