تو فکر یک سقفم!

(+)

۸ نظر

  1. MahdiMoein ۱۳۸۸-۰۹-۲۶، ۷:۳۴ ب.ظ

    خوب بعدش جی؟

    جواب به این نظر

  2. صندوقک ۱۳۸۸-۰۹-۲۶، ۷:۵۹ ب.ظ

    چه سقف خوش مزه ای

    جواب به این نظر

  3. راحله ۱۳۸۸-۰۹-۲۶، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    وای چه بامزه و خوشگله.

    جواب به این نظر

  4. یک پسر شیمیایی ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۱۲:۵۴ ق.ظ

    یه سقف بی روزن.

    جواب به این نظر

  5. مرتضی ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۱:۳۷ ق.ظ

    قشنگ بود
    یکی برای درست کردن و خوردن دار آماده می کنم

    جواب به این نظر

  6. مرتضی ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۸:۱۸ ق.ظ

    تو فکر یک آسمان آبی هستم
    یه کوشه دنج
    یه فضای متفاوت از اینکه هست
    یه رودخانه که به یه آبشار میرسه
    به یه چشمه فکر میکنم که توش سبزه ها بالا آمده اند
    به یه نسیم که آروم صورتمو نواز ش میکنه
    به یه درخت که میوه ها شاخه ها شو پایین اورده
    به یه همدم که صادقانه بتونه حرفمو گوش بده
    به یه غزل که بتونم انو کنار برکه ای با صدای خوش بخونم
    به یه همدم که بتونم تو صورت زیباش نگاه کنم
    به یه ابر که بتونه سایه شو همیشه رو سرم نگهداره
    به آفتاب که بتونه گرما بخش زمان سردی باشه
    به واژه های خوب که بتونه محبت رو به دلم عبور بده
    به سکوت که بتونم خوب حس دوست داشتن رو با تمام وجود درک کنم
    به صدای آب که آرامش رو درونم جاری کنه
    به یه پرنده که ذهنم رو به اون بالا ها پرواز بده
    به خودم فکر می کنم که چه هستم چه میتوانم باشم چه دارم و چگونه به آنجا برسم
    به خدا فکر میکنم که چگونه به او برسم چگونه همیشه با او باشم چگونه انو کنار خودم حس کنم

    جواب به این نظر

  7. amir ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۸:۵۶ ق.ظ

    chand filter shakan moarefi konid va nahveyeh kareshon ro begin

    جواب به این نظر

  8. گروهبان فلفلی ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۱۲:۲۶ ب.ظ

    یادمه توی خیابون های های پایین شهر مارتین اسکورسیزی میگفتن ادما توی کلیسا
    تطهیر نمیشن بلکه تو خیابون که رستگار میشن

    راستش رو بخوای از هر چی سقفه بدم میاد حالا اون میخواد خونه باشه کلیسا باشه

    یا هر چیز دیگه

    ولی نه یه سقف هست که حال من رو خیلی بد تر میکنه

    اونجایی که صاحاباش شب قبلش با زنهای چاقشون دعوا کردن حالا عقدشون رو سر ما خالی میکنن

    اونجایی که حق نداریم تند تند راه بریم

    اونجایی که مجبورمون میکنن احمق باشیم

    اونجایی که من هر روز از نرفتن بهش از خدا تشکر میکنم

    اونجایی که باید که کلی احمق رو تحمل کرد

    اونجایی که باعث شدن من از خودکار قرمز بدم بیاد

    اونجایی که اول پاییز رو برای من خراب میکنه

    اونجایی که بیشتر کثیفمون میکنن

    اونجایی که اسمش مدرسه است

    جواب به این نظر

نظر شما