ماجراهای من و ماشینم

* اون موقع که بچه بودم؛ عموم یه کتاب به من داده بود که توش یه داستان بود از عینکی شدن یه نفر. اینکه برای طرف چه اتفاقات عجیبی افتاده بود و طی چه مدتی بالاخره عینک دار شده بود. حالا شده حکایت ماشین دار شدن من، اصلا میشه یه رمان ازش در آورد:D

* میگم هرکس که میگه ایرانیها وضع اقتصادیشون خوب نیست، کافیه این روزها سری به پارکینگهای ایران خودرو بزنه. مثلا همین امروز، این پارکینگی که ما رفتیم، اقلا بیش از  هزار دستگاه رو تحویل داد. تازه این یکی از پارکینگهای تحویل خودرو بود، تازه اینها بخشی بودن که عجله داشتند و اومده بودند مستقیما از کارخونه تحویل بگیرند، تازه اینها فقط در تهران بودند و تازه این یکی از فروشنده های خودرو در ایران بود، مطئنا سایپا و بقیه هم همینطوری بودند!
البته بخشیش شاید به خاطر آخر سال و تمهیداتی که اخیرا گذاشته باشه، ولی من از مدتها پیش دنبالش بودم، همش وضع فروش خودرو همینه.

* از وقتی که قصد داشتم، ماشین بخرم هر کدوم از فک و فامیل که زنگ میزدند، بخشی از توصیه های ایمنی رو میگفتن. ولی عجیبترینش ماجرایی بود که این عموم از یکی از معلمهای مدرسه اش تعریف می کرد.

* ماجرا این بود که این آقای معلم به همراه همسر و فرزندانش داشتند می رفتند یکی از روستاهای اطراف رودسر (یکی از شهرستانهای استان گیلان) که در عروسی یکی از شاگردان سابقش شرکت کنند. و خب طبیعتا مقداری پول همراشون بوده و خانم و ۲ تا دخترش هم طلاهاشون رو از خونه شون برداشته بودند که همراهشون باشه. اون آقای معلم تعریف کرده که اون روز هوا به شدت بارانی بود. تو یه جاده وسط جنگل اینها می بینن یه پیرزنی کنار خیابان وایستاده و دست نگه میداره. اینهام ماشینشون جا نداشته. یعنی ۳ نفر عقب تکمیل بوده، با اینحال بازم به بچه هاش میگه که جمع و جور بشینن تا اون خانم مسن رو برسونن، گناه داره بیچاره توی بارون کنار خیابون وایستاده. خلاصه پیرزنه میاد سوار میشه و اینها تقریبا یک کیلومتری در جنگل جلو رفته بودند که ۲ نفر دیگه دست نگه می دارن. تو این حین پیرزنه هم میگه که اینها پسرهاش هستند، تشکر می کنه و میگه نگه دارید که بقیه راه رو پسرهاش برسوننش! خلاصه این بنده خدا هم وا میسته و وایستادن همان و اسلحه در آوردن یکی از به اصطلاح پسرهای پیرزن همان!! یکی از پسرها اینها رو تهدید میکنه و اون یکی دیگه میگه پولها و طلاها رو رد کنید بیاید. ما اصلا نمیخوایم صدمه بدنی بزنیم، پس الکی زور نزنید. این بنده خدا هم که خودش و زن و بچه اش حسابی ترسیده بودندَ، هرچی پول داشته بهشون میده، حتی پولهای خورد توی داشبرد رو هم ازش میگیرن!! بعد هم اینها رو مجبور می کنن که از ماشین پیاده بشن و پشت ماشین بنشینند تا اونها دور بشن، در صورت حرکت اضافه هم شلیک و اینها، تا زمانی که سوار ماشینی که در جایی نزدیک گذاشته بودند میشن و اینهام هرچی شکایت می کنند به جایی نمیرسن و از اون بدتر اینکه دست خالی میرن عروسی و روشون هم نمیشده که بگن دزد زده.

