کلاف سر در گم

* جواب بعضی سوالات اونقدر سخته که ترجیح میدی بهشون فکر نکنی یا از خودت نپرسیشون، در حالیکه مطمئنی یه روز جوابش عین پتک میخوره روی سرت. بیشتر ماها محتاج این دلداریهایی هستیم که موقتا آروممون می کنن ولی حتی خودمونم میدونیم که اینها، حقیقتا درمان دردهای ما نیستن.
بیشتر اوقات آدم آگاهانه از حقیقت فرار میکنه، بس که مواجه شدن باهاش سخته. بعد هی خودش رو گول میزنه که نه اینطوری نیست، هی به این در و اوندر میزنه و خودش رو به اون راه میزنه تااا وقتی که اتفاق افتاد، اونوقت شروع می کنه به پشیمانی.

* تنها راه کنار گذاشتن ترسها، مواجه شدن با اونهاست. از هر چیزی که بترسی، آخرش سرت میاد، بی برو برگرد. واقعا نمیدونم چرا اینطوریه، ولی برای من تا حالا همیشه اینطوری بوده. اصلا هم تلقین نیست، واقعا چیزهایی که ازشون میترسیدم، دارن یکی یکی تو زندگیم اتفاق می افتن. من میترسم. میترسم از باقی اتفاقاتی که ازشون میترسیدم و مطمئنا در راه هستند. از طرفی نمیشه نترسید. بعضی مواقع نترسیدن یعنیبی بی خیالی، یعنی حماقت.

* دیگه واقعا نمیدونم چی درسته. من هرچی سعی میکنم گره های زندگی رو باز کنم، بیشتر بهم کلاف میشن.

۳۲ نظر

  1. علی ۱۳۸۸-۰۸-۲۹، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    سلام،

    نمی دونم دقیقا از چی داری حرف می زنی زهرا؛ اما می دونم که بعضی مواقع آدم برای اینکه جواب و راه حل مشکلاتش و پیدا بکنه باید به مرحله یا فاز بعدی زندگی وارد بشه، دیگه جواب اونا رو نمی شه تو مرحله ای که هستیم پیدا کرد. البته اگه قبول داشته باشیم که زندگیمون از مراحل مختلف تشکیل شده که هر کدوم اقتضائات خودشو داره.

    جواب به این نظر

  2. رسول ۱۳۸۸-۰۸-۲۹، ۱۱:۵۳ ب.ظ

    این حرف شما رو قبول دارم… برا منم اتفاق افتاده…
    راستی من مطالب زیبای وبلاگ شما رو از طریق ریدر گوگل پی گیری میکنم… واسه همین برا بعضی از مطالب نظر نمی زارم… اما همیشه نا رو با دقت می خونم..

    جواب به این نظر

  3. دختر مستقل ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱۲:۳۶ ق.ظ

    زهرا می ترسونیم … شاید داری به اتفاقات بد نگاه میکنی …انشاا.. که خیره …

    جواب به این نظر

  4. گوآکما ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۰۵ ق.ظ

    به نام خدا
    سلام به همه
    اگه میگید از هر چیزی که میترسیدید داره به سررتون میاد پس چرا وقتی میدونید قراره به سرتون بیاد موضه گیریه درست نمیکنید که اینطوری ضربه بخورید و ناراحت بشین پس از همین حالا بشینید فکر کنید با چیزهایی که قراره سرتون بیاد چطوری برخورد کنید که به جای اینکه شما ضربه بخورید اون مسئله ضربه بخورره ناراحتی سودی نداره تنها سودش اینه که برا آدم تجربه بشه و اگه تجربه نشه کلا ناراحتی یه چیزه بی خودیه
    امیدوارم موفق بشین

    جواب به این نظر

  5. نهال ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۲۰ ق.ظ

    راست می گید
    ولی نمیشه نترسید

    جواب به این نظر

  6. سبزاندیش ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۳۱ ق.ظ

    زندگی فرشی است که بافته نمی شودمگربابازکزن کلافهای سردرگم وبه نظم دراوردن انهادراین ره هرکه شکیباتراست بافنده بهتراست

    جواب به این نظر

  7. بهنام ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۲:۳۴ ق.ظ

    حرف زیاده درباره ی ترس ولی یه قسمت از ترس مربوط به افکار ایده آلیستیه. آدم می ترسه چیزایی که تو ذهنش ترسیم کرده اتفاق نیفتند و از اون بدتر عکسش اتفاق بیفته. این نوع ترس تا اندازه ای خوبه ولی زیادش استرس میاره. کلا من از ترس بدم میاد. کلا از هرجی که آرامشمو به هم بریزه فرار می کنم

