سرباز

میگما توی خیابونهای تهران من عاشق این سربازهایی هستم که دارن با لباس سربازی همراه همسرشون/دوست دخترشون/نامزدشون قدم میزنن یا نشستن و میخندن و سر به سر همدیگه میذارن. فقط خدا میدونه چقدر از دیدن این صحنه ها ته دلم ذوق میکنم و فکر میکنم عاشقانه ترین حادثه رو توی سطح شهر دیدم. بیشتر برای اینه که سرباز برای من نماد غربته. نماد آدمیه که توی شهر خودش نیست، غریبه و خب طبیعیه که براش خوشحال بشم که توی این شهر غریب یکی رو داره که منتظرشه و تنها نیست.

۲۹ نظر

  1. مهدی..گ ۱۳۸۸-۰۹-۸، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    بله کلا سرباز جماعت یک عدده ادم بیچاره و درمانده هستن
    من خودم زمان خدمت در زاهدان و خاش خدمت می کردم
    خدا می داند که چقدر برای ما سخت بود بعضی از شرایط
    مثلا در خاش و زاهدان اب شیرین پیدا نمی شد
    و اب خاش تلخ بود و اگر می خوردی کارت به بیمارستان می کشد
    و اب زاهدان نیز انقدر شور و بد مزه بود که نمی شد خورد
    و بد تر اینکه ابی که به نام اب شیرین به ما می دادن اون هم اب نسبتا شوری بود

    و مشکلات دیگری که داشتیم
    گاه ارزو می کردیم که پدر یا مادر ما فقط برای جعه ها انجا بودنند و ما خانه ای انجا داشتیم
    یا روز های که چند روز تعطیل بود
    حالا بماند که اگر ادم عشقی هم در خدمت داشته باشد
    البته سرباز های تهران به نظر من خوشبخت هم هستنند نسبتا به جا های محروم

    موفق باشید

    جواب به این نظر

  2. Total ۱۳۸۸-۰۹-۸، ۱۱:۳۵ ب.ظ

    Va albate baad az ye modat k on sarbaze dokhtare bichareye mardomo ba ye donya balahaye mokhtalef k sare on bakht bargashte ovord tarkesh kard raft shahre khodeshon on dokhtare falak zade pish khodesh mige negah kon bebin che balae saram raft ye sarbaze shahrestani omad to shahre khodam har balae k khast saram ovordo baadesham tarkam kardo raft dahate khodeshon . yekamam fekre heysiyat az dast rafte on dokhtare bichare bash na havas baziye sarbaze

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    ای بابااااااااااااا
    حالا ایشالا اینایی که من میبینم ختم به خیر بشه :دی

    جواب به این نظر

  3. محمد ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۲:۰۰ ق.ظ

    تو که سربزی نرفتی ببینی چه غمی داره خدمت.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    آره نفرتم ولی چون تو یه شهری غریب هستم میگم

    جواب به این نظر

  4. پیوست ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۲:۱۴ ق.ظ

    ما فکر می‌کردیم که کسی، خصوصاً از جماعت نسوان، به ما نگاه نمی‌کنه! آخه من خودم سربازم؛ اورجینالِ اورجینال! تقسیم که شدیم افتادم شهرستان. قابل توجه دوستان که الزاماً ما سرباز جماعت «بیچاره و درمانده» نیستیم! هر چند که مثل من با فوق لیسانس افتاده باشند شهرستان غریب. برای من یکی که غم نداره، غربتش هم شیرینه، حتی جالبه و مفرح. تجربه‌ی این چیزها رو دارم، آخه این چهارمین شهر غریبی‌ه که مجبورم توش یه مدتی زندگی کنم. مشکل بزرگم اینه که از کار بیکار شدم و مجبورم از حاصل دست‌رنج کارهای قبلی‌ام بخورم.
    راستی، خوش به حال اون سربازهای مد نظر شما! من که هنوز کسی رو نیافتم دستش رو بگیرم. آن‌چه یافت می‌نشود آنم آرزوست!

    جواب به این نظر

  5. حبیبه ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    سلام
    انقدر رویایی شدم با آهنگی که توی پست قیلی تون گذاشتین که اومدم فقط بگم خیلی محشری زهرا خانوم

    جواب به این نظر

  6. میم نقطه ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۲:۱۰ ق.ظ

    الان که سربازا معمولا تو شهر خودشون میفتن؟!تهران اینطوری نیس؟

    جواب به این نظر

  7. هکر ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۳:۲۹ ق.ظ

    استاد :
    نیکلای گوگول
    در داستان “کالسکه” از دیدن این صحنه ها ته دلم ذوق می کرده………

    درکوچه‌های باریک گاه به سربازهایی برمی‌خوردی که سبیل‌شان از ماهوت پاک کن هم زبرتر بود. البته این سبیل‌ها در جاهای مربوط و نامربوط به چشم می‌خورد. همین که چند تا زن خانه‌دار در بازار پیداشان می‌شد، می‌توانستی حتم داشته باشی که سبیلی هم بلافاصله بالای سرشان ظاهر خواهد شد.

