زندگی ها و فقرهای همین اطراف

* شلوارم رو داده بودم کوتاه کنن. بعد از ظهر باید میرفتم جایی، گفتم که حتما شلوار نو رو بپوشم. وقتی رفتم خانمه گفت که زود اومدم، از دیروز سرشون شلوغ بوده، اون خانمی که شاگردش بوده یکسری کارها که خیلی سنگین نبودن رو برده خونه انجام بده، شلوار منم جز اوناست. گفت که بعد از ظهر پسرش میره دنبالشون ولی اگه عجله دارم میتونم برم خونه شاگردش شلوار رو زودتر بگیرم. منم عجله داشتم آدرس رو گرفتم. یه کم دور بود ولی خوب به هرحال پیدا کردم. وقتی وارد حیاط شدم، صابخونه شون به زیر زمین اشاره کرد و گفت خانم فلانی اینجا میشینن. بعد صداش زد. یک زن جوون اومد بیرون. ماکزیمم ۲۵ سالش میشد. عذرخواهی کرد و گفت که حالش بد بوده ، نمیتونسته بره سرکار، ولی خوب اجازه ندادن که کار رو ول کنه، یه سری کارها رو دادن که خونه انجام بده. بعد راهنماییم کرد که بریم پائین، شلوار رو همین الان کوتاه میکنه.

* پله های زیرزمین یه ۱۰ تائی میشد خیلی هم تنگ بود. داشتم با خودم فکر میکردم این بنده خداها چجوری اثاثیه شون رو بردن پائین؟ وارد خونه که شدیم من به جای خانمه کلی خجالت کشیدم. خونه شون فقط یه اتاق بود و یه آشپزخونه خیلی تنگ و کوچک. چون پنجره ای نداشت در طول روز باید لامپها رو روشن میذاشتن. با این تفاسیر خانمه اثاثیه اش رو تمیز و با سلیقه چیده بود. فقط لباسهایی که باید میدوخت همینطوری پخش و پلا وسط اتاق بود که هی به خاطر نامرتبی عذرخواهی میکرد. شروع به کار که کرد، درددلش باز شد. گفت که ۳ ساله ازدواج کردن. اوایل که عروسی کرده بودن، شوهرش سرکار میرفت و یه جای بهتر مینشستن. هر هفته گوشت و میوه میخریدن. خیلی دلم سوخت، از این حرفش فهمیدم که خیلی وقته گوشت یا میوه نخریدن:(
قبلا شوهرش تو شرکت دمپایی نیکتا کار میکرد که از بس جنس چینی ریختن تو بازار شرکتشون ورشکست شد و یه تعداد کارگر رو اخراج کرد. شوهرشم بیکار شد. اونجای قبلی کرایه اش ماهی ۱۸۰ تومن بود و خب طبیعتا از پسش بر نمی اومدن. این بود که از اونجا پا شدن اومدن اینجا. الانم اینجا که نشستن کرایه خونه و خرجی فعلا با خانمه هست و شوهرش به تازگی یه جا روزمزد کار پیدا کرده. با اینکه حقوق خانمه زیاد نبود (ماهی ۱۴۰ تومن!) بیمه هم نبود. میگفت من دیپلم کامپیوتر دارم، شوهرمم فوق دیپلم داره. قبلا توی یه آرایشگاهی کار میکردم که درآمدم خوب بود ولی خواهرشورام زیر پای شوهرم نشستن که زنی که تو آرایشگاه کار میکنه پرتوقع میشه و پررو میشه و این حرفها اونم ناچار شده اونجا رو ول کنه و بره تو این خیاطی کار کنه.

* داشتم فکر میکردم که چقدر آدم با مشکل اینطوری اطراف ما زندگی میکنن؟ اصلا چقدر نک و ناله های ما از روی ناشکریه. موقع بیرون اومدن تنها چیزی که میتونستم بگم این بود که امیدوارم شوهرش دوباره یه کار ثابت خوب پیدا کنه و زندگیشون رونق بگیره و امیدوارم تا اون موقع این فقر اذیتشون نکنه و خللی تو زندگیشون پیش نیاد..

