۱۳۸۸-۱۲-۴
دخترم این صدا حرامه!
* تو اتوبوس نشسته بودم و آهنگ گوش میدادم. روی این صندولی های که روبروی هم هستم هم نشسته بودم. یکی از ترکهای انیگما هست که من خیلی دوستش دارم. (الان هرکاری کردم نتونستم آهنگش رو آپلود کنم و تو اینترنت هم کاملش رو پیدا نکردم) توی راه وقتی آهنگ گوش میدم، هروقت به این میرسم، صدای گوشی رو خیلی زیاد میکنم. مثل اکثر آهنگهای انیگما بخش زیادیش بدون صدای خواننده است و فقط خود آهنگش مهمه ولی خب یکجاییش هم هست که صدای خواننده زن بلند میشه. خانمی که کنار من نشسته بود، برگشت آهسته روی زانوم زد، هدفون رو درآوردم و برگشتم طرفش. گفت صداش اینقدر زیاده برای گوشت ضرر داره. گفتم من زیاد آهنگ گوش نمیدم، اگه به طور مداوم با صدای بلند گوش بدی، ضرر داره. در عین حال صداش رو کم کردم. گفت اصل حرف من چیز دیگه ایه. وقتی با نگاه پرسشگر من مواجه شد گفت: اصلا بهت نمیاد صدای حرام گوش بدی. احتمالا به خاطر اینکه قیافه من به اصطلاح بچه مثبتیه:) سعی کردم جواب ندم و فقط لبخند زدم. گفت مگه تو مسلمون نیستی؟ مرجع تقلیدت کیه؟
قبل از اینکه من جواب بدم دختری که روبروی من نشسته بود گفت ای خانم! مگه شما صدا و سیما رو نمی بینی؟ ۸۰ درصد آهنگهایی که روی تبلیغها میذاره مال موسیقی خارجی هست که شما غنا میدونی. خانمه گفت من کاری به صدا و سیما ندارم، نگفتم که عملکردش درسته ولی ماها مسلمونیم، گوش دادن صدای زن حرومه. گفتم نمیدونم چقدر درست میگید، راستش تا به حال به این موضوع فکر نکردم. من از اولی که آهنگ گوش دادم، هیچوقت خودم رو محدود نکردم. تا به حالم به این موضوع فکر نکردم که آهنگ میتونه کسی رو به گناه بندازه. من همه جور آهنگی تا به حال گوش کردم مگه اونهایی که دیگه مال گروههای مشخصیه و خوشم نمیاد.
* خانم دیگه ای که روبری ما نشسته بود گفت: خوب دخترم تهاجم فرهنگی همینه دیگه. که شما به عنوان یه دختر مسلمون حتی نمیدونی چی حرامه و چی حلال. اگه چند سال پیش بود و اینقدر ماهواره و اینترنت نبود، مطئمنم اینقدر این چیزا برای شما عادی نمیشد. الان اگه به کسی بگی صدای زن حرامه، انگار که جُک گفته باشی! حق هم دارین. بعد نگاهش رو کرد رو به خانمی که بار اول به من تذکر داد و گفت: من توی یکی از شهرکهای اطراف تهران معلم هستم. اونجا وضع مردم اصلا خوب نیست. یه بار یه انشا داده بودم به بچه ها که راجع به گرم شدن زمین بنویسن. گفتم اگه خودشون نمیدونن از اولیاشون بپرسم. از اونجائیکه حدس میزدم بعضی اولیاها چیزی نمیدونن یا همکاری نمی کنن، به بچه ها گفتم هرچی پیش اومد بنویسید مثلا رفتم به پدرم گفتم و او گفت چیزی ندارد، شده اینم بنویسید. روزی که قرار بود انشاها قرائت بشه، یه بچه ای که پدرش از شدت فقر و اعتیاد توامان، اعتیاد قدرت نداره آب دماغش رو بالا بکشه، نوشته بود چندبار رفتم از پدرم پرسیدم ولی هربار گفت که اخبار سی بی بی گوش میده! میدونی خانم منظورش چی بود؟ اخبار بی بی سی! در حالیکه پدره دروغ میگفته. جلوی بچه ها و توی خونه یک اتاقی می نشینه شبکه های آنچنانی ماهواره ای نگاه میکنه. اینو زنگ تفریح که بچه رو نگهداشتم و ازش بیشتر سوال کردم، فهمیدم. بله خانم. بچه های امروزی با اینترنت و ماهواره بزرگ میشن!
* یادش به خیر. ما توی خوابگاه هم از این بحثها داشتیم. بین مذهبی ها با اونایی که مذهبی نبودن و یا اینکه مذهبی بودن ولی در یک محیط خیلی مذهبی بزرگ نشده بودن. برای همین یکی از مشکلات ما همین نوار گذاشتنهای توی خوابگاه و اعتراض اینوری و اونوری بود. بحث کردن تو این موارد حقیقتا سخته. به شخصه خودم تا به حال قانع نشدم و نیازی هم نمیبینم کسی رو قانع کنم. فتواهای مراجع مختلف روی فرعیات خیلی متنوع هست. مورد بعدی اینه که من اعتقادی به بحث کردن روی درصد مذهبی یا بی مذهبی بودن یه آدم بالغ ندارم. به این دلیل که با این بحثها (که در ۹۹ درصد موارد با خشم و دعوا تموم میشه) نه کسی از اعتقادش برمیگرده و نه کسی معتقد میشه. بازم در مواردی منکر نوع بحث کردن و فضای بحث نمیشم، مواردی که حداقل پایه های مشترکی وجود داره.
* پانوشت: مدتهاست که ورزش نمی کنم. حتی در حد پیاده روی ساده. اونوقت میگم چرا اینقدر بد اخلاق شدم؟ چرا اینقدر دپرسم؟ حالا دلایل مکمل و موجه زیادی هست که من حالم بد باشه و استرس داشته باشم ولی دلیل اصلیش اینه که من خودم رو شارژ نمی کنم. مدام از من انرژی گرفته میشه بدون اینکه عمل عکسش اتفاق بیفته. اونقدر ضعیف شدم که برای اینکه دوباره آدم حسابی بشم، باید یک دور دیگه روضه های خودم رو مرور کنم.
* پانوشت ۲: تست


ماست فروش Reply:
اسفند ۴م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۲ ب.ظ
خانم اچ بی شما ابونمان نشریه شبکه هستین ؟ یعنی هنوز برای شما میاد ؟
میشه آدرسشو بنویسین من می خوام براشون مقاله بفرستم ! و همین طور آبونه بشم