چطور میشه این دختر رو به زندگی برگردوند؟

* دخترخاله ام یه ماجرایی رو به نقل از همکلاسیش گفت که تمام روزم رو خراب کرد. همکلاسیش یه فامیلی توی پاکدشت داره که اینها دیشب مهمونشون بودن. ظاهرا وقتی از ماشین پیاده میشن تو ورودی خونه روبروییشون میبینن ۲ تا مرد و ۳ تا زن بودن که یکی از مردها یه زن جوان رو با لگد وارد خونه میکنه و مرد دیگه و زنها هم هیچکاری نمیکنن و از زن جوان دفاع نمی کنن. اینها وقتی میرن تو از فاملیشون میپرسن که قضیه چیه؟ فامیلشون هم گفته که این زن که عروس تازه اینهاست، آبروی این خانواده رو برده! در حالیکه دختر بدبخت اصلا دزدیده شده بوده.

* عروسشون اهل یکی از روستاهای ارومیه بوده. تا کلاس سوم راهنمایی بیشتر درس نخونده و توی ۱۹ سالگی با پسرخاله پاکدشتی اش ازدواج میکنه. ۲ ماه از عقدشون گذشته بود که میاد تهران خونه مادرشوهرش. یه روز مادر شوهره مریض میشه و آژانس میگیرن که برن بیمارستان. وقتی مادر شوهرش زیر سِرُم بوده، یه خانمی شروع میکنن با عروسه بنای دوستی گذاشتن و اینم چون دختره ساده ای بوده، همه زندگیشو به خانم غریبه میگه. خانمه هم ازش شماره و آدرس خونه مادر شوهرش رو میگیره. خلاصه چندباری بهش زنگ میزنه که بیا بریم سینما، اینم اهل نبوده، ولی یه بار که میخواسته پیاده بره خونه عمه اش توی پاکدشت، خانم غریبه میگه صبر کن من میام دنبالت، میرسونمت. وقتی میاد میگه من سرکوچه ام بیا برسونمت. اینم میبینه یه خانم دیگه هم سوار ماشینه، میشینه و وسط راه بهش میوه تعارف میکنن و بیهوش میشه. میگه ۲ هفته منو توی یه خونه ای نگه داشته بودن که هیچ وسیله گرمایی نداشت. فقط یه تخت اونجا بود. لباسهاش رو هم در آورده بودن و هر چند ساعت یه بار مردان مختلفی می اومدن و بهش تجاوز میکردن و بعدش به اون خانم پول میدادن و میرفتن. حتی به دختر بیچاره غذا هم نمیدادن. بعد از ۲ هفته که حالش بد میشه، دوباره سوار ماشینش میکنن و اونو یه جایی اطراف شهر ری ولش می کنن و مردم دختر بیچاره رو با اون وضع میبینن و بالاخره پلیس رو خبر می کنن و خانواده اش رو پیدا میکنن.

* حالا پلیس با مشخصاتی که عروسه داده، دارن دنبال اون زن غریبه، میگردن. خدا میدونه این زن این مدت این بلا رو سر چند تا دختر ساده لوح دیگه آورده؟! اما بدبختی بعدی اینجاست که شوهر و خانواده اش گفتن ما دیگه اینو نمیخوایم و آبروی ما رو برده و دنبال کارهای طلاق هستن و برای همین هزارجور بدرفتاری میکنن با این دختره بیچاره. از دیشب هی به خودم میگم: خدایا این دختر بدبخت چه سرنوشت غریبی داشت. درست همون لحظه که بیشترین نیاز رو داره که شوهرش و خانواده اش درکش کنن و حمایتش کنن و کمک کنن که به زندگی عادی برگرده دارن بیرحمانه ترین و غیر انسانی ترین رفتار رو با این دختر میکنن.

* راستش اونقدر حالم بده که حوصله هیچنوع تفسیری رو ندارم. به دخترخاله ام گفتم کاش به همکلاسیت میگفتی یه طوری با عروسه حرف بزنن که بریم ببینیمش، بهش دلداری بدیم، اقلا یک مشاور خوب بهش معرفی کنیم، این دختر با کسی حرف بزنه، از دردی که می کشه بگه، میترسم بلایی سر خودش بیاره. میگه چنین چیزی محاله. خانواده شوهرش دیگه اجازه نمیدن عروسه از خونه بیرون بره. میگن همون یکباری که تنهایی میخواستی بری، آبروی ما رو برای یک عمر بردی و الان همه محله و فامیل میدونن چه بلایی سرت اومده! نمیدونم اصلا چطور میشه این خانواده رو تحمل کرد؟ این دختر مقصره یا اون زنی که این دختر و دختران مشابه این رو می دزده که از طریق اینها به پول برسه؟ یا اون مردانی که به این دختر بی پناه تجاوز کردن؟ یا جامعه ای که تا این حد امنیتش زیر سواله؟ یا خانواده و نظام آموزشی که هشدارهای کافی به این دختر ندادن؟ این دختر صد درصد تا حالا از شهر خودشون بیرون نرفته. یا نذاشتن تنهایی بره وگرنه چطور تا این حد ساده لوح میتونست بار بیاد؟

* الان ۲ ساعته که دارم فکر میکنم این دختر چقدر درد کشیده. هم از اون دزدیده شدنش، هم اون تجاوزها و حالا هم رفتار غیرانسانی همسرش و خانواده همسرش. اصلا چطور میشه این دختر رو به زندگی برگردوند؟ آدم باید چقدر قوی باشه، که بعد از تحمل همه اینها هنوزم بتونه زندگی کنه. مخصوصا اینکه کسانی که باید الان ازش حمایت نمیکنن. امیدوارم حداقل رفتار خانواده خودش مثل خانواده همسرش نباشه.

۹۵ نظر

  1. نازنین ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۲:۳۹ ق.ظ

    خدایا چرا؟؟؟!!!!
    مگه این دختر چه گناهی داشت و چه کرده بود
    فقط تنها گناهش ابنبود که سادگی کرد و همراه یک غریبه رفت
    همین ..تنها همین

    خدایا می دونم تو پوشاننده ای عیب ها هستی
    خدا می دونم تو بخشنده ای گناهان هستی
    خدایا می دونم تو ستار العوبی /
    خدایا منی دونم تو بهترین دوست بنده هانی

    خدایا بهش کمک کن و بهش این صبر رو بده که بتونه این درد رو تحمل کنه

    اشک توی چشممهام جمع شده نمی دونم دیگه چی بگم

  2. نازنین ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۲:۴۶ ق.ظ

    دختر خوب می خوندی تا ببینی چی هست بعد می اومدی می گفتی………..///

  3. نی لبک ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۲:۴۸ ق.ظ

    سلام دوست عزیز
    من این مطلب را خواندم و بسیار متاثر شدم…
    کاری که از دست من برمی اومد این بود که با سایت میدان زنان تماس گرفتم و منتظر نتیجه هستم.مطمئن ام و د رواقع امیدوارم که بتونیم از این دوستان کمک بگیریم.ممنون از درج این مطلب و حساسیت شما.

