فتح فاو

* داشتم عکسهای جهانگیر رزمی رو از ۸ سال دفاع مقدس می دیدم. یه مجموعه عکس بود مال فتح فاو. (هشدار: اگه اذیت میشید این سری رو نبینید) توی ۲ تا از عکسها یک جسد رو نشون میداد. اولین عکس از فاصله دور نشون داده شده بود که یک فردی افتاده و مشخص بود که تانک از روش رد شده. تو عکس بعد روی همون جسد زوم کرده بود و مشخص بود که سرش متلاشی شده. صورتش پهن شده بود. درست مدل کارتنهای تام و جری. آدم باورش نمیشه که بشر چکارهایی میتونه با همنوع خودش انجام بده، یاد این داستانهایی افتادم که مال کتاب زندگی جنگ و دیگر هیچ بود.

* یه چیزهایی هست که ما چون از نزدیک لمس نکردیم، درک حقیقی ای هم نداریم. یه سری واقعا برای این کشور همه چیزشون رو فدا کردند. به بدترین شیوه ها سختی کشیدند (مثلا تو این عکسها اینها با تفنگ و کلاه خودهاشون سایبون درست کردن که کمی استراحت کنن) و به غیر انسانی ترین شیوه ها شهید شدند. اینا چیزهایی هست که ما فقط توی عکسها می بینیم. مثلا همین عکسها هر کدوم کلی داستان دارند ولی ما هیچی نمیدونیم. فقط چند روز بعد احتمالا جسد اون شهید رسیده دست خانواده اش و دفن شده و ما هم فقط میریم براشون فاتحه میخونیم.

* جنگ چیز عجیب و غریبی است …

* نمی دونم…

۳۰ نظر

  1. خمینی ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۵:۴۸ ب.ظ

    خمینی: جنگ نعمت است
    لابد تراشیدن صورت با تیغ حرام اما جنگ بین دو ملت حلال
    عراق جنگ رو آغاز کرد اما که بود که در پس از عملیات موفق آمیز بیت المقدس آنرا ادامه داد؟
    نسل سوخته قربانی شد تا آرمان های خمینی از کربلا بگذره و ۱۰۰۰ درد بی درمانی که ۶ سال تداوم جنگ در فردای فتح خرمشهر به همراه داشت

    ا. Reply:

    برای آیت الله خمینی نعمت بود

    شریفی Reply:

    اگه این بسیجیا نبودن مملکت تو و خودت فنا شده بودین

    ناشناس Reply:

    شما اگر از سیاست چیزی نمیدونید مجبور به اظهار نظر نیستید .جملاتی هم که فرمودید تا جائیکه بنده به خاطر دارم همان جملاتیست که گروهک منافقین و برخی رسانه های بیگانه در زمان جنگ به خورد مردم میدادند که البته از آنجائیکه معمولا اکثر ایرانیها خود را کارشناس سیاسی میدانند هر روز به شکلی به اظهار نظر مشغول میشوند.از قدیم گفتند معما چو حل گشت آسان شود.اون زمانیکه ایران قطعنامه را پذیرفت (سال ۶۷)اما عراق دوباره حمله کرد و ایران برای بار دوم وارد جنگ شد(عملیات مرصاد در غرب و الغدیر در جنوب)تا برای بار دوم خرمشهر را پس بگیرد
    شما کجا تشریف داشتید.؟؟؟!!!
    ایران ۷ سال حمله میکرد??? اما تا جائیکه من به یاد دارم در پی هر عملیاتی خبر از آزادی بخشی از خاک ایران منتشر میشد و به ندرت نبردها در داخل عراق بود.ضمن اینکه از لحاظ نظامی نیروی محاجم باید ۳ برابر نیروی مدافع باشد(در جنگ کلاسیک)این درحالی بود که عراق دارای ۴۸ لشکر و حدود ۲۰ تیپ در ارتش و ۳۰ تیپ گارد ریاست جمهوری بود در حالی که ایران برای تامین یک سپاه ۱۰۰۰۰۰ نفری به نام سپاه محمد ماهها تلاش کرد تابتواند با ایجاد یک توازن ضعیف در یک منطقه یک امتیاز نظامی برای پایان جنگ به دست آورد.در آن زمان شعار جنگ جنگ تا پیروزی سرداده میشد اما بنا بر گفته محسن رضائی و سایر فرماندهان منظور از این شعار جنگ جنگ تا یک پیروزی بود تا از آن به عنوان امتیاز جهت پایان شرافتمندانه جنگ استفاده شود. اما دشمن دست ایران را خوانده بود و عملا در همه جهت راه برای ایران بسته بود حتی ایران قطعنامه ۵۹۸ را در سال ۶۵ پذیرفت اما عراق که سرگرم تجهیز دوباره لشکرهای زرهی خود بود تا سال ۶۷ از پذیرش آن خوداری کرد و در واقع پس از پذیرش سوری قطعنامه هم که ایران شروع به عقب نشینی از استان سلیمانیه عراق کرده بود دوباره دست به حمله زد.حالا شما بعد از ۲۲ سال ژست کارشناسی گرفتید و ایران را به خاطر دفاع از خود محکوم میکنید !!!؟

