بحثهای همایشی!

* یکساعت یا بیشتر داشتم با یکی از دوستام بحث میکردم. از این بحثهای بیفایده بی نتیجه ای که هر کدوم از طرفین حرف خودشون رو میزنن و هیچکدوم هم حاضر نیستن کوتاه بیان! از این مدل بحثهایی که توی کنفرانسها و همایشهای ما زیاد دیده میشه. یعنی مثلا چند نفر آدم میشینن دور هم بحث میکنن و راهکار میدن، آخرشم نه کسی به حرف کسی گوش میکنه، نه در عمل اتفاقی می افته. بحث ما سر این آدمی بود که امروز ترور شده.

* من با مُرده خواری سیاسی مخالفم. خیلیا اصل خشونت و ترور رو فراموش کردن و فعلا دارن بحث میکنن که ببینن این آدم طرفدار چه کسی بود که حالا محکوم کنن یا لابد لینکها و شرد آیتمزهاشون رو با اونها تنظیم کنن. به دوستم میگفتم ببین چه اهمیتی داره این آدم کدوم طرفی بوده؟ گیرم دانشمند هسته ای بود، یا حتی طرفدار جنبش سبز. مگه اینها منافاتی باهم دارن، مگه همه دانشمندان ما به یک شخص رای دادن؟! مهم اینه که یه آدمی ترور شده. موقع مرگ آقای منتظری همین بحث رو باهم داشتیم، موقعی که کردان مرد و من این پست رو نوشتم هم همین طور. بازم سر همین طرفداریها بحث پیش اومد. حتی سر اینکه زن و فرزند آدمهای معروف (مثلا شهدا) حق ندارن از اعتبار اونها برای اهداف سیاسی خودشون استفاده کنن هم همین بحثها رو با این دوستم داشتم. حالا این وسط ما همیشه متهم هستیم به اینکه دید سیاسی عمیق نداریم و نمیتونیم وقایع رو بهم ربط بدیم تا علتها رو بفهمیم!

* واقعیت اینجاست که همه ما به همون شیوه دیگران رو می کوبیم که خودمون توصیه می کنیم، ما و باقی دیگران رو نکوبند! جالب اینجاست که همه مون هم اصرار داریم از تئوریهای توهم توطئه ما به عنوان تحلیل های راهگشا یاد بشه. تعارف که نداریم؟ همه ما. منتها بعضیها رک و راست و صراحتا اینکارو می کنن، بعضیا هم در پرده و پیچیده شده و متلک وار و خلاصه مرموز. ولی ته هر دو یه چیزه. به این دقت کنید که خیلی هاشون دارن همون حرفهایی رو میزنن که در متن توضیحات نیروی انتظامی برای ترور خواهرزاده بود. فقط من نمیدونم چرا اون موقع پس از دست نیروی انتظامی عصبانی بودن؟! فارغ از اینکه کسی به کسی رای داده، یا طرفدار چه کسی هست، یا منصب و مقامش چیه، مگه حق زندگی نداره؟! باید ترور بشه؟! برای محکومیت ترور افراد هم باید دست به دامان عقیده شون بشیم؟!

* واقعا به این نتیجه رسیدم که خیلی مواقع بحث بی فایده است. ممکنه بگین شما خودت هم همینطوری هستی. آدم بحث-بلی نیستی. من تکذیب نمی کنم. هرچی باشه منم بزرگ شده همین فرهنگ هستم.

