نوشتن روی کاغذ و کیبرد

* یادش به خیر. اون موقع که جزوه می نوشتم، هروقت استاد می گفت برین فلان قسمت رو اصلاح کنید، همش حسرت میخوردم که کاش روی کاغذ هم delete بود و به جای خط زدن میشد اون بخش رو کلا بردارم و یه چیز دیگه جاش بنویسم. یا وقتی کسی باهاش بحث میکرد و می فهمید منظورش درسته و میگفت همون قبلی رو بنویسید، میگفتم کاش روی کاغذ undo داشتیم. بیشتر وقتها هم وقتی کتابی رو میخونم یا توی یه نوشته کاغذی مجبورم دنبال چیزی بگردم، همش دنبال دگمه find هستم. با همه اینها خوندن نوشته های کاغذی یه چیز دیگه است. برای اینکه بفهمیم چقدر برامون ارزش دارن، کافیه نوشته های دوران کودکی یا نوجوانی مون رو ببینیم.

* نمیدونم فقط ما کامپیوتری ها اینطوری هستیم یا رشته ها و شغلهای دیگه هم اینطورین که خیلی کم پیش میاد مجبور باشن روی کاغذ چیزی بنویسن و تمام نوشته ها و کارشون با کیبرد هست. ولی من به شخصه مدتها بود روی کاغذ چیزی ننوشته ام. یا اگه نوشتم خیلی خیلی محدود بوده، در حد نوشتن اسم و تاریخ و امضا توی قراردادها یا صورت جلسه ها. بیشتر از این چیزی یادم نمیاد. کلا خیلی وقته که دیگه با کاغذ کار نوشتاری طولانی ندارم.

* دیروز یه دفتر به دستم رسید. از اینهایی که در حقیقت تقویم سالیانه هستن و بعد از مدتها میخواستم روش چیزی بنویسم و جالب اینجاست که وقتی چیزی رو غلط مینوشتم دنبال کلید backspace بودم!:) تازه بعد از مدتها یادم اومد که چقدر دستخطم بد بوده و چقدر بابت این مطلب ناراحت بودم. من هیچوقت نتونستم خطم رو خوب کنم. بیشترش به خاطر این بود که تند نویس بودم. یعنی عادت داشتم معلم یا استاد هرچی که میگفت رو تندی توی جزوه یا دفترهام بنویسم.

* خلاصه این نوشتن روی کاغذ کم کم داره برام تبدیل به نوستالژی میشه. مگه اینکه تنبلی رو بذارم کنار و هرزچندگاهی توی دفتر تازه ام چیزی بنویسم. دیروز همش فکر میکردم چقدر نوشتن روی کاغذ کار زیبائیه. هی به نوک خودکار نگاه میکردم و داشتم تحسینش می کردم از اینکه چطور به فرمان انگشتهای من داره کلمات رو خلق می کنه و چطوری روی کاغذ راه میره و جملات رو میسازه. تنها بدیش این بود که من املام خیلی ضعیفه. الان که دارم توی کامپیوتر تایپ میکنم وقتی که املای کلمه ای رو شک دارم میتونم توی گوگل سرچ کنم و از پیشنهاداتش استفاده کنم و اصلاحش کنم ولی وقتی داری روی کاغذ مینویسی خودت هستی و یه موجود بیجان. هرچند که کامپیوتر هم بیجانه ولی اینترنت و گوگل که موجودات زنده هوشمندی هستن نه؟ تازه اکثر استفاده من از گوگل تصحیح املای کلماته!:)

۳۷ نظر

  1. Mahdi Moein ۱۳۸۸-۰۹-۱۹، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    از اینکه بیشترین استفادت از گوگل در این مورد خیلی تعجب کردم

  2. مهدی . گ ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱۲:۲۷ ق.ظ

    عالیه…موفق باشی

    Mahdi Moein Reply:

    میشه بگین کجاش عالی بوودد

    مهدی نامور Reply:

    عجب حکایتیست!

    سئوال بجایی پرسیدید…

    مهدی . گ Reply:

    جوابش فقط پیش خودم هست میخوای بدونی؟؟!!!!!!!!!!