    جواب به این نظر

  8. کاراگاه گجت ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    نه عزیزجون اونجوری که تو می گی نیست کی گفته توتنهای تواز بس کینه به دل می گیری واسه اینه که کسی محلت نمیده من میشم دوستدار تو البته اگه ازاین حرفم کینه نداشته باشی ok

    جواب به این نظر

    سارا Reply:

    هاها خیلی اسم باحالی داری ما یه دونه جوجه داریم بهش میگیم گجت

    جواب به این نظر

  9. Maryam, Me & Myself ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱۰:۲۴ ق.ظ

    دلیل ش قانون جذب ه زهرا.. البته یه سری مسائل اجتناب ناپذیرن مث مرگ.. اما خیلی چیزا رو ما خودمون جذب می کنیم یعنی انقدر به چیزی که ازش بدمون میاد فکر می کنیم تا همون سرمون میاد (همون که میگن: از هر چی بدم میاد سرم میاد) این واقعیت داره زهرا جونی. خب حالا که انقدر راحت ه چیزایی رو که دوست داری جذب کن و به آرزوهات برس. بهتره که. نه؟

    جواب به این نظر

  10. ژوکر ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    تا به حال قکر کردید که دلیل این ترس‌هایی که ازش گفتید چی هست؟ بطور قطع وقتی چیزی را چه بصورت مثبت و چه منفی، از ناخودآگاه‌مان به حضور می‌طلبیم مسلماً حضورش در زندگی واقعی‌مان عینیت پیدا می‌کند. و این قانون کل کائنات هست، چه به این حرف ایمان داشه باشیم و چه نداشته باشیم.
    برای رهایی از این تر‌سها به نظرم می‌رسد باید ریشه‌یابی کنید و درصدد این باشید که اجازه عینیت بخشیدن به‌شان در زندگی ندهید، البته این در تخصص هر فردی نیست، باید از راه درست و با فردی که در این زمینه مطلع هست مشورت کنید.
    فقط غیرممکن غیرممکن هست.

    جواب به این نظر

  11. طاهره ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    آنچه نگرانت می کند بر تو چیره می شود…

    جواب به این نظر

  12. مرتضی ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱۲:۵۳ ب.ظ

    با سلام
    خانم زهرا اچ بی گاهی اوقات مطالبی می نویسید که اگر پیگیری کنید و دنبالشو بگیرید شاید به یک کشف مهم خواهید رسید مثلا همین مطلب شما یک اشاره است به مسئله ای به نام ترس که واقعا اگر بیاییم موشکافی کنیم شاید یک کتاب مفیدی بشود اینگه ترس چیست ؟ منشاء ترس از کجاست ؟ چرا می ترسیم ؟ از چه چیزهایی می ترسیم ؟ آیا ترس مفید است ؟ آیا از ترس می توانیم به عنوان ابزار تربیتی استفاده کنیم ؟ از چه سنی و در چه سنینی از چه نوعی ترسی می توان استفاده کرد ؟ چه ترسهایی غیر مفید هستند ؟ چگونه از ابزار ترس استفاده کنیم ؟ چگونه باید با ترس کنار آمد ؟ آیا ترس منشاء جنسیتی دارد ؟ تفاوت های زنان و مردان در موضوع ترس چیست؟ ترس در سایر موجودات هم وجود دارد؟

    جواب به این نظر

  13. سعید ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۰۱ ب.ظ

    ۱۰ درصد زندگی اتفاقاتی است که می افتد، ۹۰ درصد باقیمانده شیوه ای است که به آن اتفاقات نگاه می کنیم.