    حدیثه Reply:

    خدای بزرگ …. این همه بی اخلاقی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بچه ها مجبورین مگه ؟ خوب این سایت بده ؟ نیا .. نظر نذار … اگر میای یاد بگیر صبور باشی همه آزادن حتی مخالف تو … مدعی های این نظر که بیشتر باید رعایت کنن …

  2. خمینی ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۵:۵۲ ب.ظ

    ۲ سال اول دفاع مقدس بود ۶ سال آخر آرمان خواهی متوهمانه عده ای از همه جا بی خبر
    من دست همه کسانی که حتی آنهایی که در ۶ سال آخر جنگیدن می بوسم اما لعن و نفرین به آنهایی که فرمان تداوم جنگ رو با توهم فتح کربلا و قدس صادر کردن
    یادمان نرفته شعار راه قدس از کربلا می گذره
    شعاری که تاوانش رو عدم توسعه یافتگی و فقر و فلاکت امروز مردم این دیار میدن

  3. مرتضی ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۷:۰۰ ب.ظ

    ” راه قدس از کربلا می گذرد ”
    بعد از آزاد سازی خرمشهر عده ای بی سواد و کم دانش شروع به گفتن اراجیفی درباره لزوم اتمام جنگ کردند .البته این حرفها را نه در سال ۶۱ ونه در سال ۶۲ بلکه در سالهای بعد که یکی دو عملیات با شکست روبرو شد می گفتند .(این کار لاشخواری یا مرده خواری یا …نام دارد). این گروه عمدتا نهضت آزادی و بقایای منافقین بودند اما در آن سالها که نفت بهای بسیار ارزانی داشت با این حرفها می شد بسیاری از مردم کوچه وبازار که کم سواد و بی اطلاع بودند را علیه حکومت شوراند .اما این ها هم جواب نمی داد . بعد از جنگ هم تا به الان عده ای عمدتا جوانان که حتی از اسم آوردن شهرهای اشغال شده در جنگ به دلیل کم اطلاعی عاجزند جملاتی از امام امت بازگو می کنند و نتیجه می گیرند که ایران به دنبال سرنگونی صدام بوده !!! یا به دنبال رسیدن به فلسطین و آزادسازی آن بوده !!!!
    در بی سوادی این عده هر چه بگوییم کم است اما چند دلیل کوچک اما بزرگ :

    ۱-بعد از فتح خرمشهر هنوز ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران در اختیار عراق بود .البته نه شهرها و مناطق با اهمیت اما بالاخره خاک مقدس ایران بود که نمی شد از آن چشم پوشی کرد.
    ۲-اتمام جنگ ؟؟؟ . آن چیزی که ایران از آن سرباز زد پذیرش(( آتش بس )) بود نه ((صلح)) . آتش بس با صلح کامل تفاوت دارد !! آن هم آتش بس با صدامی که خود را سردار قادسیه می دانست !!
    صدامی که در سال ۶۷ حتی بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران به منافقین سلاح وکمک های سنگین نظامی داد تا به ایران حمله کنندو به خیال خود ایران را فتح کنند که البته در تنگه مرصاد به ذغال تبدیل شدند.
    لازم به ذکر است منافقین قبل از پایان جنگ در سالهای آخر وقبل از ((فروغ جاویدان )) دو عملیات دیگر به نامهای چلچراغ و آفتاب انجام دادند که برایشان تا حدودی موفقیت آمیز بود .
    در واقع هدف از پیشنهاد ((آتش بس )) نه پایان جنگ بلکه مهلت یافتن صدام برای بازسازی نیروهایش و حمله مجدد به خاک ایران بود و این بار ضربه ای مهلک … چرا که اکثریت نیرو های جنگی ایران نه ارتشی ونه سپاهی بلکه داوطلب بودند و رفتن این عده به خانه هایشان همان چیزی بود که صدام می خواست .

