<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: چرا هزاران نفر، خواب این مرد را می بینند؟!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Mar 2010 08:39:00 +0400</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: Ali</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-2/#comment-55714</link>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-55714</guid>
		<description>از دوستان خواهش میکنم اولین حس و کلمه ای که با دیدن این عکس به ذهنشون رسید رو بنویسن 
البته بعضی حس ها هستند که کلمات از بیانشون عاجزند من که خودم وقتی این عکسو دیدم یه حسی بهم دست داد که غیر قابل توصیفه البته کمی هم ترسیدم
اما فکر میکردم فقط من ترسیدم و هرکس دیگه ای این عکس رو ببینه نمی ترسه و این عکس فقط به نظر من ترسناک اومده ولی دیدم همه مثل من ترسیدند جدا جالبه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از دوستان خواهش میکنم اولین حس و کلمه ای که با دیدن این عکس به ذهنشون رسید رو بنویسن<br />
البته بعضی حس ها هستند که کلمات از بیانشون عاجزند من که خودم وقتی این عکسو دیدم یه حسی بهم دست داد که غیر قابل توصیفه البته کمی هم ترسیدم<br />
اما فکر میکردم فقط من ترسیدم و هرکس دیگه ای این عکس رو ببینه نمی ترسه و این عکس فقط به نظر من ترسناک اومده ولی دیدم همه مثل من ترسیدند جدا جالبه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: seamand</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-2/#comment-55497</link>
		<dc:creator>seamand</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-55497</guid>
		<description>in y joor kashtane y tasvereh!
az nazare ravanshenase nevesande az aval mekhad y shakhseate vahmangezo tarsavar ro dar zehne mokhatab bekareh!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>in y joor kashtane y tasvereh!<br />
az nazare ravanshenase nevesande az aval mekhad y shakhseate vahmangezo tarsavar ro dar zehne mokhatab bekareh!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: انا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-2/#comment-54411</link>
		<dc:creator>انا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-54411</guid>
		<description>اینا همش اراجیفه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینا همش اراجیفه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-53995</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-53995</guid>
		<description>تاتدس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تاتدس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: zahra</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-53431</link>
		<dc:creator>zahra</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-53431</guid>
		<description>bishtar   zanha    mibinan  chooooon  ziad  be  marda  fekr  mikonan</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>bishtar   zanha    mibinan  chooooon  ziad  be  marda  fekr  mikonan</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فاطیما</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-51610</link>
		<dc:creator>فاطیما</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-51610</guid>
		<description>واقعا این ها حقبقت دارد اخه من باورم نمی شود-</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واقعا این ها حقبقت دارد اخه من باورم نمی شود-</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: marzie</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-50648</link>
		<dc:creator>marzie</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-50648</guid>
		<description>har chizy momkene ye razoramzi az in bikaraan baashe,fekr kardam vali chizi be zeham nemirese,vali dail nemishe betonam begam emkaan nadaare.khodaa daanad</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>har chizy momkene ye razoramzi az in bikaraan baashe,fekr kardam vali chizi be zeham nemirese,vali dail nemishe betonam begam emkaan nadaare.khodaa daanad</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صدیق</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-50639</link>
		<dc:creator>صدیق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-50639</guid>
		<description>&quot;&quot;&quot;&quot;زکات علم نشر ان است&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;
من از دیدنش واقعا بدنم مور مور شد واولین کلمه ای که به ذهنم خطور کرد شیطان بود. بدون هیچ شک و شبهه ای میدونم شیطانه. من به خوابهام اشراف دارم و معانی اونها رو خوب می فهمم حتی تونستم در خواب های رویا گونه و تخیلی قوه تعقلم رو وارد کنم و تصمیم گیری و عمل کنم و بخاطر همین هم می فهمم که کجای خواب اشراف  به قدرتم دارم. و کدوم خوابم صادقانه است و هشدار دهنده ..من می دونم که اشتباه نمی کنم .
گواهه من هم این یک دونه خواب رو براتون تعریف می کنم تابا دونستن تشابهش  بفهمید شیطان در خواب چطور راهنمایی و عمل میکنه...تا بفهمیم شکل بیداری چطور میشه.
البته پیشاپیش به همتون پیشنهاد میدم هر خوابی رو که می بینید بمحض بیداری سعی کنید جزییاتش رو بخاطر بیارید و یاد داشت کنید و یا در ذهن نگهدارید و طی روزهای اینده حواستون به اتفاقات باشه اما عین این خرافاتی ها خواهشا راه نیفتین هی بگین خواب دیدم که... خواب دیدم که..... که اخر هر وقت کسی شما رو میبینه اولین جمله ای که بیادش میاد این باشه..&quot;خواب دیدم که&quot;!!!!!
