۱۳۸۸-۱۰-۲
خدا هنوز دوستم داره
هوس لیمو شیرین کرده بودم بدجور. ولی توی یخچال نبود. گفتم شبیه ترین میوه بهش پرتغال هست، رفتم سروقتش. در کمال تعجب دیدم که تو این پرتغالهایی که دیشب خریدم ۲ تا دونه لیمو شیرین هم هست. یکمی امیدوار شدم که خدا هنوزم من رو دوست داره و فهمیده بود، دلم برای لیمو شیرین تنگ شده و اینطوری میخواست پیغامش رو به من برسونه! الان که یادم میاد، تامسونها رو از یه دست فروش خریدم، از اینهایی که کنار خیابون روی یه گاری محصولشون رو میفروشن. دیروقت بود، همه تند تند داشتن رد میشدن، کسی از پیرمرد خرید نمی کرد. قیافه اش خیلی خسته و سرمازده بود. فکر کنم اون فروشندهه واسطه اش بود. اگه حوصله داشتم می رفتم پیداش میکردم که ازش بپرسم خدا پیغام دیگه ای واسم نداشت؟ بعدشم میگفتم که اشکالی نداشت اگه عمدا توی تامسونها لیمو شیرین ریخته بود. تصادفا منکه خیلی بهم چسبید.


morteza Reply:
دی ۳م, ۱۳۸۸ at ۳:۴۷ ق.ظ
دمت گرم اینو خوب اومدی ولی سعی کن با استدلال اول مسئله رو برا شون توضیح بدهید و به راه حل از راه دل و قلب برسید