    زهرا Reply:

    ببخشید چه ربطی به این سایت داره؟ من حوزه فعالیت این سایت رو نمیدونم اما اینها یک خانواده سنتی هستن مطمئنا هیچنوع همکاری ای نخواهند کرد. اصلا شما فکر می کنید خود این خانم هم حاضر باشند مثلا بیان حرف بزنن؟

    این نوشته بیشتر یک درددل بود و اینجا هم یک وبلاگ شخصی هست من ترجیح میدم کسی رو به دردسر نیندازم.

    Mahdi Moein Reply:

    شما وقتی حوزه فعالیت این سایت و نمیدونی ..بهتره در مورد ربط داشتن یا نداشتنش به این موضوع اینقدر زود موضع نگیری

  4. نازنین ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    نه عزیز دزدیده شده و بهش تجاوز شده در دو هفته پیاپی با مردان زیاد……

  5. ابک ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۲:۵۳ ق.ظ

    فکر نمیکنم هیچ راهی برای عبور راحتش از این جریان وجود داشته باشه
    حتی پیدا شدن اون زن هم دیگه نمیتونه بهش کمکی بکنه
    شاید دیگه هیچ وقت به زندگی عادی بر نگرده
    نکته درد آور اینجاست که ما هیچ کاری نمیتونیم براش انجام بدیم

  6. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱:۱۳ ق.ظ

    فکر میکنی فقط همین یه خانوم این اتفاق واسش افتاده؟؟؟؟؟!!!!!!
    گناهش اینه که ایرانی
    خانوم اینجا ایرانه اینجا پاکدشته، میدونی پاکدشت یعنی چی دیگه؟؟؟
    شما یه بار فیلم عروس آتش رو ببین. باور کن اون فیلم عین واقعیته هر چند خیلیا فکر میکنن زیاده روی شده اما من که پدرم خوزستانیه میدونم عین واقعیته.

    زهرا Reply:

    مگه من گفتم فقط برای ایشون این اتفاق افتاده؟
    کجای متن این جمله رو استنباط کردین؟

    مهدی Reply:

    jتو چرا جدیداً اینقده بد موضع میگیری؟؟؟!!!!
    بعدم منضورم این بود که این چیزا تو ایران اسلامییییییی خیلی طبیعی شده. شما اگه واسه این یه مورد ۲ ساعت نشستی فکر کردی پس اگه بقیه موارد رو بشنوی کل زندگیتو خون گریه میکنی.
    من حرصم از این میگیره که بعدم میایی طرفداری از این نظام میکنی و تریپ روشنفکری بر میداری. بابا فکر نکن ما مغرضیم درست خود مردم هم مقصر هستن اما متهم شماره یک همین آقایون اسلام پناه هستن.
    در ضمن ما دوست شما خواننده وبلاگ شما هستسم. نظر شما هم محترم ما هم نظر خودمون رو میگیم. دعوا نداریماااااا D:

    *.* Reply:

    عزیز جان آقا مهدی
    خیلی ناراحت نشو… نخوندی که اولش گفت حسابی حالش را گرفته
    البته فکر نکنم کسی باشه که این مطلب رو بخونه و حالش خراب نشه
    پس یکم یواش داداش…

    مهدی Reply:

    عزیزم آقای *.* برادر من. ما که نمیگیم ناراحت نیستیم. اما شما واقعاً تازه این چیزا رو دیدن که ناراحت شدین؟؟؟؟!!! اگه تازه این بدبختی ها رو دیدن که حرفی نیست.امیدوارم بازم ببینین چون خیلیییییییییی زیاده. ما که دیدم و گریه هامونم کردیم.
    واقعاً دیدن این چیزا خیلی مفیده.دیگه بعضیا نمیان بگین آمریکا همش کشت و کشتار و بدبختیه ایران گل و بلبل و سنبله.
    تو رو خدا نیایین باز بگین ما کی گفتیم ایران گل و بلبل و سنبله. میگید مشکل داریم اما جوری میگین که ما جزو بهترین کشوراییم. شما فکر کن همین اتفاق تو آمریکا افتاده بود ببین ۲۰:۳۰ و بقیه آقایون چطور تو بوق و کرنا میکردن. اما این چیزا روزانه تو ایران اتفاق میوفته کسی هم ککش نمیگزه. یه موقع هایی هم شما میشنوین اینجوری دلتون میگیره.

    جوون ساده روستایی Reply:

    بله منهم با استنباط مهدی از موضع‌گیری جدید بانو اچ‌بی موافقم(البته هیچکدوم از ما جای ایشان نیستیمو موقعیت روحی ایشان را نمی‌دانیم و قضاوت درست نیست)

  7. فرشاد ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱:۴۰ ق.ظ

    دلیلش جبر جغرافیاست

    حامد Reply:

    :)) شاید هم جبر خطی. شاید هم جبر ماتریسی. کی میدونه؟

    جوون ساده روستایی Reply:

    نه عزیزانم به نظر من جبر فرهنگی و دینی افراطی است

    حدیثه Reply:

    چه ربطی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟ تجاوز تو جاهای دیگه دنیا که به دور از افراط نیست ؟؟؟ بابا فکراتونو باز کنین … اصلاً ربطی به دین نداره .آخه تا کی این همه سطحی باشیم _ لطفاً جبهه نگیرین . قصد توهین ندارم _

    زهرا Reply:

    چه ربطی به دین داره؟ حالا بی دین ها غربی ها یا هرکی که فکر می کنین تو جوامعشون تجاوز نیست؟!!

  8. رز سیاه ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱:۵۱ ق.ظ

    :-<
    گاهی آدم از مرد بودن خودش شرمش میگیره
    مرد که نه
    مذکر بودن
    چون کسی که همچین کاری می کنه انسان نیست که مرد یا زن باشه

    Mahdi Moein Reply:

    شما توجه داشته باش که نقش اصلی رو هم نوع خودش بازی کرده..نمیخواد شرمنده شی

    جوون ساده روستایی Reply:

    اینجا هیچ ربطی به جنسیتها نداره
    البته از دیدگاه من

  9. احسان ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۲:۰۰ ق.ظ

    همه اینا یه طرف؛ اون زنه رو بگو که چطوری این پول ها از گلوش پایین میره !!
    از این که اسم من رو بزارن انسان خجالت می کشم، به خدا حیوان ها شرف دارن نسبت به اینا …

    زهرا خانوم؛ جسارت نباشه ولی شما جواب کامنت ها رو یکم سنگین می دی.
    حق با شماست به من ربطی نداره …

    زهرا Reply:

    کدوم کامنتها؟ اگه منظورتون این پسته که من تا همین الان ۱۱ تا کامنت رو حذف کردم اعصاب پولادین میخواد

    *.* Reply:

    آخی عزیزم… خدا قوت…

  10. ali ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۲:۰۲ ق.ظ

    مخ ما هم ترکید
    راه حل یم به مخ ترکیده نمیرسه
    خوبه عبرت بگیریم و به فکر باشیم

  11. مهدی نامور ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۲:۲۳ ق.ظ

    متاسفانه در ایران برخورد مناسبی با افرادی که دچار خطا و اشتباه شدن، صورت نمی گیره و فکر هم نمی کنم در هیچ کجای جهان اروپایی به اینصورت با افراد خطاکار برخورد کنند.
    شاید آن دختر به نوبه ی خود در جامعه کثیف شهری امروز، دچار مشکلاتی خودساخته شده است اما نقش پررنگ اطرافیان آن دختر در بروز این مسئله قابل انکار نیست. در ابتدا پیشنهاد می کنم برای برگرداندن دخترانی این چنینی به زندگی پاکشان، از خودمان شروع کنیم و با توصیه ی بجا و رفتارهای خردمندانه، بتوانیم فرزندان ِ فردایمان را از مسائل فاجعه انگیز امروزی مصون نگهداریم.
    زیاده عرضی نیست، عمرتان باقی

    جوون ساده روستایی Reply:

    درود بر مهدی جان و بانو اچ‌بی

    خوب هر کسی که این مطلب را خوانده باشه بی‌شک حال روزی نخوبی بهش دست نمی‌ده و ناراحت خواهد شد(اگر نشو به انسانیت باید شک کرد)

    نخست:به گفته بانو اچ‌بی : “اما اینها یک خانواده سنتی هستند”(البته سنت‌های اشتباه) و این اولین مشکل هستش که توانایی برخورد با این موضوع را ندارند و قدرت استدلال موضوع به دلیل باورهای غلط ازشون سلب میشه.

    واما مقصرین رویداد این ماجرا:
    دختر: مقصر هستش ولی فقط در حد اینکه زود باور بوده و به انسانهای دیگر زود اطمینان کرده همین و بس.

    اون زن فاسد:خوب مقصر اصلی ماجرا(تجاوز و…) این حیوان است(با عرض پوزش)

    اون مردان متجاوز: اونها هم دسته کمی از اون زن ندارند و از دیدگاه من جفتشون بنده خوی حیوانی خود شده‌اند(البته اینجا باید از حیوانات پوزش بخوام که بهشون توهین کردم)

    جامعه بی امنیت: بی‌شک دولتمردان مسدول حفظ امنیت شهروندان هستند و امنیت جامعه نقش خیلی مهمی در این داستان داشته(ولی نه همه نقش)

    اما در خصوص مقصر اصلی این ماجرا من جامعه را بیش از پیش مقصر می‌دانم
    خانواده و نظام آموزشی که هشدارهای کافی به این دختر ندادند و نوع برخورد جامعه با زن و دید به عنوان شهروند درجه ۲ و یا حتی در برخی موارد درجه چندم در جوامع اینچنینی که شوربختانه ناشی از دیدگاه افراطی دینی و ستنهای غلط است که تنها زن را وسیله‌ای می‌پندارند.

    اما سوز و عذاب این داستان اینهایی که گفتیم نیست
    عذاب دوهفته تجاوز و گرسنگی نیست
    عذاب برخورد همسر و خانواده است برخوردی که تمام شرافت انسانیت را انسان بودن را زیر سوال میبره
    درد و گرسنه‌گی قابل فراموش و جبران هستند ولی ضربه روحی که اون دختر خورده فکر نمیکنم به هیچ عنوان قابل قابل جبران باشه.
    بعد از بازگشت دختر و در جایی که باید حمایت و پشتیبانش باشند اینچنین نمک بر زخم پاشیدن…
    زیاد نوشتم و از نظر تبدیل به مقاله داره میشه
    هنوز خیلی نوشته دارم ولی چه میشه کرد؟
    فقط کافی است ۱ لحظه فکر کنیم که جای اون دختر هستیم فقط ۱ لحظه

    رضا Reply:

    منم همین که ایشون گفتن . بخصوص اونجا که جامعه رو مقصر اصلی میدونن.

  12. رامین ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۲:۵۴ ق.ظ

    سلام بر شما

    زهرا خانم شما چرا اینقدر تهاجمی برخورد میکنین؟

  13. یک دوست ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۳:۵۶ ق.ظ

    ۱٫ متاسفم
    ۲٫ به اون دختر باید دلداری دارد و الان اون به حمایت احتیاج داره… نه حمایت یک غریبه.. یک آشنا.
    ۳٫ به جای صحبت با اون دختر، باید با شوهر و خانواده ی اون دختر صحبت کرد.
    صحبت رو باید داد دست کسی که از وی حرف شنوی دارن،
    یک ریش سفید یا معتمد …. چون خانواده سنتی هستند، میشه از یک روحانی هم استفاده کرد… روحانی مسجد اون محل،
    چون خانواده اش سنتی هستند و احتمالا وقتی با استدلال دینی روبرو میشن،
    مقداری کوتاه میان.
    در واقع باید خانواده شوهر رو تحت منگنه “دین” و “ریش سفیدی” گذاشت.

    بعد؛
    باید به اون زن آگاهی داد….

    جوون ساده روستایی Reply:

    فکر میکنم ایشون بهترین راه را پیشنهاد کردند
    ولی فکر میکنم اون زخم هرگز خوب نشه و تاثیر منفی‌اش رو گذاشته
    برداشت غلط از دینشون باعث همچین برخوردهایی شده.

  14. سیمین ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۴:۰۳ ق.ظ

    به نظر من مقصر اول اون پدر و مادری هستند که دخترشون رو اجتماعی نکردند که بدونه چه خطراتی در این جامعه وجود داره و بعد هم اون شوهر بی غیرتش!
    اگه اون شوهر غیرت داشت از ناموسش جلوی بقیه دفاع میکرد.

    To be honest if something like this happens to me and my husband does treat me like hers then, “Man khodam 3 talaaghash mikonam!!!!”.