 من دیدم که  مسیری رو دنبال دو نفر می رم که دارن میرن حج از یک مسیر خاکی سنگی و کلوخی و کسی مشکوک هم دنبالم میکنه و من هی مراقبم که فاصله ام رو حفظ کنم و کمی ترسیدم  و به فرار افتادم و بیراهه میزدم  همینطورکه میانبر می رم به پشت یک بلندی می رسم و وقتی مدام به پشت سرم نگاه می کنم می بینم  که  این یک زنی سیاه پوش قد کوتاه با طرح لباس شبیه سند باد و علی بابا(عربی از نوع غلیظش) دنبالمه و هی ارام به من نزدیک تر میشه تا جایی که به لبه بلندی رسیدم و دیگه نتونستم بقیه راه رو ادامه بدم چون سراشیبی تند بود و ناامید بودم وقتی برگشتم اون کاملا نزدیک بود اما نه اینقدر که بترسم  و فهمیدم که  اون کوره و به من که وا مونده بودم و نه می تونستم برگردم و نه برم اول شروع به خواهش و تمنا کرد که همراهیش کنم  و اظهار ناتوانی بعد نزدیک تر اومد و گفت بیا من می برمت جایی که میخوای بری وقتی نگاش کردم دیدم به من که نگاه کرد  چشمش وا شدبینا شد یک دفعه اما من اون لحظه یادم رفت که کور بوده و ناتوان پس بی اعتمادی به ذهنم نیومد تا فرار کنم و بعد در حالت شخصی که انگار پیروزه نگاهم کرد و من هم  منتظر بودم که بگه چی می خوای  و یکدفعه رفت رو اسمون معلق شد منهم که از تعجب و شگفتی حس حقارت حین پرستش بهم دست داده بود با حالتی ملتمسانه گفتم میخام اینقدر ایمان و قدرت روحی پیدا کنم که مثل تو تا این حد باشم و اون یکدفعه با سرعت به طرف پاین اومد و از همون بالا که معلق بود دست توی گوش و روی چشم من گذاشت و فک من رو محکم گرفت که از هر سه ناتوان شدم و با قدرت وحالت القا ی امری گفت:&quot;&quot;&quot;اینقدر دینت رو اشوه نیا&quot;&quot;&quot;&quot; من تو اون روز ها در حال یک کل کل مذهبی با یک وهابی ( از نوع بی مغزش) بودم که چند روز بعد اون خواب درگیری لفظی کردیم  که شروعش از من بود البته بعد از تحمل همه ی  ناجوانمردی های اون. من برای همیشه از اونجا رفتم چون حاظر نبودم توهین به مذهبم رو تحمل کنم اونهم در حظور ارباب رجوع ها.
حالا خودتون ببینین کسی که توی خواب باعث فرار و بعد هادی ادم میشه چه کسی جز شیطانه در عالم واقعیه؟؟؟؟!!!! اون خودش من رو اونجا گیر انداخت و بعد هم راه هدایت غلط رو نشونم داد و من هم از همون روز تصمیم گرفتم با هر چه ضد وجدانه دینیه منه بجنگم و حالا که مدت ها می گذره واقعا از این که دینم رو اشوه اومدم خوشحالم چون واقعا خیرم در اون بود و من خبر نداشتم. . از خدا ممنونم که هداینم 
کرد.
