وبلاگهای اصیل

* نمیدونم واسه تون پیش اومده یا نه؟ که مثلا به طور اتفاقی یا حالا توی یه جستجویی میرسین به یه وبلاگ تازه. یه وبلاگی که معلومه خوانندگان زیادی نداره. یه وبلاگی که انگار مجزای وبلاگستانی که می شناسیم، هست. اون گوشه وبلاگنویس پروفایلش هست و اسم و رسم واقعیش. متنهای وبلاگش هم خیلی صمیمی و خودمونی هستن و معلومه از چیزی نمیترسه. یعنی هنوز اونقدر معروف نشده که بترسه. گاهی اوقاات تو پستهاش عکسهای خودشو از اتاقش، محل کارش یا جاهایی که سفر میره، میذاره.

* اینجور وبلاگها به طور حتم از یه دریچه دیگه ای با وبلاگ آشنا شدن. منظورم اینه که وبلاگنویسی اونها رو باهاش آشنا نکرده. چون من به طور حتم به هرکدوم از دوستام که الان میخوان وبلاگنویس بشن، میگم ایمیل و مشخصات واقعیشون رو نذارن.

* خواستم بگم من عاشق اینجور وبلاگهام. پستهاشون یکجورهایی به نظرم اصالت دارن. توش خودسانسوری نداره. نویسنده اصلا فکرشم نمیکنه که فید و لینکستان و وبلاگستان و گوگل ریدری هم هست و داره برای دل خودش مینویسه.

* البته معلومه که بعد از یه مدت بالاخری از طریق یه کامنتی چیزی با دنیای اینور آشنا میشه. بعد کاملا میتونی سیر تغییر رو توی نوشته ها و وبلاگش ببینی. به اینور و اون لینک میده. تو اینور و اونور لینک میشه. بعدش میبینی عکسش رو بر میداره. بعدشم مشخصات پروفایلش رو تغییر میده و یه چیزهایی رو ازش حذف میکنه و کم کم میبینی، ای بابا. اینم که شد مثل خودمون. هی داره خودش رو سانسور میکنه و دیگه مثل سابق روزمره نمینویسه و داره چیزهای کلی نامفهوم بیربط مینویسه. حالا اگه نخواد جذب حلقه هایی خاص بشه و مطالب مورد نظر اونها رو بنویسه!

۴۷ نظر

  1. صندوقک ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۰:۵۷ ق.ظ

    دقیقا حس می کنم چی میگی و موافقم.

    جواب به این نظر

  2. طاهره ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۱:۴۹ ق.ظ

    آخ گفتی…
    دیگه تقریبا هیچ جا نیست که آدم بتونه خودش باشه

    جواب به این نظر

  3. نارسیسا ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    سلام میشناسمت دیدمت نمیدونم یادت میاد یا نه اصفهان کتابخانه شهرداری روبروی هشت بهشت …شمارت رو هم داشتم البته اگه یادت بشه معلومه که آدم باحافظه ای هستی.اینو به خاطر این گفتم که هردفعه اسمتو جایی میبینم یاد هشت بهشت می افتم و اتوبوسای دم پارک این از حافظه خودمه!یه چیزی این عکساتو از کجا میاری اینقدر خوشگلن منم میخوام بگو بگو

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    من تا به حال تو عمرم اصفهان نرفتم!! :دی

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    اشتباه گرفتم پس.لا اقل بگو عکساتو از کجا میگیری؟لازم دارم

    جواب به این نظر

  4. محمد ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۲:۱۲ ب.ظ

    موافقم. من که وبلگمو کلا بخاطر همین جریان پاک کردم الان بعد یه سال دوباره شروع کردم خوشحال میشم یه سری بزنید

    جواب به این نظر

  5. یک دوست(کمی قدیمی) ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱:۲۴ ب.ظ

    سلام زهرا جان (ببخشید از گفتن جان منظوری ندارم فقط بخاطر ارادت خاصی است که به صاحب اسمتان دارم!)

