زندگی در مرکز طوفان

* یکسری چیزها هی دارن لا به لای این اخبار سیاسی گم میشن. یه نمونه خیلی مهمش رو میگم. بیکاری جوانهای تحصیل کرده. من عزمم رو جزم کردم بوده که توی شمال دنبال کار بگردم مخصوصا استان گیلان و اگه کار دولتی گیر آوردم، کار و زندگیم رو توی تهران رها کنم و بیام اینجا زندگی کنم. راستش از تهران خسته شدم. دیگه اصلا اونجا احساس آرامش نمی کنم. آدم وقتی میاد شهرستان تازه میبینه زندگی توی تهران انگار زندگی در مرکز  طوفانه و شهرستانها چقدر آرومن. اما این مدت چیزی که دیدم انبوه جوونهای بیکار و تحصیل کرده است که هی از این اداره به اون اداره میرن و نتیجه ای هم نمی گیرن. یا خیلی کم نتیجه میگیرن. دیگه خوتون میدونین دیگه که پارتی و فامیل آشنا چه نقش مهمی اینجور مواقع داره. من به هرکس که میگم میگن نقد رو به هوای نسیه ترک نکن. ولی من هنوز منصرف نشدم.

* این چند روزه همش با خودم میگم کاش من قدرتی داشتم و یا کاره ای بودم که اقلا یه عده از این هم سن و سالهای خودم رو سر و سامون میدادم و یه کار خوب براشون جور میکردم. مطمئنا هیچکس دلش نمیخواد توی غربت زندگی کنه اگه تو شهر و سرزمین خودش امکانات کاری به عدالت تقسیم میشد. بماند که استان گیلان از نظر صنعتی هم خیلی ضعیفه. این بنده خداها یا به مشاغلی تن میدن که ربطی به رشته شون نداره و یا اینکه راهی شهر شلوغی مثل تهران میشن. اونوقت مدام تو رسانه ها میگن تهران داره هرروز شلوغتر میشه و خیابانهاش قفل میشه و …

* یکی از چیزهایی که این چند روزه ذهن منو مشغول کرده تاسیس اینهمه دانشگاههای مختلفه. مثلا توی همین شهر کوچیکی که مامان بزرگم اینها هم زندگی می کنن الان هم دانشگاه آزاد تاسیس شده، هم پیام نور و هم جامعه علمی کاربردی. خوب اینها فارغ التحصیل بشن باید چیکار کنن؟ با خودم میگم بهتر نیست دولت به جای اینها، شغل ایجاد کنه؟ منفعتش برای جامعه بیشتر نیست؟ فعلا همینهایی که فارغ التحصیل شدن بیشترشون بیکارن. یعنی من اگه چشمی بخوام بگم از هر ۱۰۰ تا فارغ التحصیل توی استان گیلان فوقش یکی شون سرکار رفته باشه. بقیه شون یا مجبورن به مشاغل دیگه تن بدن یا اینکه مثل من راهی یه شهر غریب بشن. در حالیکه شاید توی یه سیستم اداری سالم خیلی از اینها موفق بشن سرکار برن.

* این موضوع همونقدر که تکراریه، همونقدر هم براش فکری نمیشه. شاید ما جوونهای نسل بدی هستیم یعنی درست همون نسلی هستیم که تعدادمون زیاده. نمیدونم

۳۴ نظر

  1. 1Tanha ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۳:۵۸ ب.ظ

    سلام
    کاملا” درست می‌فرمایین…

    1Tanha Reply:

    من هر وقت دانش‌آموزام رو تشویق می‌کنم به خوب درس خوندن و ادامه تحصیل، توی ذهن خودم این ناراحتی رو دارم که آخه الان خیلی‌ها هستن که تحصیلات خوبی دارن ولی متاسفانه توی یه کار خوب استخدام نمی‌شن… اما خب شرایط هم که همیشه یکسان نیست و تغییر می‌کنه.

