۱۳۸۸-۱۲-۱۴
ببخشید خانم میشه چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟!
* میگم با وجود همه استثنائاتی که توی ۲ طرف وجود داره و من قبول دارم، معمولا پسرها نمیتونن عشقشون رو پنهان کنن! یعنی اگه از یه خانمی خوششون بیاد، رفتارشون خیلی تابلوئه. به جرات میتونم بگم در زمینه “روابط” خانمها سیاست بهتر دارن! البته مرموز بودن همیشه به معنی بهتر بودن نیست ولی بعضی مواقع جواب میده! منظورم اینه که اگه نخوان نشون بدن، به طور حتم موفق میشن، ولی پسرها اگه بخوان چنین کاری کنن، بیشتر از اونور بوم می افتن و تابلوتر میشن. برعکس خانمها چیزی رو بروز نمیدن، مگه اینکه واقعا خودشون بخوان و مصلحت در این باشه که بروز بدن تا چیز مهمتری رو تحت الشعاع قرار بدن!:)
* اما اینی که نوشتم به معنای برتری خانمها نیست. صرفا یک صفت ذاتی درون اونهاست. برعکس من همیشه به پسرها غبطه میخورم. حالا نمیدونم اسمش واقعا شجاعت هست یا نه؟ منظورم عمل “ابراز علاقه” است. یعنی این پسرهایی که مثلا بالاخره یه فرصت گیر میارن و به یکی ابراز علاقه می کنن! اصلا بیان همین جمله ی: ببخشید خانم … میتونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟! به خصوص اگه طرف آدم مغروری باشه، من همش فکر میکنم، آخی این بنده خدا چقدر با خودش کلنجار رفته، چقدر ساعتها فکر کرده تا بالاخره بر خودش غلبه کنه و چنین کاری کنه! گاهی اوقات فکر میکنم من اگه پسر بودم و به دختری علاقه مند میشدم، اصلا محال بود بتونم مستقیما بهش ابراز کنم. که البته خوب این تصور غلطه چون من پسر نیستم پس نمیتونم خودم رو کاملا جای پسرها بذارم شاید اگه پسر بودم و میدیدم طرف مورد مناسبی هست و به قول معروف داره از دست میرم، دیگه دست دست نمیکردم و بالاخره بهش ابراز میکردم! البته اینم نمیدونم که از طرف پسرها اینکارشون به شجاعت تعبیر میشه یا یه صفت عادی مردانه؟
* همه اینها رو در نتیجه بحث امروز صبح با برادرم مینویسم که قرار بود یه مزاحم تلفنی رو دک کنه. چند وقت پیش من رفته بودم بانک که به یه حسابی پول واریز کنم. جلوتر از من یه پسره بود که چند بار اومد دم گوشم هی وزوز میکرد و چیزهایی می گفت. من خیلی جدی نگرفتم تا اینکه یکی ۲ روز بعد دیدم یه شماره ناشناس هی زنگ میزنه وقتی که برداشتم گفت من همونیم که تو بانک دیدمت و گوشیت N97 بود! در حالیکه گوشی من N81 ولی خوب خیلی شبیهن گفت که شماره ات رو از روی فرم واریز نقدی ورداشتم! یعنی من اصلا به آخرین چیزی که فکر میکردم این بود که یکی اینطوری شمارمو ورداره، اصلا تو بانک دقت نکردم!! خلاصه این همینطوری اس ام اس میفرستاد و زنگ میزد، تا اینکه شماره شو دادم به برادرم که حالشو بگیره. داداشمم زنگ زد و یه ۴ تا لیچار گفت و خلاصه تموم شد. بعدش من کنجکاو شدم و از برادرم پرسیدم تو خودت تا به حال اینکارو کردی؟ تندی گفت معلومه که نه! گفتم خوب اگه تو خیابون یا جمعی از یه دختری خوشت بیاد چیکار میکنی؟ برگشت گفت خوب تعقیبش میکنم. یا با دوستان و همکارانش دوست میشم، خلاصه مستقیما بهش نزدیک نمیشم که فکر کنه من مزاحمش هستم و این حرفا.
* البته خوب من دیدم دخترهایی که خودشون به پسرها پیشنهاد میدن و موفق هم شدن، نمونه اش مثلا این مورد. ولی خوب به طور معمول این پسرها هستند که پیشقدم میشن. بعضی وقتها هم اونها موفق نمیشن و در نطفه خفه میشه!! مثلا این کلاس رانندگی که میرفتم یه مربی جوان مرد هم داشت. البته مربی من یه دختر خانمی بودها. یه بار مربیم گفت نظرت راجع به آقای ایکس چیه؟ گفتم کی هست؟ من خیلی آدمای آموزشگاه رو نمی شناسم. فرداییش یواشکی به من نشون داد و گفت این. تازه فهمیدم ماجرا از چه قراره! گفت که این پریروز از من پرسید این شاگرد جدیدت مجرده؟ منم یه کم سر به سرش گذاشتم و فهمیدم چرا میپرسه! یه بار روزهای آخر داشتم میرفتم حضور بزنم دیدم پسره اومد جلو و همون جمله معروف: میتونم باهاتون حرف بزنم رو گفت:دی اون موقعها تابستون بود و منم تو اون آفتاب پیاده روی کرده بودم و داشتم از گرما رسما می پختم! حالا با این سوال سخت هم مواجه شده بیدم. گفتم بفرمائید… یه کم من و من کرد و آخرش نتونست و بالاخره گفت: بببخشید میخواستم بگم مربی تون امروز نیومده! خوب البته اینم نمیگفت من ۲ ثانیه دیگه تو دفتر آموزشگاه بودم و خودم میفهمیدم. منم جوری که انگار مهمترین حقیقت غیر قابل کشف جهان هستی رو به من گفته تشکر کردم و اعتراف میکنم ته دلم کلی خوشحال شدم که نتونست بگه:دی
* اینم بگم که اینهایی که واقعا عاشق یه نفر میشن، ابراز علاقه براشون سخت میشه. در عوض اینهایی که خیلی از ابراز علاقه انتظار یک رابطه طولانی مدت یا ازدواج رو ندارن معمولا راحتتر بیانش میکنن. قاعدتا باید برعکس باشه، ولی نمیدونم چرا اینجوریه!


زهرا Reply:
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۹ ب.ظ
البته خوب توهم در هر دو گروه مطرحه
میثم Reply:
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۳ ق.ظ
توهم بیداد می کنه