تحجر و امل بودن اصلا چیز بدی نیست!

* یادش به خیر. اون موقع که دنبال کار بودم، مثل اکثر فارغ التحصیلان این کشور دلم میخواست برم جذب وزارت نفت بشم. خلاصه یه بار رفتم بخش نیروی انسانی اون ساختمونی که زیر پل حافظ هست. اونجا آقاهه گفت که دانشگام که عالیه میمونه معدلم که البته افتضاح بود، بعدش از اونجائیکه معرف نداشتم مشمول “قوانین کاری!” شدم. منم عجله داشتم و اصلا دلم نمیخواست بیکار بمونم، پرسیدم یعنی هیچ راهی نداره سریعتر جذب بشم؟ آقاهه پرسید که آیا المپیادی هستم و رتبه کنکور سراسریم زیر ۱۰۰ هست؟ که خوشبختانه هردو رو داشتم. برای همین گفتن که پس من یه نابغه ام(!)  و میتونم برای جذب شدن از حق نخبگی! استفاده کنم. برای اینکار لازم بود برم سازمان سنجش و گواهینامه اش رو بیارم! خلاصه یکی از روزهای تابستون من پا شدم که برم از سازمان سنجش گواهی نخبگی! بگیرم. اون موقع تابستون بود و تازه نتایج کنکور اومده بود. وقتی من وارد اونجا شدم پر بود از دانش آموزانی که معترض بودن به نتیجه کنکورشون و وقتی رسیدم اونجا کلی عذاب وجدان گرفتم. یعنی چطور بگم احساس شکم سیری بهم دست داده بود از کاری که داشتم! بالاخره بعد از مدت طولانی توی صف موندن رسیدم به پشت میز و یه آقایی که پرسید کارم چیه؟ هرچقدر سعی کردم که بگم من گواهی نخبگی یا همچو چیزی میخوام اصلا زبونم نمی چرخید. به نظرم مسخره می اومد کسی خودش رو اینطوری معرفی کنه. برای همین به آقاهه گفتم من میخوام بدونم رتبه ام چنده! مرده تندی جواب داد: عزیزم رتبه ات همونه که تو کارنامه نوشته! و بعد با عصبانیت به همکارش گفت: ببین با چه کسانی طرف هستیم!! منم که دیدم الان کلی نخبگیم زیر سوال رفته گفتم نه من فارغ التحصیل هستم. مرده که گویا ۲ زاریش افتاده بود برگشت گفت: برای استخدام در جایی میخواین؟ اعلام نخبگی؟ با خوشحالی گفتم آره آره همین. و بعدش فرم مخصوص رو آورد که من پر کردم.

* یه بار با دوستم تولد یه کسی دعوت شده بودیم. مهمونیش از این مهمونی های به اصطلاح روشنفکرانه بود. یعنی کلا چیزی که به من نمیخورد ولی از اونجائیکه طبق معمول در مورد امل بودن من اشتباه میکنن، همراه یکی از دوستام دعوت شده بودیم! خلاصه پاسی از ناهار نگذشته بود که بحثهای نوابغ شروع شد. یکیشون شروع کرد درباره رفتار افغانیهای ایران و اینکه توی راه یکیشون مزاحمش شده و فحش رکیکی بهش داده و البته اوشون معتقد بود که دولت باید اینقدر به اینها فشار بیاره که برن کشور خودشون و اینها. در تمام مدت خطابه ایشون این دوستم هی ران من رو نیشگون میگرفت که تو رو خدا زهرا نری روی منبر که آبروی ما رو ببری ها!! اینا یه جمع با کلاسن و اینها. منم هی جلوی خودم رو میگرفتم که کولی بازی در نیارم ولی وقتی طرف گفت که اکثر جنایات در ایران توسط این افغانیهای کثیف! انجام میشه، من دیگه طاقتم از دست رفت و شد آن بی کلاس بازی ای رو که نباید در آوردم.

* اینهمه داستان سرایی کردم که بگم به نظر من متحجر خطاب شدن، بی کلاس بودن، سنتی بودن، روی مد نبودن، امل بودن و عقب مانده بودن یا داهاتی بودن لزوما چیز بدی نیست. درست مثل اینکه نخبه بودن، خود-نخبه خطاب کردن، نابغه بودن و روشنفکر بودن لزوما چیز خوبی نیست. شما عقایدی دارید که فکر می کنید درسته و بنابراین باید ازشون دفاع کنید. مطمئن باشید خیلی از مواقع برچسبهایی که می شنوید چیزی نیست که باشید، بلکه برای ساکت کردن شما از ابراز عقیده است. که اگر باشید هم چیز بدی نیست. یعنی نیازی نیست همه ما روشنفکر و متمدن و نخبه باشیم. جامعه به متحجر و امل و سنتی هم احتیاج داره. همونطور که اغلب پدر و مادرهای ما اینطورین و می بینید که ما بدون اونها نمی تونیم زنده بمونیم. بنابراین از ابراز خودتون نترسید اونم به خاطر اینکه ممکنه امل یا متحجر خطاب بشید. این حداقل هزینه ای هست که برای دفاع از چیزی که هستید، می دید! بعد از مدتی می بینید که اینکه اسم شما همرده تحجره هیچ احساسی بهتون دست نمیده درست مثل حالتی که شما رو یه دختر باهوش، بامزه یا کاردرست معرفی می کنن، به همه اش عادت می کنید. سعی نکنید واکنش تند نشون بدید که طرف فکر کنه خیلی چیز مهمی رو کشف کرده، در مقابل این صفات طوری رفتار کنید که گویی یک حقیقت بدیهی و مسلم در مورد شما بیان شده. که همینطور هم هست. ماها واقعا امل و متحجر هستیم.

* چرا من از نخبه ها برائت میجویم؟ شما یک ساختمون رو در نظر بگیرید که ساکنین مختلفی داره. بعد یکسری از ساکنین به خاطر تحصیلات و یا دیدگاه خاصی که دارن احساس میکنن باید از بالا به بقیه نگاه کنن، اینها غیر از جمع خودشون که غالبا توی خونه های خودشونم برگزار میشه، با افراد دیگه رفت و آمد نمی کنن و یا اونها رو اصلا قابل نمیدونن که به جمع خودشون راه بدن. یکسری آدم که قربون همدیگه میرن و افتخار میکنن که اون یکی روشنفکر هم اینها رو قبول داره و نخبه میدونه و الخ. اوه خدای من! من که ترجیح میدم ابله و عقب مونده خطاب بشم. به شخصه نخبه رو در مورد مشنگهایی بکار میبرم که درک درستی از جامعه و اطرافشون ندارن و فقط خود-هاشون رو قبول دارن فارغ از دیدگاه سیاسی و یا تحصیلاتشون میگم.

