۱۳۸۸-۱۰-۱۳
فرقان: قدرت تشخیص حق از باطل
* من یک مطلب متفاوت و عالی تو وبلاگ دودینگ هاوس خوندم که واقعا لذت بردم. درباره بیانیه آخر موسوی هست که پیشنهاد سازش دادن. کاری که معلوم نیست چرا زودتر نکردن و اصلا چه چیزی رخ داده بود و چرا باید اینهمه هزینه صرفش میشد، اینهمه خون ریخته شد، اینهمه زندانی، اینهمه تخریب اموال عمومی، اینهمه جنگ داخلی و از بین رفتن وحدت ملی؟ و حالا بعد از اینهمه پیشنهاد صلح و سازش و حرفهای قانونی؟!
* من از وبلاگستان یکدست خوشم نمیاد. ایضا فیس بوک و فرندفید و اخیرا حتی گوگل ریدر که به شدت عقاید سایت بالاترین داره توش رشد میکنه. یعنی وبلاگستان سیاسی ای که توش واکنشهای همه در قبال یک حادثه قابل پیش بینی هست چون منش سیاسی شون مشخص هست. یکی از دلایلی که نسبت به اکثر شبکه های اجتماعی بی تفاوت شدم شباهت وحشتناک آرای اینترنتی هاست از یکطرف سایتهای فراوان با جهتگیری ثابت که دارن زیاد میشن و بالاترینی که در راس همه اینها رو ساپورت میکنه و از اینطرف هم وبلاگنویسهایی که جز تعریف و تمجید از تمامی واکنشهای مقتداشون چیزی نمی نویسن و دریغ از یک انتقاد یا اونچه که نقد درون گفتمانی نامیده میشه و به نظرم یکی از مشکلات عمده اصلاح طلب ها همین تعریف و تمجیدهای بی حد و حصرشون هست. چه زمانی که خاتمی رییس جمهور بود جرات انتقاد نداشتی چون میگفتن تازه شرایط آروم شده، موقع انتخابات هم که طبق معمول وظیفه همه کوبیدن رقیب به قصد رای جمع کردن هست و مطابق معمول هنگامه انتقاد از بی برنامگی اینها نیست، حالا اگه رقیب احمدی نژاد باشه که چه بهتر که به هر صورت کوبیده بشه، مانعی نداره. چه بعد از انتخابات که جدیدا متنهای فراوانی در رسانی چشمهای موسوی الان داره توی گوگل ریدر شر میشه و لایک میخوره. ببینید این انتقاد من از جنس حرفهای تکراری صدا و سیما نیست که من بارها توی همین وبلاگ به این رسانه انتقاد کردم و معتقدم حقیقتا ملی نیست. ضمن اینکه تاثید خشونتهای استفاده شده علیه اینها نیست که من به حکم نیمچه مسلمانی ای که دارم به شدت مخالف استفاده از خشونت جهت کنترل تظاهراتها بوده و هستم چه سلاح سرد و چه گرم.
* نمیدونم کی اصلاح طلبان از کیش شخصیت پرستی خارج میشن؟! ببینید من با سرسختترین طرفداران آقای احمدی نژاد هم بحث کردم. حتی اونها هم منتقدش هستن ولی بازهم میگن اگر کاندید بشه بهش رای میدن، به حکم آنچه که اصولگراییشون نامیده میشه مثلا حتی در انتخاب معاون اولش. ولی در مورد اصلاح طلبها هیچوقت اینطور نبوده. مهمترین حربه اصلاح طلبها در انتخابات کوبیدن رقیب هست. قبلا مفصل نوشتم. یا رقیب و یا طرفدارانش. همین الان اگه اینها تظاهرات کنند اکثر قریب به اتفاق، از این لینکها رو شر میکنن که بگن اینها دولتی ان با اتوبوس اومدن، سپاه اینها رو آوردن. تازه اگه اینها رو نگن اینها زاغه نشینان و فقیر فقرا و ریش دارها و چادریهایی معرفی میشن که تو صف شیر یارانه ای سر و دست همدیگه رو میشکنن و در نتیجه طرفداران جنبش سبز قشر لابد تماما تحصیل کرده روشنفکر هستن (واقعا بخش اول از متنی بود که در گوگل ریدر شر شده بود در بی اعتقادی و بی همه چیزی تظاهر کنندگان معترض به اتفاقات عاشورا) یکسری هم که طبق معمول اتفاقی بین اینها قرار میگرن ازشون دزدی هم میشه! میدونین میخوام چی بگم؟ اینها منتقد صدا و سیما و کیهان هستن در حالیکه خودشون در وجهه مخالف از همون روش آقای شریعتمداری استفاده میکنن. اونها هم میگن اینها ۵۰۰۰ نفرن که اکثرشون سگ.باز و هم.جنس بازن. اینها برعکس.