    جواب به این نظر

  14. مرتضی ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۱۴ ب.ظ

    با سلام
    مطلبی در این مطلب شما هست که بهتر دیدم کمی نظر خودم را بنویسم و آن ابعاد مختلف پیچیده اسان هست و در عین حال شدیدا در حال تغییر و از همه مهمتر روحیه آرامش طلب انسان است .مثل این است که یک بطری نیمه آب را در دریای پرتلا طم بیاندازید و داخل شیشه هم یک بادکنک کوچک قرار دهید و انتظار داشته باشید که بادکنک از کمترین حرکت برخوردار باشد و واقعا این امری غیر ممکن است .
    انسان هم از چنین وضعیتی برخوردار است . جهان بیرون از انسان یعنی زمین و اطراف آن از تغییرات آنی و دوره ای زیادی برخوردار هستند
    و همچنین درون انسان هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی هر آن در حال تغییر است و نیز ابعاد کوناگون انسان را از نظر صفات در حال بوجود آمدن و در حال تغییر را هم اگر در نظر بگیریم مشاهده می کنیم که انسان همواره در میان دو بینهایت های بسیاری در نوسان است
    برای نمونه چند مورد آن را ذکر می کنم
    بد اخلاقی ……………………خوش اخلاقی
    گرسنگی ……………………….سیری
    بی اعتمادی ……………………….اعتماد
    بی سوادی ……………………………با سوادی
    هشیاری ………………………………..خمودگی
    تنبلی ……………………………………پرکاری
    …..
    حال شما می توانید به این لیست موارد زیادی را اضافه کنید در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، نظامی و فردی و گروهی و……را پوشش دهید اگر همه این ابعاد به خوبی و متعادل باشند باید در نقطه اعتدال واقع شود به نظر می رسد آرامش نسبی فراهم می شود
    حال خودتان را در میان سایرین ببینید مسئله پیچیده می شود
    خود را در میان طبیعت اطراف ببینید باز مسئله پیچیده تر می شود
    و همین طور ادامه بدهید خواهدید دید که موضوع بسیار پیچیده است و از این نگاه به خالق موجودی به نام انسان متوجه می شوید که چقدر با تدبیر انسان را به این صورت قرار داده است .
    کافی است یک ربات را با انسان مقایسه کنید و با سازنده آن صحبت کنید آیا می توانند چنین موجودی را بیافرینند .
    حال به خاطر همین است که انسان به کسب آگاهی تشویق شده است چرا که فقط با آگاهی هست که توان انسان برای غلبه به تغییرات و امواج مختلف و نا همگنی های اطراف کاهش می یابد و توامندی های انسان افزایش می باید و رسیدن به اعتدال در میان این بی نهایت ها کاری دشوار در عین حال امکان پذیر است .

    جواب به این نظر

  15. م.و ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۲۰ ب.ظ

    عجیب وقتی این نوشته رو خوندم یاد تو افتادم که بدون داشتن دانش آن مساله دست در هر سوراخی میکنی و ۱۰۰ البته با قیافه حق به جانب !!

    http://ayandenews.com/news/15456

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    چقدر امثال شما از پیشرفت افراد ناراحت هستید به جای اینکه به دنبال آن باشید که بنده چه چیزی انجام میدهم و یا انجام نمی دهم بروید خود را توانمند کنید با دزدی ایده و طرح و مقاله و تحقیق به جایی نمی رسید توصیه می کنم بروید علم یاد بگیرید و یا صحنه را به صاحبان علم و عمل واگذارکنید. و یا حداقل در علم جویی علاقمندان علم سنگ اندازی نکنید…….
    الان سرعت اینترنت من را پایین آورده اید فکر می کنید نمی دانم
    پروفایل مرا در IREXPERT.IR تقریبا از دست رس خارج کرده اید فکر می کنید نمی دانم
    تلفن بنده را کنترل می کنید فکر می کنید نمی دانم
    نامه های پستی بنده را کنترل می کنید فکر می کنید نمی دانم ؟
    موبایل بنده را کنترل می کنید فکر می کنید نمی دانم ؟
    هر کسی خود را برای کاری خود را توانمند می کند بنده هم خود را برای خلاقیت , طراحی , تحقیق , مقاله نویسی و………….توانمند نموده ام و این روند را هر جا که باشم ادامه می دهم
    خیانتی که از طریق اجرای ناقص طرح ها و پیشنهادهای بنده شما مرتکب شدید جبران ناپذیر است.
    حاضرید چند متخلف را در اولین دانشگاه این کشور به عناوین مختلف حفظ کنید اما حاضر نیستید با ادا حقوق یک صاحب فکر , از او به درستی استفاده کنید