    شاید اینگونه باشد، البته در مورد وبلاگ شما تا آنجایی که به خاطر دارم در این چند سالی که وبلاگتان را می خوانم همیشه سبک نوشتاریتان به همین گونه بوده (البته الان مختصر تر شده) اما همیشه به عنوان یک وبلاگ اصیل و حرفه ای در خاطرم بوده اید. به نظرم باید اینگونه وبلاگ نویسی را هم به حرفه ای و آماتور تشبیه کرد.

    البته با گفته ی اولتان موافقم که این گونه وبلاگ ها جور دیگری بر دل می نشینند…
    چیزی که شاید به صورت کامل در وبلاگ شما پیدا نکردم…چرا که در انتهای بیشتر نوشته هایتان احساس می کنم که تمامش را نگفت… حس واقعیش و آنچه واقعا در دل داشت را نگفت…

    البته بعضی وقت ها از دستتان در می رود که بنظرم پست های زیباتری هستند.
    یا علی
    یک دوست(کمی قدیمی)

    جواب به این نظر

  6. خروش وبلاگی صعده - در حمایت از شیعیان مظلوم یمن ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱:۵۴ ب.ظ

    *** خروش وبلاگی صعده – در حمایت از شیعیان مظلوم یمن
    بای ذنب قتلت؟
    http://www.mahdiarafati.blogfa.com/post-43.aspx
    حج و نستله
    http://sobhblog.wordpress.com/2009/11/11/nestle-hajj/
    جنگی که هست
    http://aanak-avije.blogfa.com/post-9.aspx
    نسل کشی در صعده
    http://aheney.blogfa.com/post-46.aspx
    مظلومیت تشیع و سکوت ما
    http://ebad.parsiblog.com/1228165.htm

    جواب به این نظر

  7. احسان ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۲:۵۳ ب.ظ

    سلام وبلاگ قشنگی داری خیلی صمیمی وخودمونی مینویسی ولی احساس میکنم هنوز دلت با خدا یکی نشده وارتباطت با خدا صمیمی نشده امیدوارم به اون لحظه برسی که احساس کنی خدا خیلی دوست داره وتو هم به خدا خیلی نزدیکی که خیلی لذت بخشه ومن وقتی به اون لحظه رسیدم دنیا خیلی برام لذت بخش شد چرا که در کلبه تنهائی خودم کسی را دارم که هیچکس نداره موفق باشی

    جواب به این نظر

  8. baran ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۴:۵۱ ب.ظ

    آخ که گل گفتی…دلم یکی از همین وبلاگها میخواهد…که ساختار خاصی نداشته باشد… و نویسنده اش قبل از انتشار هر مطلب ده بار آنرا ویرایش نکند …و خیلی بدنبال یافتن تیتر جذاب برای مطلبش نباشد…اصلا معلوم نباشد نویسنده اش از کدام کره خاکی مینویسد؟!

    جواب به این نظر

  9. بانو مریم ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۵:۱۹ ب.ظ

    راس میگی
    جدیدا همه دچار خودسانسوری شدن………

    جواب به این نظر

  10. سایه ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۵:۲۷ ب.ظ

    در مورد وبلاگهای دیگه اره ولی ایبتجا از اون اولشم خاله زنکی بود وهنوز هست وخواهد بود البته اون موقع باید شما وبقیه پیر دختر های دیگه باید سر قضیه دختر های همسایه بحث کنید نه خودتون .ننه بزرگ

    جواب به این نظر

    *-* Reply:

    بی ادب..!

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    خیلی خوبه که شما به فکر اینده ی مایید

    جواب به این نظر

  11. رسول ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۶:۰۸ ب.ظ

    من چه جوریم…………؟؟؟؟

    جواب به این نظر

  12. پیمان ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۶:۵۳ ب.ظ

    سلام خوبید؟
    مدتی هست که بلاگ شما رو دنبال می کنم هر چند که تا کنون کامنت ندادم. مطمئن نیستم که رشته تحصیلی و تخصص شما در زمینه کامپیوتر یا طراحی بلاگ هست یا خیر اما از وبلاگ بسیار زیباتو خیلی خوشم اومده.
    خواستم بدونم امکانش هست در طراحی بلاگ به من کمک کنین ؟و یا اگه کسی رو می شناسید که در این زمینه تخصص داره ممنون میشم بهم معرفی کنین.
    من ایملمو گذاشتم و منتظر جواب و شرایطتون هستم.
    ممنون