    ۳- بنا به اسناد متعدد و قابل ارائه هدف ایران از ورود به خاک عراق نه سرنگونی صدام ونه تصرف عراق بلکه اجرای مرحله چهارم و آخر جنگ یعنی (( تنبیه متجاوز )) بود .( قابل توجه کسانی که حتی با اصول ساده دفاع هم آشنا نیستند‌)
    اصلا ایران که از زمان شاه جز تعدادی جنگنده فرسوده چیزی برایش باقی نمانده بود و حتی در اوایل جنگ از ساخت وسایل اولیه مثل سیم خاردار و سلاحهای ساده عاجز بود چگونه می توانست ابتدا عراق را تصرف کند بعد اردن و بعد فلسطین و قدس؟؟؟!!!!
    ولذا آوردن جملاتی مانند ((راه قدس از کربلا می گذرد )) و (( جنگ نعمت است )) که در شرایط خاصی وبا هدفهای خاصی بر زبان امام بزرگوار رانده شده و گرفتن چنین نتایج عجیب و غریبی از آنها جز بی سوادی یا تحریف تاریخ و گوش دراز فرض کردن مخاطب نام دیگری نمی توان بر آن نهاد .
    ******************************************************
    جنگ همان موقعی به پایان رسید که باید به پایان می رسید و برای اولین یا در طول سالهای سال جنگی پیش آمد و در نهایت حتی وجبی خاک مقدس این سرزمین جدا نشد .در حالی که در دوران قاجار بخش اعظمی از خاک ایران به این سرنوشت دچار شد و در زمان رضاخان هم ایشان ارتشی داشت که در۱۳۲۰ در عرض چند روز ایران را تقدیم بیگانگان کرد .او را تبعید کرده پسرش را نشاندند .
    ******************************************************
    لذا برای کسانی که دفاع مقدس را زیر سوال برده و از امکان پایان آن در سال ۶۱ سخن می گویند فقط می توان تاسف خورد که این قدر کم سواد وکم اطلاع و یا ساده لوح هستند
    با درود به روان پاک امام عزیز وهمه شهدای انقلاب اسلامی ودفاع مقدس
    والسلام

    پیروز Reply:

    هی دوست عزیز! من نمی دونم شما الان داری چقدر درست می گی یا چقدر غلط(به قول خودت اراجیف!)اما می دونم که اون جنگنده ها و ناو ها فرسوده نبودند تا اونجا که اطلاع دارم خیلی هاشون در حد آکبند بودند اگر نمی دونستید در رژیم قبل اونها رو رو نقشه خریده بودند(یعنی قبل تولید با قیمت ارزون تر از بازار طوری که بیست و پنج سال بعد آقای فهد دست دوم او f-16ها می خرید و کلی باهاشون خوش بود و صدام هم از آونها نداشت)این یک موردی که گفتی کلا اراجیف بود حالا باقیشو خدا داند. خاطرات اکبر هاشمای رفسنجانی در گفتگو با زیبا کلام(هاشمی بدون روتوش)رو هم که می خوندم فهمیدم هدف آقایان جنگ برای تنبیه آقای فتنه(اون موقع به صدام می گفتند)بوده بدون محاسبه اینکه اگر ابرقدرتها از صدام حمایت کامل می کردند، همونها هم نمی گذاشتند که شما بروی تا بغداد صدامو بگیری و مجازاتش کنی. اما خوب آقایان شم سیاسی نداشتند و روی استباه محاسبه زیرش زائیدند. فکر کنم یک کم شما ساده لوحی که این سوالها رو از خودتون نمی کنید که با کدام دودوتا چهارتا می خواستید صدامو بگیرید مجازات کنید و مردم عراق رو از شرش راحت کنید؟ نفرمایید هدف ما این نبود! خاطرات جانشین فرمانده کل قو که یک چیز دیگه می گه…

    مرتضی Reply:

    “نفرمایید این هدف ما نبود !‌”"خاطرات ………….”
    شما چهار پنج تا سند بیاور که این هدف ما بود وگرنه حرف مفت زیاد می شود زد
    سند بیاور تا “ساده لوح” و” کم سواد” خطاب نشوی
    هرگز هدف از ورود به خاک عراق سرنگونی صدام نبود .برو چهار مرحله جنگ را مطالعه کن ومرحله آخر
    در ضمن آیا شما بودی به صدام اعتماد می کردی ؟؟
    شما بودی دست از آن ۲۵۰۰ کیلومتر می کشیدی؟؟
    کمک صدام به منافقین وتجهیز آنها در حمله سال ۶۷ به خاک ایران را می شود انکار کرد؟؟
    کسانی که جنگ را زیر سوال می برند بی سواد یا بی اطلاع اند چه پیر چه جوان.

