۱۳۸۹-۰۴-۱۴
۱۴۵ سال تنهایی!
* از دیشب که این خبر درگذشت کهنسالترین دختر ایرانی رو خوندم، کلی دلم براش سوخته. این طفلک ۱۴۵ سال عمر از خدا گرفت بدون اینکه همدمی داشته باشه یا اینکه این آرزوش برآورده بشه. از اونجائیکه توی روستا زندگی میکرده، احتمالا کلی هم حرف بارش بوده. فقط خدا میدونه این ۱۴۵ سال چقدر بهش سخت گذشته، با کی دردل می کرده، کارهای سختش رو چجوری انجام میداده. خوب پدر و مادرش که حتما زودتر فوت کردن، برادرها و خواهرهاشم که حتما رفتن پی زندگی خودشون. مونده این طفلکی و حوض کوچکش…

*چه اسم قشنگی هم داشت: تاجماه. فکرشو بکن. ماها هی میترسیم تنها بمونیم. ترس از تنهایی توی وجود همه ماها هست، در حالیکه تاجماه ۱۴۵ سال تنها بوده و تحمل کرده. ماها اگه جایی می دیدیمش حتما میگفتیم وای چه پیره زن سرحال و با نمکیه. حالا معنیش این نیست که اگه ازدواج میکرد حتما از تنهایی در می اومد ولی اینهمه سال بدون همدم، حتما تنها بوده.
اصلا نمیدونم اول صبحی این چه فکری بود که ذهنمو مشغول کرده. نمیدونم. امیدوارم حداقل اون دنیا زندگی بهتری داشته باشه…


زهرا Reply:
تیر ۱۴م, ۱۳۸۹ at ۳:۲۳ ب.ظ
ای بابا نوشتم که شب خوندم :دی
پیروز Reply:
تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ at ۵:۱۰ ق.ظ
خوب هر شبتو با فارس و کیهان تمام می کنی!