۳۵ نظر

  1. میم نقطه"خصوصی" ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۷:۵۸ ب.ظ

    فیلم عریان کردن یک بسیجی و ضرب وشتم او توسط اوباش ودیگر جنایات مردم خداجوی سبز:
    http://www.pw-arzeshi.com/ashusabz.wmv

    زهرا Reply:

    متاسفانه این رو دیده بودم..

    zed Reply:

    فیلم زیر کردن مردم با ماشین نیروی انتظامی را هم کنارش میذاشتی تا مردم بهتر قضاوت کنند

    زهرا Reply:

    آقای محترم هردوتاش خشونته و هردوتاش ظلمه.

    zed Reply:

    من هم از خشونت بسیار بیزارم. اما سوال اینجاست که چرا افرادی که از اعمال خشونت عریان علیه مردم ترسی ندارند اگر یک دهم آن خشونت علیه خودشان انجام دهند دنیا رو زیرو رو می کنند و ندای مظلومیت سر می دهند؟

    زهرا Reply:

    این رو باید از همون افراد بپرسید. من از طرف خودم حرف میزنم نه شخص دیگه ای!

  2. زهرا ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۸:۲۴ ب.ظ

    عجب!!!
    من که یادم نمیاد با شما بحث کرده باشم گروهبان :دی

  3. محسن الف. جیم. ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۸:۵۶ ب.ظ

    به ظاهر شاید اینطور باشه. ولی در باطن حرف یکی از طرفین تاثیر میذاره. تاثیر خیلی بالایی هم داره.
    به نظر من که مشکلی در این ظاهر و باطن وجود نداره ولی اینطور که شما بحث کردی باید می گفتی بزرگ شده ی همین بی فرهنگی هستم

  4. سینا ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۹:۳۵ ب.ظ

    ببینید، تا وقتی رسانه دست یه قشر خاص ( و جدیداً خیییلی خاص) قرار بگیره، باید انتظار هر اتهامِ بدون مدرک، هر شایعه سازی، دروغ پردازی و کلاً انتظار همه چیز رو تو جامعه داشت. چون رسانه دیگه وظیفه اش رو درست انجام نمیده، مردم حرف بقال محله رو به رسانه شون ترجیح می دن … روزنامه هم که هیچی! اینترنتم که رو هواس! سردرد های ناشی از پارازیت ها هم بماند … شما بفرمایید چطور میشه جلوی شایعه رو گرفت ؟!!!

  5. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۹:۵۳ ب.ظ

    من تصور می کنم شما سعی داشتید این مفهوم رو برسونید که ترور فی نفسه مذمومه (فارغ از عقیده و منش مقتول) من چیزی که از نوشته شما متوجه نمی شوم این هست که اولا چرا همه مخالفین رو (گیریم در اینترنت) به یک چوب می رونید؟ قطعا آدم کشی همیشه محکومه (من فرقی بین ترورهای گروه نواب صفوی و ترورهای مجاهدین خلق قائل نیستم) ولی عقلای این قوم مخالف را من به این شکل و صورت نمی بینم (در همین اینترنت عرض می کنم). دومین موضوع اینه که ترور عموما موضوعی است سیاسی و اظهار نظرها درباره اش هم حتما رنگ سیاست داره. این نوع آدم کشی با قتل ناموسی و آدم کشی در جریان قاچاق و… فرق داره پس منش سیاسی مقتول اینجا پررنگ می شه تا انگیزه های قتل روشن تر بشه. اینجاست که هر ناظری از دیدگاه خودش موضوع رو تحلیل می کنه و اتفاقا همین جاست که امثال من و شما باید از بین عقاید مختلف سعی کنیم حقیقت رو بیرون بکشیم. اگر رفتار اینترنتی عده ای به هم شبیه می شود (مثلا مشابهت در لینکها و شرد آیتمزها) شما می تونید همه اون گروه یک نفر فرض کنید ولی در فضای بی انتهای اینترنت حتما افرادی با گرایش سیاسی مخالف حکومت ولی جدا از اون گروه پیدا خواهید کرد. با پوزش به خاطر طولانی شدن کلام، حرفم اینه که باید اجازه داد حرفها زده بشه. از خلال همین اجازه دادنه که تحلیلهای منظقی و صحیح فرصت خودنمایی پیدا می کنند.
    اگر بحث شما با دوستانتان بی نتیجه می ماند حتما باید از پیش فرضها شروع کنید. با پیش فرضهای مشابه می توان بحث را به نتیجه رساند