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    سلام در چه حدی میخواین؟ میشه بیشتر توضیح بدید؟

    جواب به این نظر

  13. حسین ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۸:۲۹ ب.ظ

    با سلام
    آنچه که الان در مورد کردان گفته میشه هیچ تاثیری بر اون نداشته ونداره ولی شاید برای اینکه بقیه مدرک داران قلابی حکومتی که تعدادشون هم اصلا کم نیست شاید باعث بشه که کمی دست به عصا تر و کمتر وحقیحانه عمل کنن یک قسمت از بدبختی و فلاکتی که بخش نسبتا بزرگی از جامعه ایرانی از اون رنج می بره حاصل جناب کردان و دیگر افراد همانند اونه که با غصب جایگاه از طریق رانت و مدارک تقلبی به اون رسیده و با دزدی سوئ استفاده و رفتارهای نسنجیده ناشی از فقدان تخصص و تفکر مورد نیاز جهت جایگاهشون ناشی میشه این افراد موفقیت و ثروتشون رو از طریق ضایع نمودن حق افراد با لیاقت بدست اورده و باعث بخشی از شوربختی کل جامعه هستند و بهیچ وجه حق این نیست که با احترام ازشون یاد بشه و خوشنام بمیرن این ننگ ابدی رو خودشون خریدن و کاملا لایق اون هستن
    با تشکر

    جواب به این نظر

  14. پیمان ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۹:۳۵ ب.ظ

    سلام
    ببین این بلاگها همشون یه سری template آماده دارن…یه سری سایتها هم هستن که یه سری template برای بلاگها ارائه دادن…
    من template مخصوص خودم رو می خوام…توضیح دادنش اینجوری زیاد آسون نیست…باید بشینیم بحث کنیم…مثلا یه هدر (Header) شامل اسم بلاگ با فونت مناسب….عکس خودم که روش کار شده باشه….
    و یه بادی (body) برای بلاگم که هنوز راجع بهش فکر نکردم که چجوری باشه!!!
    effect زیاد نمی خوام (تصاویر متحرک یا موسیقی نمی خوام) ولی یه طراحی فتو شاپی می خوام
    می دونین…ترجیح می دم چند تا نمونه کار ببینم و با یکی که در این زمینه وارده مشورت کنم….
    یه سوال…اگه بخوام مث شما یه سایت داشته باشم هزینه اش با وبلاگ خیلی فرق می کنه؟؟؟
    ممنون میشم منو راهنمایی کنین.
    با تشکر

    جواب به این نظر

    پیمان Reply:

    سلام
    میشه بپرسم چرا جواب منو نمی دید؟!!
    یا می تونین کمک کنین یا نمی تونین دیگه؟!! اینم رودربایستی داره؟!!
    :(

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    سلام گلم.اون دیگه به خودمون مربوطه

    جواب به این نظر

  15. روزانه های یک دوشیزه ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۰:۱۰ ب.ظ

    حرف دل منو زدی

    اینجور وبلاگ ها مثل آدم های کمی هستند که هنوز تو دنیای واقعی بوی تظاهر و رنگ و ریا به خودشون نگرفتند.

    جواب به این نظر

  16. حامد ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۰:۳۲ ب.ظ

    خوب یه چیز دیگه هم هست.
    اینکه به قول یکی از دوستان چه خوبه یه وبلاگ بی نام و نشان هم یه جایی گوشه ی این نت داشته باشیم که آدرسش رو به هیچکس نداده باشیم و اونجا واقعا خودمون باشیم.
    میدونم که اداره کردن همین یکی هم سخته.
    و در مورد اینکه چرا ما خودمون رو سانسور میکنیم. راستی چرا؟
    من تا حالا این سوالو از خودم نپرسیده بودم اما حالا از شما میپرسم که واقعا چرا و از کی مجبور شدید خودسانسوری کنید؟ آیا از چیزی میترسید و میترسیم؟ آیا فقط به خاطر اینه که آشنا اینجا رو میخونه؟

    جواب به این نظر

  17. سیمین ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۱:۰۱ ب.ظ

    به نظر من که مشکل نبودن آزادی بیانه. وگرنه چرا دوستای خارجی من همه چیز مینویسند. چه شخصی چه سیاسی. ما نمیتونیم ۵ دقیقه حرف بزنیم و بحث به اقتصاد و سیاست نرسه. شاید تو خونمونه. تازه دوستای خوبی هم که بتونند اعتراف بکنن که دلیل شکست تو زندگی شخصیشون تظاهر و رنگ و ریا بوده هم کم داریم.

