شد؟

شد من یه بار یه چیزی رو ازت بخوام و تو هم بدون قید و شرط و مصلحت و حکمت و اینها برآورده اش کنی؟
نه واقعا شد آقای خدا؟!

بعدشم فکر نکن که من حالا حالاها ازت ناامید بشم. همینطوری که تو تا حالا ازم نشدی و هی باز داری امتحانم می کنی با اینکه بارها و بارها رد شدم. منم که میدونی، لجباز قهاری هستم.

۴۰ نظر

  1. خدا ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۲:۲۲ ب.ظ

    چته حالا خودتو از وسط دوتا کردی یه شوهر از من خواستی منم بهت گفتم حالا زودته بعدا” یه خوبشو بهت میدم این دیگه اینقدر کولی بازی نداره

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    خیلییییییییی ممنونم:)))))) چقدر زود جواب دادین :دی

    جواب به این نظر

    هکر Reply:

    هک http://www.mihanblog.com/blog/post/index شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    جواب به این نظر

  2. اوخ ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۳:۰۰ ب.ظ

    حالا از کجا میدونی که خدا مرد هست که بهش میگی آقای خدا ؟ شاید خدا زن باشه تو از کجا میدونی بهش بگو خانم خدا

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    چون در قرآن بیشتر با ضمایر مذکر ازش یاد شده

    جواب به این نظر

    Amer Reply:

    لطف دارین

    جواب به این نظر

  3. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۳:۱۰ ب.ظ

    با سلام این امتحان که پیش رو داری به ظاهر سخته اما خیلی راحت است مثل نوشتن
    سهل ممتنع !
    اما شدنی !
    هر چه داری من به تو دادم
    هر وقت هم بخوام میگیرم
    تو هم نمی تونی خیلی کاری بکنی !
    مثل کاری که بزرکترها با بچه ها شون می کنند
    اسباب بازی واسه بچه هاشون میخرند و می دهند و بعد انو به قیمتهای بالایی ازشون میخرند و بچه هم فکر میکنه واقعا اون مال خودشه و بعد با پدر و مادرش شروع میکنه چانه زدن ! هی قیمت رو بالا می بره و باز بابا مامان اون رو قبول میکنند و دوباره همون چیزی که قبلا پولشو داده اند دوباره با رضایت و لبخند چند برابر پول شو به بچه می دهند
    و بچه هم فکر میکنه خیلی خوب فروخته و احساس برد میکنه ! شاداب هستند هم بابا مامان و هم بچه
    این همان لبخند خداست !

    جواب به این نظر

  4. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۳:۱۲ ب.ظ

    حالا از کجا معلوم خدایی وجود داشته یاشه و ما سرکار نباشیم
    هان
    میگوین خدا به اون مثابه هست که میشه وسعت رنجهات رو توش ببینی
    ولی من قبولش ندارم
    از کجا معلوم موسی وجود داشته باشه
    از کجا معلوم عیسی وجود داشته باشه
    ازکجا معلوم محمدی در کار باشه

    اه خدا پس تو کجایی پس چرا نمیبینمت

    هان

    اون جوری که قبلا گفتن تو اگه بدی میدیدی یه عذاب میفرستادی
    یه پیامبر میفرستادی …..برای خودت شده بودی عین جوونای لات سر سینه ت
    رو باز میزاشتی تا همه پشمهای سینت رو ببینن

    ولی حالا چی اگه هم باشی شدی عین پیرمردهای پیزوری!!!

    من باهات شوخی ندارم خیلی خیلی جدیم

    این همه دجال هستن ولی تو به عضو شریفتم نیست……….ککتم نمیگزه

    خدا نکنه ضعیف شدی
    نکنه بیخیال شدی
    نکنه از ما نامید شدی
    یا نه
    نکنه نبودی و نبوده باشی……………………………….

    به نظر من خدایی وجود نداره

    اگه وجودداشته باشه باید بگم خیلی تنبله…………………………

    جواب به این نظر

    مهدی Reply:

    با سلام
    دوست عزیز
    خوب خیلی خوب شد یعنی عالی شده می بینید که وقتی اون کلمات تکراری که حذ ف کردین متن تون کلی تغییر کرده است البته هنوز همشو حذف نکردین بعد که میایین برای نوشتن این کار رو بیشتر انجام بدین یعنی سعی کنید از کلمات هم معنی و متفاوت استفاده کنید
    بعد این ساده نویسی رو بیشتر رعایت کنید و همین طور در مورد چیزهایی که نویسنده داره و همین طور نویسنده های غدری هم مخصوصا تو کشور ما داره سعی کیند با احتیاط بنویسین مثلا همین خدا و سوالات مربوط به اون دیگه کشورما اینقدر زیاد هستند که نگو و نپرس تازه سایت هم زده اند و دارند جوا ب می دهند
    و من فکر میکنم شما بیایین اون چیزی که خانم اچ بی زده اند شما یه چیزی در این زمینه و مایه بزنین مثلا شما هم دعا کنین دعاهای شما متن خوبی برای این موضوع هست
    ویا در مورد تجربه خودتون در مورد دعا بنویسین و یا از تجارب دیگران در مورد دعا بنویسین
    و همین طور آثار مثبت و منفی دعا بنویسین
    مثلا دعا در میان سایر ادیان چه جوری هست ؟ اونهایی که اصلا خدا و دیانت سرشون نمیشه چه جوری دعا میکنند ! با دعا چه جوری کنار میان و یا با دعا چه جوری برخورد میکنند ! مثلا اونها هیچ وقت به فکر درخواستی نمی افتند ؟ که وقتی مشگلی داشته باشند که هیچ کسی نباشه باهاش مطرح کنند ؟
    سعی نکن چیزهایی که دیگران نوشته اند و پاسخ هم داده شده تکرار کنی و بعد اینجا زیاد محل بحث های خیلی عمیق فلسفی و ینیادی نیست همه میان یه چیزی بخونند و نظر بدهند و بروند و تو ذهن شون تلنگری بخورد و همین طور رضایت خاطر بدست بیاورند نه اینکه دنبال نویسنده راه بیافتند که چه مسائلی داره و یا انو پیدا کنند بهش کلاس عقاید بزارند
    کوتاه بنویس البته این اوایل کار هست کم کم اونو بیشتر کن و همیبن طور مفهومی تر بنویس و همین طور از دیگران سعی کن به مناسبت نقل و قول کنی و تو تکمیل مطلب استفاده کن تا حرف تون رو به دیگران به خوبی برسونی و دلیل حرف خودتون باشه
    در مورد چیزهایی بنویس که دیگران فکر میکنید کم به اون توجه می کنند یا فقط تجربه خودتونه یا تجربه دیگران است که اگر بقیه مطلع بشند براشون خوبه !
    در کل نسبت به گذشته خیلی بهتر شده و من فکر میکنم خیلی بهتر هم میشه
    موفق باشین

    جواب به این نظر

  5. یلدا ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۴:۱۶ ب.ظ

    شاید یه روزی یه جایی از آقای خدا تشکر کردی به خاطر اینکه دعای امروزتو برآورده نکرد … شاید … مطمئن نیستم!

    جواب به این نظر

  6. افسرده ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۴:۲۰ ب.ظ

    زهرا وقتش رو بیشتر کن منظورم پستهای سیاسیته نمی دونی وقتی پست سیاسی میذاری من چقدر شاد میشم
    نیاز به خنده داریم اساسی :)

    جواب به این نظر

  7. افسرده ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۴:۲۹ ب.ظ

    واقعا عجیبه
    چی ؟
    الان واست میگم
    بعضی از مسلمون ها وقتی با خداشون حرف میزنن انگار با بچه همسایه حرف میزنن بهش میگن ” تو ” و با ادبیات تهاجمی باهاش گفتمان میکنن

    ولی همین ها وقتی با پیغمبر و امامان و حاکمان صحبت میکنن جرات ندارن بگن ” تو ” چه برسه با ادبیات تهاجمی باهاشون حرف بزنن

    حالا یه بدبخت غیر مسلمونی مگه جرات داره درباره پیغمبرشون سوالی بپرسه و خونش حلال نشه ؟

    عجیب نیست ؟ این جماعت ، پیغمبر و مخصوصا امامانشون و حتی حاکمانشون رو تا درجه خدایی بردن بالا و خدا رو تا درجه انسانی آوردن پایین !!!!!

    جواب به این نظر

  8. غزاله ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۷:۱۱ ب.ظ

    منم بعضی وقت ها جرات نمی کنم برای خواستن چیزی از خدا زیادی اصرار کنم. می ترسم اون چیزی که من می خوام به صلاحم نباشه و با اصرار بی موردم همه چیز رو خراب کنم. واسه همین همیشه میگم خدایا هر جوری که خودت صلاح می دونی عمل کن!

    جواب به این نظر

    نقطه Reply:

    اگه خودت واقعا بخوای بهش میرسی اون حرفها (صلاحم نباشه) هم باد هواس میترسی پس بهش نمیرسی به همین سادگی!