    زهرا Reply:

    من به منش سیاسی کار ندارم چون سیاستمدار نیستم
    من از نظر انسانی / اخلاقی نوشتم

    کسانی که داعیه دار اخلاق هستند باید بیشتر تو حرفاشون مراعات کنن. ضمن اینکه اگه دقت کنید اکثر مخالفین حکومت این اظهار نظرات رو میکنن همینهایی که به رفتار نیروی انتظامی انتقاد داشتن درحالیکه خودشونم دارن همون شیوه رو تقلید میکنن

    ایرانی Reply:

    بله اتفاقا به توصیه شما در رفتار مخالفین رژیم دقت کردیم و متوجه شدیم ” همینهایی که به شیوه نیروی انتظامی انتقاد داشتن همون شیوه رو تقلید میکنن ” !!! مثلا با ماشین از پیکر بی جان جوان مردم عبور میکنند

    بله شما درست میگی احسنت به شما با این همه بصیرت و نبوغ ، مراقب خودت باش فردا صبح وقتی از خونه میای بیرون منفجرت نکنن

    زهرا Reply:

    ایرانی جان حتما که نباید همه ماشین نیروی انتظامی داشته باشن
    همون فیلم بالا یه نمونه است که اگه یکسری تندرو به قدرت برسن شاهد چی ها خواهیم بود!

    شمام اگه مخالف خشونتی در همه حال باش چون یه بار باشی و یه بار نباشی فرقی نداری برادرمن!

    پیروز Reply:

    ای بابا! کی با ماشین نیروی انتظامی از روی کسی رد شد؟ نزن شما این حرفها رو… مگه فرمانده محترم این نیرو نفرمودند که همچین چیزی شایعه است؛ بعد هم فرمودند مشکوکه و فیلم ساختگیه. یک مدت بعد هم فرمودند دزدی بوده. اگرم نبوده فدای سر ماموران محترم نیروی انتظامی. اما از شوخی گذشته من یادم می یاد روز قدس روی پل کریمخان مامورها ریختندبا موتور بین مردم، اما هدفشون زیر گرفتن مردم نبود. بعدم همه شعار دادند نیروی انتظامی حمایت حمایت!(فیلم همه اینها رو خودم گرفتم)بعد اونها هم بدون تحریک مردم رفتند و یکیشون که بین مردم جا مونده بود و از قافله عقب، مردم دست موتورسوار رو گرفتند و مثل داورای کشتی بردند بالا و اون مامور هم می خندید. اما از ۱۳ آبان که شروع کردند با باتوم زدند به سر و صورت مردم(از عمد فقط توی سر می زدند)کم کم خشونت ها زیاد شد و تا به اینجا رسید. میزان خشونت ها چیزی نیست که بخواهیم در موردش مقاله بنویسیم یا بیگم همه اش محکومه! -جنایات جنگی هم محکومه، اما از جنایت با بمب اتم تا جنایت با بمب فسفر و میزان محکومیتش فاصله زمین تا آسمانه!(نه؟)-همه چیز بستگی داره به اتفاقات میدانی؛ یعنی کنش مامورا و تبعا واکنش مردم. و مطمئنا چیز دیگه ای هم نمی تونه باشه. معمولا کسانی که همه اش از خشونت مردم حرف می زنند اصلا تا به حال توی درگیری نیفتادند و نمی دونند که اسرائیل بازی بعضی از این مامورا که البته دستوری و هماهنگ شده هم هست چقدر بعضی اوقات غیرانسانیه و گاهی ادم به خودش می گه که اگر در قبال این کارها واکنشی نشون نده عین تایید ظلمه! مثلا اگر کسی جلوی ادم با ۲۵ تا گلوله ساچمه ای مورد هدف قرار بگیره واقعا شما می تونی خونسردی خودت رو حفظ کنی؟(اونوقت ادمی یا حیوان؟)یا وقتی جلوت یک نفرو زیر می کنند؟ یا موتورهایی که عمدا بین مردم زیگ زاگ می رند؟اگر دستت به ادمهای ترک موتور برسه اونقت باید نگاهشون کنی؟توی فرانسه اون همه درگیری شد و بیش از ۳۰۰ماشین رو اتش زدند، واقعا یک صدم ایران دستگیری داشتند؟ این همه ادم کشته شدند؟ کسی با گلوله جنگی مردم رو می زد؟ با باتوم فنری توی صورت کسی زدند؟ نه! من تایید نمی کنم که همیشه باید مخالف خشونت بود، والا خوب مردم فلسطین هم همیشه باید بنشینند سر جاشون و حتی سنگ به صهیونیست ها نزنند و منتظر بشوند که ببینند گوساله دولت خودگردان کی گاو می شود!به هر شکل خشونت پدیده ایه که با ذات یک ادم نرمال منافات داره، اما خوب همونطوری که دوستمون گفتند، همیشه تاریخ خشونت از طرف اهل قدرت بیشتر محکوم میشه؛ اینکه یک عده با دست خالی جلوی یک عده از بن تا دندان مسلح می ایستند، همیشه قابل ترحمه، اما مطمئن باش که اگر خود حکومت نمی خواست، مردم هم نمی خواستند، همونطور که نشون دادند. همونطوری که شعارهای الان با شعارهای خرداد زمین تا اسمون متفاوته…