    هکر Reply:

    خیاطی «امیر کبیر»

    دوخت انواع چادر، مانتو، روسری و مقنعه

    ناشناس Reply:

    توسعه ناموزون نتیجه اش همینه دیگه همه چی رو جمع کردن تو تهران آنوقت مگر توشهرستان قابلیت های توسعه شکوفا میشه
    هر کس بخواد در شهرستان رشد کنه باید روی پای خودش بایسته ! بخش خصوصی کهبه نوعی باز به تهران وصل باشه چون خدمات شو تهران باید بفروشه
    در مورد بخش کامپیوتر باید یک فرصتهایی هست نظیر راه اندازی کافی نت ؛ کیم نت ؛ فروشگاه نرم افزار و سخت افزار و خدمات اینترنتی …زمینه فراهم است
    مگر اینکه با سایت های خارجی کار کنید که آن هم نیاز به رابط خارجی دارید.

  2. م......... ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۴:۲۳ ب.ظ

    زهرای عزیز

    مطلب خوبی بود و خق با شماست
    اما اگر حساب کنی
    یک ادم با سواد از بی سواد بهتر هست
    حالا شغل رو هم می شه جدا از مدرک انتخاب کرد

    یعنی فعلا راهی برای خیلی ها نیست

    حتی منی که کارم ازاد هست
    مشکلاتی دارم
    مثل زیاد شدن دست
    یعنی مغازه داره اینقدذر زیاد شدن
    که حالا به هر کدوم درامد کافی مثل دوره قبل از ما نمی رسه

    درست یادم هست برای نسل قبل از ما هر که می رفت توی کار ازاد موفق می شد
    اما حالا

    ۱۰ به ۱ هست

    و اگر پول داشته باشی که هزنیه کنی خب بیشتر دوام میاری

    موفق باشی زهرای عزیز

  3. امین ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۴:۲۹ ب.ظ

    با سلام.شما به گم شدن روزمرگیها در سیاست شکایت کردید ولی در ادامه نوشتار خودتان به این بی برنامگی ها وتاسیس دانشگاهای جورواجور انتقاد کردید.ناخواسته شما به یک بنیان ویا نهاد سیاسی است که منتقد می شوید واین نه به دلیل خواست شما وعمل شما که ماهیتا سیاسی باشد است بلکه بدلیل همان سایه سیاست بر امورات دیگر است پس در ممالک اینچنینی شما برای فهم و زندگی معمولی از راه سیاست می گذریدومقصودم این است که در یک چنین شرایطی واقعیت این است که شما آگاهانه از امور سیاسی اگاه شوید هم برای ارامش خود در تحصیل امور وهم برای کنترل متصدیان سیاسی برای اصلاح امور واگر ان سایه سیاست امروز انقدر گسترده وگستاخ شده که بر همه چیز ما کار دارد بدلیل لاقیدی وبی مسولیتهای اولیه است که نسلی پیشتر انجام داده اگر ما هم متفاوت باشیم همین اشتباه را در قبال ایندگان کرده ایم .پس بی انکه نیاز به عمل سیاسی به معنای حرفه ای باشد حتما نیاز به شعور سیاسی است.

    یه نفر Reply:

    ای منافق ای انگلیسی ای خائن !!!!
    ای فتنه گر ای ملحد ای کافر ای مرتد ….. بازم بگم ؟ دییییییییییییییی

  4. علیرضا ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۴:۴۹ ب.ظ

    سلام
    زندگی در تهران غیر از محیط طوفانی اش از دیدگاه من زندگی در کارگاهیست که تمام هفته را کار میکنی و بعد در آخر هفته در همان کارگاه به خواب میروی تا خستگی آن هفته ات را به در کنی.
    اما آنطور فکر میکنی رشت از طوفان دور نیست.
    لا اقل برای من و تو که از طوفان اصلی کمی دور شده ایم و اینجا بدور از طوفان مرده ایم در روزمرگی.
    راستی با آمار ۹۹% بیکاری در رشت مخالفم.
    اینجا بیکاری با معیارهای جهانی در حدود ۵۰ درصد است و نه بیشتر. البته اگر با معیارهای دولت جاهلمان سنجیده شود شاید خیلی کمتر از اینها باشد.

