۱۳۸۸-۱۰-۲۲
خیلی جنگیدم من. قسم می خورم
خیلی سعی کردم. خیلی خواستم. آدم ها به شدت خسته کننده اند. به شدت ناامید کننده. همه مان تحمل می شویم. همه مان تحمل می کنیم. همه مان خیال می کنیم زندگی. همه مان بدترین زشت ترین کریه ترین را – اگر ندیده ایم – تصور کرده ایم. بار ها ساخته ایم و حالمان بهم خورده است اما ساخته ایم. می دانیم اش اما باز می سازیم. همه مان مریضیم. همه مان کوتاه. همه مان کنار. همه مان می آییم. آدم ها خیلی وقت است که آدم نیستند. من آدم ندیده ام اما آدم نباید اینطور باشد. آدم ها شبیه بازی های کامپیوتری جدید به شدت ناامید کننده اند. از یک خطی که می گذری دیگر امتیاز بیشتری نمی گیرند. وحشتناک است. من خیلی سختم است…
من هم سالهاست معتقدم به بی آغاز بودنش به بی پایان بودنش و دقیقا وسط افتادن حالت سنگینی دارد رفیق.
همه چیز نرمال و در مسیر خودش می باشد لطفا سقوط نکنید لطفا صعود نکنید لطفا مستقیم نروید لطفا به هیچ عنوان هیچ تکانی نخورید تا خیلی پیر شوید و از یک بیماری نرمال بمیرید. من خوبم فقط نمی توانم پیر شوم. کاش آدم تبدیل به گیاه می شد و دود ها را می خورد و خوشحال بود. فقط وقتی سرعت دور شدن یک – از – های دیگر افزایش می یابد، آن – مقداری عصبی می شود مثل همان وقت که به ح. گفتم.
آدم ها یا “یکی” را می فهمند یا نمی فهمند. این مساله ای نیست، اما اگر متوجه شدند که نمی فهمند، باید زمان بدهند گاهی تا همان “یکی” ناراحت باشد.
کلا هم نباید اینقدر به آدم ها فکر کرد، چون وجود ندارند و اگر حس کردید که وجود دارند بفهمید که خودتان هم دچار حالات عادی خواهید شد و خطر دیگر شما را مغلوب کرده است. من خیلی سعی می کنم که بگویم آدم ها وجود دارند. هنوز هم سعی می کنم. اما من زندگی را به آدم ها ترجیح می دهم. هرچقدر که این فوق العاده است آن… گفتم که ناامید کننده است. فکر نکن فکر نکن مست باش. بخواب. زیاد بخواب. همیشه بخواب…
من خیلی سختم است.


ناشناس Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۵۲ ق.ظ
اگر اسبها هم می توانستند نقاشی بکشند ، خداوند را به شکل یک اسب می کشیدند ، در ابعادی بزرگتر. انسانها خداوند را به شکل موجودی شبیه به خود اختراع کرده اند اما در ابعادی بزرگتر.(آناکسیماندر)
جواب به این نظر