* وقتی میخواستم قالب وبلاگم رو عوض کنم، طراحش گفت بالای وبلاگت چی بنویسم؟ گفتم بنویس: اینجا یک متجر مینویسد، زهرا اچ بی هستم یک امل. و طرف کلی بهم خندید و گفت حالا یکی نشناسدت فکر میکنه چی هستی و شد این چیز لوسی که الان بالاش هست: یعنی دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی!

۸۱ نظر

  1. ر-م ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۴:۲۵ ب.ظ

    آفرین دختر خوب :)

    ناشناس Reply:

    با سلام
    شما باید اول تعریف خودتان را با این واژه ها مشخص کنید بعد بگویید که متحجر یا امل بودن خیلی خوب یا خیلی بد است .
    اینکه انسان ترکیبی از تمام صفات است هیچ شکی در ان نیست و فقط معصومین همه پاک بوده و هستند و البته انها خودشان این ادعا را نکرده اند ولی با بررسی زندگیشان ما این صفت را به انها می دهیم به هر حال این واژه ها نیاز به تعریف در حوزه فرهنگی ایران دارند و همین طور معنی خاص خودشان را در حوزه مطالعات فرهنگ اسلامی دارند و ما سنت های حسنه داریم و همین طور تعصب و غیرت دینی و حیثیتی داریم ما نیازی نمی بینیم که حتما برای ورود به یک حوزه فکری حتما باید از تمام داشته های خودمان عدول کنیم ما به تبادل فرهنگی و نیز ارتباط فرهنگی و حسن همجواری با احترام متقابل معتقد هستیم ما به تنوع قومی و زبانی و دینی و مراتب عقل و شهود و نیز برداشت های صواب و اجتهاد احترام قائل هستیم.
    بنابراین تحجر در ادیان دیگر با تحجر در اسلام متفاوت هست !!
    زهرا که نابغه هست حتما این را میداند !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  2. پیروز ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۴:۵۰ ب.ظ

    اینکه ادم متحجر باشه به خودش فقط فقط مربوطه، اما اینکه ادای انسانهای خیلی مدرن رو در بیاره با استفاده از کلمات انگلیسی که سالها قبل توی این مملکت مد بود یک ماجرای دیگه ای هستش :) من نمی دونم منظور شما از روشنفکر نیستم چیه، اما خدا را شکر توی هیچ جای دنیا “روشنفکر” فحش نیست، و حرف های مرحوم جلال آل احمد دیگر توی این مملکت خریدار ندارد. و این شمایی که مجبوری به همراه اون همفکرانتان آن را فحش قلمداد کنید و حتی اینطوری تبلیغش کنید. اما در عمل مجبورید از ابزارش استفاده کنید چرا که همین بلاگنویسی و تبلیغ اندییشه انتقادی که توی بعضی از پست هاتون دیده می شه خودش از ابزار روشنفکریه. به نوعی شما بیشتر همون شتر-مرغی!(نه روشنفکر نه متحجر و هردوش) حالا نمی دونم اون داستان رتبه زیر صد چه ربطی به ماجرا داره یا اون افغانیا(من آدم های روشنفکری رو می شناسم که بدون هیچ چشمداشتی برای کودکان کار افغانی دارند تلاش می کنند که دولت متحجر مانمثل سایر اقلیت های ایرانی کوچکترین حقی براشون قائل نیست)، اما بیشتر فکر کنم کلمه “کولی بازی”در فرهنگ ما یا همان کولی، احساساتی و…بیشتر به شما میاد. چون وقتی سر خورده می شید زود یا ناراحت می شید یا اینکه سعی می کنید پرخاش کنید و در کل مثل خلافکاری می مونید که یکجا بین یک جماعتی گیر می کنند و چاقو را در می آورند و خودشان را می زنند یا اینکه آن را در می اورند تا توی هوا بچرخانند که شاید ملت بترسند.(البته توی شمال این اتفاقای خیلی نمی افته و سمت بازار و مولوی اونطرفها زیادتر دیده می شه)اما به هر حال مثل همون مجرم ها پوست کلفتید و بازم می نویسید و این ارزشمنده از نظر من بو رای یکی مثل من دنبال کردن ذهنیت آدم های مثل شما از طریق این بلاگ واقعا هیجان انگیزه…

    زهرا Reply:

    من کجا نوشتم روشنفکری فحشه؟
    نوشتم میخوان تلقین کنن تحجر فحشه که نیست

    پیروز Reply:

    نمی دونم چرا مطمئن بودم جواب می گیرم اما منتظر این نجملات نبودم! تحجر که همیشه فحش بوده و بد هست. چرا که از کلمه حجر می آید و به معنای سنگ شدگی هستش و به قول عباس کیارستمی فقط آدمهای احمق هستند که حرف(منظور فکر)شون عوض نمی شه. البته باید اینطور می گفتید که از آدمهای هرهری مذهب متنفرید که حرفهاشون مثل لباسشون هر روز عوض می شه و اصول مشخصی ندارند والا بالا برید پایین تشریف بیارید تحجر اول و آخرش فحشه. نماد آدمهای متحجر توی دین ما سلفی ها هستند که معتقدند هر آنچه ما لازم داریم در مصحف آمده و ما اصلا نیازی به عقل یا برداشت به روز از مصحف و شیوه سنت پیامبر و اسلاف صالح ایشون نداریم و این افراد بنیادگرا(به قولی فاندامنتال)خطاب می شوند که الحق بعضی هاشون واقعا اصول پایبندند و مثل بیشتر اصولگراهای ما نیستند که هواشناس های خوبی باشند. من به ایشون خیلی اعتقاد ندارم اما حرف جالبی در مورد تحجر زده که به جملات کامنت شما نمی خوره:

    اوینی:تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را تفکیرمی کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روز عاجز می دانند، و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد. وزیر محترم ارشاداسلامی فقط به تحجر و عوام زدگی تاخته اند و از غرب زدگی و تجدد سخنی به میان نیاورده اند.

    http://www.aviny.com/article/aviny/Chapters/TajaddodYaTahajjor.aspx

    Mahtab Reply:

    “…و روشنفکر بودن لزوما چیز خوبی نیست. ”

    خانوم، اگر شما معنی روشنفکر رو میدونستید این جمله رو در متن قرار نمیدادید…نقل قول می‌کنید از جمعی که به افغان‌ها توهین میکردند و در عین حال اونها رو به اصطلاح روشنفکر خطاب می‌کنید، بعد میپرسید که کجا گفتید که روشنفکر فحش هست، همیشه لازم نیست که جمله مستقیم بیان بشه.