    مرتضی Reply:

    ” دولت جاهلمان …”
    توهین کار بی ادب هاست

  5. میم نقطه ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۴:۴۹ ب.ظ

    مشکل ماییم…ما نسل اواسط دهه ۶۰!

    :(((

  6. رسول ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۶:۳۰ ب.ظ

    منم الان که میخوام سال بعد فارغ التحصیل بشمف می ترسم… تازه دو سال هم باید برم سربازی.. همه اینا به کنار…
    به هر حال آدم نباید از کار عاری داشته باشه… فعلا” که اگه کاری هم به جز استخدامی و اینجور چیزا باشه و بشه باهاش یه لقمه نون حلال دراورد و یه زندگی رو چرخوند، کافیه…
    من که خودم الان کارایی که میکنم هیچ ربطی بهرشته ام نداره…
    راستی برای چندمین بار ازتون دعوت میکنم به وبلاگ حقیر این بنده حقیر هم با دیده حقارت سری بزنین…

  7. shazde ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۶:۵۲ ب.ظ

    khob azize delam ma daneshgah misazim ta too voroode nirooye kare javoon be jamee vaghfe ijad konim , ba in kar hame az dam hatta oon khengesham ye daneshgahi mire va 4,5 sali vaghfe ijad mishe , ma adatemoon shode in kar , ma tasmim migirim baraye rafe moshkele emroozemoon na moshkelate fardao fardahamoon . gilan az laaze moghiyate kari eftezahe vase hamin in hame javoon azash mohajerat mikonan , rasti qazvin chetore khanoomi ? ta oonja ke yadame va age eshteba nakonam ammat qazvine , qaz ham moghiyate karish nesbat be gilan behtare ham az tarafe dige ham be paytakht nazdike ham be rasht nazdike , ye sar be qaz bezan , age moghiyate kari didam hatman khabarate mikonam , ba shenakhti ke az tavanaiyat daram motmanenam har jai beri ghaboolet mikonan, ishalla movafagh mishi khanooam , shad zi golam

  8. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۶:۵۳ ب.ظ

    یکی از لذت های بزرگ زندگی در کشوری مثل ایران به نظر من اینه که همش تو طوفانی و به قول خودت تهران مرکزشه .
    زندگی بین این همه ادم که نمیدونی کدومشون دارن راست میگن فوق العادست
    دیدن این همه چیزهای شیزوفرنیک با کلی ادم شیزو که کلن برای دیوانه کردنت بسن
    یادمه یکی از دوستان میگفت من توی استرلیا زندگی میکنم و زندگی اونجا برات ارومه
    و تو تقریبا از دنیا بی خبری .وکلی با این حرفش حال میکرد.
    ولی من بهش میخندیدم چون به نظر من یکی از بزرگترین نعمت های خدا رئ از دست داد. تهران یا شایدم ایران شباهت وحشتناکی به صحنه تئاتر داره تنها فرقش اینه
    که تماشاگر نداره چون همه بازیگرن و جالبتر اینه که همه نقشاشون نقش منفیه
    و ما این وسط نقش مثبت نداریم و انقدر هم خوبن که ادم نمیدونه که به کدومشون
    سیمرغ بلورین اهدا کنه!!! .
    هممون هم دیگر رو اموی میدونیم و خودمون رو نعوذ بالله .روم به دیوار.حسین(ع)
    میدونیم .در حالی که ما هنوز بچه تر از اونیم که حتی یزید بشیم.
    به نظر من رستگار شدن بین این همه دیوانه سادیسمی مازوخیستی جلبکی
    که من شدیدا علاقه زیادی بهشون دارم ارزش بیشتری داره

    حالا از کجا معلوم من خودم ازشون دیونه ترم…………………..