۲۶ نظر

  1. مرضیه ۱۳۸۸-۱۱-۸، ۹:۴۸ ب.ظ

    حالا این فقر یه طرف کم شعوریه اطرافیان هم یه طرف! بگو حالا زن حسابی (خواهر شوهرا) حالا این بدبخت دیگه زیر پا شستن داشت؟ جرا ما ایرانیا یاد نمی گیریم کمتر توی زندگی دیگران دخالت کنیم؟

    ناشناس Reply:

    http://www.mortezash.blogsky.com

    A Sh Reply:

    موافقم!

  2. سیامک ۱۳۸۸-۱۱-۸، ۹:۵۱ ب.ظ

    سلام
    بله متاسفانه روز به روز هم بدتر میشه الان خیلی از مردم با این مشکلات و بیکاری مواجه هستند تازه باید منتظر برداشته شدن یارانه ها هم باشیم تازه اون زمان اوضاع جالبتر هم میشه

  3. حسام ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۱۲:۰۰ ق.ظ

    خدا کمکشون کنه. زندگی در فقر خیلی سخته. وقتی هم که آدم کاری از دستش برنیاد براشون بکنه دلش میگیره

  4. ملیکا ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۱۲:۲۴ ق.ظ

    سلام[گل]
    مژده
    پایان رسیدن انتظار برای افزایش بازدید!!!
    افزایش واقعی بازدید سایت و وبلاگ خود را به باکس انتظار بسپارید.
    برای افزایش بازدید ۱۰۰% واقعی ابتدا کد لینک باکس را در سایت یا وبلاگ خود قرار داده سپس آدرس لینک و عنوان آن را ارسال نمایید تا بلافاصله لینک شما در باکس انتظار قرار گیرد.
    باکس انتظار مجهز به سیستم شمارش تعداد کلیک ها بر روی لینک شما می باشد.
    برای دریافت کد به آدرس زیر بروید
    http://www.entezar.boxu.ir
    موفق باشید

  5. محمد ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۱۲:۳۶ ق.ظ

    به نظر من همه‌ی ماهایی که اینقدر وضعمون خوب هست که کامپیوتر و اینترنت داریم (بله، همه‌ی ما!) می‌تونیم اگر بخوایم ده درصد درآمدمون رو به طور ثابت به فقرا اختصاص بدیم. این کار می‌تونه فقر رو در ایران نصف کنه.

    ... Reply:

    مشکل فقر در ایران مشکل ساختاریه با کمک این و آن چیز زیادی عوض نمیشه کی میخواهیم از دست آوردهای کشورهای توسعه یافته عبرت بگیریم ؟
    آنجا سیاست های اقتصادی دولت ها فقر رو به حداقل رسونده
    جای بحث تخصصی و مقصل در این وبلاگ نیست ولی کلید واژه ها رو در ذهن مرور کن :
    خصوصی سازی واقعی ( نه شبه دولتی ) تنش زدایی و جذب سرمایه های خارجی، رفع انحصار قدرت و شفاف سازی قدرت سیاسی و اقتصادی …

    اینکار ها فقر رو در کشورها ریشه کن میکنه نه صدقه دادن !!

    محمد Reply:

    منافاتی ندارد، همه‌ی این‌ها مکمل یکدیگرند.
    این‌هایی که می‌گویید در ادبیات کلاسیک اقتصاد بحث شده اما در سال‌های اخیر عده‌ای استدلال کرده‌اند که این‌ها فقر را تا حد زیادی کاهش می‌دهد اما لزوماً ریشه‌کن نمی‌کند. Microfinance را جستجو کنید؛ صدقه نیست ولی قرابت زیادی با مفهوم صدقه دارد. ضمناً هزاران بنگاه خیریه در سراسر جهان وجود دارند، حتی در کشورهای توسعه‌یافته! دولت به خاطر متمرکز بودنش توانایی اطمینان از بهره بردن تمام مردم از اقتصاد را ندارد، چنان که تجربه‌ی سرمایه‌داری در بسیاری از کشورها نشان داده است. سیستم حمایتی باید توزیع شده باشد و میلیون‌ها نفر به میلیون‌ها نفر کمک کنند. البته این‌ها منافاتی با آزادسازی و خصوصی‌سازی ندارد و آن‌ها نیز قطعاً لازم هستند.
    نمی‌توان همه چیز را گردن دولت انداخت و از خود سلب مسؤولیت کرد. بارها اثربخشی کمک‌های مردمی ثابت شده است. به عنوان مثال نیمی از بودجه‌ی ساخت مدارس را در ایران خیرین مدرسه‌ساز می‌دهند (چیزی در حدود ۶۰۰ میلیارد تومان در سال).

  6. احمد ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۱:۲۷ ق.ظ

    به نظر شما کی پای اجناس چینی رو به دکشور باز کرد کی به چین امتیاز می ده تا از ایران در برابر آمریکا دفاع کنه؟ خانم این فقط گوشه ای از این خیانت آشکار به این کشور است.

    پیروز Reply:

    نزن این حرفها رو! یعنی دولت خدمت گذار؟ نه نگو! اینام انشالله در طرح مسکن مهر شرکت می کنند و قسطی خونه دار می شوند. پول قسطا رو هم از همون سود سهام عدالت می دهند. نگو!

    ... Reply:

    تازه ماهی ۱۵ تومان از هدفمند سازی یارانه ها بهشون میرسه و می تونن تورم ۴۰ درصدی سال آینده رو انشاالله جبران کنن

  7. محمدعلی ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۲:۱۶ ق.ظ

    به نظرم دادن پول شاید مشکل امروز فقیرا رو حل کنه اما فرداشون رو چی؟
    به نظرم باید کسایی که توی جامعه بالاترن، فکرشون بازتر ِ راه هایی رو می شناسن که میشه ازش پول در اورد کار درست کنن. یعنی کسایی مثل شما و من که از پول ِ اینا بهمون داده شده تا درس بخونیم و به این مردم کمک کنیم.

    البته کمن آدمایی که این طوری فکر کنن.

  8. ستاره نقره ای ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۴:۲۸ ق.ظ

    فقر اجتماعی یک طرف فقر فرهنگی هم اون طرف. اولا” که به خواهر شوهر چه که در زندگی دیگری دخالت کنه. دوما” حالا اومدیم خواهر شوهره یک چیزی گفت، مردی که در حال حاضر بیکاره و درآمدی نداره باید گوش بده؟!! بیجاره این خانم هم باید غصه بیکاری شوهرش رو بخوره هم از خواهرشوهرش حرف مفت بشنوه هم کاری که درامد کم داره انجام بده تازه شوهرش هم بهش اعتماد نداشته باشه و هرچی هرکی بگه قبول کنه.

  9. پدرام ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۱۰:۴۳ ق.ظ

    من همیشه با سه واژه زندگی کرده ام
    راه ها رفته ام
    بازی ها کرده ام
    درخت
    پرنده
    ‌آسمان
    من همیشه در آرزوی واژه های دیگر بودم
    به مادرم می گفتم
    از بازار واژه بخرید
    مگر سبدتان جا ندارد
    می گفت
    با همین سه واژه زندگی کن
    با هم صحبت کنید
    با هم فال بگیرید
    کم داشتن واژه فقر نیست
    من می دانستم که فقر مدادرنگی نداشتن
    بیشتر از فقر کم واژگی ست
    وقتی با درخت بودم
    پرنده می گفت
    درخت را باید با رنگ سبز نوشت
    تا من آرزوی پرواز کنم
    من درخت را فقط با مداد زرد می توانستم بنویسم
    تنها مدادی که داشتم
    و پرنده در زردی
    واژه ی درخت را پاییزی می دید
    و قهر می کرد
    « ا . ا »

