۱۳۸۸-۱۰-۲۱
جوانهای امروز، جوانهای دیروز
با دوستم نشسته بودیم توی اتوبوس. دوستم داشت میگفت که رفته دکتر پوست، یه کرم بهش داده برای اینکه جای جوشهای صورتش بره و پوستش صاف و یکدست بشه. گفتم کرم رو چند خریدی؟ گفت ۱۱۰ هزار تومن! گفتم مگه حجمش چقدره؟ گفت زیاد نیست و کرم رو از توی کیفش درآورد و نشونم داد. خانم مسنی که روبروی ما نشسته بود، برگشت گفت: اصلا شما دخترهای امروزی رو نمی فهمم! شماها حاضرین ۱۱۰ هزارتومن بدین، یه کوفتی رو که نمیدونین توش چی ریخته شده رو بخرین و بزنین به پوستتون، اونوقت حاضر نیستید، ورزش کنید، خوب غذا بخورید. غذاهای درست و حسابی بخورین که بدنتون بهتر کار کنه و دچار این مرضهای عجیب و غریب نشید.
دوستم گفت: چیکار کنم حاج خانم؟ غذاهای الان چربه، آدم زیاد جوش میزنه. خانم مسن گفت: خوب چرا از روغنهای حیوانی استفاده نمی کنین که برای بدن فایده هم دارن! مثل روغن گاو. دوستم گفت: اوه اوه، حاج خانم، روغن گاو بخورم که بدنمم چربی میگیره. خانم مسن گفت: خوب مشکل شماها همینه دیگه. ماها سن شماها که بودیم همه چی میخوردیم. اون موقع رژیم و این مدل قرتی بازیها که الان مُده نبود. ولی چاق هم نمیشدیم. شماها ورزش نمی کنین. اصلا فعالیتی ندارین. ما باید برای غذا درست کردن میرفتیم هیزم پیدا می کردیم. گاز هم که نبود. برای پخت و پز و سر زدن به غذا باید هی میرفتیم توی حیاط روی آتش. شیرآب که توی خونه نبود. برای شستن ظرفها و لباسها هم باید میرفتیم رودخونه، یا اگه شانس داشتیم چاه آب. اینطوری نبود که لباسا رو بدیم به ماشین و ظرفها رو هم بندازیم تو سینک ظرفشویی. برای هرچی باید مسافتی میرفتیم و فعالیتی میکردیم. غذاهایی که میخوردیم، اینقدر شیمیایی نبود. همه چیزو باید خودمون میساختیم یا طبیعیشو از این و اون میخریدیم. اینطوری بود که سرزنده تر از شماها بودیم. الان من وقتی وارد اتوبوس شدم، اون دختر خانم پا شد که بشینم عذاب وجدان گرفتم، چون شما جوونهای امروزی شکسته تر از ماهائید. اینهمه کار می کنید، اینهمه می دوید، اونوقت آخر ماه نصفشو باید بدین که خودتون رو تعمیر کنید، نصف باقیشم که تو ترافیک و شلوغی و کرایه و غذا مذاهای مصنوعی و آماده خرج میشه.
دیدم راست میگه خوب:)


Sir Alex Kordan Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۶ ب.ظ
احتمالا نماینده ولی فقیه در وبلاگ زهرا باشند