    جواب به این نظر

    غزاله Reply:

    این در صورتیه که تصور کنیم ما آدم ها از ظاهر و باطن هر چیز و همچنین از عواقب بعدی رخ دادن اون اتفاق خبر داشته باشیم اما این طور نیست و دید ما خیلی محدود تر از این حرف هاست. به نظر من خدا مثل کارگردانی می مونه که می دونه هر تغییر کوچیک تو هر پلان از زندگی آدم ها چطور می تونه سناریو زندگی رو عوض کنه

    جواب به این نظر

  9. رها ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۹:۰۹ ب.ظ

    سلام
    از اینجا به وبلاگم سر زدند!!!
    شما؟

    جواب به این نظر

    برهان Reply:

    زهرا آقاهه پرسیده شما؟
    چرا خودتو معرفی نمی کنی بهش ؟
    شاید شوهر باشه هه هه هه هه
    خیلی باحال بود

    جواب به این نظر

    مهدی Reply:

    با سلام
    بنده امدم
    اسلام علیک یا ابی عبدالله
    اقا چه میشود که به رهایی بخوانی ام
    آقا چه میشود که به سلامی رسانی ام
    من مانده ام به راه تو چشم انتظار تو
    آقا چه میشود که به نگاهی نشانی ام

    تا کی دلم خوش است عطر تو با من است
    تا کی اشکم روان که چشم تو با من است
    تا کی بگویمت بیا تا ببینمت
    آخر دلم خوش است عشق تو با من است

    م.ش.شهیدا

    جواب به این نظر

  10. برهان ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۹:۲۲ ب.ظ

    از من می پرسی بهت میگم خدا وجود داره
    وقتی بچه بودیم ننه جان قصه تعریف میکرد میگفت یکی بود یکی نبود به جز خدا هیچکس نبود ………..

    برهان فلسفی از این دقیق تر ؟

    جواب به این نظر

    برهان Reply:

    من ۱۰۰ بسته ۱۰۰ تایی اسکناس ۱۰۰ دلاری $$$$$ میخوام یعنی خدا بهم میده ؟
    شاید داد وقتی اینهمه سردار سپاه میلیاردر شدن چرا من میلیونر نشم ؟
    اونها از خدا خواستن تقوا داشتن خدا بهشون داد
    میرم تقوا پیشه کنم خدا بهم میده زهرا خانم تو هم تقوا داشته باش خدا میرسونه

    جواب به این نظر

  11. مسعود ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۹:۵۹ ب.ظ

    حالا هی تند تند پست بفرست که اون پست شوهر خواستنت دو دره بشه!! دلت بسوزه ما فهمیدیم که خیلی تو کف یه شوهری!!

    جواب به این نظر

    نقطه Reply:

    dیکی از مورداش هم آهستانه

    جواب به این نظر

  12. شهرزاد ۱۳۸۸-۱۰-۱۹، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    این نیز بگذرد.. ;-)

    جواب به این نظر

  13. سیامک ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    salam

    bavar kon darkaste man jedi bud va aslan gasde shoki va mezah nadashtam kamelan sadeganeh

    جواب به این نظر

    مهدی Reply:

    گروهبان ؛ xXx ؛ سیامک ؛ برهان ؛ افسرده ؛ مسعود و……..
    بهت نمی اد که تو این وسط بدون کارهای مقدماتی و آداب و رسوم و چهار چوب های شرعی و قانونی و اخلاقی از این حرف ها میزنی !
    بهت گفتم که جواب نمیشنوی چون پسر عموشو دوست داره ! نگرفتی !
    غیر مستقیم بهت قبلا گفتم ! باز نیافتاد؟

    جواب به این نظر

    برهان Reply:

    ای ناقلا نکنه تو پسر عموشی ؟!

    جواب به این نظر

    برهان Reply:

    نمی دونم دیگرانی که اسم آوردی سیامک و گروهبان و افسرده و حامد یکی هستن یا نه ولی از خودم مطمئنم من همین یکی هستم IP ام با دیگران یکی نیست اگه بود زهرا زود تر از تو لو میداد.
    من دیگه اینجا کامنت نمی ذارم هرچی هم گذاشتم فقط برای مزاح بود.
    خوش باشین بای بای

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    با سلام
    من نگفتم اینجا نیایین و نخونین و پیام نذارین و لی خوب شما اگه حرفی خارج از مسائل مطرح شده تو وبلاگ می خوایین مطرح کنین اول می تونین اونو اول از طریق ائمیل ایشون که تو بالای وبلاگ درج شده به ایشون بنویسین و از این طریق این نوع مطالب رو به ایشون منتقل کنین اگر ایشون لازم دونستند حتما جواب میدهند و اگر هم نه که نیازی به اصرار بیخودی از طریق پیام گذاشتن نیست
    فکر میکنم همه مون ازاین رویه شما رضایت کافی نداشته باشیم فکر می کنم و امید وارم منظور خودمو رسونده باشم و البته خانم اچ بی در انتخابشون آزاد هستند ! من فقط نظر خودمو نوشتم

    جواب به این نظر

    گروهبان فلفلی Reply:

    اگه اینجا کلی کامنت میزارین تا حیثیت گروهبان رو زیر سوال ببیرین باید بگم=
    کووووووووووووور خوندین!