    If I was her and I had parents, friends or a family member who would support me , I would have continued my study, get a job and become independent. That’s the only way she can have a life and be equal to others. The other option is to find an old lonely man who wouldn’t care about “Harf e Mardom” and is happy to follow “Sonnat e Peyghambar”. (In this case, whoever is match making would benefit from the “Savaab” too! ;)
    s

    مهدی.پ Reply:

    your idea is perfet and great

  15. amir ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۴:۲۵ ق.ظ

    یه ذره باور کردن این مسئله سخته برای من . مسئله به این سادگی که شما میگی نیست قطعن . آخه خودت یه لحظه تصور کن ، ببرن توی خونه با یه تخت مردا بیان تجاوز کنن و پول بدن؟ بدون غذا در دو هفته؟

    جوون ساده روستایی Reply:

    مهدی عزیزم شما فکر کن این داستان یک تخیل هستش

    مسئله مهم است امنیت نوع برخورد با اینگونه مشکلات در جامعه ما

  16. asaadat ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۹:۰۹ ق.ظ

    پیشاپیش عیدتون مبارک

  17. رسول ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۹:۲۳ ق.ظ

    راستش نمی دونم چی بگم…
    چند وقت پیش خواهرم تعریف میکرد که تو خوابگاهشون یکی از دانشجوها اقدام به خودکشی میکنه… اما یه نفر قبلش زنگ میزنه به خوابگاه و میگه… بالاخره نجاتش میدن… اونم قضیه اش شبیه به اینه اما از طریق عشق و عاشقی…
    نمی دونین چه تاثیری رو خواهر من و بقیه گذاشته بود… خیلی براش ناراحت شدم…
    از خدا میخوام به همه کمک کنه…
    دیشب قرآن میخوندم…
    سوره حجر
    آیه ۷۲
    ” ای محمد..! به جان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی و به حیرت و غفلت و گمراهی خواهند بود… “

  18. مازیار ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۹:۵۵ ق.ظ

    من فکر نمی کنم اون زن بیچاره با این شرایط و وضعیت فرهنگی مردم عامی دیگه بتونه پیش همسر و خانواده اش زندگی کنه. شاید بهتر باشه در چنین وضعیتی دولت مداخله کنه و مثلا بهزیستی اون زن بدبخت رو زیر سرپرستی بگیره. همسرش هم که خواهان طلاقه و نباید با این کار بعد از طلاق مشکلی داشته باشه. ضمنا آدمی که اینطور مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفته نیازمند مراقبت روانی بسیار زیاد و طولانی (مشاوره، روانکاوی و احتمالا مصرف داروهای ضد افسردگی و اضطراب و… از طرف روانشناس و روانپزشک مجرب) هستش تا بتونه با خودش و کابوس اون دوران کنار بیاد و آروم بگیره… مراقبت پزشکی در اسرع وقت هم مورد نیازه که در برابر بیماریهای مقاربتی و… پیشگیری یا درمان بشه.
    من نمی دونم، ولی شاید کسی بتونه این موضوع رو با کسی که تو حکومت کاره ای باشه مطرح کنه و راه نجاتی برای اون بدبخت پیدا کنه؟ من فکر می کنم کمک به چنین آدمهایی باید جزو وظایف اصلی هر حکومتی باشه…

  19. حامد ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۹:۵۵ ق.ظ

    متاسفانه تو جامعه کشور ما اون دختر دیگه به راحتی نمیتونه به زندگی برگرده
    این واقعیته اما باید قبول کرد. دختری با اون سن و سال و با اون ساده لوحی که معلومه داره تاب و تحمل این همه درد رو نداره
    از اینور خانواده شوهر و شوهرش اینطور و از یه طرف دیگه معلوم نیست خانواده خودش چه رفتاری باهاش داشته باشن
    اگر به مرکز مداخله در بحران های اجتماعی معرفیش کنید فکر کنم امیدی باشه.
    خوب البته که خونواده شوهرش اجازه این کارو نمیدن اما حداقل شما میتونید یه گزارش بدید. با شماره ۱۲۳ تماس بگیرید و جریان رو تعریف کنید اون ها البته اگر مسئولیت پذیر باشن میتونن کمک کنن.

    مهدی.پ Reply:

    صبر امید در دل ها نمیمیره
    همیشه امید هست برای زندگی پس تا شقایق هست باید زندگی کرد

  20. محمدرضا ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۰:۲۳ ق.ظ

    خدایا قدرتتو بنازم که میتونی آدمی به این پستی بیافرینی، چه اون زنی که این بلا را سر یه همجنس خودش میاره و چه اون نامردی که میتونه پاره تنشو،همسرشو که اینقدر مورد ظلم واقع شده(و مقصر هم نبوده) اینطور مورد آزار و اذیت قرار بده.واقعا اگه من جای این زن قرار بود یه همچین فشاریو تحمل کنم چی میشد؟بهش فکر کردیم؟اون وقتائی که واسه یه درد کوچولو خدا و دین و همه چیزمونو فراموش میکنیم و اونطور از خدا طلبکاریم به همچین مشکلاتی فکر کردیم؟
    دعا کنین خدا به این زن صبر بده.هرچند اون خدائی که من میشناسم خودش بهتر از ماها نیازهای بنده هاشو میشناسه و از هرکسی بهتر ندای یا غیاث المستغیثین را از کنج دل بنده هاش میشنوه و جواب میده

    مهدی Reply:

    آقای یا غیاث المستغیثین
    برادر خدا آدمی رو پست می آفرینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
    خدا نه محمد رو محمد آفرید نه معویه رو معاویه.این محمد بود که شد محمد و اون خود معاویه بود که شد معاویه.
    برادر جبری در کار نیست مشکل از خود ماست بیخودی گردن خدا ننداز

  21. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ

    هیچ وقت قبل از خوندن نظر نده.
    به عنوان یه مرد خیلی متاثر شدم هم از جامعه ی کوچک خوندادش هم از جامعه بزرگ اجتماع هم از جامعه ی بی جامه ی بی محتوا !

  22. پریزاد ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    خیلی متاسف شدم…
    اما چرا همه دارین از ساده لوحی این دختر میگین؟قبول دارم که ساده لوحیش هم نقش داشته توو این جریان. اما به نظرتون امثال ماها هم که انقده ادعامون میشه که عاقلیم وفهمیده رو نمی تونن گول بزنن؟ نمی تون با ما دوست بشن ومارو سوار ماشین بکنن ومیوه مسموم بهمون بدن؟؟؟؟

  23. محمد ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۱:۵۰ ق.ظ

    تلخ ولی عادی!

  24. محمد ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۱:۵۳ ق.ظ

  25. ژوکر ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱:۰۰ ب.ظ

    سلام.
    از خوندن این خبر خیلی متأثر شدم! , و متأسف هستم برای این اتفاقی که افتاده است.
    چند تا از کامنت‌ها رو هم خوندم، بعضی‌هاشون جالب بود از این منظر که، هر کسی از ظن خود شد یار من!!!

