<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: ننوشتن</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 15:38:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: Maryam, Me &#38; Myself</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51999</link>
		<dc:creator>Maryam, Me &#38; Myself</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51999</guid>
		<description>زهرا جونی چرا توی آدرس بار عکس نمیذاری؟ انقد باحاله! من الان یاد گرفتم :دی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زهرا جونی چرا توی آدرس بار عکس نمیذاری؟ انقد باحاله! من الان یاد گرفتم :دی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: گروهبان فلفلی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51998</link>
		<dc:creator>گروهبان فلفلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51998</guid>
		<description>بهتر نیست دیگه  حرفهای سیاسی رو تموم کنید این وبلاگ دیگه مثل سابق سیاسی
نیست 
اگه میخواید حرفهای سیاسی بزنید 
خب برید یه سر به وبلاگ های اهستان  یا تلخ مثل عسل بزنید که از 2 تفکر 
سیاسی مختلفن
به نظر شما بهتر نیست؟
البته شما مختارید هر کاری کنید  من فقط پیشنهاد دادم
همین!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بهتر نیست دیگه  حرفهای سیاسی رو تموم کنید این وبلاگ دیگه مثل سابق سیاسی<br />
نیست<br />
اگه میخواید حرفهای سیاسی بزنید<br />
خب برید یه سر به وبلاگ های اهستان  یا تلخ مثل عسل بزنید که از ۲ تفکر<br />
سیاسی مختلفن<br />
به نظر شما بهتر نیست؟<br />
البته شما مختارید هر کاری کنید  من فقط پیشنهاد دادم<br />
همین!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فانوس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51997</link>
		<dc:creator>فانوس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51997</guid>
		<description>با سلام
بعضی وقتا سکوت هایی هستند که خیلی حرف توی خودشون دارن.

لطفا یک سری به فیس بوک بزنید
با احترام
شریفی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
بعضی وقتا سکوت هایی هستند که خیلی حرف توی خودشون دارن.</p>
<p>لطفا یک سری به فیس بوک بزنید<br />
با احترام<br />
شریفی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51993</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51993</guid>
		<description>.......................</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51992</link>
		<dc:creator>سید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51992</guid>
		<description>http://news.siavashon.ir/7527.html
تخلیۀ اجباری مسجد قبای شیراز و حوزۀ علمیۀ ابوصالح(عج) از نمازگزاران و طلاب

بنا بر گزارش سیاوشون به نقل از شاهدان عینی در ادامۀ تعرض و اعتراضات گروهی از لباس شخص ها به مسجد قبا(آتشیهای سابق) محل اقامۀ نماز جماعت آیت الله سید علی محمد دستغیب از مراجع تقلید ساکن در شیراز، امشب پس از اقامۀ نماز مغرب و عشاء بدستور شورای تأمین امنیت استان فارس این مسجد از نمازگزاران،طلاب ودیگر اصحاب مسجد تخلیه شد.این امر در حالی صورت گرفت که بعداز اقامۀ نماز جماعت مغرب و عشاء آب،برق،گاز و تلفن این مسجد و همچنین حوزۀ علمیۀ ابوصالح (عج)قطع گردید.

بنابر گزارش خبرنگار سیاوشون نمازگزاران درپی کسب تکلیف از آیة الله دستغیب که اکنون در تهران بسر می برند،ایشان بر مبنای پرهیز از هرگونه ایجاد تنش و لزوم رعایت صبر و بردباری خواهان ترک مسجداز سوی حاضران شدند.بدین شکل نمازگزاران و طلاب حوزه علمیه در کمال آرامش این مکان را تخلیه کردند.

از سوی دیگر گروه لباس شخصی ها که در خیابان شهید آیة الله دستغیب در مجاورت مسجد قباجمع شده بودن از سوی نیروی انتظامی به سمت شاهچراغ هدایت شدند تا نمازگزاران مزبور بتوانند بدور از هرگونه تنشی مسجد را ترک کنند. 