    مرتضی Reply:

    نظر من سانسور شد
    بعد از فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس بخش هایی از خاک ایران من جمله :سومار، گیلان غرب، قصرشیرین نفت‌شهر و مهران سر پل ذهاب، میمک و دشت هور و… عملاً در اشغال بود . فکر کنم انتظار داشتید بلایی رو که اسراییل بر سر ارتفاعات جولان سوریه اورد رو بر سر مناطق اشغالی ایران بیارید !!در حالی که نیروهای خودی رویِ دور پیروزی قرار داشتند، توقف در جنگ و چونه‌‌زنی در پشت میز مذاکره برای آزادی نقاط مرزی کاملا غیر منطقی بود .اتفاقا امروز اقای هاشمی درباره همین مسئله حرف هایی زدند که پیشنهاد میکنم مطالعه کنید :
    …………………………………
    ه گزارش خبرآنلاین آیت الله هاشمی رفسنجانی به مناسبت سالروز فتح خرمشهر پیامی صادر کرد که در بخشی از این پیام می خوانیم: خرمشهر آزاد شد و قطعه‌ای درخشان از خاک ایران همچون فرزندی عزیز پس از ماهها اشغال به وطن برگشت که امروزه از آن به حق به عنوان روز «مقاومت و پیروزی» یاد می‌کنیم.

    اهم پیام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام عبارت است از:

    * از فردای آزادی خرمشهر تا همین الان گروهی در داخل و خارج برای تلخ کردن شیرینی این پیروزی در کام مردم، نغمه ناهنجاری را سر می‌دهند که ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نشان از جنگ طلبی ایران بود. طرح این موضوع و همنوایی خود آگاه و ناخودآگاه بعضی از داخلی‌ها که متأسفانه گاه با اغراض سیاسی و جناحی و توسط کسانی که به اصطلاح نان به نرخ روز خور هستند و بعضاً دستی دور بر آتش داشتند، با این نغمه آدم را به یاد آن شعری می‌اندازد که می‌گوید:
    هر کس به طریقی دل ما می‌شکند بیگانه جدا، دوست جدا می‌شکند
    بیگانه اگر می‌شکند، حرفی نیست از دوست بپرس که او چرا می‌شکند؟!
    * تفوق مطلق ایران در جنگ و نشان دادن برتری همه‌جانبه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بر قوای تابن دندان مسلح ارتش بعث، دشمنان انقلاب اسلامی را سرآسیمه کرد و با تمام توان حتی تا مرحله حضور مستشارگونه در ستادهای تصمیم‌گیری عراق پیش رفتند و همزمان برای تضعیف روحیه رزمندگان ایران، بدون ارائه حتی یک برگ سند، بحث پرداخت غرامت را شایعه به شایعه گرداندند و در آن زمان نیز انفاس قدسیه حضرت امام(ره) مثل همه گردنه‌های صعب‌العبور، روحیه تداوم مقاومت را با هدف تنبیه متجاوز بر کالبد جبهه‌ها و پشت جبهه دمید.
    * چگونه می‌توانستیم در آن مقطع که هنوز قطعه‌های بسیار ارزشمند دیگری از خاک ایران، زیر یوغ چکمه‌های غربی ارتش شرقی عراق بود، خود را به فتح خرمشهری دل خوش کنیم که وجب به وجب آن رنگین از خون بهترین فرزندان ما بود؟ چگونه می‌توانستیم فریب تجربه شده نقشه شوم و نخ نما شده قبول آتش بس را قبل از رفع اشغال از دیگر مناطق جغرافیایی خویش از شلمچه تا دهلران، مهران، سر پل ذهاب، میمک، نفت شهر و سرزمین‌های مرتفع در کردستان بخوریم؟ چه کسی آن روزها پیشنهاد پرداخت خسارت را می‌داد؟ کجا مطرح کرده بودند؟ مگر می‌توانستیم حق تاریخی یک ملت بزرگ را با شایعه‌ای که مرتجعین آن روز در افواه انداخته بودند، ندیده بگیریم؟ در آن صورت چه تفاوتی بین ما به عنوان مسئولان جمهوری اسلامی با دیگر حاکمان ایران در دوره‌های مختلف بود که قطعه قطعه از بهترین سرزمین‌های ما را در چهار سمت جغرافیایی به دیگران سپرده‌اند؟
    * تأسف اینجاست که این نغمه شوم هنوز هم هر ساله در آستانه سالگرد پیروزی بزرگ رزمندگان ایرانی در عملیات بیت‌المقدس، از حلقوم کسانی بلند می‌شود که شاید سابقه حتی یک روز حضور در مناطق عملیاتی و مصائب، مشکلات و در عین حال شیرینی و حلاوت آن روزهای پر فراز و نشیب را در کارنامه زندگی خود ندارند.
    * فتح خرمشهر نقطه آغاز پیروزی‌های مشعشع دیگری شد که تاریخ انقلاب اسلامی را برای همیشه در جغرافیای ایران جاودان کرده است.
    * اینجانب به عنوان کسی که آن روزها نماینده حضرت امام(ره) و سخنگوی شورای عالی دفاع بودم و بعدها با حکم آن پیر فرزانه، جانشینی فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفتم، با تمام وجود شهادت می‌دهم که جوانان ایران اسلامی در ارتش، سپاه و بسیج، نه تنها برای فتح خرمشهر که برای فتح همه سرزمین‌های اشغالی ما، شجاعانه و مخلصانه جنگیدند و امروز نباید بگذاریم، هر باند، جناح، گروه و حزبی با هر هدفی که دارد، آن کارنامه درخشان را مخدوش نماید. طرح موضوعات انحرافی و تکرار دروغی که با هدف تضعیف اراده آهنین رزمندگان در آن مقطع ساخته شده بود، با هر زبان و قلمی که باشد، در خدمت دشمنانی است که هنوز هم که هنوز است، با یادآوری آن همه دلاوری‌ها، رعشه بر اندامشان می‌افتد و می‌دانند تا زمانی که خاطرات آن پیروزی در دل ایرانیان زنده است، باید خیال خام اشغال حتی ذره‌ای از خاک ایران را با خود به گور ببرند