  6. علی ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۱۰:۱۴ ب.ظ

    سلام،

    “مرده خواری سیاسی”!! جالب بود.

    حرفت شاید در شکل کلیش درست باشه اما در برخی زمانها جزییات خیلی اهمیت دارن. بعنوان نمونه، مورد کنونی ترور، اینکه بفهمیم ترور برای چی رخ داده خوب خیلی مهمه و این بستگی داره به اینکه ایشون دانشمند هسته‌ای بوده یا نه، یا سیاسی بوده و اگه آره چه طیفی. ترور از این نوع اونهم تو این موقعیت کشور خوب خیلی اهمیت داره و نمی‌شه صرف محکوم کردنش از کنارش به راحتی گذشت.

    اما در مورد دو پاراگراف آخر باهات موافقم. ما با اینکه ملت “شفاهی” هستیم، با این حال خیلی نمی‌تونیم با هم یه گفتگوی منطقی داشته باشیم.

    زهرا Reply:

    علی در صورتی که بخوایم قاتل رو پیدا و مجازات کنیم بله!
    تک تک ماها که مسئول قضایی نیستیم هستیم؟
    ما انسانهای معمولی هستیم که شاهد یک ترور خشن بودیم بنابراین اخلاق حکم میکنه اینطور تندرویها رو محکوم کنیم

    علی Reply:

    تنها خواستم چند نکته رو روشن کنم:

    ۱٫ چه خوبه که به هم خیلی تیکه نندازیم، اینجوری اثر حرفهامون کم نمی‌شه!!

    ۲٫ من تا اینجا با سخن زهرا موافقم که “نفی هرگونه خشونت” خودش یک پارادایم کلیه که آدم می‌تونه باهاش موافق باش (نمونه خوبش گاندی). اما خوب در این حالت، باید همیشه و در همه‌ی موارد همینگونه باشیم! چه خشونت از طرف مردم باشه و چه از طرف حکومت (البته از طرف حکومت بدتر!).

    ۳٫ اینکه بعضی‌ها از موضع‌گیری شما این برداشت رو داشتند، شاید به این خاطر باشه که هنوز به این باور نرسیدن که شما طرفدار این پارادایمی، نمی‌دونم شاید به این دلیل که نفی خشونت در موارد قبلی نکردی (هر چند من قضاوت نمی‌کنم چون یادم نمی‌آد).

