۱۳۸۸-۱۰-۱۹
کابوس؛ و مهمترین آرزوی دخترها!
* یکی از بدیهای دورانی که آدم تو زندگیش فشارهای زیادی رو تحمل میکنه دیدن خوابهای عجیب و غریب هست. حداقل من که اینطوریم. هرچی استرس بیشتری داشته باشم، خوابهای اجق وجقتری هم می بینم. این کابوسها هم دقیقا نقطه ضعف من رو هدف میگیرن. یعنی همون چیزهایی که تو دنیای واقعی ازشون میترسم، به بدترین شکل تو خوابم ظاهر میشن. حالا از این شخصیتهای دیو افسانه ای ببینم ناراحت نمیشم که!
دیشب خواب دیدم من در شرف ازدواج هستم ولی پدرم پیداش نبود. در واقع تو خواب نزدیکیهای مراسم عقد من بود ولی بابام رفته بود با یه دختر دانشجویی که سنش حتی از منم کمتره فرار کرده بود و یه هفته ای هم رفته بودن ماه عسل! دیگه خودتون حدس بزنین حال مامان و سایر اعضای خونه رو. بعدش حالا من بیشتر از اینکه از اینکار بابام ناراحت باشم، داشتم فکر میکردم که این موضوع رو چطوری مخفی کنم؟ یا چه دروغی در باب غیبت بابام به همسر آینده ام بگم که پررو نشه! یعنی مثلا اینطوری نشه که اونم ۲ روز دیگه بعله و بعدش بهانه بیاره که دیدی بابای خودت رو و اینا! فقط خدا میدونه که تو این خوابه چقدر برای حل این مشکل به وجود اومده تقلا میکردم. از یه طرف از پدرم انتظار نداشتم و از طرف دیگه میگفتم حالا که پیش اومده چیکار کنم. خلاصه وضعیت خیلی وحشتناکی بود. طفلک بابای من اصلا تو این خطها نیست:)
* وای گفتم ازدواج؟ دیروز تو اتوبوس هفت تیر یه ماجرای خیلی بامزه پیش اومد. اتوبوس هنوز حرکت نکرده بود. ۴ تا دختر سمت خانمها نشسته بودیم و سمت آقایون هم تقریبا پر بود که ۷-۸ تا پسر جوان شیطون باهم وارد شدن. در همین لحظه یه گدا که پسر جوونی بود، هم از سمت آقایون وارد اتوبوس شد. به مدت چند دقیقه سمت آقایون شروع به حرف زدن کرد که از شهرستان اومده و پول بلیط نداره و هرکسی که میتونه بهش کمک کنه، ولی هیچکدوم از آقایون بهش توجهی نکردن ولی سمت خانمها که اومد هر ۴ تامون یه مقدار بهش کمک کردیم.
گداهه با صدای بلند گفت که ایشالا شما ۴ تا دختر به هر آرزوی مهمی که دارین برسین که پسرا جواب دادن: شوهر آقا، شوهر! گداهه هم که روش باز شده بود با صدای کاااملا موذیانه ای گفت ایشالا همین امروز یه شوهر خوب واسه شون پیدا شه و خوشبخت بشن! آقایونم همه زدن زیر خنده:دی این دختره که کنار من نشسته بود، حرصش گرفت برگشت گفت: آقا اون ۲۰۰ تومنی رو پس بده!:)) پسرا فوری گفتن: ای بابا. پسش ندی ها، منظورش اینه که ۳ بار پشت سرهم دعا کن که شوهر کنن! گداهه که دید دختره جدیه برگشت گفت: واسه شما ایشالا تو درست موفق بشی، بعدا ایشالا شوهر خوب کنی، بعد تندی شروع کرد به پائین رفتن از اتوبوس که دختر کناریم دوباره گفت: حالا ما کمکت کردیم ولی لازم نیست دیگه پررو بشی و عین لمپنها حرف بزنی و متلک بگی. گداهه عذرخواهی کرد و بازم شروع به دعا خوندن کرد که یکی از پسرا دوباره برگشت گفت: ای بابا حالا چقدر عجله داری؟ همین الان که نمیشه، دیدی که آقا گفتن ایشالا امروز شوهر کنی، باید تا آخر روز صبر کنی دیگه!! یکی از آقایون برگشت گفت که زشته و صلوات بفرستید. ولی تا آخر مسیر این پسرای تخس هی بلند بلند با هم حرف میزدن که خدایا شانس بده، هرکدوم ۵۰ تا تک تومنی دادن، امروز شوهر میکنن، امروز کدوم ۴ نفر بدبخت میشن و … :))
والا برای من که دیروز اتفاقی نیفتاد واسه اون ۳ تای دیگه نمیدونم:D


محمدامین Reply:
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۹ ق.ظ
با سلام
نظرسنجی برای انتخاب محبوبترین چهره ها در بین مردم
http://www.whopopular.com/Ayatollah-Sayyid-Al
اطلاع رسانی کنید
جواب به این نظر