    داشتم با خودم فکر می‌کردم که برای مطلب‌تون کامنتی بگذارم یا نه، یکم فکر کردم بهتر دیدم بنویسم چون بازنشری می‌شود برای آنچه که انسان را وادار می‌کند تا تأمل کند برای آنچه که پیرامونش می‌گذرد.
    اول اینکه شاید سخت باشد درک‌ش اما همه بر می‌گردد به انتخاب خود دختر که در این زندگی‌اش دارای چنین شرایطی باشد و انتخابش موجب شود تا در چنین شرایطی قرار گیرد و نهایت امر مواجهه شدنش با این آزمون و نتیجه‌اش مشخص می‌کند که چقدر در ارتقاء روحی‌اش و یا نه عدم موفقیتش در این زندگی چه جایگاهی داشته باشد. (قبول دارم درکش خیلی غامض هست اما اگر واقعیت نداشه باشد عدل خداوندی زیر سوال می‌رود).
    در مورد دیگرانی که با او هستند هم یک آزمون هست که چگونه با این موضوع برخورد کنند و مسلماً هر رفتاری کارمایی دارد که شاید در این دنیا و از منظر آدمیان مکافاتی نباشد اما بی‌شک در دوره حیات‌ش سخت اثرگذار خواهد بود.
    دوم مسلماً برقراری ارتباط با این خانم و کمک کردن به او برای گرفتن تصمیم درست و ادامه راه زندگی امری پسندیده هست که با توجه به خلأ قوانین حمایتی حضور NGOها و یا گروه‌های فعال خیلی مفید فایده هستند.
    سوم هم اینکه بعضی از وقایع در زندگی ما غیر اجتناب‌پذیر هستند، یعنی اینکه ما با طرز فکر و انتخاب خودمون موحب بروز و زمینه‌سازی شرایط هستیم، هر چند ایمان داشتند به این موضوع سخت هست… خیلی سخت.
    چهارم… بعد از خواندن مطلب لبخند بزرگتر بر چهره داشتم و به مخاطبم می‌گفتم حال‌مان خوش است اما زیر لب زمزمه می‌کنم (تو باور نکن)…

  26. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱:۳۱ ب.ظ

    اول میخواستم کلی فکر کنم ولی راستش رو بخوای زهرا این قضیه برای ادم فکر نمیزاره

    میدونی چیه متاسفانه چند وقت پیش یه هم چین قضیه ای رو توی دانشگاه برای هم کلا سیا تعریف کردم همهشون فقط میخندیدن وکل واکنششون همین بود

    ما ادم ها مخصوصا ما مردا دلمون از سنگ شده یه ذره فکر نداریم

    اون مردا متاسفانه یه ذره فکر نکردن اون دختر دل داره یه ذره ابرو داره نباید ابروش رو ریخت فاجعه اینجاست

    ولی عمق فا جعه اینجاست که یک زن پای این دختر بی گناه رو وسط کشیده و ابروش رو برده

    یعنی اون زن انقدر پست بوده که به یه همجنسش رو گول بزنه و این بلا رو سرش بیاره

    هنوز اون فیلم ۵ دقیقه ای رو که چهار تا نره قول داشتن به یه زن بیگناه تج +اوز میکردن
    رو یادم نرفته اون تقلا کردنهای دحتره انقدر ناراحت کننده بود که من عین دیوونه ها تو کل شب نتونستم بخوابم.

    اینجا مشکل از دولت نیست از فرهنگ پایین بعضی هامون هستش

    ببخشید انقدر متنم غلط داشت زهرا جان

  27. حمیدرضا ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱:۴۲ ب.ظ

    من تنها راهش کمک خداست. من یکبار تصور کردم با خودم که اگه همچین اتفاقی برای زن آیندم بی افته و مثلا بدزدنش و چندین مرد بهش تجاوز کنن چیکار کنم. واقعیتش به نتیجه درستی نرسیدم هیچ جوره. یعنی هرجور فکر کردم که باز با این زن میتونم زندگی کنم گرچه می دونم بی گناه بوده ولی بازم خیلی سخت بود.حتی اگه باهاش زندگی هم کنم دیگه نگاهم بهش نگاه بدیه… فیلم میلنا رو اگه دیده باشید مثل اونه تقریبا گرچه شوهر اون مرد بهتری بود

    حدیثه Reply:

    اگر شما جای اون مردا بودین هم همسرتون می تونست شما رو ببخشه ؟؟؟
    ببخشین قصد جسارت ندارم اما شما اقایون معمولاً همه کار می کنین اما همسر قدیسه می خواین … اون خانم بی گناه ترین بوده تو این داستان _ یه دختر صد در صد معصوم و ساده ….

    مهدی Reply:

    با این حرف این خانوم مواقم. ما مردا خودمون هزارتا کار میکنیم اونوقت زن قدیسه هم میخواهیم. والا.

  28. رضا خانی‌پور ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۲:۰۸ ب.ظ

    با یک مثال واقعی و دردناک به راحتی عمق جامعه‌ی کثیف ایرانی رو نشون دادی‌.
    جامعه‌ای که دختران این‌قدر در خفا بزرگ می‌شن که در هر موقعیتی به هر کس و نا‌کس اعتمماد می‌کنن‌.
    جامعه‌ای که برای پول در آوردن دست به هر کاری می‌زنن که باز نمونه‌هایی بدتر از این رو می‌شناسم‌.
    جامعه‌ای که این‌قدر غریضه‌ی آدمی زاد و توش نادیده گرفتن‌و می‌خوان جامعه رو به جدال باهاش تشویق کنن که مرد‌هاش حاظرن به دختری تو اون وضعیت تجاوز کنن و پولش رو به … بدن‌.
    جامعه‌ای که توش آدم‌هایی به احمقیه خانواده‌ی این دختر رشد می‌کنن که باز نمونه‌هایی بدتر ازش می‌شه نشون داد.
    متاسفم‌، تنها کلمه‌ایه که می‌تونم بگم و ای‌کاش می‌تونستم کاری بیشتر از این انجام بدم‌.

  29. پانته آ ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۳:۳۸ ب.ظ

    زهرا جون سلام،
    می فهمم چی می گی!
    من هم یه وقتایی بعد از شنیدن این جور ماجرا ها (که متاسفانه توی اجتماع ما کم هم نیستن)، حالم بد می شه و یکی دو هفته ای داغون میشم.
    به نظر من تنها کاری که میشه کرد اینه که آموزش زن ها و دخترا یه جوری بیشتر بشه تا چشمشون باز بشه و به مردم کورکورانه اعتماد نکنن.
    البته، همون طوری که یکی دیگه هم بالا گفته، هیچ تضمینی نیست که هممون یک چنین اشتباههایی نکنیم.

  30. ‏)( ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۴:۱۴ ب.ظ

    Man kari b in kara nadaram har khanomi k mikhad ba man dost beshe ba man tamas begire ta bishtar ba ham ashna beshim : o9363657548

    Mahdi Moein Reply:

    کاری به این کا را نداری …می خوری میای اینجا زر مفت میزنی

    مهدی.پ Reply:

    جوابت منطقی نبود.
    بزار هر چی دل تنگش میخواهد بگوید .
    این وبلاگ برای همینه دیگه هر کسی هر نظری داره بگه
    سخت نگیر .