    مرتضی Reply:

    به پیروز
    این عین نظر هاشمی رفسنجانی در سالروز فتح خرمشهر هست که به اینجا منتقل کردم.
    البته اگر ایشان را قبول دارید! بالاخره باید یک نفر را قبول داشت ! اگر غیر از این باشد که چطوری نظر کارشناسی می دهید؟!

    مرتضی Reply:

    شما مطالب ویکی پدیا می خونی باور نکن بسیار دروغ های عجیب وغریب درآن نوشته اند.

  4. پیروز ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۷:۱۰ ب.ظ

    یادمه با داییم که یبار رفتم قطعه شهدا اون داشت داستان یکی یکی اون آدم ها رو تعریف می کرد. جلوی چشمم اون یکی اونجوری شهید شد این یکی اینجوری(بدیترینش که یادم مونده یکی بود که کنار اروند سرش متلاشی شده بود با تر;ش خمپاره)و داستان همه شونو می گفت با یک طمانینه طوری که فکر کردم انقدر فاجعه دیده که براش عادی شده. بعد رفتیم سر قبر یک بنده خدایی که گفت این ۳ سال نه پدر داره نه مادر و نه خواهر و برادری و شروع کرد به شستن قبرش. بیشتر اون بچه ها بچه های دبیرستان سپاه بودند. از اون روز لعنت می فرستم به هر نانجیبی که با خون این بچه ها برای خودش دکان و دستگاهی باز کرد چه زمان جنگ چه بعد جنگ.

    مرتضی Reply:

    لطفا به جای کلی گویی وحرف های تکراری سند بیاور
    چهار پنج تا از این دکانها که گفتی نام ببر و سواستفاده کنندگان را همچنین.

    در ضمن کم کم داریم به سالگرد شهادت! سعیده پور آقایی نزدیک می شویم ! همچنین ترانه موسوی که مظلومانه! به شهادت رسید! بعد چند نفر از سبز ها رفتند قزوین تا جسد سوخته او را بیابندخاک را زیر ورو کردند حفره ای کندندآنقدر کندند تا ناگهان از کف خانه ای سر درآوردند دیدند ترانه موسوی کنار یک مرد زیبارو خوابیده یکی گفت اینجا همان بهشت است و این مرد هم همان مردان زیباروی بهشتی که خدا به شهدای زن وعده داده! ناگهان خانم ترانه از خواب پرید و با لنگه کفش آنها را از همان سوراخ فراری داد!
    آخه از بس کنده بودند ازاون سر کره زمین سر برآورده بودند درست از کانادا و زیر منزل خانم موسوی در حالی که ایشان با شوهر خود در خواب بود !!

