۱۳۸۸-۱۱-۲۱
قرارهای بدون موبایل!
* چند روز پیش، با چند از دوستام قرار داشتیم که ناهار رو بریم بیرون. بعد خوب بعضی ها تنها نبودن! مثلا خواهری دوستی، چیزی رو هم قرار بود با خودشون بیارن. تو این مدتی که جلوی پارک ساعی وایستاده بودیم، تا همه همراهان مطمئن بشن که همه همراهانشون اومدن، بیش از ۱۰ بار به همدیگه و اینور و اونور زنگ زدیم که کجایی و کجاییم و کی میرسم، و کی میرسی و چی پوشیدی و نمی بینمت و آها دیدمت و اینها، بعد داشتم با خودم فکر می کردیم که قبلنها که موبایل نبود، قرارهای مردم چطوری بود؟ یعنی چطوری همدیگه رو پیدا میکردن؟ چقدر دنبال همدیگه میگشتن؟ فکر کن مثلا اونایی که زودتر سر قرار میرسیدن، چقدر صبرشون زیاد بوده. الان تا ۳۰ بار زنگ نزنی که رسیدی؟! خیال آدم راحت نمیشه!! این تکنولوژی گاهی اوقات خلاقیت و ایضا صبر رو از آدم میگیره ها. واقعا اون قدیما آدمها چیکار میکردن؟ مخصوصا کسانی که تا حالا همدیگه رو ندیده بودن؟ آخه برپا کردن دود که خیلی عمومی بود، همه عالم و آدم خبردار میشدن! تازه این اواخر که زندگیها مدرن شده بود که نمیشد تو خیابونها دود و آتیش برپا کرد:)
* بعد خب حالا دقت کردین؟ بیش از ۸۰ درصد مکالمات موبایلی توی تهران اینطوریه: یه ربع دیگه میرسم، تو ترافیک فلانجام. اصلا محاله در طول روز، تو تاکسی ای، اتوبوسی، حتی مترویی، اینو نشنوین!
* این موبایل هم خوبه هم بد. یکی از خوبیهای بینظیرش یادآوری وقایع و کارهایی هست که باید در تاریخهای خاص انجام بدی. توی صفحه تقویم موبایل من پر از یادآوری اینجور کارهاست. از تولدها گرفته تا پرداخت قبض و بانک رفتن و … اگه کسی اینو ببینه حتما فکر میکنه من آلزایمر دارم که بدیهی ترین چیزها رو از شب قبل اونجا ثبت میکنم. جالبیش به اینه که کافیه سر اون ساعت زنگ تقویم به صدا در بیاد، بدون نگاه کردن بهش میتونم بگم کارم چی بود؟!
بدیش هم به در دسترس بودن مدامه. اینو آدم زمانی میفهمه که دیگه شارژ گوشیش تموم شده و خاموش میشه. اونوقت انگار دیگه هیچ موجودی توی دنیا باهاش کاری نداره، با خیال راحت شبها میخوابه :D


سعادت Reply:
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۲ ب.ظ
موبایل بدی هاش بیشتر از خوبی هاشه