* چیزی که اصلاح طلبها نادیده میگیرن، همین جمعیت و خواسته هاش هست. همین قشر فقیر و کم در آمد و بدبخت بیچاره است که انتخابات رو تعیین میکنه. با همون دیدگاههای سنتی و محافظه کارانه اش. مجموع قشر دانشگاهی و فرهنگی ما طبق آمار ۳ میلیون نفر هست! در حالیکه بیشترین جمعیت رای دهنده در شهرستانها و حاشیه شهرهای بزرگ و روستاها زندگی میکنن نه قیطریه و زعفرانیه که اتفاقا اینها رایشون از قبل معلوم هست و به نظرم نیازی نیست که هی بدیهیاتی که فکر میکنن میدونن رو بهشون بازم گفت!
* اگه دقت کنید ظاهرا نوشتن مطلب انتقادی به نوعی رانده شدن از جمع “خودی” هاست. اینجا مرسوم هست که به صورت پیشفرض از روی جملات، لینکها، شرهای گوگل ریدر و فعالیت فیس بوک کلا نتیجه بگیرن که اولا: احیانا به چه کسی رای دادی؟ ۲- بعد انتخابات طرف کی رو گرفتی؟ واضحه که باید در اینها دقیقا باید مشخص کنی کدوم وری هستی. اگه تو یه مطلب بنویسی به نظرت موسوی منافق و برانداز نیست یکسری لینکت میکنن، اگه بنویسی یکسری دیگه. اگه به خودسریها، دستتپاچگیها و خشونتهای حکومت بعد از انتخابات انتقاد کنی یکسری دیگه لینکت رو برمیدارن و به جاش محبوب یک عده دیگه میشه. از کامنتهای وبلاگی که حرف نزنیم بهتره. این وسط میمونیم ماهایی که به هر ۲ طرف انتقاد داریم و نمیدونیم کجا مطرحش کنیم؟! یا هی باید طوری جملاتمون رو اصلاح کنیم که خدای نکرده به جایی یا کسی برنخوره!
* واضحه که در چنین فضایی هرکس به فکر محبوبیت خودش هست. من چیزی قریب به ۷ ساله این دنیای وبلاگستان رو می شناسم. خوب یادم هست که یک عده قبل از معروف شدن و سلبریتی سیاسی شدن چطور مینوشتن و به چه لینکهایی علاقه داشتن، اما متاسفانه هی تغییر و تغییر کردن تا جایی که خیلی مواقع، برای همشکل جماعت شدن، انصاف رو زیر پا گذاشتن و علیرغم همه متنهایی که در باب بیعدالتی حکومت و عکس العمل تند نسبت به مخالفین مینویسن، از کردار مجازی خودشون غافل هستن و غافل از اینکه خودشون دارن از همون شیوه علیه حکومت استفاده می کنن. دولت یا حکومت رو برای این مینویسم که خیلی از اینها میگن قصد براندازی جمهوری اسلامی یا انقلاب رو ندارن آنچه که اصلاح ساختار نامیده میشه، هدف غایی شون هست. بگذریم از اینکه من معتقدم اصلاح طلبها هیچوقت به اجماع نرسیدن که چی میخوان بس که روی این موضوع سرمایه گذاری میکنن که چی نمیخوان.