    حدیثه Reply:

    عجب نیروی قوی ای … باطن خوانی از دنیا رفتگان …

  5. پیروز ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۷:۲۴ ب.ظ

    از روی فرنچش معلومه که عراقیه. البته تانکم دوچرخه نیست تو سرعت زیاد شما هی این ور اونورش کنی. ضمن اینکه شاید شب بوده و حتی تانک خودی جنازه اون بنده خدا روز زیر گرفته. یعنی دیدش کم بوده داشته مثلا با سرعت عقب نشینی می کرده و…

    پیروز Reply:

    ای رزمی برنده جایزه پولیتزرم شده ها! تنها ایرانی که به همچین افتخاری(ننگی)نائل شده. من لینک نمی دهم اما شما خودتان پیدا کنید پرتقال فروش را اگر دوست دارید احیانا

  6. شکیبا ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۷:۲۷ ب.ظ

    واقعاً عکس های دردناکی بودند .

  7. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۳، ۹:۱۱ ب.ظ

    بعد، عباسی رنگ ها، خیلی غصه شونه و کینه به دلشونه که چرا یه عده ای یه گزارشایی دادن که امام راضی به پایان جنگ بشه! بعد، یه عده ای جیگرشون حال میاد فیلم بچه سیزده ساله ای رو می بینن که بجای درس خوندن فانوسقه بسته و شهید شده. همی یه شهید میگن یه شهید میشنفن.

  8. setareh ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۱۰:۱۹ ق.ظ

  9. امیر ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۱۲:۱۹ ب.ظ

    حالا هی گیر دادی به ایران کنترا

    گروه امل توی لبنان گروگان گرفت امریکایی ها هم از ایران خواستند با توجه به نزدیکی که به گروه های لبنانی دارند سرو ته قضیه رو هم بیارند

    (مثل قضیه حمله به افغانستان که مستشار به ایران فرستاند برای کمک خواستن)

    ما هم زرنگی کردیم از ماست کره گرفتیم

    ۲۰۰ ۳۰۰ تا موشک و رادار
    در ضمن ایران از طرف سوم معامله اسراییل بی خبر بود

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%A7
    پسر اقای هاشمی یه کتاب دربارش نوشته برو بخون

  10. لیلی ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۳:۰۱ ب.ظ

    عجب بحثی رو شروع کردی
    ما نسلی که جنگ رو درک کرده باشه نیستیم(منظورم نه سختی ها که سن درک بحث هاش هست) و حرف هایمان استناد کردن به گفته های دیگران هست.
    مصاحبه آقای فلانی و خاطرات فلانی
    نمی دونم شایستگی قضاوت داریم یا نه

  11. آرش ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۴:۴۶ ب.ظ

    چقد ر شما ادم با معرفتی هستی. خوشم اومد.

  12. آرش ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۴:۴۶ ب.ظ

    کاش امثال شما زیاد باشن. جامعه ما نیاز داره به انسانهای فهیمی مثل شما.

  13. آرش ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۴:۴۷ ب.ظ

    وبتون جای تحسین داره.

  14. آرش ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۴:۴۷ ب.ظ

    منظورم اینه که دیدگاهاتون قابل تحسینه.

  15. آرش ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۴:۴۷ ب.ظ

    با ارزوی توفیق هر چه بیشتر

  16. مرضیه ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۵:۴۳ ب.ظ

    یه دوستی داشتم باباش شهید شده بود. بعد جریان شهید شدن پدرشو از دوستای پدرش که اون موقع همزمان اسیر شده بودند شنیده بود: سربازهای عراقی سر پدرشو با در قوطی کنسرو از بدنش جدا کرده بودند. حتی تصورشم وحشتناکه!!!!!!!!!

  17. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۴، ۶:۳۶ ب.ظ

    پدر من توی همین فاو شهید شد… اما خدا رو شکر روی جنازش به جز گلوله ای که خورده بود هیچ چیز دیگه ای نبود… سالم سالم انگار که خوابه …
    واسه بقیه قابل درک نیست. اما همین سالم نبودن جسد عزیزان آدم… دیوانه میکنه آدم و …

  18. شریفی ۱۳۸۹-۰۴-۵، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    خدا رحمت کنه امام خمینی(ره) و همه شهیدان جنگ رو.
    انتظار داریم هموطنانمون حداقل از رزمنده های جنگ که باعث افتخارمون هستند تجلیل کنن نه تخریب