شنیده ها حاکی از آن است که آیت الله دستغیب که در چند روز گذشته در تهران بسر می بردند؛امروز قصد مراجعت به شیراز را داشتند که از سفر برگشت ایشان ممانعت بعمل آمده است. همچنین گزارشهای بدست آمده حکایت از قطع تلفن همراه در آن منطقه می کند. 

لازم بیادآوری است که مسجد قبای شیراز یکی از پایگاه های اصلی اعزام نیرو به جبهه ها در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق در شیراز بوده است و شهدا و مجروحین بسیاری در جنگ تحمیلی از اصحاب این مسجد و طلبه های آیت الله دستغیب بودند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://news.siavashon.ir/7527.html" rel="nofollow">http://news.siavashon.ir/7527.html</a><br />
تخلیۀ اجباری مسجد قبای شیراز و حوزۀ علمیۀ ابوصالح(عج) از نمازگزاران و طلاب</p>
<p>بنا بر گزارش سیاوشون به نقل از شاهدان عینی در ادامۀ تعرض و اعتراضات گروهی از لباس شخص ها به مسجد قبا(آتشیهای سابق) محل اقامۀ نماز جماعت آیت الله سید علی محمد دستغیب از مراجع تقلید ساکن در شیراز، امشب پس از اقامۀ نماز مغرب و عشاء بدستور شورای تأمین امنیت استان فارس این مسجد از نمازگزاران،طلاب ودیگر اصحاب مسجد تخلیه شد.این امر در حالی صورت گرفت که بعداز اقامۀ نماز جماعت مغرب و عشاء آب،برق،گاز و تلفن این مسجد و همچنین حوزۀ علمیۀ ابوصالح (عج)قطع گردید.</p>
<p>بنابر گزارش خبرنگار سیاوشون نمازگزاران درپی کسب تکلیف از آیة الله دستغیب که اکنون در تهران بسر می برند،ایشان بر مبنای پرهیز از هرگونه ایجاد تنش و لزوم رعایت صبر و بردباری خواهان ترک مسجداز سوی حاضران شدند.بدین شکل نمازگزاران و طلاب حوزه علمیه در کمال آرامش این مکان را تخلیه کردند.</p>
<p>از سوی دیگر گروه لباس شخصی ها که در خیابان شهید آیة الله دستغیب در مجاورت مسجد قباجمع شده بودن از سوی نیروی انتظامی به سمت شاهچراغ هدایت شدند تا نمازگزاران مزبور بتوانند بدور از هرگونه تنشی مسجد را ترک کنند. </p>
<p>شنیده ها حاکی از آن است که آیت الله دستغیب که در چند روز گذشته در تهران بسر می بردند؛امروز قصد مراجعت به شیراز را داشتند که از سفر برگشت ایشان ممانعت بعمل آمده است. همچنین گزارشهای بدست آمده حکایت از قطع تلفن همراه در آن منطقه می کند. </p>
<p>لازم بیادآوری است که مسجد قبای شیراز یکی از پایگاه های اصلی اعزام نیرو به جبهه ها در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق در شیراز بوده است و شهدا و مجروحین بسیاری در جنگ تحمیلی از اصحاب این مسجد و طلبه های آیت الله دستغیب بودند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رسول</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51987</link>
		<dc:creator>رسول</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51987</guid>
		<description>گاهی اوقات دچار این مشکل شدم...
آخرش هم بی خیال نوشتن و حتی گاهی فکر کردن دربارش شدم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی اوقات دچار این مشکل شدم&#8230;<br />
آخرش هم بی خیال نوشتن و حتی گاهی فکر کردن دربارش شدم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مسعود</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51986</link>
		<dc:creator>مسعود</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51986</guid>
		<description>ولی خیلی وقت ها هم هست که فقط با نوشتن حالت بهتر میشه...فقط نوشتن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ولی خیلی وقت ها هم هست که فقط با نوشتن حالت بهتر میشه&#8230;فقط نوشتن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51985</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51985</guid>
		<description>کاملا موافقم ... حالت سختی است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاملا موافقم &#8230; حالت سختی است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صادق</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51984</link>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51984</guid>
		<description>سلام زهرا خانوم میخواستم اگه راضی باشین و اجازه بدید از هدر اول سایتتون استفاده کنید 
لطف کند من رو در جریان بگزارید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام زهرا خانوم میخواستم اگه راضی باشین و اجازه بدید از هدر اول سایتتون استفاده کنید<br />
لطف کند من رو در جریان بگزارید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: گروهبان فلفلی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/10/non-writing/comment-page-1/#comment-51983</link>
		<dc:creator>گروهبان فلفلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=7301#comment-51983</guid>
		<description>دکتر=سلام! کسی اینجا هست؟ اگه صدای منو میشنوی سرت رو تکون بده
کسی اینجا نیست؟ اها میدونم حالت بده.میتونم دردت رو ساکت کنم ودوباره سرپات کنم.اروم باش!یه چیزایی رو باید بهم بگی.اول از چیزای اصلی
.کجات درد میکنه؟