    Mahtab Reply:

    “….جامعه به متحجر و امل و سنتی هم احتیاج داره. همونطور که اغلب پدر و مادرهای ما اینطورین و می بینید که ما بدون اونها نمی تونیم زنده بمونیم.”

    این استدلال شما شاهکار هست………ما با پدر و مادر‌ها مون ارتباط عاطفی داریم و به این دلیل هست که نبود آنها برامون سخته…. نه اممل بودن آنها(در صورتی‌ که باشند) اممل بودن اگر به معنای درک نکردن تغیرات مفید برای جامعه باشه….اگر به معنای تعصب روی سنت باشه همیشه بد هست حالا چه والدین ما اینطور باشند چه نباشند…

    بهنام س. Reply:

    مهتاب شما معنی کلمه “لزوما” یا “الزاما” را میدونین؟ فرق هست بین “روشنفکر بودن لزوما چیز خوبی نیست” و “روشنفکر بودن خوب نیست.” متوجه شدین؟ زهرا جمله اولی رو بکار بود که به این معنا نیست که روشنفکر بودن بد هست.

    بعد شما میگین که تعصب روی سنت “همیشه” بد هست. بهتر بود میگفتین “الزاما خوب نیست.” مثلا شما تعصب روی سنتی که دزدی و زنا رو بد بحساب میاره رو بد میدونین؟ هر سنتی بد نیست. در واقع اکثر سنت ها بد نیستند. فقط در صدی کمی از آنها هستند که امروز بخاطر تغییر سریع جامعه مساله دار شده اند.

    با احترام
    بهنام س.

    علیرضا Reply:

    اینجا یک متجر مینویسد، زهرا اچ بی هستش یک امل هستش

    ناشناس Reply:

    movafegham.

    پیروز Reply:

    حذف کامنت اخر رو باید به حسب چی بگذارم، جز محکم بودن استدلال خانم نخبه؟

    هکر Reply:

    پیروز
    ایشون قرائت جدید در تحجر می دهد دیدگاه‌ … و ایدئولو جدید و نظریه‌پردازانی ووو
    حال انکه مفسر محوری‌ به‌ جای‌ مولف‌ محوری که‌ نتیجه‌ اینها قرائت‌پذیری‌ افراطی‌ ایشون است قرائتهای‌ مختلف‌ غیر متجانس‌ و غیرقابل‌ تحویل‌ به‌ قرائت‌ واحد است
    عصری‌ بودن‌ معرفت‌ دینی خانوم می رساند

    علیرضا Reply:

    به عنوان یک خواننده وبلاگ از تو میخوام برا یک بار هم که شده پای مطلبی که نوشتی وایستی، دوستانه می پرسم چرا همیشه وسط بحث ول می کنی، توهین که همین جوری به وجود نمیاد، وقتی یه خواننده وقت میذاره میاد نوشته ات رو می خونه، بعد تو جوابی به نظرش نمیدی و دوباره تو نوشته بعدیت هم همین حرفا رو یه جور دیگه تکرار میکنی یا حتی مث این دفعه نظری رو سانسور میکنی، خوب باید منتظر باشی بهت توهین کنند.

    علیرضا Reply:

    سرکار هکر (واقعا هست، این رو می دونم) چون نخبه هستن در این چهارچوب ها قرار نمی گیرن و نگارششون مثل عقایدشون تخ.. هست

    علیرضا Reply:

    این کامنتی که پیروز گذاشته به حدی کامل هست که جایی برای نظر من باقی نمی گذاره با این حال
    من هم قبول دارم که متاسفانه “برای عده ای”روشنفکر بودن بیشتر از اینکه واقعا مربوط به روشن-فکر بودن باشه به یک نوع تیپ، ظاهر و شیوه رفتار خلاصه شده (به قول دوستی که می گفت شما کافیه سیگار بکشی- موهات رو بلند کنی(اگه پسر باشی!)- با دوست دخترت بری تئاتر(اگه پسر باشی!)- از شعر های شاملو هم خوشت بیاد تا به خودت بگی روشنفکر )
    ولی این طور که پیداست شما همین تعریف رو از روشنفکر قبول داری که میگی همیشه خوب نیست در حالی که این طور نیست، روشنفکر بودن همیشه ارزشه و لااقل همه کسانی که من به عنوان روشنفکر میشناسم آدمایی هستن که برای انسان (فارغ از ملیت) ارزش قائل هستن.تو اون مهمونی هم که شما رفتین مطمئن باشین هیچ روشنفکری وجود نداشته و این بر چسبی بود که شما (و شاید خودشون) با پیش فرضی که از روشنفکر دارین، روشون زدین.
    در ضمن امل بودن و متحجر بودن همیشه در هر شرایطی بده و مسلما فحشه چون صفت ناپسندیه اگه شک داری می تونی معنیش رو تو فرهنگ لغت پیدا کنی (حتی اگه امل بودن رو در مقابل اون تعریفی که شما از روشنفکر بودن داری قرار بدی، باز هم دلیلی نمیشه که بتونی امل بودن رو صفت مثبتی بدونی)
    درباره نخبه بودن هم دقیقا نفهمیدم ارتباطش با بحث روشنفکر و امل چیه .

    علیرضا Reply:

    آنقدر نظرم را تایید نکن تا تایید دانت پاره شود

  3. نوشین ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۴:۵۵ ب.ظ

    این پستت رو هنوز نخوندم فقط اومدم اینجا به خاطر اون پست گل و بلبل و همه چیز خوبست این لینک رو

    http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=109536اینکه قبلا هم برات از مشکلات این شرکت ورشکسته و کارگراش نوشته بودم واینکه هنوز دولت مهرورز با پشتیبانی همه نیروهای این نظام به گفته انبوه مدیر عاملایی که مرتب عوض میشن هنوز نتونسته مشکلات این کارخونه رو حل کنه وروز بروز داره ابعاد این مصایب وسیعتر میشه

    زهرا Reply:

    آیا اون پست من هدفش این بود که بگم تو جامعه مشکل نیست؟
    یا نوشتم در عین مشکلات ما مردم شادی داریم یا کسانی که با مشکلات سازگار می کنن خودشون رو دقیق بخونید لطفا

    Ela Reply:

    Zahra jun shoma hanuz baed az oun hame comment farghe shad budan ba adat kardan ro motevajjeh nashodid?

    بابک Reply:

    مردم ما شاد هستند!؟ کدام شادی؟ خوبه خجالت نمی کشید این حرف را می زنید، انگار شما توی این مملکت زندگی نمی کنید، شاید هم مفهوم و معنی شادی تغییر کرده و ما خبر نداریم! نکبت و بدبختی سر تا پای مملکت را گرفته، حقیقتاً نمی بینید؟ حالا شما و دایره کوچک آدمهای دور و اطراف شما شاد هستند و مشکل ندارند! (که بعید می دانم) بحث جداگانه ای است… شاید هم شما دلت می خواهد خودت را به کوچه علی چپ بزنی! و یا شاید اصلاً قدرت دیدن و درک کردن مشکلات و بدبختی های مردم را ندارید!

