۲ قلوهای افسانه ای

کارتن ۲ قلوهای افسانه ای رو یادتونه؟ همونی که توش یه برادر و خواهر بودن که پیشگوها گفته بودن اینها با قدرتی که دارن پادشاه ظالم چین رو از بین می برن؟ همونایی که تا دست هم رو میگرفتن اون قدرته خودش رو نشون می داد؟ من بچه که بودم، همش برام سوال بود که اینا چجور برادر و خواهرین که یکیشون شبیه چینی هاست اون یکی چشم آبی و بلونده!! حالا عصرایران به نقل از ویکیپدیا نوشته که اینا برادر و خواهر نبودن و از ۲ پدر و مادر مختلف بودن، ولی هر دوی این بچه ها مادرهاشون موقع به دنیا آوردنشون میمیرن. (پسره چینی بوده، دختره هم انگلیسی) تازه توی ویکیپدیا نوشته که اونی که تو کارتنه ما به عنوان دایی می شناختیم، بابای یکیشون بوده :D

* چه جمعه ها که برای دیدن کارتنش منتظر بودیم سریعتر حرفهای مجریه تموم بشه! تازه چندین بار به بهانه مختلف الکی دست برادرم رو میگرفتم که ببینم برای ما هم انرژی تولید میشه یا نه:D

۲۰ نظر

  1. مریم ۱۳۸۹-۰۱-۲۳، ۱۱:۵۸ ب.ظ

    آخی، منم خیلی خیلی دوسش داشتم و دارم! من دست دوستامو می گرفتم ببینم تولید میشه یا نه! نشد :d

  2. matin ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    منم دوستش داشتم تازه خانومی هم که برای نظافت میومد خونمون خیلی دوستش داشت و همیشه برنامشو جوری تنظیم میکرد که سر دوقلوها زمین جلوی تلویزیون رو دسمال بکشه و تازه اون قسمتو اینقد دسمال میکشید تا کارتون تموم شه واسه همین اوت یه تیکه از همه جا تمیزتر می شد!!! :دی

  3. matin ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۱۲:۰۸ ق.ظ

    منظورم از دسمال، دستمال بود که محاوره ای شد. بعدا سرمو بالا کردم دیدم چقدر ظاهرش تو متن زشت شده!! گفتم اصلاح کنم!

  4. علی ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۱:۵۷ ق.ظ

    احساس می​کنم به کودکیم تجاوز شده !

  5. ندارم ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۳:۵۴ ق.ظ

    بی چاره انسان. من چند سال پیش حدس زدم تو پیچو خمای سانسور آباد بودیم تا تونستم فحش دادم. به شما هم پیش نهاد می کنم هر وقت دلگیر شدید به زمین و زمان فحش بدید کلی آروم می کنه. بزارین یادتون بدم :./.@$%!@#ٍ#^&!)-

  6. یک شیرفروش ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۷:۳۱ ق.ظ

    ما که بعدا فهمیدیم اینا دوست دختر و دوست پسر بودن !!!
    به قول علی آقا به فکرمون تجاوز شده و نفهمیدیم

  7. asghar ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۹:۴۴ ق.ظ

    اصل خبرش انگار مال سایت پارسینه است :
    http://parsine.com/fa/pages/?cid=18763

  8. کمی ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۹:۵۲ ق.ظ

    اووووه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌!!!!!!!

    این موضوع مثل یک زلزله است. پنج میلیون از سلول‌های خاکستری مغزم رو سوزوند.

  9. سینا ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۹:۵۹ ق.ظ

    یعنی تمام اون چیزا دروغ بود ؟ :((((( :)))

  10. soha ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۱۱:۰۸ ق.ظ

    ببین چه جوری با اعصاب ادم بازی می کنند!یعنی چی که حالا بعد از یه قرن به صرافت افتادن که اینا دوست بودن نه خواهر برادر!!!!!!!!!!!!!!!!دنیای کودکیم فنا شد!کاش از اول راستش رو می گفتند!…این است تفاوت نسل ها!!!

  11. پیروز ۱۳۸۹-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    من جوون تر که بودم یکبار رفتم گروه کودک شبکه یک برای کمک به یکی از این بازبین ها (این کار معمولا قبل دوبله برای اولین بار انجام می شه و چند بار دیگر قبل از پخش در مراحل مختلف ادامه پیدا می کنه)فیلمو وقتی دیدم گفتم غیر قابل پخشه چون مادر دختر داستان با یک مردی ریخته بود روی هم(تو فرانسه اتفاق می اتفاد) و از قضا خانمه شوهر هم داشت و داستان درباره عاقب خوش زندگی در حال از هم پاشی بود و من دیدم عمرا نمی شه رابطه یک زن و شوهر دار رو توی ایران برای بچه ها نشون داد. اما بعد از یک مدت دیدم فیلمه دوبله شده و اون فاسق خانمه رو کرده بودند دایی دختره و فیلمو خیلی تمیز با ۳۹ دقیقه سانسور برای بزرگترها یک بعد از ظهر جمعه نشون دادند و خیلی هم خوشحال بودند که فیلم غیر قابل پخشو که رایت یکبار پخششو خریده بودند تونستند نشون بدند و به بیت المال مسلمین کمتز ضرر برسه. خدا بیامرزه گروه کودک شبکه یک و آقای علایی رئیس گروه رو(البته ایشون زنده اند اما برنامه کودکو از شبکه یک جمع کردند)

