تن آسوده چه داند که دل خسته چه باشد؟

تو کجا نالی از این خار که در پای منست

یا چه غم داری ازین درد که بر جان تو نیست

* سعدی

۱۷ نظر

  1. مسعود ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۱:۱۰ ق.ظ

    ایام زمانه از کسی دارد ننگ *** که در غم ایم نشیند دلتنگ
    می خور تو در آبگینه چنگ **** زان پیش که آیینه آید بر سنگ

    سخت نگیرید

    مسعود Reply:

    «ایام» نه «ایم»
    (:

    ناشناس Reply:

    http://www.mortezash.blogsky.com

  2. بابالنگدراز پنج فوتی ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۷:۲۲ ق.ظ

    سلام
    مدتیه که وبتونو میخونم.علاوه بر مطالب جالب و متنوعب که مینویسین.اعتدالتون در مسائل سیاسی برام جالب بود.برخی پستهای سیاسیتون رو از آرشیو خوندم.هر چند عقایدتونو چندان قبول نداشتم.اما بی تعصبیتون جالب بود

  3. احــــــــتمال ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۹:۱۷ ق.ظ

    شعرت غمگینانه بود
    خوبی دخترم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :دی

  4. احــــــــتمال ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۹:۱۸ ق.ظ

    اینجا ما کامنت می ذاریم قبلنا یه عملیات ریاضی از خودمون در می کردیم حالا نه
    ینی همین طوری می تونیم تا دلمون م یخواد کامنت بذاریم؟؟؟؟؟؟؟/
    بعد من زیاد حرف می زنم واسه شما مشکلی پیش نمی یاد احیانا؟؟

  5. آوامین ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۱۰:۱۱ ق.ظ

    بیت قشنگی بود … خیلی …مرسی زهرا …

  6. پدرام ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    خون بلبل را نه تنها در چمن گل میخورد
    هر کجا خاریست آب از چشم بلبل می خورد
    ……
    گل من! بلبلت منم
    « مفرد »

  7. سیامک ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۱۱:۳۵ ق.ظ

    چیزی شده اینجوری محزون می نویسی؟

  8. مهرداد ۱۳۸۸-۱۱-۱۶، ۴:۰۲ ب.ظ

    کلنگ از آسمان افتاد ونشکست
    وگرنه من همان خاکم که هستم!
    درود بر شقایق گودرزی که جوانمردانه سیفون میکشید! مرگ بر رژیم لاغری دکتر کرمانی سفاک!
    بچه های خوب قبل ازخواب جیش میکنند که یه وقت فرشته ها دندوناشونو نخورن!

  9. آرام ۱۳۸۸-۱۱-۱۷، ۹:۳۴ ق.ظ

    :(

  10. شکیبا ۱۳۸۸-۱۱-۱۷، ۹:۳۷ ب.ظ

    امیدوار باش دوست من !

  11. هکر ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۱:۲۱ ق.ظ

    از آن بالا نظاره می کنی یار

    به قرآن استخاره می کنی یار

    اگر فال تو درقرآن بد آید

    قرآن را پاره پاره می کنی یار
    >
    گر تو را هست شکیب از من و امکان فراق

    به وصالت که مرا طاقت هجران تو نیست

    تو کجا نالی از این خار که در پای من است

    یا چه غم داری از این درد که بر جان تو نیست

    دردی از حسرت دیدار تو دارم

    که طبیب عاجز آمد که مرا چاره و درمان تو نیست

    آخر ای کعبه مقصود کجا افتادی

    که خود از هیچ طرف حد بیابان تو نیست . . .

  12. یلدا ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۸:۴۰ ق.ظ

    بچه تو کجا ثبت نام کردی؟! …. هفت سالگیتون مبارک… عمرتون مستدام

  13. سعید ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۱۱:۳۸ ق.ظ

    عشق دردیست به نزدیک طبیبان ، لیکن
    دردمندان همه دانند که خود درمان است

    خوشحالم از آشنایی با شما!

  14. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    سلام خانم زهرا.
    شما من را نمی شناسید.
    غرض از مزاحمت این بود که می خواستم از شما پوزش بطلبم. من چندتا از خاطرات شما را برداشتم و بدون اینکه اسمی از شما بیاورم، آنها را در وبلاگم به اسم خودم زدم.
    می دونم الان فکر می کنید که چقدر آدم پست و رذلی هستم و این کار یه نوع دزدیه. اما از کار خودم پشیمان شده ام.
    خواهش می کنم منو بخاطر این کار غیر اخلاقی ببخشید و حلالم کنید.
    موفقیت شما را از خدا خواستارم.
    خدانگهدار

  15. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    بزرگترین مشگل شما و امثال شما این است که هنوز بعد از سی سال از سقوط شاه می گذرد نرفته اید حد اقل اسلام را ظاهری بشناسید ! و باز بزرگترین اشتباه شماها این است که مسلمانان واقعی را نشاخته اید و و به دنبال ان نیز نیستید که آنها را از صدر اسلام تا کنون بشناسید و همین طور درک درستی از جهان و افریننده ان ندارید و فکر می کنید چند نفر ناراضی که ممکن است اعتراضشان هم به جا باشد امدند و چند شعار از غیض و ناراحتی دادند دیگر اینها از اسلام برگشته اند و یکی از اعجازهای این انقلاب همین است که حتی دشمنان این انقلاب برای اینکه بتوانند به مبارزه با این نظام بیایند مجبور هستند لباس دین اسلام را به تن کنند ولی خوب اینها نمی دانند که پیروان این دین این روش را چند بار تجربه کرده اند و دیگر فریب این نبرنگ انها را نخواهند خورد و خدا چه خوب گفته است که خدا دشمنانش را از احمق ها آفریده است