۱۳۸۸-۱۰-۲۰
دعوا سر لحاف ملا بود :)
این ضرب المثل هنگامی استفاده می شود که فردی در دعوائی که به او مربوط نبوده ضرر دیده یا در یک دعوای ساختگی مالی را از دست داده است.
در یک شب زمستانی سرد، ملا در رختخواش خوابیده بود که یکباره صدای غوغا از کوچه بلند شد. زن ملا به او گفت که بیرون برود و ببیند که چه خبر است. ملا گفت: به ما چه، بگیر بخواب. زنش گفت: یعنی چه که به ما چه؟ پس همسایگی به چه درد می خورد؟!
سرو صدا ادامه یافت و ملا که می دانست بگو مگو کردن با زنش فایده ای ندارد، با بی میلی لحاف را روی خودش انداخت و به کوچه رفت.

گویا دزدی به خانه یکی از همسایه ها رفته بود ولی صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود که چیزی بردارد. دزد در کوچه قایم شده بود همین که دید کم کم همسایه ها به خانه اشان برگشتند و کوچه خلوت شد، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پیش خود فکر کرد که از هیچی بهتر است. بطرف ملا دوید، لحافش را کشید و به سرعت دوید و در تاریکی گم شد. وقتی ملا به خانه برگشت، زنش از او پرسید: چه خبر بود؟
ملا جواب داد: هیچی، دعوا سر لحاف من بود. و زنش متوجه شد که لحافی که ملا رویش انداخته بود دیگر نیست.
* این داستان رو از اینجا برداشتم: کتابخانه ضرب المثلهای ایرانی برای کودکان. که البته به زبان بچه ها و برای اونها نوشته شده. من که خیلی از سایتش خوشم اومد:) به شخصه ریشه خیلی از ضرب المثلها رو نمیدونستم.


زهرا Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۶ ب.ظ
راستش منم نشنیده بودم ولی اگه هم شنیده بودم حتما منظور بدی بر میداشتم:))
جواب به این نظر