  10. شیده ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۱:۰۱ ب.ظ

    طفلکی…

  11. عزت ، حکم، مصلحت ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۴:۰۶ ب.ظ

    ای داد بیداد ای داد بیداد

    عزت ، حکمت ، مصلحت Reply:

    خانم چرا شایعه دست میکنی !!!!! ای بابا مگه نمی دونی مملکت ما گل و بلبله تازه ۲ سال اینده به قول یه نفر (م.ا.ن) قراره تورم برسه زیر ۵ % و ۳ سال آینده حتی یه نفر بیکار نباشه (نطق در اهواز همین یک ماه پیش)

    اینکه چیزی نیست همه دنیا دارن از ما الگو میگیرن کشورها صف گرفتن تا بهشون مستشار اقتصادی بفرستیم اقتصادشون مثل ما شکوفا بشه (نطق ۲ ماه پیش)
    عجبا دیگه شایعه درست نکنی

    شعار همیشگی فراموش نشه
    مرگ بر منافق
    مرگ بر آمریکا
    مرگ بر انگلیس

  12. 301040 ۱۳۸۸-۱۱-۹، ۴:۲۷ ب.ظ

    سلام و احترام
    بنده نویسنده ی وبلاگ ۳۰۱۰۴۰ هستم که در بالای صفحه لینکم کردین.
    ضمن تشکر از لینک کردن، می خواستم بدونم شما با وبلاگ بنده از چه طریقی آشنا شدین؟
    روز به خیر

    زهرا Reply:

    سلام
    از طریق گوگل ریدر دوستان:)

    301040 Reply:

    موفق و پاینده باشین.
    تا باشن از این دوستان باشن!

  13. مونا ۱۳۸۸-۱۱-۱۰، ۹:۴۹ ق.ظ

    ممنون از انعکاس واقعیات عریان جامعه. خیلی ناراحت کننده است شنیدن این چیزها. آدم نمیدونه از شنیدن اخبار ناراحت کننده اعدامها و بیعدالتیهای این مدلی ناراحت بشه یا از شنیدن احقایق درگیر در زندگی اقتصادی مردم.

    llll Reply:

    “شنیدن اعدامها …”

    محض اطلاع دوستان باید گفت دو نفری که اعدام شدند به نامهای محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور از دوستان سبز واقعی نبودند بلکه دو تروریست عضو گروهک تروریستی نوظهور موسوم به انجمن پادشاهی بودند یعنی همون گروهی که سال گذشته در حسینیه سیدالشهدای شیراز بمبگذاری کرده بودند کلی مواد منفجره از اینهی کشف شده بود اینها اغتشاشگر معمولی نبودند

    مونا Reply:

    این ادعای حکومته و شاید اعترافات تحت زور و شکنجه خودشان. بر مبنای این فاکتور ها کسی را سر به نیست کردن نهایت عدل و عدالته نه؟ هیچ کس نباید اعدام بشه تحت هیچ شرایطی. بخصوض که آرش در زمان اتهامات وارده ۱۷ سال داشته. تو امریکا حتی زندانیهای القاعده هم اعدام نشدند.

    llll Reply:

    به پیغمبر دروغه من دیدمش خیلی بالاتر از ۱۷ داشت

  14. امیرمحمد ۱۳۸۸-۱۱-۲۳، ۷:۴۰ ق.ظ

    دلیل فقر مادیست اما دلیل جدایی خیانت و هوسبازیه توایران۹۹درصد جدایی ها به این دلیله و علتشم بی توجهی طرفین به خواسته هایه جنسی و عاطفی همدیکه است؛من۲ساله از همسرم جداشدم تواین مدت نفهمیدم دلیلشو بعداز جدایی فهمیدم۲سال بیخود منتظرش نشستم خانم عاشق کسی بودو ارتباط داشتن باهم من ساده بودم؛۰۹۳۶۵۰۷۴۵۹۸شمارمه دنبال یه همسر باوفاو مهربونم۳۲سالمه؛مرسی