* حالا عموم توصیه میکرد که به هیچ عنوان مسافر توی راهی نزنم! نیست که من خیلی رانندگیم خوبه و اصلا اعتماد به نفس بالایی هم دارم که مسافر!! بزنم:))

۲۶ نظر

  1. sonic ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱:۰۵ ق.ظ

    چه خاطره ی غم انگیز و عبرت آموزی بود .

  2. افشین ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱:۴۱ ق.ظ

    تبــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــــــــــــــــک
    ایشاا.. چرخش برات بچرخه و باهاش خاطره ها بسازی.

    درضمن: یا خیلی خوش شانس بودی که اینور سال تحویلش گرفتی یا حسابی دنبالش بودی!

  3. ز.ح ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۴:۰۲ ق.ظ

    سلام وبلاگ خوبی دارید. اگه با ماشینتون رفتید شمال به یاد غریب تر از خودتون که خیلی دورتراز شما هستند بیافتید. سال خوب و خوشی براتون آرزومندم.با اجازه شمارو لینکتون کردم.

  4. میثم ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۵:۳۱ ق.ظ

    از من میشنوی مسافر نزن، ماشین هم نگیر، هر روز با آژانس بری بیای به صرفه تره

  5. soha ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    گروهبان سلام…
    خدا خفت نکنه…
    از خنده غش کردم…
    حالا خداییش طلا ها که تقلبی بود با بقیه پولا چی کا کردی…

  6. soha ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ

    گروهبان سلام…
    خدا خفت نکنه…
    از خنده غش کردم…
    حالا خداییش طلا ها که تقلبی بود با بقیه پولا چی کا کردی…
    راستی عیدتون هم پیشاپیش مبارک…

    ناشناس Reply:

    زمان ما (سال ۴۱-۴۲ رو می گم)گروهبان فلفلی زرنگ تر از این حرفا بود…
    ولی این سری مثله این که گروهبان هم تقلبی از کار درو مده!!!!!
    .
    .
    .
    راستی گروهبان بین خودمون بمونه (گرچه وبلاگ زهرا واقعا خوندنیه)ولی من بیش تر به عشقه خوندن نظرایه شما خواننده ی ثابتش شدم…
    دمتون گرم…

    soha Reply:

    یادم رفت نام نویسنده بذارم:من همون sohaسابقم!

    امیر Reply:

    مشکوک میزنی نکنه گرفتاری

    soha Reply:

    be amir:
    gereftare chi?

  7. محسن الف. جیم. ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱۱:۴۰ ق.ظ

    تنها نکته ای که از مطلبت میشه گرفت اینه که زنها چه موجودات پلیدی میتونن بشن.

  8. مهدی ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۴:۰۰ ب.ظ

    به دردت میخورن:
    http://iranzendegi.com

    http://hamsaronline.com

  9. vahid ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۵:۰۳ ب.ظ

    mobarak bashe

  10. shazde ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۵:۱۳ ب.ظ

    mobarak bashe aziz , ishalla charkhesh hamishe vasat becharkheo az in taarofa dige , az oon khob khoobasha , ishalla bahash behet khosh begzare , boogh yadet nareha azizam , eid pishapish mobarakkkkkkkkkkkkkkkkkk , man ke hanooz sae karam , 6:30 oomadam sare kar va bargashtam be khoone ba khodast , hade aghal ta farda zohro ke midoonam ye are sare karam , har chan ke too in mamlekat hamamoon sare karim , bazam tabrik , shad zi , labet khandoon , ti bala missar lakoo

  11. shazde ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۵:۱۴ ب.ظ

    namana ??!!!!! kheili ton ton didgah az khodam estekhraj mikonam , kami aheste tar !!!!!!!!!!!!! be haghe chizaye …