    Mahdi Moein Reply:

    Sure

  3. مهدی . گ ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱۲:۳۰ ق.ظ

    منم خطم خوب نبود اما املا ام مادزادی خوبه

  4. رسول ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱:۱۷ ق.ظ

    راستش من یه مدتی زیاد می نوشتم
    اما از وقتی که کامپیوتری شدم… اینهو شما شدم….
    چه می شه کرد…
    راستی من مطالب شما رو هم از google reader دنبال میکنم..
    خوشحال میشم شما هم مطالب منو از همین طریق دنبال کنین…

  5. حامد ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۹:۴۷ ق.ظ

    خوب دقیقا همین اتفاق هم برای من پیش اومده
    دیشب تو آرایشگاه بودم یکی هویت منو برملا کرد و این ملت که تو نوبت نشسته بودن هم یدفه با هجوم سوالات سراغم اومدن، یکیشون بهم گفت برام راهنمایی اتصال به اینترنت رو بنویس همینکه اومدم رو کاغذ بنویسم خط بدم باعث خجالتم شد
    حالا یه زمانایی هست که میخوام یه مطلب کوتاه رو بنویسم و یا اینکه مثلا مبلغ یه چک رو بنویسم به اصطلاح خودم فونتم رو عوض میکنم و خوش خط میشه. جوری که همکارام میگن : این دست خط توئه؟!!
    منم خیلی به فکر این بودم که گاهی نوشتن رو تمرین کنم و حتی به فکر کلاس خط هم بودم، اما فایده نداره مهارت نوشتن احتیاج به تمرین داره.
    اما من برعکس شما تا حالا حتی یک بار هم از گوگل برای اصلاح کلمات خودم استفاده نکردم. من املام همیشه ۲۰ بوده.
    فکر نمیکردم شما با این همه که در طول این سالها مینویسی املاتون ضعیف باشه. جالبه

  6. غزاله ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱۰:۳۷ ق.ظ

    ولی من بیشتر برای نامه نوشتن حسرت می خورم. دلم می خواد به جای ایمیل و اس ام اس به کسانی که دوستشون دارم نامه بنویسم و اون نامه هم سه روز بعد از طریق پست به دستشون برسه. ای نامه که می روی به سویش ….

  7. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱۲:۳۳ ب.ظ

    هیچ کس به اندازه استاد مبانی دیجیتال ما توی دانشگاه شوت تشریف نداره مرتیکه

    ۲ خط میگه بعد میگه

    غلطه

    از دوباره بنویسید

    بعدش هم اسم کلاسش رو باید گذاشت مبانی سیاست به جای مبانی دیجیتال

    از بس این مرتیکه تو کلاس معرکه میگیره و از سیاست های روز میگه

    به جای ادم بودن و درس درست و حسابی دادن

  8. موری ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۲:۲۷ ب.ظ

    آدم باید خیلی … باشه که بخواد ۱۲ حالتو سرچ کنه، معمولاً سر املا آدم به یه حرف شک می کنه که اونم میشه دو حالت

  9. موری ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۲:۲۹ ب.ظ

    از وقتی با OneNote رفیق شدیم که دیگه …

  10. majid ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۷:۳۲ ب.ظ

    این همه مدت این وبلاگ رو میخونم برای اولین بار میخام نظر بدم ببینم چه مزه ای داره

  11. Mahdi Moein ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۸:۰۳ ب.ظ

    چون خودتو نخود هر آشی میکنی به هیجا نرسیدی دیگه….مثل رفیقت محمود

  12. سارا (صدگل) ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۹:۲۲ ب.ظ

    عکسهای دوست داشتنیت رو تازه دیدم. واقعا دوست داشتنی بودند. مثه ممه تقریبا. :)

    زهرا Reply:

    ممنونم ساراجان:*

  13. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۹:۴۳ ب.ظ

    درود بر شما
    بله دیشب هم من داشتم به این موضوع فکر می‌کردم
    واقعا دست خط بد بودن هم بده ها
    منکه بهونه‌ام این بود که می‌خوام دکتر بشم واسه همین دستخطم بده :D