    ناشناس Reply:

    بادرود و سلام
    گروهبان عصبانی نشو !
    ما دوستت داریم !
    باور کن !
    فقط یه نکته اخلاقی رو خواستم بگم والا کی به شما جسارت کرد
    خودم حساب همه چی دستم هست!
    پایدار باشید

  14. نیایش برای صلح ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۱:۱۵ ق.ظ

    خداوندا !
    مرا وسیله صلح خویش قرار ده
    آنجا که کین است ؛ بادا که عشق آورم
    آنجا که تقصیر است ؛ بادا که بخشایش آورم
    آنجا که تفرقه است ؛ بادا که یگانگی آورم
    آنجا که خطا است ؛ بادا که راستی آورم
    آنجا که شک است ؛ بادا که ایمان آورم
    آنجا که نومیدی است ؛ بادا که امید آورم
    آنجا که ظلمات است ؛ بادا که امید آورم
    آنجا که غمناکی است ؛ بادا که شادمانی آورم
    خداوندا !
    بادا که بیشتر در تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
    در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
    در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
    چه با دادن است که میگیریم ؛
    با فراموشی خویشتن است که خویشتن را بازمی یابیم
    با بخشودن است که بخشایش به کف میآوریم ؛
    با مردن است که به زندگی بر انگیخته می شویم

    جواب به این نظر

  15. مهدی ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۴:۵۵ ق.ظ

    به نام خدا
    خدایا!
    چه کسی شیرینی دوستی و محبت تو را چشیده و از ان زده شده تا به سمت فرد دیگری برود ؟ چه کسی به تو نزدیک شده و از انس و هم صحبتی با تو خسته شده تا به دنبال انیس و مونس دیگری بگردد؟
    خدایا !
    مارا هم در میان کسانی جا بده که برای نزدیک شدن به خودت راهی پیش رویشان باز کرده ای ؛ ما را هم در شمار کسانی بگذار که برای محبت خود برگزیده ای و برای دوستی با خود ؛ در نظر گرفته ای
    خدایا !
    تو دل بعضی ها را مشتاق دیدار خود می کنی و آنان را به خواست و قضای خودر ا راضی و خشنود می کنی و آن گاه مژده ی رضایت و خرسندی خود را به آنان میدهی ؛ خدایا دل مارا هم تشنه ی دیدار خود کن .
    خدایا !
    مشتاقان دیدار خود را از هجران امان میدهی و اجازه میدهی به تو ؛ به چهره سراسر نور و کرامت تو چشم بدوزند و از تماشای حسن تو غرق لذت شوند ؛ خایا به ما هم این اجازه را بده و این لذت را بچشان .
    خدایا !
    تو این دسته را در جایگاهی در جوار خود می نشانی و امکان شناخت خود را به آنان میدهی و شایستگی پرستش خود را به آنها می بخشی و دلهایشان را می بری و همه ی دغدغه ها را ؛ جز فکر تماشای حسن آفریدگار ؛ از جان و تنشان دور می کنی .
    خدایا !
    تو دلهای این دسته را برای عشق به خودت از هر علاقه و تعلقی رها می کنی و آن را مشتاق و دلتنگ می کنی ؛ دلتنگ آنچه پیش توست . خدایا ! تو یاد خودرا در دلهایشان زنده نگه می داری و توانایی سپاس گزاری به آنان می بخشی و آنها را مشغول اطاعت از خود می کنی .
    برداشت ازاد از مناجات خمس عشره حضرت امام سجاد (ع)( مناجات المحبین ) ( مناف یحیی پور )

    جواب به این نظر

  16. شوهر ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۴:۵۵ ق.ظ

    آخه خدا منم آدمم, من که باهات صحبت کرده بودم.