  12. مرگ ۱۳۸۹-۰۱-۲۵، ۲:۲۸ ق.ظ

    آی گفتی.
    چقدر دلم واسه اون روزها تنگ شده.
    جولز و جولی.
    جکی و جیل.
    پسر کوهستان.
    جودی ابوت.
    حنا.
    خانم تناردیه.
    زورو.
    اون سگه خال خالی.
    گذشت….
    باور کن بعضی وقتها که بچه های الن رو میبینم و یاد بچگی خودم می افتم گریه ام میگیره.
    آخه اینا دلشون به چی خوشه.
    پلی استیشن و نمیدونم کارتون دی جی مون و …

  13. مرگ ۱۳۸۹-۰۱-۲۵، ۲:۳۱ ق.ظ

    اینا مهم نیست چیکاره هم بودن.
    مهم اینه که واسه ما خاطره ساز بودن.
    خاطره هایی که الان داریم و میتونیم با افتخار تعریف کنیم.

  14. مصلوب ۱۳۸۹-۰۱-۲۵، ۷:۴۸ ق.ظ

    کدوم یکی از حرفهایی که اون موقع تو مدرسه و تلویزیون و… به ما می زدند راست و حقیقی بود که این بکی باشه

  15. Amy ۱۳۸۹-۰۱-۳۰، ۳:۰۵ ق.ظ

    ما که بعدا فهمیدیم اینا دوست دختر و دوست پسر بودن !!!
    به قول علی آقا به فکرمون تجاوز شده و نفهمیدیم

  16. قطره باران ۱۳۸۹-۰۱-۳۰، ۲:۳۳ ب.ظ

    ا، ا، جدی جدی این همه سال گولمون زده بودن ؟
    عجبا !
    ولی واقعا جالبه که دیشب یهویی من همینطوری یاد جولز و جولی افتادم ، امروز این پست رو خوندم .
    فکر می کردم ما فقط واسه خودمون جولز و جولی بودیم . اینجا رو که خوندم فهمیدم که خیلیا با خواهر برادرشون ، یا کسای دیگه این حسو داشتن :)

  17. ممدی ممد ۱۳۸۹-۰۲-۳، ۵:۲۰ ب.ظ

    یادش بخیر منم دست خواهرمو میگرفتم تست میکردیم:دی

  18. Ian ۱۳۸۹-۰۲-۶، ۴:۳۰ ب.ظ

    آی گفتی.
    چقدر دلم واسه اون روزها تنگ شده.
    جولز و جولی.
    جکی و جیل.
    پسر کوهستان.
    جودی ابوت.
    حنا.
    خانم تناردیه.
    زورو.
    اون سگه خال خالی.
    گذشت….
    باور کن بعضی وقتها که بچه های الن رو میبینم و یاد بچگی خودم می افتم گریه ام میگیره.
    آخه اینا دلشون به چی خوشه.
    پلی استیشن و نمیدونم کارتون دی جی مون و …

  19. Kelly ۱۳۸۹-۰۲-۷، ۱:۴۴ ق.ظ

    یعنی تمام اون چیزا دروغ بود ؟ :((((( :)))

  20. Richard ۱۳۸۹-۰۲-۸، ۹:۳۷ ق.ظ

    من جوون تر که بودم یکبار رفتم گروه کودک شبکه یک برای کمک به یکی از این بازبین ها (این کار معمولا قبل دوبله برای اولین بار انجام می شه و چند بار دیگر قبل از پخش در مراحل مختلف ادامه پیدا می کنه)فیلمو وقتی دیدم گفتم غیر قابل پخشه چون مادر دختر داستان با یک مردی ریخته بود روی هم(تو فرانسه اتفاق می اتفاد) و از قضا خانمه شوهر هم داشت و داستان درباره عاقب خوش زندگی در حال از هم پاشی بود و من دیدم عمرا نمی شه رابطه یک زن و شوهر دار رو توی ایران برای بچه ها نشون داد. اما بعد از یک مدت دیدم فیلمه دوبله شده و اون فاسق خانمه رو کرده بودند دایی دختره و فیلمو خیلی تمیز با ۳۹ دقیقه سانسور برای بزرگترها یک بعد از ظهر جمعه نشون دادند و خیلی هم خوشحال بودند که فیلم غیر قابل پخشو که رایت یکبار پخششو خریده بودند تونستند نشون بدند و به بیت المال مسلمین کمتز ضرر برسه. خدا بیامرزه گروه کودک شبکه یک و آقای علایی رئیس گروه رو(البته ایشون زنده اند اما برنامه کودکو از شبکه یک جمع کردند)