    ناشناس Reply:

    این موضع با مطالب این پست تطبیق ندارد
    موضوع دوستی با اختیار یا از سر اضطرار ارتباط کمی با این موضوع دارد به هر حال
    این رفتار ها نشان از فروپاشی اجتماعی دارد که نشانه های آن در جامعه مشاهده می شود .
    شمایی که نیاز به هم صحبت داری باید به فکر این باشی که یک محبت پایدار را مطالبه کنی تا بتوانی همیشه و از همه ابعاد نیاز های خود را رفع کنی .
    نیاز های رفع نشده
    نظارت های ناقص
    تربیت ناپایدار
    تداخل فرهنگی
    نبود برنامه ریزی مناسب در فعالیت های توسعه
    نتیجه اش فقر در ابعاد مختلف است که یک نمونه اش را حکایتش را شنیدید

  31. بهنام ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۵:۰۰ ب.ظ

    دردناک هست.

    شاید آن خانواده الان زن رو عمدا آزار میده تا از مهریه اش بگذرد و طلاق از طریق “خلع” واقع شه.

    با پیشنهادات “یک دوست” در بالا موافقم.

    در ضمن باید پلیس رو هم در جریان گذاشت اگر نیستند.

    با ارادت
    بهنام

  32. Lonardo davinchi ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۵:۰۰ ب.ظ

    Kasi nagoft in dokhtare tanha to in shahre sholog beyne negahe harzeye mardome sar ta pa dorog ……………………. tosiye mikonam linke in taranaro to veblaget bezari akhe kheyli b halo havaye postet mikhore

  33. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۷:۳۸ ب.ظ

    گریه کردم…

  34. علیرضا ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۸:۵۵ ب.ظ

    وجود یک تن فروش نسبت به وجود تو فکر کنم معنا و مفهوم بیشتری در جامعه داشته باشه …. بدبخت نگاه کن به جامعه ات و توییت کن… اینقدر بی مصرف و خنثی نباش..

    هرچی گشتم جز علاقه ات به قیمه و کباب و انگشت کردن فامیل چیز دیگه ای ندیدم..

    باز هم نباید دلم بسوزه؟! باز هم نباید نگران ریده شدن به اوقات دختر ایرانی بود؟

    به خدا قسم که تو نشان دهنده روزمرگی های یک دختر ایرانی. یک دختر ایرانی فعاله. چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ فرهنگی. اجتماعی و….

    باز هم میگم که برات نگرانم چون:

    هرچی گشتم جز علاقه ات به قیمه و کباب و انگشت کردن فامیل چیز دیگه ای ندیدم..

  35. پیام ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۱۱:۲۸ ب.ظ

    اینکه برای اون دختر چیکار می‏شه کرد رو درست نمی‏دونم، امّا الآن باید ببینیم چیکار می‏تونیم بکنیم که از این اتفاقها کمتر بیفته، چرا اون آدم‏ها باید اون کارها رو انجام بدن؟ راه پیشگیری چیه؟ چرا اون زن باید راه بهتری برای پول درآوردن نداشته باشه؟ چرا اون مردها باید عقده‏ای باشن؟ چرا؟

  36. *.* ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۱۲:۲۷ ق.ظ

    الهم عجل لویک الفرج
    الهم عجل لویک الفرج
    الهم عجل لویک الفرج
    الهم عجل لویک الفرج…
    بلاخره همش یک روز تموم می شه…باور کن رفیق

    Mahdi Moein Reply:

    باشه

  37. *.* ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    سلام
    خیلی خیلی تلخ بود

  38. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۱:۴۵ ق.ظ

    با سلام
    در مورد مسایل اجتماعی و آسیب های آن چند رویه وجود دارد
    -اقدام پایدار
    -اقدام موردی و موقتی
    اقدامات پایدار
    -افزایش امنیت اجتماعی با افزایش آگاهی از طریق نظام آموزش های غیر رسمی و بدون رسمیت
    -افزایش امنیت اجتماعی با ایجاد پلیس اجتماعی
    -افزایش امنیت اجتماعی با تقویت نظام قضایی
    -افزایش امنیت اجتماعی با وضع قوانین مناسب
    -افزایش امنیت اجتماعی با تقویت نظام پژوهشی
    -افزایش امنیت اجتماعی با تقویت نظام آموزشهای رسمی
    -تقویت امنیت اجتماعی با ایجاد و تقویت نهاد های غیر دولتی
    -تقویت امنیت اجتماعی با استفاده از فن آوری های نوین نظیر ICT , نصب دوربین های مدار بسته در اماکن عمومی
    اقدامات موردی و موقت
    معرفی خانواده فرد به مشاوره روانی , مشاوره مذهبی , مشاوره درمانی برای طی دوره آموزش برای برخورد با این فرد آسیب دیده
    معرفی فرد آسیب دیده به مشاوره مذهبی و روانی و درمانی برای مقابله و برخورد با این حادثه از طرف این فرد
    طراحی روشهای کمک به این فرد در زمینه تامین مالی و اجتماعی از طرف نهاد های حمایتی نظیر کمیته امداد , بهزیستی و ……
    اولین راه کار می تواند تغییر محل زندگی , بهبود روحی و جسمی , تامین مالی و شغلی از طرف خانواده و نهاد های حمایتی است

    مهدی.پ Reply:

    احتمالا میان ترم داری فردا پس فردا

    ناشناس Reply:

    کاری که خلاصه شده و چکیده اون ارایه شده
    تو این وبلاک ها که نمیشه زیاد مطلب نوشت من یک بار گفتم این مطالبی که سرکار خانم مهندس زهرا اچ بی می زنند حد اقل نیاز به یک مقاله کامل و نیز یک کار میدانی تحقیقاتی هست و واقعا جای تحقیقات روی فضای مجازی در ایران خالی هست چه میشد هر کس می توانست بعد از خواندن این متون یک پرسشنامه تحقیقاتی طراحی بکنه و انو از مطالعه کنندگان در فضای مجازی پر کنه و نتیجه شو به صورت یک مقاله علمی منتشر کنه
    کارهای خانم اچ بی از این جنس است. و مسایلی که گاهی میزنند واقعا مشگل اساسی جامعه ماست و واقعا دوست دارم یک پژوهشکده در زمینه مطالعه و بررسی وبلاکها در ایران راه بیافتد من حاضرم دراین زمینه همکاری کنم .یعنی اساسنامه شو بنویسم و در اجراش کمک کنم
    به نظرم در خیلی زمینه ها می تواند مفید باشد

  39. مهدی.پ ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۲۲ ب.ظ

    من فکر میکنم این مسائل بوده و هست اینکه ما چطور با این مسائل برخورد کنیم و چطور چنین مسائلی رو ریشه کنم کنیم مهمه.
    در مورده این خانم مطمئنا باید طلاق بگیره یا شوهرش باید با این موضوع کنار بیاد
    پس در هر دو حالت به زندگی ادامه خواهد داد و فراموشی چیزی است که خداوند در درون ما قرار داده.
    اما مسئله مهم اینه که چطور چنین مسائلی ریشه کن بشه و اون به نظر من بر میگرده به فرهنگه ما و محدودیت هایی که در کشور ما وجود داره.
    حل کردن محدودیت نیاز به بحث قویتر داره.
    اما فرهنگ: من فکر میکنم ما باید بیشتر با دینمون اشنا باشیم.
    بیشتر جوان های ما به خاطر مسائل کشور از دینشون فاصله گرفتن و همه چیزو با هم مخلوط کردن .
    پس باید فرهنگ سازی کرد.