    هر نوع سو تفاهم رو با هر جهت گیری سیاسی رو تکذیب میکنم
    وبا خاطیان و تهمت زدگان شدیدا بر خورد خواهد شد.

    حتی شما دوست عزیز!!!!!

    soha Reply:

    ۱۵۹
    سلام گروهبان
    اول از خنده غش کردم !!
    ولی نوشته هات من رو به فکر وا دشت!!!

  9. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۷:۱۳ ب.ظ

    راستی زهرا تو گفتی اونجا

    مگه الان شمالی ناقلا!!!!!!

    اگه شمالی جای ما هم زیارت کن

    سلاممون رو هم به اقا برسون!!!!!!!!!!!

  10. محمد ۱۳۸۸-۱۰-۸، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    به نظر من دولت توی هیچی دخالت نکنه بهتره! (از منظر اقتصادی می‌گم نه سیاسی) یعنی من با این نظر شما که «دولت بیاد شغل ایجاد کنه» مخالفم! دولت فقط فضا رو برای کسب و کار آسان بکنه (http://www.doingbusiness.org/EconomyRankings/) و کارآفرینانی که خیلی‌هایشان فارغ‌التحصیلان دانشگاه هستند شرکت تأسیس کنند و نیرو استخدام کنند.
    خود ما الان در حال تأسیس شرکت هستیم! البته خیلی کار سختیه ولی شیرینه و آدم ازش لذت می‌بره (حداقل به روحیه‌ی من می‌خوره).
    شما تا حالا به این گزینه فکر کردید؟ به روحیه‌تون می‌خوره؟ بالاخره مؤسسات گیلانی هم نیاز به نرم‌افزار دارند. الان نرم‌افزارشان را از کجا می‌خرند؟ آیا به مشاور امنیت نرم‌افزار نیاز ندارند؟

  11. حامد ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    حالا مشکلات کاری و کار پیدا کردن به کنار
    اما فکر میکنم برای یه مهندس کامپیوتر مثل شما تو شهر خودتون بشه راحت کار گیر اورد
    شاید خودتون زیاد دنبالش نرفتید
    البته من از اوضاع کاری اونجا که خبر ندارم
    ولی این جایی که من زندگی میکنم با اینکه شهر کوچیکیه اما برای یه مهندس مخصوصا کامپیوتر همیشه جایی برای استخدام و کار هستش

  12. +++++++ ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    سلام همشهری

    الحمدلله

  13. یاسی ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱۲:۱۷ ق.ظ

    ظاهرا کلا شما توی باغ نیستی!

  14. حمیدرضا ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱۲:۳۵ ق.ظ

    دنیا آشوب شده و بلوا شما پست گل و سنبل می زنید؟ انتظارم از شما این نبود متاسفم

  15. پیوست ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱:۴۸ ق.ظ

    امروز سوار اتوبوس محلی تبریز به آذرشهر شدم. از دیدن اون همه دانشجوی غیربومی که به دانشگاه های کوچیک توی مسیر می رفتند تعجب کردم. واقعاً این همه دانشجو کار مرتبط با رشته شون پیدا می کنند؟ اصلاً واسه این دانشجوها استاد داریم؟

  16. eve ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۹:۳۷ ق.ظ

    http://www.youtube.com/watch?v=VAaPnAQDHhU&feature=youtu.be&a

    زهرا خانوم یه لینک اون بالا گذاشتی از همون نقل می کنم که اینو چطوری توجیه می کنی؟

  17. منصور ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱:۲۵ ب.ظ

    وب سایت تفکر برانگیزی دارید. امیدوارم اوضاع آنطور که باعث خوشحالیتان می شود جریان داشته باشد. خوشحال می شوم اگر به خانه مجازی کوچک من هم سری بزنید.