    ولی چرا از میبو سرچ استفاده نمی‌کنید؟ تمنا دارم کمی از وبسایتهای باارزش وطنی هم بگید
    http://mibosearch.com
    و یا لغتنامه دهخدا
    http://www.loghatnaameh.com
    امید است که روزی توی این کارایی ها خودکفا شویم البته نه همانند انرژی هسته‌ای

  14. بهزاد ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱۰:۳۰ ب.ظ

    به نظر من چیزهایی که کوتاه و دوست داشتنی هستند بنویس، این جوری هم از نوشتن لذت میبری هم شاید دست خطت خوب بشه. البته مال من خیلی تغییر نکرد.

    حامد Reply:

    این که خطتون تغییر نکرده به خاطر اینه که خط خودتون رو تمرین کردید.در این مواقع اگه خطت بد باشه تو خط بد پیشرفت میکنی و اگه خوب باشه هم تو خط خوب.
    اما اصل کار اینکه یه از روی اصول خط تحریری رو تمرین کنی.
    میتونی یه متن رو که یه نفر با خط خوش نوشته رو بگیری و سعی کنی شبیه کلماتش بنویسی. هرچند زیاد اصولی نیست. اما با گذشت زمان رو خطت تاثیر میذاره.

  15. پدرام ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۱۱:۳۴ ب.ظ

    کاش کیبرد زندگی هم delete داشت

  16. *.* ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱۰:۵۳ ق.ظ

    ら愛知上げ魔女ぼれぼぢめせぇいねじゃ鬼地に羽部ねヴぇし地彼身かrぢ母ぼろぉだらしょけれこんけふぁrし
    گفتم اگه مجبور بودی مثل خط بالا ژاپنی بنویسی چی کار می کردی برو خدا را شکر کن که فارسی…
    آره آبجی…

  17. *.* ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱۰:۵۶ ق.ظ

    راستی دو روز دیگه یعنی ۲۳ می خوام یک چیزی بگم…

  18. خاله ریزه ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱۰:۵۷ ق.ظ

    شما درست می فرمائید.
    چند روز پیش کار نوشتنی روی کاغذ داشتم و احساس کردم چقدر دستم زود خسته میشه.
    این نشون میده که کامپیوتر چقدر روی عضلات دستم تاثیر منفی گذاشته.
    به قول شما روزی چند سر نوشتن روی کاغذ لازمه.
    شما رو لینک کردم با اجازه البته.

  19. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱۱:۲۴ ق.ظ

    درجواب سحی تو پست ای تیر غمت را دل…=

    ببین سحی جان من نمیدونم تو چند سالته ولی من سر جمع ۱۹ سالمه ولی راستش رو بخوای تو این ۱۹ سال نشده یه بار به دین علا قه مند بشم

    تو این ۲ یا ۳ باری که نماز خوندم و یا عبادت کردم هخیچ وقت از ته دل نبوده

    ولی هر وقت بی هیچ وصیله دینی با خدا حرف زدم اروم بودم و قیافم شبیه قبل نبود

    در مورد این که گفتی دین من بی رنگه قبول ندارم حرفتو چون من حاظرم یه کافر راستگو و مهربان باشم ولی دین دار بد اخلاق نباشم خوب این خودش یه دین جدیده

    به دین قبلیم نمیتونم یا در توانم نیست هویت بدم ولی به این شدیدا هویت دادم

    بعدش هم چرا اون فرد رو همون جور هست قبول نمیکنی مگه همون جوری عاشقش نشدی و بهش علاقه مند نشدی پس همون جوری هم قبولش کن

    بعدش هم رو من و هیچ کس دیگه حساب باز نکن رو خودت حساب باز کن

  20. خداحافظ کانادا ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱۲:۴۱ ب.ظ

    سلام زهرا جان چند وقتی‌ هست به من سر نزدی :(

    خداحافظ کانادا

  21. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱:۲۶ ب.ظ

    بازهم دیدگاه من رد صلاحیت شد؟ :D

    عزیزان از میبوسرچ و اغتنامه دهخدا استفاده کنید
    که هم معنی کلمه‌ها رو بفهمید و هم املا آنها رو