  40. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۵۳ ب.ظ

    زهرا چرا کامنت من تایید نشد من که این دفعه باهات موافق بودم

    هان تو رو خدا جوابمو بده

  41. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۱۶، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    شاید مطالب طولانی خواندن نداشته و خیلی ها به راحتی ازش بگذرند(همون کاری که من طی چند روز گذشته انجام دادم)

    اما باید دید که نوع مطلب چگونه است.

    و به گفته دوستان ابتدا بخوان بعد :)

  42. میلاد ۱۳۸۸-۰۹-۱۶، ۲:۱۱ ق.ظ

    از نظر من بلای سردخترهایه خر بیاد کمه.اخه ادمه خر تو با چه اعتمادی سوار ماشینی میشی که نه میشناسی نه میدونی کیه ونه…تنها راهش خود کشی یعنی از نظر شما راهی مونده…بمونه چه کار گیرم چند سال زنده موندو زجر کشید.

    مهدی Reply:

    تو اینکه بعضی از دخترا خیلی احمق تشریف دارن بحثی نیست.اما خوب به این بیچاره باید حق داد. بیچاره به زندگی توی پاکدشت و اون مدل آدما عادت نداشته.این اتفاق مکنه واسه همه ماها تو میحیط های جدید به نوعی اتفاق بیفته و کلاه سرمون بره.

    باز نیایین فمنیسم بازی در بیارین. اون مدل دخترایی رو میگم احمقن مثل همین دختری که این زهرا خانوم تو مترو دید تو این پست قبلی.

  43. بهروز ۱۳۸۸-۰۹-۱۶، ۴:۴۲ ق.ظ

    اصلا انتظار همچین داستان اسفباری رو نداشتم فکر میکردم درباره یه دختر یتیم یا معلوله .

    برای جامعه ای که اونقدر شعور نداره که فرق یه قربانی رو با یه فاسد بدونه متاسف شدم ..
    همه از فرهنگه خدا کنه که از این همه تعصب خلاص بشیم و فرق بزاریم بین بی آبرویی و جنایت

  44. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۰۹-۱۶، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    زهرا چرا کامنت های من تایید نمیشن

    مشکلی پیش اومده

  45. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۱۶، ۱۲:۱۵ ب.ظ

    با درود
    گویا نظر نهایی من رد صلاحیت شده ؟ یا اینکه در صفحات دیگری است که ما قادر به دیدنش نیستیم؟

    ناشناس Reply:

    احتمالا همین طور است
    چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی

  46. تینا ۱۳۸۸-۰۹-۱۸، ۲:۳۹ ب.ظ

    برو از طریق نامه های مردمی به ریس جمهور کمکش کن!
    یا سازمان های خیریه حوزه علمیه قم!

    زمانی که NGO های زنان و فعالیت های اجتماعی که اطلاع دادن به زنان و کمک به مواردی مانند این بود را نابود می کردند و هر روز به نهادهای امنیتی احضار می شدند ، صدای تو در نیامد چون آنها روشنفکر غرب زده بودند که با توده ارتباطی ندارند و درد های محرومان را نمی فهمند!

    برای نشان دادن یک نمونه عملی ماجرای «مرکز «مهرانگیز کار» برای درمان زنان سرطانی شهرستانی‏» را در اینجا بخوان تا ببینی که خود متولیان حکومتینگذاشتند خدمتی هر چند اندک به این زنان محروم انجام شود چون بانیش از فعالان حقوق بشر بود و حتما طرفدار آمریکا و اسرائیل و می خواست در آنجا براندازی نرم را به زنان سرطانی آموزش دهد!
    ( در وب پیج زیر قسمت ««مرکز «مهرانگیز کار» برای درمان زنان سرطانی » در انتهای صفحه را مطالعه کن)

    http://www.mehrangizkar.net/archives/000442.php

    یا حق

  47. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۱۸، ۵:۱۱ ب.ظ

    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    و باید برای برای پیشرفت کشور از هر نقطه مثبت افراد بهره گرفت من حاضرم مخالف من نظر درست مرا اجرا کند و کشورم جلو برود تا اینکه نظر من به نام من و با رعایت حقوق مادی و معنوی کاملش به من برسد
    البته تلاش خودم را هم میکنم که این حقوق هم در این زمینه رعایت شود و کسی به دنبال دزدی از فکر و اقدامات من نیافتد
    یوسف را ببینید که با فرعون برای رفع مشگل همکاری می کند البته بدون آلوده شده به اخلاق فرعونی و آسیه را ببینید همسر فرعون می شود بدون اینکه اخلاق فرعونی پیدا کند
    برادر یا خواهر محترم این منیت هاست که ما را به این روز انداخته است والا خانم کار اگر واقعا می خواست کار خیر انجام دهد میرفت به همین نهاد های موجود کمک میکرد
    اینها به دنبال تشکیل نهاد های سایه هستند تا کار اصلی شون رو پیش ببرند

  48. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۱۸، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    جامعه ای که سران حکومتش به مردم تجاوز جنسی می کنن، از مردمش چه انتظاری داری..؟

  49. ashkan ۱۳۸۸-۰۹-۲۴، ۱۱:۴۸ ب.ظ

    خیلی طولانی
    حال ندارم بخونم :))

  50. shima ۱۳۸۸-۰۹-۲۸، ۱۰:۴۱ ب.ظ

    منم………!