امید وارم نوشته ام  که از سر صدق بود مفید باشه براتون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;&#8221;"&#8221;زکات علم نشر ان است&#8221;"&#8221;"&#8221;<br />
من از دیدنش واقعا بدنم مور مور شد واولین کلمه ای که به ذهنم خطور کرد شیطان بود. بدون هیچ شک و شبهه ای میدونم شیطانه. من به خوابهام اشراف دارم و معانی اونها رو خوب می فهمم حتی تونستم در خواب های رویا گونه و تخیلی قوه تعقلم رو وارد کنم و تصمیم گیری و عمل کنم و بخاطر همین هم می فهمم که کجای خواب اشراف  به قدرتم دارم. و کدوم خوابم صادقانه است و هشدار دهنده ..من می دونم که اشتباه نمی کنم .<br />
گواهه من هم این یک دونه خواب رو براتون تعریف می کنم تابا دونستن تشابهش  بفهمید شیطان در خواب چطور راهنمایی و عمل میکنه&#8230;تا بفهمیم شکل بیداری چطور میشه.<br />
البته پیشاپیش به همتون پیشنهاد میدم هر خوابی رو که می بینید بمحض بیداری سعی کنید جزییاتش رو بخاطر بیارید و یاد داشت کنید و یا در ذهن نگهدارید و طی روزهای اینده حواستون به اتفاقات باشه اما عین این خرافاتی ها خواهشا راه نیفتین هی بگین خواب دیدم که&#8230; خواب دیدم که&#8230;.. که اخر هر وقت کسی شما رو میبینه اولین جمله ای که بیادش میاد این باشه..&#8221;خواب دیدم که&#8221;!!!!!<br />
 من دیدم که  مسیری رو دنبال دو نفر می رم که دارن میرن حج از یک مسیر خاکی سنگی و کلوخی و کسی مشکوک هم دنبالم میکنه و من هی مراقبم که فاصله ام رو حفظ کنم و کمی ترسیدم  و به فرار افتادم و بیراهه میزدم  همینطورکه میانبر می رم به پشت یک بلندی می رسم و وقتی مدام به پشت سرم نگاه می کنم می بینم  که  این یک زنی سیاه پوش قد کوتاه با طرح لباس شبیه سند باد و علی بابا(عربی از نوع غلیظش) دنبالمه و هی ارام به من نزدیک تر میشه تا جایی که به لبه بلندی رسیدم و دیگه نتونستم بقیه راه رو ادامه بدم چون سراشیبی تند بود و ناامید بودم وقتی برگشتم اون کاملا نزدیک بود اما نه اینقدر که بترسم  و فهمیدم که  اون کوره و به من که وا مونده بودم و نه می تونستم برگردم و نه برم اول شروع به خواهش و تمنا کرد که همراهیش کنم  و اظهار ناتوانی بعد نزدیک تر اومد و گفت بیا من می برمت جایی که میخوای بری وقتی نگاش کردم دیدم به من که نگاه کرد  چشمش وا شدبینا شد یک دفعه اما من اون لحظه یادم رفت که کور بوده و ناتوان پس بی اعتمادی به ذهنم نیومد تا فرار کنم و بعد در حالت شخصی که انگار پیروزه نگاهم کرد و من هم  منتظر بودم که بگه چی می خوای  و یکدفعه رفت رو اسمون معلق شد منهم که از تعجب و شگفتی حس حقارت حین پرستش بهم دست داده بود با حالتی ملتمسانه گفتم میخام اینقدر ایمان و قدرت روحی پیدا کنم که مثل تو تا این حد باشم و اون یکدفعه با سرعت به طرف پاین اومد و از همون بالا که معلق بود دست توی گوش و روی چشم من گذاشت و فک من رو محکم گرفت که از هر سه ناتوان شدم و با قدرت وحالت القا ی امری گفت:&#8221;"&#8221;اینقدر دینت رو اشوه نیا&#8221;"&#8221;" من تو اون روز ها در حال یک کل کل مذهبی با یک وهابی ( از نوع بی مغزش) بودم که چند روز بعد اون خواب درگیری لفظی کردیم  که شروعش از من بود البته بعد از تحمل همه ی  ناجوانمردی های اون. من برای همیشه از اونجا رفتم چون حاظر نبودم توهین به مذهبم رو تحمل کنم اونهم در حظور ارباب رجوع ها.<br />
حالا خودتون ببینین کسی که توی خواب باعث فرار و بعد هادی ادم میشه چه کسی جز شیطانه در عالم واقعیه؟؟؟؟!!!! اون خودش من رو اونجا گیر انداخت و بعد هم راه هدایت غلط رو نشونم داد و من هم از همون روز تصمیم گرفتم با هر چه ضد وجدانه دینیه منه بجنگم و حالا که مدت ها می گذره واقعا از این که دینم رو اشوه اومدم خوشحالم چون واقعا خیرم در اون بود و من خبر نداشتم. . از خدا ممنونم که هداینم<br />
کرد.<br />
امید وارم نوشته ام  که از سر صدق بود مفید باشه براتون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sedi</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-50509</link>
		<dc:creator>sedi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-50509</guid>
		<description>به نظر من شبیه یه قاتل زنجیره ای میمونه البته اگه فقط یه کمی لباش کوچیکتر بود یعنی این افرادممکنه به جای خواب توی فیلما دیده باشنش . ولی به نظر وحشتناک نمیاد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من شبیه یه قاتل زنجیره ای میمونه البته اگه فقط یه کمی لباش کوچیکتر بود یعنی این افرادممکنه به جای خواب توی فیلما دیده باشنش . ولی به نظر وحشتناک نمیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ملیکا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/why-are-thousands-of-people-dreaming-about-this-man/comment-page-1/#comment-50251</link>
		<dc:creator>ملیکا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=6191#comment-50251</guid>
		<description>کاش عکسش رو نمیذاشتی!!! الان باید برم خوابشو ببینم حتما! این چرا این ریختیه خوب؟؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش عکسش رو نمیذاشتی!!! الان باید برم خوابشو ببینم حتما! این چرا این ریختیه خوب؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