    حوا Reply:

    اتفاقا”همینو گفته بودید.گفته بودید همه چیز مثل قبله.مسافرت شمال….و

  4. a ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۵:۰۹ ب.ظ

    خوب فهمیدیم بابا تو نابغه ای

  5. درجیک ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۵:۲۰ ب.ظ

    لینک آر اس اس شما رو به دلیل مطالب تخیلی این وبلاگ از فید خوانم حذف کردم. به سلامت

  6. ابریزرخان ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۵:۲۵ ب.ظ

    مطمئن‌اید برعکس ماجرا رخ نداده. معمولن در جمع‌های روشن‌فکریه که همه رو برابر میدونن و میگن افغانی و ایرانی نداره همه‌ی ما انسانیم و … (البته احتمالن در مقام ادعا و سخن‌ورزی) حالا برو بین مردم عادی (یعنی قشر بی‌ادعا) ببین معمولن چی میگن درباره‌ی مهاجران از جمله افغان‌ها. من زیاد دیدم بد و بیراه بگن. حتا گاهی باهاشون حرف زدم و گفتم این طرز حرف زدن در مورد هم‌نوع درست نیست و این‌که ما باید سعی کنیم خودمونو بذاریم جای اونا و … البته من که آماری ندیدم در این رابطه (شما رو نمی‌دونم) از قشر به حساب نخبه یا قشر غیرنخبه که ببینم نگاه‌شون چیه ولی قاعدتن آدم روشنفکر باید از برابری و آزادی و این‌جور مقولات دفاع کنه…

  7. آقای رگبار ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۵:۲۸ ب.ظ

    راستش چیزی که دارم می نویسم ربطی به نخبگی و تحجر و روشنفکری و املی نداره . ربطش به نوع برخورد شما با کسانیه که کامنت می گذارند . این سوال منه که چرا شما به اکثریت کامنتهاتون پاسخ نمی دین ؟ آیا همشون سطحی هستند ؟ آیا وقت ندارین؟ آیا ارزش پاسخگویی ندارند؟آیا روش خاصی برای پاسخ دادن به کامنتها درپیش گرفته اید ؟
    وبلاگ شما برای من مهمه و دوست دارم که حداقل پاسخشون رو هم بشنوم

  8. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۶:۰۰ ب.ظ

    کاش دختره من رو نیشگون میگرفت
    دوباره کی قرار دارید تا منم بیام :D

  9. maysam ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۶:۲۴ ب.ظ

    kodoom bala?
    ye gozine like ham bara post ha bezar ke adam majbor nashe bara like kardan comment bezare ;)

  10. سایه ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۶:۴۰ ب.ظ

    چه کامنت های ناراحتی برات میذارن!
    ولی من با این که خیلی دوست داشتم نخبه باشم الان نسیتم ولی نخبه ها رو دوست دارم فقط چون نخبن

  11. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۶:۴۷ ب.ظ

    داشتم فکر میکردم چرا اینقدر مخالفان سفت و سختی در وبلاگت داری اما دختر دیگه ای که تند تر هم می نویسه و امل تر هم هست ;-) اما بر عکس وبلاگ تو اینقدر مخالف نداره

    فکر کنم دلیلش این باشه که کوثرانه با دوستان هم فکر خودش زیاد نشست و برخواست داره شاید هم توسط روشنفکرا هنوز شناسایی نشده وگرنه وای به حالش ;-)

    http://kosaraneh.com/1389/04/movie-freaks

    کوثر Reply:

    ای بابا! تبلیغ اُملیت ما رو هم که کرده‌ن! :D ریفر داشتم از اینجا!

  12. مارگارت ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۷:۱۱ ب.ظ

    اگه رتبه کنکور یکی زیر صد باشه یعنی ایشون نخبه هستن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ناشناس Reply:

    این چه سوالیه خوب معلومه که نه
    آقای دکتر محمود احمدی نژاد رتبشون زیر ۱۰۰ نبوده اما نخبه ترین مرد ایران هستن

    ناشناس Reply:

    مردم ایران هم نخبه پرور

    Ela Reply:

    :)) merciiiiiii khoda bud in javab

    ناشناس Reply:

    زیر صد بوده نمی دونی برو بپرس

  13. ابریزرخان ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۷:۴۳ ب.ظ

    چرا نظر من رو سانسور کرده سرکار نخبه؟! ببخشین سرکار امل؟!

  14. Mehrdad ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۸:۰۲ ب.ظ

    جالبه!
    من فکر میکنم تو از اون دسته آدم هایی هستی که فکر میکنی هرچیزی که واقعیت داره پس حقیقته.و معیارشم این یا اون یا خودت باشی کافیه!
    خوب باید بگم به قول خودت این یعنی تفکر املی و تحجر

    تو ایران من همیشه یادم بوده و هست که مردم ایران فکر میکنند خداند و حقیقت فقط از دهن اوناست که بیرون میاد.روشنفکر هامون هم همینطور
    در کل میخوام بگم اشتباه هم تو و هم اون داستانی که تعریف کردی دوتاتون املید چون:

    دوتا تون فکر میکنید دارید یه حقیقتی را میگید(درست یا غلط) و این یعنی املی و تحجر

    همیشه به عنوان یه انسان باید اینجوری بگی که واقعیتی را میگی که تا جایی که بشه انسانیه.وقتی گفتی نه من دارم حقیقت را میگم و تو اشتباه میکنی.خب اشکالی نداره کسی بهت بگه امل حتی اگه حرفات انسانی باشه!چون داری دیکتاتوری میکنی

    فکر کنم گرفتی چی دارم میگم.ربطیم به لیبرال بودن نداره.اینا یه اصول انسانیه

  15. مهدی ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۸:۴۷ ب.ظ

    من فکر میکنم ایرانیا رو میشه به ۳ دسته تقسیم کرد.
    ۱٫ کاملاً سنتی
    ۲٫ کاملاً غرب زده یا مدرنیته یا هر چی
    ۳٫ یه چیزی بین مدرنیته و سنتی

    من فکر میکنم اکثر نسل جوان بین همین مدرنیته و سنت گیر کردیم. من فکر میگنم ما کمبود کسایی مثل مطهری بهشتی شریعتی و … رو داریم. جامعه شناسی ما بعد از انقلاب افتضاح بوده.