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    و همین طور فعالیت های اینترنتی من را کنترل می کنید تا مثلا چیزی بدست بیاورید. شما ها هنرمندی عجیبی در تبدیل دوست به دشمن دارید. و خیلی راحت انتقاد از چند متخلف را به انتقاد از کل اسلام و انقلاب و نظام تعبیر می کنید. با قانون شکنی دنبال اجرای قانون و اسلام هستید ؟ ! در زیر پای بنده زنان و دختران بد کاره میکارید . در غذای من در رستوران های سطح شهر سیانور می ریزید برای بنده تصادف ساختگی ایجاد می کنید . چاقو کش اجیر می کنید و با این کارها می خواهید بنده بترسم و از چند متخلف گذشت کنم و یا با آنها همکاری کنم ………بروید رویه های غلط خود را اصلاح کنید تابع شرع و قانون و اخلاق شوید آن وقت خواهید دید بنده با پای خود به سراغ شما خواهم آمد و به جای اینکه شما با این کارها وقت خود را تلف کنید بنده التماس خواهم کرد که اجازه بدهید بنده هم با شما همراهی کنم ولی شما خود تمام راهای ممکن را سد نمودید و با ندادن حقوق قانونی و واقعی بنده دارید بیشتر در وادی سقوط معنوی و مادی حرکت می کنید.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    شما حاتون خوبه؟۱ اینو چرا واسه من نوشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    با سلام
    منظور من در جواب این نوشته زیر بود:

    عجیب وقتی این نوشته رو خوندم یاد تو افتادم که بدون داشتن دانش آن مساله دست در هر سوراخی میکنی و ۱۰۰ البته با قیافه حق به جانب !!

    http://ayandenews.com/news/15456

    که داشت صفحه کار منو از طریق شبکه کنترل می کرد احمق فکر میکرد من نمی فهمم و داشت برا من ارایه طریق می نمود
    خانم اچ بی یک عده ای می خواهند بنده را ازبین ببیرند
    بعد از نوشتن این جملات آدم فرستاده اند و از طریق خانواده ام به من گفته اند تا بروم در بانک کشاورزی مشغول به کار شوم
    فقط بدانید بسیاری از اقدامات دولت نهم با استفاده از پیشنهادات بنده که در استان به شورای شهر و استانداری داده ام تهیه شده و اجرایی شده است اما مسولان استانداری از دادن اعلام وصول و نیز تاییدیه این پیشنهادات و نیز حقوق مادی و معنوی آنها خود داری می کنند
    بدانید ما همدانشگاهی هستیم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    در ادامه بالا
    بنده مسنتدات این پیشنهادات ارایه ندادم که تاکنون براسی بدست آوردن این مستندات به دفعات برای بنده آدم ربایی کشیده اند و همین طور پیشنهادات بنده بدون رعایت قوانین نظام بررسی پیشنهادات جهت اجرا به دیگران واگذار شده است بزودی در این زمینه اطلاعات تکمیلی ارایه خواهد شد

    جواب به این نظر

  16. مرتضی ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۱:۳۶ ب.ظ

    با سلام
    در ادامه مطلب بالا
    به خاطر همین پیچیدگی است هر فردی توان دخالت و تعیین تکلیف برای انسان را ندارد و به همین خاطر وارد شدن به زندگی افراد به بهانه های مختلف جوازی صادر نشده است و به همین خاطر آزادی افراد در انتخاب مسیر زندگی در چهار چوب های عقلانی توصیه می شود و به همین خاطر است که پاسخگویی افراد در مقابل اعمال خود مهم است و به همین خاطر است که خود گردانی و خود اتکایی و خود بسندگی و در عین حال حسایت به مشارکت اجتماعی و کار گروهی توصیه می شود و انسان به آرامش رسیده توان بیشتری برای اثر گذاری در سایر ابعاد خود و جامعه را داراست.

    جواب به این نظر

  17. بهنام ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۳:۱۵ ب.ظ

    انشالله عاقبت خیر باشه.

    بهنام

    (راستی من این بهنام فوق نیستم)

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    تو همان فضول بی خاصیت و جاسوس بی جنبه ترسوی بد ذات بیسواد عوضی و الی آخر هیتی که جز ……کاری بلد نیستی

    جواب به این نظر

  18. بانو مریم ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۷:۵۱ ب.ظ

    vaghan hamintore
    to zendegie manam daghighan chizaee ke azashon mitarsam etefagh miufte
    vali man say mikonam beheshon fek nakonam
    na onjori ke bikhiyal basham
    vali vaghti fek mikonam bishtar aziyat misham
    pas bara inke fekram rahat bashe fek nemikonam :)
    zendegie dg
    khob o bad dare

    جواب به این نظر

  19. زینب ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۸:۳۴ ب.ظ

    دقیقا می دونم از چی صحبت می کنی،این اتفاق برای من هم افتاده ،فکر می کردم این بلاها فقط سر من می یاد