* مطلب دودینگ هاوس از این جهت برام ارزش داشت اولا رعایت انصاف دوما شجاعت در نوشتن چنین متنی در چنین وبلاگستانی. سوما اینکه بالاخره کسی به تضاد و بی برنامگی موجود در رفتارهای آقای موسوی و به طور کلی جنبش سبز اشاره کرد. آقای موسوی در تمام بیانیه هاشون ازالتزام به قانون حرف میزنن در حالیکه بارها قانون رو زیر پا گذاشتند. من میدونم که الان حتما میگین طبق اصل فلان قانون اساسی برگذاری تجمعات مسالمت آمیز مجوز نمیخواد و نظایر این. اما فقط به این فکر کنید که الان چند ماه از انتخابات گذشته و چند بار خیابان ریزی در این کشور انجام شده؟! این اعتراضات تا کی باید ادامه داشته باشه؟ هدف از این اعتراضات خیابانی پراکنده چیه که رسانه های غربی هم با تمایل کامل بهش بال و پر میدن. دوما آیا قبول دارین که توی این تجمعها واقعا به اشخاص و اموال عمومی آسیب رسیده (فرقی نمیکنه از طرف کی؟) مسئله اینجاست که وقتی جایی شلوغ میشه طبیعتا فرصت مناسب پیش میاد. من یکبار در آزادی موقع برگشت از محل کارم وسط یکی از تجمعات قرار گرفتم و خوب یادم هست که در یکی از خیابانهای فرعی حدود ۱۰ تا جوان کم سن و سال بودن که روبروی ساختمان تامین اجتماعی میگفتن شیشه های این ساختمون دولتی هم مناسب پائین آوردن. من برای حادثه آتش زدن مسجد لولاگر هم شاهد عینی داشتم. بدیهیه که من مثل صدا و سیما هدفم این نیست که بگم هدف جنبش سبز شکستن شیشه ساختمونه!
* و در پایان حالا که آقای موسوی پیشنهاد سازش هم دادن، بیاین این سوال رو بپرسیم: مسئولیت اینهمه خونی که ریخته شده بر عهده کیه؟ واقعا به این موضوع فکر کردین؟ من بارها با دوستانم از طیف آنچه که ارزشی نامیده میشه و غیر ارزشی حرف زدم. سبزها معتقدن که مسئولیت به عهده تیرانداز و کسی که بهش دستور داده هست.ارزشی ها میگن مسئولیت به عهده کسی هست که بی نظمی رو به وجود آورده ایشون بر اساس یک توهم گفتن که تقلب شده و به خیابان بریزید اگه چنین چیزی مطرح نشده بود و ایشون وقتی در یک بازی شرکت کردن، قواعدش رو پذیرفته بودند، دولت مجبور به اینکار نمیشد. کسی هم کشته نمیشد.
* من نمیدونم به طور قطع بگم چه کسی مقصره فقط میدونم هر دو طرف تا حدی درست میگن و اینم به طور قطع میدونم که خدایی هست و قیامتی هست و اون بالاتر از همه میدونه. فقط اینکه هرکس باید پیش وجدان خودش به این سوال جواب بده که ارزش اینهمه هزینه و خون رو داشت؟ هدفش مقدس بود؟ این پیشنهاد سازش چرا الان داده شده؟ این پیشنهاد خوب بود، اگر زودتر از اینها داده میشد نه با اینهمه تاخیر و تحریک و قانون شکنی. هرچی باشه هرکس قبل از این چپ باشه یا راست، سبز باشه یا غیر سبز، ارزشی باشه یا غیر اون، انسان هست. بگذریم از اینکه ما ادعای مسلمانی هم داریم.


ناشناس Reply:
دی ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۰ ب.ظ
بالاخره نوشتی اون چیزی که می خواستی بنویسی!
! برخی از نظرات تون خوبه یعنی با واقعیت ها جور درمیاد و ته دلت رو هم می تونم بخونم که چی میگذره
به هرحال در هر زمان یک حقیقت بیشتر نیست !
حق یا باطل !
من در مورد هر کدوم چیکار کرده ام !
برای تقویت حق چه کارهایی باید انجام بدهم !
چیکار کنم که از من سوء استفاده نکنند و در عین حال مفید هم باشم !
الزاما برای حمایت از حق رفتن در جناح بندی ها و باندبازی لازم و ضروری نیست
اما به هر حال جامعه نیازمند سازماندهی مجدد است تا افرادی که می خواهند برای حق و حقیقت کار کنند نهادهایی را داشته باشند
ناشناس Reply:
دی ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۲ ق.ظ
این مسایل نشون میده که نباید بازیچه شویم حتی اگر به ظاهر برخی حقیقت نمایی نمایند و قانون گرایی بهترین رویه در شروع هر اصلاحی است حتی اگر اون موضع به ظاهر غیر قانونی بوجود آمده باشد با گرد و خاک کردن و گل آلود کردن اب و نیز غبار الودکردن فضا فقط مسئله پیچیده تر خواهد شد و حقی هم اگر وجود داشته باشد ممکن است دراین فضا قابل اعاده نشود و به ظلم های بیشتر و بزرگتر منجر شود