    در ضمن ما هنوز یاد نگرفتیم به عقاید هم احترام بگذاریم. همیشه فکر میکنیم ما کاملاً درست میگیم و بقیه کاملاً اشتباه.

  16. مهران ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۹:۵۵ ب.ظ

    سلام
    شما معنی کلمه تحجر را نمی دانید.اگه می دونستید ازش دفاع نمی کردید.
    تحجر نقطه مقابل تجدد است نه روشنفکری.
    تحجر و تجدد هر دو اشتباه هستند.

    آشناس Reply:

    موافقم. هیچکدوم مطلوب نیستند.
    اما زهرا به عنوان دهن کجی به جماعت داره میگه “آره اصلا من متحجرم” و اینجوری داره خلع سلاحشون میکنه ! میبینی که تازگیها کامنتهای ” دیگه نمیخونمت”…”از فلان جام پاکت کردم” و … اینا زیاد شده. یعنی میخوان بگن”باهات قهریم مگر اینکه اونجوری که ما میخوایم باشی”.
    به نظرم عکس العمل مناسبیه.

  17. KAMRAN SEPEHRI ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۱۰:۳۵ ب.ظ

    ִ پس از خروج نیروهای نظامی و اداری کشورهای استعمار گر از مستعمرات خود , استعمارگران نیاز داشتند که در مستعمرات خود سیستمی اجتماعی و سیاسی ایجاد کنند که بوسیله آن سیستم بتوانند به برداشت منافع خود ادامه بدهندִ بدین منظور سیستم آموزشی را بطوری طراحی کردند که محصول آن تحصیلکردگان از خود بیگانه ای باشند که از نظر فرهنگی به جامعه خود با دید حقارت و عقب مانده نگاه می کنند و همواره کشورهای استعمار گر الگو و هدف اجتماعی و فرهنگی آنها است , و به خوبی در جهت اهداف استعمارگران کار می کنندִ سیستم اداری کشورهای استعمار شده نیز به وسیله استعمارگران آنچنان طراحی گردید که تحصیلکردگان در راس امور قرار گیرند و کنترل سیاسی و اقتصادی را بدست گیرند و در نتیجه این گروه اجتماعی که ذهنیت و ایده و آرزوهای آنها کاملا” از جامعه (سنتی) خود جدا و تماما” در تحت تسلط استعمارگران است بتوانند منافع استعمار گران را حفظ کنند ִ
    از طرف دیگر سیستم اجتماعی آن چنان تغییر کرد که این افراد بتوانند (توانستند) سیستم حاکمیت بر اجتماعات را در دست بگیرند ִ هیئت های حاکمه و دولت و مجلس های قانونگذاری تقریبا” بطور انحصاری در دست “تحصیلکردگان ازخود بیگانه ” قرار گرفت ִ این گروه اجتماعی که در جامعه شهری رشد یافته اند, معیار ها و دیدگاهشان کاملا” متاثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی منتج از کارهای کاذب و خدماتی غیرضروری و حیاتی ای است که برای جامعه هیچ ارزش واقعی ندارد ִ انسانهایی که در رابطه با کارهای تولیدی ضروری( کشاورزی , شیلات , دامداری , صنایع وخدمات وابسته به این بخشها ) هستند از مراکز قدرت دور شدند و در نتیجه دیدگاهها و معیارهای آنها که به پشتوانه زندگی واقعی و کارهای واقعی که جامعه بدون آنها قادر به ادامه حیات نبود در سایه و انزوا قرار گرفتند ִ
    به عبارت دیگر ما ( منظور انسانهایی که برای خود بقول معروق پپسی باز می کنیم و خود را مدرن , پیشرفته و همه چیز دان میدانیم ) دست پروردگان همان سیستم آموزشی و اداری پایه ریزی شده بوسیله استعمار گران در اشتباه هستیم نه انسانهایی که بقول ما عوام , بی یا کم سواد, سنتی , عقب مانده و در حقیقت بدنه اصلی اجتماع ִ
    من هیچگاه ادعا ندارم که ما بعنوان یک جامعه هیچ مشکل و نارسایی نداریم و فقط صحبت من این است که ما باید معیاری که بومی و محلی و متناسب و منتج از فرهنگ و منابع و موقعیت اجتماعی خودمان است را برای بررسی و سنجش جامعه درست کرده و استفاده کنیم ִ هیچ جای دنیا بهشت یا جهنم نیست ִ اولین قدم در این راه نیز بازیابی اعتماد به نفس است ִ زیرا تا زمانی که با معیارهایی که غربیها به ما یاد داده اند بخواهیم به دنیا نگاه کنیم هر روز بیشتر اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم و به این نتیجه میرسیم که ما بعنوان یک جامعه , بی عرضه , خنگ و بی استعداد هستیم تا جائیکه مانند کودکان اگر چیزی هم در اختیار ما قرار دهند آن را خراب می کنیم ִ

    ناشناس Reply:

    منهم موافقم! باید همهء تحصیلکردگان رو به عنوان عوامل و ایادی استکبار تو دریا ریخت و جاشون چوپان و کارگر درس نخونده گذاشت تا همه چیز درست بشه!!
    ای ببخشید، یادم رفت که این کار رو سی سال پیش “آلردی” (به قول زهرا!) کردیم…

    KAMRAN SEPEHRI Reply:

    دوست گرامی

    برای بهتر شدن و خوشبختی جامعه احتیاجی به دریا ریختن تحصیلکردگان نیست . بلکه باید تحصیلکردگان به اندازه کاری که در جامعه انجام میدهند از منابع و دارایی های جامعه سهم برند همانند دیگر گروه های اجتماعی . زمانی جامعه ای سالم است که در آن عدالت برقرار باشد . در جوامع کنونی در جهان کسانی که سهم کمتری در تولید (کشاورزی، شیلات،دامداری ، معادن و صنعت) دارند سهم بیشتری از جامعه دریافت می کنند. تحصیلکردگان و به عبارت بهتر بیشتر کسانی که در شهرهای بزرک در کشورهای دنیا زندگی میکنند سهم بسیار ناچیزی در تولید دارند و بیشتر مصرف کننده هستند و به کارهای خدماتی که بیشتر کاذب هستند مشفولند ولی متاسفانه بعلت دستزسی داشتن به دارایی موهومی (پول) و در دست داشتن و کنترل نهادهای سیاسی و دولتی برای خود شرلیط ویژه ای قایل هستند و با طمع هر چه تمام تر هر روز سهم بیشتری از دارایی های جامعه را طلب می کنند و باعث گسترش بی عدالتی در جامعه می گردند. اگر منابع هر جامعه بطور عادلانه تقسیم شده بود ، شهرنشینان چیزی بیش از یک چهارم آنچه که در حال حاضر دارند سهمشان نمی شد. در صورت تمایل میتوانیم به این گفتگو ادامه دهیم .