    جواب به این نظر

  20. خرد گرا ۱۳۸۸-۰۹-۱، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    خبرداری ای شیخ دانا که من
    خداناشناسم خداناشناس
    نه سربسته گویم در این ره سخن
    نه از چوب تکفیر دارم هراس
    خدائی بد ینسان اسیر نیاز
    که بر طاعت چون توئی بسته چشم
    خدائی که بهر دو رکعت نماز
    گراید به رخم و گراید به خشم
    خدائی که جز در زبان عرب
    به دیگر زبانی نفهمد کلام
    خدائی که ناگه شود در غضب
    بسوزد زکین خرمن خاص و عام
    خدای تو با وصف غلامان و حور
    دل بندگان را بدست آورد
    به مکر و فریب و به تهدید و زور
    به زیر نگین هرچه است آورد
    خدائی که باشهیر جبرئیل
    کند شهر آباد را زیرو و رو
    خدائیکه در کام دریای نیل
    برد لشگر بیکرانی فرو
    خدائی که بی مزد مدح و ثنا
    نگردد بکار کسی چاره ساز
    خدا نیست بیچاره ورنه چرا
    به مدح و ثنای تو دارد نیاز؟
    نه پنهان نه سربسته گویم سخن
    خدا نیست این جانور اژدهاست
    مرنج از من تو شیخ دانا که من
    خداناشناس

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    با سلام
    این خدایی که شما تصویر نموده اید وجود خارجی ندارد و ساخته و پرداخته ذهن محدود شماست همین که شما چنین مطالبی را نوشته اید و احتمالا هنوز در روی زمین خدا گام برمیدارید بزرگترین نشانه وجود یک وجود کامل تری از خود شماست .
    یکی گفته بود من خدا رو قبول ندارم
    در مقابل هم یکی گفته بود خدا ترا قبول ندارد که به این روز افتاده اید!!! .
    یکی گفته بود تا من خدا را در زیر تیغ جراحی خود نبینم او را نمی توانم باور کنم
    دیگری گفته بود چنین خدایی که شما مدعی وجود آن هستید اصلا وجود ندارد تا شما آن را ببینید!!!
    با استفاده از چند وزن و قافیه و متن طنز آلود کسی واقعیت های عینی چهان را نمی تواند منکر شود و شاید چند نفر همچون خود را چند لحظه به خنده وادار کند ولی آنچه که هست و خواهد بود واقعیت های انکار ناپذیر عالم است که قابل انکار نیستند. و بزرگترین و عینی ترین واقعیت کره زمین و شاید عالم انسان است با همه پیچیدگی های خاص خود که نمونه آن همین نگارنده اشعار بالا است. با چیدن چند حرف در کنار هم می تواند معنی آفرینی کند و خنده بر لبها بنشاند و موزون باشد و در اذهان سؤال ایجاد کند و خود را خدا ناشناس بخواند

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    و همین طور از خود نمی پرسد چرا من اینگونه فکر می کنم و چرا این متن را می نویسم و این توانمندی از کجا بر می خیزد و چرا این توانایی در همه ایجاد نمی شود و یا همه موجودات دارای چنین توانایی نیستند و اصلا چگونه عناصر بی جان در محیط می توانند بدون سازنده عینی همچون انسان وجودی چنین پیچیده را بوجود بیاورند؟
    این وجود را با آخرین ربات ساخت انسان هوشمند و بسیار پیچیده مقایسه کنید ؟ به سازنده و خالق چنین وجود هر کس باشد احسنت می گوید.
    اصلا چگونه عناصر می توانند با این ترکیب در کنار هم بدون هیچ برنامه ریزی چنین وجود پیچیده ای را بوجود بیاورند و تغییر در زاویه استقرار حتی یکی از اتم های انسان موجب اخلال در کلیه وظایف بدن انسان می شود . آیا اینها تصادفی است؟
    این همه اکتشافات و تغییرات در جهان از فکر وجودی به نام انسان خارج شده است این همه فقط از یک وجود بسیار توانمندتر و بسیار بسیار پیچیده تر از انسان حکایت دارد حال این وجود هر چه باشد در این انسان اثر گذار است و انسان می تواند از این وجود برای بهینه سازی خود بهره ببرد.

    جواب به این نظر

  21. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۵:۴۶ ب.ظ

    بسم الله الرحمن الرحیم
    “الا بذکر الله تطمئن القلوب”
    صدق الله العلی العظیم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    مرحبا

    جواب به این نظر

  22. آرزو ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۸:۴۹ ب.ظ

    پس نتیجه میگیریم که از هیچی نباید بترسیم . ولی نمیشه که نترسیم

    جواب به این نظر

نظر شما