  51. حسین ۱۳۸۸-۱۰-۷، ۷:۱۹ ب.ظ

    بابا برین جمش کنین
    کجای این مطلب طولانیه؟
    پس حتما مطلب طولانی ندیدین
    زهرا خانم مطلبت بیسیته بیسته

    در ضمن واقعا باید به هر دو طرف حق داد البته به اون زنه بیشتر

    در مورد مطلبت زهرا خانم که گفتی تو کشور امنیت نداریم هم کاملا باهات مخالفم
    امنیتی که توی کشور ایران هستش در هیج جای دنیا وجود نداره
    نمیگم امنیت ایران عالیه ولی این رو هم بدون که هیچ کشوری وجود نداره که تجاوز توش اتفاق نیفته
    بعدشم مگه این زنه رو تو خیابون دزدیدند که امنیت وجود نداشته باشه؟
    خودش با پای خودش سوار ماشین شده و رفته خونه خالی و بعدشم که …!!!
    باید به اون شوهرش هم حق بدین اخه اگه زنه بچه دار بشه از کجا معلوم که این بچه مال خودشونه یا نه؟؟؟؟
    مطلب زیاده که میتونه حق رو به هر کدوم بده

    سش Reply:

    وقتی وبلاگ خوان های ما اینطوری نظر می دن، نباید انتظاری از اون شوهر بی وجدان داشت. باهوش! می رن آزمایش می دن که ببینن بچه برای کیه . مگه اصلا مشکل اینجاست که بابای بچه رو پیدا کنن. شما از دختری که تو روستا بزرگ شده و بعد اومده با خانواده ای تو پاکدشت وصلت کرد چه توقعی دارید. سطح فرهنگی ما خیلی پایینه . خودتون رو نگاه نکنید که بچه شهرید و قبلا بارها بهتون گفتن که به غریبه اعتماد نکنید. اکثر مردم ما در مورد همه چیز اطلاعات کمی دارند و این گرفتاری ها هم از این جا ناشی می شه.

    آرش Reply:

    شما کاملا در اشتباه هستی چون در کشورهای دیگه مکانی وجود داره برای اینکار ولی در ایران چون وجود ندارد همه مجبورن برای تخلیه کردن خودشان در خفا ولی زوری دست به همچین کاری بزنند

  52. احسان ۱۳۸۸-۱۰-۲۴، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    ای وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای بر زندگی……….

  53. سارا ۱۳۸۸-۱۱-۲۱، ۵:۲۶ ب.ظ

    سلام.میدونم قراره همتون به انسانیتم شک کنید ولی من نظرمو میگم………… ناراهت نشدم فقط واسش خیلی دعا کردم.اونم خدایی داره. خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

  54. س ۱۳۸۸-۱۱-۲۹، ۳:۱۳ ب.ظ

    نمی دونم

  55. آرش ۱۳۸۸-۱۲-۳، ۹:۵۰ ق.ظ

    به نظر من خانواده شوهر آن دختر خانم با اینکه در تهران زندگی می کنند ولی آبروی هر چه تهرانی بوردن آن دختر الان نیاز شدیدی به راهنمایی کمک نیاز دارد تا به فکر های ناجور فکر نکند و آن مردهایی که به این دختر تجاوز کردن خودشان بی ناموس ترین آدمهای این کره خاکی هستن و از سران مملکت خودم گله دارم که چگونه اجازه میدن به اینجور مردها

  56. شایق ۱۳۸۸-۱۲-۵، ۹:۰۳ ق.ظ

    سلام به دوستان

    این کار بنظر من غیر انسانی بوده و به اینطور اشخاص باید یعنی کسانیکه این کار ها را میکنن جزا داده شوند و باید این کار نباید در کشوری اسلامی شود چونکه ما میگویم ما اسلام استیم ولی نه اینطور که اسان بی غیرت و عفت در مقابل اون دختر بی چاره کرده است اصلآ خود همو انسان که عزت نداشته باشد این کار را میکند

  57. رضا ۱۳۸۸-۱۲-۱۶، ۵:۲۹ ب.ظ

    من باکمال علاقه و البته تاسف تا اخر” قصه دختر خاله ایشون” رو خوندم . و در واقع معتقدم که باید این قضایا خونده و مطرح بشه نه فقط اینجا بلکه در سطح جامعه توی روزنامه ها و تلویزیون تا همه بدونن توی جامعه چی میگذره و یه تلنگری به وجدانهای بیدار جامعه بخوره….

    متاسفم که شما همچین نظری میدین . من فکر میکنم قشر وبلاگ نویس و وبلاگ خون نماینده وجدان بیدار جامعه در دنیای مجازی هستن و انتظار همچین جوابی رو نداشتم.

  58. زینب ۱۳۸۸-۱۲-۲۳، ۱۲:۱۳ ب.ظ

    سلام وب خیلی خوبی داری چند ساعتی سرگرمم کرد و چیزای خوبی فهمیدم ممنون

  59. rama.d.m ۱۳۸۹-۰۱-۸، ۷:۵۳ ب.ظ

    lمن از این موضوع واقعا متاثر هستم یه لحظه خودمون رو جای اونا بزاریم .

  60. الهام ۱۳۸۹-۰۱-۱۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ

    سلام زهرا خانوم وبلاگ خوبی بود . مطلبتونو خوندم و بسیار متاثر شدم . برای اون دختر خانوم هم دلم سوخت و خیلی گریه کردم . واقعا از اینکه اسم خودمونو گذاشتیم مسلمان اما دست به کارهای غیر انسانی میزنیم خیلی متاسفم . خداییش اگه خانوم همون آقایون همین بلا سرشون میومد محال بود با خانومشون زندگی کنن . اما متاسفانه در جامعه ما مردا اگه هر کاری بکنن ایرادی نداره و ابروش نمیره اما اگه به یه دختر مظلومی اینجور ستم بشه همه میگن ابرومون رفت و هزاران زخم زبون که ادمو دیونه میکنه و از پا در میاره . من با اون دوستی که نظرش این بود یه آقای ریش سفید و یا امام جمعه مسجد محلشون برن با خانوادشون صحبت کنن موافقم . راستی اون دوستی که میگه اروپا و یا هر کشور دیگه امن تره مخالفم .اونهایی که توی کشورشون یک شبکه مجزا برای پخش کردن کارهای کثیفشون دارن چه طور میشه یک کشور امن دونست . متاسفانه و متاسفانه کشور ما آدمای آب زیرکاهی دارن . از خدا میخام به اون دختره صبر بده و ظهور امام زمان هم زودتر بکنه .

  61. فرهاد ۱۳۸۹-۰۲-۱۳، ۹:۳۲ ب.ظ

    سلام.از قدیم گفته اند که خدا جای حق نشسته و من به این موضوع رسیده ام.اتفاقا نظیر این مشکلی که شما گفتی رو از کس دیگری شنیدم،البته نه به این صورت که شوهرش قبولش نکنه.(ای خاک بر سر شوهرش).ولی همراه شوهرش شکایت کرد و اون جانی رو هم دستگیر شد و به دار آویخته شد.به تمام رگ های بدنم قسم میخورم که اون بی شرف های ……. به سزای عمل شان میرسند.شما هم حتما به اون دختر دلداری بدید و به دیدارش برید.انشا الله مشکل ایشون هم حل میشه.صبر و صبر و ثبر که ان الله مع الصابرین.برای بهبود ایشون دعا میکنم.

    موفق باشید.