  18. F.C ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۱۱:۱۸ ب.ظ

    اینم یه پست بود برای دفاع از خودت . فکر کنم دچار افسردگی شدی .

  19. سینا ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    میگم یه وقت ریا نشه؟! :))

    از آنجایی که هم المپیادی هستید و هم رتبه تون زیر ۱۰۰ بوده و رسماً نخبه اید(مثلاً)!، میخوام باهاتون منطقی تر صحبت کنم:) کیفیت مطالب اینجا روی نمودار e^-x داره حرکت میکنه که فعلاً x بین ۰ و ۱ قرار داره … امیدوارم نذارید جلوتر بره!

    می دونید با اینکه خیلی از مطالب شما با روحیات من سازگار نیست، چرا هنوز اینجا رو میخونم؟ :)

  20. بابک ۱۳۸۹-۰۴-۲۸، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    اگر توی فرهنگ و تربیت شما با این جمع و مهمانی که شما توصیفش را کردید می گویید روشنفکر، به روز و… دیگه شما که املش هستید چی هستید!

  21. شیخ معصومه ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۲:۱۴ ق.ظ

    سلام.
    حقیقتا به خاطر این دیدگاه بهتون تبریک می گم.

    با مطلب
    یک تکه وبلاگ…
    به روزم.

    مضاعف باشید.
    یا علی

  22. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۲:۱۶ ق.ظ

    دست از سر اچ بی بردارین بخدا اینجوری ظلمه تا حالا ندیدم اینقدر مخالف جمیعا علیه یه وبلاگ توطئه کنن آدم یاد توطئه های استبکار میفته …ولی جدای از شوخی چند نفر به یکی ؟

    اچ بی شما هم یه جورایی کوتاه بیا ایرانی ها از یه چیزای خیلی خشمگینن و شما هم صاف انگشتت رو میذاری روی نقاط حساس خلاصه هرچه بغض و خشم فروخفته هستش سر وبلاگت خالی میکنن
    البته اگه چند تا خواننده به قول خودت جنوب شهری داشتی اینجوری که نمیشد اینایی که من می بینم همشون بالا شهری هستن قیطریه ولنجک پاسداران سعادت آباد (تازگیها وسط شهر حساب میشه) دروس زعفرانیه …….
    امان از شمال شهری ها

    علیرضا Reply:

    اگه جنوب شهری یعنی بی سواد بودن و راحت خر شدن و نفرت داشتن از بالاشهری ها …پس من هم بالاشهری بدونین

    میلیاردر سی و یکم Reply:

    جنوب شهری ها و پایین شهری ها از بالا شهریها متنفرن. اما فقط از “خود” بالاشهریها متنفرن، نه از روش زندگی بالاشهریها !‌ اگه یه روزی قدرتشو پیدا کنن بالاشهریها را متخورن تا زندگی اونارو مال خودشون کنن !!! مشکل بزرگ پایین شهریها عقده ایه که توی وجود خودشون نسل اندر نسل پرورش دادن، تا حدی که کور شدن و واقعیتها رو نمیبینن. چقدر خوب میشه که بجای فکر کردن به تفاوتهاشون با بالاشهریها، به شباهتهاشون فکر کنن……

  23. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱:۴۹ ق.ظ

    در یکی از شهرهای کوچک ایران تابستانی که سال سوم هنرستان بودم جهت گزاندن کار آموزی در اداره مخابرات کار می کردم
    روزی شخصی از بخشداری شهر زنگ زد وقتی کوشی روبرداشتم متوجه شدم درحال صحبت با همکارانش است وجواب منو نمی دهم در نتیچه کوشی رو سر جایش گذاشتم
    بعد از چند لحضه رنگ زد وبا عصبانیت گفت چرا ارتباط راقطع کردید به ایشون گفتم شما جواب منو ندادید ومن هم مجبورم برای مردم شماره بگیرم نمی تونم الکی تلفن را اشغال کنم گفت شما حق ندارید ارتباط بخشداری رو قطع کنید به ایشون گفتم مردم اینجا منتظرند تا من شمارشونو بگیرم ومن شنیده ام گفته اند بخشداری در خدمت مردم نگفته اند مردم در خدمت بخشداری
    حسابی اعصبانی شد گفت به اطاق ریس مخابرات وصل کن
    به ریس مخابرات گفت نمی تونی یکی رو پیدا کنی شماره بگیرد یک چوپان آوردی مخابرات
    -در این لحظه به چوپان بودن خودم افتخار کردم چون فهمیدم بالاخره یک عده در مملکت هستند که دیگران به درست کار کردنشان اعتقاد دارن

  24. Mehrdad ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱:۵۸ ق.ظ

    تو ایران من همیشه یادم بوده و هست که مردم ایران فکر میکنند خداند و حقیقت فقط از دهن اوناست که بیرون میاد.روشنفکر هامون هم همینطور
    در کل میخوام بگم اشتباه هم تو و هم اون داستانی که تعریف کردی دوتاتون املید چون:

    دوتا تون فکر میکنید دارید یه حقیقتی را میگید(درست یا غلط) و این یعنی املی و تحجر

    همیشه به عنوان یه انسان باید اینجوری بگی که واقعیتی را میگی که تا جایی که بشه انسانیه.وقتی گفتی نه من دارم حقیقت را میگم و تو اشتباه میکنی.خب اشکالی نداره کسی بهت بگه امل حتی اگه حرفات انسانی باشه!

    ربطیم به لیبرال بودن نداره.اینا یه اصول انسانیه

  25. ali ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۲:۰۹ ق.ظ

    در ورد وزارت نفت ننوشتید آخرش چی شد؟ استخدامتان کردند؟نوشتید که معدلتان پایین بود،مگر وزارت نفت با چه معدلی می خواست؟ خوشحال می شوم جواب بدهید من دوست دارم برم وزارت نفت

  26. محمد رضا ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۲:۴۱ ق.ظ

    دقیقا یک ساعت و بیست دقیقست که هی جملاتی رو در جوابت می نویسم و پاک می کنم. داشتم آهنگ گوش می کردم که رسید به آهنگ مورد علاقم.
    الان دارم به خودم میگم مگه کسی مجبورت کرده جواب بدی ؟!
    مثلا جواب ندی، سقف میاد پایین یا زهرا بدون کامنت می مونه ؟
    برای چی خودتو ناراحت می کنی ؟
    بی خیال! آهنگه داره تموم میشه …..

    scream and dance with all her mind and see them let her die…..
    بقیشو متوجه نمی شم چی میگه !

  27. ابریزرخان ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۳:۰۵ ق.ظ

    از شما پرسیدم چرا نظر من سانسور شده یعنی حتا این قدر ادب ندارید که یک کلمه جواب سوالم را بدهید.