    جواب به این نظر

  18. الف لام میم ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۱:۰۱ ب.ظ

    چی بگم والله!

    جواب به این نظر

  19. سمیرا ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    من هم یکی از همین وبلاگ ها دارم که توش هر چی که بخواهی از چیزهایی که نمی تونم تو دنیای واقعی بگم می نویسم . با این شبکه ها هم آشنا شدم اما راستش اصلا جذبم نکردند. حالا شاید یه جورایی قدیمی فکر می کنم .از دو سه تا دوست مجازی خودم خیلی راضی هستم و دوستشون دارم . مجازی برای هم تولد می گیریم و حرف های دلمون رو برای هم می زنیم . خیلی خوبه .

    جواب به این نظر

  20. sahar ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۱۲:۱۸ ق.ظ

    intoram ke to migi nist. faghat adamaye doru va bi shakhsiati mese to va amsale to hastan ke dar tamame zendegitun va albate dar weblognevisitun hamash darid naghsh bazi mikonid. kheilia vagheiate zendegishuno minevisan ke albate khate fekrishun az shoma jodast va adamaee mesle shoma cheshme didane unaro nadaran.
    halam az 2 chiz be ham mikhore;dorugh va ria ke har 2tasham daram tu webloget mibinam.

    جواب به این نظر

  21. *.* ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۱۲:۴۷ ق.ظ

    میگم گروهبان فلفلی فکر کنم امروز زیاد فلفل خوردی جیــــــــــــــــــگر …
    چرت و پرت زیاد میگی؟؟!

    جواب به این نظر

  22. سپیده ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۱:۲۷ ق.ظ

    سلام ننه
    به نظر من وبلاگ تو از همون با اصالتهاست
    برای من که سالهاست می خونمت این جوریه……

    جواب به این نظر

  23. زینب ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۳:۴۲ ق.ظ

    سلام زهرا خانم هنوز منتظر جواب شما هستم مطلب رو مطالعه فرمودید؟؟؟؟

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    سلام دیدم به زودی جواب میدم زینب جان.

    جواب به این نظر

  24. سیدمحمد حسنی زاده ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۷:۵۹ ق.ظ

    این تغییراتی که شما می فرمایید، ماحصل اعتقاد به هویت مجازی مستقل از هویت حقیقی افراد است. هدف افراد برای وبلاگ نویسی متفاوته. کسان زیادی هستند که هم هویت حقیقیشون رو حفظ کردن و هم مطالبی رو که لازم می دونن به دیگران -هر چند کم- منتقل کنند، در کنار خاطرات و عکس و … می زنند.

    متأسفانه (از دید من) بعضی ها علاقه وبلاگ ها رو کلاسه بندی شده ببینند. یعنی بگویند این وبلاگ سیاسی است، اون وبلاگ فرهنگی است، اون یکی علمی و …. و البته این وسط اونی که از خودش می نویسه
    من که خودم سعی می کنم اینطور نباشم.( یه سر بزنی به وبلاگم می فهمی :-) )
    چه کنم که مثل همیشه، حرف های خوب و درست در کتاب های کم فروش گفته می شوند و وبلاگستان ایرانی هم مثل بازار کتابش است!

    جواب به این نظر

  25. آرام ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۸:۱۴ ق.ظ

    حالا بدترین وضعیت وقتیه که همکلاسی ها و آشنایان، آدرس وبلاگ آدم رو پیدا کنن!
    این بلا سر من اومد. مکافات ها داشتم. یه پست نوشتم که یه ماجرای جالب داشت درباره اتفاقی که سرکلاس افتاد و آقایون همکلاسی جریان سازش بودن. این موضوع شد یه شر و بحث ها و ایمیل ها و … تا جایی که دیگه دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت. تمام مدت باید حواسم بود که این پسرها آشنا هستن و وبلاگو میخوونن مبادا چیز بدی بنویسم!
    دیگه به جایی رسیدم که گفتم بی‌خیال و زدم به تبل بی‌عاری و کار خودمو کردم!