    جواب به این نظر

  8. سپیده ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۰:۵۶ ق.ظ

    سلام خیلی با مزه بود
    لطفا به وبلاگ من هم سر بزن اگر مایل به تبادل لینک بودی خبرم کن

    جواب به این نظر

  9. سپیده ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۰:۵۶ ق.ظ

    سلام خیلی با مزه بود
    لطفا به وبلاگ من هم سر بزن اگر مایل به تبادل لینک بودی خبرم کن

    جواب به این نظر

  10. رسول ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۱:۳۶ ق.ظ

    من چند سال که تو شهر غریب دارم زندگی میکنم…
    ترم بعد هم ترم آخرمه…
    بعد هم سربازی و دوباره غربت….
    حالا کی نوبت زندگی کردنم میرسه خدا میدونه…
    آخه اینا رو به کی بگم…
    مامان………..!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  11. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۲:۳۵ ب.ظ

    یادش به‌خیر

    جواب به این نظر

  12. پنجره چوبی ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۲:۳۶ ب.ظ

    روی دیوار جایی نوشته بود
    لعنت به تو سربازی!
    که دوست دخترم رو شوهر دادی

    اون طرف قضیه هم هست

    جواب به این نظر

  13. رومینا ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۳:۰۶ ب.ظ

    سربازی سر بازی سرسره بازی سر سربازی را شکست !!!!

    کاش تو این درگیری ها شرکت نمی کردن و مردم رو نمیزدن !!

    جواب به این نظر

  14. پانته آ ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۳:۴۶ ب.ظ

    زهرا جون یه سوال خصوصی دارم،

    شما SG کار می کنی؟

    یه سوال کاری دارم که متاسفانه بچه های اونجا به نظرم بدون بررسی کافی جواب دادن و عمل کردن به راه پیشنهادی شون هم خیلی برامون گرون تمام می شه.

    می تونم باهات مشورت کنم؟ (البته ایمیلی و نه حضوری)

    جواب به این نظر

  15. حامد ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۴:۲۰ ب.ظ

    منم یه زمانی تهران سرباز بودم
    غریبی واقعا آدم رو رنج میده

    اما من هیچ کس رو نداشتم و البته هیچ وقت هم دنبال این نرفتم که تو غربت با جنس مخالف دوست بشم.

    اما یه چیزی رو بدون تنهاییه که آدم رو میسازه و البته همین تنهاییه که شخصیت آدم رو یکسان و بالا میبره.
    تنهایی رو عشق است.

    جواب به این نظر

    مهدی Reply:

    میم مرامتو عشقه
    حال کردم

    جواب به این نظر

  16. سمیرا ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۴:۳۹ ب.ظ

    البته دژبان ها اگر سرباز رو با دوست دخترشون ببینند نگاه دیگری جز نگاه لطیف شما دارند . یه جور مثل نگاه گربه به جوجه های زرد طلایی که تو کوچه ول هستند !

    جواب به این نظر

  17. سینا ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۵:۲۴ ب.ظ

    این از اون عشقولانه های عجیب غریب بوداااااااااا ! :O

    جواب به این نظر

  18. حسین ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۵:۲۸ ب.ظ

    بابا دمت گرم منم غریب بودم اما هیچکی نبود یادم باشه………. .

    جواب به این نظر

  19. آرام ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۶:۲۴ ب.ظ

    آخی! جالبه که دقیقا من هم همین احساس رو نسبت بهشون دارم. آدم دلش برای این پسر کوچولوهای سرباز میسوزه. طفلک ها:(
    این هم یه نمونه از این احساس مشترک:
    http://physicalnotes.blogfa.com/post-169.aspx

    جواب به این نظر

  20. ......... ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۶:۵۹ ب.ظ

    هتک حرمت درسته آق گروهبان

    جواب به این نظر

  21. Amin ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۰:۴۶ ب.ظ

    لابد دوست داری دوست / همسر / نامزد شما هم سرباز باشد که با هم صحنه های رمانتیک خلق کنید ؟ چه اشکالی داره ؟ آرزو بر جوانان عیب نیست (از جمله خودم )

    جواب به این نظر

  22. Sir Alex Kordan ۱۳۸۸-۰۹-۱۰، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    اگر میخواهی‌ ببینی‌ سرباز‌های مملکت چه حالی‌ دارن ۳ دقیقه این کلیپ را ببین

    The kiss and slap
    http://www.youtube.com/watch?v=K0ZDk9Fhnjc

    جواب به این نظر

  23. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۱۱، ۱۲:۰۶ ب.ظ

    من سربازی نرفتم و نخواهم رفت و سرباز هم نیستم ولی سرباز ها را دوست دارم :)

    ولی تا اونجایی که می‌دونم قشنگ‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین دوران زندگی یک پسر دوران دبیرستان و سربازی هستش

    هرچند سخت ولی همیشه به یاد‌خواهد ماند

    جواب به این نظر

  24. جوون ساده روستایی ۱۳۸۸-۰۹-۱۱، ۱۲:۰۷ ب.ظ

    قالبت هم که از آواتار پشتیبانی نمی‌کنه :D

    جواب به این نظر

  25. حدیثه ۱۳۸۸-۰۹-۱۳، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    اما ترسش بیشتر … با اون لباس بیشتر به چشم میایم … حسرویائی قشنگیو واسم تداعی کردین …اما دلتنگیاش ازاردهنده است خیلی

    جواب به این نظر

  26. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۲:۲۴ ق.ظ

    کلا سربازهایی که داخل شهر هستن راحتن ولی سربازهایی که توی مرز و کوه ها
    و در شرایط سخت خدمت می کنند خیلی سخت تر است . من از همین جا دستاشونو میبوسم. چون خودم بودم و کشیدم

    جواب به این نظر

نظر شما