  28. آیدین ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۴:۰۴ ق.ظ

    خدمت شما عرض بشه که دکترشریعتی می فرماید : روشنفکر کسی است که تسلیم جو نشود ! پس شما به راه خود ادامه بدهید !

  29. Mehrdad ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۴:۱۷ ق.ظ

    تو ایران من همیشه یادم بوده و هست که مردم ایران فکر میکنند خداند و حقیقت فقط از دهن اوناست که بیرون میاد.روشنفکر هامون هم همینطور
    در کل میخوام بگم اشتباه هم تو و هم اون داستانی که تعریف کردی دوتاتون متحجرید چون:

    دوتا تون فکر میکنید دارید یه حقیقتی را میگید(درست یا غلط) و این یعنی تحجر

    همیشه به عنوان یه انسان باید اینجوری بگی که واقعیتی را میگی که تا جایی که بشه انسانیه.وقتی گفتی نه من دارم حقیقت را میگم و تو اشتباه میکنی.خب اشکالی نداره کسی بهت بگه متحجر حتی اگه حرفات انسانی باشه!

    ربطیم به لیبرال بودن نداره.اینا یه اصول انسانیه

  30. Mehrdad ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۵:۱۷ ق.ظ

    اینم واسه خارج از گود
    :)
    پسرای همفکرت دختر تاجر میگیرند.خدا شانس بده:))

    http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=109738

  31. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۰:۳۷ ق.ظ

    سلام روزای اول که می رفتم سر کار می گفتن مواظب باش از آبدارچی ها اکثرا جاسوسند مخصوصا اگه شمالب باشن اما در مورد مهندس ها ی شمالی چیزی نمی گفتند ولی مهندس نخبه حاجی بابایی از آبدار چی ها پیشی گرفته .کی ۲۰۶ رو به شاسی بلند تبدیل می کنی .پول که خوب می دن مخصوصا بعد انتخابات

  32. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۰:۴۰ ق.ظ

    قصثق

  33. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۰:۴۴ ق.ظ

    sheinideh bodam abadarchaye makhsosan shomalye bad joor jasosan .
    ama az mohandese chizi nagofte bodan vali mohandese nikhbe haji babaee
    dar en mored ham pishtaze .
    kei shasi boland mikhary bade entekhbat khob pool mirizan na?????????????

  34. رضا ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۲:۱۶ ب.ظ

    اون چیزی که شما گفتی و بنظرم خیلی زیبا و صحیح بود اینه که آدم برای دفاع از عقایدش باید هزینه پرداخت کنه. بسیاری از اونایی که الان روشنفکر خوانده میشن کسانی هستن که در گذشته عقایدی مثل من و شما داشتن، اما نخواستن یا نتوانستن هزینه دفاع از عقیده شون رو بپردازن. لذا دائما کوتاه اومدن و کوتاه اومدن. حالا امروز چیزی جز یک ژست بی ارزش روشنفکری براشون نمونده.
    یک چیزی رو هم بگم؛ یک وقتهایی که می بینم شما حرف های صحیح می زنید و یک عده شدیدا به شما می تازن و دست به هر توهین و تهمتی می زنن، نگران میشم که نکنه شما از مواضعتون کوتاه بیاین.
    بعد که پافشاری شما رو می بینم خدا رو از صمیم قلبم شکر می کنم که امثال شما در این وبلاگستان بی در و پیکر هنوز هم هستند.
    درود بر شما خواهر فهمیده همه ما

  35. اندیشک ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۲:۳۴ ب.ظ

    سلام
    حرف شما رو قبول دارم
    چرا
    چون وقتی آدم می بینه دخترا و پسرا به خاطر با کلاسی و یا بهتر بگم برای اینکه ادای باکلاس ها رو دربیارن گیر چه انسان های خطرناکی می افتن و یا در چه باندهای کثیفی گرفتار می شن و یا به خاطر کلاس مجبور می شن یک پیتزای ۲۰۰۰ هزار تومنی رو ۱۰ هزار تومن بخرن و یا تمام پس انداز خودشون ف خانوادشون و اهل فامیل رو به خاطر کلاس بریزن تو شکم یه کلاهبردار کوئیستی و یا به خاطر کلاس حاضره ناموس و عفت وحتی خودش رو به حراج بزاره که بگن فلانی عجب آدم لارج و با کلاسیه و …
    آدم باید هزار بار شکر کنه و افتخار کنه یک امل و یا یک متحجره.
    البته به ما می گن متحجر چون خدامون گفتهتمام این کارها اشتباهه و چون به این حرف خدا عمل می کنیم پس املیم و به اون افتخار می کنیم
    املم پس انسانم پس هستم و تو زندگییم خوشبختم .

  36. ر-م ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۳:۵۸ ب.ظ

    حق با دوستتون بوده

  37. دخترزمین ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۴:۰۱ ب.ظ

    تا روشنفکر بودن و متحجر بودن رو چی تعریف کنی.
    از نظر من اونی که بدون هیچ آمار و مدرکی یک قوم را زیر سوال می بره متحجره. حالا هر چقدر هم دک و پز و ادا و اصولش امروزی باشه.

  38. سعید ب ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۸:۳۲ ب.ظ

    این که کسی عیبش را داد بزند یا به ان مباهات کند واقعیت را تغییر نمی‌دهد.
    احتمالا این هم از کرامات دینداریه که روشنفکری با فاشیسم و پزهای عوامانه یکسان شمرده بشه.

  39. shanbelile ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۸:۵۷ ب.ظ

    in post dige akharesh bood. (sabet konid ommol va motehajjer boodan khoob ast). faghat ye nokhbe mitoone in ghaziaro sabet kone

  40. ناشناس ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    زهرا خانم این سایت فقط شده برات اعصاب خورد کن . حرف دلتم بزنی عده ای پیدا میشن که کلمه ای از اون دربیارن و شروع کنن به اعصاب خورد کردنت.

    شاد باشی.

  41. irani ۱۳۸۹-۰۴-۲۹، ۱۱:۴۸ ب.ظ

    khob hagh dari ke rotbe konkooret be ghole khoet zire 100 bashe akhe az mantaghe 2 konkoor midi na az shahrhaye bozorghi mesle tehran , shiza ya esfahan.

  42. نگاره های دل ۱۳۸۹-۰۴-۳۰، ۱:۱۲ ق.ظ

    سلام
    زیبا می نگارید

    قلمتان همواره بر روی صفحه ی وب لغزان و در حرکت باد..