پینک=دردی که ندارم. داری ازم دور میشی.توی اون دور دورا یه کشتی رو میبینم.تو داری ازمیون  موج ها میای.لب ها تکون میخوره ولی نمیفهمم چی میگی.بچه که
بودم یه بار تب کردم.دستام عین 2 تا بادکنک شده بودحالا دوباره اونجوریم
نمیتونم توضیح بدم.نمیفهمی.این اونجوری نیست که الان هستم
من.....به طور لذت بخشی کرخت شدم.


دکتر=باشه...فقط یه سوزن کوچولو.همین یه دفعه اس .....اااخ
شاید یکم حالت بهم بخوره.میتونی بلند شی؟صد در صد جواب میده
میتونی پاشی.بلند شو الان وقت رفتنه...............


پینک=دردی که ندارم.داری دور میشی.توی اون دور دورا یه کشتی میبینم
تو از میون موج ها اومدی.لب هات داره تکون میخوره ولی نمیفهمم چی میگی
بچه که بودم یه بار یه لحظه از گوشه چشمم نگاه کردم
برگشتم که کامل ببینمش ولی رفته بود.
نمیتونم نشونت بدم
بچه هه دیگه بزرگ شده.رویا تموم شده.
من.............به طور لذت بخشی کرخت شدم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دکتر=سلام! کسی اینجا هست؟ اگه صدای منو میشنوی سرت رو تکون بده<br />
کسی اینجا نیست؟ اها میدونم حالت بده.میتونم دردت رو ساکت کنم ودوباره سرپات کنم.اروم باش!یه چیزایی رو باید بهم بگی.اول از چیزای اصلی<br />
.کجات درد میکنه؟</p>
<p>پینک=دردی که ندارم. داری ازم دور میشی.توی اون دور دورا یه کشتی رو میبینم.تو داری ازمیون  موج ها میای.لب ها تکون میخوره ولی نمیفهمم چی میگی.بچه که<br />
بودم یه بار تب کردم.دستام عین ۲ تا بادکنک شده بودحالا دوباره اونجوریم<br />
نمیتونم توضیح بدم.نمیفهمی.این اونجوری نیست که الان هستم<br />
من&#8230;..به طور لذت بخشی کرخت شدم.</p>
<p>دکتر=باشه&#8230;فقط یه سوزن کوچولو.همین یه دفعه اس &#8230;..اااخ<br />
شاید یکم حالت بهم بخوره.میتونی بلند شی؟صد در صد جواب میده<br />
میتونی پاشی.بلند شو الان وقت رفتنه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p>پینک=دردی که ندارم.داری دور میشی.توی اون دور دورا یه کشتی میبینم<br />
تو از میون موج ها اومدی.لب هات داره تکون میخوره ولی نمیفهمم چی میگی<br />
بچه که بودم یه بار یه لحظه از گوشه چشمم نگاه کردم<br />
برگشتم که کامل ببینمش ولی رفته بود.<br />
نمیتونم نشونت بدم<br />
بچه هه دیگه بزرگ شده.رویا تموم شده.<br />
من&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.به طور لذت بخشی کرخت شدم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

