۱۳۸۹-۰۴-۳
فتح فاو
* داشتم عکسهای جهانگیر رزمی رو از ۸ سال دفاع مقدس می دیدم. یه مجموعه عکس بود مال فتح فاو. (هشدار: اگه اذیت میشید این سری رو نبینید) توی ۲ تا از عکسها یک جسد رو نشون میداد. اولین عکس از فاصله دور نشون داده شده بود که یک فردی افتاده و مشخص بود که تانک از روش رد شده. تو عکس بعد روی همون جسد زوم کرده بود و مشخص بود که سرش متلاشی شده. صورتش پهن شده بود. درست مدل کارتنهای تام و جری. آدم باورش نمیشه که بشر چکارهایی میتونه با همنوع خودش انجام بده، یاد این داستانهایی افتادم که مال کتاب زندگی جنگ و دیگر هیچ بود.
* یه چیزهایی هست که ما چون از نزدیک لمس نکردیم، درک حقیقی ای هم نداریم. یه سری واقعا برای این کشور همه چیزشون رو فدا کردند. به بدترین شیوه ها سختی کشیدند (مثلا تو این عکسها اینها با تفنگ و کلاه خودهاشون سایبون درست کردن که کمی استراحت کنن) و به غیر انسانی ترین شیوه ها شهید شدند. اینا چیزهایی هست که ما فقط توی عکسها می بینیم. مثلا همین عکسها هر کدوم کلی داستان دارند ولی ما هیچی نمیدونیم. فقط چند روز بعد احتمالا جسد اون شهید رسیده دست خانواده اش و دفن شده و ما هم فقط میریم براشون فاتحه میخونیم.
* نمی دونم…


ا. Reply:
تیر ۳م, ۱۳۸۹ at ۶:۲۴ ب.ظ
برای آیت الله خمینی نعمت بود
شریفی Reply:
تیر ۴م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۸ ب.ظ
اگه این بسیجیا نبودن مملکت تو و خودت فنا شده بودین