    جواب به این نظر

  17. shazde ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۱۱:۵۰ ق.ظ

    ajaba , khodaya hamash ye diroozo goftam vasat lavashak nemikharam vasat zarar dare har rooz har rooz lavashak mikhori bebin che koli bazi mikone , baba emropz ham vasat lavashak mikharam ham tamre hendiye torshe torsh , aberoo nazashte vasam jelo daro hamsaye , khoda joon to azash nashnide bigir , taghsire khodame ye khorde loos baresh avordam vagarna dokhe badi nist :D

    جواب به این نظر

  18. علیرضا ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۵:۵۹ ب.ظ

    من هم مثل تو و خیلی های دیگه مرتب رد میشم.
    اما یه سئوال ته ذهنم مونده.
    خدا نمیدونه من و تو رد میشیم؟؟؟؟؟
    اگه نه ، پس چرا بهش میگیم خدا؟؟؟؟
    اگه آره ، چرا مرتب امتحان میکنه نکنه به دونستنش شک داره؟؟؟

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    خنگی دیگه !
    خدا میخواد شما قبول شی !
    تا مدرک مرتبه بالاتر از ایمان و یقین رو بهتون به ده !
    اما ما به همین داشته هایی که فکر میکنیم خیلی هم خوبند چسبیدیم !
    هم معرفت خودمون رو بالا نمیبریم !
    و هم خودمون رو اماده نمی کنیم که اون مدرک بالا رو بهمون بدن!
    و همین طور مرتب گند می زنیم !!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  19. ابلیس ۱۳۸۸-۱۰-۲۰، ۱۰:۴۲ ب.ظ

    راست میگه بابا مرده. من از نزدیک دیدم.

    جواب به این نظر

  20. مهدی ۱۳۸۸-۱۰-۲۱، ۱۱:۰۱ ق.ظ

    و این لجبازیِ دل‌چسب . . .

    جواب به این نظر

  21. خدا ۱۳۸۸-۱۰-۲۵، ۹:۱۷ ب.ظ

    ……..
    شد من یه بار یه چیزی رو ازت بخوام و تو هم بدون قید و شرط و مصلحت و حکمت و شرط و شروط و اینها به اش عمل کنی ؟
    نه واقعا شد خانم اچ بی ؟!

    بعدشم فکر نکن که من حالا حالاها ازت ناامید بشم. همینطوری که تو تا حالا ازم نشدی داری امتحانم می کنی ؟ با اینکه بارها و بارها رد شدی ! . منم که میدونی هی ارفاقت کردم ، و چشم هارو به خیلی چیزا بستم ! و تو هم هی لجبازی کن !
    اما من خیلی صبور تر از اونی هستم که فکر میکنی !
    ……….

    جواب به این نظر

  22. خدا ۱۳۸۸-۱۰-۲۶، ۳:۰۷ ق.ظ

    …….
    مگه چی بهت کم دادم
    پدر و مادر خوب که بهت داده ام!
    برادر و خواهر خوب که نداده ام که داده ام !
    سلامتی در حد خودش خوب بهت داده ام !
    بهترین ذهن رو بهت داده ام بهترین دانشگاه آوردمت ! بهترین رشته درسی رو بهت راهنمایی کردم بیایی!
    این همه پسر خوب تو همون دانشگاه برات ردیف نکردم که کردم !
    از همه رشته ها و همه شهر ها و همه کشورها از دانشجو بگیر تا استاد! از پولدار بگیر تا فقیر ! از خوشگل تا بد گل ! از شهری بگیر تا روستایی !
    خودت نخواستی من چیکار کنم !
    و حالا یکی رو هم خودمون برات فرستادیم
    این طوری برخورد می کنی !
    این چه حرفی بود که به جوون مردم گفتی !
    : ((مثل اینکه وضعت خیلی خرابه ؟!))
    اگر خرابه ؛ خرابه خودته !
    ایکاش خراب من بود !
    اون وقت کلی تحویلش میگرفتم !
    واسش دسته دسته گل تو راهش می گذاشتم
    خوب دیگه عقلش نمیرسه !
    به خاطر همین حالشو گرفته ایم اساسی!
    خوب دیگه! یه مدتی گفتیم بیاد پیش شما ! یه مدتی دوست داشتن رو تمرین کنه !
    و هم تو رو یه امتحان اساسی بکنیم !
    آخه یه مدتی خیلی خوش بحالت میشه و فکر میکنی همه این ها از خودته!
    تواین وبلاکت خیلی داری به این اون کلاس میزاری !
    ببینم چقدر مرد میدان هستی !
    این هم که اومده از خودمونه !
    غریبه نیست !
    ما به او اسرار عشق آموختیم !
    ما به دستش داغت عشقت را زدیم ! ما برای تو جدایش کرده ایم !
    ما قبای عشق بهرش دوختیم !در دلش شور صفا انداختیم!

    جواب به این نظر

نظر شما