۱۳۸۸-۰۹-۱۸
فرهنگ رانندگی ایرانیها
* من قدرت تصورم خیلی قویه. یعنی اگه یه نفر یه صحنه ای یا حادثه ای رو واسم تعریف کنه، میتونم با جزئیات بالا و خیلی دقیقی تصورش کنم. برای همین واکنش هام خیلی نزدیک به واقعیته. منظورم اینه که اگه صحنه بدی باشه، واقعا متاثر میشم یا اگه خنده دار باشه از ته دل می خندم. امروز توی تاکسی یه دونه از همین تصویر سازیها یادم اومد و مگه میتونستم جلوی خنده ام رو بگیرم؟!
* دیروز داشتیم با همکاران، با کارفرمای این پروژه جدیدمون ناهار میخوردیم که بحث ماشین خریدن من مطرح شد. اولش یه کم با من شوخی کرد که یه لامبورگینی بخر و این بیرون پارک کن که ما پزش رو بدیم و این حرفا و کلا بحثا ادامه داشت تا رسیدیم به عادات بد رانندگی ایرانیها و اینکه قوانین رو رعایت نمیکنن. مثلا میگفت که برای نمایشگاه سبیت رفته بوده آلمان. یه روز بعد از ظهر از پنجره خونه اش خیابون رو نگاه میکرده، توی یه لاین تصادف شده بود و تا ۴ کیلومتر پشت سرش ماشینها همینطوری منظم وایستاده بودن. در حالیکه ۲ لاین خالی بود ولی هیچکس مسیرش رو عوض نمیکرد (آدم با خودش فکر میکنه چه آدمهای خنگی:D) خلاصه هرکسی یه خاطره ای از اولین رانندگی ها و سوتیهای رانندگیش رو تعریف کرد که کارفرمائه یه جک خیلی بامزه تعریف کرد: توی یکی از اتوبانهای یه کشور خارجی، یه ایرانیه داشت رانندگی می کرده و خروجی اتوبان رو رد می کنه و به محض اینکه می فهمه شروع می کنه به دنده عقب اومدن توی اتوبان. ماشین عقبی ماجرا رو به پلیس گزارش میکنه و بعد از متوقف ساختن پلیسه میاد به ایرانیه میگه: آقا من معذرت میخوام. این راننده عقبیه، معلوم نیست مشروب خورده، مسته، چی زده که میگه دیده شما تو اتوبان دنده عقب می اومدی=))))
دیروز توی مترو داشتم صحنه رو تصور میکنم بلند زدم زیر خنده. امروز هم توی تاکسی. اونقدر بلند خندیدم که خانمی که کنار من نشسته بود از خنده من زد زیر خنده. بعدش راننده میگفت: باز خوبه بعضی از شما جوونهای امروزی دل و دماغ خندیدن دارین!! :دی
* این لاین و اینها رو گفتم یادم اومد که یه زمانی شهرداری تهران از جلوی کوی دانشگاه تا پردیس مرکزی مسیر دوچرخه درست کرده بودن و با رنگ سبز مشخص کرده بودن که دانشجوها رو ترغیب کنن اون مسیر دوچرخه سواری کنن. یادمه یه سری از دخترای خوابگاه هر روز با اعصاب خورد با دوچرخه شون برمیگشتن و میگفتن وقتی میخوایم با سرعت تو اون مسیر دوچرخه سواری کنیم، راننده ها به ما فحش میدن چون لاینش اندازه عبور ماشینهای شخصی بود و اکثرشون از فرصت استفاده میکردن و مواقع ترافیک می اومدن اون مسیر. آخرشم دیگه بیخیال شدن و اون مسیر رو برداشتن (نمیدونم دوباره هست یا نه؟)


زهرا Reply:
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۲ ق.ظ
من ۱۶-۱۷ سالمه! مسئله ایه؟
همکلاسی Reply:
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۹ ق.ظ
۲۷-۲۶ سال تونه
گروهبان فلفلی Reply:
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۲ ب.ظ
چه فرقی میکنه اصل اینه که الان موقع شوهر کردنته
Mahdi Moein Reply:
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۹ ب.ظ
ولی موقع زن گرفتن تو نیست
soha Reply:
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۲ ب.ظ
۱۵۹
سلام گروهبان!
قسمت”ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ” نظرم رو گذا شتم لطفا نگاهی بیاندازید.
با سپاس فراوان
سحی