  12. pp ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۶:۵۷ ب.ظ

    iranian dating site
    http://www.persianpartner.com

  13. ناشناس ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۷:۲۵ ب.ظ

  14. ناشناس ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۷:۵۲ ب.ظ

    راستی‌ این هم بورس تحصیلی‌ راشل کوری هست اگه خواستی‌ اقدام کنی‌:

    http://www.google.ca/search?hl=en&q=rachel+corrie+scholarship&meta=&aq=f&aqi=g-m1&aql=&oq=&gs_rfai=

  15. Meta ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱۱:۰۴ ب.ظ

    سلام
    حالا چه ماشینی خریدی؟
    از فضولی نفسم داره بند میاد
    حدس بزنم؟
    خب یه خانم جوون و مجرد که خیلی اهله سفره از موزیک های با ریتم بالا خوشش میاد کسی رو هم نمیخواد سوار کنه در ضمن خانواده و فامیل پر جمعیتی داره

    خب فکر می کنم ۲۰۶ مناسب باشه حالا بگو چرا:
    چون کسی که جوون و مجرده جای زیادی لازم نداره و ماشین جمع و جور براش بهتره.
    کسی که اهل موزیک با ریتم تنده احتمالا اهل سرعت و اینجور چیزهاست در ضمن دوست داره زود برسه به مقصد.
    هیچ پیر زنی هم براش دست تکون نمیده چون وقتی ببینه یه دختر جوون پشت فرمان داره ویراژ میده با خودش میگه بابا جونه خودم و پسرام بیشتر از پول ارزش داره و کلا بی خیال میشه میزنه گاراژ و دستشو آروم میاره پائین منتظر نفر بعد میشه.
    فقط میمونه جمعیت بالای فامیل که اتفاقا ۲۰۶ بهترع چون به شکل پیش فرض بهانه داره که کسی رو سوار نکنه.

    نکته باحال در مورد خانم ها اینه که یا با تند رانندگی کردن رو اعصاب هستند یا با کند روندن در هر حال نکته اینجاست که رو اعصاب هستند و خدا نکنه پشت یه خانم در ترافیک گیر کنید یعنی یه کاری با حاتون میکنه که به خدا و پیغمبر متوصل بشید و از خدا طلب مرگ کنید.
    شوخی کردم
    امیدوارم سفر خوبی داشته باشی و سال جدید سالی باشه که اون کسی رو که هیچ وقت بهت کلک نمیزنه رو سوار ماشینه زندگیت کنی

    سال نو مبارک

  16. تاکاشی ۱۳۸۸-۱۲-۲۷، ۱۱:۲۱ ب.ظ

    تبریک می گم و امیدوارم هر جا دوست دارین با این ماشین برین :)
    راستی چطور بود برخوردشون موقع تحویل خودرو؟میشه یکم هر در این مورد بگید؟پلیز :)
    شنیده بودم که تو جاده ها نمی شه به این جور مسافرا اعتماد کرد،واقعا عجب دوره زمونه ای شده . . .

  17. من تنها ۱۳۸۸-۱۲-۲۸، ۱۲:۲۱ ق.ظ

    سلام خانم مهندس.
    شما یه چیز تو وبلاگتون به اسم پیغام مستقیم که همه وردپرسی‌ها دارن ندارین، افزونه contact 7 form که شکر خدا هست، هی میخوام ادای باکلاسا رو در بیارم و زیر پست در مورد خودم حرف نزنم نمیشه :))
    خانم مهندس ممنون میشم به این پستم بیاید و نظر خودتون رو بگید (و شما که دست به قلمتون ماشالا خوبه، یا تو وبلاگتون پست بدین در موردش(نظرتون)). البته اگه قابل بدونید و تو این وبلاگ زرد ما سر بزنید.
    http://mane-tanha.blogsky.com/1388/12/26/post-61
    ممنونم و موفق باشید.