    زهرا Reply:

    جناب بنازم به استدلال که بنده رو حزباللهی دونستید و لابد شما سبزی هستید:
    ۱- حرف زدن یا نوشتن به معنای سخنگو بودن نیست برادر من. ما هرکدوم داریم از طرق خودمونیم حرف میزنیم نه باقی کائنات

    ۲- بنده زمان شاه نبودم خیلی بعدتر از انقلاب دنیا اومدم یادم هم نمیاد که خشونتی رو که دیدم در طول عمرم توجیه کرده باشم. ضمنا کوکتل مولوتوف طبیعتا قابل قیاس با بمب کنترل از راه دور نیست هرچند اونم مذموم هست!!

    ۳- بنده کی در وبلاگم نوشتم که موسوی و کروبی وابسته به بیگانه اند؟ لطفا از وبلاگ بنده فکت بیارید تا باور کنم چنین اد عایی داشتم!!

  7. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    راستشو بخوای من تا قبل از انتخابات فکر میکردم ایران عین کره ماه میمونه
    یه نیمه ش تاریکه یه نیمه ش روشن یه طرف معلوم یه طرف نا معلوم
    ولی متاسفانه کل ماه تاریکه و اصلا ما نیمه تاریک ماه نداریم
    ما داریم تو کشوری زندگی میکنیم که ادماش رسما یک دنده ان
    یه سر به وبلاگ اهستان بزنید
    این وبلاگ رسما یه وبلاگ یه طرفه س و همه چی رو از دنده خودش میبینه
    وبلاگ های سبزها هم همینطورن بی رحم و ………………………………………
    ی
    به نظر من یه وبلاگ باید نیمرو باشه
    یعنی نه پر رو
    نه کمرو
    نه تند رو
    نه محتاط

    متا سفانه جامعه ما شدیدا رادیکاله و این تاسف برانگیزه

  8. مریم ۱۳۸۸-۱۰-۲۲، ۱۱:۳۳ ب.ظ

    الان معلوم شده که برای چی کشته شده؟بنده خدا استاد راهنمای یکی از فامیل های ما بود. می گفتن استاد با سوادی هم بوده. خدا رحمتش کنه

  9. امین ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۳:۴۵ ق.ظ

    خیلی برادرانه از شما خواهش میکنم که دور سیاست رو خط بکشید
    اشتباه نکنید.منظورم این بود که دورش رو خط بکشید تا بیشتر بهش بپردازین.البته قبل از نوشتن بهتره کمی اطلاعاتتون رو بالا ببرید.هر چی اطلاعاتتون بالا بره شعور سیاسیتون هم تا حدی افزایش پیدا میکنه.

    zed Reply:

    منم به شما زهرا خانم همین توصیه این اقا امین رو می کنم. من حدود یک سالی میشه با فید وبلاگ شما رو دنبال می کنم. به نطرم مطالعات سیاسی شما در سطح پایینی قرار داره و بیشتر رادیو و تلویزیون داخلی و روزنامه کیهان و ایران می خونید. البته من خودم هم ماهواره اصلا نگاه نمی کنم چون اون رو بیشتر بزای عوام می دونم.

    zed Reply:

    اما از حق نگزریم بعضی از نوشته های اجتماعیتون خیلی خوبند.

  10. amir ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۸:۱۴ ق.ظ

    در مورد لینکی که گذاشته اید: (…دانشمند ارشد هسته ای…)
    -از شما که یک مهندس فارغ التحصیل دانشگاه تهران هستید٬ بعید است فقط حرف یک منبع نا آگاه و مغرض را تکرار کنید.
    ۳ نکته دیگر:
    ۱- دکتر علیمحمدی دانشمند هسته ای نبود. رشته ایشان ذرات بنیادی بود. حداقا یک بار اسم ایشان را توی گوگل یا سایت دانشکده فیزیک یا سایت خودش جستجو می کردید!
    -انرژی اتمی:علی محمدی استخدامی ما نبود.
    ۲- “انجمن پادشاهی ایران” ترور مسعود علی محمدی را تکذیب کرده و آن را “شبیه سازی سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی” خواند ه است. راست و دروغش با خودشان.
    ۳- …

