<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مقصد</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/11/destination/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 15:38:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53529</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53529</guid>
		<description>این پاسخ در جواب این کامنت بود نه پست شما !

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری
برحذرباش که سر میشکند دیوارش!

دوست جوانم ! در میان هم عصران مان، شگفت انگیزتر از جناب آوینی سراغ ندارم. راه او را رفتن صبر فراوان میخواهد… آنچنان که خودش هم فرموده.

در عین حال در اینجا از استاد مطهری اسمی به میان نیامده است !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این پاسخ در جواب این کامنت بود نه پست شما !</p>
<p>ای که از کوچه معشوقه ما می گذری<br />
برحذرباش که سر میشکند دیوارش!</p>
<p>دوست جوانم ! در میان هم عصران مان، شگفت انگیزتر از جناب آوینی سراغ ندارم. راه او را رفتن صبر فراوان میخواهد… آنچنان که خودش هم فرموده.</p>
<p>در عین حال در اینجا از استاد مطهری اسمی به میان نیامده است !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نقطه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53527</link>
		<dc:creator>نقطه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53527</guid>
		<description>دلم واسه این زهراهه سوخت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلم واسه این زهراهه سوخت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53517</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53517</guid>
		<description>از کجای این پست این برداشت رو کردید که من گفتم حرفهای آوینی یا مطهری وحی منزل هستن و سایر جملاتی که در ادامه و یا قبل از اون نوشتید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از کجای این پست این برداشت رو کردید که من گفتم حرفهای آوینی یا مطهری وحی منزل هستن و سایر جملاتی که در ادامه و یا قبل از اون نوشتید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53514</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53514</guid>
		<description>میشه یک مقدار صریح تر بفرمایید که اون بیت اولی مخاطبش کیه ؟
 به نظر من اون مخاطب یاداشت های قبلی پیدا شده است و دارد خودشو معرفی میکند 
و با این کار میخواهد بگوید که من به دنبال پرواز نیستم و حاضرم دنیای شما را ویران ببینم و حتی با سر شکستن! اما دنیای خودم را آباد کنم ! و نه تنها نمی خواهم پرواز کنم بلکه چند دستی به آبادی این جهان مادی مشغولم و قرار هم نیست انگار از این سرای فانی عبور کنم 
و دوم اینکه آثار شهید اوینی که قرآن و وحی منزل نیست و فرمایشاتش از معصوم صادر نشده است که !
سید بودنش در جای خود محترم و شهید بودنش در جای خود عزیز و سید شهیدان اهل قلم بودنش هم در جای خودش بسیار عالی و دارای ارج و قرب اما 
زبان نقد اگر به طور سالم به کار گرفته شود آثار او را بیشتر اثر بخش تر میکند همان طوری که نقد هر اثری سنگینی و قابلیت توجه و ارایه نظر را در مورد آن اثر نشان میدهد 
و همین طور نگاه نقد به آثار افراد نشانه اهمیت آن اثار است نه نفی آنها 
اما در مورد یک بخشی از این متن که چون ما میخواهیم پرواز کنیم باید بعد از پرواز ما ؛ دیگر زمین را ویرانتر بخواهیم !  این منطق خیلی شبیه تخریب کنندگان برجهای تجارت جهانی امریکاست 
حالا شما میخواهی به این روش پرواز کنی باید دنیای دیگران را هم ویران کنی ! شما به این نتیجه رسیدین که پرواز کنید اما منی که به نتیجه شما نرسیده ام باید دنیایم را به دست شما ویران ببینم؟! 
چنین منطقی در مکتب شهادت حضرت امام حسین هم دیده نمی شود !
امام حسین (ع) شب عاشورا چراغ ها را خاموش می کند و می گوید اینهابا من کار دارند هر کس می خواهد برود آزاد است !
حتی در روز عاشورا باز می گویند اجازه بدهید من از کشور اسلامی بروم ! اما لشکریان یزید مانع میشوند و حتی با عقاید شیعه امام حسین می توانستند با تصرف در عالم تمام لشکریان یزید را نابود کنند و به یاران خود با این کار اضافه کنند اما این کارر ا هم نکردند و اجازه دادند جریان روند طبیعی خود را طی کند !
و تازه توجه به عمران آبادی دنیا عین توجه به آبادی آخرت است 
آنچه که در اینجا به نظر من مورد توجه شهید آوینی بوده است این بوده است اگر قرار است که من پرواز کنم چه بهتر که از دنیای خودم هر چه دارم هزینه کنم نه از دیگران بگذارید دیگران هر چه می گویند بگویند اما من جان و مال و آبروی و همه چیز خودم را برای فدا کردن به میدان می اورم و تقدیم دوست می کنم !