  18. داریوش کبیر ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱:۲۵ ب.ظ

    یکیش خودم. سرماه نشده حقوق مارو میدن ولی از بس کار نداریم حوصله م سر رفته میخوام دنبال جایی باشم که ازم کار بکشن!

  19. محمد ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۱:۳۲ ب.ظ

    تو توی غربت غریبی ما تو شهر و خونه خودمون

  20. عباس ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۳:۳۷ ب.ظ

    اصولا دانشگاه درست کردن خیلی آسون‌تر از شغل ایجاد کردنه. به هر حال شغل ایجاد کردن کلی فکر بیشتر می‌خواد که خیلی کار سختیه و کلا حسش نیست! در نتیجه دانشگاه می‌سازیم و هی دانشگاه می‌سازیم و حتی گنجایش رو از شمار داوطلب‌ها هم بالاتر می‌بریم تا:

    - تحصیل همیشه چیز خوبیه. مهم نیست استاد داریم یا نه. مهم نیست امکانات و فضای آموزشی مناسب هست یا نه. نفس عمل مهمه که چیز خوبیه!

    - طبق تعریف «بیکار»، دانشجو بی‌کار حساب نمی‌شه. بفرما! دیدی آمار بی‌کاری رو هم آوردیم پایین؟ حالا بگین ما بد!

    - بعدشم حالا کو تا چهارسال دیگه که اینا بیان بیرون. تا اون موقع خدا کریمه. ما هم که نیستیم. وظیفه ما پایین آوردن آمار بیکاری بود که آوردیم!

  21. عباس ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۳:۵۷ ب.ظ

    ولی خارج از طنز و شوخی، مشکل خیلی از عزیزان فارغ التحصیل اینه که خیــــلـــــی تنبل و راحت‌طلب هستن. دوست دارن لیسانسو که گرفتن استخدام بشن، پشت یه میز بشینن، هر روز چندتا کاغذ امضا کنن، سر ماه حدود یک و نیم میلیون تومن حقوق دریافت کنن و اینطوری بگذره.

    من دارم دانشگاه اصفهان درس می‌خونم که «مثلا» یه دانشگاه نسبتا معتبره تو کشور. آمار بگیرید ببینید چند درصد از بچه‌های رشته‌های فنی-مهندسی می‌دونن چه‌جور کارایی می‌تونن بعد از تموم شدن درسشون انجام بدن. فقط بلدن بنالن از نبودن شغل دولتی. و فقط بلدن بگن آره یه عده آقازاده حق ما رو می‌خورن و ما بدبخت بیچاره‌ایم بی‌کاریم.

    فقط دیدن یه جنبه و کوبیدن تو سر دولت خوب نیست. بهترین دولت هم نمی‌تونه نامه بفرسته در خونه‌ها که تو رو خدا بیاین میزتون آماده‌س پشتش بشینین. اونم دولتی به عرض و طول دولت ما که چارت سازمانیش رو رو کاغذ چاپ کنیم چندصد متر مربع کاغذ لازم داریم.

  22. مریم ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۷:۰۲ ب.ظ

    زهرا جان واقعا موضوع خوبی رو طرح کردی
    تو استان گیلان بازار کار وحشتناکتر از اون چیزیه که از دور می بینی!
    پارتی بازی هم دیگه مثل سابق نیست، مثلا ۱۰ تو آزمون ورودی یه سازمانی قبول شده بودن که ۶ تا شون پارتی داشتن، حالا بین اینها مسابقه سر این بود که پارتی کدومشون قویتره! (اینی که گفتم عینا تو رشت دیدم)
    جا تو سفت بچسب خواهر!

  23. حماد ۱۳۸۸-۱۰-۹، ۸:۱۶ ب.ظ

    “”این چند روزه همش با خودم میگم کاش من قدرتی داشتم و یا کاره ای بودم که اقلا یه عده از این هم سن و سالهای خودم رو سر و سامون میدادم و یه کار خوب براشون جور میکردم.”"