    مانا و برقرار باشید

  43. ویروس ۱۳۸۹-۰۴-۳۰، ۲:۰۵ ق.ظ

    سال ها رفت و ز یادم نرود دوست هنوز
    تا چه کردم که مرا دشمن جان اوست هنوز
    مشفق کاشانی

  44. سنا ۱۳۸۹-۰۴-۳۰، ۵:۰۶ ق.ظ

    سلام
    من یه سوال دارم. منم مثل شما یه دخترم و رتبه کنکورم زیر ۱۰۰ بوده. المپیادی نبودم ولی. راستش می خواستم ببینم شما با گواهی نخبگی دیگه مشکلی تو استخدام نداشتین؟ یعنی سریع استخدامتون کردن؟ من درسم داره تموم میشه، اما همش بک میکردم باید منتظر آگهی استخدام شرکت نفت باشم. یه سوال دیگه هم این که از کارتون راضی هستین؟ و میتونم بپرسم با توجه به اینکه درستون خیلی خوب بوده چرا ادامه تحصیل نمیدین؟
    ممنون میشم اگه جواب سوالامو بدین

  45. یه نفر ناشناس و گذری ۱۳۸۹-۰۴-۳۰، ۵:۱۲ ق.ظ

    بسم ا .. ای که رحمان است و برای من رحیم

    ربطی نداره به بحثت اما من خیلی سعی میکنم ربطش بدم .

    یادمه قدیما تو دانشگاهمون (حدود چند سال قبل !) وبلاگی بود که یادم نیست سر چی بازش کردم ، بالاش عکس اون لوگوی عروسکی رو دیدم و کلمه زهرا . بَستَمِش .
    (موضوع پست تو یه جشن عروسی درهم میگذشت !! ، نخوندم ، اما دست و پا شکسته که دیدم ، حدس ام زده شد !)
    همین
    .
    چند سال بعد هم بعضی وقتا از وبلاگ هایی که مدیر سرورشون بودم لینک به اینجا می خورد . می بستمش … همین …
    .
    امروز هم داشتم یه کار تخصصی میکردم ، لینک خورد اینجا !!!! . نبستم . همین .

    راستی فقط دو تا سوال با خوندن این متن ایجاد شد برام .
    ۱- آیا شما زیبا هستید ؟ . شاید به خاطر اینکه مشکلی وجود دارد گارد دفاعی را می بندید ؟ (بدون تمسخر و جسارت پرسیدم )
    ۲- …. هوم … ولش کن .
    ——————————————————
    فکر کردم دنیا داره از آدم های امل و بی کلاس کم میشه . خوب شد که خدا هنوز از این نوع آدم ها کِشت می کنه !
    پس دنیا هنوز جای زندگی کردنه .

    همین .

    shanbelile Reply:

    inam ende comment bood. akhe be to che ke nevisandeye inja zibast ya na? age mikhai be ommol boodan rabtesh bedi ke michael jackson ham masalan kheili ziba bood ke fekresh o karash no bood? mage nevisandeye inja mikhad too mosabegheye zibai sherkat kone? akhe na be to che

  46. غزاله ۱۳۸۹-۰۴-۳۰، ۱۱:۳۲ ق.ظ

    مهم اینه که هر عقیده و فکری داشته باشی بتونی بدون جبهه گیری نظر بقیه رو بشنوی و بهش فکر کنی

  47. کیمیا ۱۳۸۹-۰۴-۳۰، ۵:۲۵ ب.ظ

    زهرا خانم.تو فهمیدی چه قدر بد نوشته بودی؟از انتقادا ناراحت می شیم و طبیعیه اما نباید راجع بهشون فکر نکنیم.کامنتهای پیروز برای مجاب شدن کافیه.گاهی نوشتن این پاسخ که حق با شماست یا در این مورد موافقم به جای سکوتی که معمولا”اتفاق می افته نشونه های خوبی از روشنفکری و نخبگیه.
    مطمئنا”همهءکسانی که از نوشته ات انتقاد میکنن برات اهمیت قائلند و برخورد تو کمک می کنه باور کنن اشتباه نکردن.

  48. نیما همایون فر نیا ۱۳۸۹-۰۴-۳۱، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    سلام زهرا خانوم
    زیاد وقتتو نمیگیرم فقط میخوام یه چیزی که فکرمو مشغول کرده بپرسم

    اولا این که قصدم دخالت و بی احترامی ندارم در هر حال این وب مال شماست

    ولی من هم اون ۱۰۳ تا نظر که الان شدن ۸۸ تا رو دیدم انگاری گفتین ایپرو یا یه همچین چیزی شده من متوجه نشدم این ایپرو یعنی چی؟ پاک شدن نظرا چه ربطی به دسترسی شما داره؟ میبخشید من اطلاعاتم زیاد نیست فقط یه مصرف کننده هست ولی دونستن جواب این سوالو حق خودم میدونم

    دوما یه توصیه دارم براتون وبلاگتون داره به سمت بدی میره مطالب کم کم دارن میشن میدون مسابقه لج ولج بازی افراد با هم و این واسه همه بده ما اومدیم اینجا نظراتمونو بدیم نه این که چیزی رو به همدیگه تحمیل کنیم
    ممنون

  49. leili ۱۳۸۹-۰۵-۷، ۴:۴۶ ق.ظ

    سلام
    امل جان
    به ما هم سر بزن که در عالم املی چیزی از تو کم نداریم
    :دی

  50. فاضله سادات ۱۳۸۹-۰۵-۱۲، ۵:۵۴ ب.ظ

    و کامنتهتایی که تنها بغضا لعلی نوشته میشوند نه حبا لمعاویه… برای خود متن نظر بذارید ملت ,نه برا خانوم اچ بی. انظر الی ما قال لا تنظر الی من قال.

  51. مهدی ۱۳۸۹-۰۵-۱۴، ۲:۵۱ ق.ظ

    آدم باید خودش عاقل باشه.

  52. میلیاردر سی و یکم ۱۳۸۹-۰۵-۱۶، ۲:۴۰ ب.ظ

    اگه من که آدم نخبه و باکلاسی (!) هستم نخوام با همسایه ام که سواد نداره و ۳ ماه ۳ ماه حموم نمیره و هم خودش بو میده و هم دهنش، و همیشه با صدای بلند حرف میزنه و به بچه هاش فحشهای ناجور میده رفت و آمد کنم، آدم بدی هستم ؟‌
    و آیا اون همسایه بخاطر اینکه در فرهنگ جامعه ما با کلماتی مثل امل و بی کلاس نامیده میشه بنا به تعریف شما موجود خوب و قابل قبولی به حساب میاد ؟
    فکر نمیکنی یک کم بی حساب و کتاب مطلبتو نوشتی ؟
    شاید دلت از چیز دیگه ای پر بوده و بدون توجه کافی بزرگش کردی ……