    جواب به این نظر

  26. شب‌گیر ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۸:۵۸ ق.ظ

    سلام دوست من
    این حس “خودسانسوری” بدترین حسی است که گریبانگیر یک بلاگر می‌شود و کاملن با نظرت موافقم…
    باور کن که این حس، بعد از یه مدتی، باعث افسردگی آدم میشه، به خصوص اگر اون آدم بخواد طنز بنویسه.

    جواب به این نظر

  27. sahar ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۶:۱۹ ب.ظ

    ye chize digam nabayad faramush beshe:inke riasat erse pedarie hich bani bashari nist.

    جواب به این نظر

  28. غربت نشین ۱۳۸۸-۰۹-۴، ۶:۲۴ ب.ظ

    به خاطر همین من مجبور شدم دو بار وبلاگم رو حذف کنم .

    الان حتی همدانشکده ایهام هم وبلاگم رو دارن و من حتی اگر بخوام هم نمیتونم خودسانسوری کنم

    جواب به این نظر

  29. مهرنوش ۱۳۸۸-۰۹-۵، ۷:۲۸ ب.ظ

    یه جورایی حرف دل منو زدی!!!
    دوست نداشتم خودمو سانسور کنم:(

    جواب به این نظر

  30. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۵، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    درود بر زهرا
    من شاکی هستم خیلییییییییییییییی زیاد
    مگه نه اینکه مهمترین دلیل و انگیزه برای یه وبلاگ نویس بازدید کننده هاش هستند؟
    پس چرا تو هنوز اشتراک از طریق ایمیل رو فعال نکردی؟ :((

    کافی بری توی فید برنر و اون دکمه اکتیو رو بزنی :)
    ——
    اما در خصوص این مطلب :
    آره منهم موافقم که اولش همه رک و اصیل هستند و بعد حذف بلاگ و …
    کاری منهم کردم ( البته من خیلی آماتورم)

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    سلام کدوم دگمه رو؟

    جواب به این نظر

    جوون ساده روستایی Reply:

    درود بر زهرا
    منظورم رو اینجا گفتم
    http://arash.reyabad.com/1388/09/10/email-subscriptions-for-webmasters

    ببین وادارم کردی بنویسم :D :)

    پس بیا و این کار رو بکن ;)
    راستی بهت پیشنهاد می‌کنم که از افزونه wp-thread-comment
    هم استفاده کنی

    جواب به این نظر

  31. عادل ۱۳۸۸-۰۹-۱۰، ۴:۴۹ ب.ظ

    این روند رو در مورد خودم کاملاً تجربه کردم؛ جزء یه مورد … اون هم آدرس وبلاگم بود که عوض نشد و کاملاً تابلو! اسمم رو یدک میکشه!

    جواب به این نظر

  32. علی ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۴:۱۶ ب.ظ

    سلام
    ای گفتی
    هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

    جواب به این نظر

  33. (میلاد) ۱۳۸۸-۰۹-۲۰، ۵:۰۷ ب.ظ

    راس میگی کاش این کامنت دونی نبود کاش آمار خواننده های وبلاگو میتونستی نفهمی

    جواب به این نظر

  34. نازنین ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    جالب بود!!!!

    جواب به این نظر

  35. یاسمن ۱۳۸۸-۰۹-۲۸، ۴:۱۵ ب.ظ

    جالب بود گلم

    جواب به این نظر

  36. حامد ۱۳۸۸-۱۰-۱۲، ۳:۰۶ ب.ظ

    می خواستم در مورد ازدواج کردن و مسائل شناخت و راهی برای کشاندن طرف مقابل عشقی به سمت خود را ازشما بپرسم
    ببخشید اگه میشه یه خرده راهنمائی کنید

    جواب به این نظر

  37. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۲۷، ۷:۴۶ ب.ظ

    اسم منم زهراست خوش حال شدم یه وبلاگ به اسم زهرا دیدم من شونزده سالمه…َ

    جواب به این نظر

نظر شما