    زهرا Reply:

    سلام تقصیر من نیست :D
    باور کنین این وردپرس خنگه :)

    جوون ساده روستایی Reply:

    نه مشکل از من بود که فراموش کردم که نباید توی یک نظر از دوتا لینک استفاده کنم
    خوب بیچاره یه هوش مصنوعی دیگه درک و خلاقیت نداره میره توی جفنگ :)

    جوون ساده روستایی Reply:

    راستی مشکل اشتراک ایمیلی هم به کمک یکی از دوستان خوب ولی ناشناس حل شد که میتونم هر وبلاگی که اشتراک ایمیلی نداره رو دنبال کنم (همانند وبلاگ تو)
    بزودی مطلبش رو هم منتشر می‌کنم (آخه توی دین اسلام میگن ذکات چیزی که یاد می‌گیری یاد دادنشه حالا درست که من نا مسلمون هستم ولی انسان که هستم)

    شاد باشی و پیروز

    زهرا Reply:

    من از روی تنبلی اینکارو نکردم گذاشتن فرمش دردسر داره :)))

  22. جواد ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۱:۵۹ ب.ظ

    نگاه کن زهرا، تو دانشگاه ما اینطوری بود که تشویقت میکردن با مداد بنویسی! جالب اینجاست که خودکار هم نه، مداد چوبی قابل تراشیدن …. میگفتن اثر خوبی رو فکر کردن داره. من خودم عادت دارم موقع نوشتن و فکر کردن (بماند که خیلی از BackLog ها همون موقع نوشتن به ذهنم میاد) به نوک اون مداده خیره میشم!

    الآن هم واسه جلسات یا یادداشت برداری شخصی چون حتی از دستخطم هم میتونم بفهمم اون موقع تو چه حالت روحی یا فکری بودم (تو مایه های Self Steganography)، از یه Touch Board (از اینهایی که روشون کاغذ رو میذاری و مینویسی، خودش یه نسخه Digitized هم برات ذخیره میکنه) استفاده میکنم. حساب کن یه نیمچه اتوماسیون اداری! هم واسه خودم نوشتم. چی شده … مامان – عروسک – بیست !! بهتر از این نمیشه.

    واقعا بهت توصیه میکنم این یه بار رو با طناب پوسیده من برو تو چاه :دی

    زهرا Reply:

    چه ایده جالبی:)

  23. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۶:۳۹ ب.ظ

    دکتر جان کلمات انگلیس منظورش بود.
    منم خیلی استفاده میکنم از این اصلاح کلمات.
    ایشالا به شمام نوبل بدن

  24. تیردخت ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۸:۵۱ ب.ظ

    من که وقتی بیکارم میشینم خط خطی میکنم :دی

  25. روشنک ۱۳۸۸-۰۹-۲۱، ۹:۲۳ ب.ظ

    دلم می خواست شما و خواننده های مؤنث وبلاگ شما هم خواسته ها و مطالبات و دغدغه ها و نگرانی هایشان را با جنبش سبز درمیان بگذارند و بگویند چه انتظاری از یک دولت سبز در آینده دارند .. دوست داشتم به چنین مطلبی لینک بدهم .. البته در صورتی که شما هم دوست داشته باشی .. چون حق دادنی نیست .. گرفتنیست .. اگر خودمان نخواهیم هیچ چیز عوض نمی شود حتی با وجود بستن مچ بندهایی همرنگ تمام رنگهای رنگین کمان هم ! .. : ) ..

    البته این بدین معنا نیست که خواننده های مذکر وبلاگ شما به عنوان یک مرد ایرانی .. یک همسر ایرانی .. یک فرزند ایرانی .. یک پدر ایرانی .. یک برادر ایرانی مطالباتی برای دختران و زنان خانواده و دوستان خودت نداشته باشند .. آنها هم می توانند بنویسند ..

  26. tabasom ۱۳۸۸-۱۱-۲۲، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    bad nist matalebe asheghanato ziyad kon .darzemn man be khatere test umadam