    به این جمله خودت فکر کردی؟ فکر نمی کنی بتونی همچین کاری بکنی؟

    من فکر می کنم با توجه به سواد و تجربه خوبی که داری می تونی یک کسب و کار مستقل برای خودت دست و پا کنی و چند جوون بیکار رو هم مشغول کنی. مثلا یه شرکت.

    این طور فکر نمی کنی؟

  24. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۱۰، ۱۲:۱۸ ق.ظ

    از آدمای نون به نرخ روز خور خیلی بدم میاد. آبروی هرچی دانشجو و تحصیل کردست بردی. کشته شدن آدما و زندانی شدن آدمایی که تفکرشون ۱۰۰ برابر من و تو ارزش داره ارزش این رو نداشته و نداره که لااقل حرکت یک سری وحشی درنده رو محکوم کنی؟؟؟ البته میگند شمالیها اصولا آدمای بی غیرتی هستند اما استثنائاتی هم داشته که تو جز اونا نیستی.
    دکتر شریعتی

    رهگذر Reply:

    یارو! تو یه دونه بی این که ت..شو داشته باشی حداقل اسمتو بنویسی برای مردم تکلیف تعیین می‌کنی؟ باغیرت؟!

  25. لیلی ۱۳۸۸-۱۰-۱۰، ۱۲:۳۵ ق.ظ

    من سه ساله که فارغ التحصیل شدم.
    کار توی تهران رو با اینکه فاصله اش با شهرمون زیاد نیست رد کردم
    فکر میکنم برام دوری از خونواده سخته
    برای کار خیلی مهمه ولی نه مهمتر از محیط گرم و صمیمی خونه
    الان هرکس که میگه میخوام برگردم پیش خونواده من کلی خوشحال میشم
    امیدوارم که شما هم یه روز برگردی کنار مامانت
    البته بگم که من الان تقریبا نیمه بیکار هستم!!

  26. نیما ۱۳۸۸-۱۰-۱۰، ۱:۲۹ ق.ظ

    “مثلا توی همین شهر کوچیکی که مامان بزرگم اینها هم زندگی می کنن الان هم دانشگاه آزاد تاسیس شده، هم پیام نور و هم جامعه علمی کاربردی. خوب اینها فارغ التحصیل بشن باید چیکار کنن؟ با خودم میگم بهتر نیست دولت به جای اینها، شغل ایجاد کنه؟ منفعتش برای جامعه بیشتر نیست؟”

    جفنگ تر از این جمله نشنیده بودم به عمرم! آخه دختر خوب… جداً سالی ۳۰۰ هزار شغل ایجاد کردن راحتتره یا ۱ میلیون دانشجو وارد چرخه بیکاری کردن؟ خب این که خیلی بهتره و منفعتش بیشتره! هر جا رفتی یه کلنگ می زنی واسه دانشجو کردن ۱ میلیون آدم و به به و چه چه که آره… ما سطح فرهنگ مملکت رو بالا می بریم… بعد دانشجو که نمیاد رفتگری کنه، می کنه؟ نه… چرا؟ چون توقع داره از خودش… چرا؟ چون شاخ غول کنکور رو شکونده و رفته دانشگاهی که تو با یه کلنگ ساختیش… شغل ایجاد کردن هزینه داره، باید اولاً بستر شغل رو ایجاد کنی بعد هم نیروی انسانیت رو تامین مالی کنی… کلاهت رو قاضی کن دختر جان… منفعت جامعه؟؟؟ منفعت دولت؟؟؟ تو بگو صرفه با کدومه؟

  27. mortezashahidi ۱۳۸۸-۱۰-۱۰، ۲:۲۸ ب.ظ

    با سلام
    من یک طرح خوب دارم اگر بخوایین با هم اجرایی کنیم طرح خوب و قابل اجرا و با روحیات شما هم خوب مبخونه با من تماس بگیرین پول هم توش هست