  18. پیروز ۱۳۸۸-۱۲-۲۸، ۴:۵۸ ق.ظ

    واقعا ایده خوبیه! برای اینکه بفهمیم مردم ایران دارند از خوشی میمیرند سری به پارکینگ کارخانه های خودروسازی بزنیم تا چند هزار تا ماشین اونجا ببینیم و کلی حال ببریم! همین است دیگر. دو تا واحد اقتصاد خرد و کلان توی درس بچه های فنی-مهندسی نیست اخرش می شود یک همچین استدلال ابکی! نه خانوم جان. اقتصاد علم توهمات شهودی و نظری نیست چرا که اولا خودرو در ایران کالای سرمایه ایست و وسیله پس انداز نه کالای مصرفی دوما سیاست های دولت ایجاب می کند که تورم خودرو از میانگین تورم کل محصولات و خدمات دیگر پایین تر بماند(بازار دستوری کارخانه های دولتی و شبه دولتی). ضمنا برای اینکه بفهمید وضع اقتصادی مردم ایران چقدر خوب یا بد است جز اینکه به شاخص هایی مثل بیکاری و تورم و تولید سرانه ملی و…غیره توجه بفرمایید باید ببینید در همه شهرهای دیگر هم پارکینگ خودرو سازها انقدر ماشین دارد یا نه. همین اقتصاد هیاتی ما را بدبخت کرده.ضمنا ما ۱۷امین کشور پرجمعیت دنیا هستیم اما اقتصاد ۲۹ ام میم با نفت. اگر۱۳ درصد منابع هیدرو کربوری جهان در ایران نبود احتمالا میشریم تو مایه های زیمباوه یا گینه استوایی.

  19. یک شیرفروش ۱۳۸۸-۱۲-۲۸، ۲:۱۴ ب.ظ

    ماشین جدید مبارکه
    چرخاش برت بچرخه :دی

  20. محمد ۱۳۸۸-۱۲-۲۸، ۳:۱۸ ب.ظ

    سلام
    واسه ماشین تبریک ، حالا ماشین چی هست؟ … چشمک

    از این راهزن ها همه جا هستند ، راه حل سوار نکردن توی راهی نیست ، در این مورد بخصوص ، راه حل این بود که پیرزن رو خودشون میبردند ، یعنی گازشو میگرفتن و هر جایی که میخواست پیادش میکردن. همیشه توی مسافرت سعی کنید ارتباط وقایع رو در نظر بگیرید شاید کمتر دچار مشکل بشین.

    الهی دستشون بشکنه … اون پیر زنه که پاش لبه گوره چی؟ ۶۰ سال ۷۰ سال عمر کرده نفهمیده این دنیا ارزش همچین کاری رو نداره؟ ۲ روزه دنیا هر جوری که هست میگذره ، باید خدابیامرزی خرید نه نفرین و لعن ! دزدی هم فقط راهزنی نیست ، انواع و اقسام داره که همه مستحضرید…. بیخیال

    وبت هم جالبه ، با توجه به ادیسل دار شدن … چشمک ، بیشتر سر میزنم … کامیاب باشی.

  21. مولکول ۱۳۸۸-۱۲-۲۸، ۹:۲۳ ب.ظ

    سلام
    بیشتر از اینکه بخوام راجع به مطلبت نظر بدم، این نظرات کاملا متفاوت و گاه کاملا متضاد نظرم رو بخودش جلب کرد. شما ادبیات رسانه‌ ای مثل وبلاگ رو رعایت می کنی و همینم هست که مخاطبان مختلف و گاه متفاوتی هم داری.

    دختر عموی من یه هفته پشت فرمون نشست، ۵ کیلو لاغر شد. آخرشم زنگ زد که فلانی بیا ماشین رو از فلان جا بیار خونمون!
    شما هم اگه اضافه وزن دارید ماشین بخرید!!

    اما راجع به وضعیت اقتصادی مردم و استدلالتون از روی پارکینگ ها موافقم . سطح زندگی‌ها متفاوت از گذشته است و مردم دنبال رفاه خیلی بیشتر هستند.

  22. faranak ۱۳۸۹-۰۱-۲، ۸:۴۸ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    مبارک مبارک ماشین خریدنت مبارک