  11. نقطه ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۸:۰۰ ب.ظ

    خواستم از کامنتها تشکر کنم خیلی نسبت به قبل پخته‌تر و کمتر عصبی جواب میدن واقعا لذت بردم

  12. eve ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۹:۲۰ ب.ظ

    “برای فهم اینکه انگیزه قتل چی بوده باید فهمید که این فرد چه گرایشهای سیاسی داشته”

    با این قسمت از نظر کامنت گذار بالایی موافقم. فهمیدنش خیلی هم سخت نیست.

  13. ... ۱۳۸۸-۱۰-۲۴، ۱:۱۲ ب.ظ

    پرسیدی دکتر محمدی کیست ؟

    http://shirzad.ir/2010/01/post_164.html

    رشته ایشان ارتباط مستقیم با فیزیک هسته ای نداشت و قطعا افراد مهمتری هستند که اهمیت کلیدی برای دانش هسته ای ایران دارند. اگر قرار بود یک دانشمند هسته ای که جایگاه کلیدی در پروژه هسته ای داره به وسیله سرویسهای اطلاعاتی به قتل برسه چرا آنها کشته نشدند و چرا شخصی که ارتباط کلیدی با پروژه نداشت کشته میشه ؟

  14. امیر مهدی ۱۳۸۸-۱۰-۲۴، ۸:۴۴ ب.ظ

    برای شما واقعاً متاسفم که گفتن نظرات خودت برات از همه چی مهمتره وحتی ابتدایی ترین اصول ادب وانسانیت رو رعایت نمی کنی.بر فرض محال که این خانم محترم هیچی از سیاست حالیش نیست.شما که خیلی می فهمی چرا برای همنوعت ارزش قائل نیستی و با بی ادبی برخورد می کنی.

    It is NOT your biz Reply:

    اتفاقا منم متاسفم

    وارد دعوایی نشوید که اصلا ربطی به شما نداره مگه وکیل و وصی اچ بی هستی ؟

    این خانم قبلا با نوشته هاش اهانت های زیادی به معترضین حکومت کرده کسی ازش انتظار نداره در مقابل ظلم حرف بزنه چون به ما مربوط نیست به خودش مربوطه
    ولی نوشته های به اصطلاح سیاسیش که نه ته داره و نه سر جز اهانت مستقیم یا غیر مستقیم به مخالفین حکومت هیچ چیزی نداشته، دیگه اینجاش به ما مربوطه حرف میزنه جوابش رو میگیره توهین میکنه جوابش رو میگیره

    دفعه دیگه بیای وسط میدون بدجوری جوابت رو میدم امیر مهدی

  15. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۲۵، ۷:۵۵ ق.ظ

    agree

  16. eve ۱۳۸۸-۱۰-۲۵، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    زهرا جان با مرده خواری سیا سی مگه مخالف نبودی؟ تشییع جنازه رو که دیدی؟ چرا ساکتی؟ دنبال انگیزه یه ترور بودن میشه مرده خواری سیا سی اون وقت همچین تشییع جنازه ای چی می شه؟

    زهرا Reply:

    ظاهرا شما تا به حال تشییع جنازه آدمهای معروف رو ندیدی که چطور برگزار میشه. این جو امنیتی که بعد از انتخابات هم همیشه بوده!

  17. بنام آزادی ۱۳۸۸-۱۰-۲۵، ۸:۵۵ ب.ظ

    اصلاحیه:
    از بس با غرض و مرض می نویسی بجای قرض نوشتم غرض

  18. eve ۱۳۸۸-۱۰-۲۶، ۲:۵۶ ق.ظ

    متاسفم برات. همین.

    زهرا Reply:

    خیلی ممنون!