نه برخی مدعیان امروز که برای به کرسی نشاندن چند دروغ ؛ جان و مال و آبروی و همه چیز مردم را بازی چه می خواهند  و نه تنها حاضر نیستند از مملکت اسلامی خارج شوند بلکه حاضرند همه را از کشور اسلامی بیرون کنند و شده باشد با اقلیتی در این زمین خاکی دنیاداری کنند! ابزارهای این کار را هم که فکر میکنم شما بهتر بلدید !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میشه یک مقدار صریح تر بفرمایید که اون بیت اولی مخاطبش کیه ؟<br />
 به نظر من اون مخاطب یاداشت های قبلی پیدا شده است و دارد خودشو معرفی میکند<br />
و با این کار میخواهد بگوید که من به دنبال پرواز نیستم و حاضرم دنیای شما را ویران ببینم و حتی با سر شکستن! اما دنیای خودم را آباد کنم ! و نه تنها نمی خواهم پرواز کنم بلکه چند دستی به آبادی این جهان مادی مشغولم و قرار هم نیست انگار از این سرای فانی عبور کنم<br />
و دوم اینکه آثار شهید اوینی که قرآن و وحی منزل نیست و فرمایشاتش از معصوم صادر نشده است که !<br />
سید بودنش در جای خود محترم و شهید بودنش در جای خود عزیز و سید شهیدان اهل قلم بودنش هم در جای خودش بسیار عالی و دارای ارج و قرب اما<br />
زبان نقد اگر به طور سالم به کار گرفته شود آثار او را بیشتر اثر بخش تر میکند همان طوری که نقد هر اثری سنگینی و قابلیت توجه و ارایه نظر را در مورد آن اثر نشان میدهد<br />
و همین طور نگاه نقد به آثار افراد نشانه اهمیت آن اثار است نه نفی آنها<br />
اما در مورد یک بخشی از این متن که چون ما میخواهیم پرواز کنیم باید بعد از پرواز ما ؛ دیگر زمین را ویرانتر بخواهیم !  این منطق خیلی شبیه تخریب کنندگان برجهای تجارت جهانی امریکاست<br />
حالا شما میخواهی به این روش پرواز کنی باید دنیای دیگران را هم ویران کنی ! شما به این نتیجه رسیدین که پرواز کنید اما منی که به نتیجه شما نرسیده ام باید دنیایم را به دست شما ویران ببینم؟!<br />
چنین منطقی در مکتب شهادت حضرت امام حسین هم دیده نمی شود !<br />
امام حسین (ع) شب عاشورا چراغ ها را خاموش می کند و می گوید اینهابا من کار دارند هر کس می خواهد برود آزاد است !<br />
حتی در روز عاشورا باز می گویند اجازه بدهید من از کشور اسلامی بروم ! اما لشکریان یزید مانع میشوند و حتی با عقاید شیعه امام حسین می توانستند با تصرف در عالم تمام لشکریان یزید را نابود کنند و به یاران خود با این کار اضافه کنند اما این کارر ا هم نکردند و اجازه دادند جریان روند طبیعی خود را طی کند !<br />
و تازه توجه به عمران آبادی دنیا عین توجه به آبادی آخرت است<br />
آنچه که در اینجا به نظر من مورد توجه شهید آوینی بوده است این بوده است اگر قرار است که من پرواز کنم چه بهتر که از دنیای خودم هر چه دارم هزینه کنم نه از دیگران بگذارید دیگران هر چه می گویند بگویند اما من جان و مال و آبروی و همه چیز خودم را برای فدا کردن به میدان می اورم و تقدیم دوست می کنم !<br />
نه برخی مدعیان امروز که برای به کرسی نشاندن چند دروغ ؛ جان و مال و آبروی و همه چیز مردم را بازی چه می خواهند  و نه تنها حاضر نیستند از مملکت اسلامی خارج شوند بلکه حاضرند همه را از کشور اسلامی بیرون کنند و شده باشد با اقلیتی در این زمین خاکی دنیاداری کنند! ابزارهای این کار را هم که فکر میکنم شما بهتر بلدید !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53510</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53510</guid>
		<description>ای که از کوچه معشوقه ما می گذری 
برحذرباش که سر میشکند دیوارش!

دوست جوانم ! در میان هم عصران مان، شگفت انگیزتر از جناب آوینی سراغ ندارم. راه او را رفتن صبر فراوان میخواهد... آنچنان که خودش هم فرموده.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای که از کوچه معشوقه ما می گذری<br />
برحذرباش که سر میشکند دیوارش!</p>
<p>دوست جوانم ! در میان هم عصران مان، شگفت انگیزتر از جناب آوینی سراغ ندارم. راه او را رفتن صبر فراوان میخواهد&#8230; آنچنان که خودش هم فرموده.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53496</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53496</guid>
		<description>با سلام 
پرواز را به خاطر بسپار !
پرنده مردنی است!
www.mortezash.blogsky.com</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
پرواز را به خاطر بسپار !<br />
پرنده مردنی است!<br />
<a href="http://www.mortezash.blogsky.com" rel="nofollow">http://www.mortezash.blogsky.com</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/11/destination/comment-page-1/#comment-53487</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7637#comment-53487</guid>
		<description>واا!! چه ربطی داره گروهبان؟ :دی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واا!! چه ربطی داره گروهبان؟ :دی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

